نسل مسي ميتواند جامجهاني را هم فتح كند
روبرتو فابيان ايالا، مدافع وسط، كاركشته و سزاوار فوتبال آرژانتين تابستان سال گذشته در يكي از عجيبترين و غيرعقلانيترين تصميمهاي عمرش قرارداد تازه منعقد شده خود با تيم ويارئال را كه فقط 3 هفته عمر داشت، فسخ كرد و به رئالساراگوسا پيوست؛ اما در پايان فصل، وقتي ويارئال نايبقهرمان ليگ شد و ساراگوسا به دسته دوم اسپانيا سقوط كرد، فهميد چه انتخاب بدي داشته و هنوز هم اين ماجرا براي مردي كه سالها در والنسيا ستون اصلي خط دفاعي بود و پيشينه عضويت در ريورپلات آرژانتين و ميلان ايتاليا را هم دارد، مبهم و غيرقابل فهم است و نميداند چرا ماجرا به آن شكل درآمد.
به گزارش جام جم آنلاين و به نقل از Daily Telegroph، روبرتو ايالاي 36 ساله، تابستان سال پيش بعد از شكست سنگين 3 بر صفر آرژانتين در برابر برزيل در فينال مسابقات كوپاآمهريكا و رسيدن به 115 بازي ملي، با ديدارهاي ملي نيز وداع گفت. در مصاحبه پيشرو، فوتباليست فكوري كه او را «موش» ميخوانند، به رغم اعتراف به اين كه هر گاه البي سلسته (تيم ملي آرژانتين) بازي دارد، ضربان قلبش بيشتر ميشود، تاكيد ميكند قصد تغيير تصميماش و بازگشت به تيم ملي آرژانتين را ندارد. او درباره سقوط ساراگوسا و ديگر مسائل زندگياش هم ميگويد ...
واقعا چه اتفاقي افتاد كه ساراگوسا به دسته دوم رفت؟
نميدانم هر قدر اين سوال را نزد خود مطرح كردهام، پاسخي براي آن نيافتهام، ولي اين را ميتوانم بگويم، ما هيچگاه به اندازه كافي در تيم، هماهنگ نشديم. چند بار نيز مربيامان عوض شد و بازيكنان ما هم بندرت آن طور بازي كردند كه در توانشان بود.
دوست داريد دوران فوتبالتان را كجا و چگونه به پايان برسانيد؟
درباره آن فكر نكردهام، ولي از زندگي و بازي در اسپانيا راضيام و ليگ آن را ميپسندم. در عين حال، شوق حضور مجدد در ليگ كشورم هميشه در دلم هست، اما اين كار فقط زماني ميسر ميشود كه تمامي شرايط آن فراهم آيد. بايد صبر كنم و ببينم چه ميشود، زيرا در فوتبال حرفهاي، چيزي كه معنا و منطق ندارد، برنامهريزي دقيق براي آينده است.
در باشگاههاي متعدد بازي كردهايد، اما كداميك براي شما مثبتتر و خالق خاطرات شيرينتر بوده است؟
تمام تيمهاي محل عضويتام، از ديد من باشگاههاي خاصي بودهاند و خاطراتي را برايم به جا گذاشتهاند، گاهي دوراني موفق را با آنها گذراندهام و بعضي اوقات نيز روزهاي بد را.
با وجود اين، تجربيات حضور در آن تيمها مرا به بازيكناني بهتر بدل كردهاند و براي يك فوتباليست حرفهاي اين هميشه مهمترين دستاورد است. به لحاظ فرهنگي و آشنايي با كشورهاي مختلف و زندگي متنوع نيز اين سفرها جملگي مفيد بودهاند.
بازيهاي ملي چقدر برايتان مهم بود؟
عشق من به تيم ملي آرژانتين هرگز پايان نمييابد و هرگز به آن پشت نكردم و حتي در ديدارهاي دوستانه نيز به جانفشاني پرداختم. درست است كه از بد حادثه بجز طلاي المپيك 2004 آتن به هيچ جام بزرگي در معيت اين تيم نرسيدم اما لااقل اين آرزويم برآورده شد كه مهره خدمتگزار چنين تيمي باشم. پس از خداحافظي ديگر نبايد به فكر رجعت باشم و بعكس بايد كاري كنم كه استعداد بازيكنان جوانتر اين تيم شكوفا شوند و همانطور كه دو المپيك اخير را فتح كردهاند، در جامجهاني هم اول شوند.
حتما با ديدن بازيهاي تيم ملي آرژانتين در خاطرات فرو ميرويد و افسوس گذشته را ميخوريد.
