گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۹۰۶۸۵
| | 3555 بازدید
جام جم
«پايه موازين اسلامي» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم دكتر حسن سبحاني است كه در آن ميخوانيد:
جامعهاي كه بخواهد الگوي ديني را نمايندگي كند، بايد در روابط فردي و اجتماعي موحدان تشكيلدهنده خود، شاهد و ناظر كاركرد موازين اسلامي باشد. به اصطلاح، نهادهاي خود را معطوف به آموزههاي ديني و مبتني بر پشتيباني آنها از ناحيه احكام و موازين اسلامي، بنيادگذاري كند و اين بدان معني است كه جامعه الگوي ديني، نميتواند جامعهاي اقتباس شده يا حداكثر جامعهاي التقاطي باشد كه در آن، مظاهري از دين مطرح يا نهادهايي از اسلام تحتالشعاع نهادهايي از غيراسلام ساختار اجتماعي، اقتصادي و سياسي آن را تشكيل داده باشند.
متاسفانه از آنجا كه ما از زمان ظهور اسلام فاصلههاي بسيار داريم و در اين قرون و سدههاي متوالي هم نهادهاي كافي به نام دين تاسيس نشده است و اگر هم مختصر نهادي به وجود آمده باشد، جلوه آن عمدتا در رفتار فردي و نه در كنشهاي اجتماعي مسلمانان بوده است و از طرف ديگر در غيبت نهادهاي معطوف به دين و در خلأ حاصل از اين پديده، ذهنيتهاي ديگري كه آميخته با احكام دين نبوده و حتي مدعي عدم ضرورت آن، لااقل در نهادهاي اجتماعي بوده است، در عرصههاي عملي زندگي مسلمانان پيشروي كردهاند و محيط را متاثر از دوگانگيهاي نهادي و عمدتا التقاط نهاديكردهاند.
لذا در وضعيت فعلي مسلماني، دچار مشكلات عديدهاي از اين ناحيه هستيم كه نه ما را از حيث سنت، به گذشته اسلامي مربوط ميكند و نه ما را از حيث تجدد، به دنياي عاري از دين (يا برخوردار از دين فردي) رهنمون ميشود و اين فضاي دوگانه، همواره ميتواند به منزله حجابي عمل كند كه در ايجاد جامعه الگو و استوار كردن پايههاي آن، دچار خطاي در تشخيص و در نتيجه دچار انحطاط و ارتجاع شويم. مقولهاي كه بايد بشدت مواظبت كرد تا ما را در گرداب هولناك خودش گرفتار نسازد.
آنچه به عنوان يكي از پايههاي اصلي جامعه الگوي موردنظر بايد عملياتي شده و ملحوظ گردد آن است كه جامعهاي با انواع نهادها و تاسيسات آميخته با روح و جوهره دين به وجود آيد كه در آن تمامي قوانين و مقررات، در عرصههاي مختلف مدني، جزايي، مالي، اقتصادي، اداري، فرهنگي، نظامي، سياسي و غير اينها، براساس موازين اسلامي باشد، به گونهاي كه عملكرد چنين جامعهاي، عملكرد احكام و موازين ديني تلقي شده و بتوان در كارآيي و رونق آن، قابليتهاي احكام و موازين اسلامي را به نظاره و محاسبه و سنجش نشست.
چنين جامعهاي به طور قهري متمايز از جوامعي خواهد بود كه در آنها مضامين ديگري جوهره كاركرد جامعه را تشكيل ميدهد و اصولا تفاوت بين جامعه ديني با جوامع غيرديني از حيث پايبندي عملي به همين موازين مطرح و مشخص ميشود.
در جامعه الگو، اقتصاد و بانكداري و توليد همانقدر بر موازين ديني متكي است كه قضاوت، سياست، فرهنگ و خانواده و چون همه اين موارد با اينكه متنوع هستند، جملگي از منشأ موازين اسلامي بهرهمند ميشوند؛ لذا با يكديگر همگرا بوده و در ساختار جامعه اسلامي به نحوي سازگار عمل ميكنند. تمايز چنين جامعهاي با جوامع غيرديني نه صرفا در شعائر و ظواهر كه در شعور و حال ناشي از تمسك و متكي بودن به احكام ديني است.
جامعه الگو، جامعهاي مملو از نهادهاي ويژه با كاركردهاي ديني است؛ نهادهايي كه منعطف، كارآمد، بهينه و كمهزينه هستند و به شرف خدمتگزاري به موحدان خود، نائل آمدهاند.
ملت ما
«آخرين يارگيريها در پرونده هستهاي ايران» عنوان سرمقاله روزنامه ملت ما به قلم محمد مهدي مظاهري است که در آن می خوانید:
پساز گزارش دوپهلوي يوكيا آمانو دبيركل آژانس بينالمللي اتمي (IEAE) تلاشهاي طرفين منازعه براي رسيدن به اهداف تعيين شده همچنان ادامه دارد. دراين راستا شوراي حكام آژانس نيز قرار است به پرونده هستهاي ايران رسيدگي كند. بيترديد پس از موافقتهاي حاصله در حوزه فناوري صلحآميز هستهاي بهويژه اتصال نيروگاه اتمي بوشهر به شبكه برق سراسري كشور تشديد فشارهاي غرب عليه ايران امري محتملتر به نظر ميرسد.
مسئله مهم اين است كه چرا با وجود تاكيد جمهوري اسلامي ايران مبني بر صلحآميز بودن برنامههاي هستهاي و گزارش مكرر آژانس بينالمللي اتمي مبنيبر فقدان هرگونه يافتههايي در تاييد نظامي برنامه هستهاي ايران و نيز تاييد اين موضوع از سوي دستگاههاي امنيتي امريكا، باز مقامات كاخ سفيد به همراهي اسرائيل تلاش دارند كه به صورت قطعي ايران را به عنوان كشوري كه درپي دستيابي به توانمندي تسليحات هستهاي است معرفي نمايند.
بيترديد يكي از اهداف اصلي امريكا حفظ برتري نظامي رژيم صهيونيستي در منطقه با اتكا به توانمندي هستهاي آن است. لذا امريكا با جنگ رواني دستيابي ايران به فناوري هستهاي را چالش منطقهاي ميداند و با تحريك كشورهاي همسايه ايران در راستاي اين موضوع است كه گويا دستيابي ايران به انرژي صلحآميز هستهاي زمينهساز ورود رقابت منطقهاي و گسترش اشاعه سلاحهاي هستهاي خواهد شد در صورتي كه رژيم صهيونيستي با دارا بودن 200 كلاهك هستهاي علناً با دهنكجي به پادمانهاي بينالمللي و عدم پذيرش NPT امنيت منطقه را به خطر انداخته است. در راستاي اين گزارش به مواضع گروههاي متنازع در پرونده هستهاي ايران اشاره ميشود.
مواضع غرب:
ايالات متحده با استناد به گزارش دوپهلوي آمانو خواستار اعمال فشار بيشتر و گسترش چتر تحريمي عليه ايران شده است و بدون در نظر گرفتن گزارشات قبلي استنادات آن در آژانس و شوراي حكام نيز موجود است و صريحاً ادله محكمه پسندي مبني بر انحراف از مسير صلحآميز به نظامي را نميدهد. ايران را به مخفيكاري و فريب مجامع بينالمللي متهم ميسازد و مقامات امريكايي بر اين باورند كه اگر ايران به فعاليتهاي هستهاي و افزايش درصد غناي اورانيوم در فردو قم ادامه بدهد ميتواند در 2 سال آينده به بمب اتمي دسترسي داشته باشد.
امريكا حتي با ناديده گرفتن اقدام اخير در پذيرش طرح گام به گام روسها از اعمال مديريت فشار بينالمللي و محور قرار دادن گزارش آمانو براي تحريمهاي سخت عليه ايران حمايت ميكنند. بدون ترديد غرب سالهاست ميكوشد كه از طريق آژانس بينالمللي انرژي اتمي و نيز گزارشات دبيركل افكار عمومي را در دو سطح تودهها و نخبگان در مسير اعمال فشار بيشتر عليه ايران اقناع سازد.
به نظر ميرسد كه گزارش جديد آمانو اين فرصت را به غرب بهويژه امريكا قرار خواهد داد كه با فضاسازي رسانهاي روند تحريمي در دو سطح بانكي و مالي و سياسي عليه برخي از شخصيتهاي نظام پيگيري كند.
مواضع چين و روسيه:
به نظر ميرسد چين و روسيه پيش از كشورهاي ديگر نگران تصاعد بحران ميان طرفين منازعه و از دست دادن منافع راهبردي خويش در ايران باشند.اخيراً روسها با طرح گام به گام تلاشهايي براي خروج از بحران و نقشآفريني بيشتر در مناقشه هستهاي ايران و غرب آغاز كردند. هر نوع همراهي كرملين و پكن با غرب در گفتوگوي 1+5 با امريكا و متحدان رنجش بيشتر ايران و رويگرداني كشورمان را فراهم خواهد كرد در اين مسير تشديد فشار و اعمال تحريم نفتي و بانكي بيشتر غرب از طريق شوراي امنيت عليه ايران شركتهاي نفتي و سرمايهگذاري روسي و چيني از پروژههاي سودآور را محروم ميسازد.
لذا روسيه به همراه چين تلاش خواهند كرد از صدور قطعنامه جديد و تحريمهاي بيشتر ممانعت به عمل آورند ولي امر مسلم اين است كه در صورت اصرار غرب بر مواضع خويش و امتناع ايران از درخواستهاي آژانس، روسها و حتي چينيها جانب غرب را خواهند گرفت و بعيد است روسيه يا چين از وتوي خويش در شوراي امنيت سازمان ملل متحد به نفع ايران استفاده كنند.
كيهان
«بي نياز از تفسير» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
تحولات منطقه عربي از فرم تفسيرپذير به سمت هويتي معين در حركت است. پيش از اين تلاش ميشد تا با واژگاني مبهم از اتفاقاتي بزرگ ياد شود. «بهار عربي» ، «جنبشهاي فيس بوكي» ، «جنبش 6 ژوئن مصر» ، «جنبش 26 ژوئن ليبي» ، «تحولات عربي» و «جنبش جوانان عرب» از جمله اين واژگان مبهم بودند كه توسط رسانههاي وابسته به اروپا و آمريكا ساخته و پرداخته شدند تا از يك سو اين تحولات تفسيرپذير شوند و بتوان آن را مديريت كرد و از سوي ديگر هويت واقعي و شناخته شده آن در زير عبارات مبهم مخفي بماند.
اما واقعاً تحولات منطقه عربي تفسيرپذير نبودند و هويتي روشن داشتند، نمادهاي آن كاملاً مشخص بود، اهداف آن و حتي سرانجام آن روشن بودند. وقتي مردم روز جمعه را برمي گزينند و تظاهرات خود را بعد از برپايي نماز و از محل نمازجمعه شروع ميكنند، شعار الله اكبر سر ميدهند، ديكتاتورهاي وابسته به آمريكا و رژيمهاي لائيك را هدف قرار ميدهند و شهادت را در اين راه پذيرا ميشوند و تشييع جنازه هر شهيدي به تعداد تظاهرات كنندگان اضافه ميشود، كاملاً معلوم است كه هويت نيروهاي انقلاب چيست، هدف آنان چيست و مقصد آنان كجاست و تا كجا حاضر به پرداخت هزينهاند و تا كي در صحنه ميمانند و حتي ميتوان فهميد كه اين الگو قبلاً در كجا تجربه شده و اين مردم چشم به كدام تجربه دارند. اما همه اينها براي غرب و نيروهاي وابسته به آن ضرر دارد و بايد با آدرسهاي ديگر كور شوند و زمان براي سوار شدن و خاموش كردن اين امواج فراهم شود.
به واژگان يك بار ديگر نگاه كنيد «بهار عربي»! بهار يعني چه؟ آيا مراد رويش است يا كوتاه مدت بودن زمان آنها آيا براي اين نيست كه تحولات را به همين چند كشوري كه از دي تا فروردين حركت كردند، محدود نمايند؟ به هر حال از اين واژگان معناي روشني كه همه درباره آن اتفاق نظر داشته باشند بيرون نميآيد. «جنبشهاي فيس بوكي» يعني چه آيا غير از اين است كه از يك سو فانتزي و تفريحي بودن و در نتيجه بي دوام بودن را به اين جنبشها نسبت دهند و از سوي ديگر نوعي منشأ غربي- تكنولوژيكال بودن- را به اين انقلابها نسبت بدهند. جالب اين است كه در اكثر اين كشورها دسترسي به اينترنت و نيز رسانههاي فضايي بسيار محدود بوده است، در ليبي تعداد كساني كه دسترسي به اينترنت دارند از 200 هزار نفر هم كمترند و تعداد مراجعان به فيس بوك كمتر از 10000 نفر در كل ليبي بوده است، در يمن اين عدد و رقم به 10درصد ليبي ميرسد و در بحرين به كمتر از 10درصد يمن و...
«جنبش 6 ژوئن و... يعني چه آيا غير از اين است كه از يك سو بي هويت بودن و از سوي ديگر حادثه بودن جنبشهاي منطقه عربي را ميخواهند القا نمايند. «جنبش جوانان عرب» هم هويت معيني را نشان نميدهد و فقط بيانگر نقش آفريني يك طبقه خاص ميباشد و تاكيد بر جوان بودن، احساسي و بي ريشه بودن و در نتيجه گذرا بودن را تداعي ميكند.
اما البته اين نامگذاريها اگر چه در ادبيات سياسي جايي براي خود پيدا كرده و در كشور ما نيز مورد استفاده مجامع سياسي و رسانهاي هستند ولي ناكارآمد و ناكافي بودنشان به اثبات رسيده است.
اين انقلابها همانگونه كه اشاره شد هويت كاملاً روشني دارند و برخلاف بعضي از چهرههاي سياسي كه براي تبيين اين انقلابها از وجوه مختلفي حرف ميزنند، انقلابهاي عربي يك وجه دارند و در يك نقطه بهم ميرسند و آن يك وجه هم «اسلام» است و همه نمادهايي كه به آن اشاره شد از اين وجه خبر ميدهند. اما اين كدام اسلام است آيا يك اسلام غيرسياسي و سنتي است كه در قالب قرائت قرآن كريم به قصد صرف كسب فيض و ثواب خوانده ميشود و يا در قالب تقيد به نماز جماعت و جمعه با قصد صرف ثواب و تقرب به خدا متجلي ميشود يا اسلام از نوعي ديگر است.
