نصرالله: اسراییل وارد لبنان شود، نابود میشود
سید حسن نصرالله دبیرکل حزبالله در سخنرانی خود در مراسم افطار کمیته حمایت از مقاومت در شهر نبطیه گفت: «اگر نیروی زمینی اسراییل وارد لبنان شود در تمامی روستاها و جادهها نابود خواهد شد».
به گزارش پرس.تی.وی ـ بیروت، متن کامل سخنرانی دبیرکل حزبالله در این مراسم به شرح زیر است:
«در ابتدا به حضار و تمام مسلمانان و به خصوص لبنانیها ماه مبارک رمضان را تبریک میگویم. این ماه، ماه توبه و بازگشت به سمت خداوند متعال است. ماه رمضان نزد خدا بهترین ماه و شبهایش بهترین شبها است. از این فرصت استفاده میکنم و برخی از مسایل که در کنفرانس مطبوعاتی گفته نشد، را خواهم گفت و البته در این ماه چهار یا پنج سخنرانی بیشتر نخواهم داشت.
خداوند به پیامبر میفرماید که مانند پیامبران سابق در برابر مشرکان صبر اختیار کن و عجله به خرج نده.
ماه رمضان که خداوند آن را برای کسانی که به رسالت انبیاء و پیامبران ایمان دارند، قرار داده فرصتی گرانبها برای بازپروری روح و اخلاق با کمک خداوند است. از مهمترین عواملی که التزام عبادی در این ماه را با خود دارد، تقویت قدرت اراده انسان است.
برادران و خواهران عزیز
خداوند سبحان هنگامی که انسان را آفرید، مشیت آن بدین گونه قرار گرفت که انسان اهداف و آرزوهای خدا را با عمل و رفتار و تلاش خود محقق سازد. موضوع در واقع یک موضوع جبری نیست که گویی عدهای برای بهشت و عدهای دیگر برای جهنم ساخته شده باشند یا عدهای فقیر و مظلوم و عدهای دیگر ظالم باشند، بلکه مجموعهای از دیدگاهها و عملها و رفتارها است که انسان با تکیه بر رفتار و عمل و اراده خود بدان دست مییابد. به همین دلیل خداوند انسان را مجهز به چیزی کرد که بتواند به اهداف خود برساند که این همان عقل است. از اینجا است که راه آغاز میشود. بسیاری مرتکب اشتباه میشوند چرا که قدرتها و محدودیتهای خود را نمیشناسند. انسان عقل دارد تا همه چیز را درک کند و اهداف صحیح و مشروع خود را بداند که باید برای دستیابی به آنها زحمت کشیده و در راه درست و مستقیم قرار گیرد. این راه تنها راهی است که میتواند انسان را به اهدافش برساند. این معرفت و عقل و دانش است که شرط اصلی تحرکات و رفتارهای شخصی یا گروهی انسان است.
خدا به انسان این آگاهی را میدهد که شیطان و دشمن خود را بشناسد و به آنچه که میداند ایمان داشته باشد. این کافی نیست که ما فقط بدانیم، بلکه باید این دانش را به درجه ایمان برسانیم. گاهی علما مثالی آسان برای این موضوع میآورد و میگویند انسان میداند که مرگ در راه است و مرده نیز قدرت هیچ حرکتی ندارد. انسان هنگامی که شب قصد عبور از قبرستان را دارد میداند که مردهها هیچ قدرتی ندارند ولی با این حال میترسد چرا که به باور خود ایمان ندارد.
شرط اول این است که دانستههای خود را به زیور ایمان آراسته کنیم و سپس به عمل درآوریم. آنچه که اهداف انسان را در دنیا و آخرت محقق میسازد ایمان وی به اهدافش و عملش برای دستیابی به این اهداف است.
با این حال آنچه که انسان بدان برای دستیابی به علم و ایمان نیاز دارد تا به عمل برساند، نکتهای اساسی است که چیزی جز اراده نیست. یک فرد آگاه و با ایمان که اراده ندارد موفق نخواهد شد. حتی شخصی که قصد دارد به اهداف دنیوی خود بدون توجه به اهداف معنوی و اخروی برسد باید اراده داشته باشد. دستیابی به هر هدفی نیاز به اراده و خستگیناپذیری دارد.
