گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۸۰۹۳۷
| | 3003 بازدید
كيهان
«كف و سقف وحدت اصولگرايان» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن ميخوانيد:
تكاپوي طيفهاي اصولگرا براي تشكيل «جبهه متحد»، موضوع اين نوشتار است. از زواياي گوناگون ميتوان به جبهه متحد اصولگرايان نگريست. 1-تركيب گروهها 2-هويت اصولگرايي و اهداف جبهه از اتحاد 3-سازوكار وحدت 4-انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي و اقتضائات آن 5-سناريوي دشمنان انقلاب و آرايش گروههاي معارض 6-لوازم، ظرفيتها و موانع وحدت 7-سوابق موضوع و تجارب انباشته 8-مديريت تفاوتها و اختلافها (وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت) و تعيين «كف» و «سقف» توقعات از اين اتحاد. تعبير «جبهه» تفاوتها را به رسميت ميشناسد و پسوند «متحد اصولگرايان» حدود و هويت آن را توضيح ميدهد. يعني قرار نيست سليقهها كلا مضمحل شوند و در عين حال قرار هم نيست آن سليقهها و علاقهها چنان پررنگ شود كه عملا راه را بر «اصولگرايي» از يك طرف و «اتحاد و الفت» از طرف ديگر ببندد.
در تبيين حد و رسم جبهه متحد اصولگرايان ميتوان ملاحظاتي را مدنظر داشت:
1- تدوين فهرست واحد براي انتخابات نهمين دوره مجلس، كف توقعات از جبهه متحد اصولگرايان است و نه سقف و اولويت آن. حتي اگر انتخابات مجلس، در دستور كار «جبهه» قرار گرفت كه به وقتش بايد چنين شود، تدوين «فهرست» آخرين كار درباره انتخابات است و پيش از آن بايد روشن كرد كه اولا اقتضائات نمايندگي در مجلس چيست؟ ثانيا مجلس نهم در چه شرايطي شكل ميگيرد و از چه اولويتهايي برخوردار است؟ ثالثا نقاط قوت و ضعف مجلس هشتم براي ارتقاي مجلس نهم كدام است و از مجلس ششم تا نهم چه فراز و نشيبها و نوسانهايي طي شده است؟ رابعا هر نامزد از كليت حدود 285 نامزد قرار است كدام قطعه از يك پازل بزرگ را پر كند؟ با اين حال، تدوين فهرست همچنان كه گفته شد، آخرين كار جبهه متحد است.
آنچه در اين ميان اولويت دارد، هدفگذاري مرحلهاي (ميان مدت و طولاني مدت) براي رسيدن به يك سازمان منسجم و ايفاي نقش مؤثرتر در زمينه مسئوليتهاي اسلامي، انقلابي، ملي و جهاني نيروهاي اصولگراست. اين «مسئوليت» از يك سو از متن رهنمودهاي امام خميني و امام خامنهاي استخراج ميشود، از سوي ديگر معطوف به اقتضائات پيشرفت و تعالي كشور در دهه چهارم انقلاب است و از جانب سوم، نظر به تحولات شتابان منطقه اي- بين المللي دارد. از اين چشم انداز، جبهه متحد اصولگرايان تكاليف بزرگي بر روي دوش دارد و رقابتهاي سياسي يا تفاوتهاي سليقهاي طيفهاي حاضر در جبهه نميتواند آن تكليفها را مخدوش كند.
2- هر چند كه ممكن است ائتلاف انتخاباتي بهانه به هم رسيدن اصولگرايان و تازه شدن ديدارها شود اما بايد توجه داشت كه سخن از «جبهه متحد» است و نه كف ماجرا يعني «ائتلاف انتخاباتي» محض. ائتلاف هم خوب و مورد نياز است اما كافي نيست. اين سازمان بايد چنان قوام گيرد كه بماند و مانند يك قرارگاه و ستاد دايمي عمل كند. و بايد چنان تأسيس شود كه چابكي لازم براي تحليل و بررسي و چارهانديشي و گره گشايي و فرصت سازي را داشته باشد. به عبارت ديگر سازمان جديد نبايد در گروه سياستگذار 7+8 (يا هر عدد ديگر) متوقف بماند بلكه بايد بتواند از يك سو زمينه ايجاد «پارلمان اصولگرايي» و از سوي ديگر ساختار اجرايي و كميتههاي فرعي گوناگون براي تسهيل امور را فراهم كند. آنچه ميتواند روح آرماني اين «اتحاد» را در كالبد واقعيت وارد كند، اهتمام ويژه به ملات سازمان و لوازم چسبندگي و پيوستگي آن است. دعوت به «اخلاص» و «تقوا» در گذاشتن سنگ بناي جبهه متحد، صرفا يك نصيحت اخلاقي محض نيست بلكه دعوت به استفاده از يك قانون كارساز و فرمول طلايي است. الفت و اتحاد حقيقي شكل نميگيرد مگر به سبب الفت دلهاي پيراسته از انواع غلّ و غش.
الفتي را كه به بركت ايمان و اخلاص ميتوان ميان دلها پديد آورد هرگز با خرج كردن سرمايههاي هنگفت و دادن سهم به افراد نميتوان. خداوند در آيات 62 و 63 سوره انفال، درباره اين قانون طلايي ميفرمايد: «و اگر دشمنان با تو خدعه كنند، پس پروردگار براي تو كفايت ميكند. (اي پيامبر) او كسي است كه با نصرت خود و به واسطه مؤمنان تو را تأييد كرد. و ميان قلبهاي آنان الفت داد. اگر همه آنچه را روي زمين است انفاق و صرف ميكردي، نميتوانستي ميان دلهاي آنان الفت ده اما خداوند ميان آنها الفت داد. او عزيز و حكيم است».
هر چند كه اصولگرايان در انتخابات يا مقاطع ديگر با «فتنه گران» و «منحرفان» به هم ميرسند و پنجه در پنجه مياندازند اما اين، معارضه و هماوردي است نه همراه و مسابقه. اصولگرايان اساسا با منافقان و منحرفان و فتنه گران و فرصت طلبان و زراندوزان و قدرت زدگان در يك ميدان مسابقه با قوانين و اهداف و مسير مشترك حاضر نميشوند كه بخواهند مانند آنها و به همان سمت و سو كه آنان ميدوند، تكاپو كنند. اين نكته بديه و مبنايي، گاه مغفول واقع ميشود و اسباب سقوط يا بي بركتي عمل سياسي را فراهم ميكند. نميتوان به اسم منافقان و منحرفان و دنياپرستان و لائيكها و سكولارها بد گفت اما به رسم و اخلاق همانها عمل كرد. بسياري از همينها كه از آغاز منافق و فتنه گر و منحرف و ماده پرست و ملحد نبودند. اگر اخلاص و ايمان و تقوا و روح اخوت و مجاهدت و ايثار و حسن ظن و صبر و احتساب- ولو در قبال جفاها و كم لطفيها و غفلت ديگران - سراغ ما آمد، اين همان چسب خلل ناپذير سازمان متحد اصولگرايي است. اما اگر قرار شد مقصد را گم كنيم و با همانهايي كه رو به پرتگاه ميدوند، مسابقه دهيم يا نتوانيم به خاطر آرمانهاي بزرگ تر، از لغزشهاي كوچك تر بگذريم و تلافي كنيم و هر يك- براي تخليه هيجانها و احساسات- تيپايي به وحدت بزنيم، چيزي در اين ميان باقي نخواهد ماند و همه با هم ضرر خواهيم كرد. آن وقت است كه بايد گفت ولو با شعار اصولگرايي و خدمتگزاري و سازندگي و آباداني و پايداري و حتي جهاد و بصيرت، در عمل در زمين دشمن بازي كرده و در پر كردن خانههاي جدول دشمنان و منحرفان و فتنه گران ياري رسانده ايم!
ملت ما
«اصلاحات در سوريه و خواسته هاي مخالفان» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم مسعود ادريسي است که در آن می خوانید:
درگيريهاي سوريه با وجود گذشت ماهها همچنان ادامه دارد. نه دولت و نه معترضان حاضر به عقبنشيني از مواضع خود نيستند. با اين وجود دو طرف هم به نتيجه دلخواه خود نرسيدهاند. يعني هم دولت سوريه با قول انجام اصلاحات به هدف خود كه خاموش شدن تظاهرات بود، نرسيد و هم مخالفين با وجود شمار زيادي كشته به دستاورد مهمي بجز قول اصلاحات بشار اسد (كه مخالفين آن را اصلاحاتي عميق نميدانند) دست نيافتند.
شرايط نشان ميدهد كه نه مخالفين در سوريه قدرت آن را دارند كه رژيم اسد را سرنگون كنند و نه دولت ميتواند سركوب خود را شديدتر كند.از سوي ديگر گفتوگوهاي ملي سوريه نيز راه به جايي نبرد. از ابتدا نيز برخي از مخالفين، مخالف اين گفتوگوها بودند. مخالفيني نيز كه در اين گفتوگوها شركت كردند با اصلاحات مد نظر دولت سوريه قانع نشدند.
بر اساس قوانين احزاب در سوريه هيچ حزبي اجازه فعاليت ندارد مگرآن كه ملي و بدون ميليشيا باشد. اما حزب بعث دو منع قانون احزاب را در خود دارد. يعني هم فرا منطقهيي است و هم داراي ميليشيا است.بنابراين حرف و خواسته معترضان اين است كه ماده 8 قانون اساسي كه طبق آن حزب بعث در سوريه همه كاره است بايد لغو شود.
به غير از اين و در صورت راضي نشدن مخالفين گفتوگوها راه به جايي نميبرد. كما آنكه صحنه ميداني و خياباني نشان داد كه مخالفين قانع نشدهاند. از طرف ديگر هنوز نيروهاي غربي و ناتو نيز به اين نتيجه نرسيدهاند كه حملات نظامي خود را مانند آن چه در ليبي اتفاق افتاد شروع كنند.
دو دليل براي وارد عمل نشدن اين نيروها وجود دارد. اول آنكه در حال حاضر نيروهاي خارجي و بويژه روسيه و چين از رژيم بشار اسد حمايت ميكنند و حاضر نيستند در قطعنامههاي شوراي امنيت عليه سوريه راي دهند و اين نشان ميدهد كه صحنه بينالمللي هنوز آمادگي اين كار را ندارد. دومين مساله سردرگمي ناتو در ليبي است. نيروهاي ناتو بعد از گذشت چندين ماه هنوز به نتيجه مشخصي نرسيدهاند.
و نميتوانند سردر گمي خود را در سوريه نيز آزمايش كنند. با وجود اينكه غرب خواهان حمله نظامي به سوريه نيست، مطمئنا غرب و در راس آن امريكا با شدت گرفتن خشونتها عليه معترضين، واكنشهاي شديدتر و سختتري را نشان ميدهند. تحريمهاي سختتر محتملترين راه براي غرب است. طبيعي است كه اين تحريمها به دليل وابستگي زياد سوريه به خارج ميتوان برضعيف كردن اين دولت تاثير بگذارد.
در مجموع با بررسي شرايط امروز سوريه به نظر ميرسد در آينده نزديك و در كوتاهمدت شرايط سوريه به همين منوال باشد. اما پيش بيني آينده سوريه در دراز مدت بسيار سخت به نظر ميرسد ونمي تواند پيش بيني درستي باشد. آينده اين كشور در دراز مدت هم به اقدامات دولت سوريه و هم به قدرت مخالفين بستگي دارد.
رسالت
«گفتمان سازي اصولگرايان در انتخابات 90» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
اشاره:
امروز واپسين بخش اين نوشتار که در سه روز گذشته به صورت سلسله وار در ستون سرمقاله مندرج شد از نظرتان ميگذرد:
گفتمانها معمولا داراي دو بعد روبنايي و زيربنايي هستند. بعد نخست، در ساختار زبانشناسانه و بعد دوم، عوامل فرازباني مثل محيط، اجتماع، سياست و قدرت که موضوع گفتمان را مشخص ميكنند. بعد اول تحليل گفتمان را ميتوان صورتگرايي و بعد يا ديدگاه دوم را كاركردگرايي ناميد. در اين مجال عمدتا در توصيف، تبيين و بازتوليد گفتمان اصولگرايان صورت دوم يعني بعد کارکردگرايي مد نظر قرار گرفته است. به اين معني که در بازآرايي گفتماني اصولگرايان به رابطه فضاي گفتماني با توجه به شرايط فرامتني بايد بيشتر توجه شود.
با التفات به اين مهم و بر اساس پيش گفتهها در شمارههاي گذشته، به نظر ميرسد گفتمان سازي اصولگرايان در انتخابات 90 تابعي از ملاحظات استراتژيک براي کشورداري، بسترها و مطالبات اجتماعي، شناخت دقيق از غيريتهاي صحيح و سقيم، زير نظر گرفتن نسخههاي تقلبي از گفتمان انقلاب، باورمندي اصولگرايان به توان گفتمان سازي، ضرورت بازآرايي و بازتوليد گفتماني و ايمان اصولگرايان به قدرت محرک اسلام ناب با محوريت مکتب امام خميني(ره) به عنوان دال مرکزي گفتمان انتخاباتي آنها باشد.
قطب بندي و دگر سازي اصولگرايان با تاکيد بر استراتژي "جذب حداکثري و دفع حداقلي" بر مبناي غيريت با جرياناتي است که يا دشمن گفتمان انقلاب هستند و با گره زدن زلف خود با دشمنان خارجي و داخلي انقلاب مقابل اين گفتمان جبهه گرفتهاند مانند فتنه گران78 و 88 ؛ و يا جرياناتي که در صدد هستند به منظور ايجاد انحراف در گفتمان انقلاب نسخه تقلبي از مفاهيم اين گفتمان نظير عدالت، فساد ستيزي، مهدويت و... به فضاي افکار عمومي ارائه نمايند.