بعضي از تحليل گران مدعي اند كه اين نمازها، قرآنها و تكبيرها، محاسن و ظواهر مذهبي مردان، حجاب زنان و مسائلي از اين قبيل كه در تظاهرات مصري ها، تونسي ها، ليبيايي ها، يمني ها، بحرينيها و... مشاهده ميشوند، اينها برخاسته از عادات مردم است و به هيچ وجه از يك جنبه سياسي حكايت نميكنند و براي اثبات مدعاي خود ميگويند ببينيد اينها در زمان حكومت رژيم مبارك هم اهل نماز و قرآن و... بودهاند و از سوي ديگر قرآن و نماز و... ميان نيروهاي رژيم مبارك و... با مردم انقلابي، مشترك است و لذا به هنگام سخن گفتن از ماهيت و هويت جنبشها بايد اين قدر مشترك را كنار گذاشت و به مسائلي كه چندان بروزي در ظواهر و نمادها ندارند توجه كرد!
اين در حالي است كه با اين تحليل ميتوان ادعا كرد كه اسلام در پيدايي انقلاب اسلامي هم نقشي نداشته چرا كه شاه و امام خميني هر دو مسلمان بودند و بسياري از ارتشيهاي شاه هم اهل نماز و روزه بودند. اگر اين را درباره انقلاب ايران بتوان پذيرفت درباره انقلاب مصر و... را هم ميتوان پذيرفت اما جواب مهمتر ديگر اين است كه مردم انقلابي وقتي نمازجمعه را مبدأ حركت قرار ميدهند و مهمترين شعار آنان «الله اكبر» است در واقع نميآيند كه صرفاً نمازي خوانده باشند و واژهاي بيان كرده باشند آنان ميخواهند بگويند ما عميقاً مذهبي هستيم و اعتلاي دين را مدنظر داريم و همه خواستههاي خود را در دين جستجو ميكنيم. اما اين كدام اسلام است كه ميتوان با آن رژيم مبارك را ساقط كرد، سفارت رژيم صهيونيستي را به تصرف درآورد و در مقابل غرب ايستاد كاملاً واضح است اين آن اسلامي نيست كه يك ژنرال ارتش مصر بعنوان يك وظيفه شخصي و به قصد صرف ثواب، آن را در عمل فردي دنبال ميكند و اين نماز ميدان التحرير، التغيير، لؤلؤ و... آن نمازي نيست كه يك نفر در مسجد يا در خانه خود ميخواند. اين نماز آن نمازي است كه حضرت امام درباره آن ميفرمودند: «نماز بلندترين فريادهاست».
خراسان
«آسيب شناسي اجرا، در جهاد اقتصادي» عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم حميد مقدم است كه در آن ميخوانيد:
پنج ماه از سال جاري که با تدبير مقام معظم رهبري به عنوان سال جهاد اقتصادي نام گذاري شده، گذشت. در اين مدت مديران، نخبگان، فعالان اقتصادي، صاحب نظران و... اظهارنظرهاي متفاوت و متنوعي در زمينه علل نام گذاري، تعريف، ابعاد، الزامات، اولويتها و برنامههاي خود در اين سال نمودند. با اين وجود به نظر بيانات رهبري در ديدار اخير خود با فعالان و برگزيدگان بخشهاي اقتصادي شايد در تبيين اولويتهاي جهاد اقتصادي در سال جاري و به نوعي ادامه اين عرصه در سالهاي آتي نقش پراهميتي داشته باشد. اهم محورهاي مورد تاکيد ايشان در اين ديدار عبارت بودند از:
* توجه و برنامه ريزي در مقابل تحريمها و فعال کردن ظرفيتهاي داخلي
* عنايت به بهم پيوستگي چشم انداز، سياستهاي کلي اصلاح الگوي مصرف، نظام اداري، اشتغال، اصل ۴۴ و پياده سازي برنامه پنجم متناسب با اين اسناد
* ضرورت آماده سازي زيرساختهاي کشور براي فعال نمودن پتانسيل منابع انساني جوان
* جبران کمبودهاي باقيمانده از برنامه چهارم نظير رشد ۸درصدي، اشتغال، سرمايه گذاري، کاهش تورم
* توانمندکردن بخش خصوصي و جلوگيري از سوء استفادهها دراصل ۴۴
* مبارزه با مفاسد اقتصادي به عنوان رکن اساسي سالم سازي فضاي اقتصاد
* اجراي سياستهاي حمايتي از توليد به عنوان قائمه اقتصاد
* صرفه جويي در انرژي، افزايش بهره وري و نوسازي ماشين آلات در بخش خصوصي
* نظارت بر استفاده صحيح از تسهيلات پرداختي به بخش خصوصي
* کنترل و نظارت بر واردات به خصوص در بخش کشاورزي
* افزايش صادرات غيرنفتي با توجه به عناصري نظير کيفيت، مشتري مداري و... و مثبت شدن تراز تجاري کشور
* تهيه برنامه جامع براي رشد تعاون
* معرفي صحيح فرصتهاي سرمايه گذاري به بخش خصوصي واقعي
دقت نظر ايشان در تبيين هرکدام از اين محورها حاکي از اشراف بر مسائل موجود و آسيبهاي کشور در اين عرصهها دارد. تبيين و تحليل، ترسيم دقيق وضع موجود و تهيه راهبردها و راهکارهايي براي برون رفت از اين مسائل و تحقق اين اولويتها از جمله اقدامات کليدي است که به نظر بر دوش مديران و کارشناسان دولتي ، فعالان بخش خصوصي و فرهيختگان و نخبگان کشور ميباشد.
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
فضاي اين هفته به شدت تبدار مسائل مالي و اقتصادي بود و سرانجام غده چركين بيانضباطيهاي مالي سالهاي اخير به شكل تخلفات گسترده، سرباز كرده و خود را نشان داد. در اين هفته رئيس ديوان محاسبات كشور كه ظاهراً طاقتش به سر رسيده و ظرفيت تحملش لبريز شده، لب به شكوه گشود و بيانضباطي و تخلفات مالي دولت را به عنوان بزرگترين مشكل اقتصاد كشور عنوان كرد. وي يكي از بيانضباطيها و تخلفات مالي سال گذشته را نامشخص بودن وضعيت صندوق توسعه ملي و ميلياردها دلاري دانست كه از منابع نفت و گاز به آن وارد ميشود و متأسفانه هيچكس خود را موظف به اعلام وضعيت و موجودي اين صندوق نميداند.
رئيس ديوان محاسبات معتقد است اگر انضباط مالي در كشور حاكم شود، برخي از سوءاستفادهها و اختلاسها كه به ارقام نجومي رسيدهاند، كاهش مييابد. وي وعدههاي رئيسجمهور در زمينه امكان افزايش 3 برابري يارانههاي نقدي از محل درآمد هدفمندي يارانهها، حتي درصورت افزايش قيمتها را غيرممكن و توخالي دانست و از مسئولين خواست مراقب وعدهها و سخنان بدون پشتوانه خود باشند. وي به برداشتهاي غيرقانوني و بدون مجوز از درآمدهاي نفتي و بودجه جاري براي پرداخت يارانه و عدم بازگشت آنها از سوي دولت اشاره كرد و ادامه اين بيانضباطيها را به ضرر نظام و پيچيده شدن مشكلات اقتصادي توصيف نمود.
در اين هفته همچنين ماجراي اختلاس 3 هزار ميليارد توماني از بانك صادرات به طور گسترده به بيرون درز كرد و نقل تمام محافل خبري، اقتصادي و سياسي كشور شد درحالي كه مسئولان نظارتي و بانكي از ارائه توضيحات شفاف در اين خصوص خودداري كرده و توپ را به زمين يكديگر انداختند.
اواسط ماه رمضان بود كه خبري كوتاه در رسانهها مبني بر كشف اختلاس 3 هزار ميليارد توماني در بانك صادرات منتشر شد. اعلام اين خبر موجب شكل گيري ابهاماتي در فضاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي كشور شد؛ اين مهم از آنجا حائز اهميت است كه رقم اين اختلاس در قياس با اختلاسهاي قبلي بسيار بالاتر بوده و طبق گفته رئيس بازرسي كل كشور اختلاس بانك صادرات بزرگترين اختلاس در كل كشور است. اما در روزهاي نخست كه اين خبر اعلام شد مسئولان بانك مركزي و بانك صادرات اظهارنظر دقيق و كارشناسي در اين خصوص ارائه ندادند و تصميم گرفتند با سكوت، موضوع را پيش ببرند. به هر حال با گذشت روزها و هفتهها، ابعاد تازهاي از بزرگترين اختلاس كشور كشف و رسانهاي شد.
همان طور كه در خبرهاي مربوط به اختلاس آمده، سركرده باند اختلاس گران توانسته 2 هزار و 800 ميليارد تومان با استفاده از جعل اسناد بانك صادرات از بانكهاي ملي، سپه، سامان، پاسارگاد، پارسيان، رفاه و ملت برداشت كند. طبق گفتهها، اين فرد توانسته با اختلاس از اين طريق، كارخانههاي بزرگي را خريداري و سهامدار شركتهاي توليدي خاص شود. اين فرد همچنين قصد داشت با استفاده از پولهاي به دست آورده از طريق كلاهبرداري، بانك آريا را نيز تأسيس كند. اين فرد همچنين با نفوذي كه در سيستم بانكي پيدا كرده بود قصد داشت از يك بانك نيز مبلغ زيادي وام دريافت كند كه در آخرين لحظات، پرداخت تسهيلات به وي متوقف شد.
اين اختلاس بزرگ و دهها موارد ديگر كه هنوز رسانهاي نشده، نتيجه همين بيانضباطيهاي مالي است كه در سالهاي اخير و در پي انحلال سازمانهاي نظارتي مانند سازمان برنامه و بودجه و يا تضعيف ديگر نهادهاي نظارتي صورت گرفته و جريان سياسي خاصي را در نظام اقتصادي و مالي حاكم كرده كه بيمحابا به دست اندازي بر منابع عمومي و ملي ادامه ميدهند. قطعاً مهمترين وظيفه دلسوزان نظام در شرايط كنوني براي جلوگيري از سوءاستفاده و دست اندازي به دارائيهاي عمومي، تقويت دستگاههاي نظارتي، ايستادگي در مقابل بيقانونيها و برخورد سريع و قاطع با متخلفان دانه درشت ميباشد كه متأسفانه سكوت و خوشبيني بيش از اندازه در اين سالها، چيزي جز پررنگ شدن خط انحرافي عايد مردم نكرده است.
در هفته اخير همچنين نابساماني و لجام گسيختگي در بازار ارز و سكه و افزايش لحظهاي اين شاخصهاي مالي، عرصه را برتوليد كنندگان تنگتر كرد. بخش مولد جبهه اقتصادي كشور كه از يكسو با خلف وعده دولت در پرداخت يارانه نقدي به توليد كنندگان و عدم پرداخت جايزه به صادر كنندگان مواجه است، با افزايش قيمت ارز، روز به روز قدرت توليد و رقابت خود را از دست ميدهد و با تنگناي مالي بيشتري مواجه ميشود.
افزايش لحظهاي قيمت سكه و ارز و عدم مديريت براين عرصه باعث شده مردم از عوارض مستقيم و غيرمستقيم آن بر كاهش ارزش پول ملي، تورم و ركود در توليد، لطمات بسياري ببينند و مشخص نيست كه چه كسي مسئول عواقب خسارت بار اين وضعيت بر اقتصاد كشور خواهد بود.
رسالت
«حمايت از بيداري اسلامي» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمود فرشيدي است كه در آن ميخوانيد:
600 تن از متفكران جهان اسلام و خارج از جهان اسلام، حتي كشورهاي اروپايي و آمريكايي روزهاي 26 و 27 شهريور ماه در اجلاس بينالمللي بيداري اسلامي در تهران مشتاقانه گردهم ميآيند تا درباره چشمانداز، اهداف و پيامدهاي بيداري اسلامي گفتگو كنند و بويژه دغدغه آسيبشناسي اين حركتها را مورد بررسي قرار دهند. تا مبادا عدم مراقبت از دستاوردها و نيز اختلاف افكني دشمنان، مانع دستيابي به پيروزي نهايي و حتي مصادره انقلاب به نفع نظام سلطه جهاني گردد طبعا تجربيات ايران از شكست در نهضت مشروطيت و نهضت ملي شدن نفت و هوشياري در استمرار انقلاب اسلامي، سرمايه گرانسنگي براي حركت بيداري اسلامي در اين زمينه است.
طي 33 سال گذشته، ايران عرصه گفتگو و رفت و آمد نخبگان و انديشمندان جهان اسلام و بسياري از انقلابيون جهان بوده است و آنان بارها آمدهاند تا درس انقلاب را بياموزند و اينك كه جمعي از آنان از عهده آزمون انقلاب برآمدهاند، با نگاه خريدارانه ميآيند تا از نظام سياسي جمهوري اسلامي و مردمسالاري ديني، الگوبرداري كنند.
به راستي آيات قرآن كريم، چه زود تفسير شد و وعدههاي اله چقدر نزديك بود كه ياري خداوند و ورود فوج فوج مردمان را به دين خدا وعده ميداد اما اوراق تاريخ آنچنان به سرعت ورق ميخورد كه تنها صاحبان بينش توحيدي توانايي درك و تحليل و باور اين تغييرات را دارند.
34 سال پيش كه مردم قم براي دفاع از اسلام قيام كردند، كمتر كسي تصور ميكرد در اندك مدتي اين قيام در سراسر ايران فراگير شود. اينگونه تحليل ميشد كه قم شهري مذهبي است و باورهاي ديني در ساير شهرها، همانند قم، ريشهدار نيست اما شد آنچه شد و روزي كه انقلاب اسلامي مردم ايران به پيروزي رسيد هم شايد كمتر كسي ميتوانست تصور كند كه در كمتر از چهار دهه صداي پاي اين انقلاب در تونس و مصر ويمن و بحرين و ليبي و... شنيده شود.
