نقش نخبگان در ایجاد اعتماد مردم به نظام
پس ما باید دو شرط را برای نخبگان فراهم کنیم تا آنها تمایل بیشتری برای
حضور در عرصه اجتماعی و سیاسی از جمله انتخابات پیدا کنند. مثلا اگر نخبگان
احساس کنند مجلس قادر به ایجاد تحول در کشور و مقابله با انحرافات و
تخلفات و به طور کلی قادر به انجام کارهای بزرگ نیست و در امور مهم استقلال
کافی ندارد و گاهی به یک مجلس فرمایشی تبدیل می شود، تمایلی به کاندیدا
شدن نخواهند داشت. یا زمانی که احساس کنند اعتماد مردم به نظام آسیب دیده
است، رفع این آسیب را مقدم بر شرکت در انتخابات میبینند.
امروز برای ترغیب نخبگان به حضور در عرصه اجتماعی و سیاسی باید این دو
نقیصه را رفع کنیم به گونهای که نخبه احساس کند میتواند در اصلاح امور
موثر باشد و نیز احساس کند که اعتماد مردم به نظام در حد قابل قبولی است.
مثلا باید مجلس به جایگاه خود در قانون اساسی بازگردد به طوری که این توان
را داشته باشد که دولت را در مسیر قانون قرار دهد. الآن مجلس در چنین
جایگاهی نیست و استقلال لازم را ندارد. نوع برخورد با سئوال از رئیس جمهور
بهترین شاهد بر این مدعاست. همین طور قوه قضائیه قدرت و استقلال لازم را
ندارد و می بینیم که قادر به خاتمه دادن به پرونده های مقامات عالی رتبه
دولتی نیست و با یک تشر رئیس جمهور عقب نشینی می کند. لذا نخبه احساس
میکند که با این شرایط، کاری از دست او ساخته نیست و طبعا شوقی برای حضور
در عرصه اجتماعی و سیاسی پیدا نمی کند. نخبه باید احساس کند که راه اصلاح
باز است و همچنین اعتماد مردم برقرار است. البته اخیرا اقدام مثبتی در جهت
اعتمادافزایی انجام شد که امیدوارم ادامه پیدا کند. اقدام دیگر این است که
قوای مقننه و قضائیه در انجام وظایف خود آزاد گذاشته شوند تا به اصلاح
امور و قرار دادن دولت در ریل قانون بپردازند. حتی در بحرانهای اجتماعی
باید استقلال هر قوهای محترم شمرده شود و دست هیچ قوهای به نفع قوه دیگر
بسته نشود تا موجب سرکشی برخی و بیخاصیتی برخی دیگر نشود. بحران اخیر در
کشور ما این حقیقت را اثبات کرد.
منبع: خبر


