صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر: ۱۸۶۶۲۶
| |
3414 بازدید
كيهان

«خط پايان» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن مي‌خوانيد:
بي شك «بحران مالي فراگير آمريكا و غرب»، «تحولات منطقه‌اي خاورميانه و شمال آفريقا» و «موج اعتراضات مردمي و ناآرامي‌هاي اخير در انگليس و برخي از كشورهاي اروپايي» موضوعاتي هستند كه دامنه پيگيري و رصد آنها در قالب اخبار و تحليل‌ها براي افكار عمومي در مقياس جهاني از اهميت ويژه و فوق العاده‌اي برخوردار است.

1- از پرده برون افتادن بحران مالي آمريكا از سال 2007 به بعد كه دومينووار كشورهاي غربي و اروپايي را دربر گرفته و مي‌گيرد تبعات اقتصادي و سياسي سنگيني را براي ايالات متحده و نظام سلطه در پي داشته است.

اگر سه سال پيش و در ابتداي دولت اوباما، بده آمريكا 600/10 تريليون دلار بود اكنون گزارش‌هاي منتشر شده از اين كشور نشان مي‌دهد بده آمريكايي‌ها به 3/14 تريليون دلار افزايش پيدا كرده است.

در ديگر كشورهاي غربي و اروپايي نيز كه با بحران گسترده مالي دست و پنجه نرم مي‌كنند وضعيت به گونه‌اي است كه رسانه‌هاي وابسته به آنها اذعان دارند كه در پي اين بحران ويرانگر نظام كاپيتاليستي و سرمايه داري كمر راست نخواهد كرد.

همين چندي پيش روزنامه اتريشي «كورير» بحران مالي را مسئله حل ناشدني اروپا و غرب معرفي كرد. البته شدت وخامت بحران مالي غرب و عمق اين فاجعه بزرگ و بي نظير اقتصادي در حدي است كه در رسانه‌هاي غربي انعكاس نمي‌يابد و گزارش‌ها و تحليل‌هاي پيراموني در اين باره نيز تنها سطحي از واقعيت‌ها را برملا مي‌سازد.

از جمله اين واقعيت‌ها مطلبي است كه روزنامه زوددويچه سايتونگ- به قلم استفان كورنليوس- فاش كرده است و آن اين كه تداوم و تبعات بحران مالي غرب آنچنان است كه كشورهاي غربي هنوز بدترين مراحل اين بحران را تجربه و سپري نكرده‌اند.

بنابراين آنچه كه غيرقابل انكار است وضعيت حاد و نابهنجار اقتصادي آمريكا و غرب است كه هر روز اوضاع رفاه و معيشتي مردم را وخيم تر و نامساعدتر مي‌كند تا جايي كه سه هفته پيش رسما اعلام شد كه پس از حدود يك قرن اعتبار مالي آمريكا كاهش يافته و گزارش سازمان «استاندارد اند پور» حكايت از آن داشت كه رتبه اعتبار اوراق قرضه بلندمدت دولت آمريكا از (AAA) به (AAplus) تنزل پيدا كرده است.

گفتني است؛ نه تنها ايالات متحده كه «گروه 20» - بيست قدرت اقتصادي دنيا- نيز علي رغم برگزاري نشست‌ها و اجلاس‌هاي متعدد طي سه، چهار سال گذشته نتوانسته نسخه‌اي براي بهبودي نظام اقتصادي رو به اضمحلال آمريكا و غرب بينديشد.

در اين ميان آنچه كه به عنوان راهكار و يك نسخه راهگشا و اثربخش از سوي بخشي از پژوهشگران و كارشناسان غربي مطرح است تا بحران مالي افسارگسيخته نظام سرمايه داري متوقف شود عمل به شريعت اسلامي در حوزه اقتصاد و بانكداري است.

در همان بحبوحه بحران مالي غرب و بالا گرفتن بحث‌ها و گفت وگوها پيرامون اين بحران ويرانگر نظام كاپيتاليستي، روزنامه واشنگتن پست طي گزارشي نظام مالي اسلامي را به عنوان درماني براي جلوگيري از فروپاشي مالي دنيا معرفي مي‌كند.

همچنين مجله معروف اقتصادي «چالنجز» در سرمقاله خود به واكاوي ريشه بحران مالي غرب پرداخته و مي‌نويسد: «اگر سردمداران بانك‌هاي ما به آنچه در قرآن آمده است احترام مي‌گذاشتند و آن را پياده مي‌كردند اين همه فاجعه و بحران براي ما پيش نمي‌آمد كه ما را به اين وضعيت نامناسب بكشاند.»

در همين راستا؛ با توجه به اينكه بحران مالي آمريكا از وام‌هاي مسكن و سيستم معيوب بانكداري آغاز شد پس از اين بحران و از سال 2008 به بعد بارها كارشناسان از الگوي بانكداري اسلامي به عنوان الگويي در قامت جهاني سخن به ميان آورده‌اند.


ملت ما

«جامعه مجرم پرور» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم علي هاشمي است که در آن می خوانید:
تقويت توانايي و كارآمدي نظام كنترل رسمي كشور براي پيشگيري و برخورد مناسب با جرايم و كنترل و تعديل نرخ نابساماني‌هاي اجتماعي اين روزها از اهميت و جايگاه ويژه‌اي برخوردار است تا جايي كه پيشگيري از بروز جرايم اجتماعي در نظام كنترل رسمي و استفاده از مكانيزم‌هاي متفاوت براي تحقق آن در نظام سازماندهي و نظام اجتماعي به يك امر راهبردي و بنيادين مبدل شده است.

با فروپاشي سامان اجتماعي بستر مناسب براي بروز انواع نابساماني‌هاي فردي و اجتماعي فراهم مي‌شود كه خود در نقش عامل، روند شتابناك تعميق و گسترش نرخ انواع كجروي‌ها و نابساماني‌هاي اجتماعي و رفتارهاي مجرمانه را موجب مي‌شود.به تعبير روشن‌تر، جامعه‌اي كه خصلت مجرمانه بيابد و بروز رفتارهاي غيرهنجاري در آن تعميق شود، خود در ايجاد شخصيت‌هاي نابسامان كه محصول مشاهدات، تربيت و جامعه‌‌پذيري اوليه نسل جديد و بازنگري الگويي در نسل پيشين است، نقشي بي‌بديل ايفا خواهد كرد.