در حقيقت آن روز كه رژيم شاهنشاه در ايران سرنگون شد، كاخ ستمگران جهان لرزيد و شكاف برداشت و آنان هرچه در توان داشتند طي اين سالها به كار گرفتند تا با كانون ايجاد موج بيداري اسلامي مبارزه كنند اما هر تدبيري كهانديشيدند و هر حيلهاي كه به كار گرفتند، موجب تقويت امواج بيداري مسلمانان شد و دامنه آن را گسترش داد. به تعبير حكيم توس
چو تيره شود مرد را روزگار
همه آن كند كهاش نيايد به كار
چه بسا اگر شب و روز عليه ايران اسلامي توطئه نميكردند نام ايران با اين سرعت در جهان پرآوازه نميشد و كنجكاوي جهانيان را بر نميانگيخت اما اين حديث را از زبان بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران شنيدهايم و به خاطر داريم كه:
لايزال يؤّيد هذا الدين برجل فاجر
"همواره اين دين توسط افراد فاجري تقويت ميشود" يعني مخالفت ستمگران با اسلام، برخلاف خواستهشان، به تحكيم اسلام ميانجامد.
البته روزي كه پيامبر گرامي اسلام (ص) از سقوط دو امپراتوري بزرگ آن دوران خبر داد، روزي كه امام خميني (ره) وعده سرنگوني رژيم شاه را داد و نيز روزي كه فروپاشي ابرقدرت اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي را پيشبيني كرد، در تمامي اين مراحل عدهاي خودباخته اين وعدهها و بشارتها را به تمسخر ميگرفتند. امروز هم كه كاخ ستمگران يكي پس از ديگري فرو ميريزد و آنان مذبوحانه به تماشاي دو مينوي فروپاشي لانههاي جاسوسي خويش نشستهاند و جز ابراز نگراني و دست به دامان يكديگر شدن و يكديگر را تسلا دادن، چارهاي نمييابند. عدهاي بيداري اسلامي را هنوز باور نكردهاند يا نميخواهند باور كنند و يا ماموريت دارند كه باور نكنند و اظهار ميدارند كه "اين بازي آمريكاييهاست"
حمايت
«راز واشنگتن چيست؟» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت است كه در آن ميخوانيد:
اين روزها آمريكا بيشترين تكاپو را براي به اصطلاح آغاز دوباره روند سازش داشته است. مقامات ارشد آمريكايي مانند اوباما رئيس جمهور و هيلاري كلينتون وزير امور خارجه صراحتا بر لزوم آغاز دوباره روند سازش تاكيد دارند.
در همين راستا نمايندگان آمريكا شامل دنيس راس و ديويد هيل نيز در روزهاي آينده راه خاورميانه ميشوند. آمريكا همچنين از متحدان اروپايي نيز براي رسيدن به اين مقصود استفاده كرده است كه سفر اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا و وستروله وزير خارجه آلمان به اين سرزمينهاي اشغالي در اين چارچوب است.
با توجه به اين شرايط اين سوال پيش ميآيد كه چرا آمريكا تا بدين حد بر آغاز دوباره روند سازش كه بارها شكست خورده و نيز عدم بازگشايي پرونده تشكيل كشور مستقل فلسطين در مرزهاي 1967 در نشست آتي سازمان ملل تاكيد دارد ؟ در پاسخ به اين پرسش دو نكته قابل تامل است.
نخست آنكه آمريكاييها خود را موظف به حمايت از خواستههاي صهيونيستها ميدانند لذا پذيرنده تحولي مغاير با خواست آنها نيستند. بازگشايي پرونده فلسطين در سازمان ملل شكستي سنگين براي صهيونيستها است كه ميتواند بر داخل آمريكا نيز تاثير گذار باشد.
اوباما رئيس جمهور آمريكا و حزب دموكرات براي حضور در انتخابات نيازمند حمايت لابي صهيونيست هستند لذا حمايت از اين رژيم در شرايط كنوني را امري ضروري ميدانند.
دوم آنكه بازگشايي پرونده فلسطين در سازمان ملل آمريكا را بر سر دو راه قرار ميدهد كه در هر صورت آن شكست است. در صورت همراه و يا مخالفت با ساير كشورها در قبال مسئله فلسطين عملا آمريكا بازنده نهايي خواهد بود چرا در هر دو صورت تسليم خواست جهاني شده است.
همچنين مخالفت آن با خواست جهاني چهره واقعي اين كشور را كه ادعاي حمايت از بشريت دارد را بر ملا ميسازد كه به انزواي بيشتر آن بويژه در جهان اسلام منجر خواهد شد. در چنين شرايطي آمريكا تلاش دارد تا به هر نحوي كه شده از بازگشايي پرونده فلسطين در سازمان ملل جلوگيري كرده و به نوعي طرحهاي ديگر را جايگزين آن است.
همواره براي آمريكا اهميت دارد كه
پيشنهاد دهنده و مجري طرح باشد تا از آن جهت تامين منافع خود بهره برداري كند لذا بارديگر طرح سازش را كه ارائه دهنده آن بوده در دستور كار قرار داده است. نكته مهم آنكه تصويب مسئله فلسطين در مجمع عمومي سازمان ملل عرفي خواهد شد كه ساير مسائل نيز در اين مركز بررسي شود كه عملا حذف شوراي امنيت و وتوي آمريكا را به همراه دارد.
در نهايت با توجه به آنچه ذكر شد ميتوان گفت كه راز حركت آمريكا براي حضور فعال در معادلات سازش و تحولات فلسطين چالشهاي صهيونيستها و هراس واشنگتن از عواقب مسائل ايجاد شده در سازمان ملل است كه براي مقابله با آن به هر ابزاري چنگ ميزنند.
آفرينش
«نياز کشور به خودکفايي همه جانبه» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن ميخوانيد:
در يک دهه گذشته به لطف خدا و به همت دانشمندان کشورمان در عرصه نظامي و فناوريهاي موشکي و فضايي شاهد رشد فزاينده و خودکفايي در ساخت و طراحي بسياري از ادواتي بوديم که دانش توليد آن در انحصار چند قدرت برتر نظامي در دنيا بوده است.
ساخت موشکهاي سري شهاب، زلزال، سجيل و... با بردهاي بالا، ساخت جنگنده بومي آذرخش، ساخت ماهواره برهاي فضايي، پرتاب ماهوارههاي سفير و اميد، ساخت رادارهاي پيشرفته، طراحي سايتهاي موشکي و پدافندي و رشد چشمگير در ساخت و طراحي قطعات همگي نشان از توان بالا و قابليتهاي داخلي کشور در اين زمينهها ميباشد.
امروز دستاوردهاي علمي و پژوهشي دانشگاه مالک اشتر و صنايع دفاع در عرصههاي نظامي و فضايي با توجه به حجم تحريمها و کارشکنيهاي غرب در عدم دستيابي ايران به فناوريهاي مدرن بر هيچکس پوشيده نيست و در سراسر دنيا عملکرد اين نهادها در زير ذربين قرار دارد.
اما با ديدن اين دستاوردهاي عظيم در عرصه هوا و فضا سوالي براي نويسنده و مطمئنا بسياري از خوانندگان مطرح ميشود که چرا با اين همه پشتوانه علمي در اين عرصه نتوانسته ايم فکري به حال نقاط ضعفمان در عرصه هواپيماهاي مسافربري بکنيم و مانع از زمينگير شدن و يا سقوط اين هواپيماها به دليل نقص فني شويم. نگاه به عملکرد کشورمان در عرصههاي فضايي و نظامي اين ابهام را دوچندان ميکند و گمان برده ميشود که در اين زمينه آنطور که بايد وشايد به قضيه هواپيماهاي مسافري اهميت داده نميشود. البته بر اين امر واقفيم که حوزه اين دو مقوله باهم متفاوت است اما آنقدرهم بي ربط به يکديگر نميباشند.
تحقيق و پژوهش در هر زمينهاي مستلزم سرمايه گذاري ميباشد و مطمئنا اين دستاوردهايي که امروز از سوي دانشمندانمان در عرصههاي فضايي و نظامي شاهد آن هستيم با سرمايه گذاريهاي چشم گير همراه بوده است که صد البته لازم وضروري بوده است.
اما اوضاعي که در زمينه هواپيماهاي مسافري امروز شاهد آن هستيم موجب شده تا هرچند وقت شاهد يک فاجعه انساني در کشور باشيم که به موجب آن بسياري از هموطنان و سرمايههاي ملي ما به کام مرگ کشيده شدهاند. مطمئنا هرچقدر در زمينه حفظ جان مردم سرمايه گذاري شود بازهم کم است.
اهميت به جان و امنيت مردم و کشوردرمقابل خطرهاي خارجي سبب شده است که امروز ما شاهد خودکفايي درعرصههاي نظامي و دفاعي هستيم اما نبايد فراموش کرد که مردم در داخل کشورهم نيازمند امنيت جاني هستند. آنچه گفته شد نه از جهت کم اهميت جلوه دادن دستاوردهاي نظامي بود بلکه تاکيد بر قدرت و توانايي دانشمندان نظامي و هوا فضاي کشور بود که در شکستن تاثير تحريمها و رفع نيازها در زمينه هواپيماهاي مسافري و جان و امنيت مردم توجه بيشتري داشته باشند.
مردم سالاري
«فرق تقسيم يارانه و تقسيم شام!» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم محمد حسين روانبخش است كه در آن ميخوانيد:
تقسيم يارانه نقدي بين 70ميليون جمعيت کشور با تقسيم شام در مجلس عروسي يا عزا خيلي فرق ميکند. اين گزاره، اگر چه براي همه ما بديه است ولي گاه سخناني که درباره يارانه نقدي بيان ميشود به گونهاي است بايد اين موضوع را به روشني توضيح داد و تبيين کرد! براي افزايش وضعيت يارانه نقدي بايد به روشني معلوم شود که از کدام منبع و با کدام معيار قرار است اين تغيير صورت پذيرد.
آيا اصلا چنين چيزي امکان تحقق دارد، آن هم در شرايطي که اعلام ميشود براي پرداخت همين يارانه فعلي دولت از منابعي استفاده کرده که نبايد ميکرده؟ از سوي ديگر پيامدهاي اقتصادي و اجتماعي افزايش يارانه نقدي چيست و برفرض تحقق چنين شعارهايي مردم واقعا منتفع ميشوند يا با افزايش تورم، طبقات فرو دست اقتصادي بيش از پيش فقير ميشوند؟
براي پاسخگويي به هر کدام از اين سوالات بايد با معيارهاي علمي، کار کارشناسي کرد و نميتوان مثل داستان شام دادن به دوستان و آشنايان و بچههاي محل گفت که يک باني پيدا شده که هزينه اش را تقبل ميکند و مردم هم به نان و نوايي ميرسند! همانطور که در بررسي گراني در سطح کشور و براي بررسي آن، نميتوان گفت که مغازه سر کوچه ما قيمتها را گران نکرده است و موضوع را فيصله يافته دانست.
در روزهاي اخير، وقتي بعد از شش سال رياست محمود احمدي نژاد بر قوه اجرايي کشور، وي ميگويد که ميتوان يارانهها را سه برابر کرد و البته در مقابل استدلالهاي نمايندگان مجلس و صاحب نظران از او شنيده ميشود که " بنده گفتم ميشود يارانهها را سه برابر کنيم اما برخيها اين را نقطه منفي ميدانند بايد پرسيد چرا ناراحت هستند و نميخواهند گامهاي بعدي هدفمندي يارانهها اجرا شود.
" اين سوال پيش ميآيد که موضوع چيست ؟! آيا بايد همان گزاره بديه بالا ، اينکه تقسيم يارانه نقدي بين 70 ميليون جمعيت کشور با تقسيم شام در مجلس عروسي يا عزا خيلي فرق ميکند بازهم توضيح داده شود؟! آيا توقع اينکه دولت براساس قانون بايد رفتار کند و قانون چنين وضعيتي را نميپذيرد، ناراحتي است (لابد مثل ناراحتي يک همسايه حسود از اطعام همسايه اش!)؟ آيا انتخاباتي که رقابت در آن بين دوستان ديروز و امروز احمدي نژاد است و بقيه چندان راه در آن ندارند آن قدر حيثيتي شده که بايد به خاطر آن اين طور شعار داد؟ آيا فاصله صاحب نظران و انديشمندان اقتصادي با دولت چند هزارسال نوري است که اين طورعلم اقتصاد بي فروغ شده است؟
داستان يارانهها به حق موضوعي ملي است و ميتواند سرنوشت چندين نسل را تغيير دهد. پايين آوردن اين موضوع در حد دعواهاي جناحي و چنين توصيفاتي از مخالفتها با شعارگرايي دولت در آستانه انتخابات و سو» استفاده از هدفمندي يارانهها به نفع يک جريان و گروه، به قيمت بدتر کردن وضعيت اجراي اين قانون، چيزي نيست که به راحتي بتوان از آن گذشت و درباره اش ناراحتي نکرد.
تهران امروز
«انقلابهاي اسلامي و وضعيت نهايي» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدين كاوه است كه در آن ميخوانيد:
تحولات اخير در خاورميانه اسلامي، تصادفي و اتفاقي نيست. اينكه در مصر، ليبي، بحرين، يمن، اردن، امواج توفنده امت اسلامي، كاخهاي ظلم و ستم را در هم ميكوبند نميتواند صرفا يك همزماني ساده باشد.
اينگونه بهنظر ميرسد كه ملتهاي اسلامي به مفهوم امت واحده نزديك ميشوند، مهمترين ويژگي امت واحده اسلامي در عبوديت نسبت به خداوند تبارك و تعالي و حريت از غير است اما شيوهها و روشهاي هر ملتي براي نزديك شدن به مفهوم امت واحده ممكن است متنوع بوده باشد، در ليبي اجتناب از خشونت امكانپذير نبود اما در مصر همجوشي ملت مسلمان مصر و پايداري و پافشاري آنها، موجب سرنگوني حكومت جابر حسني مبارك شد.