در پوسته بيروني و مناقشه برانگيز گفتمان اصولگرايان با فهم صحيح از واقعيات کشور در دهه چهارم انقلاب که مزين به نام پيشرفت و عدالت است و همچنين سال جهاد اقتصادي به نظر ميرسد گفتمان دو پايه دولت نهم و دهم که تاکيد مضاعفي بر شعارهاي استقلال خواه و عدالتخواه داشت و ادامه رويکردهاي دو پايه دولتهاي هفتم و پنجم است به يک گفتمان سه پايه که سه شعار اصلي ملت ايران يعني استقلال، آزادي و عدالت را در بر داشته باشد، ارتقا يابد. موضوعاتي نظير مقابله با انحراف از گفتمان انقلاب، صداقت در گفتار با مردم، انذار عمومي از فتنه انگيزي فتنه گران و خطر بازگشت بي ثباتي سياسي و اقتصادي به کشور يعني همان اتفاقي که در دهه 70 و حوادث پس از انتخابات 88 رخ داد، بازيابي نخبگان، تکريم شهروندان و متقابلا حفظ حرمت و موقعيت نظام، استقرار آرامش در کشور، توسعه دايره خوديها و پرهيز از دشمن تراشيهاي بي جا، احترام به آزادي و استقلال راي وزرا و مجرياني که دو شان پارلماني و رياستي دارند، مراعات و تفکيک مسائل اصلي از فرعي، بازيابي حرمتها و اعاده حيثيت ها، عادي سازي و عقلاني سازي فضاي عمومي کشور، هدف گذاري براي هدفمندسازي يارانهها و عدم اکتفا به توزيع پول بين مردم، برنامه ريزي فوري براي اشتغال، ازدواج حدود 13 ميليون جوان دم بخت، مبارزه مستمر با فقر، فساد و تبعيض، مقابله با تفکرات الحادي و انحرافي، يادآوري نوستالژي تلخ چوب حراج زدن فتنه گران به عزت و امنيت ملي در سالهاي حاکميت دوگانه، کمربستگي حقيقي براي موعود آخرالزمان(عج) و تبيين فرهنگ ناب انتظار و مهدويت، مردم گرايي، ساده زيستي غير رياکارانه، وفاداري به گفتمان انقلاب، شجاعت درتصميم گيري براي حل مشكلات بزرگ، مقابله انقلابي با تحريمها با اتکا به روحيات و رويکردهاي بسيجي، ارتقاي کيفيت کالاهاي داخلي و ترغيب مردم به مصرف توليدات وطني، تاکيد ويژه بر بهره وري، تاکيد بر ظرفيتهاي بيداري اسلامي در عرصههاي مختلف منطقهاي و بين المللي و... ميتواند بخشهايي از پوسته بيروني و نشانههاي عمده گفتمان اصولگرايان را تشکيل دهد.
قدس
«بحران يا صدور بحران به سوريه؟» عنوان سرمقاله روزنامه قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در آن ميخوانيد:
«ويليام هيگ» وزير خارجه انگليس در گفتگو با «بي بي سي» درباره درگيريهاي اخير در شهر حماه سوريه تأکيد کرده است؛ حمله نظامي به سوريه بعيد نيست. وي با استناد به گزارش رسانههاي غربي از سوريه، مدعي شده تانکها به حماه حمله کردهاند و نيروهاي دولتي با سلاح سنگين مناطق مختلف را هدف قرار داده و دهها نفر در اين درگيريها کشته شدهاند.
اکنون اين پرسش مطرح ميشود که با وجود انقلاب در کشورهاي عربي و موج گسترده «بيداري اسلامي» در 13 کشور عربي، چرا کشورهاي غربي در مورد کشوري مانند بحرين، سکوت محض اختيار کرده و با حمايتهاي صريح و ضمني از آل خليفه سرکوب آزاديخواهان بحريني را به نظاره نشستهاند، ولي در مورد کشوري مانند سوريه، تلاشهاي گستردهاي را براي تحريم و بعضاً تهديد نظامي آغاز کردهاند!
«باراک اوباما» رئيس جمهور آمريکا نيز در ادامه سياستهاي خصمانه اش عليه دمشق، آنچه را که اعمال خشونت دولت سوريه عليه مردم اين کشور خواند، آن را محکوم و وحشيانه ناميد. «کاترين اشتون» رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا هم اعلام نمود شوکه شده است، افزون بر آمريکا، فرانسه، ايتاليا، آلمان، هلند و انگليس هم با موضعگيري از کاروان محکوميت بشار اسد عقب نمانده و دين خود را به مخالفان رئيس جمهور سوريه ادا نمودند.
نگراني غرب از «بيداري اسلامي» که پايگاههاي آنها را دچار بحران نمود، سبب گرديد براي سوريه برنامه ريزي کنند و اين کشور مستقل و غيرهمسو را وارد بحران نمايند، به نحوي که روزنامه صهيونيستي «يديعوت آحارونوت» در مطلبي نوشت: «آمريکا درصدد است با توجه به فرصت پيش آمده، آشوبها را به سوريه بکشاند.»
دمشق، حامي مقاومت، کشور مستقل جهان عرب و همسو با جمهوري اسلامي در قبال تحولات منطقه است، دولتهاي غربي را نگران نموده است، بنابراين براي اين کشور غيرهمسو برنامه ريزي ميکنند تا از اين منظر، ضمن تضعيف جبهه مقاومت در منطقه، يکي از کشورهاي همگرا با جمهوري اسلامي را درگير مسائل داخلي نمايند که اين رخداد به تضعيف ايران منجر گردد، به گونهاي که سفر «رابرت فورد» سفير آمريکا در سوريه به شهر حماه، در اين راستا قابل ارزيابي است، اما دولت سوريه اين اقدام را - طبق ماده 41 قانون روابط ديپلماتيک وين - دخالت آشکار در امور داخلي خود اعلام کرد که با هدف ايجاد ناامني و بي ثباتي در سوريه انجام شده است.
از سوي ديگر تقاضا از کشورهاي غيرغربي، بويژه روسيه براي تشديد فشار بر سوريه و همچنين دادن نقش به کشورهاي عربي در اين ماجرا بيانگر اين واقعيت است که ميخواهند موضوع داخلي يک کشور را به يک سوژه بين المللي تبديل کرده و افکار عمومي جهانيان را متوجه سوريه، به عنوان يک کشور اسلامي نمايند تا از تمرکز قضاوت عمومي بر بحرانهاي پي در پي غرب کاسته شود. بدون شک، واقعيتها از يک شرايط بي ثبات در اروپا و آمريکا حکايت ميکند کشورهاي اروپايي ماه هاست درگير بحران مالي هستند و تاکنون نشستها و سناريوهاي تدوين شده، نتوانسته کشورهاي بحراني را نجات دهد، بنابراين نگران سرايت موج نابساماني اقتصادي به ديگر کشورهاي اتحاديه هستند.
از سوي ديگر، آمريکا اکنون درگير بحران بين دو حزب دموکرات و جمهوريخواه بر سر بدهيهاست که فعلاً با افزايش سقف آن، مهلتي براي تدوين ساز و کار لازم ايجاد کردهاند، اما هنوز اين بحران فروکش نکرده است. راهپيمايي معلمان و تجمع آنان در مقابل کاخ سفيد در اعتراض به سياستهاي اوباما نيز بر مشکلات کاخ سفيد افزوده است. افزون بر موارد فوق، تظاهرات در 11 شهر سرزمينهاي اشغالي را نيز بايد به آنها افزود که تل آويو را در آستانه بحران قرار داده است.
پس از شکل گيري «بيداري اسلامي» و به خطر افتادن منافع کشورهاي غربي در جهان اسلام، افزون بر اقدامهاي ديپلماتيک، اقتصادي و تهديدهاي نظامي، بويژه در مورد سوريه بنگاههاي رسانهاي نيز به عنوان تأثيرگذارترين ابزارهاي جنگهاي کنوني، وارد صحنه شده و کاستي تلاشهاي سران نظام سلطه را عليه دولت مستقل و مردمي دمشق جبران نمودند، به گونهاي که العربيه و الجزيره در پشتيباني از رسانههاي غربي خبرهاي مربوط به سرکوب وحشيانه قيام مردم بحرين که با مشارکت نظاميان سعودي صورت ميگيرد را سانسور ميکنند و براي بزرگنمايي و انتشار اخبار دروغ درباره سوريه، تنها به سانسور و کتمان حقايق اکتفا نميکنند، بلکه تصاويري را از صحنه اعتراضها و درگيريها در سوريه پخش ميکنند که متعلق به ديگر کشورهاي عربي است! البته، اين حربه رسانهاي پس از حوادث 11 سپتامبر عليه مردم فلسطين به کار گرفته شد، به نحوي که تصاوير سال 1991 در سال 2001 پخش گرديد!
پر واضح است که سوريه نخستين بار نيست اين فشارها را از سوي کشورهاي اتحاديه اروپا و آمريکا تحمل ميکند، بلکه در فاصله سالهاي 1384 تا 1386 پس از ترور رفيق حريري تجربه سنگيني را در اين ارتباط سپري نمود، زيرا موج سنگين اتهامها متوجه سوريه بود و فرصتي براي تل آويو، کاخ سفيد و همپيمانان در اروپا ايجاد شد تا از اين منظر سوريه را وارد يک بحران نمايند و با ايجاد تفرقه، موجي از درگيريها را در اين کشور سازمانده کنند که در اين راه ناکام ماندند و دمشق همراه جريان مقاومت بر اين موج چيره شد.
خراسان
«دستور العملي براي ماه مبارک رمضان» عنوان يادداشت روزنامه خراسان به قلم محمد سعيد احديان است كه در آن ميخوانيد:
روشن است که تنها «عالمي عامل» ميتواند براي بهره بران بيشتر از ماه مبارک رمضان دستورالعمل ارائه کند چرا که هم بايد خوب بداند و هم به دانسته هايش عمل کرده باشد اما گزارش دستورالعملهاي اين سالکان طريق الي ا... شايد وظيفهاي باشد براي آنان که ديدهاند و شنيدهاند. با توجه به ويژگيهاي استثنايي ماه مبارک رمضان هميشه اين سوال براي خيليها مطرح است که براي بهره بردن بيشتر از ماه رمضان غير از روزه داري چه اعمالي بايد در دستورکار ما قرار بگيرد و به همين دليل به دنبال گرفتن توصيهها و دستورالعملهايي از علماي بزرگ براي رعايت در اين ماه هستند. پاسخي که چند سال پيش عالمي سالک به اين سوال داد برايم تعجب آور بود چرا که ميديدم مطمئن ترين و آسماني ترين نسخهاي که قابل تصور است به بهترين شکل در دسترس مان بوده است اما حداقل من آنرا نديده بودم.
اگر تمام سالکان همه اعصار دور هم جمع شوند و با هم نسخهاي براي مردم در ماه مبارک رمضان بنويسند آيا اين نسخه ميتواند همتايي کند با دستورالعملي که امام رضا(ع) از قول پدرانش و در نهايت از زبان مبارک حضرت علي(ع) نقل ميکند از آنچه رسول گرامي اسلام براي ماه مبارک رمضان به مردم ارائه کرده است؟ جالب تر آن است که براي دستيابي به اين دستورالعمل لازم نيست کتابهاي روايي خاصي داشته باشي بلکه کافي است از جايت برخيزي قدمي برداري و به کتاب شريف مفاتيح الجناني که در دکور منزل يا در کنار سجاده ات گذاشتهاي مراجعه کني. چه بسا بارها هنگامي که بخش فضيلت ماه مبارک رمضان را مرورکردهاي آن را ديده و شايد خوانده باشي اما به سادگي از کنارش گذشته اي. اگر اکنون به اين کتاب شريف مراجعه کني يا در اينترنت عبارت «خطبه شعبانيه» را جستجو کني براساس سند معتبر(به گفته مرحوم محدث قمي) دستورالعملي آسماني ارائه شده توسط انسان کامل، پيامبر اعظم، حضرت محمد(ص) را خواه يافت که ميتواند نقطه عطفي در ماههاي مبارک رمضان زندگي ات باشد. جادارد از خود سوال کنم آيا اگر "احتمال" ده پزشکي که ديگران "مي گويند" حاذق است نسخهاي شفا بخش براي طول عمر "چندساله" ما دارد براي بدست آوردن آن نسخه تا چه ميزان حاضريم وقت و هزينه صرف کنيم؟ آيا حيف نيست که يکي از رمضانهاي زندگي ات را پشت سر بگذاري و به نسخهاي که توسط بنده برگزيده خدا ارائه شده است که "علمش علم الهي" است و به "يقين" شفا بخش "دنيا و آخرت" است، آشنا و عامل نباشي؟
مي خواستم در ادامه سيري کوتاه در اين خطبه نوراني که در پايان ماه شعبان ايراد شده است داشته باشم و محورهاي اصلي آن را برشمارم تا کمي کار را راحت تر کنم اما هرچهانديشيدم بيشتر به اين جمع بندي رسيدم که بهتر است خود فرد شخصا به متن مراجعه و براساس ذائقه و برداشت خود محورهاي دستورالعمل را دسته بندي کند چرا که بي ترديد تاثيري که کلام پيامبربر قلب و روح انسان دارد قابل مقايسه با هيچ نوشتهاي نيست و ثانيا تا خود فرد به تحليل اين حديث نپردازد، هم نميتواند به دستورالعملي متناسب با احوالات خود دست پيدا کند و هم نميتواند آن را خوب به خاطر بسپارد و "برنامه عمل" ماه اش کند ضمن آنکه اگر کسي براي رسيدن براي دستورالعملي که زندگي دنيا و آخرتش را تحت تاثير قرار ميدهد حتما اين مقدار تلاش ميکند که به اصل متن مراجعه کند. لذا به سبک توصيههاي آن عالم سالک پيشنهاد ميکنم قلم و کاغذي برداريد و به مطالعه دقيق آن خطبه نوراني بپردازيد.
اگر به جايي رسيديد که حضرت در حال وصف حقيقت ماه مبارک رمضان هستند آن عبارتها را تکرار کنيد و درباره آن بينديشيد چرا که تا حقيقت اين ماه در قلب ما جاي نگيرد نخواهيم توانست به مغز اعمال آن راه پيدا کنيم و آنجايي که حضرت توصيه به عمل يا رفتاري کردهاند آن را به عنوان يک محوردستورالعمل يادداشت کنيد بعنوان مثال زماني که حضرت از احسان به اقوام و خويشان در اين ماه ميگويند ميتوان صله رحم را بعنوان يک محور ثبت کرد. بعد از اين که ليست محورهاي دستورالعمل کامل شد(حداقل ميتوان بيش از 15 مورد را برشمرد) زمان برنامه ريزي براي اجرايي کردن آن رسيده است براي عملي شدن آن ميتوان برخي از موارد را در دستورکار روزانه خود قرار دهيم ( مانند دعا براي توفيق در اين ماه يا مداراکردن با زيردستان يا صلوات فرستادن ) و براي برخي متناسب با توان و وقتي که داريم يک يا چند بار در ماه برنامه ريزي کنيم تا حداقل بهرهاي از آن برده باشيم (مانند افطاري دادن حتي با جرعهاي آب يا مناجاتها و سجدههاي طولاني يا نوازش يتيمان).
سياست روز
«تهديد نظامي سوريه» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن ميخوانيد:
بسياري تصور ميکنند که تحولات داخلي سوريه مردمي است. گمانشان اين است که سوريه دچار انقلابي مردمي شده است و دخالتهاي خارجي در اين اعتراضات نقشي ندارد. اين تحليلگران چه داخلي و چه خارجي با اينگونه ديدگاهها فشارهاي خارجي را بر بشاراسد بيشتر ميکنند.
در اين که سوريه پس از چند دهه نيازمند اصلاحات بسياري است، شکي وجود ندارد. مردم سوريه نيازمند اصلاحات اساسي در زمينههاي گوناگون از جمله انتخابات آزاد هستند. روزنامههاي مستقل و آزاد و پارلماني که خود نمايندگانش را انتخاب کنند.
رئيسجمهور سوريه هم اقدامات اصلاحي خوبي را آغاز کرده و زمينه برقراري شرايط مناسب دموکراسي نيز در حال فراهمسازي است.