در پديدارشناسي از نابساماني‌هاي اجتماعي، ضعف و ناكارآمدي نظام كنترل رسمي و غيررسمي به‌طور توأمان مداخله و ضريب يكديگر را در جهت منفي تقويت مي‌كنند.آنچه در اين ميان اهميت مضاعف مي‌يابد آثار كاركردي ناشي از ضعف كارآمدي نظام كنترلي است كه منشأ اختلالات رواني، ارتباطي، اجتماعي و فرهنگي است.

شكست يا ناكارآمدي جامعه در مهار رفتارهاي غيرهنجاري و مجرمانه ضمن تحميل اضطراب، حس عدم امنيت، بدبيني و بي‌اعتمادي به آحاد جامعه، تعاملات و روابط اجتماعي را تقليل و فواصل اجتماعي بين اقشار، دامنة طبقات و گروه‌هاي متفاوت اجتماعي را به شكل بيمارگون افزايش مي‌دهد.

نظام كنترل رسمي در يك مسير دايمي و سيال نيازمند تقويت زيرساخت‌هاي خود براي روزآمدسازي نيروي انساني، استفاده از مكانيزم‌هاي موثر و از همه مهم‌تر درك و تفهّم شرايط مقابله با بر هم خوردن تعادل و نظم جامعه است. فروپاشي انتظام، انسجام رفتاري و هنجاري جامعه كه معلول ناكارآمدي فرايند جامعه‌پذيري و اختلال كاركردي نهادهاي كنترلي، تربيتي و فرهنگي از يك سو و فقدان پيش‌بيني و مهار روند اختلالات نظام كنترل از سوي ديگر است، مستلزم طي فرايند پيچيده‌اي است كه هماهنگي و يگانگي برنامه‌اي دست اندركاران نهادهاي مذكور حول يك مدل دقيق را اجتناب‌ناپذير مي‌كند.

آنچه به لحاظ بنيادي تامل‌انگيز و اجتناب‌ناپذير است، نگاه به آينده و طراحي چشم‌انداز و الگوي فراروي جامعه است كه بايد با تاكيد برآموزش نسل‌هاي جديد و پيشگيري از اختلالات رفتاري، كنترل و مهار نرخ جرايم به‌ويژه در جرياناتي كه بشكل سازمان يافته و حرفه‌اي رفتارهاي مجرمانه را تكرار مي‌كنند، طراحي و اجرا شود. بنابراين دستگاه كنترلي از طريق ايفاي همزمان دو نقش امكان بازسازي و توليد مداوم امنيت در جامعه را داراست:

1- تاكيد و برنامه‌ريزي دقيق جهت پيشگيري از جرم و ناهنجاري رفتاري در نسل‌هاي جديد

2- پيش‌بيني و تمهيد الگوهاي منظم مقابله‌اي جهت كنترل نرخ رفتارهاي مجرمانه در عرصه‌هاي گوناگون


جمهوري اسلامي

«توليد و مصرف را دريابيد» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:
روزهاي پاياني ماه مبارك رمضان را سپري مي‌كنيم و تنها چند روز ديگر بر سر خوان پربركت اين ماه رحمت اله ميهمان هستيم، اما واقعيت اين است كه مردم روزه‌دار ايران در اين ماه ميهماني خدا نيز با وجود وعده‌هاي فراوان مسئولان از گزند و دشواري‌هاي گراني‌هاي روزافزون و مستمر در امان نبودند و بسياري مجبور شدند در برابر روند رو به رشد قيمت‌ها كه دو عامل ساختاري و گران فروشي مسبب آن بود از بسياري خواسته‌هاي معمول خود و خانواده هايشان چشم پوشي كنند و با حداقل‌ها بسازند.

در اين ميان، مسئولان اجرايي و دولتي به واقع نمونه بارزي از ناهماهنگي، فقدان برنامه ريزي و مسايفه وعده‌هاي بي‌پشتوانه را به نمايش گذاشتند تا ثابت كرده باشند بخش عمده‌اي از انتقاداتي كه به عملكردشان صورت مي‌گيرد چندان دور از انصاف و منطق نيست. مثال روشني از اين بي‌برنامگي‌ها را مي‌توان در تخصيص سبد كالايي ماه رمضان مشاهده كرد. با آنكه از مدتها قبل از فرا رسيدن ماه مبارك رمضان، تبليغات و اطلاع رساني وسيعي از سوي برخي مسئولان دولتي در مورد اعطاي سبد كالايي در اين ماه آغاز شده بود و وعده‌هاي مكرري به خانواده‌هاي ايراني داده مي‌شد، در كمال ناباوري و تأسف درحالي با ماه مبارك رمضان خداحافظي مي‌كنيم كه نه تنها خبري از توزيع سبد كالايي وعده داده شده نيست بلكه مسئولاني كه چندي قبل در انتشار خبر توزيع اين سبد مسابقه مي‌دادند، امروزه گناه خلف وعده را به گردن ديگران مي‌اندازند.

بر ماجراي عدم توزيع سبد كالايي در ماه رمضان، خلف وعده‌اي كه در مورد اعلام كالا برگ مايحتاج اوليه در اين ماه اتفاق افتاد را نيز بايد افزود: مسئولان اجرايي در اين مورد هم برخلاف وعده‌هايي كه پيش از اين داده بودند، هيچ كالابرگي اعلام نكردند تا شايد دستكم گوشه‌اي از نيازهاي غذايي خانواده‌ها تأمين شود.

براين مشكلات بايد فشار تورمي ناشي از افزايش مستمر قيمت‌ها را نيز افزود. مركز آمار ايران كه اين روزها حتي محاسباتش در مورد نرخ تورم در كمال ناباوري از سوي وزير اقتصاد هم تأييد نمي‌شود، تورم نقطه به نقطه مرداد ماه گذشته را 6/19 درصد محاسبه و اعلام كرده است. اين عدد به اين معنا است كه روند شاخص قيمت‌ها در مرداد ماه سال 90 نسبت به مرداد ماه سال 89 از افزايشي 6/19 درصدي برخوردار بوده است.

به عبارت ديگر، اگر تغييرات سال قمري را نسبت به سال شمسي ناديده بگيريم، افزايش نقطه به نقطه تورم مرداد ماه امسال به سال گذشته به اين معنا خواهد بود كه مردم ماه رمضان امسال را در شرايط دشوارتري از لحاظ اقتصادي سپري كردند.

