دولت مستقل فلسطینی آزمونی برای دمکراسی غربی
با تشدید تلاشهای گسترده سیاسی و دیپلماتیک مسئولان و رهبران جناحهای گوناگون فلسطینی در عرصههای جهانی، قرار است در شصت و ششمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، طرح ایجاد دولت مستقل فلسطین بررسی شود و احتمالا به تصویب نهایی برسد.
این طرح به رغم آنکه در رایزنیهای دیپلماتهای همسو، با استقبال گسترده نزدیک 130 کشور عضو آن سازمان روبهرو شده، با اوجگیری قیامهای مردمی در خاورمیانه و شمال آفریقا ـ که منجر به سقوط تعدادی از دیکتاتورهای محافظهکار و حامی رژیم اشغالگر قدس در همسایگی با این رژیم شده است ـ گمانهزنیهای متعددی در صحن سازمان ملل و اخبار منتشره در برخی از مجامع و محافل بینالمللی به راه انداخته که حکایت از مخالفتهای پیدا و پنهان آمریکا با تصویب این طرح دارد.
البته این امر هر چند ریشه در سیاستها و اهداف تاریخی ایجاد رژیم صهیونیستی دارد، لیکن با آغاز موج سوم قیامهای مردمی در قاهره ـ که دربرگیرنده یک سونامی همه جانبه علیه صهیونیستهاست و نیز با لرزشهای ژئوپلیتیکی که در نتیجه این قیامها گریبانگیر اسرائیل و حامیان آن شده است ـ تردیدها و مخالفتهای جاری از سوی حامیان صهیونیستها با استقلال ملت فلسطین را به امری طبیعی تبدیل نموده است، زیرا با توجه به تضعیف شدید منافع و جایگاه استراتژیک رژیم صهیونیستی و قدرتهای حامی این رژیم ـ که از نتایج قطعی تصویب احتمالی این طرح است ـ ایجاد چالشها و موانع متعدد در مقابله با تصویب آن نیز کاملا پیشبینی شدنی است.
بنابراین با توجه به اینکه موج فراگیر تحولات جاری در حوزه عربی اسلامی خاورمیانه و شمال آفریقا، بسترهای مشارکت ملی و موثرتر عموم مردم و به ویژه طیفهای نخبگان در بازبینی ارزشی بسیاری از عرصههای گوناگون اداره امور این جوامع را فراهم نموده است، شرایط کنونی از یک سو حاکی از شکلگیری فضایی مناسب برای مقابله عمومی با برخی از معاهدات یکجانبه و گاه حتی ضد باورهای ارزشی است که توسط حکام ساقط شده بر این ملتها تحمیل شده (همانند معاهده کمپ دیوید) و از سوی دیگر، به لحاظ حوزه نفوذ و فضای عملیاتی مثبتی که پس از موفقیتهای نظامی سالهای 2006 و 2008 توسط گروههای مقاومت حزب الله لبنان و حماس فلسطین در مقابله با تهاجمات اسرائیل برای تقویت فرهنگ مقاومت اسلامی در این منطقه ایجاد شده است، این موضوع قابل پیش بینی است که هرگونه آیندهنگری در سیر تحولات و آینده خاورمیانه و شمال آفریقا، اعم از دیدگاههای مطروحه از سوی استراتژیستهای منطقهای و یا فرمنطقه ای، عملا به هیچ وجه نمی تواند فارغ از مسأله فلسطین و اسرائیل و نیز لرزشهای ژئوپلیتیکی مرتبط با آن باشد، به گونهای که در جریان این تحولات و همزمان با پیروزی ملتها در سرنگونی حکام وابسته، بلافاصله مردم آن کشورها، خواستار حذف پایگاههای سیاسی و دیپلماتیک رژیم اشغالگر قدس در کشورشان هستند.
زیرا هرگونه ارتباط با این رژیم را منافی با منافع و ارزشهای عمومی میدانند؛ بنابراین، از آنجا که در این تحولات برخی از رژیمهای دیکتاتوری مورد حمایت غرب و محافظه کار در مسأله فلسطین سقوط کرده و به دنبال آن با سلسله تحولات دامنهداری که در فروپاشی گنجینههای استراتژیک رژیم اشغالگر قدس رخ داده است، ضمن تضعیف گسترده منافع منطقه ای قدرتهای غربی، امروزه میبینیم که به رغم اشتیاق گسترده بینالمللی برای تصویب و تشکیل دولت مستقل فلسطینی به پایتختی بیتالمقدس شرقی در مرزهای 1967، سیاست مشخص آمریکا در مورد این مهم و آینده سیاسی کشور و ملت فلسطین به لحاظ فشار مستمر لابی صهیونیستی، همچنان بر شرایط کنونی و استمرار تفرقه میان گروههای فلسطینی با ادامه حمایتهای مالی و سیاسی هدفمند از گروه فتح (جبهه آزادیبخش فلسطین ـ ساف) و تشکیلات خودگردان در کرانه باختری قرار دارد که این نیز برگرفته از معاهده صلح اسلو در سال 1993 است.
در معاهده اسلو با اختصاص حمایتهای مالی و سیاسی برای تشکیلات خودگردان و به اصطلاح دولت فلسطینی مستقر در کرانه باختری رود اردن که رهبری آن را گروه فتح بر عهده داشت، هدف استراتژیک آن، ایجاد منازعه میان دو گروه فتح و حماس و جایگزینی آن به جای بحران ریشهدار عربی ـ صهیونیستی و محدودنگری در مسأله فلسطین بود.
پس در صورت تصویب و ایجاد دولت مستقل فلسطین و شناسایی رسمی و مشروعیت آن در سازمانها و نهادهای بینالمللی، این دولت نه تنها از امکان بهرهبرداری در کلیه مجاری سیاسی و حقوقی بینالمللی برای پیگیری مطالبات سیاسی و قضایی به ویژه در مورد مسئولان رژیم صهیونیستی برخوردار میشود، بلکه با گسترش تنگناهای استراتژیکی بر صهیونیستها، زمینههای عملی سلب مشروعیت و بیهویتی این رژیم نیز فراهم میشوند.
بنابراین با توجه به مجموعه روندها و تعارضات این فرآیند با منافع منطقهای رژیم صهیونیستی و حامیان آن، امروزه جامعه حقیقتیاب جهانی و افکار عمومی جهان که نحوه بررسی و مسأله تصویب دولت مستقل فلسطینی را در اخبار و مواضع سازمان ملل مورد رصد دقیق خود قرار میدهند، منتظر یک تصمیمگیری عادلانه و مبتنی بر حمایت از حقوق ملتهای تحت ستم هستند، تا با تأکید بر لزوم رعایت و اشاعه فرهنگ حقوق بشر در بزرگترین نهاد بینالمللی، بیانگر اقدامات عملی و آزمونی برای قدرتهای غربی در زمینه گسترش روندهای دمکراتیک و حفظ و تأمین حقوق بشر باشد.
* مدرس دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی و استراتژیک