بسیاری از این اهداف که دستیابی به آنها برایمان مهم است نیاز به فداکاری و از خودگذشتی و حتی چشمپوشی از عزیزانمان دارد. در غیر این صورت در دایره نظریهپردازی مانده و قدرت پیشروی نخواهیم داشت. بسیاری از نظریهپردازان به دلیل عدم وجود اراده و فداکاری نتوانستند اثر ماندگاری از خود بر جای گذاشته و در همان نظریههای خود ماندند.
خداوند پیامبران خود را با عبادتها و یا ویژگیهای بدنی یا اصل و نسب آنها ستایش نکرده بلکه تنها با عزم و اراده است که آنها را معرفی میکند. ارادهای که باعث فداکاری آنها در برابر دیگران شد. به همین دلیل خدا هنگامی که پیامبر اکرم (ص) را خطاب قرار داد به او لزوم پیمون راه دیگر پیامبران در صبر و اراده را گوشزد کرد. اگر عزم و اراده با خلل مواجه شود، اثر آن حتما در رفتار ملت باقی خواهد ماند.
امروز مقاومت در لبنان و عراق و فلسطین و منطقه در واقع نشانگر اراده و عزم این ملت است. ملتی که راه و هدف خود را دانسته و اراده پیمودن راه خود را دارد. مقاومت در لبنان از دستاوردهای ماه مبارک رمضان و «استعینوا بالصبر و الصلوة» است. مقاومت در ابتدا دشمن خود را به خوبی شناخته و در شناخت این دشمن هرگز اشتباه نکرد. از بزرگترین نعمتهای خدا به انسان، هدایت و آگاهی است به طوریکه انسان بتواند دوست و دشمن خود را تشخیص دهد. مقاومت، دشمن خود را میشناسد. من در اینجا منظورم رهبران مقاومت نیست بلکه منظورم تمامی سربازان و خانوادهها و هواداران مقاومت و حامیان آنها است. بدین ترتیب مقاومت دشمن خود را شناخت. دشمنی که زمینش را اشغال کرده و خانوادهها را کشته و منازل را نابود کرده و هنوز هم اشغالگری و تجاوز را ادامه میدهد. همه ما میدانیم که در هر لحظه که دشمن متوجه ضعف ما شود، بار دیگر اقدام به اشغالگری و تجاوز میکند چرا که طمع این دشمن به زمین و آب ما هرگز تمامی ندارد. مقاومت یک هدف دارد آن هم آزادی انسان و زمین است و این شناخت در سخنان امام موسی صدر به خوبی قابل مشاهده بود.
مقاومت با تمامی شکلها و راههای آن و در مهمترین شکل آن، مقاومت مسلحانه و نظامی است که بهترین و موثرترین راه است که با اراده و تصمیم امام موسی صدر در دهه هفتاد به راه افتاده و اراده پیمودن راه و کسب پیروزی را داشت. به شکر خدا هنوز هم مقاومت این آگاهی و ایمان و اراده و عزم را دارد و به همین دلیل هنوز هم در میدان عمل و جبهه چالشها موفق به دستیابی به اهداف خود شده و به دنبال تحقق کامل این اهداف است.
برادران و خواهران
ما هنوز در قلب مواجهه و نبرد قرار داریم. ظرف چند هفته گذشته همواره تهدیدات دشمن را در قتل و نابودی و ویرانی و دولت و ملت شنیدیم. آنها در تهدیدهای خود زیادهروی کردید. ما از ایهود باراک وزیر دفاع دشمن شنیدیم که وی به روشنی از مرحله آینده سخن گفت. آنها خوب میدانند که نیروی دریایی ضعیفی دارند و نیروی هوایی آنها نیز از تمامی قدرت خود در جنگ سابق استفاده کرده و موفق به کسب پیروزی و یا حتی یک موفقیت نظامی نشد. آنها پلها و خانهها را نابود کردند ولی هیچ موفقیت نظامی کسب نکردند. به همین دلیل آنها به روشنی گفتند که در هیچ جنگی در آینده هیچ پیروزی غیر از حمله زمینی به دست نخواهد آمد. به همین دلیل باراک گفت که پنج گروه نظامی بزرگ را آماده کرده که ده به ده و روستا به روستا خواهند جنگید. وی در واقع سعی دارد مردم و به خصوص اهل جنوب را بترساند و مقداری به ملت اسراییل امید بدهد. باراک در واقع قصد داشت ملت و ارتش خود را مقداری بیدار و امیدوار کند و بگوید که استراتژی جدیدی در اختیار دارد. با این حال او تصور میکرد که این تهدیدات منجر به ترس و عقبنشینی لبنان خواهد شد و لبنان سعی در پیدا کردن میانجی خواهد کرد.
