دولت و دانشگاه آزاد، اصلاح يا تخاصم؟
مراکز تعليم و تعلم در ايجاد و اعتلاي تمدنها، نقش بسزايي داشتهاند. در اين باره، دانشمندان يکي از مهمترين علل رونق تمدن اسلامي در قرون گذشته را کثرت تعداد مراکز آموزشي و راحتي استفاده همه مردم از اين مراکز دانستهاند. ساخت مسجد از نخستين كارهاي مسلمانان در سرزمينهاي فتح شده بود و بنا به سيره رسول اکرم (ص)، مساجد تنها مراکزي براي عبادت نبود، بلکه تعليم علوم گوناگون ديني و غيرديني، آرام آرام در مساجد شکل گرفت. علما و دانشمندان در مساجد گوناگون بر کرسي تدريس مينشستند و ورود به اين جلسات درس آزاد بود و هر کس به قدر فهم خويش از آن بهره ميبرد.
همچنين معلمان بردبار و متعلمان کوشا براي يادگيري علوم و ديدار با علماي فرهيخته ديگر بلاد، از شهري به شهري در سفر بودند و به اين ترتيب، فضاي دانشجويي و دانشپژوهي، وسعت جغرافيايي تمدن اسلامي را در بر گرفت و موجبات شکوفايي آن را فراهم کرد. بديهي است هر چه دسترسي به علم آسانتر و عموميتر باشد، استعدادهاي خلاق و جانهاي بيريا زودتر مکشوف و در عرصه اجتماعي مفيد واقع ميشوند. تاريخ نشان داده است که هر گاه زمينه ارتقاي علمي در جامعهاي محدود به طبقه و يا افراد خاصي بوده، هرگز پيشرفت علمي نداشته است.
و چنين بوده است که بوعلي سينا، ابوريحان، فارابي و دهها دانشمند بزرگ ايراني در اين فضاي شاداب علمي رستند و بر فر و شکوه تمدن اسلامي افزودند.
اينک در بسياري از کشورهاي پيشرفته، ورود به دانشگاه آسان و همگاني است. بديهي است همه کساني که وارد دانشگاه ميشوند، انيشتين نخواهند شد، اما در ميان افرادي که اينک از سراسر جهان به اين کشورها سرازير شده و طالب تحصيلند، هميشه چهرههاي مستعد و خلاق شناسايي ميشوند. شايد بتوان گفت، يکي از دلايل شکوفايي تمدن غرب، رونق فعاليتهاي دانشگاهي است که البته به دليل گرفتن شهريههاي کلان، سبب رونق اقتصادي هم شده است.
در بين دانشگاههاي دولتي و خصوصي در ايران، دانشگاه آزاد اسلامي، راه همگاني شدن دانش را هموار کرده است و وجود مراکزي براي تحصيل علم در بيشتر شهرها و شهرستانهاي کشور، موجبات رشد علمي و ارتقاي شغلي بسياري از آحاد جامعه را فراهم کرده است؛ وظيفه بزرگي که وزارت علوم در ساليان طولاني پيش و پس از انقلاب از انجام آن عاجز بوده است. دانشگاه آزاد اسلامي، امکان تحصيل را با شهريهاي که براي اداره دانشگاه کم و براي مردمي با سقف کوتاه معيشت زياد است، در اختيار عموم قرار داده است.
به رغم انتقادات و لزوم پارهاي اصلاحات در اين نهاد عظيم دانشگاهي، برخوردهاي جنجالآفرين و بنيانبرافکن، نتايج بدي به بار خواهد آورد. اکنون مسئله اين است که دشمنيهاي سياسي نبايد ساحت علم را مخدوش کند و وجود اشخاصي که در دولت و دانشگاه، تاب تحمل يکديگر را ندارند، نبايد زمينهساز تندرويها و اهانتها عليه دانشگاه شوند. بسياري از نخبههاي علمي و فرهنگي کشور در دانشگاه آزاد اسلامي، مشغول به تدريس و تحقيقند و شماري از آنان، خود در مقطعي فارغالتحصيل دانشگاه آزاد بودهاند و طبعا از نزديک با وضعيت دانشگاههاي دولتي و آزاد آشنايند. به زير سؤال بردن اشخاص با ظن سياسي، نبايدحريم يک نهاد بزرگ آموزشي و فرهنگي را لوث کند. اين بدترين نوع رويارويي است که قطعا بيش از هر کس و هر چيز، شأن عالم و متعلم تنزل يافته و شالوده فرهنگي جامعه آسيب خواهد ديد و در درازمدت بر سير تحولات علمي و فرهنگي ايران اسلامي تأثير منفي خواهد گذاشت.
دانشگاه آزاد با ناديده گرفتن برخي معيارهاي توسعه علمي و سياستزدگي، نياز به اصلاحاتي دارد، اما راههاي انجام آن قطعا سخنراني، شعار و تهديد نيست، بلكه دلسوزي، دوستي و حمايت است. نبايد فضاي فرهنگي کشور را آلوده کرد تا هر کس تجارب تلخ و ناگفتنيهاي گزنده را به زبان آورد. در هيچ کجاي دنيا با يک نهاد علمي و فرهنگي اينچنين اعلام جنگ سياسي نميکنند؛ بنابراين، بر دولتمردان و مديران دانشگاه آزاد است که افکار عموم ملت ايران را ميدان مجادلات خود نکنند و از بروز فاجعهاي که نتايج خسارتبار آن مشهود است، جلوگيري کنند.






