ديكتههاي آمريکا به آژانس درباره ايران
نماينده آمريكا در آژانس بينالمللي انرژي اتمي در مصاحبه با روزنامه الشرق الاوسط ـ چاپ لندن ـ گفته است: « آژانس نامهاي به ايران خواهد داد مبني بر اين که تا زماني که ايران به همه سوالات آژانس پاسخ ندهد و به همه قطعنامههاي بينالمللي احترام نگذارد, پرونده ايران باز خواهد بود!»
به گزارش ايسنا، اظهارات گريگوري شولتي نشان ميدهد، آمريکا تعيين ميکند که آژانس چه چيزي به ايران ديکته کند! و اين که اگر آژانس بعد از آن همه نقض تعهدات که در ذيل ميآيد چنين نامهاي نيز بنويسد به اين معني است که آژانس توافقنامه خود با ايران (مداليتي) را به دستور آمريکا به صورت يک طرفه ملغي کرده است. چون در توافقنامه فقط اجراي 7 مورد مد نظر بود و نوشته شده بود که پس از انجام اين 7 مورد پرونده ايران به حالت عادي در ميآيد و هيچ ذکري از اجراي قطعنامههاي شوراي امنيت و پاسخ به سوالات بيپايان آژانس در آن پيشبيني نشده بود. در غير اين صورت چه نيازي به نوشتن توافقنامه بود؟
1 ـ در گزارش اخير آژانس (گزارش شهريور 87 ) تناقض آشکار وجود دارد:
از يک طرف در بند 21 ميگويد "آژانس هيچ اطلاعي ـ به جز سند اورانيوم فلزي ـ از طراحي يا ساخت اجزاي سلاح هستهيي يا قطعات کليدي آن مانند آغازشگر و يا حتي درباره مطالعات فيزيک هستهيي براي سلاح هستهيي ندارد" و از طرف ديگر در بند 23 ميگويد "مطالعات" ادعايي موجب نگراني است.
اگر آژانس ميگويد هيچ اطلاعاتي حتي درباره "مطالعات" فيزيک هستهيي ندارد, اين صراحتاً اصالت و صحت اسناد موسوم به مطالعات ادعايي را نقض ميکند؛ چون اگر آژانس معتقد به اصالت و صحت اين مطالعات بود, اعلام نميکرد که هيچ اطلاعاتي ندارد. بنابراين وقتي هيچ سند واقعي در دست نيست, دليلي براي نگراني وجود ندارد.
2 ـ آژانس در بند 23 گزارش براي پيشرفت در مطالعات ادعايي از ايران ميخواهد که بگويد "کجاي اين اسناد مطالعات ادعايي صحيح است و کدام قسمتهاي آن دستکاري شده و يا غير مرتبط با هستهيي است". اين درخواست با مداليتي امضاء شده با آژانس مغايرت دارد. چون بر اساس مداليتي, ايران همه اين اسناد را ساختگي اعلام کرده است و تنها بايد پس از دريافت اسناد از آژانس ارزيابي خود را به اطلاع آژانس برساند؛ بنابراين اين که آژانس مجدداً بپرسد کجاي اين اسناد صحيح است و کجاي آن دستکاري شده و يا کجاي آن غيرمرتبط با هستهيي است خلاف توافقهاي قبلي است. به خصوص که ايران جواب اين سوال را هم داده است و گفته است همه اسناد مطالعات ادعايي يا ساختگي يا جعلي هستند و آژانس هم هيچ دليلي براي اصالت آنها ندارد.