توجه به تحولات کشورهاي عربي و تجزيه و تحليل نوع خيزشها، تفاوت اعتراضات سوريه با ديگر کشورهاي عربي از جمله ليبي، يمن، مصر، تونس و... را روشن ميکند. در تحولات اکثر کشورهاي ياد شده، خيزشهاي گسترده مردمي نمايان است. همچنان که پس از سرنگوني مبارک و بنعلي شاهد حضور گسترده مردم در صحنه انقلاب براي رسيدن به اهداف مردمي آن هستيم.
يمن نيز همچنان شاهد موج مردمي اين کشور در مبارزه با ديکتاتور است. اما در سوريه مشاهده ميشود که تنها چند شهر مرزي دستخوش اعتراضات و درگيري با نيروهاي نظامي است.
تحليلي که ميتوان در اين زمينه ارائه داد اين است که پس از خيزشهاي مردمي در کشورهاي عربي، غرب به اين انديشه افتاد که از فرصت به دست آمده براي سرنگوني کشوري که سالها به عنوان خط مقاومت در مقابل رژيم صهيونيستي ايستادگي کرده استفاده کند.
ابتدا در مرحله نخست، با دستگاه تبليغاتي گسترده خود افکار عمومي جهان را سازمانده کرد و پس از تجهيز گروههاي مخالف رژيم سوريه وارد فاز مبارزه مسلحانه با دولت حاکم شد.
بر هم زدن امنيت داخلي سوريه که هدف مهم و اساسي آمريکا و غرب براي تضعيف و سپس سرنگوني بشاراسد است، مدتي است آغاز شده و در برخي از شهرها به ويژه شهرهاي مرزي اين کشور اکنون شاهد ناامني و درگيريهايي بين معترضين و ارتش سوريه هستيم.
جنگ رسانهاي نيز يکي از پروژههاي در دست اقدام است که رسانههاي غربي و اروپايي با دامن زدن به تحولات سوريه درصدد هستند تا اتفاقات اين کشور را با بزرگنمايي به مخاطبان خود ارائه دهند تا ذهنيت آنها براي اقدام بعدي آماده باشد.
اما اقدام بعدي آمريکا و اروپا چه خواهد بود؟
در صورت شکست طرحهاي اجرا شده در سوريه توسط آمريکا و عوامل مسلح مورد حمايت غرب، گزينه دخالت نظامي روي ميز ژنرالهاي ناتو و پنتاگون قرار ميگيرد.
شاهد دخالتهاي گروههاي تروريستي و نيروهاي مسلح شده توسط آمريکا سخنان ومواضع ايمن الظواهري سر کرده گروهک تروريستي القاعده است.
تهران امروز
«نرخ ارز و قاچاق دلار» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم افشين زماني است كه در آن ميخوانيد:
محمود بهمني رئيس كل بانك مركزي براي چندمين بار پياپي ظرف يكي دو هفته اخير به تشريح اوضاع ارزي كشور پرداخته است و ضمن ارائه آمار كاملي از ذخاير ارز و طلاي كشور و اينكه ايران با داشتن چنين ذخايري ميتواند حتي دوراني بدتر از شعب ابيطالب را بگذارند، اما در عين حال بر وجود تقاضاي كاذب در بازار ارز تاكيد كرده و گفته كه اين تقاضا واقعي نيست.
در تحليل اين بخش دوم سخنان رئيس كل بانك مركزي، ميتوان با آقاي بهمني همصدا شد و اظهارات او را درباره واقعي نبودن تقاضاي ارز در بازار واقعي دانست اما سوال واقعي تر اين است كه چرا تقاضا در بازار ارز از ميزان واقعي اش بالاتر است؟ درباره اين سوال استدلالهاي زيادي شده است و سالهاست كه به يكي از موضوعات اساسي اقتصاد ايران تبديل شده است.
در حال حاضر بخشي از كارشناسان بر واقعي نبودن نرخ ارز در برابر ريال تاكيد دارند و معتقدند دولت به صورت غير واقعي ارزش ريال را در برابر ساير ارزهاي قدرتمند از جمله دلار بالاتر نگه داشته است و همين موضوع هم كه در واقع يارانه پنهان اقتصاد ايران به ارزهاي خارجي به حساب ميآيد موجب بروز رانت شده است و تقاضاي كاذب را براي خريد دلار ارزان در بازارهاي ايران دامن زده است. البته اين يك روي سكه است.
روي ديگر سكه هم اين است كه اگر بانك مركزي حمايت خود را از ريال بردارد آن گاه تجربه نشان داده است كه نرخ دلار در برابر ريال به سرعت افزايش مييابد و به تبع آن تورم و گراني فزايندهاي هم بر نرخ كالا و خدمات حاكم ميشود كه فشار هزينهاي زيادي را بر توليد و قدرت خريد مردم بر جاي ميگذارد. البته اين مشكل مختص چند سال اخير نيست. در گذشته وجود داشته و به احتمال زياد در آينده هم وجود خواهد داشت اما ميتوان شدت آنرا كم و زياد كرد.
به اين معنا كه اگر نرخ دلار را مصنوعي كنترل كنيم موجب بروز تقاضاي غير واقعي و در نتيجه دو نرخي شدن قيمت دلار دولتي و آزاد ميشود و اگر نرخ دلار را آزاد كنيم موجب فشار هزينهاي بر توليد و مصرف كننده ميشود. براي حل اين معضل راههاي گوناگوني طي شده است كه يكي از موفقترين اين راهحلها تك نرخي كردن ارز با استفاده از مكانيسم نيمه كنترلي بازار بوده است. در چارچوب اين سياست، دولت سعي ميكند با تزريق مقدار معيني دلار، بازار ارز دولتي و آزاد را به يكديگر نزديك كند و به تدريج هم حمايت خود را از ريال در برابر ارزهاي خارجي كم ميكند تا بازار تك نرخي شود.
چنين سياستي در دولتهاي نهم و دهم تا حدود زيادي به كنار گذاشته شده است و دولت حمايت محكمتري را از ريال در برابر ارزهاي خارجي در دستور كار خود قرار داده است. نتيجه آن شده است كه طي چند سال اخير بهرغم تورم مجموعا صدرصدي كه داشتهايم، اما نرخ دلار به ميزان تورم در برابر ريال افزايش نيافته است و همين موضوع هم به بيشتر شدن فاصله نرخ ريال و دلار منجر شده است.
به عبارت ديگر دولت يارانه بيشتري را براي حفظ ارزش ريال در برابر دلار پرداخت ميكند و همين مسئله هم باعث تقاضاي بيشتر براي خريد دلار در بازار ميشود. بانك مركزي طي يكي، دو ماه اخير نشان داده كه به تبعات حفظ افراطي ارزش ريال در برابر دلار پي برده به همين دليل يكي، دو مرتبه با بالا بردن موقتي قيمت دلار در برابر ريال در صدد كاهش تقاضاي كاذب ارز بوده است كه از قضا تاثير مناسب را هم برجاگذاشته است. به نظر ميرسد كه اگر مسئولان بانك مركزي سياست حمايت مطلق از ريال در برابر ارزهاي خارجي را كنار بگذارند و به تدريج و آرام به آزادسازي نرخ دلار اقدام كنند، ميتوانند با كمترين آثار تورمي و فشار هزينهاي، بيشترين فايده را براي اقتصاد كشور به ارمغان بياورند.
ابتكار
«سايه سنگين تورم بر سفرههاي افطار» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سيد علي محقق است كه در آن ميخوانيد:
امروز اول ماه مبارک رمضان است. مسلمانان جهان از ديروز و امروز (بسته به جغرافيا و رؤيت هلال ماه نو) به استقبال ضيافت اله و فريضه ديني روزه اين ماه مبارک رفتهاند. اين ماه معنوي و انسانساز در حالي بار ديگر مؤمنان را به مهماني خدا ميبرد که رمضان امسال در ابعاد مختلفي با رمضانهاي سالهاي گذشته تفاوتهايي دارد.
در چند ماه گذشته، زندگيهاي اجتماعي تحتالشعاع ناامنيها و خشونتطلبيها و انتقامجويي ها، آنچنانکه بايد از روندي مطلوب و اميدوارکننده برخوردار نبوده است و از اين نظر انگار که فرياد رسي از غيب رسيده است. چهبسا که آغاز ماه اين مبارک و معنويت حاکم بر اين روزها پاياني باشد بر رشد غافلگيرکننده جرم و جنايت و خشونتهاي اخير. يکي از نکاتي که رمضان امسال را در مقايسه با سالهاي گذشته متمايز ميکند، همزماني آن با اوج گرماي تابستان و نزديکي شرايط آن با واژه عربي «رمضي» به معناي شن تفتيده و داغ است.
اين ماه پربرکت و اله درست مانند سالهاي اوليه دهه شصت، با ميانه فصل تابستان و اوج گرماي ماه مرداد همزمان شده که روزهايي بلندتر و درعينحال گرمتر از هر روزي از سال دارد. از آخرين باري که ايام ماه مبارک رمضان با ميانه مرداد مصادف بود، حدود سه دهه ميگذرد. از سوي ديگر، امروز و در پايان اولين روز از حلول ماه مبارک، مردم ايران در حالي پاي سفرههاي پرفيض افطار خود مينشينند که به لحاظ اقتصادي، نان و ساير مخلفات اين سفره معنوي خاصتر و متفاوتتر از همه سفرههاي افطار چند دهه گذشته است.
از همان آغاز اجراي هدفمندکردن يارانهها و تغيير و آزادسازي قيمت حاملهاي انرژي و برخي از کالاهاي اساسي، مانند آرد و نان و لبنيات، بهتدريج آثار دومينوي تورم ناشي از طرح هدفمندي خود را به مردم نشان داد.
ازقضا، نقطه اوج افزايش قيمت انواع کالاهاي عمومي، عليالخصوص مواد غذايي، درست با ماههاي تير و مرداد و آغاز ماه مبارک رمضان تلاقي کرد. قيمتهاي نان، شير، شيريني، خرما، آش و حليم اولين افطاري امسال دگرگونه و متفاوت از هر سال شده و هزينههاي تأمين گوشت، مرغ، ماه و برنج شام و سحريهاي امسال همه را غافلگير کرده و حقوق يک ماه روزهداران را بهراحتي بلعيده است.
اما ماجراهاي اقتصادي رمضان امسال به همينجا ختم نميشود. اثرات وضعي هدفمندشدن يارانهها تنها تمايز روزهداري در سال 1390 در مقايسه با سالهاي گذشته نيست. طي روزهاي اخير، فارغ از افزايش قيمتهاي رسمي و غيررسمي انواع مواد غذايي در کشور، مسئولان امور بازرگاني و اقتصادي و يارانهاي کشور، برعکس سالهاي ماضي، هرگونه حمايت رفاه و مناسبتي را از کارمندان و کارگران با اما و اگرهاي بيسابقهاي همراه کردهاند.
طي هفتههاي اخير از فحواي متناقض کلام مسئولان اينگونه برميآيد که باوجود برخي وعدههاي پراکنده و مشروط، دولت درعمل هيچ برنامه منسجمي براي حمايت اقتصادي از خانوادههاي ايراني و هيچ نوع سبد کالاي از قبل طراحيشدهاي در استقبال از ماه رمضان در دستور کار نداشته است.
اين در حالي است که با توجه به تورم بيسابقه بهوجودآمده در اقلام غذايي، انتظار ميرفت دولت حداقل امسال و در اولين ماه رمضان پس از اجراي هدفمندي يارانهها، براي کم کردن آثار اين وضعيت جديد بر اجراي فرائض ديني خانوادهها، سبدکالايي حتي پربارتر از سالهاي گذشته تدارک ديده باشد؛ اما اينگونه که نشد هيچ، حتي اعلام کالابرگهاي ويژه اين ماه را هم منتفيشده اعلام کردند!
مردم سالاري
«ماه رمضان; فرصت استثنايي براي پاکسازي جسم و روح» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم وحيد حقي است كه در آن ميخوانيد:
ماه مبارک رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شريف ترين ماههاي سال است. در اين ماه درهاي آسمان و بهشت گشوده و درهاي جهنم بسته ميشود، و عبادت در يکي از شبهاي آن( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است. ماه مبارک رمضان، فرصتي ارزشمند و مغتنم براي تهذيب و پالايش روح و روان انساني است. ماه سلوک و زدودن زنگارهاي شيطاني از آيينه دل و برافروختن چراغ معرفت در شبستان وجود است، تلاوت قرآن و هنگامه دعا خواندن و تحول است. عاشقان کوي دوست در اين ماه، مهر صيام بر لب ميزنند و آتش محبت در قلب مشتعل ميسازند و با گام نهادن بر نردبان کمال و فضيلت، پله پله به معبود و معشوق خويش نزديک تر ميشوند.
پيامبر گرامي اسلام هنگامي که رويت هلال ماه رمضان ميفرمود، رو به قبله مينمود و دستهاي مبارکش را بلند ميکرد. و ميگفت: پروردگارا اين ماه را بر ما نو گردان به امن و امان، و سلامتي و اسلام، و تندرستي شايان تشکر، و روزي فراخ، و بر طرف ساختن دردها و ناملايمات، بار پروردگارا روزي کن ما را روزه و قيام براي عبادت، و تلاوت قرآن در اين ماه، و او را براي ما سالم و تمام گردان، و او را از ما سالم بدار، و ما را در اين ماه سالم و تندرست فرما.
انسان روزه دار در اين ماه مهمان حضرت دوست است و سفرهاي از رحمت و مغفرت در پيش روي وي گشوده شده است. در ماه مبارک رمضان، عشاق از سفره پرفيض الهي، بهره مند ميشوند و مشام جان را با عطر عبادت و معنويت مينوازند. در وصف روزه و آثار آن گفتهاند: روزه براي انسان، حکمت به ارمغان ميآورد; روزه، قلب را از وسواس حفظ ميکند; روزه، تقرب به خداست; روزه، نياز به مردم را کم ميکند; روزه، نور، برهان، شفا و رحمت را در پي دارد; روزه، سبب شناخت عيوب نفساني است; روزه، مانع تاثير شيطان برآدمي است; انسان به وسيله روزه، آنچه را که تاکنون نميفهميد ميفهمد و آنچه را که نميديد ميبيند.
امام صادق(ع) در رابطه با صبر روزه دار ميفرمايد: هيچ روزه داري نيست که بر گروه که مشغول غذاخوردن هستند، حاضر شود مگر اينکه اعضا و جوارح او، تسبيح پروردگار ميکنند و ملائکه بر او درود.
روزه از نظر لغت به معناي امساک و ترک مطلق امور اعم از خوردني ها، آشاميدنيها و حتي سخن گفتن و ساير اعمال ميباشد. چنانچه خداوند سبحان به حضرت مريم(س) ميفرمايد: در پاسخ به سخنان طعنه آميز مردم بگو: من براي خدا، نذر روزه سکوت
کرده ام.
اما از نظر شرعي، روزه يا "صوم" به معناي خودداري و بازداشتن نفس از ارتکاب هرنوع عملي است که "مفطري" يا باطل کننده معرفي شده است.
