صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گلوبال ريسرچ : اوباما برده نظام ديکتاتوري

این شیوه حکومتی در عمل بیشتر با نظام دیکتاتوری و نه دموکراسی مطابقت دارد. تحلیلگران معتقدند اوباما درباره وضع نابسامان بودجه در آمریکا مانند یک فرمانبردار به شدت از دستورات وال استریت پیروی می کند. به گفته تحلیلگران ، بحران بدهی در آمریکا توسط نظام بانکداری بوجود آمد که دست اندرکاران وال استریت بر آن حاکم هستند.
کد خبر: ۱۸۱۹۵۵
| |
1804 بازدید
پایگاه اینترنتی گلوبال ریسرچ در گزارشی تحت عنوان نظام دیکتاتوری آمریکا و باراک اوباما برده و بنده این نظام نوشت : اگر بتوان به یک خصیصه اثبات شده در دولت اوباما اشاره کرد ، باید گفت که دموکراسی در آمریکا وجود ندارد.

 این مطلب ممکن است عجیب به نظر برسد زیرا برای بسیاری این واقعیت که چهل و چهارمین رئیس جمهوری آمریکا ، اولین رئیس جمهور سیاهپوستی است که با سبک استعمار گونه نظام این کشور بر کاخ سفید ریاست می کند ، نشانه پیروزی دموکراسی در آمریکاست.

اما بسیاری دیگر با استناد به حقیقت معتقدند اوباما فقط دست نشانده حکومت و نظام غیر منتخبی در آمریکاست و این قدرت غیر منتخب به همراه شخصیت های اقتصادی ، مالی و نظامی بدون در نظر گرفتن این مسئله که چه کسی بر کرسی کاخ سفید نشسته است ، با همان سیاست های همیشگی حکومت می کند. خواه این سیاست ها درباره مسائل اجتماعی ، اقتصادی یا خارجی باشد ، رئیس جمهوری منتخب آمریکا باید از دستوراتی اطاعت کند که نظام غیر منتخب حاکم دیکته می کند.

 این شیوه حکومتی در عمل بیشتر با نظام دیکتاتوری و نه دموکراسی مطابقت دارد. تحلیلگران معتقدند اوباما درباره وضع نابسامان بودجه در آمریکا مانند یک فرمانبردار به شدت از دستورات وال استریت پیروی می کند. به گفته تحلیلگران ، بحران بدهی در آمریکا توسط نظام بانکداری بوجود آمد که دست اندرکاران وال استریت بر آن حاکم هستند.

این بحران بیش از هر چیز دیگر ، طبقه متوسط آمریکا را تحت تاثیر قرار می دهد و آثار آن تا سال ها ادامه می یابد. اطاعت بی چون و چرای اوباما از دستورات وال استریت ، رفتار یک رئیس جمهور آزاد و مختاری نیست که با جرات از منافع مردمش حمایت می کند.

 بلکه این رفتار ، از رئیس جمهوری سر می زند که هر آنچه به وی دیکته می شود ، انجام می دهد. با این اوصاف باید گفت اوباما با روسای جمهور پیش از خود تفاوت دارد زیرا با روی کار آمدن وی ، به صراحت ثابت شد که کاخ سفید به عنوان آلت دست نظام حاکم بر آمریکا عمل می کند.

در ظاهر ، انتخاب اوباما به عنوان رئیس جمهوری آمریکا به صورت نماد دموکراسی این کشور جلوه گر شد اما واقعیت اینست که نظام دو حزبی آمریکا به پوشش پوسیده و نخ نمایی برای پنهان کردن ضعف ها تبدیل شده است.

 به عبارت دیگر قوی ترین دولت جهان ، فرمانبردار ترین و ضعیف ترین دولتی است که در جهت منافع نظام دیکتاتوری حاکم بر آمریکا حرکت می کند. جنگ آمریکا با تروریسم یکی دیگر از جلوه های نظام دیکتاتوری آمریکا و نشان دهنده اطاعت محض اوباما از دستورات اربابانش در برابر خواست مردم است.

باید یادآور شد که یکی از اهداف اصلی اوباما برای پیروی در انتخابات ریاست جمهوری در سال دو هزار و هشت میلادی ، پایان دادن به جنگ عراق و افغانستان بود. وی همچنین از جرج دبلیو بوش رئیس جمهوری پیشین آمریکا به دلیل استفاده از برخی اختیاراتش به ویژه در زندان گوانتانامو و سیاست های سختگیرانه درباره امنیت داخلی انتقاد کرد که موجب نقض حقوق مدنی شد.

رئیس جمهوری آمریکا همچنین در مراسم تحلیف خود تاکید کرد در دوران ریاست جمهوری اش ، در سیاست خارجی تغییر و تحولاتی ایجاد می کند و با فاصله گرفتن از سیاست های جنگ طلبانه بوش به رویکرد هدایت شده ای برای حل و فصل مناقشات با جهان اسلام و به ویژه ایران روی می آورد. به گونه ای که اوباما در این خصوص گفت : اگر آنها مشت خود را باز کنند ، ما دستمان را دراز خواهیم کرد.

