11 فرمان كرش براي فوتبال ايران
جام جم آنلاين، معتقدان اين طرز تفكر در ايتاليا بيشمار بودند و آنچه «هررا» و شيوه دفاع بتوني او را در اين كشور و در بين مردان «آتزوري» و سواحل لاجوردي اين سرزمين جنوبي اروپا جا انداخت، نتايجي بود كه هررا در دهه 70 و 80 با اين شيوه بازي در اروپا كسب كرد، اما اين فوتبال كم گل و مردمگريز، عمر چنداني نداشت و همچنان تماشاگران فهيم فوتبال به حمايت از فوتبالي پرداختند كه در آن گلهاي بيشتري رد و بدل ميشد و مهاجمان جلو دروازهها، صحنههايي بديع و هيجانزا خلق ميكردند.
بيدليل نيست كه پس از سالها هنوز پهله و مارادونا نامهايي بلندآوازهاند و برزيل و آرژانتين در آمريكاي جنوبي از يادها نرفته و تاريخي زنده دارند. خيلي دور نرويم، در كشور خودمان تيمهاي شاهين و در پي آن پرسپوليس به همين دليل در اذهان، خاطرههاي خوشي به جا گذاردهاند و استقلال از زماني كه نام «تاج» بر خود داشت و مربي نامداري اهل يوگسلاوي سابق را بالاي سر خود ميديد، به سبب بازيهاي تهاجمي و فكورانهاي كه در ميدان مسابقه ارائه ميداد، رقيب پرسپوليس شد و جا در دل مردم پيدا كرد.
در اروپا بقاي تيمهايي چون رئال مادريد بارسلونا و منچستريونايتد در اسپانيا و انگليس و پايداري فوتبال پرتغال با 10 ميليون نفوس و يكصدهزار فوتباليست در بين غولهاي اروپايي يا يوگسلاوي سابق پيش از فروپاشي و هلند در دهه 70 به دليل همين تدابير تهاجمي مورد توجه قرار گرفتند و اگر دلايلي چون بضاعت مالي محدود و كمبود حاميان مالي سبب شد اين دو كشور در حفظ بازيكنان و ستارههاي خود ناتوان باشند و از كوران رقابت با اسپانيا، پرتغال و انگليس بازمانند و نزول فوتبال در ايتاليا، با تيمهاي پرسابقه، پرتجربه و ثروتمندي چون اينترميلان، آ.ث ميلان، يوونتوس، رم و... را بايد دست برنداشتن از همان رسم كهنه و تعصب نشان دادن در بازيهاي سنتي دانست كه تلاش مربيان بزرگ اين كشور و گردانندگان و مجريان برنامههاي فوتبال در اين ديار باستاني را بيفايده و خنثي نگهداشته است.
تك و پاتك
غرض از اين مقدمه علاوه بر تمايل شديد تماشاگراني كه به خود زحمت ميدهند تا از نزديك شاهد پيروزي تيم دلخواه خود باشند، بازي زيبا و صحنههاي دلانگيز و تك و پاتكهاي تاكتيكي و استراتژيكي 2 تيم است كه مربيان آن را فرماندهي ميكنند. اينگونه فوتبال است كه سكوها را گرم و تماشاگران را سرگرم ميكند تا هيجاني كه از درون ميدان مسابقه و جلو دروازهها به سكوها منتقل ميشود، تماشاگران را به هيجاني مطبوع وادارد و آنها را از لذت سيراب كند، شايد به همين دليل باشد كه سرمربي پرتغالي تيم ملي فوتبال ايران، پس از گذشته 5 هفته از برگزاري ليگ برتر فوتبال ايران، لب به اعتراض گشوده و به طرفداري و جانبداري از تماشاگران ايراني ميگويد: اين اقبال كه تماشاگران بسياري را به تماشا ميكشاند و در مقايسه با بسياري كشورها افزونتر نشان ميدهد، پتانسيل بالايي دارد كه توجه مرا جلب كرده است. كجاي دنيا براي يك بازي بين تيم صدر و قعر جدول 70 هزار نفر به ورزشگاه ميروند؟ اما اين اتفاق در بازي استقلال و فجرسپاسي رخ داد، البته حساب رئال مادريد، بارسلونا و منچستريونايتد را از سايرين جدا ميكنم تا دروغ نگفته باشم و بايد كاري كرد تا مسابقات ليگ فوتبال ايران كيفيتي به مراتب بهتر داشته باشد تا اين تماشاگران را از دست ندهد.
