صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

افروغ: میوه رفتارهای غیر اخلاقی رسید

آن زمانی که عده ای علائمی را دیدند و هشدار دادند متاسفانه توجهی به آن نشد . بالاخره واقعیت ها خودش را نشان می دهد. میوه رفتارهای بی اخلاقی رسید و همگان متوجه شدند که گرفتاری ها از کجا نشات گرفته است. معتقدم این رفتارهای خشن و عصبی مردم و آماری که درباره رفتارهای بزه می شنویم بی ارتباط با بی توجهی به اخلاقی در راس کشور نیست
کد خبر: ۱۸۳۰۶۵
| |
19372 بازدید

همراهی اخلاق و سیاست راهی است که این روزها از سوی علما ، روحانیون برجسته و سیاستمداران نیک اندیش توصیه و سفارش می شود؛ راهی که بویژه در ماه مبارک رمضان رعایت آن  از اهمیت دوچندانی برخوردار است .

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران  این موضوع را با کارشناسان ، سیاستمداران به بحث گذاشته که به مرور منتشر می شود .

آنچه در ذیل می آید گفت وگوی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جمارن است که با عماد افروغ نماینده اصولگرای مجلس هفتم با محور اخلاق اسلامی انجام شده است:

 مهمترین بایسته ها و محور های اخلاق اسلامی چیست ؟

این سوالی است که کماکان دچار چالش است؛ این که مهمترین خیر یا خوبی از نظر اسلام چیست . معتقدم علما بر روی صداقت در وهله اول و اصلاح بین مردم در مرتبه بالاتر ارزش بالایی قائل هستند. برخلاف این  که فعل اخلاقی صداقت مفهومی کاملا شناخته شده ای  است وبرخی مانند کانت آن را بالاترین فعل اخلاقی می دانند ولی در اسلام این گونه نیست  و اصلاح را بالاتر از صداقت می داند. روایتی ازحضرت امیرالمومنین وجود دارد که از قول پیامبر اکرم نقل می کنند که "إِنَّ اللّه  أَحَبَّ الکَذِبَ فِى الصَّلاحِ وَأَبغَضَ الصِّدقَ فِى الفَسادِ"

 یعنی خداوند کذب را در اصلاح دوست می دارد و صدق در فساد نمی پسندد. یعنی جایی که قراراست  اصلاحی صورت گیرد دروغ جایز است به طور مثال اگر برادری پشت سربرادرش غیبت کند و شما برای اصلاح بگویی برادرت حرف خوبی پشتت زد این به اصلاح می انجامد. ولی نمی توان گفت محبت یا اعتدال فعل اخلاقی خوبی نیست چون بر روی اعتدال هم تاکید زیادی وجود دارد همانطور که در عالم فیلسوفان سیاسی اعتدال جایگاه بالایی دارد در نزد مسلمانان و بزرگان دین نیز اعتدال جایگاه بالایی دارد. حضرت امیر، پیامبر را معتدل الخلق و معتدل الامر میدانست یعنی این که پیامبر در خلق و منش وسلوک معتدل بود. در هر حال اگر بخواهم نظر خود را بازگو کنم که به هیچ وجه آن را به اسلام نسبت نمیدهم شاید این بحثی است که از آن به عنوان فعل طلایی اخلاق یا اصل طلایی اخلاق یاد می شود که به نظرم اسلام نیز آن را قبول داشته باشد. این اصل طلایی اخلاق می گوید آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگری هم نپسند  . من به این بیشتر راغب هستم .حضرت امیر در نامه ایی به امام حسن همین را می گویند و ایشان را سفارش می کنند که آنچه برای دیگری نمی پسندی برای خود هم نپسند

 رعایت اخلاق اسلامی در فضای سیاسی کشور چقدر ضرورت دارد؟

 وجه ممیز ما با دنیای غرب و بخشی از دنیا غرب که با فلسفه سیاسی موج اول تعریف شد که با ماکیاولی شناخته شد و هنوز ما این را می بینم همین نکته است. وجه ممیزه حضرت امیر با بقیه حکام از جمله معاویه نیز این بود که ما باید بسیار مراقب باشیم در فعل سیاسی رعایت اخلاق را کرده و زمانی  می توانیم در فعل سیاسی رعایت اخلاق را کنیم که به فعل سیاسی یا قدرت به مثابه یک وسیله نگاه کنیم واگر قدرت برای ما هدف شد مطمئن باشیم که ما هم اسیر ماکیاولیزم شده ایم. ماکیاولیزم معروف است به این شعار که هدف وسیله را توجیه میکند ولی نزد ما هدف وسیله را توجیه نمیکند. امام علی در خطبه 200 عبارت زیبایی دارند که می فرمایند من از معاویه سیاستمدارترم ولی دست بسته است چون معاویه نیرنگ به کار می برد.