مجموعه اين انقلابها و دگرگونيها را ميتوان مجموعهاي از نشانههاي تحولات مهمتر آينده توصيف كرد. واقعيت اين است كه اسلام در حال بازاحياي معنوي و كمي در نزد امت اسلامي است، شواهد نشان ميدهند كه مسلمانان بيش از آنكه بر وجوه افتراق فرقهاي و گرايشي خود انگشت بگذارند بر وجوه اشتراك خود توجه دارند. بيداري اسلامي، هوشياري اسلامي را نيز در پي دارد، اساسا اگر اين هوشياري شكل اجتماعي به خود نگرفته بود، بيداري اسلامي در منطقه رخ نميداد.
در آيندهاي نهچندان دور، اسلام و امت اسلامي در برابر امپرياليسم سلطهجو و سلطهگر و صهيونيسم غاصب قرار خواهد گرفت.
همانگونه كه مقام معظم رهبري در جمع علما، نخبگان و روشنفكران شركتكننده در پنجمين مجمع عمومي جهاني اهل بيت عليهمالسلام فرمودهاند. «حركتهاي عظيم اسلامي اخير در دنياي اسلام، مقدمه تحولي بزرگتر و حاكميت اسلام است و موضع پيروان اهل بيت عليهمالسلام، حمايت از اين حركتهاي اسلامي است.» ترديدي نيست كه نميتوان از امت واحده اسلامي سخن گفت اما پيروان اهل بيت عليهمالسلام و پيروان اهل سنت، راه جداسري در پيش گيرند. وحدت، همراهي، همدلي و همكاري، شرط پيروزي امت واحده بر كفر و شرك جهاني است. بنمايه امپرياليسم و صهيونيسم برپايه سلطه و برتري استقرار يافته است اما اين سلطه و برتري تا هنگامي امكانپذير خواهد بود كه ايده وحدت و بازتوليد مفهوم قرآني امت واحده در نزد ملتهاي مسلمان شكل نگرفته باشد.
اكنون به نظر ميرسد كه مسلمانان به اصول و بنيادهاي اصيل اسلامي بازميگردند. در اين واگشت مفاهيم اسلامي را بازخواني ميكنند و ميكوشند بر مبناي اسلام اصيل و ناب محمدي (ص) زندگي دنيوي و معنوي خويش را شكل دهند اما اين واكاوي تنها در ساحت فردي معنا نمييابد بلكه در شكل جماعت و امت است كه مفهوم اصيل خود را وانمايي ميكند. اينك مفاهيمي چون مكه، مسجد، نماز جماعت، نمازجمعه، قرآن معاني تازهاي مييابند. معانياي كه فارغ از معناي بنيادين آنها در صدر اسلام نيستند.
بر همين اساس است كه اللهاكبر شعار تمامي ملتهايي است كه در برابر حكومتهاي جابر قيام و انقلاب كردهاند و بيترديد اللهاكبر، مفهومي بزرگ است كه تن دشمن را به لرزه ميافكند. خدا بزرگ است و هيچ قدرتي بزرگتر از او نيست و هرچه غير خداست. فاني است و محكوم است كه ذيل حكم قاهره خداوند تبارك و تعالي قرار گيرد. آينده از آن اسلام است و حاكميت اسلام وعده اله است.
در اين حاكميت جبر و زوري نهفته نيست بلكه آگاهيبخشي و آگاهييابي از ژرفاي معاني زيباي اسلامي است كه مردم را به سوي اسلام و پذيرش حاكميت اسلام خواهد كشاند. در اين ميان امپرياليسم آمريكا و غرب و صهيونيسم كينهتوز بازندگان اصلي نبرد بزرگ و نهايي حق و باطل خواهند بود. انشاءالله.
ابتكار
«ترس مردم، آرامش مسئولان» عنوان يادداشت روز روزنامه ايتكار به قلم مريم مولائي است كه در آن ميخوانيد:
ديروز چهارشنبه، در تقاطع وليعصر زرتشت، چنان دود غليظي از يکي از دريچههاي هواکش كف خيابان بلند شد و فضا را فرا گرفت که بسياري از همشهريان از ترس در جاي خود ميخکوب شدند. بعد چند لحظه مأموران آتشنشاني در محل حادثه حاضر شدند و درحاليکه هيچکدام به داخل تونل نرفته بودند بيان کردند که در زير اين خيابان خط عبوري متروست و اين دود به خاطر بريدن لوله پليکاست. اما عابران نظر ديگري داشتند و اکثريت آنها به اتصالي کردن سيمهاي برق عبوري مترو اعتقاد داشتند. مأموران مسئله را توضيح ميدادند و مردم را مطمئن ميکردند که جاي نگراني نيست. اما با همه اين حرفها و توضيحات، عدهاي با چهرهاي بسيار نگران صحنه را ترک کردند.
اين دود، حادثه چند شب گذشته را به ذهن نگارنده متبادر کرد. چند شب پيش برخلاف شبهاي ديگري که متروي خط4 روزها و شبهاي آرام و خلوتي را سپري ميکرد، ازدحام جمعيت داخل مترو، تعجب افراد زيادي را برانگيخت. هرکسي در علت شلوغي حرفي ميزد. خانمي ميگفت: اعتصاب کردهاند. ديگري ميگفت: واگن از ريل خارج شده. يکي ميگفت: قطار خراب شده. مردي ميگفت: دو واگن از قطار جدا و در تونل مانده و تمام خطوط از کار افتادهاند. تا اينکه سوار قطار شديم. مردي شروع کرد به جاري کردن هرآنچه از زبانش خارج ميشد. عدهاي در اين فکر بودند که نکند اين هم مسئلهاي سياسي باشد براي خراب کردن شهردار تکنوکرات. عدهاي هم از موقعيت نهايت استفاده را کردند و ماجرا را به اختلاس بزرگ و شاهکار بانکي کشور ربط دادند که اگر آن پول بود، ساختار حملونقل تهران بهکلي ترميم ميشد. آن ديگري تور خود را در آب انداخته و سعي ميکرد از آب گلآلود ماهيهاي بزرگ صيد کند و دست عوامل غرب و امريکاي جهانخوار را به ميان بکشد. مردي از حال بد فرزند در آغوشش ميگفت که مجبور شده براي مسافتي کوتاه، زمان زيادي را در قطار بماند.
اما دراينبين تصور اينکه مسئولان چه توضيحي ممکن است براي ماستمالي کردن داشته باشند، سلولهاي خاکستري ذهنهاي خيالپرداز عدهاي را به تکاپو انداخته بود. مسلماً پاسخها و توضيحات از حيطه تخيل افراد خارج نبود و همهچيز آرام و خوب گزارش شد و از درک بالاي مردم تمجيد و دست عوامل بيروني قلم شد و... و هرچه به ذهنها متبادر شده بود، الحق و الانصاف به واقعيت پيوست.
اما لازم است در جواب آن مسئولي که زمزمهکنان ميگفت: «همهچي آرومه... مردم ما به همهچيز اشراف دارند، مأموران ما موضوع را به افرادي که اعتراض ميکردند، توضيح دادند و...» ، گفته شود: آقاي مسئول، نه شما و نه مأمورانتان هيچيک مسافر آن قطار نبوديد و هرگز از نزديک حرفها و گلايهها و ترس مردم را نشنيديد و درک نکرديد. مردم دل پري دارند. انبار باروتياند که به جرقهاي شعلهور ميشوند. شما هرگز رفتار و گفتارشان را در حين حادثه نديديد، پس لطفاً اينقدر راحت و آرام از کنارمسائل عبور نکنيد.
شرق
«محك اختلاس» عنوان سرمقاله رونامه شرق به قلم داوود محمدي است كه در آن ميخوانيد:
همانگونه كه پيشبيني ميشد، پسلرزههاي اختلاس ركوردشكن سههزارميليارد توماني از راه فرارسيده و پس از بازتاب محتاطانه رسانهاي اوليه و بهت ابتدايي افكار عمومي، اندكاندك، برخي مقامات (بهويژه در قواي قضاييه و مقننه) به موضعگيري پرداختند.
شايد شوك رقم شگفتانگيز موجب شد تا با گذر روزها نه تنها از اهميت موضوع كاسته نشود بلكه در روندي پلكاني به جايگاه قانوني مقامات دخيل در موضعگيريها افزوده شود و عجيب آنكه با وجود پافشاري همه مقامات بر ضرورت برخورد با اختلاسگران و مجازات قانوني حداكثري مجرمان، تاكنون به ابهامات اصلي پاسخهاي روشني داده نشده و حتي رگههاي بسيار قوي از سياسيشدن پرونده ديده ميشود؛ به نحوي كه فعالان جناحهاي سياسي كشور (در غياب اصلاحطلبان) يكديگر را به دست داشتن در بزرگترين اختلاس تاريخ ايران متهم ميكنند.
آنچه از منظر منافع ملي نگرانكننده است، احتمال فرار متهمان از مجازات و پنهان شدن واقعيتهاي اين اختلاس بيسابقه در گردوغبار مجادلات بيپايان و بدون نتيجه سياسي است. زيرا تجربه نشان داده در كشاكش لجاجتهاي سياسي، متخلفان بيشترين نفع را برده و مردم بازنده بزرگ بودهاند.
بنابراين از مسوولان كشور در هر رده و مقامي انتظار ميرود خود، در موضعگيري كلامي، از دامن زدن به شايبههاي سياسي پرونده ملي اختلاس سههزارميلياردتوماني پرهيز كنند و در عوض وقت و انرژي خويش را روي تكميل مستندات پرونده، اطلاعرساني دقيق و سريع به مردم و تشكيل دادگاه علني متمركز كنند و متهمان را با هر مقام و هر گرايش سياسي به پاي ميز محاكمه بكشانند و مجازات كنند تا اعتماد جريحهدار شده مردم را التيام بخشند. فراموش نكنيم اگر شعار و تهييج افكار عمومي براي مبارزه با مفاسد اقتصادي نظير اختلاس كفايت ميكرد، امروز شاهد آن نبوديم كه پس از سالها سخن گفتن براي ريشهكن كردن مفسدان و اختلاسگران، پرونده اختلاسي گشوده شود كه برخي كارشناسان مبلغ آن را بيشتر از كل مبالغ اختلاسشده در تاريخ كشور ميدانند.
راه زدودن اتهام نه سبقت گرفتن در مذمت اختلاس و متهم كردن رقيب، بلكه كمك به شناسايي و مجازات متهمان و شفافسازي روند فاسدي است كه به نطفه بستن و رشد اختلاس در زهدان نظام بانكي كشور منته شده است و در اين ميان مردم با دقت و موشكافي بين شعار دادن صرف و مشاركت عملي در مبارزه با فساد تمايز قايل ميشوند و نشانههاي هر چند اندك ترجيح منافع فردي و جناحي بر مصالح ملي را رصد خواهند كرد.
دنياي اقتصاد
«حباب سكه و دوگانگي سياستي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم زهرا كاوياني است كه در آن ميخوانيد:
نزديك به يك ماه است كه التهاب مجددا به بازار سكه بازگشته و اين بازار را با نوسانات زيادي مواجه كرده است؛...
... به طوري كه در يك ماه گذشته قيمت هر سكه بهار آزادي طرح جديد از حدود 420 هزار تومان تا مرز 640 هزار تومان افزايش يافت كه به معني افزايش 52 درصدي قيمت سكه در يك ماه بود. اين افزايش قيمت كه در ابتدا ناشي از افزايش قيمت جهاني طلا بود در حال حاضر تبديل به يك حباب داخلي شده؛ به طوري كه قيمت سكه در بازار داخلي با قيمت واقعي آن، فاصله گرفته است. به طور كلي قيمت سكه در بازار ايران طي يك فرآيند رقابتي تعيين ميشود و تقريبا خصوصياتي شبيه به يك بازار رقابتي دارد. عواملي مانند تورم داخلي و فقدان ابزارهاي مالي براي سرمايهگذاري نيز باعث شده كه هر از چند گاه اين بازار دچار التهاب شود.
در اين ميان نقش بانك مركزي نيز قابل توجه و تامل است. به طور كلي بانك مركزي ميتواند دو سياست را در بازار سكه در پيش گيرد. سياست اول، به صورت عدم دخالت در بازار است؛ به طوري كه بانك مركزي نيز مانند يك فروشنده عادي به عرضه سكه پرداخته و به دنبال كسب سود از اين محل باشد. سياست ديگر نيز، اعمال كنترل در بازار و جلوگيري از ايجاد حباب قيمتي بوده كه به دنبال آن بانك مركزي در زمان ايجاد حباب در بازار، وارد عمل شده و سكه را به قيمتهاي واقعي كه بر اساس قيمت جهاني طلا به دست ميآيد، عرضه ميكند.
هر كدام از سياستهاي اتخاذي بانك مركزي تبعاتي در بازار خواهد داشت؛ اما آنچه مهم است ثبات در سياست اتخاذ شده از سوي بانك مركزي است. وجود ثبات در سياستهاي اتخاذي بانك مركزي، هزينه مبادله در بازار را كاهش ميدهد و تصميمگيري براي فعالان اقتصادي را آسانتر و كم ريسك تر ميكند.
در حال حاضر بانك مركزي مدعي است كه سياست دوم را در دستور كار قرار داده و به دنبال تنظيم بازارهاي تحت كنترل خود؛ يعني بازار سكه و ارز است. اما واكنشهاي اين بانك در برهههاي زماني خاص نشان از دوگانگي سياستهاي اجرايي دارد. به طوري كه ميتوان گفت اين دو گانگي اثرات به مراتب مخربتري از عدم دخالت در بازار خواهد داشت. در اين خصوص واكنش بانك مركزي به حباب ايجاد شده در بازار سكه در روزهاي اخير قابل تامل است. براي درك بيشتر اين موضوع نگاه به وضعيت قيمت سكه در بازار آزاد تهران، قيمت در بانك مركزي و قيمت واقعي سكه مياندازيم.
در روز دوشنبه 21 شهريور 1390 قيمت سكه تمام بهار آزادي طرح جديد در بازار آزاد تهران به مرز 640 هزار تومان رسيد. اين در حالي است كه محاسبه قيمت سكه با استفاده از نرخ ارز بازار آزاد در اين روز؛ يعني 1250 تومان و هر اونس طلاي جهاني به قيمت 1840 دلار، مقدار 552 هزار تومان براي هر سكه بهار آزادي طرح جديد را به دست ميدهد. اما در همين روز قيمت سكه عرضه شده توسط بانك مركزي نيز برابر 603 هزار تومان بوده است.
