صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

از کلاس‌های شهید آوینی تا بیداری اسلامی

گفتگوی «تابناک» با جانباز کیوان نیا
کد خبر: ۱۷۵۳۹۰
| |
17406 بازدید
سرویس دفاع مقدس ـ هنرمند جانباز شاهرخ (حسین) کیوان نیا کارگردان و کارشناس ارشد تلویزیون در سیمای جمهوری اسلامی ایران دانش آموخته کارگردانی سینما از دانشگاه هنر که از سال 1365 به گروه روایت فتح به سرپرستی شهید سید مرتضی آوینی پیوست، همچنان با دغدغه بیان حماسه های دفاع مقدس و ایثارگران هشت سال جنگ تحمیلی دست از کار نکشیده است.
این روزها کیوان نیا به بیداری اسلامی نیز نگاهی دارد که در این گفت و گو از آن نیز برای ما و شما گفته است. 
همراهی با دوست قدیمی آقا مرتضی آوینی لذتبخش است. این همراهی را قدر بدانیم و خاطرات او را بشنویم.


*آقای کیوان نیا از آغاز جنگ و پیوستن به بسیج شروع کنید.

ـ دقیقا پنجم آ ذر 59 بود که از دبیرستان برمی گشتم و بچه های مسجد را در راه بازگشت دیدم. آنها اصرار کردند که به همراهشان به بسیج بروم و از همان روز، بسیجی شدم. پس از نزدیک یک سال و نیم در سال 1361 با گروهی از دوستان همکلاسی و مسجدی ام که در دبیرستان بزرگ تهران (آیت الله طالقانی) و مسجد شیشه در خیابان شیخ هادی بودند، به جبهه رهسپار شدیم و به خرمشهر رفتیم.
در آنجا به عنوان دژبان بودیم و از آنجا بود که با دیدن رزمندگان و روحیات آنان، جذب فضای معنوی و ملکوتی جبهه ها شدم. پس از آن در سال 62 بود که در عملیات خیبر شرکت کردم و در بسیج فعال بودم و به همراه اجرای برنامه های فرهنگی، بارها کمک های مردمی را به جبهه ها رساندیم و به جبهه می بردیم و چند روزی بودیم و برمی گشتیم.
در سال 1363 دیپلم گرفتم. یکی از آشنایان، شرکت تولیدی داشت که آن را به من سپرد، ولی من که هوای جبهه در سر داشتم، طاقت نیاوردم و دوباره به جبهه رفتم و به همراه رزمندگان لشکر 27 محمد رسول الله (ص) در عملیات کربلای 4 و پس از آن در عملیات کربلای 5 شرکت کردم.
در همین عملیات در 22 دی سال 1365 بود که در منطقه شلمچه برای نخستین بار مجروح شدم و مدتی در بیمارستان شفا یحیاییان بستری بودم و پس از آن هم مدتها ویلچر نشین شدم.

*چگونه سر از تصویربرداری درآوردید و چه شد که با شهید سید مرتضی آوینی آشنا شدید؟

ـ در یکی از روزهای جمعه که با ویلچر به نماز جمعه تهران رفته بودم، در بخشی از دانشگاه تهران که به چهارراه لشکر معروف و محل قرار ملاقات بچه های رزمنده و بسیجی لشکر 27 بود، اطلاعیه ای دیدم که گروه تلویزیونی جهاد که برنامه روایت فتح را تولید می کرد، اعلام نیاز کرده بود و علت آن هم این بود که در عملیات کربلای 5، شماری از تصویربرداران و نیروهای روایت فتح به شهادت رسیده بودند و خلأ نیرو داشتند.

در آن فراخوان اعلام شده بود که به تعداد نیروی بسیجی نیاز دارند که بتوانند در زمان های عملیات، در یگان های گوناگون رزمی باشند و فیلم و عکس تهیه کنند.

من که از کودکی، شور و شوق بسیاری به دوربین و عکاسی داشتم و بهترین اسباب بازی هایم، دوربین هایم بودند، یکی از فرم ها را گرفتم و پر کردم. چند روز بعد، به محل آنان که در خیابان صبا بود، رفتم. آقای مرتضی شعبانی را که از مسئولان روایت فتح بود، در آنجا دیدم. او وقتی من را با ویلچر دید که به آنجا رفته ام، با تعجب پرسید: پسر! تو می خواهی چکار کنی؟ آیا با این وضعیت، می توانی به جبهه بروی؟ آن وقت فیلمبرداری و عکاسی کنی؟
پاسخ دادم: من شوق بسیاری به این کار دارم و مشتاقم که زودتر بهتر شوم و به شما بپیوندم.

*آیا شما را با آن وضعیت پذیرش کردند؟

ـ بله، خوشبختانه من هم از دویست نیرویی بودم که پذیرفته شدم و از اوایل سال 1366 بود که کلاس های آموزشی در اردوگاه منظریه (شهید باهنر) در نزدیکی حسینیه جماران برگزار شدند که مسئول آن، هنرمند شهید مرتضی آوینی بود. البته از آن تعداد دویست نفر در جلسه اول، خیلی ها در جلسات بعد نیامدند.