3 ـ آژانس به وضوح از توافقنامه معروف به مداليتي تخطي کرده است چون در توافقنامه ذکر شده است که اول آژانس بايد "همه اسناد مطالعات ادعايي را به ايران بدهد، سپس ايران ارزيابي خود را ارائه كند"؛ درحالي که آژانس فقط فهرست همه اسناد مربوط به مطالعات ادعايي را آن هم پس از اصرار فراوان ايران در تاريخ 6 ارديبهشت 87 يعني 9 ماه بعد از نوشتن مداليتي به ايران داد. آژانس علت اين تخطي را مجوز ندادن آمريکا ذکر کرده است. سوال اينجاست که اگر اسنادي به ايران داده نشده است پس چرا آنها انتظار شفافيت کامل دارند؟
4 ـ آژانس در جلسات اعلان كرد که علت اين که آمريکا اجازه نميدهد اسناد را به شما بدهيم اين است که نگران اشاعه اسناد تسليحات هستهيي است. ايران از آژانس پرسيد اگر آمريکا معتقد است اين اسناد مال ايران است پس بايد ايران اصل آنها را داشته باشد، بنابراين چه نگراني از اشاعه وجود دارد؟ اين نشان ميدهد که اسناد ساخت آمريکا و اذنابش است و با دادن آنها ساختگي بودن آنها آشکار ميشود. آژانس در برابر اين استدلال هيچ پاسخي ندارد.
5 ـ تخلف آشکار ديگر از توافقنامه اين است که در توافقنامه 6 موضوع به اضافه مبحث مطالعات ادعايي ذکر شد و گفته شد که "اينها همه موارد باقي مانده است و به غير از اينها هيچ مورد باقي مانده وجود ندارد". آژانس اول اسفند 86 (22 فوريه 2008) در گزارش خود اعلام كرد که "همه موارد شش گانه حل شدند و فقط يک موضوع مطالعات ادعايي باقي مانده است". ليکن دو ماه بعد در گزارش ماه خرداد (26 مي) مجموعه جديدي تحت عنوان "ابعاد نظامي" اضافه كردکه فقط يکي از اين مجموعه, مطالعات ادعايي است و بقيه شامل چند موضوع ديگر است که آنها را نام برد. يعني آژانس با اضافه کردن تعداد موضوعات باقي مانده به وضوح هم از توافقنامه و هم از گزارش فوريه 2008 تخطي کرده است.
6 ـ تخلف ديگر آژانس از توافقنامه اين است که در توافقنامه براي دريافت سوالات از آژانس زمان تعيين شده است. در توافقنامه گفته شده که بعد از آن ديگر سوالي باقي نميماند. آژانس در مورد مطالعات ادعايي در عمل در 6 ارديبهشت 87 (25/4/2008 ) فهرست همه سوالات خود را ارائه كرد اما بعد از آن نيز باب سوالات بيپايان را باز گذاشت.
7 ـ لازم به ذکر است که ايران علاوه بر 6 مورد ذکر شده در توافقنامه, تعهد خود درباره "مطالعات ادعايي" را نيز انجام داده است يعني با وجود اين که آژانس اسناد را به ايران تحويل نداد ( بلکه فقط نشان داد,) ايران ارزيابي خود را طبق مداليتي به اطلاع آژانس رساند. حال نوبت آژانس است که تعهد خود مبني بر عادي شدن پرونده را اعلام كند.
8 ـ اين که آژانس خواستار بازديد و مصاحبه با افراد نظامي مربوط به سلاحهاي متعارف شده و اسناد موشکي ايران را درخواست كرده است ضمن اين که خلاف توافقنامه است، بلکه خلاف وظايف آژانس نيز هست و آژانس نميتواند از جمهوري اسلامي ايران و از هيچ کشور ديگر درخواست دخالت در امنيت ملي آنها را كند.
9 ـ تخلف ديگر آژانس در مورد سند اورانيوم فلزي است. با وجود اين که اين موضوع طي نامهاي همچنين در گزارش فوريه 2008 مختومه اعلام شده بود, متأسفانه مجدداً در گزارش اخير بند 14 آن را به عنوان يکي از مسايل باقي مانده آورده است.
10ـ آژانس تنها 3 صفحه سند به زبان انگليسي به ايران داد و به دليل اصرار آمريکا مبني بر اين که اسناد مطالعات ادعايي واقعي است و متعلق به ايران است ايران مجبور شد در نامهاي اين سه صفحه را در معرض قضاوت اعضاي شوراي حکام بگذارد تا معلوم شود آمريکا هيچ دليلي براي انتساب اين اسناد قلابي به ايران ندارد.