«پايه موازين اسلامي» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم دكتر حسن سبحاني است كه در آن ميخوانيد:
جامعهاي كه بخواهد الگوي ديني را نمايندگي كند، بايد در روابط فردي و اجتماعي موحدان تشكيلدهنده خود، شاهد و ناظر كاركرد موازين اسلامي باشد. به اصطلاح، نهادهاي خود را معطوف به آموزههاي ديني و مبتني بر پشتيباني آنها از ناحيه احكام و موازين اسلامي، بنيادگذاري كند و اين بدان معني است كه جامعه الگوي ديني، نميتواند جامعهاي اقتباس شده يا حداكثر جامعهاي التقاطي باشد كه در آن، مظاهري از دين مطرح يا نهادهايي از اسلام تحتالشعاع نهادهايي از غيراسلام ساختار اجتماعي، اقتصادي و سياسي آن را تشكيل داده باشند.
متاسفانه از آنجا كه ما از زمان ظهور اسلام فاصلههاي بسيار داريم و در اين قرون و سدههاي متوالي هم نهادهاي كافي به نام دين تاسيس نشده است و اگر هم مختصر نهادي به وجود آمده باشد، جلوه آن عمدتا در رفتار فردي و نه در كنشهاي اجتماعي مسلمانان بوده است و از طرف ديگر در غيبت نهادهاي معطوف به دين و در خلأ حاصل از اين پديده، ذهنيتهاي ديگري كه آميخته با احكام دين نبوده و حتي مدعي عدم ضرورت آن، لااقل در نهادهاي اجتماعي بوده است، در عرصههاي عملي زندگي مسلمانان پيشروي كردهاند و محيط را متاثر از دوگانگيهاي نهادي و عمدتا التقاط نهاديكردهاند.
لذا در وضعيت فعلي مسلماني، دچار مشكلات عديدهاي از اين ناحيه هستيم كه نه ما را از حيث سنت، به گذشته اسلامي مربوط ميكند و نه ما را از حيث تجدد، به دنياي عاري از دين (يا برخوردار از دين فردي) رهنمون ميشود و اين فضاي دوگانه، همواره ميتواند به منزله حجابي عمل كند كه در ايجاد جامعه الگو و استوار كردن پايههاي آن، دچار خطاي در تشخيص و در نتيجه دچار انحطاط و ارتجاع شويم. مقولهاي كه بايد بشدت مواظبت كرد تا ما را در گرداب هولناك خودش گرفتار نسازد.
آنچه به عنوان يكي از پايههاي اصلي جامعه الگوي موردنظر بايد عملياتي شده و ملحوظ گردد آن است كه جامعهاي با انواع نهادها و تاسيسات آميخته با روح و جوهره دين به وجود آيد كه در آن تمامي قوانين و مقررات، در عرصههاي مختلف مدني، جزايي، مالي، اقتصادي، اداري، فرهنگي، نظامي، سياسي و غير اينها، براساس موازين اسلامي باشد، به گونهاي كه عملكرد چنين جامعهاي، عملكرد احكام و موازين ديني تلقي شده و بتوان در كارآيي و رونق آن، قابليتهاي احكام و موازين اسلامي را به نظاره و محاسبه و سنجش نشست.
چنين جامعهاي به طور قهري متمايز از جوامعي خواهد بود كه در آنها مضامين ديگري جوهره كاركرد جامعه را تشكيل ميدهد و اصولا تفاوت بين جامعه ديني با جوامع غيرديني از حيث پايبندي عملي به همين موازين مطرح و مشخص ميشود.
در جامعه الگو، اقتصاد و بانكداري و توليد همانقدر بر موازين ديني متكي است كه قضاوت، سياست، فرهنگ و خانواده و چون همه اين موارد با اينكه متنوع هستند، جملگي از منشأ موازين اسلامي بهرهمند ميشوند؛ لذا با يكديگر همگرا بوده و در ساختار جامعه اسلامي به نحوي سازگار عمل ميكنند. تمايز چنين جامعهاي با جوامع غيرديني نه صرفا در شعائر و ظواهر كه در شعور و حال ناشي از تمسك و متكي بودن به احكام ديني است.
جامعه الگو، جامعهاي مملو از نهادهاي ويژه با كاركردهاي ديني است؛ نهادهايي كه منعطف، كارآمد، بهينه و كمهزينه هستند و به شرف خدمتگزاري به موحدان خود، نائل آمدهاند.
ملت ما
«آخرين يارگيريها در پرونده هستهاي ايران» عنوان سرمقاله روزنامه ملت ما به قلم محمد مهدي مظاهري است که در آن می خوانید:
پساز گزارش دوپهلوي يوكيا آمانو دبيركل آژانس بينالمللي اتمي (IEAE) تلاشهاي طرفين منازعه براي رسيدن به اهداف تعيين شده همچنان ادامه دارد. دراين راستا شوراي حكام آژانس نيز قرار است به پرونده هستهاي ايران رسيدگي كند. بيترديد پس از موافقتهاي حاصله در حوزه فناوري صلحآميز هستهاي بهويژه اتصال نيروگاه اتمي بوشهر به شبكه برق سراسري كشور تشديد فشارهاي غرب عليه ايران امري محتملتر به نظر ميرسد.
مسئله مهم اين است كه چرا با وجود تاكيد جمهوري اسلامي ايران مبني بر صلحآميز بودن برنامههاي هستهاي و گزارش مكرر آژانس بينالمللي اتمي مبنيبر فقدان هرگونه يافتههايي در تاييد نظامي برنامه هستهاي ايران و نيز تاييد اين موضوع از سوي دستگاههاي امنيتي امريكا، باز مقامات كاخ سفيد به همراهي اسرائيل تلاش دارند كه به صورت قطعي ايران را به عنوان كشوري كه درپي دستيابي به توانمندي تسليحات هستهاي است معرفي نمايند.
بيترديد يكي از اهداف اصلي امريكا حفظ برتري نظامي رژيم صهيونيستي در منطقه با اتكا به توانمندي هستهاي آن است. لذا امريكا با جنگ رواني دستيابي ايران به فناوري هستهاي را چالش منطقهاي ميداند و با تحريك كشورهاي همسايه ايران در راستاي اين موضوع است كه گويا دستيابي ايران به انرژي صلحآميز هستهاي زمينهساز ورود رقابت منطقهاي و گسترش اشاعه سلاحهاي هستهاي خواهد شد در صورتي كه رژيم صهيونيستي با دارا بودن 200 كلاهك هستهاي علناً با دهنكجي به پادمانهاي بينالمللي و عدم پذيرش NPT امنيت منطقه را به خطر انداخته است. در راستاي اين گزارش به مواضع گروههاي متنازع در پرونده هستهاي ايران اشاره ميشود.
مواضع غرب:
ايالات متحده با استناد به گزارش دوپهلوي آمانو خواستار اعمال فشار بيشتر و گسترش چتر تحريمي عليه ايران شده است و بدون در نظر گرفتن گزارشات قبلي استنادات آن در آژانس و شوراي حكام نيز موجود است و صريحاً ادله محكمه پسندي مبني بر انحراف از مسير صلحآميز به نظامي را نميدهد. ايران را به مخفيكاري و فريب مجامع بينالمللي متهم ميسازد و مقامات امريكايي بر اين باورند كه اگر ايران به فعاليتهاي هستهاي و افزايش درصد غناي اورانيوم در فردو قم ادامه بدهد ميتواند در 2 سال آينده به بمب اتمي دسترسي داشته باشد.
امريكا حتي با ناديده گرفتن اقدام اخير در پذيرش طرح گام به گام روسها از اعمال مديريت فشار بينالمللي و محور قرار دادن گزارش آمانو براي تحريمهاي سخت عليه ايران حمايت ميكنند. بدون ترديد غرب سالهاست ميكوشد كه از طريق آژانس بينالمللي انرژي اتمي و نيز گزارشات دبيركل افكار عمومي را در دو سطح تودهها و نخبگان در مسير اعمال فشار بيشتر عليه ايران اقناع سازد.
به نظر ميرسد كه گزارش جديد آمانو اين فرصت را به غرب بهويژه امريكا قرار خواهد داد كه با فضاسازي رسانهاي روند تحريمي در دو سطح بانكي و مالي و سياسي عليه برخي از شخصيتهاي نظام پيگيري كند.
مواضع چين و روسيه:
به نظر ميرسد چين و روسيه پيش از كشورهاي ديگر نگران تصاعد بحران ميان طرفين منازعه و از دست دادن منافع راهبردي خويش در ايران باشند.اخيراً روسها با طرح گام به گام تلاشهايي براي خروج از بحران و نقشآفريني بيشتر در مناقشه هستهاي ايران و غرب آغاز كردند. هر نوع همراهي كرملين و پكن با غرب در گفتوگوي 1+5 با امريكا و متحدان رنجش بيشتر ايران و رويگرداني كشورمان را فراهم خواهد كرد در اين مسير تشديد فشار و اعمال تحريم نفتي و بانكي بيشتر غرب از طريق شوراي امنيت عليه ايران شركتهاي نفتي و سرمايهگذاري روسي و چيني از پروژههاي سودآور را محروم ميسازد.
لذا روسيه به همراه چين تلاش خواهند كرد از صدور قطعنامه جديد و تحريمهاي بيشتر ممانعت به عمل آورند ولي امر مسلم اين است كه در صورت اصرار غرب بر مواضع خويش و امتناع ايران از درخواستهاي آژانس، روسها و حتي چينيها جانب غرب را خواهند گرفت و بعيد است روسيه يا چين از وتوي خويش در شوراي امنيت سازمان ملل متحد به نفع ايران استفاده كنند.
كيهان
«بي نياز از تفسير» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
تحولات منطقه عربي از فرم تفسيرپذير به سمت هويتي معين در حركت است. پيش از اين تلاش ميشد تا با واژگاني مبهم از اتفاقاتي بزرگ ياد شود. «بهار عربي» ، «جنبشهاي فيس بوكي» ، «جنبش 6 ژوئن مصر» ، «جنبش 26 ژوئن ليبي» ، «تحولات عربي» و «جنبش جوانان عرب» از جمله اين واژگان مبهم بودند كه توسط رسانههاي وابسته به اروپا و آمريكا ساخته و پرداخته شدند تا از يك سو اين تحولات تفسيرپذير شوند و بتوان آن را مديريت كرد و از سوي ديگر هويت واقعي و شناخته شده آن در زير عبارات مبهم مخفي بماند.
اما واقعاً تحولات منطقه عربي تفسيرپذير نبودند و هويتي روشن داشتند، نمادهاي آن كاملاً مشخص بود، اهداف آن و حتي سرانجام آن روشن بودند. وقتي مردم روز جمعه را برمي گزينند و تظاهرات خود را بعد از برپايي نماز و از محل نمازجمعه شروع ميكنند، شعار الله اكبر سر ميدهند، ديكتاتورهاي وابسته به آمريكا و رژيمهاي لائيك را هدف قرار ميدهند و شهادت را در اين راه پذيرا ميشوند و تشييع جنازه هر شهيدي به تعداد تظاهرات كنندگان اضافه ميشود، كاملاً معلوم است كه هويت نيروهاي انقلاب چيست، هدف آنان چيست و مقصد آنان كجاست و تا كجا حاضر به پرداخت هزينهاند و تا كي در صحنه ميمانند و حتي ميتوان فهميد كه اين الگو قبلاً در كجا تجربه شده و اين مردم چشم به كدام تجربه دارند. اما همه اينها براي غرب و نيروهاي وابسته به آن ضرر دارد و بايد با آدرسهاي ديگر كور شوند و زمان براي سوار شدن و خاموش كردن اين امواج فراهم شود.
به واژگان يك بار ديگر نگاه كنيد «بهار عربي»! بهار يعني چه؟ آيا مراد رويش است يا كوتاه مدت بودن زمان آنها آيا براي اين نيست كه تحولات را به همين چند كشوري كه از دي تا فروردين حركت كردند، محدود نمايند؟ به هر حال از اين واژگان معناي روشني كه همه درباره آن اتفاق نظر داشته باشند بيرون نميآيد. «جنبشهاي فيس بوكي» يعني چه آيا غير از اين است كه از يك سو فانتزي و تفريحي بودن و در نتيجه بي دوام بودن را به اين جنبشها نسبت دهند و از سوي ديگر نوعي منشأ غربي- تكنولوژيكال بودن- را به اين انقلابها نسبت بدهند. جالب اين است كه در اكثر اين كشورها دسترسي به اينترنت و نيز رسانههاي فضايي بسيار محدود بوده است، در ليبي تعداد كساني كه دسترسي به اينترنت دارند از 200 هزار نفر هم كمترند و تعداد مراجعان به فيس بوك كمتر از 10000 نفر در كل ليبي بوده است، در يمن اين عدد و رقم به 10درصد ليبي ميرسد و در بحرين به كمتر از 10درصد يمن و...
«جنبش 6 ژوئن و... يعني چه آيا غير از اين است كه از يك سو بي هويت بودن و از سوي ديگر حادثه بودن جنبشهاي منطقه عربي را ميخواهند القا نمايند. «جنبش جوانان عرب» هم هويت معيني را نشان نميدهد و فقط بيانگر نقش آفريني يك طبقه خاص ميباشد و تاكيد بر جوان بودن، احساسي و بي ريشه بودن و در نتيجه گذرا بودن را تداعي ميكند.
اما البته اين نامگذاريها اگر چه در ادبيات سياسي جايي براي خود پيدا كرده و در كشور ما نيز مورد استفاده مجامع سياسي و رسانهاي هستند ولي ناكارآمد و ناكافي بودنشان به اثبات رسيده است.
اين انقلابها همانگونه كه اشاره شد هويت كاملاً روشني دارند و برخلاف بعضي از چهرههاي سياسي كه براي تبيين اين انقلابها از وجوه مختلفي حرف ميزنند، انقلابهاي عربي يك وجه دارند و در يك نقطه بهم ميرسند و آن يك وجه هم «اسلام» است و همه نمادهايي كه به آن اشاره شد از اين وجه خبر ميدهند. اما اين كدام اسلام است آيا يك اسلام غيرسياسي و سنتي است كه در قالب قرائت قرآن كريم به قصد صرف كسب فيض و ثواب خوانده ميشود و يا در قالب تقيد به نماز جماعت و جمعه با قصد صرف ثواب و تقرب به خدا متجلي ميشود يا اسلام از نوعي ديگر است.