هنگامی که من چند روز قبل گفتم که این پنج گروه اسراییلی هر اندازه و هر تعداد که میخواهند باشند (در جنگ گذشته 40 تا 50 هزار سرباز شرکت داشتند که چهار گروه از آنها از نخبگان بودند) در کوهها و دشتها و روستاها و راههای جنوب و بقاع و هر نقطه از لبنان کاملا نابود خواهند شد.
معمولا در رسانههای اسراییلی میدیدیم که سخنرانیهای من را به شکل مستقیم پخش میکنند. بعد از مدتی متوجه شدند که این پخش مستقیم بر مردم اسراییل تاثیر منفی میگذارد و اهداف ما را محقق میکند و به همین دلیل آن را قطع کردند. سخنرانی اخیر مرا در حد و اندازه شش یا هفت دقیقه پخش کرده و سپس آن را به کلی محو کردند و اجازه ندادند تا سربازان و خانوادههای آنها از این سخن آگاه شوند ولی در هر حال راههای متفاوتی برای رساندن این پیام وجود دارد. ملت اسراییل به خوبی با صداقت و ایمان ما آشنا هستند و میدانند که ما بیهوده سخن نمیگوییم. این من نیستم که صادق هستم بلکه صداقت مقاومت در جهاد و فداکاری و موضعگیری و تحمل مسئولیت است که باعث ترس آنها میشود. من تنها سخنگوی رسمی این سربازان و مجاهدان و خانوادههای آنها هستم. به همین دلیل که دشمن این صداقت را میشناسد، سخنان اخیر مرا مخفی کردند.
با این حال ما باید این سخن را به آنها برسانیم و تنها هدف ما نیز جنگ روانی نیست بلکه در راستای دفاع از میهن است. گاهی ما هنگامی پیروزی میشویم که از جنگ قبل از وقوع آن جلوگیری کرده باشیم.
تصور نکنید که این جنگ رسانهای در لبنان و این افراد پر از نفرت در منطقه فکر ما را مشغول کرده و از آمادگی ما و تلاش برای آمادگی بیشتر کاسته است. ابدا این طور نیست. من به شما میگویم که مقاومت و رهبران و اعضای آن، اصلا سخنان این افراد را نمیشنود و توجهی به آن ندارد. اگر گروهی فکر میکنند که این سخنان گزاف میتواند عزم مقاومت را از بین ببرد ما میگوییم که شما در اشتباه هستید. من به دشمن اسراییلی میگویم که ما آماده هستیم و در این ماه رمضان سرشار از اراده و ارتباط مستقیم با خدا به عنوان منبع قدرت و علم و حکمت و آگاهی و جبروت و کرامت هستیم. ما در این ماه به ارتباط خود با خدا ادامه داده و از او عزم و اراده دفاع از میهن و ملت خود را کسب میکنیم و به هیچ متجاوزی اجازه تجاوز به کشور خود را نمیدهیم.
پس از سخنرانی اخیر و پاسخی که به تهدیدات اسراییل دادم برخی از وزرای خارجه اروپا و رسانههای لبنان تلاش کردند که اینگونه نشان دهند که لبنان بین تهدید حزبالله و اسراییل اسیر شده است. این صحیح نیست. این اسراییل است که تهدید میکند و ما در مقابل به جهانیان میگوییم که از خود دفاع کرده و دشمنمان را شکست میدهیم و آنها در صورت تجاوز به خاکمان نابود میسازیم.