نسخه كرش
كرش كه حدود 4 ماه است در ايران به سر ميبرد و از سر وظيفه يا كنجكاوي از همه زوايا به فوتبال ما پرداخته است، براي خروج فوتبال ايران از بحراني كه سالهاست در آن غرق مانده و بارها فوتبال ملي ما را از بازيهاي المپيك و جام جهاني دور نگهداشته وحتي در رقابتهاي آسيايي نصيبي نبرده است يك نسخه عريض و طويل نوشته و تقديم فدراسيون فوتبال كرده است. در اين نسخه به 11 مورد كه علايم بيماري كنوني است، اشاره دارد و از بين آنها به 2 مورد كه قابل توجه است اشاره ميكنيم كه سالهاست از سوي كارشناسان تكرار شده و نگارنده، خود به دفعات برآن اصرار ورزيده و خواهان چاره شده است.
سرمربي پرتغالي تيم ملي ايران كه زماني رهبري تيم رئال مادريد را هم در اختيار داشته و در راه صعود ايران به جامجهاني 2014 برزيل و قهرماني آسيا، اخلاقا تعهداتي سپرده است، نه به صراحت كامل اما نه در ابهام و پردهپوشي اشاره دارد كه بازيهاي ليگ برتر فوتبال ايران در هفتههاي آغازين فصل، زيبا و مقبول و در حد اندازهاي نيست كه تماشاگران انبوه و علاقهمند را خشنود و راضي كند و بلافاصله ميپردازد به كمبود توجه به استعدادها، سرمايههاي پايه و غفلت از آموزشهاي كلاسيك كه تا سطح باشگاهها مسابقههاي ليگ و تيم ملي هم اين ضعف ادامه دارد. كرش مصرانه ميخواهد همه دستاندركاران از فدراسيون فوتبال، مربيان و تماشاگران و رسانهها، دست به دست يكديگر بدهند تا تيم ملي در راه صعود به جام جهاني و بازگشت به اقتدار آسيايي كم نياورد چراكه در غير اين صورت 15 ـ 10 سال ديگر طول ميكشد تا دوباره به شرايط موجود برسيم. وي كه مصرانه از فدراسيون فوتبال خواسته به 11 ايراد نسخهاي كه براي فوتبال ما پيچيده است به طور جدي توجه نشان دهد، وظيفه خود دانسته با تشكيل جلساتي، همانديشي با مربيان ايراني را در دستور كار قرار دهد؛ كاري كه به هر دليل و بهانهاي در گذشته، هيچ گاه از مرحله حرف به عمل نينجاميده و از اين بابت فوتبال ملي ما با حاشيههاي بسياري روبهرو شده و زيان ديده است.
عرضه و تقاضا
متاسفانه در سالهاي اخير و بويژه در دوران پس از انقلاب، نگاه باشگاههاي ما به سازندگي و پرداختن به تيمهاي پايه، با بياعتنايي روبهرو شده و فوتبال پرخرج و ظاهرا حرفهاي موجود، اجازه نداده است بخشي از هزينههاي ميلياردي و ولخرجيگونه باشگاهها، براي آموزش و كلاسهاي پايهاي صرف شود و بر چنين سياقي، بجز شكوفايي تعداد معدودي استعدادهاي خودرو كه مثل گلهاي وحشي و گاه كمدوام در فوتبال ما ميدرخشند، عرضه و تقاضا در فوتبال ما چنان است كه با سير صعودي و مخربي در ثبت و امضاي قراردادها پديد آمده و تعداد كمي بازيكن سرشناس بين باشگاهها دست به دست شوند و هر ساله پيراهن جديدي را بپوشند. در حالي كه بر سر تكنيك و تاكتيك فردي و تيمي كه ارائه ميدهند، بسي حرف و حديث است.