بعضي از تحليل گران مدعي اند كه اين نمازها، قرآنها و تكبيرها، محاسن و ظواهر مذهبي مردان، حجاب زنان و مسائلي از اين قبيل كه در تظاهرات مصري ها، تونسي ها، ليبيايي ها، يمني ها، بحرينيها و... مشاهده ميشوند، اينها برخاسته از عادات مردم است و به هيچ وجه از يك جنبه سياسي حكايت نميكنند و براي اثبات مدعاي خود ميگويند ببينيد اينها در زمان حكومت رژيم مبارك هم اهل نماز و قرآن و... بودهاند و از سوي ديگر قرآن و نماز و... ميان نيروهاي رژيم مبارك و... با مردم انقلابي، مشترك است و لذا به هنگام سخن گفتن از ماهيت و هويت جنبشها بايد اين قدر مشترك را كنار گذاشت و به مسائلي كه چندان بروزي در ظواهر و نمادها ندارند توجه كرد!
اين در حالي است كه با اين تحليل ميتوان ادعا كرد كه اسلام در پيدايي انقلاب اسلامي هم نقشي نداشته چرا كه شاه و امام خميني هر دو مسلمان بودند و بسياري از ارتشيهاي شاه هم اهل نماز و روزه بودند. اگر اين را درباره انقلاب ايران بتوان پذيرفت درباره انقلاب مصر و... را هم ميتوان پذيرفت اما جواب مهمتر ديگر اين است كه مردم انقلابي وقتي نمازجمعه را مبدأ حركت قرار ميدهند و مهمترين شعار آنان «الله اكبر» است در واقع نميآيند كه صرفاً نمازي خوانده باشند و واژهاي بيان كرده باشند آنان ميخواهند بگويند ما عميقاً مذهبي هستيم و اعتلاي دين را مدنظر داريم و همه خواستههاي خود را در دين جستجو ميكنيم. اما اين كدام اسلام است كه ميتوان با آن رژيم مبارك را ساقط كرد، سفارت رژيم صهيونيستي را به تصرف درآورد و در مقابل غرب ايستاد كاملاً واضح است اين آن اسلامي نيست كه يك ژنرال ارتش مصر بعنوان يك وظيفه شخصي و به قصد صرف ثواب، آن را در عمل فردي دنبال ميكند و اين نماز ميدان التحرير، التغيير، لؤلؤ و... آن نمازي نيست كه يك نفر در مسجد يا در خانه خود ميخواند. اين نماز آن نمازي است كه حضرت امام درباره آن ميفرمودند: «نماز بلندترين فريادهاست».
خراسان
«آسيب شناسي اجرا، در جهاد اقتصادي» عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم حميد مقدم است كه در آن ميخوانيد:
پنج ماه از سال جاري که با تدبير مقام معظم رهبري به عنوان سال جهاد اقتصادي نام گذاري شده، گذشت. در اين مدت مديران، نخبگان، فعالان اقتصادي، صاحب نظران و... اظهارنظرهاي متفاوت و متنوعي در زمينه علل نام گذاري، تعريف، ابعاد، الزامات، اولويتها و برنامههاي خود در اين سال نمودند. با اين وجود به نظر بيانات رهبري در ديدار اخير خود با فعالان و برگزيدگان بخشهاي اقتصادي شايد در تبيين اولويتهاي جهاد اقتصادي در سال جاري و به نوعي ادامه اين عرصه در سالهاي آتي نقش پراهميتي داشته باشد. اهم محورهاي مورد تاکيد ايشان در اين ديدار عبارت بودند از:
* توجه و برنامه ريزي در مقابل تحريمها و فعال کردن ظرفيتهاي داخلي
* عنايت به بهم پيوستگي چشم انداز، سياستهاي کلي اصلاح الگوي مصرف، نظام اداري، اشتغال، اصل ۴۴ و پياده سازي برنامه پنجم متناسب با اين اسناد
* ضرورت آماده سازي زيرساختهاي کشور براي فعال نمودن پتانسيل منابع انساني جوان
* جبران کمبودهاي باقيمانده از برنامه چهارم نظير رشد ۸درصدي، اشتغال، سرمايه گذاري، کاهش تورم
* توانمندکردن بخش خصوصي و جلوگيري از سوء استفادهها دراصل ۴۴
* مبارزه با مفاسد اقتصادي به عنوان رکن اساسي سالم سازي فضاي اقتصاد
* اجراي سياستهاي حمايتي از توليد به عنوان قائمه اقتصاد
* صرفه جويي در انرژي، افزايش بهره وري و نوسازي ماشين آلات در بخش خصوصي
* نظارت بر استفاده صحيح از تسهيلات پرداختي به بخش خصوصي
* کنترل و نظارت بر واردات به خصوص در بخش کشاورزي
* افزايش صادرات غيرنفتي با توجه به عناصري نظير کيفيت، مشتري مداري و... و مثبت شدن تراز تجاري کشور
* تهيه برنامه جامع براي رشد تعاون
* معرفي صحيح فرصتهاي سرمايه گذاري به بخش خصوصي واقعي
دقت نظر ايشان در تبيين هرکدام از اين محورها حاکي از اشراف بر مسائل موجود و آسيبهاي کشور در اين عرصهها دارد. تبيين و تحليل، ترسيم دقيق وضع موجود و تهيه راهبردها و راهکارهايي براي برون رفت از اين مسائل و تحقق اين اولويتها از جمله اقدامات کليدي است که به نظر بر دوش مديران و کارشناسان دولتي ، فعالان بخش خصوصي و فرهيختگان و نخبگان کشور ميباشد.
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
فضاي اين هفته به شدت تبدار مسائل مالي و اقتصادي بود و سرانجام غده چركين بيانضباطيهاي مالي سالهاي اخير به شكل تخلفات گسترده، سرباز كرده و خود را نشان داد. در اين هفته رئيس ديوان محاسبات كشور كه ظاهراً طاقتش به سر رسيده و ظرفيت تحملش لبريز شده، لب به شكوه گشود و بيانضباطي و تخلفات مالي دولت را به عنوان بزرگترين مشكل اقتصاد كشور عنوان كرد. وي يكي از بيانضباطيها و تخلفات مالي سال گذشته را نامشخص بودن وضعيت صندوق توسعه ملي و ميلياردها دلاري دانست كه از منابع نفت و گاز به آن وارد ميشود و متأسفانه هيچكس خود را موظف به اعلام وضعيت و موجودي اين صندوق نميداند.
رئيس ديوان محاسبات معتقد است اگر انضباط مالي در كشور حاكم شود، برخي از سوءاستفادهها و اختلاسها كه به ارقام نجومي رسيدهاند، كاهش مييابد. وي وعدههاي رئيسجمهور در زمينه امكان افزايش 3 برابري يارانههاي نقدي از محل درآمد هدفمندي يارانهها، حتي درصورت افزايش قيمتها را غيرممكن و توخالي دانست و از مسئولين خواست مراقب وعدهها و سخنان بدون پشتوانه خود باشند. وي به برداشتهاي غيرقانوني و بدون مجوز از درآمدهاي نفتي و بودجه جاري براي پرداخت يارانه و عدم بازگشت آنها از سوي دولت اشاره كرد و ادامه اين بيانضباطيها را به ضرر نظام و پيچيده شدن مشكلات اقتصادي توصيف نمود.
در اين هفته همچنين ماجراي اختلاس 3 هزار ميليارد توماني از بانك صادرات به طور گسترده به بيرون درز كرد و نقل تمام محافل خبري، اقتصادي و سياسي كشور شد درحالي كه مسئولان نظارتي و بانكي از ارائه توضيحات شفاف در اين خصوص خودداري كرده و توپ را به زمين يكديگر انداختند.
اواسط ماه رمضان بود كه خبري كوتاه در رسانهها مبني بر كشف اختلاس 3 هزار ميليارد توماني در بانك صادرات منتشر شد. اعلام اين خبر موجب شكل گيري ابهاماتي در فضاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي كشور شد؛ اين مهم از آنجا حائز اهميت است كه رقم اين اختلاس در قياس با اختلاسهاي قبلي بسيار بالاتر بوده و طبق گفته رئيس بازرسي كل كشور اختلاس بانك صادرات بزرگترين اختلاس در كل كشور است. اما در روزهاي نخست كه اين خبر اعلام شد مسئولان بانك مركزي و بانك صادرات اظهارنظر دقيق و كارشناسي در اين خصوص ارائه ندادند و تصميم گرفتند با سكوت، موضوع را پيش ببرند. به هر حال با گذشت روزها و هفتهها، ابعاد تازهاي از بزرگترين اختلاس كشور كشف و رسانهاي شد.
همان طور كه در خبرهاي مربوط به اختلاس آمده، سركرده باند اختلاس گران توانسته 2 هزار و 800 ميليارد تومان با استفاده از جعل اسناد بانك صادرات از بانكهاي ملي، سپه، سامان، پاسارگاد، پارسيان، رفاه و ملت برداشت كند. طبق گفتهها، اين فرد توانسته با اختلاس از اين طريق، كارخانههاي بزرگي را خريداري و سهامدار شركتهاي توليدي خاص شود. اين فرد همچنين قصد داشت با استفاده از پولهاي به دست آورده از طريق كلاهبرداري، بانك آريا را نيز تأسيس كند. اين فرد همچنين با نفوذي كه در سيستم بانكي پيدا كرده بود قصد داشت از يك بانك نيز مبلغ زيادي وام دريافت كند كه در آخرين لحظات، پرداخت تسهيلات به وي متوقف شد.
اين اختلاس بزرگ و دهها موارد ديگر كه هنوز رسانهاي نشده، نتيجه همين بيانضباطيهاي مالي است كه در سالهاي اخير و در پي انحلال سازمانهاي نظارتي مانند سازمان برنامه و بودجه و يا تضعيف ديگر نهادهاي نظارتي صورت گرفته و جريان سياسي خاصي را در نظام اقتصادي و مالي حاكم كرده كه بيمحابا به دست اندازي بر منابع عمومي و ملي ادامه ميدهند. قطعاً مهمترين وظيفه دلسوزان نظام در شرايط كنوني براي جلوگيري از سوءاستفاده و دست اندازي به دارائيهاي عمومي، تقويت دستگاههاي نظارتي، ايستادگي در مقابل بيقانونيها و برخورد سريع و قاطع با متخلفان دانه درشت ميباشد كه متأسفانه سكوت و خوشبيني بيش از اندازه در اين سالها، چيزي جز پررنگ شدن خط انحرافي عايد مردم نكرده است.
در هفته اخير همچنين نابساماني و لجام گسيختگي در بازار ارز و سكه و افزايش لحظهاي اين شاخصهاي مالي، عرصه را برتوليد كنندگان تنگتر كرد. بخش مولد جبهه اقتصادي كشور كه از يكسو با خلف وعده دولت در پرداخت يارانه نقدي به توليد كنندگان و عدم پرداخت جايزه به صادر كنندگان مواجه است، با افزايش قيمت ارز، روز به روز قدرت توليد و رقابت خود را از دست ميدهد و با تنگناي مالي بيشتري مواجه ميشود.
افزايش لحظهاي قيمت سكه و ارز و عدم مديريت براين عرصه باعث شده مردم از عوارض مستقيم و غيرمستقيم آن بر كاهش ارزش پول ملي، تورم و ركود در توليد، لطمات بسياري ببينند و مشخص نيست كه چه كسي مسئول عواقب خسارت بار اين وضعيت بر اقتصاد كشور خواهد بود.
رسالت
«حمايت از بيداري اسلامي» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمود فرشيدي است كه در آن ميخوانيد:
600 تن از متفكران جهان اسلام و خارج از جهان اسلام، حتي كشورهاي اروپايي و آمريكايي روزهاي 26 و 27 شهريور ماه در اجلاس بينالمللي بيداري اسلامي در تهران مشتاقانه گردهم ميآيند تا درباره چشمانداز، اهداف و پيامدهاي بيداري اسلامي گفتگو كنند و بويژه دغدغه آسيبشناسي اين حركتها را مورد بررسي قرار دهند. تا مبادا عدم مراقبت از دستاوردها و نيز اختلاف افكني دشمنان، مانع دستيابي به پيروزي نهايي و حتي مصادره انقلاب به نفع نظام سلطه جهاني گردد طبعا تجربيات ايران از شكست در نهضت مشروطيت و نهضت ملي شدن نفت و هوشياري در استمرار انقلاب اسلامي، سرمايه گرانسنگي براي حركت بيداري اسلامي در اين زمينه است.
طي 33 سال گذشته، ايران عرصه گفتگو و رفت و آمد نخبگان و انديشمندان جهان اسلام و بسياري از انقلابيون جهان بوده است و آنان بارها آمدهاند تا درس انقلاب را بياموزند و اينك كه جمعي از آنان از عهده آزمون انقلاب برآمدهاند، با نگاه خريدارانه ميآيند تا از نظام سياسي جمهوري اسلامي و مردمسالاري ديني، الگوبرداري كنند.
به راستي آيات قرآن كريم، چه زود تفسير شد و وعدههاي اله چقدر نزديك بود كه ياري خداوند و ورود فوج فوج مردمان را به دين خدا وعده ميداد اما اوراق تاريخ آنچنان به سرعت ورق ميخورد كه تنها صاحبان بينش توحيدي توانايي درك و تحليل و باور اين تغييرات را دارند.
34 سال پيش كه مردم قم براي دفاع از اسلام قيام كردند، كمتر كسي تصور ميكرد در اندك مدتي اين قيام در سراسر ايران فراگير شود. اينگونه تحليل ميشد كه قم شهري مذهبي است و باورهاي ديني در ساير شهرها، همانند قم، ريشهدار نيست اما شد آنچه شد و روزي كه انقلاب اسلامي مردم ايران به پيروزي رسيد هم شايد كمتر كسي ميتوانست تصور كند كه در كمتر از چهار دهه صداي پاي اين انقلاب در تونس و مصر ويمن و بحرين و ليبي و... شنيده شود.