پس از آن سخنرانی دیگر اثری از تهدیدات مستقیم اسراییل باقی نماند. آنها به سمت گزینههای دیگر رفتند و شروع به اعمال فشار بر نیروهای یونیفیل کردند که شما مسئولیتهای خود را فراموش کرده و مشغول جاسوسی یا فراهم کردن پوشش برای حزبالله هستید. با این حال شاهد بودیم که فرمانده یونیفیل در سازمان ملل گواهی داد که اسراییل تنها جهتی است که قطعنامه 1701 را نقض کرده و حزبالله هیچ تجاوزی به این قطعنامه نکرده است. متاسفانه هیچکس در لبنان از سخنان فرمانده یونیفیل حمایت و قدردانی نکرد.
اکنون بار دیگر فشار بر یونیفیل و دولت افزایش یافته و قصد دارد از این طریق بر مقاومت فشار آورند.
من فقط قصد دارم بگویم دشمن اسراییلی هیچ جایی برای ضعیفها و خیانتکاران و شکستخوردگان و کسانی که به دنبال بهانه هستند ندارد ولی اگر در برابر آن با قدرت ایستادگی کنید به شما احترام گذاشته و شما را در محاسبات خود جای میدهد و این حقیقت است.
برادران و خواهران
من به چند نکته به شکل سریع اشاره میکنم. یکی از مسائلی که باید در این ماه باید پایان یابد موضوع یکهتازی و انحصاری بودن آن است. متاسفانه نفرت و دشمنی و حسادت زیادی وجود دارد که نکات مثبت را به هیچ وجه نمیبیند. در دید این عده اگر مردم مقاومت میکنند متهم به منحصر کردن مقاومت در دستان خود میشوند. در این موضوع نه در سال 2000 و نه در سال 2006 ما مقاومت را در اختیار خود نگرفتیم. ما مانع هیچکس برای مشارکت در مقاومت نمیشویم.
من در داخل لبنان از برخی اشخاص و احزاب تعجب میکنم. برخی میگویند «حالا آنها میخواهند به ما مقاومت را یاد بدهند در حالیکه ما اولین جهتی بودیم که مقاومت کردیم». شما چه زمانی مقاومت کردید؟ همه در خاطر دارند که از زمان شروع تجاوز اسراییل این ما بودیم که مقاومت کردیم. برخی افراد وجود دارند که میگویند ما موسس مقاومت نبودیم ولی حزبالله یا جنبش امل این مقاومت را در انحصار خود گرفته است. این ادعاها به هیچ وجه صحیح نبوده و توهم است.
ما به گذشته کار نداریم و این سوال را مطرح میکنیم که اکنون شما کجا قرار دارید؟ در کدام جبهه و خندق قرار دارید؟ اجازه دهید پرونده انحصار را ببندیم و بگوییم که امروز در لبنان توافق همگانی وجود دارد که مزارع شبعا و بلندیهای کفرشوبا لبنانی است و تنها اختلاف در ترسیم مرز است. از دو سال قبل تاکنون حزبالله در هیچکدام از این مناطق حضور ندارد. حزباللهی که مقاومت را در انحصار خود قرار داده دیگر در آن مناطق حضور ندارد. هر کسی که مدعی است این سرزمینها اشغالی است و سلاح نیز دارد میتواند بفرماید و مقاومت کند. حوادث ماه می گذشته ثابت کرد که همه لبنانیها سلاح در اختیار دارد. هر کسی که به سلاح مقاومت اعتراض کرد مشخص شد که خود نیز به اندازه ارتش سلاح دارد. این حوادث این موضوع را ثابت کرد که تمامی گروههای لبنانی سلاح سبک و متوسط دارند و حتی برخی از آنها توپخانه نیز در اختیار دارند. بدین ترتیب شما سلاح برای مقاومت کم ندارید. شما سلاح دارید و قادر به کسب سلاح نیز هستید و بخشی از خاک لبنان نیز در اشغال است. بفرمایید مقاومت کنید. نه در گذشته و نه حال و نه در آینده، حزبالله مقاومت را در انحصار خود در نیاورده است.
برخی نیز هستند که نمیخواهند در جنگ شرکت کنند بلکه میخواهند فرمانده باشند و ما سرباز آنها باشیم و مدعی میشوند تصمیمگیری جنگ و صلح در دست حزبالله است.