در كنار مشكلات مصرف كنندگان و عموم مردم، بخش‌هاي فعال در حوزه توليد هم شرايط چندان خوبي را تجربه نمي‌كنند. افزايش چشمگير نهاده‌هاي توليد و هزينه نيروي كار در كنار فشار سنگيني كه از ناحيه واردات فراوان به توليد داخل وارد مي‌گردد باعث مي‌شود رقابت نابرابري ميان توليد كنندگان داخلي و وارد كنندگان پديد آيد بطوري كه توليدكنندگان داخلي در چنين شرايطي ناگزير از اكتفا به حداقل سود براي ادامه فعاليت هستند. روشن است كه اين رقابت نا برابر چه ضربه‌اي به بنيه اقتصادي كشور وارد مي‌كند.

اصرار دولت بر عدم افزايش نرخ برابري دلار در برابر ريال در شرايطي كه تورم مستمر داخلي طي سال‌هاي اخير از برابري قدرت و خريد پول ملي كشورمان كاسته، بر دشواري اين رقابت افزوده است چرا كه در تمامي اين سال‌ها توليد كنندگان با استفاده از مزيت انرژي ارزان مي‌توانستند در برابر ارزان بودن واردات خارجي به كشور مقاومت كنند ولي در شرايط حاضر كه با هدفمندي يارانه‌ها اين مزيت رقابتي هم از بين رفته است، امكان پايين نگهداشتن قيمت‌هاي تمام شده براي توليد كنندگان داخلي بسيار پايين آمده است.


رسالت

«نشست‌هاي راهبردي» عنوان سرمقاله رونامه رسالت به قلم محمود فرشيدي است كه در آن مي‌خوانيد:
نشست‌هاي انديشه‌هاي راهبردي، عنوان ديدارهاي نسبتا طولاني و كارشناسانه‌اي است كه مقام معظم رهبري با نخبگان و صاحب‌نظران برگزار مي‌كنند. البته در الگوي اسلامي مديريت، رهبري و مسئولان دور از دسترس مردم نيستند و علاوه بر راهكارهاي گوناگون ارتباط‌گيري، گروه‌هاي مختلف جامعه اعم از روحانيون، دانشگاهيان، فرهنگيان، كارگران و ديگر اقشار همواره و در فرصت‌هايي مستمر با رهبر گرانقدر ديدار داشته‌اند اما نشست‌هاي انديشه‌هاي راهبردي با هدف خاص تقويت ارتباط با نخبگان، برنامه‌ريزي شده است چنان كه در ماه رمضان امسال چهار نشست با حضور دانشجويان، شعرا و اديبان، فعالان اقتصادي و اعضاي هيئت‌هاي علمي دانشگاه‌ها برگزار شد.

از نكات قابل تامل در اين نشست‌ها صبر و شرح صدر رهبري است كه ساعت‌ها كنجكاوانه به سخنان مدعوين گوش فرا مي‌دهند و يادداشت بر مي‌دارند و در پايان ديدگاه‌هاي خويش را بيان مي‌فرمايند و شايسته است تمامي كارگزاران نظام با الگو قرار دادن سيره رهبري و تجهيز خويش به اين دو خصلت امكان اين‌گونه ديدارها را فراهم سازند و از دستاوردهاي آن بهره‌مند شوند و اين توصيه معظم له را نصب العين قرار دهند كه فرمودند:

«مسئولان بايد با مجامع دانشگاه و اساتيد محترم جلسات پرسش و پاسخ بگذارند و ضمن پذيرفتن انتقادهاي دلسوزانه، از ديدگاه‌هاي صاحب‌نظران و نخبگان علمي نيز استفاده كنند. (1)

انصاف آن است كه دولت نهم با ارائه شيوه‌هاي جديد ابعادي تازه از نظام مردمسالاري ديني را تبلور بخشيد و سفرهاي استاني، رسيدگي جدي به نامه‌هاي مردم، ديدارهاي مردمي مسئولان، حضور دولتمردان در نمازجمعه و ملاقات با متقاضيان، نمونه‌هايي است كه بار ديگر خاطرات سال‌هاي نخست پيروزي انقلاب را زنده كرد و نسل‌هاي جوان كه آن روزها را نديده بودند، الگوي مديريت دولتمرداني از جنس مردم را از نزديك مشاهده كردند.

اما نشست‌هاي انديشه‌هاي راهبردي، زمينه ارتباط‌هاي مردمي دولتمردان را از زاويه‌اي ديگر فراهم مي‌سازد. اين بار ديداركنندگان مردم عادي نيستند كه با صفا و صميميت خاص براي حل مشكلات خويش مراجعه كرده باشند بلكه اين بار ديدار كنندگان، نخبگان و داعيه داران فكر و طرح و انديشه هستند كه حتي چنانچه ضرورت ايجاب كند بايسته است كه دولتمردان از آنان تقاضا كنند در اين جلسات حضور يابند و متاسفانه بايد اعتراف كرد كه تاكنون دولتمردان شرح صدر لازم را براي برگزاري چنين جلسات سنگيني از خود نشان نداده‌اند، به جز دو سه نشست كه با صاحب‌نظران اقتصادي برگزار شد و البته حاشيه‌هايي هم داشت.

بي‌ترديد نشست‌هاي راهبردي، دستاوردهاي قابل توجه دارد كه به برخي موارد آن اشاره مي‌شود:

1- آشنايي نخبگان با واقعيات كشور و دريافت تحليل صحيح از وضعيت كشور با توجه به توضيحات مسئولان

2- اقناع فكري نخبگان، تاثير عميق در اقناع فكري جامعه و خنثي ساختن انبوه شبهات دشمنان دارد.

3- دريافت طرح‌ها و ايده‌هاي جديد


ايران

«گام‌هاي بلند دولت در سال جهاد اقتصادي» عنوان سرمقاله روزنامه ايران به قلم علي نيكزاد وزير راه و شهرسازي است كه در آن مي‌خوانيد:
مفهوم جهاد اقتصادي و خصوصاً كلمه جهاد يك تعبير استعاره‌گونه و داراي معاني و دلالت‌هاي خاصي است. كلمه جهاد معمولاً به نوعي تلاش مقدس گفته مي‌شود و يكي از كلماتي است كه در گفتمان ديني ما معنا پيدا مي‌كند و هميشه صبغه تقدس را در درون خودش دارد.

