صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

آيا اقتصاد اروپا بحران زده است؟

کد خبر: ۱۸۳۹۶۹
| |
3234 بازدید
سرويس اقتصادي- ماهيت و وجود بحران اروپا، علل بروز آن و راه حلها از مسائل مهم براي درك وقايع اخير اين قاره است.

بهنام ملكي مدرس اقتصاد در وبلاگ خود «اقتصاددان» طي يادداشتي به موضوعات فوق پرداخت:

شكل‌گيري بحران اقتصادي در اروپا

در ابتدا بايد به اين نكته اشاره كرد كه شروع بحران از امريكا بود. دليل بحران اين بود كه امريكايي‌ها از بخش حقيقي اقتصاد به سمت بخش كاغذي رو آوردند. به عبارت ديگر معاملات حقيقي به سمت معاملات صوري، كاغذي و بورس‌بازي سوق پيدا كرد. ما شاهد بوديم كه يك بشكه نفت وجود داشت، اما 18 بشكه نفت خريد و فروش مي‌شد. موضوع مهم ديگر اين است كه برای مقابله با نفوذ مکاتب غیر سرمایه داری ، در بخش مسكن نيز تا صدرصد هزينه‌هاي ساخت به مردم وام پرداخت كردند تا بتوانند از اين طريق عدالت اجتماعي را در كشور خود اجرا كرده و طبقات پايين و مستاجر  را راضی کنند.

موضوع مهم ديگري كه مي توان يكي از دلايل ركوداقتصادي دانست اين است كه  از يك طرف بخش مسكن هم اشباع شدو اين اشباع نيز براي آنها سودآوري مسکن را بشدت کاهش داد، چراكه سرمايه‌هاي زيادي دراين حوزه جريان داشت. علت ان بود  بانك‌ها نيز به راحتي طبق تكليفي كه به آنها شده بود اين سرمايه‌ها را به بخش مسكن سوق دادندتا  علاوه بر کسب سود ،بي‌خانمان‌ها  صاحب خانه شوند. از طرف ديگر با توجه به برنامه‌ريزي‌هايي كه در رابطه با كنترل‌ جمعیت و مهاجر ت داشتند ،جمعيت آنها نيز كاهش پيدا كرد، در نتيجه فضايي ايجاد شد كه عرضه مسكن از تقاضا پيشي گرفت.

در چنين شرايطي برخي افراد كه با اهداف سوداگرانه مسكن ساخته بودند، زمانيكه قصد فروش داشتند با نبود تقاضا مواجه شدند. بنابراين به يكباره حبابي كه در بازار مسكن بوجود آمده بود، تركيد. بديهي است بخش مسكن وارد كما و ركود شد و سرمايه‌ها به سمت بورس نفت و ساير بازارهاي مالي روآوردند. همانطور كه شاهد بوديم قيمت نفت در سال 2008صعود کم سابقه داشت ودلار های قابل توجهی ازغرب روانه  کشورهای نفتی شد و در چنين شرايطي ركود بر بخش حقيقي اقتصاد این جوامع  كه همانا بخش توليد و قابل رويت است، اثرخود را گذاشت و تقاضا پايين آمد. با کاهش مصرف حباب بورس نفت هم تركيد. با اشاره به مجموعه مسايل امريكا سعي كرد كه اين بحران را به ديگر كشورها انتقال دهد. امريكايي‌ها با تضعیف  ارزش پول خود يعني دلار سعي كردند بحران را به ساير مناطق از جمله اروپا سوق دهند. درنتيجه اين بحران به دامن اروپا افتاد وطبيعي‌است كه در اروپا نيز كشورهايي كه ضعيف‌تر هستند همانند يونان و اسپانيا از اين بحران ضربه بيشتري خوردند. از طرف ديگر بايد يادآوري كرد كه در كشورهايي كه اقتصاد آنها ضعيف‌تر است، فساد اقتصادي نيز بيشتر بوده و در نهايت ضربه‌پذيرتر هستند.