انسان روزه دار به دليل امساک از خوردن و آشاميدن و خودداري از انجام ساير مفطرات، خلق و خوي روحاني و ملکوتي مييابد و بيش از هر زمان به پروردگار خويش نزديک ميشود. خدا و پيامبر، شخص روزه دار را دوست دارند و اهل آسمانها و زمين، از وي به عظمت و تجليل ياد ميکنند. ظاهر روزه، سکوت، آرامش، قناعت و رضايت مندي است و باطن آن سرور، بهجت و حلاوت وصل و توان مندي است.
انسان روزه دار، خود را از دام هر قيد و بندي، آزاد و رها ميبيند و آنچه که بر ديگران دشوار است نزد خود، سهل و آسان مييابد. روزه، چشمههاي خير و حکمت را از قلب به زبان جاري ميسازد و براي روزه دار، نور بصيرت و طراوت يقين و معنويت به ارمغان ميآورد. از ميان احکام و برنامههاي عبادي که به منظور تحکيم پيوند معنوي انسان با عالم ملکوت، تعيين شده، روزه از اهميت و عظمت ديگري برخوردار است و اجر و پاداش آن نيز در پيشگاه اله از بسياري از عبادات ديگر افزون تر است. چنانچه در حديث قدسي آمده است که خداوند سبحان ميفرمايد: هرکار نيک و ارزشمندي، از ده تا هفتصد برابر پاداش دارد به جز روزه، همانا که روزه، براي من و مخصوص من است و من خود اجر و پاداش آن را خواهم داد.
آفرينش
«سوريه و چالشهاي پيش رو» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن ميخوانيد:
در آن روزهايي که تونس و مصر درگير اعتراضات مردمي بودند کسي فکر نميکرد که نسيمي از بهار عربي به سوريه هم بوزد و به گفته رييس جمهور اين کشور سوريه با ديگر کشورهاي عربي فرق دارد و هرگز دستخوش اختلافات و درگيري نخواهد شد. وضعيت سوريه همچنان نا به سامان است و مشخص نيست که سير تحولات چه وضعيتي را براي مردم و حاکمان اين کشور رقم خواهد زد.
اما آنچه در چند روز گذشته بازتاب گستردهاي در رسانهها داشته در گيري ارتش سوريه با مردم اين کشور بوده است که به کشته شدن جمعي از مخالفان و معترضين سوري انجاميد. آنچه در مورد سوريه قابل تامل است اينکه چرا با ارائه بستههاي اصلاحات از سوي دولت، اين کشور همچنان شاهد اعتراضات مردمي ميباشد.
آنچه مسلم است اوضاع سوريه دستخوش تحولاتي گرديده است که دولت اين کشور هنوز نتوانسته است راه حلي مسالمت آميز براي آن پيدا کند. در چنين وضعيتي با توجه به ادامه دار بودن اعتراضات مردمي بايد ديد که مردم چه خواستههايي دارند که حتي با ارائه اصلاحات مطرح شده از سوي دولت باز هم به مصالحه راضي نميشوند.
شايد اين اصلاحات را ناکافي و يا ضمانت اجرايي براي احقاق آن نميبينند. آنچه مسلم است دولت سوريه وجهه و اعتبار خود را نزد جمعي از مردم اين کشور نتوانسته است به خوبي حفظ کند و لذا لازم است تا با شنيدن صداي اعتراضات و خواستههاي مخالفان و رسيدگي به نظرات آنان مانع از دست رفتن ثبات و اعتبار خود در ميان مردم گردد. موج اعتراضاتي که در سوريه به راه افتاده درصورت عدم توجه به آن ميتواند به انشقاقي ميان مردم سوريه بيانجامد که پيامدهاي ناگواري براي اين کشور به همراه خواهد داشت.
سوريه با مشاهده ديگر کشورهاي عربي که به سرکوب و کشتار مردم روي آوردهاند بايد درس عبرتي ارزشمند بگيرد و اين امر را مد نظر داشته باشد که با سرکوب و کشتار باعث از بين رفتن اعتبار خود ميان مردم و ديگر حاميانش در خارج از سوريه خواهد گرديد و اگر اعتماد مردمي و حمايت ديگر حاميان خود را ازدست بدهد ديگر نميتواند به برقراري ثبات و امنيت در سوريه اميد وار باشد.
شرق
«تنظيم بازار زير سايه گراني» عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم سيدكاظم دلخوش است كه در آن ميخوانيد:
دولت تنظيم و نظارت بر بازار را با هدف ايجاد آرامش و اطمينان خاطر مردم انجام ميدهد. در سالهاي اخير اين اقدام بعضا با مشاركت اصناف، بخش خصوصي، تعاونيها و ساير دستگاههاي ذيربط صورت گرفته است. با توجه به اهميت موضوع، دولت ميتواند از واردات به عنوان ابزاري براي تامين كمبودهاي موجود در بازار و جلوگيري از هرگونه تنش در بازار استفاده كند.
واردات محصولات كشاورزي و كالاهاي مصرفي اگر در چارچوب خاص و براي تامين نياز بازار باشد، مورد تاييد مجلس و كارشناسان است. اما گاها مشاهده ميشود واردات بيرويه كالاهاي مصرفي به بهانه تنظيم بازار صورت ميگيرد كه تداوم آن توليد ملي را به خطر مياندازد. مسوولان نبايد فراموش كنند تنظيم بازار و جلوگيري از نوسانات شديد قيمتي يكي از وظايف دولت بوده و هرگونه واردات بيرويه و به خطر انداختن توليد داخلي خلاف قانون است.
اجراي قانون هدفمندسازي يارانهها و رشد قيمت كالاهاي مصرفي و ارزاق، تنظيم بازار ماه مبارك رمضان امسال را متفاوتتر از سنوات گذشته كرده است. نبود قيمت مصوب براي كالاهاي پرمصرف، افزايش چشمگير قيمت كالاهاي مصرفي و ارزاق در ماههاي اخير و روند رو به رشد تورم از جمله مواردي است كه تنظيم بازار ماهمبارك رمضان را تحتالشعاع قرار داده است. عدم تعيين قيمت مصوب براي كالاهاي پرمصرف و اساسي در اين مقطع ميتواند به رقابت سالم در بازار و ارتقاي سطح كيفي توليدات داخلي منجر شود، ولي اگر در نظارت بر چگونگي اين رقابت و روند عرضه و تقاضا در بازار سستي صورت گيرد، اثرات بسيار مخربي بر اقتصاد خانوار خواهد گذاشت.
در حال حاضر قيمتها روند صعودي به خود گرفتهاند بهطوري كه تداوم اين روند ميتواند نظم بازار را بر هم زده و مشكلاتي را براي مصرفكنندگان ايجاد كند. افزايش قيمتها اگر در چارچوب اجراي قانون هدفمندسازي يارانهها و متناسب با نرخ تورم باشد، كاملا طبيعي بوده و ميتوان با استفاده از ابزارهاي مديريتي و نظارتي بازار، روند آن را كنترل كرد.
اما نگاه به آمار و واقعيتهاي بازار نشان ميدهد رشد قيمتها در بسياري از موارد از جمله ارزاق عمومي و برخي از كالاهاي مصرفي غيرمعقول بوده و اين كالاها گرانتر از حد انتظار عرضه ميشوند. دولت بايد تدابير ويژهاي براي جلوگيري از ايجاد اخلال در بازار و توقف روند غيرمنطقي رشد قيمتها بهكار گيرد، چراكه ادامه اين روند اجراي قانون هدفمندسازي يارانهها را نيز تحتالشعاع قرار خواهد داد.
در هر حال با توجه به آغاز ماه مبارك رمضان و افزايش تقاضا براي اقلامي همچون فرآوردههاي لبني، گوشت و مرغ (كه اتفاقا در زمره اقلامي هستند كه رشد قيمت آنها بيشتر از نرخ تورم و رشد قيمتها پس از هدفمندي يارانههاست) دولت بايد اقدامات لازم را در راستاي تهيه و توزيع اقلام پرمصرف و مورد نياز مردم انجام دهد تا از فشار مضاعف واردشده به مردم كاسته شود. در يك كلام ميتوان گفت تنظيم بازار در زير سايه گراني قرار گرفته است و بايد با كنترل و نظارت بيشتر از ايجاد هرگونه تنش در بازار جلوگيري كرد.
دنياي اقتصاد
«سرانجام بحران بده آمريكا» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر مرتضي بينا است كه در آن ميخوانيد:
این روزها مفسرهای اقتصادی در برنامههاي تلویزیونی داخلي و خارجي، مرتبا از فاجعه مالی جهانی درشرف وقوع صحبت میکنند که در صورت عدم توانايی دولت فدرال آمریکا در پرداخت بدهیهایش بهوجود ميآید.
خصوصا صحبت از سررسید دوم ماه آگوست 2011 را زیاد میشنویم، که ظاهرا در این روز دولت فدرال دیگر پولی برای پرداخت بدهیهایش ندارد! پرسشي كه به تبع اين موضوع در محافل مختلف مطرح ميشود آن است كه مساله چقدر جدي است و تبعات آن چيست؟
با مراجعه به سایت خزانهداری آمریکا ملاحظه میکنید که در تاریخ 15 ماه مه 2011؛ یعنی حدود دو ماه و نیم پیش، دولت فدرال به سقف قانونی وام گرفتن رسید و ريیس خزانهداری، آقای تیموتي گایتنر از همان زمان، برای وام گرفتن و پرداخت بدهیها از ابزارهای فوقالعاده که در اختیار قوه مجریه است استفاده کرده است. طبق نامهاي که آقای گایتنر به کنگره آمریکا نوشته و در سایت خزانهداری آمریکا قابل مشاهده است، اعلام شده که قوه مجریه در تاریخ 2 آگوست ابزارهای فوقالعادهاش را تمام میکند و احتمال عدم پرداخت بدهیها وجود دارد.
بنابراین سررسید 2 آگوست یک سررسید واقعی نیست و این احتمال عدم پرداخت، بستگی به دریافتهاي مالیاتی دولت فدرال دارد. به این نکته هم توجه داشته باشید که منظور از بدهی، منحصرا پرداخت اصل و بهره وام نیست، بلکه بدهی شامل تعهدات مالی دولت فدرال از قبیل حقوق بازنشستگی، حقوق کارمندان و غیره است. جریان نقدی دولت فدرال آمریکا به طور متوسط چیزی نزدیک به 50 میلیارد دلار در طول روزهای کاری ميباشد؛ در حالی که بهره وامهایش نزدیک به 2 میلیارد دلار در روز و به طور متوسط بین 4 تا 9 میلیارد دلار سررسید اصل وامهایش است.
حالا فرض کنیم که کنگره آمریکا اجازه وام گرفتن بیشتر را ندهد و ابزارهای فوقالعاده قوه مجریه برای وام گرفتن هم تمام بشود، در اینصورت چه اتفاقاتی میتواند بیفتد؟ در اینصورت، دولت فدرال میتواند پرداخت حقوق بخشی ازکارمندان و اصل یا حتی بهره اوراق قرضه اش را به تعویق بیندازد، که این معادل عدم پرداخت تعهدات مالی خواهد بود و طبیعتا آژانسهای تعيین اعتبار، درجه اعتباری دولت فدرال را به شدت کم خواهند کرد.
اما با کم شدن درجه اعتباری دولت فدرال چه اتفاق خاصی میتواند بیفتد؟اینجا است که مفسران سر به دیوار میکوبند و وا ویلا راه میاندازند؛ چون میگویند که نرخهاي بهره به شدت بالا میروند و نظام مالی جهان به هم میریزد و باقی قضایا. اما این حرفها در کوتاهمدت درست نیستند و فقط چنانچه در دراز مدت همچنان این مشکلات باقی بمانند، کم کم اثرات خود را نمایان خواهند کرد.
نرخ بهره اوراق قرضه دولت فدرال آمریکا فقط در صورتی بالا میرود که تقاضا برای خرید اوراق قرضه کم شود و دارندگان فعلی اوراق قرضه زودتر از سررسید شروع به فروش اوراق خود بکنند. وقتی که عرضه اوراق قرضه زیاد شود، قیمت آنها افت میکند و بنابراین بازدهی کوپنهاي فعلی بیشتر ميشود. به عبارتی دیگر نرخهاي بهره اوراق قرضه فعلی بالا میرود و باید برای صدور اوراق قرضه جدید، کوپنهاي گرانتری در نظر گرفت تا با اوراق قرضه قدیمیتر قابل رقابت باشند.
اما ما در دنیای رقابتی زندگی میکنیم و اثر نظر آژانسهاي اعتباری را هم باید در دنیای رقابتی سرمایه بررسی کنیم. اولا دنیای غرب خصوصا در حوزه مدیترانه در یک رکود اقتصادی غوطهور است و سرمایه گذاران غربی فرصتهاي کاری خوبی پیدا نمیکنند و چین که دارنده عمده اوراق قرضه آمریکا است، زیرساختهاي کافی برای سرمایهگذاری در مملکت خود را ندارد و ریسک عدم پرداخت در بسیاری از نقاط دیگر دنیا بالا است.
جهان صنعت
«تصمیم سازنده دولت» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم مریم باستانی است كه در آن ميخوانيد؛دیروز خبر رسید که باز هم برخی صنوف از پرداخت مالیات بر ارزش افزوده سرباز زدهاند و با تعطیلی کسب و کار خود به نشانه اعتراض خواستار توقف قانون مالیات برارزش افزوده هستند.
مشابه این اتفاق سال گذشته نیز برای برخی از صنوف افتاد با این حال تکرار آن در سالجاری دو نکته را در ذهن متبادر میکند؛ نخست ضعف اجرایی در اجرای قانون و دوم ضعف قانون مالیات بر ارزش افزوده. اگرچه در نگاه کلی نمیتوان به طور قاطع نظر داد که این دو مشکل عامل اعتراض مجدد بخشی از فعالان بازار شده است اما بیتردید مشکلی در هر دو بخش وجود دارد که موجب شده این اتفاق مجددا تکرار شود.
دولت اعلام کرده که سال گذشته 83 درصد درآمدهای مالیاتی در بودجه سال 89 محقق شده است، این به آن معناست که قانون مالیات برارزش افزوده کارکرد مورد انتظار دولت را داشته است. از سویی نحوه اجرای آن با وجود تنشهای به وجود آمده توانسته اهداف دولت را محقق کند اما چه اتفاقی افتاده که در سه ماهه دوم سال شاهد اعتراض مجدد برخی صنوف هستیم ؟ شاید مهمترین دلیل این اتفاق شرایط اقتصادی کشور باشد.
پس از اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها و بیتوجهی دولت به بخش صنعت، فشار مضاعفی به بخش تولید وارد شده است. از سویی نرخ تورم نیز به تبع آن بالا رفته و این موضوع سبب شده تا تجار هم با مشکل روبهرو شوند. شاید بهتر باشد برای جلوگیری از سرایت این اعتراض به سایر اصناف یا تولیدکنندهها دولت هرچه سریعتر نسبت به تدوین و اجرای بستههای حمایتی از تولید اقدام کند و برای تجار و اصناف هم تصمیمهای سازنده بگیرد.