نكته: كرش مصرانه ميخواهد همه دستاندركاران از فدراسيون فوتبال، مربيان تماشاگران و رسانه ها ، دست به دست يكديگر بدهند تا تيم ملي در راه صعود به جام جهاني و بازگشت به اقتدار آسيايي كم نياورد
با يادآوري اين كه در فوتبال ايران، پيش از انقلاب اسلامي، باشگاههايي چون بانك ملي، هما، راهآهن، تهران جوان و آرارات در تهران، ملوان انزلي، آب و برق اهواز، جم و كارگر آبادان، ابومسلم مشهد، برق شيراز، ذوبآهن و سپاهان در اصفهان و ماشينسازي و تراكتورسازي در تبريز، همه توجه به سازندگي داشتند و خودكفا بودند، حتي شاهين، تاج و پاس و دارايي و اغلب تيمهاي بزرگ و مدعي، نگاهي جدي به دستپروردههاي خود داشتند و اصولا چنان خودكفا بودند كه در تركيب تيمهاي خود كمتر از بازيكنان ديگر تيمها استفاده ميكردند كه خود، رمزي پنهان و دليلي بزرگ بر فوتبال پرجاذبه آن زمان بود. بيتوجهي به سازندگي گذشته و بياعتنايي به كيفيت كلاسهاي فوتبال امروزي كه بيشتر اختصاص به فصل تابستان دارد و بهانهاي براي درآمد صاحبان كلاسها و سرگرم نمودن نوجوانان است، طبيعي مينمايد. اگر فوتبال ما با آن همه خرجي كه برايش ميشود و شكل منظمتري كه دارد و ظاهر حرفهاي كه پيدا كرده است چنان دچار فقر كيفي و كمبود بازيكن قابل قبول و به قدرت تيمهاي استوار و مطمئني باشد كه براي انتخاب 30 بازيكن ملي، ناچار به انتخاب بازيكنان باتجربه ولي مسن يا بازيكنان جوان و بسيار كمتجربه شويم.
برنامههاي ناتمام
كرش كه در اين اوضاع و احوال انگشت روي اين دو كمبود گذاشته براي پرداختن به فوتبال پايه، برنامههايي را به فدراسيون فوتبال ايران پيشنهاد كرده، اما بهتر است آگاه باشد كه علاوه بر سازندگي در سالهاي دور در آستانه قدم نهادن در راه فوتبال حرفهاي، حدود 8 سال پيش فدراسيون وقت، گامهايي در اين راه برداشت و زيربناي همه جانبهاي براي رفع اين كمبود ساخت.
1ـ ايجاد كلاسهاي متعدد براي تعليم مربيان جديد با دانش روز فوتبال براي سپردن اين كلاسها به آنان.
2ـ اجازه گشايش كلاسهاي فوتبال توسط افراد صالح و جلوگيري از گشودن دكانها!
3ـ گفتوگو با بعضي باشگاههاي نامدار اروپايي، مانند اينترميلان، كه موجب تاسيس كلاسهايي در چند منطقه ايران؛ اهواز، تهران، اصفهان و... شد كه يكي دو سالي هم با نام اينتركامپولي و به هزينه باشگاه اينترميلان اداره شد.
4ـ پيشنهاد مسابقاتي در سطح نوجوانان به كنفدراسيون فوتبال آسيا كه به مرحله اجرا هم رسيد.
