گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۷۳۸۲۶
| | 3694 بازدید
كيهان
«مقدمهاي بر توان استراتژيك موشكي ايران» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
1- هرگونه بحث درباره برنامه موشكي ايران مستقيما با بحثي بزرگتر پيوند ميخورد و آن هم اين است كه چه عواملي ايران را به يك قدرت منطقهاي تبديل كرده است؟ به اين سوال معمولا چهار نوع پاسخ داده شده است.
پاسخ اول اين است كه ايران يك قدرت منطقهاي است به اين دليل كه هيچ كشور ديگري در منطقه خاورميانه داراي ظرفيتهاي انساني، نهادي و جغرافيايي ايران نيست.
پاسخ دوم اين است كه ايران تنها كشور منطقه خاورميانه است كه يك برنامه هستهاي مستقل و بسيار پيشرفته را از دل انواعي از محروميتها و محدوديتها با موفقيت توسعه داده است.
از منظر مادي، برنامه هستهاي موجب شده ايران به يك منبع جديد و تقريبا تمام نشدني توليد انرژي و همچنين كالاهاي قابل صادرات به بازار فناوريهاي سطح بالا (مانند سوخت هسته اي) دست پيدا كند.
از منظر سياسي هم برنامه هستهاي يك منبع تمام نشدني توليد اقتدار ملي است كه غربيها به هيچ كشور ديگري در منطقه خاورميانه اجازه دست يابي به آن را ندادهاند.
پاسخ سوم اين است ايران يك قدرت منطقهاي است به اين دليل كه قلب محور مقاومت محسوب ميشود. در باره اين موضوع بين تحليلگران تقريبا هيچ اختلاف نظري وجود ندارد كه تا وقتي مسئلهاي به نام مقاومت وجود دارد ايران قدرت اول منطقه باقي خواهد ماند و دقيقا به همين دليل هم هست كه آمريكا در دوران اوباما تصميم گرفته به هر قيمت ممكن نوعي سازش را در منطقه ايجاد كند.
آمريكاييها عقيده دارند كوتاه ترين راه براي پايين كشيدن ايران از جايگاه قدرت اول منطقه اين است كه با ايجاد سازشي ميان اسراييل واعراب، «مسئله مقاومت» منتفي شود.
پاسخ چهارم برنامه موشكي ايران است. اين نكته در ميان تحليلگران امور نظامي و راهبردي در غرب بي گفت وگو پذيرفته شده است كه ايران داراي پيشرفته ترين برنامه موشكي در منطقه خاورميانه است و هيچ كشوري در منطقه، حتي در بلند مدت قادر به پر كردن فاصله خود با ايران در اين حوزه نخواهد بود.
مهم ترين سندي كه اين موضوع را تاييد ميكند گزارشي است كه رونالد برگس رئيس سازمان اطلاعات دفاعي آمريكا (DIA) در 19 اسفند 1389 (10 مارس 2011) منتشر كرد و در آن تاكيد شده است كه ايران پيشرفت چشمگيري در توسعه فناوري موشكهاي بالستيك داشته است كه لااقل در منطقه خاورميانه رقيبي براي آن وجود ندارد.
2- تبديل شدن اين اصل به يك اصل بديهي در ذهن تحليلگران نظامي غربي كه «ايران بزرگترين قدرت موشكي خاورميانه و يكي از معدود قدرتهاي موشكي جهان است»، داراي يك پيام راهبردي بسيار مهم است و آن هم اين كه برخلاف بسياري از قدرتهاي غربي كه برتري نظامي خود را از راه توسعه سلاحهاي «غير متعارف» (بويژه سلاحهاي هسته اي، ميكروبي و شيميايي) به دست آوردهاند، ايران برتري نظامي خود را بر پايه سلاحهاي متعارف استوار كرده است.