از طرف ديگربايد يادآوري كرد كه بازارهاي ديگر همچون بازارهاي شرق آسيا همانند چين و امثال آن، به دليل آنكه اقتصاد آنها همچنان در بخش حقيقي اداره مي‌شود و تمركز آنها هنوز وارد بخش حبابي و كاغذي همچون غرب و اروپا نشده، همچنان رشد بالاي ده درصد داشته و توليد به حیات خود ادامه میدهد .

 در چنين شرايطي شاهد هستيم كه توليد در امريكا و اروپا به وي‍ژه در بخش سخت‌افزار صنعتي بخاطر بیماری شبیه تب هلندی  به صرفه نيست. نتیجه انکه  در چنين فضايي  اين كشورها دچار بحران و ركود هستند و اين بحران نيز روزبروز تشديد شده است.

راهكارهاي پيش‌رو در بحران اقتصادي

راهكارهاي چندی قابل تصور است:

1.  اخلاق در اقتصاد حاكم شود، به عبارت ديگر هدف اين نباشد كه به دنبال سود بالا و كاذب از هر طريقي و با بورس‌بازي حقوق زيادي از ديگران  پایمال کنند.

2.  مولفه‌هايي بكارگرفته شود تا معاملات كاغذي و حبابي محدود و كنترل شود. به معناي ديگر يك خانه يك خانه است و يا يك بشكه نفت يك بشكه است و نبايد از 10 دست گذشته و خريد و فروش شود. زماني كه يك بشكه نفت از 18 دست گذشته و فروخته مي‌شود، نشان‌دهنده خلا بزرگي در اقتصاد  است. به عنوان مثال فردي 1000 تومان پول دارد، اما 18000 تومان پول خرج كند. زماني كه معاملات كاغذي شد، روند به اين شكل پيش خواهد رفت، يعني 18 قدرت خريد ايجاد مي‌شود كه اين قدرت خريد‌ها واقعي نيست. در نتيجه  با کوچکترین نا امنی  یا نگرانی ،اقتصاد وارد مرحله رکودی  مي‌شود.

3.  موضوع ديگر اين است كه از طريق بانك‌ها نيز بايد كنترل‌هايي صورت بگيرد تا اين اندازه خلق پول صورت نگيرد، چراكه خلق پول هم بايد ضابطه‌مند شود. به عبارت ديگر دلارهاي سنگيني كه چاپ شد و به گردش افتاد، خارج از ضابطه‌مندي اين حجم دلارهاي سرگردان وارد جامعه شد و به اين بحران دامن زد.

4.  به باور من غربي‌ها جنگ‌هايي را در مناطقي خارج از حوزه خود به راه انداختند. شايد بتوان گفت يكي از دلايل تحولات در كشورهاي عربي با حكومت‌هاي استبدادي (كه البته بستر اين تحولات هم وجود داشت) اين است كه غربي‌ها با تغييرات اين رژيم‌ها باعث شوند تا سرمايه از اين بخش‌ها فرار كند و آنها بتوانند اقتصاد خود را سامان دهند. به معناي ديگر زمانيكه سرمايه ‌دار عرب فرار مي‌كند مسلما به يك كشور افريقايي محروم (فرضا گینه بیسایو)نخواهد رفت، بلكه سرمايه خود را يا به اروپا يا امريكا و سا یر مناطق مناسب سرمایه گذاری خواهد برد. به نظر مي‌رسد، آنها نيز به دنبال اين هستند كه اين سرمايه‌ها را به سمت خود جذب كرده و اقتصاد خود را امن كنند ج.ا.ا تحت شرایطی می توانست از اوضاع  پیش امده به نفع خود استفاده نماید.

5.  بايد تعادلي ميان عرضه و تقاضاي خود ايجاد كنند. در شرايط فعلي عطش مصرف را بالا بردند تا اقتصادشان رونق داشته باشد. اما بايد به واقعيت‌ها توجه كنند و نبايد يكسويه طرف تقاضا و يا عرضه را نگاه كنند.اين عدم تعادل در نهايت منجر به ركود اقتصاد جهاني شده و بايد با تعديل و بر اساس نيازهاي واقعي توليد  و مصرف صورت گيرد.  

6.ریاضت اقتصادی انچنانکه  شاهد تصویب و اجرای ان در یونان هستیم و...
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار