صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر: ۱۸۸۱۰۵
| |
3841 بازدید
كيهان

«ليبي اسير نمي‌شود» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن مي‌خوانيد:
تحولات ليبي كه با رفتن «معمر قذافي» از صحنه قدرت وارد مرحله شتاباني گرديد در عين حال واجد انذار و اندرزها و فرصت و تهديدهايي بود كه آن را به كانون توجهات تبديل كرد. پيش از اين ليبي در رديف پنجم تحولات منطقه عربي قرار داشت و تحولات آن به خصوص تحت الشعاع تحولات مصر بود. چرايي اين نقل و انتقالات را بايد با نگاه به صحنه تحولات ليبي جست وجو نمود.

ليبي كشوري با مساحت 8/1 ميليون كيلومتر مربع و جمعيتي نزديك به 6 ميليون نفر يكي از نزديكترين كشورهاي آفريقايي به قاره اروپا مي‌باشد و در همان حال قرار داشتن در حدفاصل سه كشور تونس، مصر و سودان - به عنوان سه كشوري كه وضعيتي ناساز با غرب پيدا كرده‌اند - موقعيت ويژه‌اي را به ليبي داده است. وجود بيشترين ذخاير انرژي آفريقا در ليبي هم وجه ديگري از اين اهميت مي‌باشد. پيشينه تاريخي ليبي و وجود جنبش‌هاي اسلام گرا در طول 100 سال گذشته - شامل جنبش اسلامي و استقلال طلبانه قبايل ليبي عليه اشغالگران ايتاليايي در سال هاي1920 تا 1931- و نهضت سنوسي‌ها به رهبري شيخ عبدالقادر عليه انگليس و فرانسه در اواخر قرن 19 ميلادي هم مي‌گويد ليبي مي‌تواند يك كانون مهم اسلامگرايي باشد و شرق و غرب مناطق مسلمان نشين آفريقا را تحت تاثير خود قرار دهد. در عين حال علاقه شديد مردم ليبي به اهل بيت پيامبر(ص) و بخصوص علاقه وافري كه به حضرت زهرا-سلام الله عليها- دارند يعني مردم را به شيعيان و كانون مركزي شيعه - ايران- پيوند مي‌زند و مي‌تواند معناي ويژه‌اي به «انقلاب مردمي ليبي» بدهد.

اين‌ها مهمترين دلايل توجه غرب به ليبي به حساب مي‌آيند. در عين حال در مورد تحولات اين كشور نكات مهم ديگري هم وجود دارند:
1- غرب بلافاصله پس از سقوط معمر قذافي و تسخير طرابلس توسط نيروهاي انقلاب كنفرانس بزرگي را به راه‌انداخت تا از يك سو همه توانايي‌هاي خود را براي مهار ليبي پاي كار بياورد و از سوي ديگر وانمود كند كه اوضاع ليبي تحت كنترل اروپا قرار دارد و حال آن كه ميان ادعا و حقيقت فاصله‌اي بس ژرف وجود دارد.

ناتو علي رغم آن كه از اجازه نيم بند شوراي امنيت براي حمله به ليبي برخوردار گرديد و بيش از 4 ماه سرگرم عمليات نظامي در ليبي شد و هزينه‌هاي زيادي را به مردم ليبي تحميل كرد- و از جمله بارها به نيروهاي انقلاب حمله كرد- نتوانست نقش تعيين كننده‌اي در سقوط معمر قذافي ايفا نمايد و در نهايت اين مردم بودند كه بالاخره توانستند با حضور مداوم در صحنه، نيروهاي وفادار به قذافي را خسته و نااميد كرده و بر پايتخت مسلط شوند روزي كه مردم وارد منطقه حكمراني قذافي شدند از نيروهاي ناتو و عمليات آن‌ها هيچ خبري نبود.

اين كه اروپايي‌ها علي رغم ساقط شدن قذافي اعلام كرده‌اند كه به عمليات نظامي در ليبي ادامه مي‌دهند خود دليل جداگانه‌اي است كه نشان مي‌دهد آنان براي اسقاط قذافي و نظام او به ليبي نيامده بودند و گرنه چه نيازي به عمليات ناتو بعد از سقوط حاكم ليبي وجود دارد؟! نكته مهم ديگر اين است كه اروپا صدها نيروي اطلاعاتي و ده‌ها دستگاه جاسوسي را در ليبي و از جمله در طرابلس مستقر كرده بود. حال چگونه با اين همه امكانات متوجه جابجايي قذافي و خاندان و نيروهاي وفادار به او و انتقال به شهر سرت و كشور الجزاير نشدند؟! خود اين موضوعات به خوبي نشان مي‌دهند كه هدف ناتو از آغاز تا آخر قذافي و حكومت او نبوده است. با اين وصف طبعا مردم ليبي مي‌پرسند آنان چه حقي دارند كه كنفرانس برگزار مي‌كنند و درباره آينده ليبي حرف مي‌زنند؟

2- ليبي فاقد زيرساخت‌هاي صنعتي، كشاورزي و راه‌هاي مواصلاتي است. مردم ليبي با وجود آن كه ده‌ها سال است يكي از صادركنندگان مهم اوپك مي‌باشند، سهمي از اين درآمد ملي نداشته‌اند. از اين روست كه مي‌شنويم اروپا 120 ميليارد دلار از دارايي‌هاي ليبي را بلوكه كرده و در برابر درخواست شوراي انتقالي ليبي حاضر به بازپس دادن حتي 5 ميليارد دلار آن نشده و آن را به شرايط آينده موكول كرده است! يعني در حالي كه رسانه‌هاي خود اروپا همين روزها بارها گفته‌اند ليبي به سمت يك فاجعه انساني در حركت است، آنان حاضر نيستند حتي درصدي از درآمدهاي مردمي كه سال‌ها رونق بخش بازارهاي اقتصادي غرب بوده‌اند را به آنان پس بدهند و آن را به شرايطي موكول كرده‌اند كه حتما شرط اول آن روي كار آمدن يك رژيم وابسته به غرب و مخالف اسلام در ليبي است. غرب البته مردم ليبي را نمي‌شناسد وگرنه مال اين مردم را گرو نمي‌گرفت آنان نمي‌دانند كه همين مردم در زماني نه چندان دور- حدود 80 سال پيش- چه به روزگار اشغالگران ايتاليايي درآورده‌اند. مسلما مردم ليبي امروز از درجه آگاه بسيار بالاتري برخوردارند و جهان اسلام نيز مانند دهه 1920 و 1930 بي صاحب نيست و هر قطعه آن زير چكمه يك دولت اروپايي قرار ندارد. بنابراين ترديدي نيست كه غرب دارد با آتش بازي مي‌كند.

3- همين روزها خبرها از همكاري ناتو و اتحاديه عرب و بخصوص همكاري عربستان و ناتو براي ارسال سلاح‌هاي مخرب به ليبي حكايت داشت. پيش از اين عربستان با آغاز خيزش مردمي در ليبي به تجهيز و تشويق يك گروه سلفي وابسته به خود- گروه موسوم به المقاتله الاسلامي يعني جنگجويان مسلمان- پرداخت و سبب وارد شدن هزينه هنگفت انساني و اقتصادي به مردم ليبي و نيز باعث طولاني شدن دوره انقلاب در اين كشور شد.


ملت ما

«تنش رژيم صهيونيستي و تركيه گذراست» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم سيامك كاكايي است که در آن می خوانید:
پانزده ماه پيش بود كه حمله اسرائيل به كشتي مرمره آبي بحراني را در روابط تركيه و رژيم صهيونيستي به وجود آورد. آن زمان در داخل تركيه با توجه به مواضع اين كشور درباره فلسطين و غزه و نگرش جديدي كه در سياست خارجي اين كشور ايجاد شده بود اين انتظار پديد آمد كه تركيه موضع تندتري را پيش بگيرد. پس ازآن حمله روابط بين تركيه و اسرائيل وارد فاز جديدي شد اما اين تنش هرگز منجر به كاهش يا قطع روابط دو طرف نشد.