«كف و سقف وحدت اصولگرايان» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن ميخوانيد:
تكاپوي طيفهاي اصولگرا براي تشكيل «جبهه متحد»، موضوع اين نوشتار است. از زواياي گوناگون ميتوان به جبهه متحد اصولگرايان نگريست. 1-تركيب گروهها 2-هويت اصولگرايي و اهداف جبهه از اتحاد 3-سازوكار وحدت 4-انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي و اقتضائات آن 5-سناريوي دشمنان انقلاب و آرايش گروههاي معارض 6-لوازم، ظرفيتها و موانع وحدت 7-سوابق موضوع و تجارب انباشته 8-مديريت تفاوتها و اختلافها (وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت) و تعيين «كف» و «سقف» توقعات از اين اتحاد. تعبير «جبهه» تفاوتها را به رسميت ميشناسد و پسوند «متحد اصولگرايان» حدود و هويت آن را توضيح ميدهد. يعني قرار نيست سليقهها كلا مضمحل شوند و در عين حال قرار هم نيست آن سليقهها و علاقهها چنان پررنگ شود كه عملا راه را بر «اصولگرايي» از يك طرف و «اتحاد و الفت» از طرف ديگر ببندد.
در تبيين حد و رسم جبهه متحد اصولگرايان ميتوان ملاحظاتي را مدنظر داشت:
1- تدوين فهرست واحد براي انتخابات نهمين دوره مجلس، كف توقعات از جبهه متحد اصولگرايان است و نه سقف و اولويت آن. حتي اگر انتخابات مجلس، در دستور كار «جبهه» قرار گرفت كه به وقتش بايد چنين شود، تدوين «فهرست» آخرين كار درباره انتخابات است و پيش از آن بايد روشن كرد كه اولا اقتضائات نمايندگي در مجلس چيست؟ ثانيا مجلس نهم در چه شرايطي شكل ميگيرد و از چه اولويتهايي برخوردار است؟ ثالثا نقاط قوت و ضعف مجلس هشتم براي ارتقاي مجلس نهم كدام است و از مجلس ششم تا نهم چه فراز و نشيبها و نوسانهايي طي شده است؟ رابعا هر نامزد از كليت حدود 285 نامزد قرار است كدام قطعه از يك پازل بزرگ را پر كند؟ با اين حال، تدوين فهرست همچنان كه گفته شد، آخرين كار جبهه متحد است.
آنچه در اين ميان اولويت دارد، هدفگذاري مرحلهاي (ميان مدت و طولاني مدت) براي رسيدن به يك سازمان منسجم و ايفاي نقش مؤثرتر در زمينه مسئوليتهاي اسلامي، انقلابي، ملي و جهاني نيروهاي اصولگراست. اين «مسئوليت» از يك سو از متن رهنمودهاي امام خميني و امام خامنهاي استخراج ميشود، از سوي ديگر معطوف به اقتضائات پيشرفت و تعالي كشور در دهه چهارم انقلاب است و از جانب سوم، نظر به تحولات شتابان منطقه اي- بين المللي دارد. از اين چشم انداز، جبهه متحد اصولگرايان تكاليف بزرگي بر روي دوش دارد و رقابتهاي سياسي يا تفاوتهاي سليقهاي طيفهاي حاضر در جبهه نميتواند آن تكليفها را مخدوش كند.
2- هر چند كه ممكن است ائتلاف انتخاباتي بهانه به هم رسيدن اصولگرايان و تازه شدن ديدارها شود اما بايد توجه داشت كه سخن از «جبهه متحد» است و نه كف ماجرا يعني «ائتلاف انتخاباتي» محض. ائتلاف هم خوب و مورد نياز است اما كافي نيست. اين سازمان بايد چنان قوام گيرد كه بماند و مانند يك قرارگاه و ستاد دايمي عمل كند. و بايد چنان تأسيس شود كه چابكي لازم براي تحليل و بررسي و چارهانديشي و گره گشايي و فرصت سازي را داشته باشد. به عبارت ديگر سازمان جديد نبايد در گروه سياستگذار 7+8 (يا هر عدد ديگر) متوقف بماند بلكه بايد بتواند از يك سو زمينه ايجاد «پارلمان اصولگرايي» و از سوي ديگر ساختار اجرايي و كميتههاي فرعي گوناگون براي تسهيل امور را فراهم كند. آنچه ميتواند روح آرماني اين «اتحاد» را در كالبد واقعيت وارد كند، اهتمام ويژه به ملات سازمان و لوازم چسبندگي و پيوستگي آن است. دعوت به «اخلاص» و «تقوا» در گذاشتن سنگ بناي جبهه متحد، صرفا يك نصيحت اخلاقي محض نيست بلكه دعوت به استفاده از يك قانون كارساز و فرمول طلايي است. الفت و اتحاد حقيقي شكل نميگيرد مگر به سبب الفت دلهاي پيراسته از انواع غلّ و غش.
الفتي را كه به بركت ايمان و اخلاص ميتوان ميان دلها پديد آورد هرگز با خرج كردن سرمايههاي هنگفت و دادن سهم به افراد نميتوان. خداوند در آيات 62 و 63 سوره انفال، درباره اين قانون طلايي ميفرمايد: «و اگر دشمنان با تو خدعه كنند، پس پروردگار براي تو كفايت ميكند. (اي پيامبر) او كسي است كه با نصرت خود و به واسطه مؤمنان تو را تأييد كرد. و ميان قلبهاي آنان الفت داد. اگر همه آنچه را روي زمين است انفاق و صرف ميكردي، نميتوانستي ميان دلهاي آنان الفت ده اما خداوند ميان آنها الفت داد. او عزيز و حكيم است».
هر چند كه اصولگرايان در انتخابات يا مقاطع ديگر با «فتنه گران» و «منحرفان» به هم ميرسند و پنجه در پنجه مياندازند اما اين، معارضه و هماوردي است نه همراه و مسابقه. اصولگرايان اساسا با منافقان و منحرفان و فتنه گران و فرصت طلبان و زراندوزان و قدرت زدگان در يك ميدان مسابقه با قوانين و اهداف و مسير مشترك حاضر نميشوند كه بخواهند مانند آنها و به همان سمت و سو كه آنان ميدوند، تكاپو كنند. اين نكته بديه و مبنايي، گاه مغفول واقع ميشود و اسباب سقوط يا بي بركتي عمل سياسي را فراهم ميكند. نميتوان به اسم منافقان و منحرفان و دنياپرستان و لائيكها و سكولارها بد گفت اما به رسم و اخلاق همانها عمل كرد. بسياري از همينها كه از آغاز منافق و فتنه گر و منحرف و ماده پرست و ملحد نبودند. اگر اخلاص و ايمان و تقوا و روح اخوت و مجاهدت و ايثار و حسن ظن و صبر و احتساب- ولو در قبال جفاها و كم لطفيها و غفلت ديگران - سراغ ما آمد، اين همان چسب خلل ناپذير سازمان متحد اصولگرايي است. اما اگر قرار شد مقصد را گم كنيم و با همانهايي كه رو به پرتگاه ميدوند، مسابقه دهيم يا نتوانيم به خاطر آرمانهاي بزرگ تر، از لغزشهاي كوچك تر بگذريم و تلافي كنيم و هر يك- براي تخليه هيجانها و احساسات- تيپايي به وحدت بزنيم، چيزي در اين ميان باقي نخواهد ماند و همه با هم ضرر خواهيم كرد. آن وقت است كه بايد گفت ولو با شعار اصولگرايي و خدمتگزاري و سازندگي و آباداني و پايداري و حتي جهاد و بصيرت، در عمل در زمين دشمن بازي كرده و در پر كردن خانههاي جدول دشمنان و منحرفان و فتنه گران ياري رسانده ايم!
ملت ما
«اصلاحات در سوريه و خواسته هاي مخالفان» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم مسعود ادريسي است که در آن می خوانید:
درگيريهاي سوريه با وجود گذشت ماهها همچنان ادامه دارد. نه دولت و نه معترضان حاضر به عقبنشيني از مواضع خود نيستند. با اين وجود دو طرف هم به نتيجه دلخواه خود نرسيدهاند. يعني هم دولت سوريه با قول انجام اصلاحات به هدف خود كه خاموش شدن تظاهرات بود، نرسيد و هم مخالفين با وجود شمار زيادي كشته به دستاورد مهمي بجز قول اصلاحات بشار اسد (كه مخالفين آن را اصلاحاتي عميق نميدانند) دست نيافتند.
شرايط نشان ميدهد كه نه مخالفين در سوريه قدرت آن را دارند كه رژيم اسد را سرنگون كنند و نه دولت ميتواند سركوب خود را شديدتر كند.از سوي ديگر گفتوگوهاي ملي سوريه نيز راه به جايي نبرد. از ابتدا نيز برخي از مخالفين، مخالف اين گفتوگوها بودند. مخالفيني نيز كه در اين گفتوگوها شركت كردند با اصلاحات مد نظر دولت سوريه قانع نشدند.
بر اساس قوانين احزاب در سوريه هيچ حزبي اجازه فعاليت ندارد مگرآن كه ملي و بدون ميليشيا باشد. اما حزب بعث دو منع قانون احزاب را در خود دارد. يعني هم فرا منطقهيي است و هم داراي ميليشيا است.بنابراين حرف و خواسته معترضان اين است كه ماده 8 قانون اساسي كه طبق آن حزب بعث در سوريه همه كاره است بايد لغو شود.
به غير از اين و در صورت راضي نشدن مخالفين گفتوگوها راه به جايي نميبرد. كما آنكه صحنه ميداني و خياباني نشان داد كه مخالفين قانع نشدهاند. از طرف ديگر هنوز نيروهاي غربي و ناتو نيز به اين نتيجه نرسيدهاند كه حملات نظامي خود را مانند آن چه در ليبي اتفاق افتاد شروع كنند.
دو دليل براي وارد عمل نشدن اين نيروها وجود دارد. اول آنكه در حال حاضر نيروهاي خارجي و بويژه روسيه و چين از رژيم بشار اسد حمايت ميكنند و حاضر نيستند در قطعنامههاي شوراي امنيت عليه سوريه راي دهند و اين نشان ميدهد كه صحنه بينالمللي هنوز آمادگي اين كار را ندارد. دومين مساله سردرگمي ناتو در ليبي است. نيروهاي ناتو بعد از گذشت چندين ماه هنوز به نتيجه مشخصي نرسيدهاند.
و نميتوانند سردر گمي خود را در سوريه نيز آزمايش كنند. با وجود اينكه غرب خواهان حمله نظامي به سوريه نيست، مطمئنا غرب و در راس آن امريكا با شدت گرفتن خشونتها عليه معترضين، واكنشهاي شديدتر و سختتري را نشان ميدهند. تحريمهاي سختتر محتملترين راه براي غرب است. طبيعي است كه اين تحريمها به دليل وابستگي زياد سوريه به خارج ميتوان برضعيف كردن اين دولت تاثير بگذارد.
در مجموع با بررسي شرايط امروز سوريه به نظر ميرسد در آينده نزديك و در كوتاهمدت شرايط سوريه به همين منوال باشد. اما پيش بيني آينده سوريه در دراز مدت بسيار سخت به نظر ميرسد ونمي تواند پيش بيني درستي باشد. آينده اين كشور در دراز مدت هم به اقدامات دولت سوريه و هم به قدرت مخالفين بستگي دارد.
رسالت
«گفتمان سازي اصولگرايان در انتخابات 90» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
اشاره:
امروز واپسين بخش اين نوشتار که در سه روز گذشته به صورت سلسله وار در ستون سرمقاله مندرج شد از نظرتان ميگذرد:
گفتمانها معمولا داراي دو بعد روبنايي و زيربنايي هستند. بعد نخست، در ساختار زبانشناسانه و بعد دوم، عوامل فرازباني مثل محيط، اجتماع، سياست و قدرت که موضوع گفتمان را مشخص ميكنند. بعد اول تحليل گفتمان را ميتوان صورتگرايي و بعد يا ديدگاه دوم را كاركردگرايي ناميد. در اين مجال عمدتا در توصيف، تبيين و بازتوليد گفتمان اصولگرايان صورت دوم يعني بعد کارکردگرايي مد نظر قرار گرفته است. به اين معني که در بازآرايي گفتماني اصولگرايان به رابطه فضاي گفتماني با توجه به شرايط فرامتني بايد بيشتر توجه شود.
با التفات به اين مهم و بر اساس پيش گفتهها در شمارههاي گذشته، به نظر ميرسد گفتمان سازي اصولگرايان در انتخابات 90 تابعي از ملاحظات استراتژيک براي کشورداري، بسترها و مطالبات اجتماعي، شناخت دقيق از غيريتهاي صحيح و سقيم، زير نظر گرفتن نسخههاي تقلبي از گفتمان انقلاب، باورمندي اصولگرايان به توان گفتمان سازي، ضرورت بازآرايي و بازتوليد گفتماني و ايمان اصولگرايان به قدرت محرک اسلام ناب با محوريت مکتب امام خميني(ره) به عنوان دال مرکزي گفتمان انتخاباتي آنها باشد.
قطب بندي و دگر سازي اصولگرايان با تاکيد بر استراتژي "جذب حداکثري و دفع حداقلي" بر مبناي غيريت با جرياناتي است که يا دشمن گفتمان انقلاب هستند و با گره زدن زلف خود با دشمنان خارجي و داخلي انقلاب مقابل اين گفتمان جبهه گرفتهاند مانند فتنه گران78 و 88 ؛ و يا جرياناتي که در صدد هستند به منظور ايجاد انحراف در گفتمان انقلاب نسخه تقلبي از مفاهيم اين گفتمان نظير عدالت، فساد ستيزي، مهدويت و... به فضاي افکار عمومي ارائه نمايند.