همينطور است كه ميگوييد؛ اما قبلا هم گفتم اصلا قصد ندارم تصميمم را عوض كنم زيرا از شرايط موجود راضيام. ميدانستم كه دو 3 سال آخر فوتبال حرفهاي من بايد مختص بازيهاي باشگاهي باشد و عقلايي و مقدور نيست كه در ديدارهاي ملي هم حضور يابم. با سن و سال فعليام حضور همزمان مجدد در مسابقات باشگاهي و ملي، برايم بسيار سخت شده بود.
يعني هيچ راهي براي بازگشتتان به اين سطح وجود ندارد؟
خير. اين يك نوع بياحترامي به ساير بازيكنان پست دفاع وسط خواهد بود كه قصد داشتهاند جاي مرا بگيرند و حقشان هم هست كه چنين كنند.
اخيرا مارتين دي ميكليس بايرن مونيخي بيشتر از ديگران در مكان شما بازي كرده است. او را چگونه ميبينيد؟
او بد كار نكرده است، اما تعدادي جوانتر از وي و نفرات مستعد داريم كه با وي بشدت رقابت خواهند كرد و تشنه موفقيتاند.
توصيه شما با آن تجربه با ارزشتان با ساير مدافعان وسط و جوانترها چيست؟
به جز مهارتهاي فردي، اولين نياز يك مدافع وسط، قدرت بازيخواني و هماهنگ شدن با ياران كنارياش است. اگر با ساير بازيكنانتان هماهنگ نباشيد، ضربات جبرانناپذيري به تيم وارد خواهد شد. مدافعان وسط به سبب محل استقرارشان، ديد وسيعتري نسبت به ساير نفرات تيم خود دارند و بايد از اين موقعيت نهايت استفاده را ببرند.
حتما يكي از خاطرات شيرينتان قهرماني در فوتبال المپيك آتن در معيت تيم ملي اميد آرژانتين بوده است.
همينطور است بويژه كه پيش از آن، آرژانتين هرگز طلاي المپيك را در اين رشته نبرده بود. فتح اينگونه تورنمنتهاي كلاسيك، ارزشي غيرقابل وصف دارد و واقعا تجربهاي يگانه براي من بود.
آيا انتظار داشتيد تيم امسال كشورتان با نسل مسي و اگهرو طلاي 4 سال پيش شما را تكرار كند؟
بله، انتظار آن را ميكشيدم. آنها توان بالقوهشان را داشتند و فقط كافي بود مهارتهاي خود را رو كنند و اين كاري بود كه انجام دادند. در ميدانهاي بزرگ، فقط با استعداد بودن كافي نيست، بلكه بايد فداكاري كنيد و از جان مايه بگذاريد و خوشبختانه ما تيمي داشتيم كه در پكن چنين كرد.
آيا ميتوان اميدوار بود كه همين نسل جوان، آرژانتين را در جامجهاني 2010 پس از 24 سال فترت از نو قهرمان اين رقابتها هم بكنند؟
به طور بالقوه اين توان را دارند، اما بايد پختهتر شوند، زيرا جامجهاني بسيار دشوارتر از فوتبال المپيك است و اگر در المپيك با سلاح مهارت ميتوان اول شد، تنها چيزي كه در جام جهاني شما را بر سكوي نخست مينشاند، تجربه و ديدگاه حرفهاي و درست است.
اما صرفنظر از المپيك، آرژانتين در سالهاي اخير در ديگر ديدارهاي ملي شكست خورده است.، چرا؟
يك مشكل عمده اين است كه تعداد كثيري از مليپوشان آرژانتين لژيونر هستند و وقتي به بازيها و اردوهاي ملي پاي ميگذارند، تخليه انرژي شدهاند و پرنشاط و سرحال نيستند؛ اگر بتوان كاري كرد كه آنها در طول فصل اينقدر به ميدان نروند، شايد بتوان معادلهاي را كه گفتيد قدري عوض كرد، اما قبول دارم كه در دنياي حرفهاي امروز، كار بسيار سختي است.
ظاهرا الفيو باسيله چه در هيات سرمربي تيم ملي آرژانتين و چه مربي تيم اميد اين كشور در كارش موفق است. اين طور نيست؟
باسيله تجربه لازم را دارد و اين مرتبه دومي است كه مربي ملي شده و بنابراين ميداند كه با چه چيزهايي طرف است. حسن او برقراري ارتباط دوستانه با شاگردانش و كار روي وجوه روحي آنهاست و از اين طريق توانسته است بهترين بازيها را از مليپوشان بگيرد.
خودتان چه؟ آيا شما را هم روزي در لباس مربيگري خواهيم ديد؟
شك دارم. اين كار شهامت و كاراكتر خاصي را ميطلبد كه شايد در وجود من نباشد. بايد در نهايت شغل ديگري را در دنياي فوتبال بيابم كه پس از بازنشستگيام به كار ميآيد.