حال فعاليت در حوزه راه و شهرسازي نيز نيازمند فعاليتي جهادگونه است که نمونه‌هاي اجرايي آن در حوزه راه و ترابري کشور و تحويل مسکن قابل مشاهده است.

وزارتخانه‌هاي سابق راه و ترابري و مسکن و شهرسازي با توجه به اينکه بيش از 35 درصد از اقتصاد کشور را در بر مي‌گيرد، بايستي در آنها شاهد کوششي جهاد گونه باشيم. از همين رو هدايت و تحقق برنامه‌هاي پيش‌روي اين بخش از حساسيت فوق‌العاده‌اي برخوردار است؛ حساسيتي كه نه تنها به واسطه زيرساختي بودن راه‌و‌ترابري بلكه به لحاظ تنظيم و تطبيق اركان حمل‌ونقل از جمله حمل‌و‌نقل زيرساخت‌هاي هوايي، ريلي، جاده‌اي و دريايي، اين بخش كليدي را از ساير دستگاه‌هاي اجرايي كشور متمايز كرده است. همچنين در بخش مسکن و شهرسازي نيز در سال‌هاي اخير با جمع شدن خواسته‌هاي بحق مردم در راستاي تحقق سخنان گهربار بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران براي ساخت بيش از چهار و نيم ميليون واحد مسکوني در کشور برنامه‌ريزي جامعي صورت گرفته است.

سياستگذاري ساخت مسکن نيز با توجه به اينکه با 70 رشته شغلي مرتبط است موجب گردش امور و توسعه در بخش توليد کشور و رونق اقتصاد خواهد شد و البته تثبيت قيمت مسکن و خارج کردن آن از ليست کالاهاي سرمايه‌اي نيز گام مهم ديگري است که در اين راستا اقداماتي با اهتمام ويژه و جهاد گونه در حال انجام است. اگرچه در سال جهاد اقتصادي تعداد قراردادهاي داراي پروانه ساخت در شهريور امسال يک ميليون و 492 هزار و 346 واحد بوده، اما اين ميزان در مدت مشابه سال گذشته به 901 هزار و 978 واحد رسيد.

همچنين در ماه اخير تعداد 326 هزار و 186 واحد به مرحله نازک کاري رسيدند که نسبت به مدت مشابه سال گذشته 440 درصد رشد داشته است. البته بررسي آمارها در بخش اتمام سفت کاري واحدها امسال 428 درصد و تعداد متقاضيان واجد شرايط تاکنون 74 درصد رشد داشته است. بر اين اساس در زمينه پرداخت تسهيلات آماده‌سازي مسکن مهر نيز تا شهريور 1390 نسبت به مدت مشابه سال گذشته 45 درصد رشد مشاهده مي‌شود و مبلغ تسهيلات ساخت ارائه شده 515 درصد نسبت به سال گذشته رشد داشته است.

اگرچه در هفته دولت سال‌جاري نيز 191613 واحد مسکوني، 11 بيمارستان و 2359 پروژه در بخش راه و ترابري آماده افتتاح است، اما بهره‌برداري از 15 هزار کيلومتر آزادراه، بزرگراه، راه اصلي، راه روستايي و راه‌آهن نيز نويد ديگري از جهاد اقتصادي به همراه همت مضاعف و کار مضاعف در وزارت راه و شهرسازي است.

در مجموع اتمام قطعه چهار آزادراه تهران- شمال، راه‌آهن اراک- ملاير، تونل تنگ زاغ، تونل شيبلي و تجهيز 11 بندر بزرگ کشور شامل 7 بندر در جنوب و 4 بندر در شمال کشور، افزايش تجهيزات ناوبري هوايي با توجه به محدوديت‌ها، ايجاد هواشناسي جاده‌ها و تجهيز گردنه‌ها به امکانات هواشناسي، افزايش 40 درصدي ترانزيت و مديريت هوشمند جاده‌هاي کشور نشان از همت بلند کارکنان و مهندسان وزارت راه و شهرسازي دارد به‌طوري که کاهش آمار تصادفات و تلفات رانندگي نيز نمودي از فعاليت‌هاي دولت خدمتگزار در زمينه بهبود وضعيت حمل و نقل جاده‌اي به شمار مي‌آيد.

 
آفرينش

«جاي خالي رسانه‌هاي ايراني» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن مي‌خوانيد:
در سير تحولات و حوادث اخير در کشورهاي عربي که منجر به سقوط سه ديکتاتور بزرگ گرديد نمي‌توان نقش و تاثير رسانه‌ها را ناديده گرفت. پرداختن به خودسوزي جوان تونسي و تحت پوشش قراردادن اخبار مربوط به اوضاع تونس و مطالبات مردم سبب شد تا چشم‌ها و گوش‌هاي خفته بسياري ازملت‌هاي منطقه بيدار شود و از ظلمي که در طي ساليان بر آنها مستولي گرديده بود تبري جويند. امروز رسانه‌ها پا را از جنبه اطلاع رساني صرف فراتر گذاشته‌اند و با بالابردن ميزان نفوذ خود قادر به خط ده فکري و عملي به مخاطبان خود هستند. نفوذي که شايد نتوان آن را در ساليان طولاني و با انجام فعاليت‌هاي حزبي و اجتماعي به دست آورد. لذا بسياري از کشورها که در مسير خودکامگي قرار دارند تا حد ممکن دسترسي مردم به رسانه و سيستم‌هاي اطلاع رساني خارجي را قطع مي‌کنند تا از تاثير پذيري و روشن شدن افکار عمومي جلوگيري کنند. رسانه توانسته است به نيرويي نفوذي براي کشورها تبديل شود و بدون هيچ هزينه و اصطکاک مستقيم اهداف و افکار مورد نظر را منتقل کند.

در تحولات اخير جهان از سومالي گرفته تا سقوط قذافي مشاهده کرديم که کشورهايي که از رسانه‌هاي قوي برخوردار بودند چگونه با پوشش خبري وقايع توانستند هم مشکلات و واقعيات را به سمع و نظر جهانيان برسانند و هم با کسب اعتبار براي خويش به تاثيرگذاري خود بر افکار ملت‌ها بيافزايند.

