مضرات تجارت كردن دولت از ديدگاه ابن خلدون
کد خبر: ۱۸۳۸۶۸
| | 3718 بازدید
تجارت دولتي و حضور دولت در اقتصاد همواره مورد نقد اقتصاددانان به عنوان يك اصل مسلم علمي بوده است جالب است بدانيم ابن خلدون انديشمند بزرگ اسلامي قرن ها قبل از بوجود آمئن علم اقتصاد به اين مساله اشاره كرده است.
وبلاگ اجتماعي اقتصادي رقصان در مطلبي به اين موضوع پرداخته است:
سر دلبران در حديث ديگران (5)
برگرفته از "مقدمه" اثر "عبدالرحمن ابن خلدون" (فیلسوف و مورخ تونسی 732-808 ه.ق)، برگردان "محمد پروین گنابادی"، جلد اول، فصل چهلم، صص 541-543، انتشارات علمی و فرهنگی:
در اینکه بازرگانی سلطان برای رعایا زیان بخش و مایه ی تباهی خراج ستانی است
... گاهی هم سران دولت برای سلطان موجبات بازرگانی و کشاورزی فراهم می کنند به طمع آنکه اموال خراج را فزونی بخشند چه می بینند بازرگانان سودها و بهره های بسیار بر می گیرند با آنکه سرمایه های ایشان اندک است زیرا میزان سود همواره به نسبت سرمایه هاست پس شروع به کسب حیوان و گیاه می کنند تا از آن در خریدن کالاهای بازرگانی بهره برداری کنند و بدان در تغییر متناوب نرخ بازارها استفاده برند و گمان می کنند این شیوه مایه ی فزونی خراج و افزایش سود آنست در صورتیکه اشتباه بزرگی است و از راههای گوناگون به رعایا زیان می رساند چه نخستین زیان آن این است که کشاورزان و بازرگانان در خریدن چارپایان و کالاها دچار مضیقه می شوند و نمی توانند به آسانی وسایل خرید آنها را فراهم آورند.
زیرا رعایا از لحاظ ثروت و مکنت در یک سطح هستند یا اندکی با هم اختلاف دارند و مزاحمت و رقابت آنان با یکدیگر منتهی یا نزدیک به سود ثروتهای ایشان می شود.
ولی هر گاه سلطان هم با آن همه ثروت بیکران که از همه ی آنها توانگرتر است در این گونه رقابت ها شرکت جوید آنوقت کار به جایی می کشد که هیچیک از رعایا نتوانند کمترین نیازمندی های خود را به دست آورد و این امر موجب افسردگی و سیه روزگاری مردم می شود. گذشته از زیان مزبور گاهی سلطان وقتی کالاها و وسایل بازرگانی را در معرض فروش می بیند بسیاری از آنها را غاصبانه از چنگ مردم می رباید یا آنها را به کمترین بها می خرد یا در برابر خود هیچ گونه رقیب و حریفی نمی یابد و از اینرو با مبالغ ناچیزی آنها را از فروشنده می خرد.
گذشته از اینها هنگامی که برای سلطان کلیه ی عواید و محصولات کشاورزی از قبیل غلات و حبوب یا حریر یا عسل یا شکر یا جز اینها از انواع بهره برداریها را به دست می آورند و علاوه بر اینها همه کالاهای بازرگانی را نیز خریداری می کنند در چنین شرایطی دیگر منتظر بحرانی شدن بازارها یا رواج کالاها نمی شوند زیرا برای فروش آنها به مقررات دولت متوسل می گردند و کلیه ی اصناف را از بازرگان گرفته تا کشاورز به خریدن محصولات و کالاهای مزبور مکلف و مجبور می سازند و در بهای آنها هم به نرخ معمول قناعت نمی کنند بلکه آنها را به قیمتی فزونتر از نرخ عادی بر آنها تحمیل می کنند چنانکه کلیه ی ثروت نقد یعنی درهم و دینار ایشان را از کفشان بیرون می آورند و کالاهای مزبور به صورت اموال بی استفاده و جامدی در نزد آنان باقی می ماند و روزگاری را به بیکاری می گذرانند و از تلاش در اعمالی که کسب و معیشت ایشان را تامین می کند بازمی مانند.