در دكترين دفاعي ايران، جايي براي سلاحهاي NBC Nuclear Biologic Chimistrical) باز نشده و به همين دليل شايد بتوان ادعا كرد ايران تنها كشوري در جهان است كه بدون تكيه بر سلاحهاي نامتعارف توانسته قدرت نظامي خود را تا حدي غير قابل رقابت در محيط اطرافش توسعه بدهد و البته بدون شك برنامه موشكي نقشي بي بديل در آن ايفا كرده است.
پيام راهبردي اين موضوع آن است كه برخلاف آنچه آمريكاييها تصور ميكنند ايران براي حفظ برتري منطقهاي خود هيچ نيازي به ساخت سلاح هستهاي ندارد. توسعه برنامه هستهاي غيرنظامي در كنار رشد برنامه موشكي و تركيب اين دو با نفوذ روز افزون منطقه اي، باقي ماندن در جايگاه قدرت اول منطقه را در بلند مدت تضمين خواهد كرد.
ملت ما
«وحدت عملي، ضرورت امروز ما» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم فرزاد خلفي است که در آن می خوانید:
راي اعتماد بالاي مجلس شوراي اسلامي به وزير «راه و شهرسازي» حتي بدون نطق يك نماينده مخالف، نشانگر عزم جدي همكاري دولت و مجلس و تقويت همدلي و همراهي و آغازي وحدتافزا براي پيشبرد اهداف متعالي كشور است. اين رأي اعتماد در كنار عدم راي اعتماد به وزير پيشنهادي ورزش و جوانان نشانگر آن است كه اراده دولت و مجلس برخلاف هياهوهاي رسانههاي بيگانه نشاندار كه جبهه مقابله با نظام جمهوري اسلامي ايران را از ابتداي پيروزي انقلاب در پيش گرفتهاند، بر منافع ملي و پيشبرد اهداف عاليه نظام اسلامي استوار گشته است و برخي از ملاحظههاي صورت گرفته از سوي دولت و مجلس، مبتني بر اختلافنظرهاي كارشناسي و تفاوت در ديدگاههاي علمي است.
بيترديد تحولات اخير منطقه خاورميانه و شمال آفريقا به عنوان يك متغير مهم و اثرگذار در مناسبات منطقهيي و بينالمللي ايران در شرايط كنوني مورد توجه جدي است. صرفنظر از جبهه رسانههاي قدرتهاي بيگانه كه خط انشقاق در وحدت ملي و بيثباتي در كشور را دنبال ميكنند بررسي مسائل ايران در مجموعه جغرافيايي كشورهاي منطقه نيز قابل تامل است.
اين روزها الگوي مديريت امريكايي رودرروي الگوي بيداري اسلامي در تحولات منطقه قرار گرفته است و دشمنان نظام براي كاهش ظرفيتهاي نفوذ منطقهيي كشورمان، در پي آن هستند كه با القای شكست نظريه حكومت اسلامي و در بنبست نشان دادن انقلاب اسلامي، كشور به مسائل بيهوده مشغول شود و با اين حاشيهسازيها نظام نتواند از ظرفيتهاي خود در عرصه ديپلماتيك بهره مناسب را ببرد و الهامبخشي انقلاب اسلامي را تثبيت كند. آنان بخوبي دريافتهاند كه خيزش كشورهاي اسلامي از جمعههاي اعتراضي و از طريق سنگرهاي نماز جمعه و با شعار اللهاكبر شروع شده است و ماهيت اين نهضتها چيزي جز آرمانخواهي اسلامي و دستيابي به آزادي و استقلال از قيدوبند استبداد و استيلاي خارجي نيست.
بنابه آنچه گفته شد، دشمنان نظام سعي دارند تا با القای بيثباتي، ناامني و فقدان اعتماد بين مردم و مسوولان، نظام را از حركتهاي پيش برنده خود در سالي كه جهاد اقتصادي نام گرفته و مجاهدت ويژهيي را ميطلبد، بازدارند. آنها بخوبي ميدانند كه با سلاحهاي گرم و جنگافزارهاي فوقپيشرفتهشان نميتوانند اراده ملي مردم ايران را درهم بشكنند و مردم با وجود مشكلات اقتصادي و برخي از كمكاريها نشان دادهاند كه به نظام جمهوري اسلامي ايران و اصل ولايت فقيه وفادارند. دشمن نوميد از ابزار نظامي، اكنون با ابزارهاي نرم و بزرگ جلوه دادن برخي اختلافنظرها و انتقال آن به حوزه رويارويي و كشمكش داخلي از طريق ابزارهاي رسانهيي بحرانآفريني را در كشور دنبال ميكند.