مسلما اين رسانه‌ها به سبب تامين مالي موظف به پيگيري اهداف مورد نظر حمايت کنندگانشان هستند، اينجا وجهه ديگر رسانه‌ها که فارغ از جنبه اطلاع رساني است بيشتر نمايان مي‌شود. مسائل ذکر شده و اهميت نقش رسانه‌ها در به دوش کشيدن رسالت کشورها سبب شد تا گلايه‌اي نسبت به رسانه‌ها و شبکه‌هاي اطلاع رساني در داخل کشورمان داشته باشيم. جاي رسانه‌هاي خبري داخلي وبرون مرزي ما در سير تحولات اخير منطقه خالي بوده تا بتوانند با پوشش خبري مستقيم و حضور در بين مردم و انقلابيون ارتباطي دو سويه را بين ملت ايران و ديگر ملت‌ها ايجاد نمايند و جايگاه مناسبي را در بين ساير رسانه‌ها براي خود به وجود آورند. اين واقعيتي است که امروز وظيفه نشر و تبليغ آرمان‌ها و اهداف کشورها بر عهده رسانه است و نمي‌توان صرف مقايسه تطبيقي حوادث با عملکرد خود، ديگر کشورها را در مسير آرمان و الگوهاي خود تصور کرد.

چرا بايد رسانه‌هاي داخلي ما به علت عدم حضور رسانه ايراني در سير انقلاب‌هاي مردمي به استفاده از اخبار شبکه‌هاي خارجي مبادرت ورزند. و اخباري را استفاده کنند که نمي‌توان سمت گيري و ابهام آنها را ناديده گرفت.

شبکه‌هاي برون مرزي ما با تشکيلات و امکانات وسيع نسبت به رسانه‌هايي همچون الجزيره قطر نتوانسته‌اند آنچنان که توقع مي‌رود ظاهر شوند. البته از محدوديت‌ها براي فعاليت رسانه‌هاي ايراني در جهان مطلع هستيم اما به هيچ عنوان نمي‌توان قبول کرد اين کم کاري صرف اعمال محدوديت‌ها صورت گرفته باشد. در حدود شش ماه از انقلاب مردم ليبي مي‌گذرد اما دراين مدت خبري از رسانه‌هاي ايراني در ليبي و حضور در بين انقلابيون نبود در صورتي که در اين مدت رسانه‌هاي خارجي به پخش مستقيم وقايع و درگيري‌ها پرداخته بودند.


مردم سالاري

«نقد، نشانه توسعه يافتگي» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم منصور فرزامي است كه در آن مي‌خوانيد:

حافظ! سخن بگوي که بر صفحه جهان
اين نقش ماند از قلمت يادگار عمر

از خصلت‌هاي نيکوي آدمي، انديشه و بيان نظر است. مغزهاي انديشه ور، پيوسته مي‌کوشند تا در زمينه‌هاي مختلف، با قلم و زبان، حاصل انديشه‌هاي خود را عرضه کنند تا بدين وسيله گره از امور درهم تنيده فرهنگي بگشايند و هم به سهولت و سلامت رفتارهاي همنوعان ياري کنند. بنابراين تفکر و اظهارنظر از حقوق مسلم بشر است منوط به آن که با رعايت اصول و در چارچوب سنت و عرف و منطق و قانون باشد. در زبان بشري و بعضي از واژه‌ها کاربرد بالايي دارد و اين به سبب حساسيت‌هاي فرهنگي و اجتماعي است.

در جامعه ما هم واژه «نقد» و «انتقاد» پرکاربرد است اما بيمارگونه و پرزرق و برق و بلندآواز در باطن هيچ! به مصداق اشاره کنم. شما به هر اداره، بانک يا سازماني که مراجعه مي‌کنيد و بر جعبه دم دست و قابل ديد، با خط خوانا، دو واژه «انتقادات و پيشنهادات» را مي‌بينيد. در بانک‌ها شعار «حق با مشتري است» بر سينه ديوار است و در ادارات و سازمان ها، جمله «هميشه حق با ارباب رجوع است» چشم نوازي مي‌کند. حال تا زماني که به تاييد رفتارها مي‌پردازيد، فهميده و نجيب و قابل تحمل و دوست داشتني هستيد! اما همين که کمترين نقدي را بر زبان مي‌آوريد، ناراحتي عوامل اجرايي متوجه شماست.

همه مي‌رنجند و چهره‌ها درهم مي‌رود و ناسپاس و ناآگاه و قدرشناس و نمک خور نمکدان شکن مي‌شويد که چرا با بي بصيرتي، زحمات بيدريغ و رنج بي شائبه اين همه خدوم فداکار و وظيفه شناس را زير سوال برده ايد و رنجشان را بي اجر گذارده ايد و موجبات دلسردي آنان را در ادامه خدمت صادقانه فراهم کرده ايد! و شما حيران مي‌مانيد که مگر چه شده است و اين همه بي تابي براي چيست و «نقد» يعني چه؟ و اين آسمان و ريسمان و زمين را به آسمان دوختن چه معنا دارد؟ و سرانجام منتقد، منفعل مي‌ماند و تهمت‌ها و پيامد ناگوار و پرداخت هزينه «نقد»! در روزهاي اخير، روزنامه «ايران» با صرف وقت و هزينه کافي، ويژه نامه ضميمه‌اي به نام «خاتون» منتشر کرده است. طبيعت و اهميت محتوايي اين ويژه نامه چنان است که مورد نقد واقع شود. کاستي هايش را بگويند و محسناتش را ارج بگذارند.

 اين کنش و واکنش امري طبيعي است و چون ويژه نامه، از منظر «حجاب» سخن گفته، به حوزه تخصصي ديني مربوط مي‌شود، مراجع عظام و علماي اعلام و ديگر عزيزان صاحب نظر، انتقاد خود را ابراز کرده‌اند. اما از اين طرف بايسته بود که پاسخ نقدها را منطقي، سنجيده و با احترام، مطرح کنند در صورتي که شاهين کفه‌ها متوازن و متعادل و همخوان باشد. به همان شيوه‌اي که در کتاب «المراجعات» بين علامه شرف الدين و شيخ سليم مصري با نهايت حرمت و استدلال مطرح مي‌شود بدون کوچک ترين پرخاش و اهانتي... اما متاسفانه، برخي پاسخ‌هاي مدافعان ويژه نامه، منطقي به نظر نمي‌رسد و با آرامش و حوصله نيست! و بي معطلي ويژه نامه روزنامه را به دولت مي‌بندند که «منتقدان عيب جو مي‌خواهند، اقدامات فرهنگي بي نظير دولت نهم و دهم را که در دولت‌هاي پيشين سابقه ندارد، ناديده بگيرند!» و فلاني چنين گفت و چنين کرد و چه شد...! خوب اينها چه ربطي به پاسخ نقد دارد؟