حقیقت این است که نه لبنان و نه دولت و ملت و ارتش آن اختیار جنگ و صلح را در اختیار ندارد و این تصمیم در دست اسراییل و آمریکا است.
در هر حال ما از همه میخواهیم که مسئولیت خود را بپذیرند. شما اگر به ادبیات ما از دهه هشتاد تا کنون باز گردید میبینید که ما همواره گفتیم مقاومت راه بیداری ملت است. اگر کسی میخواهد به تنهایی یا با ما فداکاری کند ما هرگز ناراحت نمیشویم.
در مورد استراتژی دفاعی نیز رییسجمهور چندی قبل گفت باید در این زمینه عجله به خرج دهیم. ما نیز با این سخن موافقیم.
من میخواهم بگویم که ما مزارع شبعا را بهانهای برای نگاه داشتن سلاح خود قرار ندادهایم. ما از مقاومت به عنوان نیاز دفاعی لبنان سخن میگوییم و ابهامآمیز نیز حرف نزدیم بلکه برخی از مردم هستند که متوهم هستند. ما کشوری هستیم که اسراییل به ما چشم طمع دارد. حال چگونه باید از این کشور دفاع کنیم موضوعی است که باید در میزگرد گفتگوهای ملی بررسی شود. چگونه لبنان میتواند قوی باشد و بتواند در برابر هرگونه تجاوزی ایستادگی کند.
موضوع دوم همان موضوع هلیکوپتر ارتش لبنان است. در همین زمینه و با همین پیشزمینه میگویم که حادثه رخ داد و فرماندهی ارتش و دستگاه اطلاعات ارتش و وزیر دفاع و رییسجمهور و نخستوزیر با مسئولیت با این موضوع برخورد کردند. میبینید که من هیچکس را مستثنی نمیکنم. آنها همگی گفتند که حادثهای رخ داده و باید منتظر روشن شدن نتیجه تحقیقات باشیم. ارتش نیز در بیانیهای اعلام کرد که هلیکوپتر ارتش مورد حمله قرار گرفته و خلبان آن شهید شد.
ما از همان دقایق اول متوجه موضوع شدیم و با فرماندهی ارتش هماهنگ کردیم. این هلیکوپتر هرگز سقوط نکرد، بلکه بر فراز منطقه پرواز میکرد و به زمین نشست. برخی برادران شگفتزده شدند و اقدام به شلیک کردند. ارتش در منطقه حاضر شده و هلیکوپتر را جمع کرده و پیکر آن شهید را نیز منتقل کرد. ما نیز با برادران و مسئولان هماهنگ کردیم تا متوجه شویم که چه کسی دستور آتش داده و چه کسی شلیک کرده است. در هر حال شخصی که شلیک کرده بود نیز از برادران مقاومت و انسانی شریف بوده است.
ارتباط ادامه یافت و این حادثه رخ داده بود. در هر کجای دنیا از این اشتباهات رخ میدهد.
چندی قبل من دیدم که در یکی از رسانهها نوشتند که برخی اعضای مقاومت به شکل مرموزی کشته میشوند. ما نیز از این موضوع آگاه هستیم و حتی در تمرینات ما نیز اشتباه رخ میدهد. ما نیز اقدام به صدور بیانیه کردیم. برادری که اقدام به شلیک کرده بود خود نزد ما آمده و گفت که این موضوع باعث در تنگنا قرار گرفتن مقاومت شده است. وی جوانی بیست ساله نیز هست و گفت که من میخواهم خود را تسلیم فرماندهی ارتش کنم.
مردم باید بدانند که ما اعضای بیخرد نداریم بلکه همگی آنها اراده و تصمیم دارند. این جوان در اوج جوانی خود تشخیص داد که اشتباه کرده و هدف او نیز از عضویت در مقاومت دفاع از کشور است. ما هیچکس را به زور تسلیم نمیکنیم و او خود داوطلب شد. ما نیز او را در اختیار ارتش و دستگاه قضایی قرار دادیم. برخی از برادران حاضر در صحنه نیز با ارتش همکاری کردند تا موضوع به خوبی روشن شود.
این منطقه پر از دشت و کوه است و مقاومت نیز حاضر است و اسراییل نیز وجود دارد و این حادثه ظرف لحظاتی رخ داد.