پس از انتخابات پارلماني تركيه كه منجر به پيروزي حزب عدالت و توسعه شد و اين حزب مجددا توانست بيش‌ترين كرسي را در پارلمان به دست آورده و دولت تك حزبي تشكيل دهد؛ تركيه يك رويكرد همه گير را در سياست خارجي خود اتخاذ كرد ودر داخل نيز توجه اذهان عمومي را به سمت ديپلماسي فعال جلب كرد. درهمين چارچوب با وجود آن‌كه تنش به وجود آمده در مدت پانزده ماه در لايه‌هاي سياست‌گذاري بين دو طرف تاثيرگذار بوده اما در عين حال تركيه چشم‌انداز گزارش سازمان ملل هم بود.

تركيه سه شرط اصلي هم براي عادي‌سازي روابط دو طرف در نظر گرفته بود: اول عذرخواهي رسمي اسرائيل از تركيه، دوم پايان محاصره غزه و سوم پرداخت غرامت به قربانيان حادثه. اما گزارش سازمان ملل كه هفته گذشته ارايه شد، انتظارات تركيه را برآورده نكرد. گزارش سازمان ملل حاوي سه نكته بود. اين گزارش گفته بو د كه حمله كماندو‌هاي اسرائيل به كاروان حامي كمك به غزه شديد بود اما اقدام اسرائيلي‌ها را محكوم نكرده است.

اين گزارش همچنين اعلام كرده است محاصره غزه توسط اسرائيل قانوني بوده است و عبور كشتي‌هاي حامي كمك‌هاي مردمي به غزه از حصر دريايي، اقدامي بي‌محابا بوده است. اينها نكات اعلام شده در گزارش سازمان ملل است و به نظر مي‌رسد اين گزارش نمك بر زخم تركيه پاشيده است. در داخل نيز با توجه به سياست‌هاي دولت اردوغان در قبال اسرائيل، توقعات بالا رفته است. بنابر اين شايد طبيعي بود كه تركيه اين واكنش را نشان داده و سفير اسرائيل را اخراج كند. اما سوال اين‌جاست كه رابطه بين دو طرف به كجا كشيده مي‌شود و چه كسي اين تنش را آرام خواهد كرد.

به نظر مي‌رسد تنها كشوري كه مي‌تواند نقش ميانجي را در اين رابطه ايفا كند، امريكا خواهد بود. امريكا هم پيمان استراتژيك تركيه و اسرائيل است و با توجه به اين‌كه رابطه قديمي با دو طرف دارد، احتمالا درصدد خواهد بود كه ميان تركيه و اسرائيل ميانجي‌گري كند و تنش‌ها را فرو نشاند. اما بايد بر اين نكته تاكيد كرد كه با وجود آن‌كه سفير اسرائيل از تركيه اخراج شده است و تنش رسانه‌اي بالا گرفته است اما اين مسائل منجر به قطع روابط دو طرف نشده است و به نظر هم نمي‌رسد مجموعه اقدامات منجر به قطع روابط اسرائيل و تركيه براي ساليان و ماه‌هاي متمادي شود. از سوي ديگر تركيه و اسرائيل در زمينه اقتصادي و نظامي روابط عميقي دارند و هردو طرف نيز با امريكا در ارتباط هستند.


خراسان

«رادار ناتو به جاي سفير اسرائيل» عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم بهروز بيهقي است كه در آن مي‌خوانيد:
هرچند بسياري اقدام قاطعانه دولت ترکيه در اخراج سفير اسرائيل از اين کشور را مي‌ستايند اما اگر عيان شود که دولت ترکيه امتياز ويژه‌اي براي اسرائيل را در لفافه اخراج سفير اين رژيم از آنکارا نهان کرده است، آيا مي‌توان هم چنان به ديپلماسي دولت ترکيه در مهم ترين موضوعات جهان اسلام خوش بين بود؟ همين جملات کافي است تا اعتراض برخي را برانگيزد که به چشم رقابت به فعاليت‌هاي ديپلماتيک ترکيه نگريسته ايم و حال که اين کشور جايگاه در خور توجه در جهان اسلام يافته است، تاب و توان مواجهه با اين همسايه رقيب يا به تعبير دقيق تر رقيب همسايه را نداريم. معترضان قطعا به ياد ما خواهند آورد که رجب طيب اردوغان، نخست وزير ترکيه چگونه در اجلاس داووس، شيمون پرز رئيس رژيم اسرائيل را فرو کوفت و جنايات اسرائيل در غزه را بار ديگر در کانون توجه رسانه‌هاي بين المللي قرار داد.

ما نيز اقدامات ضد صهيونيستي دولت ترکيه را ارج مي‌نهيم و در عين حال هم چنان که امام(ره) ملاک را حال افراد مي‌دانست، سياست مداران را از اين قاعده مستثنا نمي‌دانيم. بر اساس گزارش‌هاي رسمي خبرگزاري ها، دولت ترکيه در حالي حکم به اخراج سفير اسرائيل از اين کشور داده که مجوز استقرار سامانه راداري سپر موشکي ناتو در خاک خود را نيز صادر کرده است.

مقام‌هاي ناتو پيش از اين اعلام کرده بودند که هدف از اين سپر موشکي مقابله با تهديد موشکي احتمالي ايران است. بر نشاندن اين ادعا در کنار ديگر ادعاهايي که هر از گاه عليه کشورمان مطرح مي‌شود، خود به خود مخاطره‌اي را تداعي نمي‌کند اما گزارش‌هاي غيررسمي تأييد کننده اين نکته‌اند که استقرار بخشي از سپر موشکي ناتو در خاک ترکيه نه تنها براي ايران بلکه براي ديگر کشورهاي منطقه هم مخاطره آميز است.

روزنامه ترکيه‌اي زمان روز گذشته در گزارشي در همين زمينه به برشي از مذاکرات ترکيه و آمريکا درباره سپر موشکي ناتو پرداخت و از جمله به تعهد آمريکا به ترکيه اشاره کرد که بر مبناي آن اطلاعات حاصل از سامانه راداري مستقر در خاک ترکيه در اختيار اسرائيل قرار نمي‌گيرد. به نوشته اين روزنامه، دولت ترکيه در پي اين تعهد به استقرار بخشي از سپر موشکي ناتو در خاک خود رضايت داده است.

اگرچه بر کسي پوشيده نيست که چنين تعهدي نبايد خيلي جدي گرفته شود زيرا دولتمردان ترکيه به خوبي آگاهند که آمريکا سالانه بيش از ۳ ميليارد دلار کمک نظامي بلاعوض به اسرائيل مي‌کند و چه مانعي مي‌توان متصور بود که از کمک اطلاعاتي امنيتي آمريکا به اسرائيل جلوگيري کند؟ مخصوصا آن که اصلي ترين هدف اين سيستم موشکي دفاع از اسرائيل است.

دولتمردان ترکيه که خود را از جمله مهم ترين مناديان شکست حصر غزه در جهان اسلام مي‌دانند چگونه وتو شدن مکرر قطعنامه‌ها عليه اسرائيل توسط آمريکا را از ياد برده و به تعهد آمريکا دلخوش کرده‌اند؟ حقيقت اين است که ترکيه با موافقت خود براي پذيرش بخشي از سپر موشکي ناتو تنها مصالحي سياسي و نه ملي را لحاظ کرده است.