رسالت
«تجربههاي خونين» سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
نيمه اول سال 60 بويژه تير ماه همين سال ملت ايران شاهد حوادث خونين بود. حادثه بمبگذاري در دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي و شهادت آيت الله مظلوم بهشتي و 72 تن از ياران با وفاي امام خميني (ره) مصيبت بزرگي بود كه بر قلب ملت ايران سنگيني ميكرد.
به فاصله كوتاهي در هشتم شهريور رئيس جمهور و نخست وزير كشور به همراه تني چند در حادثه بمب گذاري در دفتر نخست وزيري به فوز شهادت نايل ميآيند. شهداي محراب شهيد مدني، شهيد دستغيب، شهيداشرفي اصفهاني، شهيد صدوقي و...
كه مجسمههاي پاكي، اخلاق، تفقه در دين، عرفان، ادب و از سرمايههاي بزرگ معنوي اين سرزمين بودند، يكي پس از ديگري به خاك و خون غلتيدند و مراتب وفاداري به ولايت و حقوق ملت را با خون خود امضا كردند.
سرآمد همه اين شهدا شهيد زنده، مقام معظم رهبري بود كه روز ششم تير ماه سال 60 اولين تيري كه به خيمه دوستداران ولايت شليك شد، به او اصابت كرد. اما خداوند بزرگ مقرر فرموده بود او زنده بماند و راه شهيدان و راه امام شهيدان را با صلابت، قدرت و آشتي ناپذيري ادامه دهد.
اينكه چرا او به عنوان اولين هدف منافقان و ملحدان و كفار قرار گرفت و قرعه فال ترور را به نام وي زدند، خيلي مهم است. معلوم ميشود با همه اشتباهات و حماقتي كه دشمن از اردوگاه انقلاب داشت اما در شناخت عناصر مؤثر، مفيد و كارآمد اشتباه نميكرد.
منافقان با آنكه روز هفتم تير توطئه بمب گذاري در دفتر مركزي را تدارك ديده بودند و ميدانستند آيت الله خامنهاي در آن جلسه در كنار آيت الله بهشتي حتماً شركت ميكند، اما بمب گذاري در مسجد ابوذر و شهادت رهبر معظم انقلاب را روز 6 تير از برنامه كاري خود حذف نكردند. آنها بايد مطمئن ميشدند يكي از اصليترين ياران با وفاي امام و امت را از سر راه برميدارند. لذا حادثه ترور
آيت الله خامنهاي را در مسجد ابوذر به عنوان اولين اقدام تروريستي خود بعد از اعلام جنگ مسلحانه با نظام در فهرست اقدامات اوليه خود قرار دادند.
جرم مقام معظم رهبري و شهيد بهشتي و يارانش اين بود كه در معماري نوين نظام جمهوري اسلامي پس از امام خميني (ره) جزء طراحان و پيشگامان اصلي بودند.
آنها معتقد بودند كه بگومگوهاي سياسي و شرارتهاي آمريكا در جنگ نرم و سخت را بايد به سرعت بايد پشت سرگذاشت و به خدمت مردم و پيشرفت كشور فكر كرد و به بسط عدالت در جامعه پرداخت لذا سابقه گفتمان پيشرفت، عدالت و خدمت در دستور كار نظام به طور اعم و در دستور كار حزب جمهوري اسلامي به طور اخص به سال 60 برميگردد. رهبران حزب به همين دليل و حتي خود مكان حزب هدف دشمن قرار گرفت.