آيا جواب نقد را گفته ايم يا به سنگ ناسزا متوسل شده ايم؟ وقتي که فاضلان حوزوي و فرهيختگان دانشگاه به اين نقدها برمي خورند بر غناي ذهني و مايه‌هاي علمي ما صحه خواهند گذاشت ؟ آيا ما پيرو مشي امام صادق (ع) هستيم که حضرتش، آن گونه پاسخ معاندان و تشکيک کنندگان را با متانت و بصيرت و سعه صدر مي‌فرمود؟ اينکه «شعار و عمل دولت از همان ابتدا، فرهنگي بود»، قبول «تا کور شود هر آن که نتواند ديد.» معارضه‌اي نداريم. سخن ما به نقد نقد منطقي و علمي و فقه و استدلالي شماست. پاسخ نقد کجاست؟ «گر عاشق صادقي نشان کو؟» آسمان و ريسمان و پشت دولت پنهان شدن و از اعتبار و خدمتش خرج کردن چه معنا دارد؟ چرا ويژه نامه را در دولت و دولت را در ويژه نامه، خلاصه مي‌کنيد و منزلت و شان دولت را پايين مي‌آوريد و ذهنش را مشغول مي‌کنيد؟ مزد را بر پاسخ معقول و منطقي مي‌دهند نه احساسي و حاکي از هيجان زدگي و انتقام جويي و کينه و تهديد. پاسخ نقد را بگوييد و داوري را به خوانندگان واگذار کنيد و مطمئن باشيد که آنها «احسن» را به اجتهاد يا به تقليد در مي‌يابند.


تهران امروز

«هفته دولت و نگاه به چشم‌اندازها» عنوان يادداشت روز روزنامه تهارن امروز به قلم حسام‌الدين كاوه است كه در آن مي‌خوانيد:
هفته دولت، فرصت مناسبي است تا عملكرد و كارنامه سالانه دولت بررسي و نقد شود.

در اينكه دولت دهم از حداكثر توان و نيروي خويش براي پيشبرد امور بهره گرفته است، ترديدي نيست. گو اينكه گاه ديده مي‌شود كه مسئولان و روابط عمومي‌هاي دستگاه‌هاي دولتي در ارائه آمارها و كارنامه‌ها مبالغه مي‌كنند و از سوي ديگر برخي از مخالفان دولت، پا را از حد و حدود نقد به معناي محك‌زدن و سره را از ناسره جدا كردن، بيرون مي‌گذارند و غير منصفانه زحمات و تلاش‌هاي خدمتگزاران كشور در داخل دولت را زير سوال مي‌برند.

با اين حال بايد واقع‌بين بود. واقعيت‌ها مي‌گويند كه دولت در تامين منابع يارانه‌ها تاكنون موفق عمل نكرده است. در حوزه راهسازي هنوز فاصله بسياري تا حد مطلوب داريم، در بخش حمل و نقل و ارتباطات نيز وضعيت چندان مطلوب نيست و گرچه تحريم‌هاي اعمال شده بر كشور، تاثيراتي در حوزه حمل و نقل داشته‌اند. در بخش صنايع دفاعي دستاوردهاي چشمگيري داشته‌ايم. پيشرفت‌هاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري در صنايع وابسته به وزارت دفاع، ارتش و سپاه به راستي تحسين‌برانگيز است، تا جايي كه چشم دشمنان را نيز خيره كرده است اما مطلوب‌ترين حالت آن است كه كارنامه سالانه دولت را با سند چشم‌انداز بيست‌ ساله مقايسه كنيم.

بر مبناي سند چشم‌انداز بيست ساله ما تا سال 1404 بايد به قدرت اول سياسي، اقتصادي، نظامي و فرهنگي منطقه خاورميانه تبديل شويم اما عقب‌ماندگي‌ها از سند چشم‌انداز بيست‌ساله در برخي از بخش‌ها بسيار نگران‌كننده است.

به نظر مي‌رسد دولت‌هاي نهم و دهم، به امر توسعه و پيشرفت بر مبناي تعريف خودش نگاه مي‌كرده است و كمتر سند چشم‌انداز را پيش‌رو داشته. بخش مهمي از نيرو و توان دولت نيز صرف اصطكاك با قواي ديگر و نيروهاي سياسي شده است كه چه‌بسا با مديريتي دورانديش‌تر، دولت مي‌توانست مانع هدررفت توان و نيروي خود شود.

به هر‌رو هفته دولت است و بايد خسته نباشيد به رئيس دولت و همكارانش و كاركنان بخش‌هاي دولتي گفت اما امر پيشرفت و تعالي و نيز نامگذاري سال 90 به عنوان سال جهاد اقتصادي، كوشش بيشتر و بهتري را از تمامي مجموعه دولت مي‌طلبد.


ابتكار

«خدا مي‌داند آن پشت‌پشت‌ها چه خبر است؟» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم غلامرضا كمالي پناه است كه در آن مي‌خوانيد:
اصولگرايان براي دستيابي به قدرت و شکست اصلاح‌طلبان، از سال 76 به‌صورت ويژه چند شعار عامه‌پسند را در بوق کردند و از همه ابزارهاي رسانه‌اي و تبليغاتي که در اختيار داشتند، براي نشان دادن بي‌توجه جناح رقيب و بي‌اعتمادي و بي‌عرضگي آن‌ها هرچه در حد توان داشتند در اذهان جامعه کاشتند.

داد و فريادشان گوش فلک را کر مي‌کرد که چرا به وضعيت معيشتي مردم رسيدگي نمي‌شود؟ چرا اين‌همه مفاسد اقتصادي رواج يافته است؟ چرا اخلاق و دين در جامعه کمرنگ شده است؟ چرا بي‌عدالتي صورت مي‌گيرد؟ چرا اشراف‌گري جاي ساده‌زيستي را گرفته است؟ چرا امنيت اجتماعي ضعيف است؟ و البته همه اين فريادها لازم بود و در هر شرايطي نيز جامعه به اين هشدارها نيازمند است. در انتخابات شوراي شهر دوم، اصولگرايان تحت نام آبادگران سرنخ قدرت را در دست گرفتند و اين آغازي بود براي دستيابي به همه ارکان قدرت، ازجمله مجلس و دولت.