در حقيقت آن روز كه رژيم شاهنشاه در ايران سرنگون شد، كاخ ستمگران جهان لرزيد و شكاف برداشت و آنان هرچه در توان داشتند طي اين سالها به كار گرفتند تا با كانون ايجاد موج بيداري اسلامي مبارزه كنند اما هر تدبيري كهانديشيدند و هر حيلهاي كه به كار گرفتند، موجب تقويت امواج بيداري مسلمانان شد و دامنه آن را گسترش داد. به تعبير حكيم توس
چو تيره شود مرد را روزگار
همه آن كند كهاش نيايد به كار
چه بسا اگر شب و روز عليه ايران اسلامي توطئه نميكردند نام ايران با اين سرعت در جهان پرآوازه نميشد و كنجكاوي جهانيان را بر نميانگيخت اما اين حديث را از زبان بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران شنيدهايم و به خاطر داريم كه:
لايزال يؤّيد هذا الدين برجل فاجر
"همواره اين دين توسط افراد فاجري تقويت ميشود" يعني مخالفت ستمگران با اسلام، برخلاف خواستهشان، به تحكيم اسلام ميانجامد.
البته روزي كه پيامبر گرامي اسلام (ص) از سقوط دو امپراتوري بزرگ آن دوران خبر داد، روزي كه امام خميني (ره) وعده سرنگوني رژيم شاه را داد و نيز روزي كه فروپاشي ابرقدرت اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي را پيشبيني كرد، در تمامي اين مراحل عدهاي خودباخته اين وعدهها و بشارتها را به تمسخر ميگرفتند. امروز هم كه كاخ ستمگران يكي پس از ديگري فرو ميريزد و آنان مذبوحانه به تماشاي دو مينوي فروپاشي لانههاي جاسوسي خويش نشستهاند و جز ابراز نگراني و دست به دامان يكديگر شدن و يكديگر را تسلا دادن، چارهاي نمييابند. عدهاي بيداري اسلامي را هنوز باور نكردهاند يا نميخواهند باور كنند و يا ماموريت دارند كه باور نكنند و اظهار ميدارند كه "اين بازي آمريكاييهاست"
حمايت
«راز واشنگتن چيست؟» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت است كه در آن ميخوانيد:
اين روزها آمريكا بيشترين تكاپو را براي به اصطلاح آغاز دوباره روند سازش داشته است. مقامات ارشد آمريكايي مانند اوباما رئيس جمهور و هيلاري كلينتون وزير امور خارجه صراحتا بر لزوم آغاز دوباره روند سازش تاكيد دارند.
در همين راستا نمايندگان آمريكا شامل دنيس راس و ديويد هيل نيز در روزهاي آينده راه خاورميانه ميشوند. آمريكا همچنين از متحدان اروپايي نيز براي رسيدن به اين مقصود استفاده كرده است كه سفر اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا و وستروله وزير خارجه آلمان به اين سرزمينهاي اشغالي در اين چارچوب است.
با توجه به اين شرايط اين سوال پيش ميآيد كه چرا آمريكا تا بدين حد بر آغاز دوباره روند سازش كه بارها شكست خورده و نيز عدم بازگشايي پرونده تشكيل كشور مستقل فلسطين در مرزهاي 1967 در نشست آتي سازمان ملل تاكيد دارد ؟ در پاسخ به اين پرسش دو نكته قابل تامل است.
نخست آنكه آمريكاييها خود را موظف به حمايت از خواستههاي صهيونيستها ميدانند لذا پذيرنده تحولي مغاير با خواست آنها نيستند. بازگشايي پرونده فلسطين در سازمان ملل شكستي سنگين براي صهيونيستها است كه ميتواند بر داخل آمريكا نيز تاثير گذار باشد.
اوباما رئيس جمهور آمريكا و حزب دموكرات براي حضور در انتخابات نيازمند حمايت لابي صهيونيست هستند لذا حمايت از اين رژيم در شرايط كنوني را امري ضروري ميدانند.
دوم آنكه بازگشايي پرونده فلسطين در سازمان ملل آمريكا را بر سر دو راه قرار ميدهد كه در هر صورت آن شكست است. در صورت همراه و يا مخالفت با ساير كشورها در قبال مسئله فلسطين عملا آمريكا بازنده نهايي خواهد بود چرا در هر دو صورت تسليم خواست جهاني شده است.
همچنين مخالفت آن با خواست جهاني چهره واقعي اين كشور را كه ادعاي حمايت از بشريت دارد را بر ملا ميسازد كه به انزواي بيشتر آن بويژه در جهان اسلام منجر خواهد شد. در چنين شرايطي آمريكا تلاش دارد تا به هر نحوي كه شده از بازگشايي پرونده فلسطين در سازمان ملل جلوگيري كرده و به نوعي طرحهاي ديگر را جايگزين آن است.
همواره براي آمريكا اهميت دارد كه
پيشنهاد دهنده و مجري طرح باشد تا از آن جهت تامين منافع خود بهره برداري كند لذا بارديگر طرح سازش را كه ارائه دهنده آن بوده در دستور كار قرار داده است. نكته مهم آنكه تصويب مسئله فلسطين در مجمع عمومي سازمان ملل عرفي خواهد شد كه ساير مسائل نيز در اين مركز بررسي شود كه عملا حذف شوراي امنيت و وتوي آمريكا را به همراه دارد.
در نهايت با توجه به آنچه ذكر شد ميتوان گفت كه راز حركت آمريكا براي حضور فعال در معادلات سازش و تحولات فلسطين چالشهاي صهيونيستها و هراس واشنگتن از عواقب مسائل ايجاد شده در سازمان ملل است كه براي مقابله با آن به هر ابزاري چنگ ميزنند.
آفرينش
«نياز کشور به خودکفايي همه جانبه» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن ميخوانيد:
در يک دهه گذشته به لطف خدا و به همت دانشمندان کشورمان در عرصه نظامي و فناوريهاي موشکي و فضايي شاهد رشد فزاينده و خودکفايي در ساخت و طراحي بسياري از ادواتي بوديم که دانش توليد آن در انحصار چند قدرت برتر نظامي در دنيا بوده است.
ساخت موشکهاي سري شهاب، زلزال، سجيل و... با بردهاي بالا، ساخت جنگنده بومي آذرخش، ساخت ماهواره برهاي فضايي، پرتاب ماهوارههاي سفير و اميد، ساخت رادارهاي پيشرفته، طراحي سايتهاي موشکي و پدافندي و رشد چشمگير در ساخت و طراحي قطعات همگي نشان از توان بالا و قابليتهاي داخلي کشور در اين زمينهها ميباشد.
امروز دستاوردهاي علمي و پژوهشي دانشگاه مالک اشتر و صنايع دفاع در عرصههاي نظامي و فضايي با توجه به حجم تحريمها و کارشکنيهاي غرب در عدم دستيابي ايران به فناوريهاي مدرن بر هيچکس پوشيده نيست و در سراسر دنيا عملکرد اين نهادها در زير ذربين قرار دارد.
اما با ديدن اين دستاوردهاي عظيم در عرصه هوا و فضا سوالي براي نويسنده و مطمئنا بسياري از خوانندگان مطرح ميشود که چرا با اين همه پشتوانه علمي در اين عرصه نتوانسته ايم فکري به حال نقاط ضعفمان در عرصه هواپيماهاي مسافربري بکنيم و مانع از زمينگير شدن و يا سقوط اين هواپيماها به دليل نقص فني شويم. نگاه به عملکرد کشورمان در عرصههاي فضايي و نظامي اين ابهام را دوچندان ميکند و گمان برده ميشود که در اين زمينه آنطور که بايد وشايد به قضيه هواپيماهاي مسافري اهميت داده نميشود. البته بر اين امر واقفيم که حوزه اين دو مقوله باهم متفاوت است اما آنقدرهم بي ربط به يکديگر نميباشند.
تحقيق و پژوهش در هر زمينهاي مستلزم سرمايه گذاري ميباشد و مطمئنا اين دستاوردهايي که امروز از سوي دانشمندانمان در عرصههاي فضايي و نظامي شاهد آن هستيم با سرمايه گذاريهاي چشم گير همراه بوده است که صد البته لازم وضروري بوده است.
اما اوضاعي که در زمينه هواپيماهاي مسافري امروز شاهد آن هستيم موجب شده تا هرچند وقت شاهد يک فاجعه انساني در کشور باشيم که به موجب آن بسياري از هموطنان و سرمايههاي ملي ما به کام مرگ کشيده شدهاند. مطمئنا هرچقدر در زمينه حفظ جان مردم سرمايه گذاري شود بازهم کم است.
اهميت به جان و امنيت مردم و کشوردرمقابل خطرهاي خارجي سبب شده است که امروز ما شاهد خودکفايي درعرصههاي نظامي و دفاعي هستيم اما نبايد فراموش کرد که مردم در داخل کشورهم نيازمند امنيت جاني هستند. آنچه گفته شد نه از جهت کم اهميت جلوه دادن دستاوردهاي نظامي بود بلکه تاکيد بر قدرت و توانايي دانشمندان نظامي و هوا فضاي کشور بود که در شکستن تاثير تحريمها و رفع نيازها در زمينه هواپيماهاي مسافري و جان و امنيت مردم توجه بيشتري داشته باشند.
مردم سالاري
«فرق تقسيم يارانه و تقسيم شام!» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم محمد حسين روانبخش است كه در آن ميخوانيد:
تقسيم يارانه نقدي بين 70ميليون جمعيت کشور با تقسيم شام در مجلس عروسي يا عزا خيلي فرق ميکند. اين گزاره، اگر چه براي همه ما بديه است ولي گاه سخناني که درباره يارانه نقدي بيان ميشود به گونهاي است بايد اين موضوع را به روشني توضيح داد و تبيين کرد! براي افزايش وضعيت يارانه نقدي بايد به روشني معلوم شود که از کدام منبع و با کدام معيار قرار است اين تغيير صورت پذيرد.
آيا اصلا چنين چيزي امکان تحقق دارد، آن هم در شرايطي که اعلام ميشود براي پرداخت همين يارانه فعلي دولت از منابعي استفاده کرده که نبايد ميکرده؟ از سوي ديگر پيامدهاي اقتصادي و اجتماعي افزايش يارانه نقدي چيست و برفرض تحقق چنين شعارهايي مردم واقعا منتفع ميشوند يا با افزايش تورم، طبقات فرو دست اقتصادي بيش از پيش فقير ميشوند؟
براي پاسخگويي به هر کدام از اين سوالات بايد با معيارهاي علمي، کار کارشناسي کرد و نميتوان مثل داستان شام دادن به دوستان و آشنايان و بچههاي محل گفت که يک باني پيدا شده که هزينه اش را تقبل ميکند و مردم هم به نان و نوايي ميرسند! همانطور که در بررسي گراني در سطح کشور و براي بررسي آن، نميتوان گفت که مغازه سر کوچه ما قيمتها را گران نکرده است و موضوع را فيصله يافته دانست.
در روزهاي اخير، وقتي بعد از شش سال رياست محمود احمدي نژاد بر قوه اجرايي کشور، وي ميگويد که ميتوان يارانهها را سه برابر کرد و البته در مقابل استدلالهاي نمايندگان مجلس و صاحب نظران از او شنيده ميشود که " بنده گفتم ميشود يارانهها را سه برابر کنيم اما برخيها اين را نقطه منفي ميدانند بايد پرسيد چرا ناراحت هستند و نميخواهند گامهاي بعدي هدفمندي يارانهها اجرا شود.
" اين سوال پيش ميآيد که موضوع چيست ؟! آيا بايد همان گزاره بديه بالا ، اينکه تقسيم يارانه نقدي بين 70 ميليون جمعيت کشور با تقسيم شام در مجلس عروسي يا عزا خيلي فرق ميکند بازهم توضيح داده شود؟! آيا توقع اينکه دولت براساس قانون بايد رفتار کند و قانون چنين وضعيتي را نميپذيرد، ناراحتي است (لابد مثل ناراحتي يک همسايه حسود از اطعام همسايه اش!)؟ آيا انتخاباتي که رقابت در آن بين دوستان ديروز و امروز احمدي نژاد است و بقيه چندان راه در آن ندارند آن قدر حيثيتي شده که بايد به خاطر آن اين طور شعار داد؟ آيا فاصله صاحب نظران و انديشمندان اقتصادي با دولت چند هزارسال نوري است که اين طورعلم اقتصاد بي فروغ شده است؟
داستان يارانهها به حق موضوعي ملي است و ميتواند سرنوشت چندين نسل را تغيير دهد. پايين آوردن اين موضوع در حد دعواهاي جناحي و چنين توصيفاتي از مخالفتها با شعارگرايي دولت در آستانه انتخابات و سو» استفاده از هدفمندي يارانهها به نفع يک جريان و گروه، به قيمت بدتر کردن وضعيت اجراي اين قانون، چيزي نيست که به راحتي بتوان از آن گذشت و درباره اش ناراحتي نکرد.
تهران امروز
«انقلابهاي اسلامي و وضعيت نهايي» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدين كاوه است كه در آن ميخوانيد:
تحولات اخير در خاورميانه اسلامي، تصادفي و اتفاقي نيست. اينكه در مصر، ليبي، بحرين، يمن، اردن، امواج توفنده امت اسلامي، كاخهاي ظلم و ستم را در هم ميكوبند نميتواند صرفا يك همزماني ساده باشد.
اينگونه بهنظر ميرسد كه ملتهاي اسلامي به مفهوم امت واحده نزديك ميشوند، مهمترين ويژگي امت واحده اسلامي در عبوديت نسبت به خداوند تبارك و تعالي و حريت از غير است اما شيوهها و روشهاي هر ملتي براي نزديك شدن به مفهوم امت واحده ممكن است متنوع بوده باشد، در ليبي اجتناب از خشونت امكانپذير نبود اما در مصر همجوشي ملت مسلمان مصر و پايداري و پافشاري آنها، موجب سرنگوني حكومت جابر حسني مبارك شد.