تمامی مسئولان اعم از رییسجمهور و نخستوزیر و وزارت دفاع و فرماندهی ارتش با مسئولیت با این موضوع برخورد کردند و ما نیز بیشترین اصرار را برای خوب بودن روابط میان حزبالله و ارتش داریم.
در یکی از درگیریها بین ارتش و مردم درگیری شد و یازده نفر از مردم و هواداران ما کشته شدند و ما ساکت ماندیم. حتی من متهم به ترسو بودن شدم ولی بیشترین اصرار ما آرام نگاه داشتن امور است. حادثه مار میخایل نیز خیلی دور نیست که هفت تن از جوانان ما توسط ارتش کشته شدند و ما هیچ نگفتیم و منتظر روند تحقیقات شدیم. اکنون نیز میگوییم که هیچکس حق ندارد از حادثه هلیکوپتر ارتش سوءاستفاده کند.
تحلیلهای مختلفی را شنیدیم که یکی میگفت حزبالله مشغول ترسیم خط قرمز برای دولت و ارتش است یا حمله به ارتش هدفمند بود. یا یک مقاله که این سوال را مطرح کرده بود که چرا سامر حنا (خلبان هلیکوپتر) هدف قرار گرفته بود که گویی افراد مقاومت منتظر وی بودند.
این اظهارات تنها ناشی از نفرت و کوری است. من میدانم چگونه ممکن است یک نفر به ارتش ایمان داشته و خواستار حفظ سلامت آن باشد و چنین سخنانی را بگوید؟ آیا این سخنان از احساس مسئولیت ملی نشأت میگیرد؟ حتی برخی رسانهها گفتند که اهالی بترون و خانواده شهید حنا از پذیرش تسلیت و هیئت مقاومت خودداری کردند. من از همین جا با خانواده شهید حنا ابراز همدردی میکنم. ما نیز جوانان زیادی داریم که در آموزش شهید میشوند. در هر حال این حادثه رخ داده و حجم آن نیز همین است. من با خانواده شهید همدردی میکنم و احساس آنها را درک میکنم. واجب ما این است که به نزد آنها رفته و تسلیت بگوییم و از این واجب نیز خودداری نخواهیم کرد، ولی وقتی چنین سخنانی گفته میشود و ما نیز قصد داریم به زودی عازم میزگرد گفتگوهای ملی شویم چگونه باید این سخنان را بپذیریم؟ برخی میگویند تنها فرد شلیک کننده مهم نیست بلکه باید دستوردهنده و طراح را نیز در اختیار گیریم. من به شخصه مسئولیت این حادثه را به عهده میگیرم.
من به همین اندازه در این موضوع اکتفا میکنم. موضوع چیزی بیشتر از یک حادثه نبوده و هیچ پسزمینه سیاسی ندارد. اسراییل ما را به خوبی میشناسد و ما نیازی به ارسال پیام برای اسراییل توسط پیکر هممیهنان خود نداریم.
با این حال رسانههای لبنانی و بدتر از آن منطقهای جنجال به پا میکنند و برخی رفتارهای دیگران را به ما نسبت میدهند و مدعی میشوند که حزبالله هلیکوپتر ارتش را واژگون کرد.
حزبالله صدمه نخواهد خورد و هیچکس در هیچ زمانی موفق به صدمه زدن به حزبالله نخواهد شد. حزبالله به دنیا آمد و بر پیشانی خود پیروزی را همراه داشت. روزهای آینده این موضوع را ثابت میکند.
من نمیپذیرم که این فرد مقاوم متهم به متجاوز و جانی بشود و این تنها دستگاه قضایی است که حق تحقیق و صدور حکم دارد. اگر کسی فکر میکند که با سوءاستفاده از این حادثه میتواند به اهداف غلط خود دست یابد اشتباه کرده است.