جمع جبري تجربيات خونين انقلاب را در اين سال ميشود در زيرخلاصه كرد:
جمهوري اسلامي
«پيامدهاي ناهمگوني سياستهاي اقتصادي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
بسمالله الرحمن الرحيم
آنچه اين روزها در حوزه اقتصادي كشور شاهد هستيم با اندك تفاوتهائي تحقق همان گمانههايي است كه كارشناسان مستقل با بررسي نوع نگاه مجريان قانون هدفمندي يارانهها پيش از اجراي اين قانون هشدار ميدادند.
ناتواني بخش توليد از ادامه فعاليت با قيمتهاي مصوب نهادهاي نظارتي، كسري منابع بودجهاي براي پرداخت هزينههاي جاري خصوصاً در بخش هدفمندي يارانهها و سردرگمي نهادهاي حاكميتي بازار پول و سرمايه در قبال سياستهاي مستعجل و متغير از جمله مواردي هستند كه ميتوان از آنها به عنوان دشوارترين گرههاي حال حاضر و البته آينده اقتصاد كشور ياد كرد.
بي ترديد عدم چارهانديشي ضربتي براي اين مشكلات، تعميق بيشتر و افزايش هزينههاي بلند مدت را براي كشور به دنبال خواهد داشت.
از اين رو به نظر ميرسد دستگاههاي مسئول به جاي استناد به آمارهاي كاغذي كه برخي از آنها حتي مورد وثوق نمايندگان مجلس شوراي اسلامي هم نيستند و به جاي تكرار خاطرات شيرينشان از آغاز كم هزينه مرحله اصلاح قيمتها، از روياپردازي دست بردارند و با چشماني واقع بين شرايط امروز اقتصاد كشور را بررسي كنند و تغييرات لازم را در برخي رويكردهاي نادرست فعلي اعمال نمايند.
به عقيده كارشناسان، يكي از حوزههايي كه به شدت نيازمند بازنگري در رويكردها و تصحيح سياست هاست، بخش پولي اقتصاد ايران است.
اهميت اين بخش از اقتصاد كه از آن به بخش غيرواقعي اقتصاد تعبير ميشود و تأثيري كه در شرايط فعلي بر ساير بخشها دارد در اين است كه خطاهاي راهبردي در اتخاذ سياستهاي فعلي باعث شده، بخشهاي مهمي مانند توليد، صادرات و واردات و خصوصاً معيشت عمومي جامعه دچار تنشهاي فراواني شود كه در كوتاه مدت آثار خود را در كاهش بنيه اقتصادي و اجتماعي نمايان خواهد ساخت.
بررسي شرايط حاكم بر بخش غيرواقعي اقتصاد ايران در ماههاي اخير به روشني گوياي اين واقعيت است كه رويكردهاي اقتصادي كشور در دو بخش مالي و پولي از تناقضي آشكار رنج ميبرد؛ در بخش مالي دولت با پيروي از اصول متداول اقتصاد آزاد بر حذف حمايتهاي ترجيحي غيرمستقيم كه نمود بارز آن پرداخت يارانههاي غيرمستقيم است، سعي دارد خود را از دخالت در فعل و انفعالات شكل گيري قيمتها حذف كند.
گرچه اين رويكرد درحالت كلي و براساس قواعد تئوريك از وجاهت و كاركردهاي كافي برخوردار است اما پايبندي ناقص به اين اصول كه با هدف كاستن از پيامدهاي اجتماعي و سياسي در قالب روشهاي سركوب قيمتها و اعمال فشار تعزيراتي بر بازارهاي مختلف، اجازه نداد نيمه مكمل سياست آزادسازي قيمتها كه بايد به تعادل قيمت در اثر كنش و واكنش عرضه و تقاضا بيانجامد، به نتيجه برسد و نتايج مثبت حذف يارانههاي غيرمستقيم حاصل و مشاهده شود.