 اما روز به روز اوباما از رویکرد خود در مخالفت با جنگ آمریکا با تروریسم فاصله گرفت و در واقع در دوران ریاست جمهوری وی ، این کشور سیاست خارجی جنگ طلبانه خود را با این ادعا گسترش داده است که افراط گرایی اسلامی دموکراسی غربی را تهدید می کند. اوباما نه تنها برای اصلاح سیاست های سختگیرانه امنیت داخلی اقدامی نکرد بلکه آنها را بسط داد و سیاست فریبکارانه بوش را درباره ایران و اهداف هسته ای این کشور به عنوان بخشی از حکایت دروغین  افراط گرایان اسلامی دنبال کرد.

تغییر موضع رسوا کننده اوباما از بسیاری وعده های انتخاباتی ، سند و مدرک معتبری است که نشان می دهد وی سیاستگذار اصلی در کاخ سفید نیست بلکه مطیع سیاستی است که عوامل غیر منتخب نظام آمریکا تعیین می کنند. وقتی اخبار قتل عام در نروژ و کشته شدن بیش از هفتاد نفر در دو بمب گذاری و حمله مسلحانه پخش شد ، اوباما مانند آدم ماشینی آلت دست نظام غیر منتخب و نه یک رئیس جمهوری معقول عمل کرد. با وجودی که ساعاتی پس از این انفجارها معلوم شد ، عامل این قتل عام ، یک نروژی با دیدگاههای فاشیستی و ضد اسلامی بوده است ، اوباما فورا واکنش نشان داد و این حمله را کار تروریسم اسلامی خواند و گفت این حمله یادآور شد که همه جامعه بین المللی در جلوگیری از وقوع چنین اقدامات تروریستی سهم دارد و همه باید دست به دست هم مانع وقوع این حملات هولناک شوند.

شاید رئیس جمهوری آمریکا ، عبارت تروریسم اسلامی را به کار نبرده باشد اما روشن است که این قتل عام را بخشی از جنگ با تروریسم و در نهایت تروریسم اسلامی می داند.

اوباما در این بی مبالاتی تنها نبود بلکه دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس نیز اعلام کرد دستگاه اطلاعاتی انگلیس همتایان نروژی خود را در تعقیب و بازداشت مجرمان یاری خواهد کرد که این واژه بر این مسئله دلالت دارد که عوامل این حملات عضو سازمان بین المللی هستند که در دستور العمل جنگ با تروریسم ، یک سازمان اسلامی به شمار می رود.

 رسانه های خبری آمریکا و انگلیس نیز شتابزده نتیجه گیری کردند که شبکه القاعده یا سایر گروههای مشابه باید با حملات نروژ مرتبط باشند. چنین واکنش گسترده و اشتباهی از سوی مقامات بلند پایه سیاسی و رسانه های خبری غرب که به رسانه های آزاد مشهورند ، نشان می دهد که جنگ با تروریسم و ذهنیت اسلام هراسی و اسلام ستیزی تا چه اندازه جا افتاده است.

پیامدهای این نگرش به شدت نگران کننده است و چنین ذهنیت به دور از تعقلی در میان مقامات سیاسی و رسانه های غربی تنها موجب اسلام هراسی و اسلام ستیزی بیشتر در این جوامع می شود.

بی خردی و بی مبالاتی دولت ها و رسانه های غربی در برابر جنگ با تروریسم در ده سال گذشته زمانی که به شکل گیری بیمار روانی فاشیستی چون آندرس بیرینگ بریویک عامل انفجارهای نروژ منجر می شود ، بسیار نگران کننده تر خواهد شد.

بریویک و افرادی نظیر وی گمان می کنند که باید از اروپا و آمریکا در برابر تهدید اسلام دفاع شود. چنین منطقی کاملا بر پایه بی منطقی شکل گرفته است و نتیجه منطقی از بی مبالاتی و بی توجهی در جنگ با تروریسم اینست که دولت و رسانه های غربی ، مردم خود را تحت فشار قرار داده اند.

نکته تاسف آور برای دولت و رسانه های غربی اینست که اکثر مردم در جوامع غربی نه با جنگ صلیبی دروغین آنها و نه تهدید نسبت داده شده به افراط گرایان اسلامی متقاعد نمی شوند.

اغلب مردم در این جوامع می دانند که افراط گرایان اسلامی یا ساخته دست دستگاههای اطلاعاتی غرب یا عکس العملی بر ضد امپریالیست غربی هستند.

به همین دلیل است که وعده های انتخاباتی اوباما برای پایان دادن به جنگ آمریکا در عراق و افغانستان و تغییر و تحولات در سیاست خارجی بر پایه ای منطقی تر و دموکراتیک تر موجب شد که وی انتخاب شود.

اما انتخاب بی فایده اوباما نشان داد که آمریکا و نوکران غربی اش بیش از پیش درگیر جنگ هایی شدند که قربانیان بیشتری خواهد داشت و همه اینها به این خاطر است که دموکراسی در آمریکا وجود ندارد ، دیکتاتوری حاکم است و اوباما ، رئیس جمهوری است که نقش موثری ندارد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