در پوسته بيروني و مناقشه برانگيز گفتمان اصولگرايان با فهم صحيح از واقعيات کشور در دهه چهارم انقلاب که مزين به نام پيشرفت و عدالت است و همچنين سال جهاد اقتصادي به نظر ميرسد گفتمان دو پايه دولت نهم و دهم که تاکيد مضاعفي بر شعارهاي استقلال خواه و عدالتخواه داشت و ادامه رويکردهاي دو پايه دولتهاي هفتم و پنجم است به يک گفتمان سه پايه که سه شعار اصلي ملت ايران يعني استقلال، آزادي و عدالت را در بر داشته باشد، ارتقا يابد. موضوعاتي نظير مقابله با انحراف از گفتمان انقلاب، صداقت در گفتار با مردم، انذار عمومي از فتنه انگيزي فتنه گران و خطر بازگشت بي ثباتي سياسي و اقتصادي به کشور يعني همان اتفاقي که در دهه 70 و حوادث پس از انتخابات 88 رخ داد، بازيابي نخبگان، تکريم شهروندان و متقابلا حفظ حرمت و موقعيت نظام، استقرار آرامش در کشور، توسعه دايره خوديها و پرهيز از دشمن تراشيهاي بي جا، احترام به آزادي و استقلال راي وزرا و مجرياني که دو شان پارلماني و رياستي دارند، مراعات و تفکيک مسائل اصلي از فرعي، بازيابي حرمتها و اعاده حيثيت ها، عادي سازي و عقلاني سازي فضاي عمومي کشور، هدف گذاري براي هدفمندسازي يارانهها و عدم اکتفا به توزيع پول بين مردم، برنامه ريزي فوري براي اشتغال، ازدواج حدود 13 ميليون جوان دم بخت، مبارزه مستمر با فقر، فساد و تبعيض، مقابله با تفکرات الحادي و انحرافي، يادآوري نوستالژي تلخ چوب حراج زدن فتنه گران به عزت و امنيت ملي در سالهاي حاکميت دوگانه، کمربستگي حقيقي براي موعود آخرالزمان(عج) و تبيين فرهنگ ناب انتظار و مهدويت، مردم گرايي، ساده زيستي غير رياکارانه، وفاداري به گفتمان انقلاب، شجاعت درتصميم گيري براي حل مشكلات بزرگ، مقابله انقلابي با تحريمها با اتکا به روحيات و رويکردهاي بسيجي، ارتقاي کيفيت کالاهاي داخلي و ترغيب مردم به مصرف توليدات وطني، تاکيد ويژه بر بهره وري، تاکيد بر ظرفيتهاي بيداري اسلامي در عرصههاي مختلف منطقهاي و بين المللي و... ميتواند بخشهايي از پوسته بيروني و نشانههاي عمده گفتمان اصولگرايان را تشکيل دهد.
قدس
«بحران يا صدور بحران به سوريه؟» عنوان سرمقاله روزنامه قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در آن ميخوانيد:
«ويليام هيگ» وزير خارجه انگليس در گفتگو با «بي بي سي» درباره درگيريهاي اخير در شهر حماه سوريه تأکيد کرده است؛ حمله نظامي به سوريه بعيد نيست. وي با استناد به گزارش رسانههاي غربي از سوريه، مدعي شده تانکها به حماه حمله کردهاند و نيروهاي دولتي با سلاح سنگين مناطق مختلف را هدف قرار داده و دهها نفر در اين درگيريها کشته شدهاند.
اکنون اين پرسش مطرح ميشود که با وجود انقلاب در کشورهاي عربي و موج گسترده «بيداري اسلامي» در 13 کشور عربي، چرا کشورهاي غربي در مورد کشوري مانند بحرين، سکوت محض اختيار کرده و با حمايتهاي صريح و ضمني از آل خليفه سرکوب آزاديخواهان بحريني را به نظاره نشستهاند، ولي در مورد کشوري مانند سوريه، تلاشهاي گستردهاي را براي تحريم و بعضاً تهديد نظامي آغاز کردهاند!
«باراک اوباما» رئيس جمهور آمريکا نيز در ادامه سياستهاي خصمانه اش عليه دمشق، آنچه را که اعمال خشونت دولت سوريه عليه مردم اين کشور خواند، آن را محکوم و وحشيانه ناميد. «کاترين اشتون» رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا هم اعلام نمود شوکه شده است، افزون بر آمريکا، فرانسه، ايتاليا، آلمان، هلند و انگليس هم با موضعگيري از کاروان محکوميت بشار اسد عقب نمانده و دين خود را به مخالفان رئيس جمهور سوريه ادا نمودند.
نگراني غرب از «بيداري اسلامي» که پايگاههاي آنها را دچار بحران نمود، سبب گرديد براي سوريه برنامه ريزي کنند و اين کشور مستقل و غيرهمسو را وارد بحران نمايند، به نحوي که روزنامه صهيونيستي «يديعوت آحارونوت» در مطلبي نوشت: «آمريکا درصدد است با توجه به فرصت پيش آمده، آشوبها را به سوريه بکشاند.»
دمشق، حامي مقاومت، کشور مستقل جهان عرب و همسو با جمهوري اسلامي در قبال تحولات منطقه است، دولتهاي غربي را نگران نموده است، بنابراين براي اين کشور غيرهمسو برنامه ريزي ميکنند تا از اين منظر، ضمن تضعيف جبهه مقاومت در منطقه، يکي از کشورهاي همگرا با جمهوري اسلامي را درگير مسائل داخلي نمايند که اين رخداد به تضعيف ايران منجر گردد، به گونهاي که سفر «رابرت فورد» سفير آمريکا در سوريه به شهر حماه، در اين راستا قابل ارزيابي است، اما دولت سوريه اين اقدام را - طبق ماده 41 قانون روابط ديپلماتيک وين - دخالت آشکار در امور داخلي خود اعلام کرد که با هدف ايجاد ناامني و بي ثباتي در سوريه انجام شده است.
از سوي ديگر تقاضا از کشورهاي غيرغربي، بويژه روسيه براي تشديد فشار بر سوريه و همچنين دادن نقش به کشورهاي عربي در اين ماجرا بيانگر اين واقعيت است که ميخواهند موضوع داخلي يک کشور را به يک سوژه بين المللي تبديل کرده و افکار عمومي جهانيان را متوجه سوريه، به عنوان يک کشور اسلامي نمايند تا از تمرکز قضاوت عمومي بر بحرانهاي پي در پي غرب کاسته شود. بدون شک، واقعيتها از يک شرايط بي ثبات در اروپا و آمريکا حکايت ميکند کشورهاي اروپايي ماه هاست درگير بحران مالي هستند و تاکنون نشستها و سناريوهاي تدوين شده، نتوانسته کشورهاي بحراني را نجات دهد، بنابراين نگران سرايت موج نابساماني اقتصادي به ديگر کشورهاي اتحاديه هستند.
از سوي ديگر، آمريکا اکنون درگير بحران بين دو حزب دموکرات و جمهوريخواه بر سر بدهيهاست که فعلاً با افزايش سقف آن، مهلتي براي تدوين ساز و کار لازم ايجاد کردهاند، اما هنوز اين بحران فروکش نکرده است. راهپيمايي معلمان و تجمع آنان در مقابل کاخ سفيد در اعتراض به سياستهاي اوباما نيز بر مشکلات کاخ سفيد افزوده است. افزون بر موارد فوق، تظاهرات در 11 شهر سرزمينهاي اشغالي را نيز بايد به آنها افزود که تل آويو را در آستانه بحران قرار داده است.
پس از شکل گيري «بيداري اسلامي» و به خطر افتادن منافع کشورهاي غربي در جهان اسلام، افزون بر اقدامهاي ديپلماتيک، اقتصادي و تهديدهاي نظامي، بويژه در مورد سوريه بنگاههاي رسانهاي نيز به عنوان تأثيرگذارترين ابزارهاي جنگهاي کنوني، وارد صحنه شده و کاستي تلاشهاي سران نظام سلطه را عليه دولت مستقل و مردمي دمشق جبران نمودند، به گونهاي که العربيه و الجزيره در پشتيباني از رسانههاي غربي خبرهاي مربوط به سرکوب وحشيانه قيام مردم بحرين که با مشارکت نظاميان سعودي صورت ميگيرد را سانسور ميکنند و براي بزرگنمايي و انتشار اخبار دروغ درباره سوريه، تنها به سانسور و کتمان حقايق اکتفا نميکنند، بلکه تصاويري را از صحنه اعتراضها و درگيريها در سوريه پخش ميکنند که متعلق به ديگر کشورهاي عربي است! البته، اين حربه رسانهاي پس از حوادث 11 سپتامبر عليه مردم فلسطين به کار گرفته شد، به نحوي که تصاوير سال 1991 در سال 2001 پخش گرديد!
پر واضح است که سوريه نخستين بار نيست اين فشارها را از سوي کشورهاي اتحاديه اروپا و آمريکا تحمل ميکند، بلکه در فاصله سالهاي 1384 تا 1386 پس از ترور رفيق حريري تجربه سنگيني را در اين ارتباط سپري نمود، زيرا موج سنگين اتهامها متوجه سوريه بود و فرصتي براي تل آويو، کاخ سفيد و همپيمانان در اروپا ايجاد شد تا از اين منظر سوريه را وارد يک بحران نمايند و با ايجاد تفرقه، موجي از درگيريها را در اين کشور سازمانده کنند که در اين راه ناکام ماندند و دمشق همراه جريان مقاومت بر اين موج چيره شد.
خراسان
«دستور العملي براي ماه مبارک رمضان» عنوان يادداشت روزنامه خراسان به قلم محمد سعيد احديان است كه در آن ميخوانيد:
روشن است که تنها «عالمي عامل» ميتواند براي بهره بران بيشتر از ماه مبارک رمضان دستورالعمل ارائه کند چرا که هم بايد خوب بداند و هم به دانسته هايش عمل کرده باشد اما گزارش دستورالعملهاي اين سالکان طريق الي ا... شايد وظيفهاي باشد براي آنان که ديدهاند و شنيدهاند. با توجه به ويژگيهاي استثنايي ماه مبارک رمضان هميشه اين سوال براي خيليها مطرح است که براي بهره بردن بيشتر از ماه رمضان غير از روزه داري چه اعمالي بايد در دستورکار ما قرار بگيرد و به همين دليل به دنبال گرفتن توصيهها و دستورالعملهايي از علماي بزرگ براي رعايت در اين ماه هستند. پاسخي که چند سال پيش عالمي سالک به اين سوال داد برايم تعجب آور بود چرا که ميديدم مطمئن ترين و آسماني ترين نسخهاي که قابل تصور است به بهترين شکل در دسترس مان بوده است اما حداقل من آنرا نديده بودم.
اگر تمام سالکان همه اعصار دور هم جمع شوند و با هم نسخهاي براي مردم در ماه مبارک رمضان بنويسند آيا اين نسخه ميتواند همتايي کند با دستورالعملي که امام رضا(ع) از قول پدرانش و در نهايت از زبان مبارک حضرت علي(ع) نقل ميکند از آنچه رسول گرامي اسلام براي ماه مبارک رمضان به مردم ارائه کرده است؟ جالب تر آن است که براي دستيابي به اين دستورالعمل لازم نيست کتابهاي روايي خاصي داشته باشي بلکه کافي است از جايت برخيزي قدمي برداري و به کتاب شريف مفاتيح الجناني که در دکور منزل يا در کنار سجاده ات گذاشتهاي مراجعه کني. چه بسا بارها هنگامي که بخش فضيلت ماه مبارک رمضان را مرورکردهاي آن را ديده و شايد خوانده باشي اما به سادگي از کنارش گذشته اي. اگر اکنون به اين کتاب شريف مراجعه کني يا در اينترنت عبارت «خطبه شعبانيه» را جستجو کني براساس سند معتبر(به گفته مرحوم محدث قمي) دستورالعملي آسماني ارائه شده توسط انسان کامل، پيامبر اعظم، حضرت محمد(ص) را خواه يافت که ميتواند نقطه عطفي در ماههاي مبارک رمضان زندگي ات باشد. جادارد از خود سوال کنم آيا اگر "احتمال" ده پزشکي که ديگران "مي گويند" حاذق است نسخهاي شفا بخش براي طول عمر "چندساله" ما دارد براي بدست آوردن آن نسخه تا چه ميزان حاضريم وقت و هزينه صرف کنيم؟ آيا حيف نيست که يکي از رمضانهاي زندگي ات را پشت سر بگذاري و به نسخهاي که توسط بنده برگزيده خدا ارائه شده است که "علمش علم الهي" است و به "يقين" شفا بخش "دنيا و آخرت" است، آشنا و عامل نباشي؟
مي خواستم در ادامه سيري کوتاه در اين خطبه نوراني که در پايان ماه شعبان ايراد شده است داشته باشم و محورهاي اصلي آن را برشمارم تا کمي کار را راحت تر کنم اما هرچهانديشيدم بيشتر به اين جمع بندي رسيدم که بهتر است خود فرد شخصا به متن مراجعه و براساس ذائقه و برداشت خود محورهاي دستورالعمل را دسته بندي کند چرا که بي ترديد تاثيري که کلام پيامبربر قلب و روح انسان دارد قابل مقايسه با هيچ نوشتهاي نيست و ثانيا تا خود فرد به تحليل اين حديث نپردازد، هم نميتواند به دستورالعملي متناسب با احوالات خود دست پيدا کند و هم نميتواند آن را خوب به خاطر بسپارد و "برنامه عمل" ماه اش کند ضمن آنکه اگر کسي براي رسيدن براي دستورالعملي که زندگي دنيا و آخرتش را تحت تاثير قرار ميدهد حتما اين مقدار تلاش ميکند که به اصل متن مراجعه کند. لذا به سبک توصيههاي آن عالم سالک پيشنهاد ميکنم قلم و کاغذي برداريد و به مطالعه دقيق آن خطبه نوراني بپردازيد.
اگر به جايي رسيديد که حضرت در حال وصف حقيقت ماه مبارک رمضان هستند آن عبارتها را تکرار کنيد و درباره آن بينديشيد چرا که تا حقيقت اين ماه در قلب ما جاي نگيرد نخواهيم توانست به مغز اعمال آن راه پيدا کنيم و آنجايي که حضرت توصيه به عمل يا رفتاري کردهاند آن را به عنوان يک محوردستورالعمل يادداشت کنيد بعنوان مثال زماني که حضرت از احسان به اقوام و خويشان در اين ماه ميگويند ميتوان صله رحم را بعنوان يک محور ثبت کرد. بعد از اين که ليست محورهاي دستورالعمل کامل شد(حداقل ميتوان بيش از 15 مورد را برشمرد) زمان برنامه ريزي براي اجرايي کردن آن رسيده است براي عملي شدن آن ميتوان برخي از موارد را در دستورکار روزانه خود قرار دهيم ( مانند دعا براي توفيق در اين ماه يا مداراکردن با زيردستان يا صلوات فرستادن ) و براي برخي متناسب با توان و وقتي که داريم يک يا چند بار در ماه برنامه ريزي کنيم تا حداقل بهرهاي از آن برده باشيم (مانند افطاري دادن حتي با جرعهاي آب يا مناجاتها و سجدههاي طولاني يا نوازش يتيمان).
سياست روز
«تهديد نظامي سوريه» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن ميخوانيد:
بسياري تصور ميکنند که تحولات داخلي سوريه مردمي است. گمانشان اين است که سوريه دچار انقلابي مردمي شده است و دخالتهاي خارجي در اين اعتراضات نقشي ندارد. اين تحليلگران چه داخلي و چه خارجي با اينگونه ديدگاهها فشارهاي خارجي را بر بشاراسد بيشتر ميکنند.
در اين که سوريه پس از چند دهه نيازمند اصلاحات بسياري است، شکي وجود ندارد. مردم سوريه نيازمند اصلاحات اساسي در زمينههاي گوناگون از جمله انتخابات آزاد هستند. روزنامههاي مستقل و آزاد و پارلماني که خود نمايندگانش را انتخاب کنند.
رئيسجمهور سوريه هم اقدامات اصلاحي خوبي را آغاز کرده و زمينه برقراري شرايط مناسب دموکراسي نيز در حال فراهمسازي است.