مي توان انتظار داشت که با انتشار گزارش‌هايي از قبيل گزارش روزنامه زمان، مردم مسلمان ترکيه به ارزش اطلاعاتي امنيتي سامانه راداري ناتو براي اسرائيل آگاه شوند و طبعا سياست دوگانه دولت خود را در قبال اسرائيل زير سوال برند. ترديدي نيست که رصد کردن آخرين فعاليت‌هاي دفاعي ايران از جمله کارکردهاي سامانه راداري سپر موشکي ناتو است و اين امر نشان مي‌دهد که ايران در نگاه دشمن نيز خصمي توانمند و مقتدر به شمار مي‌آيد.

روسيه همچون ايران و البته با تفاوت‌هايي از اهداف اين سامانه راداري به شمار مي‌آيد و از همين رو ايران مي‌تواند در رايزني با ديگر کشورهاي متضرر از سپر موشکي ناتو، دولت ترکيه را دستکم به جرح و تعديل‌هايي در اين زمينه فرا بخواند. نمي‌دانيم چرا دولتمردان ترکيه يکي از اضلاع مهم تحولات منطقه يعني ضلع ضدصهيونيستي آن را نديده و از فرجام حاکمان هم پيمان با آمريکا و اسرائيل عبرت نگرفته‌اند؟


جمهوري اسلامي

«سرنوشت قذافي در انتظار آل خليفه» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:
اوضاع در بحرين روز به روز بحراني‌تر مي‌شود و حوادث اين جزيره كوچك ولي پرماجرا به سمت و سويي مي‌رود كه گويي بحران از محدوده جغرافيايي آن درحال تجاوز است.

شهادت يك نوجوان 14 ساله بحريني نيز در جريان تظاهرات مسألمت آميز روز عيد فطر نشان داد كه رژيم آل خليفه هرگز درصدد حل اين بحران نيست و اعتراض 40 ساله مردم به رژيم ديكتاتوري آل خليفه فاقد راه حل‌هاي ميانه بوده و صرفاً بايد با حركت‌هاي توفنده مردمي حل و فصل شود.

خاندان آل خليفه كه در سالهاي گذشته به دليل وابستگي به آمريكا با تبديل خاك اين كشور به پايگاه پنجم نظامي آمريكا باب هرگونه توجه به خواسته‌هاي مردم و مشاركت آنان در اداره امور جامعه را مسدود كرده بود، در ماههاي اخير و با به راه افتادن موج بيداري اسلامي در كشورهاي عرب مواجه شد ولي به جاي پاسخگويي مثبت به مطالبات مردم، با ابزار سركوب و خشونت در مقابل مردم ايستاد، مردمي كه طي سالهاي اخير علاوه بر نقض حاكميت ملي خود با احساس تبعيض، بي‌عدالتي، محروميت، عدم مشاركت در قدرت و توزيع ناعادلانه مناصب و كرسي‌ها دردست عده معدودي از اعضاي خاندان آل خليفه مواجه بودند.

ورود چند هزار نيروي نظامي سعودي، اماراتي و كويتي تحت پوشش پيمان نظامي شوراي همكاري خليج فارس نيز نتوانست در سركوب خواسته‌هاي مردم بحرين مؤثر واقع شود و مردم اين كشور با ايستادگي پرصلابت خود توانستند اين موج توطئه را با همه سختي‌ها و مصائب آن پشت سر بگذارند. گمان مي‌رفت رژيم آل خليفه، پس از شكست سياست سركوب نظامي، به مردم اجازه مشاركت در سرنوشت سياسي خود را بدهد و با در پيش گرفتن سياست عاقلانه، باب گفتگوهاي مؤثر سياسي را با احزاب و گروههاي مخالف بگشايد ولي سياست فريبكارانه و مزورانه‌اي كه اين رژيم در پوشش مذاكرات مشاركت ملي در پيش گرفت، باعث شد اين راه حل نيز در ابتداي راه متوقف شود و به شكست بينجامد.

فرصت ماه مبارك رمضان زمان مناسبي بود براي كساني كه قصد دارند گره بحران بحرين را با دست و با چاشني عقلانيت باز كنند ولي آنچه در روز عيد فطر در بحرين گذشت نشان داد كه همه گردانندگان اين بازي سياسي، دست به دست هم داده‌اند تا از استقرار حاكميت ملي در اين كشور جلوگيري كرده و به هر قيمت مانع از برقراري حاكميت اراده مردم در محدوده شوراي همكاري خليج فارس شوند.


رسالت

«انتخابات؛ فرصتي که نبايد به تهديد تبديل شود» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن مي‌خوانيد:
چالش، مخاطره است که محتمل است به آسيب و تهديد منجر شود و يا اينکه نه به يک فرصت تمام عيار تبديل شود. از اين رو از چالش نبايد هراسيد اما بايد مراقب بود که فرصت‌ها به تهديد تبديل نشود. مردمسالاري ديني نيز به عنوان يک موجود زنده با چالش‌هاي مختلفي مواجه است.

اساسا هر آنچه که زنده است و نشاط و پويايي دارد با چالش روبرو مي‌شود. يکي از اين چالش‌ها در برابر مردمسالاري ديني خطر بازگشت ديکتاتوري و سلطه خارجي است. البته تمام جوامع مردمسالار در معرض خطر بازگشت به استبداد، ديكتاتوري و دوران خفت بار استعمار هستند. از دل همين ليبرال دموكراسي فاشيسم و نازيسم متولد شدند. مردمسالاري ديني اگر چه از بسياري از آفات ليبرال دموکراسي‌هاي متداول در دنياي امروز مثل خريد راي، منفعت طلبي ها، عوام فريبي و بناپارتيسم، درگيرى‌ها، كشت و كشتارها و... به خاطر عقال دين، عقلانيت اسلامي و نعمت بي بديل ولايت فقيه مصون است اما همواره در معرض خطر بازگشت استبداد و استعمار طي سه دهه گذشته بوده است. يکي از منافذي که مي‌تواند محملي براي ايجاد اين چالش باشد انتخابات است که دشمنان همواره بدان چشم دوخته‌اند.

از آنجا که نظام اسلامي همواره بر برگزاري انتخابات اصرار داشته و دارد انتخابات مي‌تواند چالش زا باشد و امنيت کشور را به خطر بيندازد. همانطور که دو سال پيش دشمن تمام تلاش خود را به کار گرفت که از فرصت انتخابات عليه امنيت ملي استفاده کند.

رهبر معظم انقلاب اسلامي در عيد فطر امسال با اشاره به برگزاري انتخابات مجلس شوراي اسلامي در اسفندماه سال جاري، ذات انتخابات را توأم با نوعي چالش خواندند و افزودند: انتخابات، تجلي حضور مردم، مظهر مردمسالاري ديني و ذخيره و پشتوانه امنيت کشور است و بايد مراقب بود که اين پشتوانه بزرگ، به چالشي براي امنيت کشور تبديل نشود.

ايشان از آحاد مردم، مسئولان مختلف، «منبرداران و فعالان سياسي» و همه کساني که مي‌توانند با مردم حرف بزنند خواستند که از انتخابات به عنوان نعمتي اله پاسداري کنند و هوشيارانه، مراقب چالشهاي ضد امنيتي و تلاشهاي دشمنان باشند.

تبارشناسي تاريخي استبداد و استعمار در جامعه ايران نشان مي‌دهد كه همواره يك پيوند جدي بين استبداد داخلي واستعمار خارجي وجود داشته است. در واقع حمايت استعمار خارجي اعم از روس، انگليس، ‌آمريكا و... از جريان مسلط داخلي موجد يك ديكتاتوري بي‌چون و چرا دركشور شده است. حوادث دو سال گذشته در انتخابات 88، همچنين تحصن نمايندگان مجلس ششم در سال 1382 و غائله کوي دانشگاه در سال 1378 نشان داد پيوند يك جريان سياسي با استعمار خارجي، خطر بروز استبداد ومسدود شدن باب انتخابات در كشور را به وجود مي‌آورد. در سال 88 اين خطر عينيت يافت و عده‌اي عملا در مقابل راي ملت صف آرايي کردند و دموکراسي را به شرط پيروزي خواستند.