اما خطايي كه در بخش سياستهاي پولي رخ داد به مراتب پرهزينهتر است. به نظر ميرسد سياستها در اين بخش همچنان تحت تأثير افكار و عقايد اقليتي خاص قرار دارد كه در دولت نهم، نگاههاي منحصر به فرد خود را در سياستهايي مانند كاهش دستوري نرخ تسهيلات بانكي، تلاش براي كاستن از نرخ ارز، تزريق بيمهار درآمدهاي نفتي به بازار و... دنبال ميكردند و در مقاطع كوتاهي هم كه مجال فراهم شد، برنامههاي ويژهاي را براي دگرگون سازي شبكه پولي و بانكي كشور مطرح ساختند.
اصرار دولت بر تعيين نرخهاي حساسي مانند سود تسهيلات و سپردهها، سود اوراق مشاركت، دخالت در بازارهاي سكه و ارز و... كه تقابل و تضاد آشكاري با رويكرد خروج دولت از ساير بازارها و آزادسازي قيمتها دارد، در شرايط فعلي دو بخش اقتصاد كشور را با تضاد مواجه ساخته است.
قدس
«گفتمان ملي سوريه» عنوان يادداشت روز روزنام قدس به قلم حسن هاني زاده است كه در آن ميخوانيد:
فراخوان بشار اسد رئيس جمهور سوريه براي آغاز يک گفتمان ملي با رهبران گروههاي اپوزيسيون داخلي، راه را براي برون رفت اين کشور از بحران داخلي هموار ساخت.
در اين گفتمان که از سوي دولت سوريه فاروق الشرع -معاون اول رئيس جمهور- و از سوي گروههاي معارض عارف دليله، منذر خدام، انور البني، فائز ساره، لوي حسين و نبيل صالح شرکت داشتند، يک جدول زماني براي ادامه اين گفتگوها تدوين شد.
اين گفتگو همزمان با ديدار شماري از نمايندگان کنگره آمريکا و مجلس عوام انگليس با بشار اسد، در دمشق صورت گرفت. اساساً درگيريهاي داخلي سوريه که از 3 ماه پيش آغاز شد از دو زاويه قابل تجزيه و تحليل است.
در بعد داخلي اعتراضهاي مردم، بويژه جوانان سوريه تحت تأثير رخدادهاي کشورهاي عربي صورت گرفت و مردم سوريه مطالبات مشروع خود را به صورت مسالمت آميز مطرح کردند.
در همان ابتدا، بشار اسد رئيس جمهوري سوريه در يک سخنراني در مجلس خلق اين کشور مطالبات مردم را کاملاً مشروع و قانوني توصيف و کميتهاي را براي بررسي مطالبات مردمي و انجام اصلاحات ساختاري و ايجاد تغييرات در مواد قانوني مأمور کرد.
اين کميته که از شخصيتهاي حقوقدان و غيرحزبي تشکيل شده، لغو دو ماده 8 و 49 قانون اساسي سوريه را پيشنهاد کرد که مورد پذيرش بشار اسد قرار گرفت.
ماده 8 قانون اساسي که در سال 1963 به تصويب رسيد، حزب بعث را تنها حزب حاکم اين کشور قلمداد کرد. بر اساس اين ماده، هر حزبي که با اصول و آرمانهاي حزب بعث مخالفت کند، حق فعاليت سياسي نخواهد داشت.
همچنين ماده 49 قانون اساسي که در سال 1982 تصويب شد، گرايش به جنبش اخوان المسلمين را بشدت منع کرده و مجازات سنگيني براي هواداران اين جنبش در نظر گرفته است.
کميته بازنگري قانون اساسي و بررسي اصلاحات سياسي، همچنين برگزاري انتخابات آزاد پارلماني و آزادي احزاب سياسي را مورد تأکيد قرار داد.
پس از ارائه پيشنهادهاي اين کميته، هزاران تن از زندانيان سياسي، بويژه هواداران جنبشهاي چپ افراطي و اخوان المسلمين به دستور بشار اسد از زندان آزاد شدند.