مجموعه اين انقلابها و دگرگونيها را ميتوان مجموعهاي از نشانههاي تحولات مهمتر آينده توصيف كرد. واقعيت اين است كه اسلام در حال بازاحياي معنوي و كمي در نزد امت اسلامي است، شواهد نشان ميدهند كه مسلمانان بيش از آنكه بر وجوه افتراق فرقهاي و گرايشي خود انگشت بگذارند بر وجوه اشتراك خود توجه دارند. بيداري اسلامي، هوشياري اسلامي را نيز در پي دارد، اساسا اگر اين هوشياري شكل اجتماعي به خود نگرفته بود، بيداري اسلامي در منطقه رخ نميداد.
در آيندهاي نهچندان دور، اسلام و امت اسلامي در برابر امپرياليسم سلطهجو و سلطهگر و صهيونيسم غاصب قرار خواهد گرفت.
همانگونه كه مقام معظم رهبري در جمع علما، نخبگان و روشنفكران شركتكننده در پنجمين مجمع عمومي جهاني اهل بيت عليهمالسلام فرمودهاند. «حركتهاي عظيم اسلامي اخير در دنياي اسلام، مقدمه تحولي بزرگتر و حاكميت اسلام است و موضع پيروان اهل بيت عليهمالسلام، حمايت از اين حركتهاي اسلامي است.» ترديدي نيست كه نميتوان از امت واحده اسلامي سخن گفت اما پيروان اهل بيت عليهمالسلام و پيروان اهل سنت، راه جداسري در پيش گيرند. وحدت، همراهي، همدلي و همكاري، شرط پيروزي امت واحده بر كفر و شرك جهاني است. بنمايه امپرياليسم و صهيونيسم برپايه سلطه و برتري استقرار يافته است اما اين سلطه و برتري تا هنگامي امكانپذير خواهد بود كه ايده وحدت و بازتوليد مفهوم قرآني امت واحده در نزد ملتهاي مسلمان شكل نگرفته باشد.
اكنون به نظر ميرسد كه مسلمانان به اصول و بنيادهاي اصيل اسلامي بازميگردند. در اين واگشت مفاهيم اسلامي را بازخواني ميكنند و ميكوشند بر مبناي اسلام اصيل و ناب محمدي (ص) زندگي دنيوي و معنوي خويش را شكل دهند اما اين واكاوي تنها در ساحت فردي معنا نمييابد بلكه در شكل جماعت و امت است كه مفهوم اصيل خود را وانمايي ميكند. اينك مفاهيمي چون مكه، مسجد، نماز جماعت، نمازجمعه، قرآن معاني تازهاي مييابند. معانياي كه فارغ از معناي بنيادين آنها در صدر اسلام نيستند.
بر همين اساس است كه اللهاكبر شعار تمامي ملتهايي است كه در برابر حكومتهاي جابر قيام و انقلاب كردهاند و بيترديد اللهاكبر، مفهومي بزرگ است كه تن دشمن را به لرزه ميافكند. خدا بزرگ است و هيچ قدرتي بزرگتر از او نيست و هرچه غير خداست. فاني است و محكوم است كه ذيل حكم قاهره خداوند تبارك و تعالي قرار گيرد. آينده از آن اسلام است و حاكميت اسلام وعده اله است.
در اين حاكميت جبر و زوري نهفته نيست بلكه آگاهيبخشي و آگاهييابي از ژرفاي معاني زيباي اسلامي است كه مردم را به سوي اسلام و پذيرش حاكميت اسلام خواهد كشاند. در اين ميان امپرياليسم آمريكا و غرب و صهيونيسم كينهتوز بازندگان اصلي نبرد بزرگ و نهايي حق و باطل خواهند بود. انشاءالله.
ابتكار
«ترس مردم، آرامش مسئولان» عنوان يادداشت روز روزنامه ايتكار به قلم مريم مولائي است كه در آن ميخوانيد:
ديروز چهارشنبه، در تقاطع وليعصر زرتشت، چنان دود غليظي از يکي از دريچههاي هواکش كف خيابان بلند شد و فضا را فرا گرفت که بسياري از همشهريان از ترس در جاي خود ميخکوب شدند. بعد چند لحظه مأموران آتشنشاني در محل حادثه حاضر شدند و درحاليکه هيچکدام به داخل تونل نرفته بودند بيان کردند که در زير اين خيابان خط عبوري متروست و اين دود به خاطر بريدن لوله پليکاست. اما عابران نظر ديگري داشتند و اکثريت آنها به اتصالي کردن سيمهاي برق عبوري مترو اعتقاد داشتند. مأموران مسئله را توضيح ميدادند و مردم را مطمئن ميکردند که جاي نگراني نيست. اما با همه اين حرفها و توضيحات، عدهاي با چهرهاي بسيار نگران صحنه را ترک کردند.
اين دود، حادثه چند شب گذشته را به ذهن نگارنده متبادر کرد. چند شب پيش برخلاف شبهاي ديگري که متروي خط4 روزها و شبهاي آرام و خلوتي را سپري ميکرد، ازدحام جمعيت داخل مترو، تعجب افراد زيادي را برانگيخت. هرکسي در علت شلوغي حرفي ميزد. خانمي ميگفت: اعتصاب کردهاند. ديگري ميگفت: واگن از ريل خارج شده. يکي ميگفت: قطار خراب شده. مردي ميگفت: دو واگن از قطار جدا و در تونل مانده و تمام خطوط از کار افتادهاند. تا اينکه سوار قطار شديم. مردي شروع کرد به جاري کردن هرآنچه از زبانش خارج ميشد. عدهاي در اين فکر بودند که نکند اين هم مسئلهاي سياسي باشد براي خراب کردن شهردار تکنوکرات. عدهاي هم از موقعيت نهايت استفاده را کردند و ماجرا را به اختلاس بزرگ و شاهکار بانکي کشور ربط دادند که اگر آن پول بود، ساختار حملونقل تهران بهکلي ترميم ميشد. آن ديگري تور خود را در آب انداخته و سعي ميکرد از آب گلآلود ماهيهاي بزرگ صيد کند و دست عوامل غرب و امريکاي جهانخوار را به ميان بکشد. مردي از حال بد فرزند در آغوشش ميگفت که مجبور شده براي مسافتي کوتاه، زمان زيادي را در قطار بماند.
اما دراينبين تصور اينکه مسئولان چه توضيحي ممکن است براي ماستمالي کردن داشته باشند، سلولهاي خاکستري ذهنهاي خيالپرداز عدهاي را به تکاپو انداخته بود. مسلماً پاسخها و توضيحات از حيطه تخيل افراد خارج نبود و همهچيز آرام و خوب گزارش شد و از درک بالاي مردم تمجيد و دست عوامل بيروني قلم شد و... و هرچه به ذهنها متبادر شده بود، الحق و الانصاف به واقعيت پيوست.
اما لازم است در جواب آن مسئولي که زمزمهکنان ميگفت: «همهچي آرومه... مردم ما به همهچيز اشراف دارند، مأموران ما موضوع را به افرادي که اعتراض ميکردند، توضيح دادند و...» ، گفته شود: آقاي مسئول، نه شما و نه مأمورانتان هيچيک مسافر آن قطار نبوديد و هرگز از نزديک حرفها و گلايهها و ترس مردم را نشنيديد و درک نکرديد. مردم دل پري دارند. انبار باروتياند که به جرقهاي شعلهور ميشوند. شما هرگز رفتار و گفتارشان را در حين حادثه نديديد، پس لطفاً اينقدر راحت و آرام از کنارمسائل عبور نکنيد.
شرق
«محك اختلاس» عنوان سرمقاله رونامه شرق به قلم داوود محمدي است كه در آن ميخوانيد:
همانگونه كه پيشبيني ميشد، پسلرزههاي اختلاس ركوردشكن سههزارميليارد توماني از راه فرارسيده و پس از بازتاب محتاطانه رسانهاي اوليه و بهت ابتدايي افكار عمومي، اندكاندك، برخي مقامات (بهويژه در قواي قضاييه و مقننه) به موضعگيري پرداختند.
شايد شوك رقم شگفتانگيز موجب شد تا با گذر روزها نه تنها از اهميت موضوع كاسته نشود بلكه در روندي پلكاني به جايگاه قانوني مقامات دخيل در موضعگيريها افزوده شود و عجيب آنكه با وجود پافشاري همه مقامات بر ضرورت برخورد با اختلاسگران و مجازات قانوني حداكثري مجرمان، تاكنون به ابهامات اصلي پاسخهاي روشني داده نشده و حتي رگههاي بسيار قوي از سياسيشدن پرونده ديده ميشود؛ به نحوي كه فعالان جناحهاي سياسي كشور (در غياب اصلاحطلبان) يكديگر را به دست داشتن در بزرگترين اختلاس تاريخ ايران متهم ميكنند.
آنچه از منظر منافع ملي نگرانكننده است، احتمال فرار متهمان از مجازات و پنهان شدن واقعيتهاي اين اختلاس بيسابقه در گردوغبار مجادلات بيپايان و بدون نتيجه سياسي است. زيرا تجربه نشان داده در كشاكش لجاجتهاي سياسي، متخلفان بيشترين نفع را برده و مردم بازنده بزرگ بودهاند.
بنابراين از مسوولان كشور در هر رده و مقامي انتظار ميرود خود، در موضعگيري كلامي، از دامن زدن به شايبههاي سياسي پرونده ملي اختلاس سههزارميلياردتوماني پرهيز كنند و در عوض وقت و انرژي خويش را روي تكميل مستندات پرونده، اطلاعرساني دقيق و سريع به مردم و تشكيل دادگاه علني متمركز كنند و متهمان را با هر مقام و هر گرايش سياسي به پاي ميز محاكمه بكشانند و مجازات كنند تا اعتماد جريحهدار شده مردم را التيام بخشند. فراموش نكنيم اگر شعار و تهييج افكار عمومي براي مبارزه با مفاسد اقتصادي نظير اختلاس كفايت ميكرد، امروز شاهد آن نبوديم كه پس از سالها سخن گفتن براي ريشهكن كردن مفسدان و اختلاسگران، پرونده اختلاسي گشوده شود كه برخي كارشناسان مبلغ آن را بيشتر از كل مبالغ اختلاسشده در تاريخ كشور ميدانند.
راه زدودن اتهام نه سبقت گرفتن در مذمت اختلاس و متهم كردن رقيب، بلكه كمك به شناسايي و مجازات متهمان و شفافسازي روند فاسدي است كه به نطفه بستن و رشد اختلاس در زهدان نظام بانكي كشور منته شده است و در اين ميان مردم با دقت و موشكافي بين شعار دادن صرف و مشاركت عملي در مبارزه با فساد تمايز قايل ميشوند و نشانههاي هر چند اندك ترجيح منافع فردي و جناحي بر مصالح ملي را رصد خواهند كرد.
دنياي اقتصاد
«حباب سكه و دوگانگي سياستي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم زهرا كاوياني است كه در آن ميخوانيد:
نزديك به يك ماه است كه التهاب مجددا به بازار سكه بازگشته و اين بازار را با نوسانات زيادي مواجه كرده است؛...
... به طوري كه در يك ماه گذشته قيمت هر سكه بهار آزادي طرح جديد از حدود 420 هزار تومان تا مرز 640 هزار تومان افزايش يافت كه به معني افزايش 52 درصدي قيمت سكه در يك ماه بود. اين افزايش قيمت كه در ابتدا ناشي از افزايش قيمت جهاني طلا بود در حال حاضر تبديل به يك حباب داخلي شده؛ به طوري كه قيمت سكه در بازار داخلي با قيمت واقعي آن، فاصله گرفته است. به طور كلي قيمت سكه در بازار ايران طي يك فرآيند رقابتي تعيين ميشود و تقريبا خصوصياتي شبيه به يك بازار رقابتي دارد. عواملي مانند تورم داخلي و فقدان ابزارهاي مالي براي سرمايهگذاري نيز باعث شده كه هر از چند گاه اين بازار دچار التهاب شود.
در اين ميان نقش بانك مركزي نيز قابل توجه و تامل است. به طور كلي بانك مركزي ميتواند دو سياست را در بازار سكه در پيش گيرد. سياست اول، به صورت عدم دخالت در بازار است؛ به طوري كه بانك مركزي نيز مانند يك فروشنده عادي به عرضه سكه پرداخته و به دنبال كسب سود از اين محل باشد. سياست ديگر نيز، اعمال كنترل در بازار و جلوگيري از ايجاد حباب قيمتي بوده كه به دنبال آن بانك مركزي در زمان ايجاد حباب در بازار، وارد عمل شده و سكه را به قيمتهاي واقعي كه بر اساس قيمت جهاني طلا به دست ميآيد، عرضه ميكند.
هر كدام از سياستهاي اتخاذي بانك مركزي تبعاتي در بازار خواهد داشت؛ اما آنچه مهم است ثبات در سياست اتخاذ شده از سوي بانك مركزي است. وجود ثبات در سياستهاي اتخاذي بانك مركزي، هزينه مبادله در بازار را كاهش ميدهد و تصميمگيري براي فعالان اقتصادي را آسانتر و كم ريسك تر ميكند.
در حال حاضر بانك مركزي مدعي است كه سياست دوم را در دستور كار قرار داده و به دنبال تنظيم بازارهاي تحت كنترل خود؛ يعني بازار سكه و ارز است. اما واكنشهاي اين بانك در برهههاي زماني خاص نشان از دوگانگي سياستهاي اجرايي دارد. به طوري كه ميتوان گفت اين دو گانگي اثرات به مراتب مخربتري از عدم دخالت در بازار خواهد داشت. در اين خصوص واكنش بانك مركزي به حباب ايجاد شده در بازار سكه در روزهاي اخير قابل تامل است. براي درك بيشتر اين موضوع نگاه به وضعيت قيمت سكه در بازار آزاد تهران، قيمت در بانك مركزي و قيمت واقعي سكه مياندازيم.
در روز دوشنبه 21 شهريور 1390 قيمت سكه تمام بهار آزادي طرح جديد در بازار آزاد تهران به مرز 640 هزار تومان رسيد. اين در حالي است كه محاسبه قيمت سكه با استفاده از نرخ ارز بازار آزاد در اين روز؛ يعني 1250 تومان و هر اونس طلاي جهاني به قيمت 1840 دلار، مقدار 552 هزار تومان براي هر سكه بهار آزادي طرح جديد را به دست ميدهد. اما در همين روز قيمت سكه عرضه شده توسط بانك مركزي نيز برابر 603 هزار تومان بوده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