و چه بسا که از روی ناچاری قسمتی از ان کالاها را در موقع کسادی بازار به کمترین قیمت می فروشند و اغلب این وضع به تکرار بر بازرگان و کشاورز تحمیل می شود و پیاپی آنها را در برابر بهای اندکی می فروشند تا آنکه به کلی سرمایه ی خود را از دست می دهند و از کار بازرگانی و داد و ستد باز می مانند و این ترتیب بارها روی می دهد و تکرار می شود و از این راه رعیت در ورطه ی رنج و بدبختی و فشار شدید فرو می افتد و به سودها و بهره ها تباهی و فساد راه می یابد چنانکه مردم از بهره برداری و بدست آوردن سود نومید می شوند و در این راه به کلی دست از تلاش بازمی دارند و این وضع به تباهی و نقصان شدید خراج منجر می گردد زیرا قسمت عمده ی خراج از کشاورزان و بازرگانان عاید خزانه ی دولت می شود. به ویژه که دولت باجهای تازه ای وضع کرده و از این راه بر میزان خراج افزوده باشد.
پس هر گاه کشاورزان دست از کشاورزی بردارند و بازرگانان به ورشکستگی گرفتار شوند و پیشه ی خود را ترک گویند آن وقت کلیه ی درآمد دولت که از خراج به دست می آید از میان می رود یا نقصان فاحشی بدان راه می یابد و هر گاه سلطان آنچه را که برای او از خراج به دست می آید با این سودهای اندک مقایسه کند سودهای مزبور را نسبت به خراج اندک تر از اندک خواهد یافت.
گذشته از اینها به فرض که بازرگانی برای سلطان سودمند باشد در نتیجه ی آن سهم بزرگی از خراج به خزانه ی دولت عاید نخواهد شد زیرا بسیار بعید است که دولت از دادوستد و خرید و فروش کالاهای سلطان باج بگیرد در صورتی که اگر این همه معاملات را دیگران انجام می دادند بی شک باج کلیه ی آنها گرفته می شد.
و همچنین این امر مایه ی تباهی عمران و اجتماع می شود و در نتیجه تباهی و نقصان اجتماع وضع دولت مختل و متزلزل می گردد چه هنگامی که رعایا از تولید ثروت و بهره برداری از اموال خویش به وسیله ی کشاورزی و بازرگانی کناره گیری کنند ثروت آنان نقصان می پذیرد و به سبب مخارج به کلی دچار پریشانی و سیه روزگاری می شوند.
وبلاگ اجتماعي اقتصادي رقصان در مطلبي به اين موضوع پرداخته است:
سر دلبران در حديث ديگران (5)
برگرفته از "مقدمه" اثر "عبدالرحمن ابن خلدون" (فیلسوف و مورخ تونسی 732-808 ه.ق)، برگردان "محمد پروین گنابادی"، جلد اول، فصل چهلم، صص 541-543، انتشارات علمی و فرهنگی:
در اینکه بازرگانی سلطان برای رعایا زیان بخش و مایه ی تباهی خراج ستانی است
... گاهی هم سران دولت برای سلطان موجبات بازرگانی و کشاورزی فراهم می کنند به طمع آنکه اموال خراج را فزونی بخشند چه می بینند بازرگانان سودها و بهره های بسیار بر می گیرند با آنکه سرمایه های ایشان اندک است زیرا میزان سود همواره به نسبت سرمایه هاست پس شروع به کسب حیوان و گیاه می کنند تا از آن در خریدن کالاهای بازرگانی بهره برداری کنند و بدان در تغییر متناوب نرخ بازارها استفاده برند و گمان می کنند این شیوه مایه ی فزونی خراج و افزایش سود آنست در صورتیکه اشتباه بزرگی است و از راههای گوناگون به رعایا زیان می رساند چه نخستین زیان آن این است که کشاورزان و بازرگانان در خریدن چارپایان و کالاها دچار مضیقه می شوند و نمی توانند به آسانی وسایل خرید آنها را فراهم آورند.
زیرا رعایا از لحاظ ثروت و مکنت در یک سطح هستند یا اندکی با هم اختلاف دارند و مزاحمت و رقابت آنان با یکدیگر منتهی یا نزدیک به سود ثروتهای ایشان می شود.
ولی هر گاه سلطان هم با آن همه ثروت بیکران که از همه ی آنها توانگرتر است در این گونه رقابت ها شرکت جوید آنوقت کار به جایی می کشد که هیچیک از رعایا نتوانند کمترین نیازمندی های خود را به دست آورد و این امر موجب افسردگی و سیه روزگاری مردم می شود. گذشته از زیان مزبور گاهی سلطان وقتی کالاها و وسایل بازرگانی را در معرض فروش می بیند بسیاری از آنها را غاصبانه از چنگ مردم می رباید یا آنها را به کمترین بها می خرد یا در برابر خود هیچ گونه رقیب و حریفی نمی یابد و از اینرو با مبالغ ناچیزی آنها را از فروشنده می خرد.
گذشته از اینها هنگامی که برای سلطان کلیه ی عواید و محصولات کشاورزی از قبیل غلات و حبوب یا حریر یا عسل یا شکر یا جز اینها از انواع بهره برداریها را به دست می آورند و علاوه بر اینها همه کالاهای بازرگانی را نیز خریداری می کنند در چنین شرایطی دیگر منتظر بحرانی شدن بازارها یا رواج کالاها نمی شوند زیرا برای فروش آنها به مقررات دولت متوسل می گردند و کلیه ی اصناف را از بازرگان گرفته تا کشاورز به خریدن محصولات و کالاهای مزبور مکلف و مجبور می سازند و در بهای آنها هم به نرخ معمول قناعت نمی کنند بلکه آنها را به قیمتی فزونتر از نرخ عادی بر آنها تحمیل می کنند چنانکه کلیه ی ثروت نقد یعنی درهم و دینار ایشان را از کفشان بیرون می آورند و کالاهای مزبور به صورت اموال بی استفاده و جامدی در نزد آنان باقی می ماند و روزگاری را به بیکاری می گذرانند و از تلاش در اعمالی که کسب و معیشت ایشان را تامین می کند بازمی مانند.
و چه بسا که از روی ناچاری قسمتی از ان کالاها را در موقع کسادی بازار به کمترین قیمت می فروشند و اغلب این وضع به تکرار بر بازرگان و کشاورز تحمیل می شود و پیاپی آنها را در برابر بهای اندکی می فروشند تا آنکه به کلی سرمایه ی خود را از دست می دهند و از کار بازرگانی و داد و ستد باز می مانند و این ترتیب بارها روی می دهد و تکرار می شود و از این راه رعیت در ورطه ی رنج و بدبختی و فشار شدید فرو می افتد و به سودها و بهره ها تباهی و فساد راه می یابد چنانکه مردم از بهره برداری و بدست آوردن سود نومید می شوند و در این راه به کلی دست از تلاش بازمی دارند و این وضع به تباهی و نقصان شدید خراج منجر می گردد زیرا قسمت عمده ی خراج از کشاورزان و بازرگانان عاید خزانه ی دولت می شود. به ویژه که دولت باجهای تازه ای وضع کرده و از این راه بر میزان خراج افزوده باشد.
پس هر گاه کشاورزان دست از کشاورزی بردارند و بازرگانان به ورشکستگی گرفتار شوند و پیشه ی خود را ترک گویند آن وقت کلیه ی درآمد دولت که از خراج به دست می آید از میان می رود یا نقصان فاحشی بدان راه می یابد و هر گاه سلطان آنچه را که برای او از خراج به دست می آید با این سودهای اندک مقایسه کند سودهای مزبور را نسبت به خراج اندک تر از اندک خواهد یافت.
گذشته از اینها به فرض که بازرگانی برای سلطان سودمند باشد در نتیجه ی آن سهم بزرگی از خراج به خزانه ی دولت عاید نخواهد شد زیرا بسیار بعید است که دولت از دادوستد و خرید و فروش کالاهای سلطان باج بگیرد در صورتی که اگر این همه معاملات را دیگران انجام می دادند بی شک باج کلیه ی آنها گرفته می شد.
و همچنین این امر مایه ی تباهی عمران و اجتماع می شود و در نتیجه تباهی و نقصان اجتماع وضع دولت مختل و متزلزل می گردد چه هنگامی که رعایا از تولید ثروت و بهره برداری از اموال خویش به وسیله ی کشاورزی و بازرگانی کناره گیری کنند ثروت آنان نقصان می پذیرد و به سبب مخارج به کلی دچار پریشانی و سیه روزگاری می شوند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