بشار اسد براي ابراز حسن نيت خود «عادل سفر» را که از چهرههاي خوشنام و مورد قبول نخبگان سياسي سوريه است، مأمور تشکيل کابينه ساخت.
در اين کابينه براي نخستين بار در طول چهار دهه گذشته تکنوکراتها و افرادي خارج از حزب بعث وارد بدنه دولت شدند و انتظار ميرفت گروههاي اپوزيسيون فرصت را براي بشار اسد در راستاي انجام اصلاحات سياسي و زيربنايي فراهم کنند، اما اعتراضهاي خياباني از گستره مطالبات مشروع سياسي خارج و وارد فضاي تخريبي جديدي شد.
در بررسي بعد خارجي، هر چند رهبران اپوزيسيون داخلي عقب نشيني کردند، اما گروههاي اپوزيسيون خارج نشين سقف مطالبات خود را تا سر حد سرنگوني بشار اسد بالا بردند و آمريکا، اتحاديه اروپا، عربستان، عبدالحليم خدام معاون فراري رئيس جمهور سوريه، اخوان المسلمين و سلفي ها، جبهه گستردهاي را عليه دولت بشار اسد تشکيل دادند.
عربستان سعودي که اساساً به نيابت از آمريکا و رژيم صهيونيستي مأموريت دارد از رهگذر سرنگوني دولت علوي سوريه، محور تهران- دمشق- بيروت را قطع و مقاومت اسلامي لبنان را حذف کند، نقش تخريبي خود را در رخدادهاي سوريه ايفا کرد.
آفرينش
«ايران و تعطيلي سوآپ نفت» سرمقاله امروز روزنامه آفرينش است به قلم علي رمضاني كه در آن ميخوانيد:
امروزه کمتر کسي است که به جايگاه ژئوپلتيک و ژئواسترا تژيک ايران در منطقه شک داشته و پتانسيلهاي جغرافيايي ايران را در اتصال آسياي مرکزي، منطقه قفقاز و شمال دريا ي مازندران به خليج فارس و دسترسي به درياهاي آزاد را انکار کند.
موقعيتي که در واقع موجب ميشود تا کشور ما داراي پتانسيلهاي گوناگوني براي ترانزيت انواع کالاهاي گوناگون و همچنين سواپ فراوردهاي نفتي و گازي باشد.
در اين بين از انجا که برخي کشورهاي اطراف درياي مازندران داراي صادرات گاز و هم چنين نفت هستند و عملا راههاي دسترسي انها به درياهاي آزاد و بازارهاي فروش محصولات با موانعي روبرو بوده است همواره اين ايران بوده است که به عنوان کشوري داراي توان ترا نزيتي و سواپ نفت مورد توجه بوده است.
در اين بين اين اهميت ترانزيتي کشور و هم چنين توان سواپ نفت باعث شده بود که در گذشته برنامههايي در اين رابطه در کشور تهيه و مورد توجه قرار گيرد.
چنانچه در برنامه چهارم توسعه بطور متوسط روزانه يكصد تا 150 هزار بشكه نفت از پايانه نفتي شمال و از كشورهاي آسياي مركزي و حوزه درياي خزر براي تحويل در خليج فارس سوآپ ميشده است و مطابق با اهداف برنامه پنجم توسعه هم بايد حجم سوآپ نفت خام ايران از متوسط سالانه 5 ميليون تن نفت (حدود 100 هزار بشكه در روز) به 18 ميليون تن در سال (317 هزار بشكه در روز) افزايش يابد.
در اين بين از فروردين سال گذشته و پس از نزديک به 13 سال از آغاز سوآپ نفت كشورهاي حاشيه درياي خزر از مسير ايران به خليج فارس عدم تمديد قرارداد چهار شركت خارجي، حجم سوآپ نفت خام ايران عملا به صفر رسيد و مسوولان وقت وزارت نفت يكي از مهمترين دلايل توقف سوآپ نفت از كشورهاي حاشيه درياي خزر را حفظ منافع ملي کشور عنوان كردند.