نظام اسلامي به مدد دم مسيحايي ولايت فقيه و بصيرت ملي در برابر اين مخاطره ايستادگي کرد و اگر چه هزينه داد اما باج نداد.

استبداد مدرن زاييده ليبرال دموكراسي است ومردمسالاري ديني به واسطه اتصالات آسماني آن مصون از اين آسيب است اما چنانچه عده‌اي بخواهند با تنفس در فضاي ليبراليسم وتاثيرپذيري از آن نسخه‌هاي اجتماعي و سياسي براي ملت ما بپيچند بايد مراقب بود كه همراه اين الگوبرداري انضمامي حتما گرايشاتي ازاستبداد وجود دارد.

انتظار افكارعمومي در جامعه ايران اين است كه گروههاي سياسي به عنوان بازيگران خط مقدم ضمن صيانت از عظمت انتخابات با رويكردي وطن دوستانه و اهتمام جدي در دفاع از منافع و امنيت ملي وارد عرصه انتخابات شوند.

مردم ايران انتظار ندارند وقتي توپ را به يك جريان سياسي پاس مي‌دهند آن را وارد دروازه خودي كند و يا حتي توپ را به اوت بزند. ملت ايران فقط شايسته گل هستند.

 
حمايت

«بحرین و استمرار جنایت علیه بشریت» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت است كه در آن مي‌خوانيد:
در شرایطی که توجهات جهانی بیشتر معطوف به تحولات لیبی است وتلاش قدرتهای جهانی بر این است که آینده این کشور را در ارتباط با منافع خود جهت دهی کنند چنانچه بتازگی به همین منظور اجلاسی در پاریس برگزار کردند، صدای اکثریت مظلوم وتحت ستم بحرین پژواک شایسته ای در سطح جهانی ندارد.

در هفته های اخیر اقلیت حاکم بر این کشور ترفندهای مختلفی را بکار گرفت تا برای جهانیان این گونه جا بیندازد که در صدد اصلاحات و پذیرش صدای ملت خود می باشد. اعلام گفتگوی ملی با حضور نمایندگانی از طیفهای فکری مختلف البته با حفظ اکثریت مورد نظر حاکمان بحرین، تعیین کمیته ای برای تحقیق و تفحص در مورد اقدامات انجام شده علیه مردم والبته ارایه گزارش قابل پیش بینی کمیته حکومتی مزبور مبنی بر اینکه تخلفی صورت نگرفته است، برکناری نخست وزیر بحرین فردی که در ابتدای انقلاب ملت بحرین یکی از خواسته های اصلی مردم، برکناری همین فرد پس از چهل سال تصدی این پست و صدها ظلم وستم بود، اعلام پادشاه بحرین مبنی بر آزادی تعدادی از دستگیر شدگان وزندانیان سیاسی و اینکه به محاکمه بازداشت شدگان در دادگاههای عادی و نه نظامی و ویژه پایبند خواهند بود، جملگی برای تصویر سازی مثبت از عملکرد حاکمان بحرین در قبال انقلاب مردمی این کشور صورت گرفت.

اما نظر به اینکه اقدامات یادشده واقعا با هدف پذیرش مطالبات ملت صورت نگرفت هیچیک نتوانست رضایت مردم را جلب کند. از گفتگوی به اصطلاح ملی برای حل وفصل مسائل بحرین خیلی سریع مهم ترین احزاب وگروههای اکثریت مردم خارج شدند وآن را فرمایشی توصیف کردندگزارش کمیته تحقیق اقدامات انجام شده حکومت در قبال انقلاب مردم آن چنان یک طرفه و جانبدارانه برای خوش خدمتی به حکومت تهیه شد که موجب خنده وتمسخر گردید، برکناری نخست وزیر، بن سلمان آل خلیفه خیلی دیر و با هدف بازسازی چهره حکومت ونه برکناری و محاکمه متخلفین صورت گرفت فلذا ثمر چندانی نداشت ودر نهایت اینکه بر خلاف وعده ای که داده شده بود که همه متهمین دستگیر شده در دادگاههای عادی دادگستری محاکمه می شوند واقعیات نشان داد که هم چنان محاکمه دردادگاههای خاص و با فضای نظامی گری و سرکوب وبدون رعایت ضوابط دادرسی عادلانه ادامه دارد هم چنین اگر تعدادی از زندان آزاد شدند بجای آنها تعداد دیگری دستگیر و روانه بازداشت گاههای نامعلوم گردیدند.

در این هفته‌ها خبرهای متعددی منتشر شد حاکی از اینکه نیروهای مزدور چندین کشور حسب برنامه ریزی حاکمان بحرین در سرکوب اکثریت ملت بحرین مشارکت دارند. در آخرین تحولات، پس از توهین به مرجعیت شیعه بحرین که واکنشهای اعتراضی جدیدی را بر انگیخت هفته گذشته همزمان با عید سعید فطر متاسفانه نیروهای سرکوبگر رژیم بحرین نوجوانی 14 ساله بنام علی جواد احمد را به قتل رساندند.

این اقدام بار دیگر شعله اعتراضات مردمی و نفرت از حاکمان را تشدید کرد اگرچه دولت بحرین با سیاه بازی مدعی شد که دخالتی در کشتن فرد یاد شده نداشته وحتی ادعا کرد که اگر اطلاعاتی از اینکه عوامل این اقدام چه کسانی بوده‌اند کسب کند جایزه ای دلاری نیز پاداش می دهد! در خبرها آمده که مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و سخنگوی کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل نسبت به استمرار محاکمه شهروندان بحرین در دادگاههای غیر عادی و ویژه این کشور ابراز نگرانی کرده وخواهان رعایت ضوابط دادرسی عادلانه شده‌اند.

نظر به اهمیت رویدادهای بحرین و استمرار بی عدالتی و ظلم فاحش علیه اکثریت مردم این کشور که ماههاست جریان دارد، چند نکته بشرح زیر در جهت تنویر افکار عمومی تقدیم می شود. امید است هر چه سریعتر این ظلم گسترده پایان یابد. در اساسنامه دیوان بین الملل کیفری ضمن ماده 7 جنایت علیه بشریت تعریف ومصادیق آن ذکر شده است. بموجب این ماده ارتکاب هر یک ار اعمال مشروحه زیر در یک حمله «گسترده» یا «سازمان یافته» بر ضد یک جمعیت غیر نظامی و با علم به آن حمله جنایت علیه بشریت تلقی می شوند:1)قتل ؛ 2)قلع وقمع کردن ؛3)به بردگی گرفتن ؛ 4)کوچ یا جابجائی اجباری جمعیت ؛ 5) حبس کردن یا ایجاد هر شکل دیگر محرومیت شدید از آزادی جسمی که بر خلاف قواعد بنیادین حقوق بین الملل باشد ؛ 6) تجاوز جنسی، بردگی جنسی و هر نوع خشونت جنسی مشابه با آنها ؛ 7) آزار هر گروه یا هر تجمع مشخصی به علل سیاسی، نژادی، ملی، قومی، فرهنگی، مذهبی یا جنسی 8) ناپدید کردن اجباری اشخاص ؛ 9)آپارتاید ؛ 10) سایر اعمال ضد انسانی مشابه که عامدا به قصد ایجاد رنج زیاد یا صدمه شدید به جسم یا سلامت جسمی یا روانی صورت پذیرد.

در یک بررسی سریع ونه چندان تفصیلی براحتی می توان دریافت که طی سالهای گذشته و خصوصا طی ماههای اخیر از سوی رژیم حاکم بحرین چقدر سازمان یافته وگسترده علیه اکثریت ملت بحرین آپارتاید، قتل وحبس وانواع دیگر اقدامات غیر انسانی بوقوع پیوسته است. بنابر این حداقل انتظار این است که مراجع جهانی به وقوع مصادیق جنایت علیه بشریت در بحرین توجه لازم را معمول دارند. دولت بحرین به اساسنامه دیوان
بین الملل کیفری پیوسته ومتعهد به اجرای آن است فلذا دیوان یاد شده صلاحیت دارد که در خصوص موارد نقض اساسنامه از جمله مصادیق جنایت علیه بشریت تحقیق و رسیدگی کند.

بنابر این باید دادستان دیوان یاد شده مورد سئوال قرار گیرد که چرا تابحال تحقیقات لازم را بعمل نیاورده خصوصا که گزارشهای مستندی از سوی نهادهای مستقل فعال در زمینه حقوق بشر به وی منعکس شده است.


مردم سالاري

«چگونه، آدمي ديو مي‌شود» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم منصور فرزامي است كه در آن مي‌خوانيد:
در آشفته بازار خاورميانه عربي و در هنگامه خيزش‌هاي مردمي و اسلامي که خيزابه‌هاي آن به ساحل بسياري از کشورها رسيده، درباره استبداد و مستبد و ديکتاتور و فرعون و طاغوت و... بسيار نوشته‌اند. در رسانه ها، هر روز و هر ساعت اخباري از ليبي و مصر و يمن و بحرين و... بازگو مي‌شود. هر قلمي بنا به ذهنيت و تفکر و نگرش خود مطالبي نگاشته و به تحليل قضايا پرداخته است اما جاي دو نکته خالي است و همين دونکته مورد بحث و نگارش ماست: نخست آن که، هيچ يک از جباران و مدعيان خدايي و فراعنه از مادر طاغوت زاده نشده، تفرعن پيشه نکرده، از آغاز به جنگ خدا به آسمان نرفته و تير از کمان رها نکرده‌اند چنان که نمرود به قصد خدا تير انداخت! جمشيد پيشدادي و ضحاک داستاني هم از نخست ادعاي خدايي نکرده‌اند و خون نريخته‌اند و مردم نيازرده‌اند. حسني مبارک هم در نبردهاي مصر قهرماني‌ها کرد و محبوب بود و قذافي هم بعد از کودتاي بدون خون ريزي مورد تکريم ملت ليبي بود.

بسياري از رهبران انقلابي آفريقا همچون رابرت موگابه هم چنين بودند. اما چرا چون برمسند نشستند عصيان کردند و خدا را بنده نبودند؟ چه عاملي در قدرت و حکومت سبب شد که ثروت اندوختند و رفاه پيشه کردند و مردم آزردند و اخلاص و بندگي را رها کردند و ندانستند که از مشتي پرستار و خودبين خدايي نمي‌آيد و خدايي سزاوار آفريدگار يگانه هستي است و از بشر خودبين بي بصر، لاف خداوندي، پسنديده نيست و سخن ناصحان مشفق و حکيمان مفلق نشنيدند و کلام گوهربار مولاي متقيان، آويزه گوش نکردند آنجا که فرمود: «بپرهيز از خود پسنديدن و به خودپسندي مطمئن بودن و ستايش را دوست داشتن که اينها همه از بهترين فرصت‌هاي شيطان است تا بتازد و کرده نيکوکاران را نابود سازد» چرا به توصيه امام گوش نسپردند؟ چون توفيق دريافت آن سخنان سعادت آور را نداشتند; چون زمينه ديوي و ددي و جباري و کبر در آنها مستعد بود و چون در فرهنگ سفله پرور ديوساز، نشو و نما يافتند و ديو شدند و ستمگري پيشه کردند يعني هم آنها استعداد فرعوني داشتند و هم جامعه، استعداد ديوپروري و طاغوت سازي داشت. ولي رسول خدا (ص) و علي مرتضي (ع) زمينه عبوديت داشتند به همين علت هرگز گرفتار کبر نشدند. در رسول خدا (ص) که اخلاص به حق در کمال بود هرگز اجازه نداد از منظر سلطاني به حضرتش بنگرند. آنجا که در مقابل زن دادخواه برخاست و عباي خود را بر زمين گسترد و فرمود: «مادر بنشين; راحت باش; من سلطان نيستم که از من بترسي! من فرزند آن زني هستم که قديد مي‌خورد!» آري آري! حضرت با اين سنت پسنديده خويش فرهنگ مي‌ساخت و نفي کبر و طاغوت و سلطان مي‌کرد.

علي (ع) آنگاه که از کنار شهر «انبار» مي‌گذشت و مردم آن شهر به پيشاپيش وي دويدند و بر خاک افتادند، حضرت، زبان به سرزنش آنان گشود که چرا چنين کردند و بر معصيت بي لذتشان خرده گرفت و اجازه نداد کاري را که در مقابل حاکمان فرعون ماب خود مي‌کردند در برابر مولي الموحدين تکرار کنند. چون سيرت امام، نفي طاغوت پروري و سفلگي بود. مرحوم امام (ره) هم در آن جلسه معروف، نه فرمودند و آن مدح و ثنا نپسنديدند و مقام معظم رهبري هم در مقابل آن سخنان ستايش آميز فرمودند: اين سخنان نه به نفع من است نه به سود شما (نقل به مضمون).

«گاندي»، «لخ والسا» و «نلسون ماندلا» رهبران استقلال و انقلاب هند و لهستان و آفريقاي جنوبي بودند چرا صدام و قذافي نشدند؟ چون زمينه فرعوني در آنها نبود و جامعه آنان نيز استعداد طاغوت پروري نداشت. گله از خود کنيم. اين جامعه ناآگاه ايران بود که حاجي ميرزا آقاسي را بر ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهاني و ميرزا آقا خان نوري فاسد را بر اميرکبير ترجيح داد! اين فرهنگ سفله پرور ما بود که مشتي اوباش با چماق به راه افتادند و حکومت ملي مصدق را ساقط کردند.

اگر مردم آگاه داشتند و به خود نمي‌انديشيدند و ضرورت‌هاي زمان را مي‌شناختند، کسي جرات مي‌کرد که قائم مقام را در باغ نگارستان خفه کند، امير را در حمام فين رگ بزند و مصدق را به احمدآباد تبعيد کند؟ اينها همه از ناآگاه و به خودانديشي و بي دردي گذشتگان ما بوده است که اکنون عوارض ناگوار آن را تحمل مي‌کنيم.

مي گويند بر شکم برهنه شخصي، چوب مي‌زدند. هر چوبي که بر شکمش مي‌خورد، فرياد برمي آورد که آخ پشتم، گفتند که بر پشتت که چوب نمي‌زنند چرا چنين مي‌گويي ؟ گفت : من پشت ندارم که شما چوب بر شکمم مي‌زنيد! اگر پشتيبان داشتم شما جرات چنين جسارتي را داشتيد؟ بخشي از اين خيزش‌ها در خاورميانه، تجديد نظر مردم در رفتار خود نسبت به حاکمان است. نگرشي تازه در رفتارهاست.


تهران امروز

«درباره‌گزارش جديد آمانو» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم مطهرنيا است كه در آن مي‌خوانيد:
آنچه كه در گزارش جديد يوكيا آمانو، مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، از برنامه‌هاي هسته‌اي ايران در اختيار نمايندگان 35 كشور عضو شوراي حكام آژانس قرار گرفته، از تلاش آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي براي ايجاد فضا‌سازي براي اعمال فشار بيشتر حكايت دارد. در اين بين اگر چه آنچه يوكيا آمانو در بيانيه اخير اعلام كرده است در چارچوب ادبيات آژانس انرژي هسته‌اي قرار مي‌گيرد و تلاش دارد تا زمينه‌اي متفاوت و برداشت دوگانه‌ مثبتي براي طرفين را دنبال كند به گونه‌اي كه هر يك از طرفين موجود در پرونده هسته‌اي مفادي را در راستاي ديدگاه‌هاي خود مورد ارزيابي قرار دهند، اما در مجموع بايد گفت كه گزارش اخير آمانو سمت و سوي خود رابه ايجاد يك فضاي مثبت در مسير تحريم‌هاي لايه به لايه‌اي و اعمال مديريت فشار بيشتر عليه جمهوري اسلامي ايران در چارچوب تحريم‌هاي فلج كننده وزارت امور خارجه ايالات متحده آمريكا قرار مي‌دهد.