اين برنامه كه به قصد محكمسازي اصولي و اقتدار بخشيدن و بازگشت فوتبال ايران به دوره طلايي و سروري در آسيا طراحي شده بود، با آنكه مثل روز روشن بود چه آينده شيريني دارد متاسفانه پيگيري نشد و نشكفته خشكيد، حال بايد ديد مردي كه از پرتغال برخاسته و مدعي است، فوتبال پرتغال با جمعيت 10 ميليونياش و با 100 هزار فوتباليستي كه دارد مكاني در بين 10 كشور برتر جهان دارد، چه دم جادويي دارد كه بتواند در بازيگردانان ورزش و فوتبال ايران موثر افتد و كاري كارستان انجام دهد و نهالي ماندگار براي اين ورزش پرطرفدار ايران بكارد.
حيف است كه در پايان يكي از بازيهاي انجام شده در پنجمين روز جام يازدهم از ليگ برتر (خليج فارس) را به تجزيه و تحليلي نپردازيم و اشارهاي به آنچه كرش توجه كرده، نداشته باشيم.
در اين بررسي به مسابقه خانگي پرسپوليس و تيم نفت آبادان پرداختهايم كه نزديك به 75 هزار تماشاگر داشت و تيم ميزبان با انگيزههاي بسيار و در جنگي بين مرگ و زندگي همه داشتههايش را به معرض نمايش گذاشت و از قضا بازي را با نتيجه 1-3 برد و ظاهرا هواداران و تماشاگرانش را شادمان و اميدوار به خانه فرستاد.
در اين بازي كه به دلايل زياد چنگي به دل نميزد، تيم آباداني تا لحظهاي كه غافلگير يك ضربه ايستگاهي، توسط كاظميان شد (26) به مراتب بهتر از پرسپوليس بود. در اين روز كه كاظميان در غيبت علي كريمي و اولادي، ستاره ميدان بود، هر 3 گل تيمش را زد و روي هر 3 گل طراح و برنامهريز بوده، اما پرسپوليس به طور گروهي اشتباهات زيادي داشت، نه در پاسكاري موفق بود، نه تاكتيك و استراتژي مشخصي ارائه كرد و نه تيم مقتدر و برتر ميدان بود كه هواخواهان واقعياش را دلگرم كند، اما يك ضربه ايستگاهي كه از فاصله 25 متري و از كنار ديوار دفاعي گذشت و دور از دسترس دروازهبان نفت به تور نشست كافي بود تا طلسم ناكاميهاي پرسپوليس در اين فصل بشكند. با اين حال نفتيها خود را نباختند و باز هم ميداندار شدند، اما اينبار كمي بيپرواتر بودند و تدبيري براي مهار كاظميان كه پس از مرگ برادرش چند سالي بود كه از چشم افتاده و در سايه ديگران به سر ميبرد، نداشتند. اين مهاجم بيمهار كه با يك فرار عالي و يك حركت 1-2، دو گل ديگر از دو زاويه مختلف به ثمر رسانيد، يك تنه سبب شد استيلي و پرسپوليس از در جهنم خشم تماشاگران قرمز برگردند.
درست است كه هر 3 گل كاظميان ديدني بودند، اما درخشش يك تنه اين بازيكن در روزي كه هيچكدام از يارانش خوب ظاهر نشدند و از بخت بد هيچ يك از فرصتهاي تيم نفت، به جز يكبار به نتيجه نرسيد، همان معني را ميدهد كه سرمربي تيم ملي به آن «معجزه» لقب داده است. وي اعتقاد دارد: معجزه ممكن است اتفاق بيفتد، اما اين تفكر در فوتبال ايران وجود دارد كه همواره به دنبال معجزه هستيم. شايد فردا، شايد هيچگاه!
تفكر كرش
كرش به اين واقعيت پايبند است و ميگويد: «درسي كه از فوتبال گرفتهام اين است؛ زماني كه زيبا و باكيفيت فوتبال بازي ميكني بهتر نتيجه را خواهي گرفت.»