در اين حال در طول يک سال گذشته هر چند اميدواريهايي براي راهاندازي مجدد سواپ نفت و هم چنين افزايش ميزان سواپ نفت کشورهاي منطقه درياي مازندران از راه ايران در بين کارشناسان وجود داشت، اما واقعيات موجود بيانگر آن است که جدا از تعليق مداوم عمليات سوآپ نفت ايران، هماكنون تاسيسات موجود در پايانه نفتي نكا(بزرگترين پايانه نفتي ايران در درياي خزر) شامل مخازن ذخيرهسازي و شبكه خطوط لوله (با امكان سوآپ روزانه 500 هزار بشكه نفت براي تحويل به پالايشگاههاي تهران و تبريز )هم بدون استفاده باقي مانده است امري که همچنان باعث بروز انتقاداتي از اين رويکرد مقامات کشور شده است.
آنچه مشخص است در واقع با توجه به پتانسيلهاي جغرافيايي ايران بي شک سواپ نفت درياي مازندران از راه کشور ما نه تنها منافع اقتصادي زيادي داشته و خواهد داشت بلکه منافع سياسي بسياري نيز براي کشور دارد.
در اين بين هر چند موانعي همچون عدم خريد نفت صادراتي ايران در خليج فارس به عنوان يكي از دلايل توقف سوآپ نفت از درياي خزر به همراه ديگر دلايل اين امر نام برده شده است، اما بايد توجه داشت مقامات سياسي و اقتصادي کشور ميتوانند در سايه رايزنيهاي سياسي و ديپلماتيک از اين ظرفيت بدون استفاده کشور در راه منافع ملي کشور بهره برند.
گذشته از اين نيز بايد توجه داشت مقامات مسئول بايد در کنار ارائه پاسخي روشن درباره زمان از سرگيري اين تجارت سودآور مانع از هدر رفتن سرمايه گذاريهاي انجام شده قبلي (از جمله بندر نفتي نکا) شوند و در کنار اين نيز مانع از هدر رفتن فرصتهايي از اين دست و دور ماندن ايران از بازار ترانزيت مواد هيدرو کربني در منطقه شوند.
مردمسالاري
«نبرد بي پايان آگاهي و جهالت» عنوان سرمقاله روزنامه مردمسالاري به قلم علي ودايع است كه در آن ميخوانيد:
بي شک پيامبر گرامي اسلام بزرگترين پيامبر ديني جهان است که توانست قلوب بسياري را در جهان تسخير کند. حضرت محمد(ص) پس از 40 سال طي طريق الي الله در چنين روزهايي از سوي خداوند براي هدايت انسانها مبعوث شد; بعث به معناي برانگيخته شدن براي انجام مسووليت است; حضرت محمد براي هدايت انسانها آن هم در قلب جاهل ترين جامعه آن زمان بشريت برگزيده شد.
از نخستين لحظه دعوت آشکار، انواع فشارها و تهمتهاي ناروا به ايشان وارد شد و آناني که قدرت و ثروت اندوزي را در جهالت عرب ميديدند لب به اعتراض گشودند; سران قبايل پيامبر را به استهزا» ميگرفتند و برگزيده خدا را مورد سخره قرار ميدادند سپس به ايشان برچسب زدند که پيامبر مسلمانان ساحر است و مطالب قرآن اشعاري بيش نيست اما پيامبر اسلام با توکل به خداي يگانه تمام مصائب را به جان خريد و در مقابل شماتتها ايستاد. ايشان با کلا م نافذ و رافت کم نظير با مخالفان خود به مباحثه پرداخت و آنان را جذب سيماي دلرباي اسلام حقيقي کرد.