در اين راستا آنچه كه يوكيا آمانو بيان كرده است نمايانگر آن است كه آژانس با وجود همكاري‌هاي ايران در پذيرش بازرسان سازمان انرژي هسته‌اي (كه اخيرا انجام شد) و همچنين پذيرش طرح روسيه تحت عنوان طرح گام به گام براي حل مسئله پرونده هسته‌اي و آغاز مذاكرات مجدد زمينه‌هاي ايجاد فضاي مناسب را در اين زمينه براي ايران فراهم نمي‌كند. به عبارتي ديگر آنچه كه آمانو در بيانيه آخر به عنوان محور حركت خود در نظر گرفته است، ايجاد رويكردي است كه در آن مي‌توان حركت ايران به مسير انحرافي دستيابي به انرژي هسته‌اي براي اهداف نظامي را ديد.

چراكه آقاي آمانو در يك وضعيت تعريف شده‌اي حركت ايران را مورد نظر قرار مي‌دهد و تلاش مي‌كند تا بر اين نكته پايفشاري كند كه مستندات جدي‌اي در آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي و جود دارد كه ايران به دنبال دستيابي به انرژي هسته‌اي در مسيري اهداف نظامي است. در اين راستا بايد گفت تا حدود زيادي مي‌توان گفت كه اين نكته گره است كه غرب سالها تلاش داشته است كه از زبان آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي به بيان آن بپردازد تا افكار عمومي را در دو سطح توده‌ها و نخبگان در مسير اعمال فشار بيشر بر ايران اقناع كند.

از اين منظر مي‌توان گفت كه بيانيه اخير آمانو با وجود داشتن نكات مثبتي كه در ادبيات سياسي در اين زمينه مورد توجه قرار مي‌گيرد در مجموع محور اساسي خود را در فضا‌سازي در اين حوزه قرارداده است و به نظر مي‌رسد كه اين گزارش زمينه پرور ايجاد فضاي مناسب‌تر در تبديل تحريم‌هاي يكجانبه آمريكا به تحريم‌هاي بين‌المللي از جمله تحريم بانك مركزي ايران قرار گيرد و و در اين مسير از اين گزارش استفاده شود. به هر تقدير نشست شوراي احكام در ماه سپتامبر از اهميت بسياري برخوردار است.

در اين بين اگر چه نشست‌هاي سالانه شوراي حكام تنظيم شده است و نشست‌هاي سپتامبر به عنوان نقاط عطف سالانه در سطح آژانس محسوب مي‌شود اما در آستانه نشست شوراي حكام براي تصميم گيري سالانه در مسير ساختار دروني و همچنين اهداف بروني كه آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي كه در سال بايد دنبال كند اين گزارش نشان مي‌دهد كه بار ديگر آژانس بر آن است كه به فشارهاي موجود در مغرب‌زمين پاسخ گفته و پرونده هسته‌اي ايران را در راس امور جاري خود در مسير سال آينده قرارداده است.

در اين بين با توجه به اوضاع و وضعيت كنوني خاورميانه، فشارهاي بين‌المللي كه در منطقه احساس مي‌شود؛ تلاش كشورهاي غربي براي مديريت اين تحولات در درون خاورميانه به سوي اهداف تعريف شده خود مي‌باشد. در اين ميان ايران و فشار بر ايران به عنوان يكي از حلقه‌هاي اساسي حركت در اين زمينه مور د توجه غرب است. در اين بين با عنايت به موفقيت‌هاي ممكن در حلقه‌هاي ديگر، دولت‌هاي غربي تلاش دارند كه موضوع هسته‌اي ايران نيز در دستور كار قرار گيرد و زمينه‌هاي تحريك بيشتر عليه ايران را با برجسته كردن پرونده هسته ايران دنبال كنند.


ابتكار

«ترکيه در راه سودبري و سروري» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم غلامرضا کمالي‌پناه است كه در آن مي‌خوانيد:
بي‌گمان ترکيه در دوره حکمراني بازيگران سياسي کنوني خود بازي موفقيت‌آميزي را شروع کرده است. فرمانروايان ترک هم‌اکنون نه‌تنها سرمايه اجتماعي خويش را در داخل توسعه داده و محبوبيت کسب کرده‌اند، بلکه با چشم باز و واقع‌بيني در عرصه سياسي بين‌المللي احترام و قدرت روزافزوني را براي خويش رقم زده‌اند. حزب عدالت و توسعه به‌نيکي فهميده است که براي دستيابي به موفقيت‌هاي بيشتر راه مطمئن‌تر از سوارشدن بر بال اقبال اجتماعي نيست.

به همين سبب اولين گام را در راه کسب رضايت مردم خويش محکم برداشته. اقتصاد کشور را به طرز معجزه‌آسايي رونق داده است، سطح رفاه اجتماعي را به‌ميزان مقبولي رسانده، آزادي‌هاي اجتماعي را نه‌تنها محدود نکرده، بلکه آن‌ها را تحکيم نموده، قانون را اساسي بخشيده، ارتباطات بين‌المللي خويش را بر پايه‌هاي واقعيت و منافع ملي تنظيم و تثبيت نموده و سيل درآمدها را به کشور خويش تسهيل کرده است.

هوشياري رهبران ترکيه در حوادث اخير منطقه و مسئله فلسطين و اسرائيل مثال‌زدني است. زماني‌که فهميدند آينده‌اي براي ديکتاتورهاي عربي نظير مصر و تونس و ليبي وجود ندارد، گام‌به‌گام همراه مردم آن کشورها به پيش رفتند و به‌گونه‌اي اقدام کردند که خود را به‌عنوان بازيگري مهم در اذهان ملت‌ها جا زدند و تحسين دوست و دشمن را برانگيختند. در مسئله سوريه هم در پي نقش اساسي و مفيدي هستند.

ترک‌ها فهميده‌اند که «شرط‌بندي روي اسب مرده» هيچ فايده‌اي براي آنان ندارد. از ابتدا حکومت سوريه را تشويق کردند که اصلاحات واقعي را در کشور اجرا کند؛ اما حزب بعث حاکم بر سوريه متصلب‌تر و سرتق‌تر از آن است که به خواسته‌هاي مردمش گوش دهد. حاکمان سوريه تصور مي‌کردند با کشتن و زنداني کردن صدها و هزاران نفر مي‌توانند آتش خشم مردم خود را خاموش کنند؛ اما امروزه آنچه مي‌بينيم، درست عکس اين تصورات واه است.

روز به روز بر جمعيت ناراضي افزوده مي‌شود. هرچه آمار کشته‌ها بيشتر مي‌شود، خشم و کينه نسبت به حاکمان آن کشور بيشتر فوران مي‌کند و اين موضوع را سران ترک از ابتدا به‌خوبي رصد کردند و تخم‌مرغ‌هاي خود را در سبد «بشار اسد» قرار ندادند. با گشودن مرز خود به روي سوري‌هاي فراري از خود چهره کشوري انسان‌دوست و پناهگاه امن براي مظلومان مسلمان ارائه دادند.