*در آنجا چه کلاس هایی برگزار می شد و اساتید شما چه کسانی بودند؟

ـ کلاس های گوناگونی بود، از آن جمله فیلمبرداری، عکاسی، فیلنامه نویسی و کلاس های جنبی همچون کلاس های اخلاقی و فلسفی بود. از اساتید ما آقایان مصطفی دالایی، محمد داودی و قاسم بخشی را به یاد دارم.

شهید آقا مرتضی در کنار تدریس هنر، کلاس های اخلاق و فلسفه را اداره می کرد که از حدود دویست نفری که نام نویسی کرده بودند، نزدیک بیست نفر از بچه های بسیج، در روایت فتح باقی ماندند که شماری از آنان نیز در مراحل گوناگون شهید شدند.

به خوبی به یاد دارم شهید آقا مرتضی آوینی در نخستین کلاس خود تأکید کرد که وقتی در قرآن مجید می خوانیم: علمه البیان، علم تبیین و بیان در هر دوره و زمانی به فراخور تکنیک و فناوری زمان است.پیش از این، منبر و سخنرانی های مسجدی، راه بیان مطالب دینی بود اما اکنون باید از روش تصویر و فیلم برای بیان حقایق بهره برد. این است که کار شما در این مرکز در راستای نشر و گسترش حقیقت، بسیار بجا و ستودنی است که پس از پایان کلاس ها، مرحله عملی را هم در جام جم برگزار کردیم و راهی جبهه ها شدیم. از همکلاسی های ما در آن، می توانیم به شهید بهروز فلاحت پور و سعید جان بزرگی اشاره کرد که خداوند آنان را برای خود برگزید.

*درباره تجهیزاتتان از جمله دوربین ها توضیح دهید؟

ـ در آن زمان، دوربین های بزرگی بودند که فیلم شانزده میلی متری می گرفتند. دوربین ها هم بزرگ و سنگین بودند و هر کدام نزدیک پانزده تا شانزده کیلو گرم وزن داشتند و نگهداری آنها بسیار سخت بود؛ بنابراین، لازم بود در استفاده و نگهداری آنها، افزون بر سختی حمل آنها دقت بسیار می کرد.

یکی دیگر از سختی های کار آن بود که فیلم های این دوربین ها، پنج تا ده دقیقه ای بودند و به سرعت پر می شدند. در آن صحنه ها و رخدادهای جنگ که بسیار طولانی می شد، استفاده از آنها بسیار زجر آور بود، چون فیلم پس از پنج تا ده دقیقه پر می شد و باید در آن گیرودار فیلم را درمی آوردیم و فیلم خالی دیگری سوار می کردیم که سرعت عمل بالایی می خواست تا از رخدادهای جا نمانیم. به همین دلیل، کمک فیلمبردار، همیشه دو یا سه فیلم خام در دست داشت تا به محض تمام شدن فیلم نخست، یکی دیگر جا بزند.

ضبط صوت ها هم بسیار سنگین بودند که حمل آنها همچون دوربین ها سخت و مشکل بود. در آن همه انفجار و آتش، کار با این دوربین ها و ضبط صوت های سنگین، بسیار مشکل بود، ولی ما به عشق حضرت امام و رساندن پیام رزمندگان و شهدا و حماسه آفرینان میدان های دفاع مقدس، با جان و دل می پذیرفتیم. البته در سال 1366 تجهیزاتمان بهتر شد و با ورود دوربین های ویدئویی از آن سختی و مشلات رهایی یافتیم.

*شما از چه عملیات هایی فیلمبرداری می کردید؟

ـ پس از آن که دوره ما پایان یافت، به عنوان بسیجی از سوی جهاد سازندگی به غرب کشور رفتیم و در عملیات نصر4 و نصر 7 در ماووت و کردستان عراق، کار خود را آغاز کردیم و از آن پیروزی ها تصویر گرفتیم و آنها را به تهران فرستادیم که در برنامه های گوناگون پخش شد.
پس از آن به منطقه جنوب رفتیم که زمستان سال 1366 بود و در میان نیروهای رزمنده بودیم، مدتی که گذشت، بچه ها ما را شناختند و برای مشخص شد که هر گاه ما به جبهه می آییم، حتما خبری از عملیات و حمله است.