مجلس هفتم با شعارهاي ذکرشده در سؤالات مزبور، دل‌ها را ربود و بر کار سوار شد. تثبيت قيمت‌ها را تصويب کرد و دولت دوم اصلاحات را در بسياري مواقع از تکاپو انداخت. مجلس هشتم هم به مدد حمايت‌هاي دولت نهم و ساير نهادها باز در اختيار اصولگرايان قرار گرفت. تقريباً هفت سالي است که هيچ مانعي بر سر راه تاخت‌وتاز اين جناح وجود ندارد. هيچ ارگان و قدرتي که بتواند بحران‌ساز باشد و چوب لاي چرخ اين جناح بگذارد هم نبوده است. اکنون سؤال اساسي اين است که کدام‌يک از اين وعده‌ها و شعارها تحقق پيدا کرده است؟

نخست: در مبارزه با مفاسد اقتصادي، کار به جايي رسيده است که اختلاس‌هاي چندميلياردي دله‌دزدي به‌حساب مي‌آيد و کار به صدها و هزارهاميلياردي رسيده است. بوي گند فساد از استانداري‌ها، فرمانداري‌ها، بانک‌ها و... بلند شده و همه‌جا را گرفته است. چندي پيش مردم شمال از دست فرمانداران سوزوکي‌سوار شکايت داشتند که چرا در جلوي ما گرسنگان با ماشين‌هاي لوکس خود، نمک بر زخم‌ها مي‌پاشند.

نگارنده به چشم خود ديده که مسئول دفتر فرماندار يک شهرستان کوچک سوار بر خودروي پنجاه‌ميليوني پز مي‌دهد و حرص ديگران را درمي‌آورد. اين فرد با مدرک سوم‌راهنمايي، چند سال پيش راننده بخشدار يک بخش دورافتاده بود. سرجمع ارث پدري‌اش به پنج‌ميليون نمي‌رسد.

دو سه‌ سالي که سردفتر فرماندار شده است، مدام خودروهاي گران‌قيمت سوار مي‌شود. ظرف يک سال خودروي بيست‌ميليوني را به پنجاه‌ميليوني تبديل کرده است. هيچ‌گونه سرمايه يا فعاليت تجاري هم ندارد. حقوق اداره‌کاري هم مي‌گيرد.

اين چه حکايتي است که فردي با مدرک فوق‌ليسانس و 25سال خدمت در آموزش‌وپرورش به‌سختي يک خودروي پرايد هفت‌ميليوني آن‌هم اقساطي مي‌گيرد و سوار مي‌شود؛ ولي يک بيسواد در فرمانداري اين‌چنين است؟ خدا مي‌داند آن پشت‌پشت‌ها چه خبر است؟ اين بود شعار ريشه‌کن کردن فساد و اجراي عدالت و ساده‌زيستي و... ؟
دوم: از بهبود وضعيت معيشت مردم که نگو و نپرس. مقايسه کنيد قيمت تخم‌مرغ و مرغ و لبنيات و مسکن و دکتر و پوشاک و آب و برق و گاز و... را قبل از تثبيت قيمت‌ها و بعد از آن. اصلاً نفهميديم منظور از اينکه قيمت‌ها ثابت بماند، چيست؟ آيا به ‌اصطلاح طنزنويس مشهور تلويزيوني، از افعال معکوس است؟ يعني شب همان روز است و بالعکس؟

سوم: امنيت اجتماعي که نه‌تنها بهبود نيافته، بلکه اوضاع بسيار بدتر هم شده است. در روز روشن سر مي‌برند و بر لاشه شکار خود نعره‌ها مي‌کشند. گله‌اي به زن و ناموس تجاوز مي‌کنند و...

چهارم: حاکميت اخلاق و دين، از اين چه بگوييم؟ دروغ حلال همه مشکلات شده است. راستي و درستي شيوه مهجور گذشتگان است. پايه‌هاي دين نه‌تنها محکم نشده که به‌شدت آسيب ديده است. مقدسات مذهبي بازيچه دست هوسبازان شهرت‌طلب شده است. روزي مي‌گويند امام‌زمان در فلان ساعت ظهور مي‌کند. فيلم مي‌سازند که فلاني و فلاني ياران مشهور امام زمان هستند. هرکسي هرچه مي‌تواند از انبان مذهب و دين به نفع خويش استفاده مي‌کند، سپس آن‌را مچاله مي‌کند و دور مي‌اندازد.


شرق


«دين به قرائت امام موسي‌ صدر» عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم مهدي فيروزان است كه در آن مي‌خوانيد:
بازگشت امام موسي صدر به قلمرو تحولات منطقه خاورميانه آن هم پس از 33 سال اسارت در زندان‌هاي قذافي، از دو ديدگاه مهم قابل بررسي است. نخست آنكه نشانه‌ بلوغ فكري و اجتماعي مردم ليبي است. مردمي كه طي چهار دهه حكومت كودتايي سرهنگ قذافي از هويت انساني خود تا حدود بسيار زيادي دور شده بودند و همچون بيابان‌هاي كويري از جريان زلال معرفت محروم بودند. طبيعت حكومت‌هاي ديكتاتور جلوگيري از انتقال هرگونه دانش، اطلاعات و تجربيات جامعه جهاني است، یعنی جهل در برابر علم نيست بلكه پديده متضاد عقل است.

اگر مهم‌ترين دستاورد بشري رسيدن به مفهوم سيستم باشد به تعبيري گذر از مرحله غريزه به اقيانوس عقلانيت است و يا گذر از اتكا به خرد و نيل به عقل جمعي است. با این تعاریف قذافي مجموعه‌اي از خصلت‌هاي قبيله‌اي، بدوي و ديكتاتوري است كه دوران حكومت خود را با دور نگه‌داشتن مردم از عقلانيت تقويت مي‌كرد.