وارثان عثماني به‌نيکي فهميده‌اند که بايد در قلب مسلمانان نفوذ کرد. در اين برهه‌اي که قيام‌هاي مردمي دارد به ثمر مي‌رسد و مسلمانان پيروز از زخم عميق‌ تن خويش يعني اشغال فلسطين و بي‌عدالتي و زورگويي اسرائيل به‌شدت احساس ناخوشايند و ناراحتي دارند، ترک‌ها فشار منطقي و نتيجه‌بخش را بر حاکمان نژادپرست اسرائيل تشديد کرده‌اند. هنوز حرکت قدرتمندانه‌ اردوغان در ترک جلسه مناظره با رئيس‌ رژيم صهيونيستي و پرخاش به او در اذهان غالب مسلمانان عزتمندانه مي‌درخشد.

ارسال کشتي کمک به غزه و ناديده‌گرفتن قوانين ظالمانه اسرائيل در تحريم غزه‌اي‌ها و رسوا شدن آن رژيم غاصب در حمله به کشتي، باز حرکت ديگري بود که محبوبيت سران ترک را در قلوب مسلمانان فزوني بخشيد. قدم بعدي فرمانروايان زيرک ترکيه بين‌المللي کردن موضوع و شکايت از دست اسرائيل بود. در اين اقدام هم ترک‌ها پيروزي به‌دست آوردند. سازمان ملل اقدام اسرائيل را در حمله به کشتي ترکيه‌اي «بيش از اندازه شديد» شمردند و خواهان پرداخت غرامت به ترکيه و عذرخواه رسمي از آن کشور شدند. اما اکنون اسرائيل سرباززده و از عذرخواه امتناع مي‌کند. ترک‌ها درست در موقع مناسب سفير اسرائيل را اخراج و همه قراردادهاي نظامي با آن کشور را ملغي کرده‌اند. قطعاً آنان خوب دريافته‌اند که اين بازي سودآوري زيادي برايشان دارد و سروري آنان را در ميان مسلمانان محتوم مي‌کند.

نکته پاياني اينکه ترکيه هم‌زمان با اين سياست‌هاي چندپهلو رويکردي جديد و البته خطرناک را هم در پيش گرفته است. مطابق آنچه سخنگوي وزارت خارجه امريکا اعلام نموده، ترکيه با استقرار سيستم دفاعي موشکي ناتو در کشورش موافقت کرده است. اين اقدام ترکيه با نقش‌هاي پيش‌گفته در تعارض است و خط و نشاني براي منافع ملي کشورمان ايران به‌حساب مي‌آيد. بايد ديد ترکيه توان لازم براي سودبري از سياست‌هاي متعارض ذکرشده را خواهد داشت يا خير؟


آفرينش

«تناقض در آمارها و پيامدها» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن مي‌خوانيد:
مدتي است که بحث آمار و ارقام از سوي نهادهاي رسمي باعث بروز اختلاف نظر بين موافقان و مخالفان اين آمارها گرديده است. اما مهمترين آنها که براي مردم تا حد بيشتري قابل درک و لمس است اعلام نرخ تورم مي‌باشد که مردم با توجه به بررسي وضعيت مالي و قدرت خريدشان ميزان صحت و تطبيق آن را با واقعيات جامعه مورد محک قرار مي‌دهند.

اما آمار اعلامي نيز مردم را دچار سردرگمي کرده است از يک سو مرکز آمار با اعلام نرخ تورم 19 درصدي در تيرماه يک آماري مي‌دهد و از سوي ديگر بانک مرکزي با اعلام 15 درصدي نرخ تورم در تيرماه موجي از ابهام را براي مردم و فعالين اقتصادي به وجود آوردند.

همين اختلاف و تناقض در اعلام آمارها، سبب شده است كه بعضي از مقامات با ارائه ارقام بدون استناد مراجع رسمي فوق‌الذكر، وضع موجود را موفق و يا نا موفق جلوه بدهند. اما به هر ترتيب به دور از اعداد و ارقام اعلامي از سوي اين نهادها با نگاه به سطح قيمت‌ها و قدرت خريد مردم متوجه افزايش قابل توجه نرخ تورم خواهيم شد.

اين افزايش قيمت‌ها در حالي است که درآمد مردم نسبت به نرخ تورم موجود در بازار همخواني ندارد و قدرت خريد مردم توانايي غلبه بر نرخ تورم را ندارد. ورود تورم به عرصه نيازهاي اساسي مردم سبب شده تا مشکلات بسياري براي اقشار متوسط و ضعيف جامعه به وجود آيد و مردم براي تامين اين نيازها دچار زحمت و تحمل فشار فراوان گردند.

در بازار اجاره بهاي مسکن شاهد تورمي فزاينده هستيم که به مشکل بسياري از مردم در کلان شهرهاي کشور تبديل شده است. افزايش 30 درصدي قيمت اجاره مسکن تاب و توان مستاجران را گرفته است و آنها را به سبب عدم قدرت تهيه مسکن مضطر ساخته است. اين افزايش 30 درصدي اجاره بها درحالي است که مسولين از افزايش 7 تا 12 درصدي اجاره بها در سال90 وعده داده بودند.

مشکلات اجاره مسکن تا حدي پيچيده شد که مسئولان از سر استيصال تصميم گرفتند از ابتداي تيرماه طرح تعزيراتي بازار اجاره بها توسط سازمان تعزيرات حکومتي دردستورکار قرارگيرد. اما همچون گذشته از قبل هم معلوم بود اقتصاد و مشکلات آن را به صورت دستوري و با نهادهاي نظارتي نمي‌توان مديريت کرد و اين عرصه نيازمند سياست گذاري درستي است.

هدف از آنچه گفته شد سياه نمايي در مورد عملکرد نهادها و مسولين کشور نبود بلکه مورد توجه قرار دادن مشکلاتي بود که مردم مجبورند به تنهايي فشار آنها را تحمل کنند. از مسولين تقاضا داريم با اتخاذ سياست‌هاي صحيح و مديريتي درست باري را از دوش مردم بردارند تا حداقل مردم در مورد ابتدايي ترين حقوق شهروندي خود يعني داشتن سرپناه دچار سرگرداني نشوند. همچنين در مورد آمارها انتظار مي‌رود تا نهادهاي مربوطه با اعلام به موقع و موثق آمارها قدرت تصميم گيري را براي فعالين اقتصادي که قصد برنامه ريزي در عرصه توليد و سرمايه گذاري را دارند بالا ببرند.

همچنين با اعلام آمارهاي صحيح براي مردم شفاف سازي شود که در چه فضايي فعاليت مي‌کنند و بدانند که نتيجه زحمت و فعاليت نهاد‌ها و خدمتگزاران کشورشان به چه ميزان مفيد بوده و چقدر بر رفاه و آسايش حال آنها تاثير گذاشته است.


شرق

«بررسي حقوقي يك گزارش» عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم يوسف مولايي است كه در آن مي‌خوانيد:
در 31 مي‌2010 كشتي «مرمره آبي» كه با پرچم دولت تركيه به طرف غزه در حركت بود، توسط گارد ساحلي و نيروهاي امنيتي و نظامي اسراييل مورد تهاجم وحشيانه قرار گرفت و 9 نفر از مسافران كشته و تعداد زيادي از آنها زخمي يا مورد ضرب و شتم شديد قرار گرفتند. سازمان ملل در آگوست سال 2010 كميته مستقل كارشناسان، متشكل از شخصيت‌هاي مورد اعتبار سازمان ملل را جهت حقيقت‌يابي و بررسي موضوع تشكيل داد. اين كميته پس از حدود 13 ماه بررسي كارشناسي، بالاخره در دوم سپتامبر نظر كارشناسي خود را صادر كرد. خلاصه‌اي از اين گزارش در رسانه‌ها منعكس شده است كه داراي دو محور اساسي است:

يك: استفاده اسراييل از زور عليه كشتي غيرنظامي امري قانوني است، چراكه كشتي درصدد نقض محاصره دريايي غزه بود و از طرف ديگر مسافران كشتي اقدامات تحريك‌‌آميزي از خود نشان داده‌اند.