*برخورد رزمندگان اسلام با شما چگونه بود؟

ـ ما بنا بر رهنمودهای آقای مرتضی آوینی میان نیروها می رفتیم و با آنان زندگی می کردیم. با آنها نشست و برخاست داشتیم و مانند دوست و برادر بودیم. آنها هم به ما محبت می کردند و همکاری های خوبی با ما داشتند که در فیلم دسته ایمان از سری روایت فتح که توسط شهید بهروز فلاحت پور و جناب محمد حسین قدمی تهیه شد، نمودهایی از آن یکرنگی و اخوت می بینید، چرا که چند ماه با آنان بودند و در همه سختی ها و سرماهای کردستان در کنارمان بودند که یکی از بهترین فیلم های مجموعه روایت فتح است. البته فرار بسیجیان و رزمندگان از دوربین و مصاحبه که به دلیل اخلاص آن عزیزان بوده، برای ما مشکل پدید می آورد؛ اما ما با لطایف الحیل از آنها فیلم می گرفتیم و بیشتر مواقع هم بدون خبر و آگاهی آنان بود که بسیار موثر و دیدنی بودند. فیلمبرداری و عکاسی از حالات معنوی نیروهای رزمنده، بسیار آموزنده بود و ما با حیرت و شگفتی از آن اخلاص و بندگی تصویر می گرفتیم و همواره شرمنده آن معنویت و اخلاص می شدیم.

* اگر امکان دارد فهرستی از کارهای خود در حوزه فیلمسازی را بیان بفرمایید.
  
در مجموعه روايت فتح ا زسال 1366 به بعد در مقام تصوير برداربوده ام كه در كنار شهيد آويني خدمت مي كردم.

اما بجز روايت فتح  و از سال 1375 تا كنون كه حدود پنج سال آن يعني تا سال 1380 به عنوان مدير مركز تلويزيوني جانباز خدمت مي كردم فيلمهايي كه در آنها گاهي نويسنده و كارگردان و گاهي تهيه كننده و تدوينگر بوده ام و گاهي تصوير برداري هم كرده ام به شرح زير است :
در بخش بين الملل:
موزه هاي جنگ دنيا كه در چند كشور ارپايي و آسيايي در مورد شيوه هاي ارزش گذاري آن كشورها در خصوص موزه جنگ و جانباختگان آن بود.  
بيداد خاموش با موضوع جانبازان شيميايي ايران و عملكرد كشورهاي اروپايي
به نام عدالت با موضوع جنايات جنگي اميريكا در ويتنام و كره شمالي
گرداب با موضوع اشغال عراق توسط نيروهاي اشغالگر.
موج بيداري كه نگاهي دارد به ناوگان آزادي غزه و جنايت صهيونيستها در حمله به مسافران كشتي مرمر.

در مورد مسايل مذهبي مي توانم به فيلمهاي زير اشاره كنم:
 قافله نور در مورد كاروان حسيني (ع) از كربلا تا شا ،
 روز باران (برگزيده فيلم جشنواره فجر -1385- جشنواره روستا، جشنواره كودك و نوجوان -1386 جشنواره فيلمهاي قرآني بعنوان بهترين فيلم قرآني و تقدير شده در جشنواره بين المللي محيط زيست فرانسه)
صبح نزديك است (تاريخچه بني اسراييل از نگاه قرآن كريم)
قرآن و شبهاي  رمضان
كربلايي كاظم – حافظ كل قرآن كريم

در حوزه دفاع مقدس هم اين فيلمها را ساخته ام:
بسيج ، ميقات پابرهنگان
همپاي زينب در بيابان (كاروانهاي راهيان نور)
همسفر با آب و آيينه (جانبازان عزيز)
هروله عشق (تفحص مفقودين دفاع مقدس)
شاهد هنر (فرزندان شاهد)
وارثان علقمه (برگزيده جشنواره فيلم وحدت)
بر سرير نور (جانبازان در سرزمين وحي)
در آغو ش بهار (ديدار جانبازان با رهبر معظم انقلاب اسلامي)
انتظار ( بازگشت آزادگان به وطن)
دو مجموعه : فراق يار و داغ بي تسلي  (ارتحال حضرت امام خميني)
نقد عمر(نگاهي به زندگي مورخ برجسته مرحوم حجت الاسلام والمسلمين استاد علي دواني)

* در پايان اگر سخن ديگري  داريد بفرماييد.

به نظر من دفاع مقدس در هشت سال خود ، به اين باور رسانيد كه ما مي توانيم با ايمان و توكل و همت و وحدت و ولايت مداري به قله هاي رفيع پيروز ي دست يابيم . ما عليرغم مشكلات فراوان و بي شمار توانستيم كارهايي در حوزه هنر انجام دهيم كه هيچگاه به ذهنمان هم نميرسيد كه بتوانيم انها را عملي كنيم . كار فيلمبرداري و ثبت لحظه هاي سخت عمليات و پاتكهاي دشمن تا بن دندان مسلح  با كمك خدا و لطف او بود كه انجام شدند وگرنه ما هيچ بوديم.

در اينجا به همه هنرمندان شهيد عرصه دفاع مقدس بخصوص بچه هاي مخلص روايت فتح و گروه تلويزيوني جهاد سازندگي درود مي فرستم و اميدوارم كه در قيامت يار و شفيع ما باشند.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار