ليبي پس از قذافي به كدام سو خواهد رفت؟
روزنامه تهران امروز نوشت:
از زماني كه قيام مردمي در ليبي آغاز شد به موازات تعميق درگيريها و دخالت ناتو عليه نيروهاي قذافي بسياري اين نگراني را مطرح ميكردند كه ليبي پس از قذافي به كدام سمت خواهد رفت. تبليغات قذافي در مورد نفوذ القاعده در ميان انقلابيون و سابقه حضور جوانان ليبيايي در جنگ شوروي در جريان اشغال افغانستان نيز به اين شائبه دامن زده بودكه پس از قذافي بنيادگرايان زمام اموررا به دست خواهند گرفت و ليبي به پايگاه القاعده تبديل خواهد شد.
انقلابيون ليبيايي در دفعات مختلف تلاش كردهاند با ارائه توضيحاتي اين سوءظن را رفع كنند. آنها اعتقاد دارند ليبي هيچگاه پايگاه القاعده نبوده است. گروههاي اسلامي نيز در اين كشور خواستار تشكيل حكومت اسلامي در مرزهاي ليبي بودهاند و به جهاد بينالمللي كه بن لادن پيگيري ميكرد اعتقادي نداشتهاند. اسلامگرايان ليبي كه در سالهاي پاياني حكومت قذافي بخصوص در سال 2010 به مذاكره با ديكتاتوراين كشور براي كاهش فشارها روي آورده بودند بعد از وقوع قيام بلافاصله به صف مردم ليبي پيوستند و اكنون خود را فاتح جنگ با قذافي ميدانند و فرصتي بينظير را براي اعلام حضور در عرصه سياسي ليبي به دست آوردهاند.
زماني كه طرابلس فتح شد همه نگاهها به دو شخصيت اسلامگرا جلب شد: مصطفي عبدالجليل و عبدالحكيم بلجاج. اولي رئيس شوراي انتقالي ليبي است كه با خروج خود از كمپ ياران قذافي به شورشهاي مردمي جان داد وبا استفاده از اعتبار بينالمللياش حمايتهاي خارجي را براي انقلابيون جلب كرد. عبدالجليل را چهرهاي ميانه رو و اهل تعامل ميدانند كه در زمان حكومت قذافي نسبت به رفتارهاي تند ديكتاتور انتقادات فراواني داشت. عبدالجليل كه براي نخستين بار بعد از پيروزي انقلابيون وارد طرابلس شده است در جمع ده هزار نفر از مردم اين شهر تا كيد كرد:«اسلام در ليبي «اسلام ميانه روي» خواهد بود و ايدئولوژي افراطي در اين کشور جايي ندارد.
هرگز به هيچ ايدئولوژي تندرو چه راستگرا يا چپگرا اجازه نميدهيم در ليبي حاکم شود. ما ملتي مسلمان هستيم که اسلام ما ميانه روي است و اين ويژگي را حفظ خواهيم کرد.» به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه عبدالجليل نسبت به تلاشهايي براي مصادره انقلاب ليبي هشدار داد و از مردم اين کشور خواست تا برضد هر گروهي که بخواهند انقلاب ليبي را مصادره کنند، در کنار اين شورا بايستند.
پيش از اين برخي از رسانههاي غربي از فرماندهي عبدالحكيم بلحاج بر نيروهاي نظامي انقلابي ابراز نگراني كرده بودند. اين رسانهها به سابقه حضور بلحاج در جنگ جهاد يها عليه نيروهاي نظامي شوروي استناد ميكردند و با توجه به سابقه بازداشت وي از سوي سيا و حبس وي در تايلند نسبت به تسلط اسلامگرايان وابسته به القاعده بر انقلاب ليبي ابراز نگراني ميكردند.
اما بلحاج از سويي وابستگي خود را به القاعده تكذيب كرد و از حضور خود در جنگ افغانستان عليه نيروهاي شوروي دفاع كرد و خود را وابسته به جريانهاي ميانه رو اسلامي معرفي كرد و تاكيد كرد مردم ليبي اصولا مردم افراط گرايي نيستند و اهل تساهل و تسامح هستند و نگراني از حاكم شدن ايدئولوژي افراط گرايانه بيمورد است. بلحاج نيز مانند عبدالجليل اسلام را منبع قانونگذاري در ليبي ميداند اما بر حفظ حقوق شهروندي تاكيد ميكند. با وجود اين توضيحات برخي از تحليلگران معتقد هستند فقدان ساختارهاي لازم در ليبي و حاكميت ساختارهاي قبيلهاي بر اين كشور چشمانداز آينده ليبي را مبهم كرده و مشخص نيست كدام گرايش از اسلام بر اين كشور حاكم شود.
اين احتمال نيز وجود دارد كه اسلامگرايان تندرو از ساختار قبيلهاي و تنشهاي قومي در اين كشور و به احتمال فراوان رقابت اسلامگرايان و لائيكها كه بيشتر طرفدار احياي سلطنت در اين كشور هستند زمينه را براي حضور موثر و ايذائي اسلامگرايان افراطي وابسته به القاعده فراهم كند و در نتيجه ليبي در دورهاي از هرج و مرج فرو رود.
اين در حالي است كه برخي از گرايشهاي اسلامگرا در ليبي خواهان اخراج محود جبريل لائيك از شوراي انتقالي هستند. وي كه به عنوان نخست وزير و وزير امور خارجه شوراي انتقالي مطرح است از طرفداران سرسخت سيستم اقتصاد بازار آزاد است. همچنين به رغم پيروزيهاي انقلابيون بر هواداران قذافي نميتوان درآينده از نقش ايذايي طرفداران سرهنگ فراري غافل شد و همين موضوع نگرانيها را در مورد ليبي بيش از پيش افزايش داده است.