نکته آخر اینکه به شکر خدا از جمله موفقیتهای حزبالله در سال جاری پرونده اسرا بود که در کنفرانس مطبوعاتی خود اشاره کردم. پرونده اسرای لبنانی نزد اسراییل به کلی خاتمه یافته است. ما البته هنوز پرونده یحیی اسکاف را داریم. ما در تبادل اسرا پیکر چهار مبارز را دریافت کردیم. با این حال از آنجایی که این پیکرها شرایط مناسبی نداشت ما نتوانستیم از طریق آزمایش دی.ان.آ موفق به شناسایی هویت آنها شویم و اقدام به ارسال آنها به خارج کردیم. قصد پیشی گرفتن از نتیجه تحقیقات را ندارم. در مورد یحیی اسکاف باید بگویم که نتیجه تحقیقات بسیار مهم است چرا که سرنوشت وی مشخص نیست و باید روشن شود که آیا وی شهید شده یا اسیر است یا مفقودالاثر است. به همین دلیل باید بیشتر انتظار بکشیم.
در مورد پرونده اجساد شهدا باید بگویم که در جریان تبادل فریبکاری رخ نداد یعنی نه ما آنها را فریب دادیم و نه آنها. اسراییل گفت که 199 پیکر در اختیار دارد که میخواهد آنها را تحویل دهد. در هر حال ما اکنون نمیگوییم که پرونده اجساد شهدا بسته شده است. این پرونده هنوز باز است و باید مشخص شود. برخی پیکرهای شهدا در گورستان دستهجمعی دفن شدند ولی متاسفانه این گورستان مراقبت نداشته است. ما خواستار دریافت پیکر همه شدیم و اسراییل نیز گفت که این تنها چیزی است که در اختیار دارد. در هر حال این پرونده هنوز باز است. اگر دوستان در احزاب مقاومت دوست دارند جلسهای تشکیل داده و راههای پیگیری این موضوع را بررسی میکنیم و دولت نیز به عنوان دولت وحدت ملی مسئولیت پیگیری آن را دارد. ما هیچ اسیر و هیچ پیکر شهیدی را فراموش نمیکنیم.
در پرونده مفقودالاثرها نیز باید بگویم که این پرونده نیز هنوز باز است و اسراییل اطلاعات کافی در اختیار ما قرار نداد. حتی در مورد سرنوشت صیاد لبنانی که در صور ناپدید شد اطلاعات کافی نداریم. عموما برخی مفقودالاثرها از سال 1982 تاکنون و حتی قبل از آن در زندانهای اسراییل دیده شدهاند و این پرونده هنوز باز است و اطلاعاتی که در اختیار داریم کافی نیست. ممکن است برخی از آنها توسط مزدوران اسراییلی کشته شده باشند و ممکن است در اختیار اسراییل باشند. ما برخی از این پروندهها را باید غیر از اسراییل نزد مزدوران اسراییل نیز پیگیری کنیم. این موضوع نیز باید مورد پیگیری قرار گیرد.
ما با این پرونده به شکل قانونی و انسانی برخورد کرده و اگر دولت از مسئولیت خود شانه خالی کند ما این کار را نخواهیم کرد.
سخنان خود را با موضوع بازداشتشدگان خاتمه میدهم. برخی از افراد بازداشت شده و متهم به برنامهریزی برای ترور رهبر مقاومت شدهاند. من پیش از این گفتهام که این عده را بخشیدهام. برادران را نیز مامور کردم که اگر راهکارهای قانونی دارد از طرف من انجام دهند. اکنون نیز این سخن را تکرار میکنم. من بار دیگر میگویم اگر دادگاه نظامی وجود دارد باید تشکیل شود و اگر من حقی دارم میگویم که از این حق چشمپوشی کردهام.
پیامی نیز به دستگاه قضایی نظامی دارم. امیدوارم آنها به زندان این عده از بازداشتشدگان اکتفا کنند و به آنها اجازه دهند تا ماه رمضان به نزد خانوادههای خود بازگردند. ما به دنبال آخرت خود هستیم و دنیا برایمان اهمیتی ندارد چرا که به چشم به هم زدنی خاتمه مییابد. ما کسی را متهم نمیکنیم. اگر کسی متهم است و هنوز محکوم نشده هیچکس اجازه ندارد وی را در زندان نگاه دارد. دستگاه قضایی لبنان وظیفه دارد عدالت را رعایت کند و این عده را به سرعت محاکمه کرده و اگر کسی از آنها بیگناه است بلافاصله آزاد شود.