توجه به تحولات کشورهاي عربي و تجزيه و تحليل نوع خيزشها، تفاوت اعتراضات سوريه با ديگر کشورهاي عربي از جمله ليبي، يمن، مصر، تونس و... را روشن ميکند. در تحولات اکثر کشورهاي ياد شده، خيزشهاي گسترده مردمي نمايان است. همچنان که پس از سرنگوني مبارک و بنعلي شاهد حضور گسترده مردم در صحنه انقلاب براي رسيدن به اهداف مردمي آن هستيم.
يمن نيز همچنان شاهد موج مردمي اين کشور در مبارزه با ديکتاتور است. اما در سوريه مشاهده ميشود که تنها چند شهر مرزي دستخوش اعتراضات و درگيري با نيروهاي نظامي است.
تحليلي که ميتوان در اين زمينه ارائه داد اين است که پس از خيزشهاي مردمي در کشورهاي عربي، غرب به اين انديشه افتاد که از فرصت به دست آمده براي سرنگوني کشوري که سالها به عنوان خط مقاومت در مقابل رژيم صهيونيستي ايستادگي کرده استفاده کند.
ابتدا در مرحله نخست، با دستگاه تبليغاتي گسترده خود افکار عمومي جهان را سازمانده کرد و پس از تجهيز گروههاي مخالف رژيم سوريه وارد فاز مبارزه مسلحانه با دولت حاکم شد.
بر هم زدن امنيت داخلي سوريه که هدف مهم و اساسي آمريکا و غرب براي تضعيف و سپس سرنگوني بشاراسد است، مدتي است آغاز شده و در برخي از شهرها به ويژه شهرهاي مرزي اين کشور اکنون شاهد ناامني و درگيريهايي بين معترضين و ارتش سوريه هستيم.
جنگ رسانهاي نيز يکي از پروژههاي در دست اقدام است که رسانههاي غربي و اروپايي با دامن زدن به تحولات سوريه درصدد هستند تا اتفاقات اين کشور را با بزرگنمايي به مخاطبان خود ارائه دهند تا ذهنيت آنها براي اقدام بعدي آماده باشد.
اما اقدام بعدي آمريکا و اروپا چه خواهد بود؟
در صورت شکست طرحهاي اجرا شده در سوريه توسط آمريکا و عوامل مسلح مورد حمايت غرب، گزينه دخالت نظامي روي ميز ژنرالهاي ناتو و پنتاگون قرار ميگيرد.
شاهد دخالتهاي گروههاي تروريستي و نيروهاي مسلح شده توسط آمريکا سخنان ومواضع ايمن الظواهري سر کرده گروهک تروريستي القاعده است.
تهران امروز
«نرخ ارز و قاچاق دلار» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم افشين زماني است كه در آن ميخوانيد:
محمود بهمني رئيس كل بانك مركزي براي چندمين بار پياپي ظرف يكي دو هفته اخير به تشريح اوضاع ارزي كشور پرداخته است و ضمن ارائه آمار كاملي از ذخاير ارز و طلاي كشور و اينكه ايران با داشتن چنين ذخايري ميتواند حتي دوراني بدتر از شعب ابيطالب را بگذارند، اما در عين حال بر وجود تقاضاي كاذب در بازار ارز تاكيد كرده و گفته كه اين تقاضا واقعي نيست.
در تحليل اين بخش دوم سخنان رئيس كل بانك مركزي، ميتوان با آقاي بهمني همصدا شد و اظهارات او را درباره واقعي نبودن تقاضاي ارز در بازار واقعي دانست اما سوال واقعي تر اين است كه چرا تقاضا در بازار ارز از ميزان واقعي اش بالاتر است؟ درباره اين سوال استدلالهاي زيادي شده است و سالهاست كه به يكي از موضوعات اساسي اقتصاد ايران تبديل شده است.
در حال حاضر بخشي از كارشناسان بر واقعي نبودن نرخ ارز در برابر ريال تاكيد دارند و معتقدند دولت به صورت غير واقعي ارزش ريال را در برابر ساير ارزهاي قدرتمند از جمله دلار بالاتر نگه داشته است و همين موضوع هم كه در واقع يارانه پنهان اقتصاد ايران به ارزهاي خارجي به حساب ميآيد موجب بروز رانت شده است و تقاضاي كاذب را براي خريد دلار ارزان در بازارهاي ايران دامن زده است. البته اين يك روي سكه است.
روي ديگر سكه هم اين است كه اگر بانك مركزي حمايت خود را از ريال بردارد آن گاه تجربه نشان داده است كه نرخ دلار در برابر ريال به سرعت افزايش مييابد و به تبع آن تورم و گراني فزايندهاي هم بر نرخ كالا و خدمات حاكم ميشود كه فشار هزينهاي زيادي را بر توليد و قدرت خريد مردم بر جاي ميگذارد. البته اين مشكل مختص چند سال اخير نيست. در گذشته وجود داشته و به احتمال زياد در آينده هم وجود خواهد داشت اما ميتوان شدت آنرا كم و زياد كرد.
به اين معنا كه اگر نرخ دلار را مصنوعي كنترل كنيم موجب بروز تقاضاي غير واقعي و در نتيجه دو نرخي شدن قيمت دلار دولتي و آزاد ميشود و اگر نرخ دلار را آزاد كنيم موجب فشار هزينهاي بر توليد و مصرف كننده ميشود. براي حل اين معضل راههاي گوناگوني طي شده است كه يكي از موفقترين اين راهحلها تك نرخي كردن ارز با استفاده از مكانيسم نيمه كنترلي بازار بوده است. در چارچوب اين سياست، دولت سعي ميكند با تزريق مقدار معيني دلار، بازار ارز دولتي و آزاد را به يكديگر نزديك كند و به تدريج هم حمايت خود را از ريال در برابر ارزهاي خارجي كم ميكند تا بازار تك نرخي شود.
چنين سياستي در دولتهاي نهم و دهم تا حدود زيادي به كنار گذاشته شده است و دولت حمايت محكمتري را از ريال در برابر ارزهاي خارجي در دستور كار خود قرار داده است. نتيجه آن شده است كه طي چند سال اخير بهرغم تورم مجموعا صدرصدي كه داشتهايم، اما نرخ دلار به ميزان تورم در برابر ريال افزايش نيافته است و همين موضوع هم به بيشتر شدن فاصله نرخ ريال و دلار منجر شده است.
به عبارت ديگر دولت يارانه بيشتري را براي حفظ ارزش ريال در برابر دلار پرداخت ميكند و همين مسئله هم باعث تقاضاي بيشتر براي خريد دلار در بازار ميشود. بانك مركزي طي يكي، دو ماه اخير نشان داده كه به تبعات حفظ افراطي ارزش ريال در برابر دلار پي برده به همين دليل يكي، دو مرتبه با بالا بردن موقتي قيمت دلار در برابر ريال در صدد كاهش تقاضاي كاذب ارز بوده است كه از قضا تاثير مناسب را هم برجاگذاشته است. به نظر ميرسد كه اگر مسئولان بانك مركزي سياست حمايت مطلق از ريال در برابر ارزهاي خارجي را كنار بگذارند و به تدريج و آرام به آزادسازي نرخ دلار اقدام كنند، ميتوانند با كمترين آثار تورمي و فشار هزينهاي، بيشترين فايده را براي اقتصاد كشور به ارمغان بياورند.
ابتكار
«سايه سنگين تورم بر سفرههاي افطار» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سيد علي محقق است كه در آن ميخوانيد:
امروز اول ماه مبارک رمضان است. مسلمانان جهان از ديروز و امروز (بسته به جغرافيا و رؤيت هلال ماه نو) به استقبال ضيافت اله و فريضه ديني روزه اين ماه مبارک رفتهاند. اين ماه معنوي و انسانساز در حالي بار ديگر مؤمنان را به مهماني خدا ميبرد که رمضان امسال در ابعاد مختلفي با رمضانهاي سالهاي گذشته تفاوتهايي دارد.
در چند ماه گذشته، زندگيهاي اجتماعي تحتالشعاع ناامنيها و خشونتطلبيها و انتقامجويي ها، آنچنانکه بايد از روندي مطلوب و اميدوارکننده برخوردار نبوده است و از اين نظر انگار که فرياد رسي از غيب رسيده است. چهبسا که آغاز ماه اين مبارک و معنويت حاکم بر اين روزها پاياني باشد بر رشد غافلگيرکننده جرم و جنايت و خشونتهاي اخير. يکي از نکاتي که رمضان امسال را در مقايسه با سالهاي گذشته متمايز ميکند، همزماني آن با اوج گرماي تابستان و نزديکي شرايط آن با واژه عربي «رمضي» به معناي شن تفتيده و داغ است.
اين ماه پربرکت و اله درست مانند سالهاي اوليه دهه شصت، با ميانه فصل تابستان و اوج گرماي ماه مرداد همزمان شده که روزهايي بلندتر و درعينحال گرمتر از هر روزي از سال دارد. از آخرين باري که ايام ماه مبارک رمضان با ميانه مرداد مصادف بود، حدود سه دهه ميگذرد. از سوي ديگر، امروز و در پايان اولين روز از حلول ماه مبارک، مردم ايران در حالي پاي سفرههاي پرفيض افطار خود مينشينند که به لحاظ اقتصادي، نان و ساير مخلفات اين سفره معنوي خاصتر و متفاوتتر از همه سفرههاي افطار چند دهه گذشته است.
از همان آغاز اجراي هدفمندکردن يارانهها و تغيير و آزادسازي قيمت حاملهاي انرژي و برخي از کالاهاي اساسي، مانند آرد و نان و لبنيات، بهتدريج آثار دومينوي تورم ناشي از طرح هدفمندي خود را به مردم نشان داد.
ازقضا، نقطه اوج افزايش قيمت انواع کالاهاي عمومي، عليالخصوص مواد غذايي، درست با ماههاي تير و مرداد و آغاز ماه مبارک رمضان تلاقي کرد. قيمتهاي نان، شير، شيريني، خرما، آش و حليم اولين افطاري امسال دگرگونه و متفاوت از هر سال شده و هزينههاي تأمين گوشت، مرغ، ماه و برنج شام و سحريهاي امسال همه را غافلگير کرده و حقوق يک ماه روزهداران را بهراحتي بلعيده است.
اما ماجراهاي اقتصادي رمضان امسال به همينجا ختم نميشود. اثرات وضعي هدفمندشدن يارانهها تنها تمايز روزهداري در سال 1390 در مقايسه با سالهاي گذشته نيست. طي روزهاي اخير، فارغ از افزايش قيمتهاي رسمي و غيررسمي انواع مواد غذايي در کشور، مسئولان امور بازرگاني و اقتصادي و يارانهاي کشور، برعکس سالهاي ماضي، هرگونه حمايت رفاه و مناسبتي را از کارمندان و کارگران با اما و اگرهاي بيسابقهاي همراه کردهاند.
طي هفتههاي اخير از فحواي متناقض کلام مسئولان اينگونه برميآيد که باوجود برخي وعدههاي پراکنده و مشروط، دولت درعمل هيچ برنامه منسجمي براي حمايت اقتصادي از خانوادههاي ايراني و هيچ نوع سبد کالاي از قبل طراحيشدهاي در استقبال از ماه رمضان در دستور کار نداشته است.
اين در حالي است که با توجه به تورم بيسابقه بهوجودآمده در اقلام غذايي، انتظار ميرفت دولت حداقل امسال و در اولين ماه رمضان پس از اجراي هدفمندي يارانهها، براي کم کردن آثار اين وضعيت جديد بر اجراي فرائض ديني خانوادهها، سبدکالايي حتي پربارتر از سالهاي گذشته تدارک ديده باشد؛ اما اينگونه که نشد هيچ، حتي اعلام کالابرگهاي ويژه اين ماه را هم منتفيشده اعلام کردند!
مردم سالاري
«ماه رمضان; فرصت استثنايي براي پاکسازي جسم و روح» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم وحيد حقي است كه در آن ميخوانيد:
ماه مبارک رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شريف ترين ماههاي سال است. در اين ماه درهاي آسمان و بهشت گشوده و درهاي جهنم بسته ميشود، و عبادت در يکي از شبهاي آن( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است. ماه مبارک رمضان، فرصتي ارزشمند و مغتنم براي تهذيب و پالايش روح و روان انساني است. ماه سلوک و زدودن زنگارهاي شيطاني از آيينه دل و برافروختن چراغ معرفت در شبستان وجود است، تلاوت قرآن و هنگامه دعا خواندن و تحول است. عاشقان کوي دوست در اين ماه، مهر صيام بر لب ميزنند و آتش محبت در قلب مشتعل ميسازند و با گام نهادن بر نردبان کمال و فضيلت، پله پله به معبود و معشوق خويش نزديک تر ميشوند.
پيامبر گرامي اسلام هنگامي که رويت هلال ماه رمضان ميفرمود، رو به قبله مينمود و دستهاي مبارکش را بلند ميکرد. و ميگفت: پروردگارا اين ماه را بر ما نو گردان به امن و امان، و سلامتي و اسلام، و تندرستي شايان تشکر، و روزي فراخ، و بر طرف ساختن دردها و ناملايمات، بار پروردگارا روزي کن ما را روزه و قيام براي عبادت، و تلاوت قرآن در اين ماه، و او را براي ما سالم و تمام گردان، و او را از ما سالم بدار، و ما را در اين ماه سالم و تندرست فرما.
انسان روزه دار در اين ماه مهمان حضرت دوست است و سفرهاي از رحمت و مغفرت در پيش روي وي گشوده شده است. در ماه مبارک رمضان، عشاق از سفره پرفيض الهي، بهره مند ميشوند و مشام جان را با عطر عبادت و معنويت مينوازند. در وصف روزه و آثار آن گفتهاند: روزه براي انسان، حکمت به ارمغان ميآورد; روزه، قلب را از وسواس حفظ ميکند; روزه، تقرب به خداست; روزه، نياز به مردم را کم ميکند; روزه، نور، برهان، شفا و رحمت را در پي دارد; روزه، سبب شناخت عيوب نفساني است; روزه، مانع تاثير شيطان برآدمي است; انسان به وسيله روزه، آنچه را که تاکنون نميفهميد ميفهمد و آنچه را که نميديد ميبيند.
امام صادق(ع) در رابطه با صبر روزه دار ميفرمايد: هيچ روزه داري نيست که بر گروه که مشغول غذاخوردن هستند، حاضر شود مگر اينکه اعضا و جوارح او، تسبيح پروردگار ميکنند و ملائکه بر او درود.
روزه از نظر لغت به معناي امساک و ترک مطلق امور اعم از خوردني ها، آشاميدنيها و حتي سخن گفتن و ساير اعمال ميباشد. چنانچه خداوند سبحان به حضرت مريم(س) ميفرمايد: در پاسخ به سخنان طعنه آميز مردم بگو: من براي خدا، نذر روزه سکوت
کرده ام.
اما از نظر شرعي، روزه يا "صوم" به معناي خودداري و بازداشتن نفس از ارتکاب هرنوع عملي است که "مفطري" يا باطل کننده معرفي شده است.