درهر حال معتقدم در ضرورت رعایت اخلاق هیچ تردیدی نیست یعنی اگر به این ضرورت باور نداشته باشیم اصلا به حکومت اسلامی و انقلاب اسلامی باور نداریم اما این که به این ضرورت چقدر توجه می شود باید گفت به آن توجه زیادی نمی شود و یکی از نقد های جدی که وجود دارد  این است که بعضا جای هدف و وسیله عوض می شود . فعل سیاسی یا قدرت در بهترین حالت حتی در دست پیامبر اکرم نیز یک فعل مشروط است .هدف نیست بلکه یک وسیله است و اگر به مانند یک هدف به آن نگاه شود تمام اهداف اخلاقی شما وسیله حفظ این قدرت می شوند  یعنی داستان برعکس می شود که در این صورت زشتی ها با لعاب اخلاق به خورد مردم داده می شود. وجه ممیزه نظام سیاسی ما با نظام های دنیا همین قضیه است که ما ماکیاولیزم را به هیچ وجه نمی پذیریم چه خواسته ماکیاولیزم مذهبی اما آنها  این را کاملا تئوریزه کردند و پذیرفتند .

 بسیاری از صاحبنظران به انحطاط اخلاقی در جامعه هشدار می دهند به نظر شما چرا جامعه ما از نظر اخلاقی در شرایط مطلوبی نیست؟

 آن زمانی که عده ای علائمی را دیدند و هشدار دادند متاسفانه  توجهی به آن نشد . بالاخره واقعیت ها خودش را نشان می دهد. میوه رفتارهای بی اخلاقی رسید و همگان متوجه شدند که گرفتاری ها از کجا نشات گرفته است. معتقدم این رفتارهای خشن و عصبی مردم و آماری که درباره رفتارهای بزه می شنویم بی ارتباط با بی توجهی به  اخلاقی در راس کشور نیست. یعنی وقتی ما دچار اباحه گرایی می شویم و هر فعلی را مباح و جایز می دانیم این به مردم منتقل می شود و مردم به تاسی از صاحبان قدرت هر رفتاری را مباح می دانند و حاصل این اباحه گرایی همین رفتارهای خشن است وگاهی  ما فراموش میکنیم که ثروت و قدرت را برای چه می خواهیم. قدرت و ثروت فی نفسه هدف نیستند و ما همه این ها را برای زندگی سالم و اخلاقی می خواهیم. هدف اصلی ما به تعبیر حضرت امام بسط معرفت الله و توسعه معنوی است. ما متاسفانه دچار نقض غرض شدیم یعنی این که فکر میکنیم اگر بخواهیم عظمت جمهوری اسلامی را به رخ بکشیم باید آمارهایی ارائه دهیم که غرب به آن چنگ می زند از جمله آمارهای هسته ایی . بنده به صحت و سقم این آمارها کاری ندارم اما عظمت ما به این گونه موارد نیست به این مسائل باید به عنوان یک ابزار نگاه کرد.

 چگونه باید مولفه های اخلاقی را در جامعه پیاده کرد ؟

 سوال بسیار خوبی است. اول این که خودمان عامل باشیم یعنی فقط حرف نزنیم بلکه اسلام و  فعل اخلاقی را بشناسیم، توصیه های اخلاق عقلی و توصیه های اخلاقی اسلامی را بشناسیم و به آن عمل کنیم. نکته دوم این که در نهادینه شدن آن بکوشیم یعنی برای این که اخلاق به فرهنگ تبدیل شود تلاش کنیم  نکته سوم این که اخلاق وقتی می تواند به عنوان یک فرهنگ درآید که به انسان به مثابه یک هدف نگریسته شود نه به مثابه ابزار یعنی این که اگر به انسان ها به مانند یک ابزار نگریسته شود هیچ وقت نمیتوانیم تحقق بخش افعال اخلاقی بلند باشیم. باید توجه کرد که رابطه انسان و خدا متقارن است این رابطه متقارن یعنی این که انسان از جنس خدا است  پس باید به او نگاه خدایی داشته باشیم نه نگاه غیر خدایی. انسان جایگاه ویژه یی دارد و اگر بخواهیم این جایگاه انسانی محقق شود باید به افعال اخلاقی توجه داشته باشیم.

 بازتاب بی اخلاقی سیاسی در یک جامعه اسلامی و در روابط روزمره مردم چگونه است؟

 بازتاب بی اخلاقی  در نهایت بی اعتمادی است و این که افراد متوجه می شوند که با صاحبان قدرتی سر و کار دارند که بویی ازاخلاق نبرده اند و این می تواند مقدمه ایی بر نوعی سکولاریزم و حکومت لائیک شود. در جامعه ما این موضوع می تواند  به جدایی دین از سیاست بیانجامد وعطای  حکومت دینی را به لقایش ببخشد . بنابراین حداقل آن بی اعتمادی و  حداکثر آن جدایی دین از سیاست است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