اما سخن كوتاه آنكه تحولات اخير ليبي و آغاز انقلاب مردم ميراث‌خوار عمر مختار، نشانه پايان عمر طبيعي يك ديكتاتور است كه ديگر با شيوه‌هاي تروريستي توان استمرار سيطره خود را ندارد و از سوي ديگر اراده ملتي را نشان مي‌دهد، همان‌طور كه بيان كردند «با اتكا به شعار قانون به دنبال تاسيس دموكراسي البته بومي شده و متناسب با قوه هضم جامعه‌اي قبيله‌اي است.» ملت ليبي امروز بنا دارد از شرمندگي چهار دهه پذيرش سلطه ديكتاتوري خود را نجات دهد و با خون خود و فرزندانش لكه ننگ تحمل قذافي را از چهره خود پاك كند.

بازگشت به جامعه جهاني و گفت‌وگوي منطقي با كشورهاي همسايه و توسعه و پيشرفت، اراده امروز مردم ليبي است. انقلاب ليبي آغاز فرآيندي است كه مي‌تواند نشانه جهاني فكر كردن و در جامعه‌ جهاني تنفس كردن باشد اما نشانه‌هاي ديگري نيز لازم است. جبران گذشته و از آن جمله آزادي امام موسي‌ صدر و بازگرداندن او به عرصه تفكر و معرفت و انسانيت از نشانه‌هاي مهم ديگر است.

گفت‌وگوهايي كه تاكنون با مبارزان ليبيايي صورت گرفت و توجه ويژه شوراي انتقالي به مراقبت از امام موسي صدر و نجات وي، ما را اميدوار مي‌كند. ديدگاه دوم شرايط و تحولات منطقه بزرگ اسلامي و عربی است كه پيش از پيش به ديدگاه‌هايي چون امام موسي صدر نيازمند است. مراجعه به منظومه فكري و مجموعه اقدامات عالي امام موسي صدر طي سال‌‌هاي 1338 تا 1357 يعني دوران رهبري ایشان بر طايفه شيعه، نشانگر این امر است كه ایشان نه تنها زمان‌شناس بودند كه آينده را نیز به خوبي مي‌ديده‌اند.

ديدگاه‌هاي او نسبت به انسان كرامت و آزادي انسان، نسبت به دین و روابط دين با انسان، نسبت به جهان، نسبت به تمدن و علوم انساني اگر نگوييم منحصربه‌فرد است بديع و سرشار از مفاهيم نوين است. امام دين را پيش از آنكه توشه‌اي براي آخرت بداند وسيله‌اي براي زندگي انسان مي‌داند و راز عقب‌ماندگي جوامع مسلمان را در قرائتي مي‌بيند كه زندگي زميني را ملعون و بي‌ارزش مي‌شناسد و به اين دليل از طراحي برنامه توسعه اقتصادي، اجتماعي براي زندگي روزمره مردم فاصله مي‌گيرد.

امام موسي صدر دين را در خدمت انسان مي‌داند و نه انسان را در خدمت دين و هشدار مي‌دهد كه سقوط تمدن مسيحيت در دوران رنسانس ناشي از تحميل انديشه متوليان ديني به خدمتگزاري انسان در سلطنت دين است. امام موسي صدر آزادي انسان را محدود شدني نمي‌داند و سلب آزادي از انسان را بدگماني به فطرت اله انسان و مالا بدگماني به خالق انسان یعنی خداوند مي‌شناسد.

 
دنياي اقتصاد

«فدرال رزرو فعلا نظاره می‌کند» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دکتر پویا جبل عاملی است كه در آن مي‌خوانيد:
سخنرانی برنانکه رییس فدرال رزرو در اجلاس جکسون هول از چند هفته پیش در کانون نگاه بازار‌های مالی بود.

مساله این بود که پس از وقایع مربوط به سقف بدهی‌ها و نمود کاهش سرعت بهبود اقتصاد ایالات متحده، فدرال رزرو اقدام به دور سوم سیاست تسهیل پولی می‌کند یا خیر. افتی که در بازار‌ها مشاهده می‌شد و همچنین یادآوری این مساله که درست سال پیش در چنین اجلاسی، برنانکه دور دوم تسهیل پولی را با میزان 600 میلیارد دلار اعلام کرد، بسیاری را به صرافت انداخته بود که دور سوم نیز امسال عملی می‌شود.

در حقیقت این سیاست‌های تسهیل پولی با خرید بدهی دولت ایالات متحده با هدف کاهش نرخ بهره بلند مدت انجام می‌شود و با وجود سطح نازل و در حدود صفر نرخ بهره کلیدی فدرال رزرو که راه را برای کاهش بیشتر این نرخ می‌بندد، از موثرترین ابزارهاي فدرال رزرو برای تحریک اقتصاد آمریکا است.

با این وجود هر چه به زمان اجلاس در ایالات وایومینگ نزدیک می‌شدیم، تحلیل‌گران بیشتری به این امر اطمینان پیدا می‌کردند که دور سومی ‌اعلام نخواهد شد. به خصوص آنکه روند تورم در ماه ژوئیه به بالاترین حد در 19 ماه گذشته رسید؛ امری که هنگام اعلام برنامه دوم تسهیل پولی وجود نداشت.

در حقیقت ترس از تورم نیز اکنون برای فدرال رزرو بیش از گذشته است و در نتیجه‌بندی دیگر به پای مقامات پولی آمریکا بسته شده و از همین جهت است که برنانکه به صراحت در سخنرانی خود اعلام کرد که سلامت اقتصاد آمریکا بیش از آنکه در دست فدرال رزرو باشد در دست کنگره و کاخ سفید است و از آنها خواست که سیاست‌های مالی خود را موثرتر از گذشته کنند.

به هر رو پیش‌بینی روزهای پایانی با ‌شروع اجلاس درست از آب در آمد و برنانکه سخنی از تسهیل سوم پولی به میان نیاورد.

ای بسا که اگر حرفی نیز می‌زد، بازارهای مالی تنها نوسانی کوچک داشتند و به روند خود ادامه می‌دادند؛ زیرا به نظر می‌رسد که وضعیت رکودی فعلی حضیض دومی‌باشد که از رکود سال 2008 تداوم داشته است. با تمام اینها از سخنان برنانکه برمی‌آید که فدرال رزرو محتاطانه به این قضیه نگاه کرده است و به زمان بیشتری نیاز دارد تا این پیش‌بینی را بپذیرد.

در واقع برنانکه گفت که فدرال رزرو ابزارهایی دارد که در وقت مقتضی از آن استفاده می‌کند. این سخنان کلی بدون اشاره به نوع ابزار‌ها و زمان استفاده از آن، کاملا آشکار می‌کند که فدرال رزرو در دوره انتظار است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...