انسان روزه دار به دليل امساک از خوردن و آشاميدن و خودداري از انجام ساير مفطرات، خلق و خوي روحاني و ملکوتي مييابد و بيش از هر زمان به پروردگار خويش نزديک ميشود. خدا و پيامبر، شخص روزه دار را دوست دارند و اهل آسمانها و زمين، از وي به عظمت و تجليل ياد ميکنند. ظاهر روزه، سکوت، آرامش، قناعت و رضايت مندي است و باطن آن سرور، بهجت و حلاوت وصل و توان مندي است.
انسان روزه دار، خود را از دام هر قيد و بندي، آزاد و رها ميبيند و آنچه که بر ديگران دشوار است نزد خود، سهل و آسان مييابد. روزه، چشمههاي خير و حکمت را از قلب به زبان جاري ميسازد و براي روزه دار، نور بصيرت و طراوت يقين و معنويت به ارمغان ميآورد. از ميان احکام و برنامههاي عبادي که به منظور تحکيم پيوند معنوي انسان با عالم ملکوت، تعيين شده، روزه از اهميت و عظمت ديگري برخوردار است و اجر و پاداش آن نيز در پيشگاه اله از بسياري از عبادات ديگر افزون تر است. چنانچه در حديث قدسي آمده است که خداوند سبحان ميفرمايد: هرکار نيک و ارزشمندي، از ده تا هفتصد برابر پاداش دارد به جز روزه، همانا که روزه، براي من و مخصوص من است و من خود اجر و پاداش آن را خواهم داد.
آفرينش
«سوريه و چالشهاي پيش رو» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن ميخوانيد:
در آن روزهايي که تونس و مصر درگير اعتراضات مردمي بودند کسي فکر نميکرد که نسيمي از بهار عربي به سوريه هم بوزد و به گفته رييس جمهور اين کشور سوريه با ديگر کشورهاي عربي فرق دارد و هرگز دستخوش اختلافات و درگيري نخواهد شد. وضعيت سوريه همچنان نا به سامان است و مشخص نيست که سير تحولات چه وضعيتي را براي مردم و حاکمان اين کشور رقم خواهد زد.
اما آنچه در چند روز گذشته بازتاب گستردهاي در رسانهها داشته در گيري ارتش سوريه با مردم اين کشور بوده است که به کشته شدن جمعي از مخالفان و معترضين سوري انجاميد. آنچه در مورد سوريه قابل تامل است اينکه چرا با ارائه بستههاي اصلاحات از سوي دولت، اين کشور همچنان شاهد اعتراضات مردمي ميباشد.
آنچه مسلم است اوضاع سوريه دستخوش تحولاتي گرديده است که دولت اين کشور هنوز نتوانسته است راه حلي مسالمت آميز براي آن پيدا کند. در چنين وضعيتي با توجه به ادامه دار بودن اعتراضات مردمي بايد ديد که مردم چه خواستههايي دارند که حتي با ارائه اصلاحات مطرح شده از سوي دولت باز هم به مصالحه راضي نميشوند.
شايد اين اصلاحات را ناکافي و يا ضمانت اجرايي براي احقاق آن نميبينند. آنچه مسلم است دولت سوريه وجهه و اعتبار خود را نزد جمعي از مردم اين کشور نتوانسته است به خوبي حفظ کند و لذا لازم است تا با شنيدن صداي اعتراضات و خواستههاي مخالفان و رسيدگي به نظرات آنان مانع از دست رفتن ثبات و اعتبار خود در ميان مردم گردد. موج اعتراضاتي که در سوريه به راه افتاده درصورت عدم توجه به آن ميتواند به انشقاقي ميان مردم سوريه بيانجامد که پيامدهاي ناگواري براي اين کشور به همراه خواهد داشت.
سوريه با مشاهده ديگر کشورهاي عربي که به سرکوب و کشتار مردم روي آوردهاند بايد درس عبرتي ارزشمند بگيرد و اين امر را مد نظر داشته باشد که با سرکوب و کشتار باعث از بين رفتن اعتبار خود ميان مردم و ديگر حاميانش در خارج از سوريه خواهد گرديد و اگر اعتماد مردمي و حمايت ديگر حاميان خود را ازدست بدهد ديگر نميتواند به برقراري ثبات و امنيت در سوريه اميد وار باشد.
شرق
«تنظيم بازار زير سايه گراني» عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم سيدكاظم دلخوش است كه در آن ميخوانيد:
دولت تنظيم و نظارت بر بازار را با هدف ايجاد آرامش و اطمينان خاطر مردم انجام ميدهد. در سالهاي اخير اين اقدام بعضا با مشاركت اصناف، بخش خصوصي، تعاونيها و ساير دستگاههاي ذيربط صورت گرفته است. با توجه به اهميت موضوع، دولت ميتواند از واردات به عنوان ابزاري براي تامين كمبودهاي موجود در بازار و جلوگيري از هرگونه تنش در بازار استفاده كند.
واردات محصولات كشاورزي و كالاهاي مصرفي اگر در چارچوب خاص و براي تامين نياز بازار باشد، مورد تاييد مجلس و كارشناسان است. اما گاها مشاهده ميشود واردات بيرويه كالاهاي مصرفي به بهانه تنظيم بازار صورت ميگيرد كه تداوم آن توليد ملي را به خطر مياندازد. مسوولان نبايد فراموش كنند تنظيم بازار و جلوگيري از نوسانات شديد قيمتي يكي از وظايف دولت بوده و هرگونه واردات بيرويه و به خطر انداختن توليد داخلي خلاف قانون است.
اجراي قانون هدفمندسازي يارانهها و رشد قيمت كالاهاي مصرفي و ارزاق، تنظيم بازار ماه مبارك رمضان امسال را متفاوتتر از سنوات گذشته كرده است. نبود قيمت مصوب براي كالاهاي پرمصرف، افزايش چشمگير قيمت كالاهاي مصرفي و ارزاق در ماههاي اخير و روند رو به رشد تورم از جمله مواردي است كه تنظيم بازار ماهمبارك رمضان را تحتالشعاع قرار داده است. عدم تعيين قيمت مصوب براي كالاهاي پرمصرف و اساسي در اين مقطع ميتواند به رقابت سالم در بازار و ارتقاي سطح كيفي توليدات داخلي منجر شود، ولي اگر در نظارت بر چگونگي اين رقابت و روند عرضه و تقاضا در بازار سستي صورت گيرد، اثرات بسيار مخربي بر اقتصاد خانوار خواهد گذاشت.
در حال حاضر قيمتها روند صعودي به خود گرفتهاند بهطوري كه تداوم اين روند ميتواند نظم بازار را بر هم زده و مشكلاتي را براي مصرفكنندگان ايجاد كند. افزايش قيمتها اگر در چارچوب اجراي قانون هدفمندسازي يارانهها و متناسب با نرخ تورم باشد، كاملا طبيعي بوده و ميتوان با استفاده از ابزارهاي مديريتي و نظارتي بازار، روند آن را كنترل كرد.
اما نگاه به آمار و واقعيتهاي بازار نشان ميدهد رشد قيمتها در بسياري از موارد از جمله ارزاق عمومي و برخي از كالاهاي مصرفي غيرمعقول بوده و اين كالاها گرانتر از حد انتظار عرضه ميشوند. دولت بايد تدابير ويژهاي براي جلوگيري از ايجاد اخلال در بازار و توقف روند غيرمنطقي رشد قيمتها بهكار گيرد، چراكه ادامه اين روند اجراي قانون هدفمندسازي يارانهها را نيز تحتالشعاع قرار خواهد داد.
در هر حال با توجه به آغاز ماه مبارك رمضان و افزايش تقاضا براي اقلامي همچون فرآوردههاي لبني، گوشت و مرغ (كه اتفاقا در زمره اقلامي هستند كه رشد قيمت آنها بيشتر از نرخ تورم و رشد قيمتها پس از هدفمندي يارانههاست) دولت بايد اقدامات لازم را در راستاي تهيه و توزيع اقلام پرمصرف و مورد نياز مردم انجام دهد تا از فشار مضاعف واردشده به مردم كاسته شود. در يك كلام ميتوان گفت تنظيم بازار در زير سايه گراني قرار گرفته است و بايد با كنترل و نظارت بيشتر از ايجاد هرگونه تنش در بازار جلوگيري كرد.
دنياي اقتصاد
«سرانجام بحران بده آمريكا» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر مرتضي بينا است كه در آن ميخوانيد:
این روزها مفسرهای اقتصادی در برنامههاي تلویزیونی داخلي و خارجي، مرتبا از فاجعه مالی جهانی درشرف وقوع صحبت میکنند که در صورت عدم توانايی دولت فدرال آمریکا در پرداخت بدهیهایش بهوجود ميآید.
خصوصا صحبت از سررسید دوم ماه آگوست 2011 را زیاد میشنویم، که ظاهرا در این روز دولت فدرال دیگر پولی برای پرداخت بدهیهایش ندارد! پرسشي كه به تبع اين موضوع در محافل مختلف مطرح ميشود آن است كه مساله چقدر جدي است و تبعات آن چيست؟
با مراجعه به سایت خزانهداری آمریکا ملاحظه میکنید که در تاریخ 15 ماه مه 2011؛ یعنی حدود دو ماه و نیم پیش، دولت فدرال به سقف قانونی وام گرفتن رسید و ريیس خزانهداری، آقای تیموتي گایتنر از همان زمان، برای وام گرفتن و پرداخت بدهیها از ابزارهای فوقالعاده که در اختیار قوه مجریه است استفاده کرده است. طبق نامهاي که آقای گایتنر به کنگره آمریکا نوشته و در سایت خزانهداری آمریکا قابل مشاهده است، اعلام شده که قوه مجریه در تاریخ 2 آگوست ابزارهای فوقالعادهاش را تمام میکند و احتمال عدم پرداخت بدهیها وجود دارد.
بنابراین سررسید 2 آگوست یک سررسید واقعی نیست و این احتمال عدم پرداخت، بستگی به دریافتهاي مالیاتی دولت فدرال دارد. به این نکته هم توجه داشته باشید که منظور از بدهی، منحصرا پرداخت اصل و بهره وام نیست، بلکه بدهی شامل تعهدات مالی دولت فدرال از قبیل حقوق بازنشستگی، حقوق کارمندان و غیره است. جریان نقدی دولت فدرال آمریکا به طور متوسط چیزی نزدیک به 50 میلیارد دلار در طول روزهای کاری ميباشد؛ در حالی که بهره وامهایش نزدیک به 2 میلیارد دلار در روز و به طور متوسط بین 4 تا 9 میلیارد دلار سررسید اصل وامهایش است.
حالا فرض کنیم که کنگره آمریکا اجازه وام گرفتن بیشتر را ندهد و ابزارهای فوقالعاده قوه مجریه برای وام گرفتن هم تمام بشود، در اینصورت چه اتفاقاتی میتواند بیفتد؟ در اینصورت، دولت فدرال میتواند پرداخت حقوق بخشی ازکارمندان و اصل یا حتی بهره اوراق قرضه اش را به تعویق بیندازد، که این معادل عدم پرداخت تعهدات مالی خواهد بود و طبیعتا آژانسهای تعيین اعتبار، درجه اعتباری دولت فدرال را به شدت کم خواهند کرد.
اما با کم شدن درجه اعتباری دولت فدرال چه اتفاق خاصی میتواند بیفتد؟اینجا است که مفسران سر به دیوار میکوبند و وا ویلا راه میاندازند؛ چون میگویند که نرخهاي بهره به شدت بالا میروند و نظام مالی جهان به هم میریزد و باقی قضایا. اما این حرفها در کوتاهمدت درست نیستند و فقط چنانچه در دراز مدت همچنان این مشکلات باقی بمانند، کم کم اثرات خود را نمایان خواهند کرد.
نرخ بهره اوراق قرضه دولت فدرال آمریکا فقط در صورتی بالا میرود که تقاضا برای خرید اوراق قرضه کم شود و دارندگان فعلی اوراق قرضه زودتر از سررسید شروع به فروش اوراق خود بکنند. وقتی که عرضه اوراق قرضه زیاد شود، قیمت آنها افت میکند و بنابراین بازدهی کوپنهاي فعلی بیشتر ميشود. به عبارتی دیگر نرخهاي بهره اوراق قرضه فعلی بالا میرود و باید برای صدور اوراق قرضه جدید، کوپنهاي گرانتری در نظر گرفت تا با اوراق قرضه قدیمیتر قابل رقابت باشند.
اما ما در دنیای رقابتی زندگی میکنیم و اثر نظر آژانسهاي اعتباری را هم باید در دنیای رقابتی سرمایه بررسی کنیم. اولا دنیای غرب خصوصا در حوزه مدیترانه در یک رکود اقتصادی غوطهور است و سرمایه گذاران غربی فرصتهاي کاری خوبی پیدا نمیکنند و چین که دارنده عمده اوراق قرضه آمریکا است، زیرساختهاي کافی برای سرمایهگذاری در مملکت خود را ندارد و ریسک عدم پرداخت در بسیاری از نقاط دیگر دنیا بالا است.
جهان صنعت
«تصمیم سازنده دولت» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم مریم باستانی است كه در آن ميخوانيد؛دیروز خبر رسید که باز هم برخی صنوف از پرداخت مالیات بر ارزش افزوده سرباز زدهاند و با تعطیلی کسب و کار خود به نشانه اعتراض خواستار توقف قانون مالیات برارزش افزوده هستند.
مشابه این اتفاق سال گذشته نیز برای برخی از صنوف افتاد با این حال تکرار آن در سالجاری دو نکته را در ذهن متبادر میکند؛ نخست ضعف اجرایی در اجرای قانون و دوم ضعف قانون مالیات بر ارزش افزوده. اگرچه در نگاه کلی نمیتوان به طور قاطع نظر داد که این دو مشکل عامل اعتراض مجدد بخشی از فعالان بازار شده است اما بیتردید مشکلی در هر دو بخش وجود دارد که موجب شده این اتفاق مجددا تکرار شود.
دولت اعلام کرده که سال گذشته 83 درصد درآمدهای مالیاتی در بودجه سال 89 محقق شده است، این به آن معناست که قانون مالیات برارزش افزوده کارکرد مورد انتظار دولت را داشته است. از سویی نحوه اجرای آن با وجود تنشهای به وجود آمده توانسته اهداف دولت را محقق کند اما چه اتفاقی افتاده که در سه ماهه دوم سال شاهد اعتراض مجدد برخی صنوف هستیم ؟ شاید مهمترین دلیل این اتفاق شرایط اقتصادی کشور باشد.
پس از اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها و بیتوجهی دولت به بخش صنعت، فشار مضاعفی به بخش تولید وارد شده است. از سویی نرخ تورم نیز به تبع آن بالا رفته و این موضوع سبب شده تا تجار هم با مشکل روبهرو شوند. شاید بهتر باشد برای جلوگیری از سرایت این اعتراض به سایر اصناف یا تولیدکنندهها دولت هرچه سریعتر نسبت به تدوین و اجرای بستههای حمایتی از تولید اقدام کند و برای تجار و اصناف هم تصمیمهای سازنده بگیرد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