دو: محاصره غزه يك امر قانوني است، چراكه اسراييل براي حفظ امنيت خود ناگزير از انجام اين امر است.

سه: مسافران كشتي از حق آزادي بيان در اعتراض به محاصره غزه برخوردارند ولي اين امر نبايد در مغايرت با حق اسراييل در ايجاد محاصره دريايي قرار گيرد.

چهار: دولت اسراييل اصل تناسب در واداركردن كشتي به رعايت محاصره دريايي غزه را رعايت نكرده و در استفاده از نيروي نظامي به افراط روي آورده است.
پنج: دولت اسراييل بي‌جهت مرتكب بدرفتاري با مسافران كشتي شده است.

ملاحظات:
اول: اين كميته متشكل از دو شخصيت سياسي، يعني نخست‌وزير سابق زلاندنو و رييس‌جمهور سابق كلمبيا و دو نماينده اسراييل و تركيه است. از اين‌رو گزارش كميته بيشتر از رويكرد سياسي برخوردار است تا حقوقي و فني و اين درحالي است كه كميته به اظهارنظر حقوقي درخصوص مسووليت اسراييل و مسافران كشتي پرداخته بدون اينكه صلاحيت اين امر را داشته باشد.

دوم: كميته ضمن تاييد شدت عمل غيرضروري كماندوهاي اسراييل و بدرفتاري غيرقابل توجيه آنها با مسافران نسبت به پاسخگويي اسراييل و جبران عمل خلاف حقوق بين‌الملل آن اظهارنظر نكرده است. اظهار نظر كميته درخصوص حق اسراييل به ايجاد محاصره دريايي، مستند به هيچ قاعده حقوق بين‌الملل نيست؛ به‌خصوص در مورد مغايرت اين حق با حق تعيين سرنوشت ملت فلسطين و اينكه اين ملت براي تداوم حق حيات خود حق دسترسي به دريا را دارد، سكوت اختيار كرده است. از طرف ديگر كميته، حق اسراييل به داشتن مرزهاي امن را مورد تاييد قرار داده ولي درخصوص حق امنيت مردم فلسطين سكوت مي‌كند.

هرچند كه اظهارنظر قطعي و دقيق نسبت به تصميم اين كميته مستلزم بررسي گزارش كامل كميته است ولي در يك ارزيابي كلي از گزارش نمي‌توان به بي‌طرفي و استقلال كميته حداقل از نظر علمي و حقوقي راي داد؛ چراكه به لحاظ حقوق بين‌الملل دولت‌ها صرفا در مقام دفاع مشروع و مجوز شوراي امنيت حق توسل به زور را دارند كه در مورد حادثه 31 مي‌2010 اسراييل نه در مقام دفاع مشروع و نه در اجراي تصميم شوراي امنيت بود. به فرض اگر شرايط دفاع مشروع فراهم شده باشد (كه اينچنين نبوده است)، باز هم عدم رعايت اصل تناسب نسبت به اين عمل و عكس‌العمل به اقدام كماندوهاي اسراييل وصف‌ عمل خلاف حقوق بين‌الملل مي‌بخشد. شدت عمل كماندوهاي اسراييل به‌صورتي بوده كه نيت آنها را در مجازات و تنبيه مسافران كشتي آشكار مي‌كند و بنابراين به هيچ‌وجه نمي‌تواند يك اقدام پيشگيرانه يا يك اقدام در اجرا و رعايت حقوق بين‌الملل تلقي شود.

با توجه به ضعف‌هاي حقوقي گزارش كميته نمي‌توان اعتبار تصميم و راي آن را ارزيابي كرد. افكار عمومي جهانيان نيز نمي‌تواند مشروعيت اين گزارش را مورد تاييد قرار دهد. تحت اين شرايط شايسته است كه اظهارنظر حقوقي نسبت به اين موضوع به ديوان بين‌المللي دادگستري ارجاع شود تا ديوان به‌عنوان ركن قضايي سازمان ملل و براساس پايه اساسنامه خود و قواعد حقوق بين‌الملل و مدارك و دلايل محكمه‌پسند به صدور راي اقدام كنند.
 

دنياي اقتصاد

«مساله ايران يا مسائل ايران؟» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است که در آن مي‌خوانيد:
خبرهاي مرتبط با سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در روزهاي اخير دل آزار و تامل‌برانگيزند. دل‌آزارند چون محتواي منفي آنها از زير لفافه‌هاي ديپلماتيك بيرون زده است و تامل‌برانگيزند، زيرا مواجهه با اين چالش، به تدابيري سنجيده نياز دارد.

اين خبرها عبارتند از: موافقت اوليه تركيه با استقرار سلاح‌هاي موضوع طرح سپر موشكي ناتو در خاك اين كشور، كند شدن روند سرمايه‌گذاري چين در صنايع نفت و گاز ايران، سخنان تحريك‌آميز رييس‌جمهوري فرانسه درباره احتمال حمله به ايران، ‌توقف همكاري گازي ايران و «گس‌پروم» و سرانجام اظهارات بدبينانه آمانو مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي درباره برنامه هسته‌اي ايران.

اين خبرها در نگاه نخست، نشانه فشار هماهنگ و همنوا يا دست‌كم هم‌زمان و هم‌زبان دوستان و رقيبان و دشمنان بر جمهوري اسلامي است؛ اما واقعيت اميدوار‌كننده‌اي كه پشت اين تحولات نگران‌كننده نهفته است، همان موضوعي است كه درخور تامل جدي است. براي فهم اين موضوع بايد اجزاي فشار و تهديدات عليه جمهوري اسلامي را جزء به جزء بررسي كرد.

1- تركيه – ناتو – ايران: سياست خارجي تركيه اگرچه پرتحرك و منعطف است، اما تنگناهاي آن نيز پرشمارند. رهبران آنكارا براي پيش‌ بردن سياست خارجي خود ناگزيرند منافع ناهمسو و بعضا متضاد را در بسته‌اي واحد قرار دهند. آنها از سويي ناگزيرند در چارچوب مناسبات اروپايي، با اتحاديه اروپا همكاري و با آمريكا و روسيه رقابت كنند. از سوي ديگر، در چارچوب اتحاد امنيتي با رژيم تل‌آويو و جمهوري آذربايجان، به سوي چالش با اروپا و روسيه و ارمنستان كشيده شده‌اند. اين اتحاد علاوه بر اين، موجب رنجش جدي مقاومت فلسطين، مسلمانان جهان و برخي رهبران كشورهاي اسلامي است.

همين ملاحظات اخير است كه گاه تركيه را به اتخاذ مواضع تند در برابر رژيم صهيونيستي وادار و اتحاد امنيتي را با چالش مواجه مي‌كند. بنابراين همكاري تركيه با ناتو عليه ايران را مي‌توان علاوه بر تهديد ايران، اضافه شدن لايه‌اي ديگر به گرفتاري‌هاي سياست خارجي آنكارا تلقي كرد و راه‌حل مساله را در قالب همين مناسبات پرچالش سياست خارجي تركيه جست‌وجو كرد.

2- چين- سرمايه‌گذاري- ايران: كاهش سرمايه‌گذاري چين در ايران اگر آنگونه كه گفته مي‌شود رخ داده باشد تك علتي نيست. اگر يك علت اين وضع، همراه احتمالي چيني‌ها با غرب باشد، علت ديگر و مهم‌تر اين است كه كاهش پيش‌بيني‌هاي رشد اقتصادي چين و ايضا ديگر كشورهاي نوظهور به علاوه كاهش رشد اقتصادي و بحران مالي مزمن در اقتصادهاي صنعتي، تقاضاي سرمايه‌گذاري را كاهش داده است. اين خبر براي هيچ كشوري در جهان خوشايند نيست و هر ملتي به گونه‌اي از ‌آن متضرر مي‌شود؛ ضرر ايران نيز كاهش سرمايه‌گذاري خارجي است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