27 رجب روزي بود که خداوند حجت را بر انسانها تمام کرد تا آنها بياموزند چگونه آزاد بودن را. براي پرستش خداوند و پايه گذاري جامعه صالح به دور از ظلم و خطاهاي بشري که نتيجه آن، هم در اين دنيا و هم در آخرتي که صالحان باوردارند لمس شود; اگر چه کافران همواره وجود دنيايي ديگر را منکر ميشوند اما خداوند در قرآن کريم بارها و بارها به مردم متذکر ميشود که آنها نتيجه اعمالشان حتي بهاندازه سرسوزن را خواهند ديد.
ويليام ماير بريتانيايي مينويسد «از صفات محمد(ص) که سزاوار همه گونه تقدير است احترامي است که درباره ياران خود، حتي پايين ترين آنها معمول داشته است. مهرباني و انسانيت، جود و بخشش در وجودش ريشه داشت و موجب شدت علاقه و محبت اطرافيانش شده بود.
او هرگز جز براي رضاي خدا و در راه او به احدي زيان نرساند.» با ايستادگي حضرت محمد(ص) و يارانش; دين اسلام رو به گسترش نهاد.
بهره کشان که آزادگي را آتش بر کاخهاي زرين خودمي ديدند دست به شمشير بردند و جنگهايي چند، همچون بدر، خندق، خيبر و... پيش آوردند.
آنها گرچه از لحاظ دنيوي از لشکر اسلام پيش بودند اما خداوند مسلمانان را بشارت پيروزي داده بود و اتحاد دلهاي مسلمين، کفار را به زانو درآورد و حکومت اسلامي توسط حضرت محمد(ص) پايه گذاري شد. بنيانگذاري حکومت اسلامي توسط حضرت محمد(ص) اتمام کار نبود.
در بين مسلمين گروهي بودند که از هر سخن پيامبر سخيف ترين برداشت را ميکردند و همين گروه خشونتهايي را به نام اسلام و مسلماني انجام دادند که مورد شماتت پيامبر قرار داشتند.
اين گروه همانهايي بودند که سلمان را به دليل پارسي بودن طرد ميکردند و مسجد ضرار را علي رغم مخالفت پيامبر ساختند.
اين گروه پس از رحلت حضرت رسول اکرم قدرت جاهلي خود را به صورت نسبي باز يافتند و سعي بر تحريف قوانين اسلا م داشتند که خوشبختانه وعده الهي براي جلوگيري از تحريف دين مبين اسلا م محقق شد و اسلا م توسط صالحين مسلمان حفظ شد.
ابتكار
«دو دوي» سياسي و دومينوي گراني! سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سيدعلي محقق است كه در آن ميخوانيد:
فصل تابستان و اوجگيري گرماي هوا با موج تازهاي از گراني در بازار و اختلاف در سياست و حوادث تلخ اجتماعي در جامعه همراه و همداستان شده است تا بار ديگر آستانه تحمل اقتصادي و اجتماعي و سياسي ايرانيان در ظل آفتاب داغ تابستاني يکجا به آزمون گذاشته شود.
طي هفتهاي که گذشت، همزمان با افزايش تادرصدي دماي هوا، کرايههاي انواع وسايل حملونقل عمومي از 15تا30درصد افزايش داده شد. قيمت انواع خودرو و وسايل خانگي بهيکباره از 5 تا10درصد بالا کشيده شد. انواع مواد غذايي عليالخصوص لبنيات، افزايشهاي 10تا20درصدي را تجربه کرد.
حکايت ارقام نجومي قبوض آب، برق، گاز و پول شارژ ساختمانها هم که ديگر فصل سرد و گرم نميشناسد و هزينههاي سرسامآور اين قبوض هر ماهه روي هم انبار و روي سر خانوارها آوار ميشود.
تجربه ششماهه پس از اجراييشدن طرح هدفمندي يارانهها و به بيان بهتر، آزادسازي قيمتها نشان داده که ديگر چندان نميتوان به آمارهاي رسمي مراجع دولتي درخصوص نرخ تورم اعتماد کرد و داستان افزايش قيمتها در سال داستان فرازهاي بيفرود است.
در روزهاي گذشته، پسلرزههاي ناشي از بههمريختگي بازار سکه و ارز و افزايش 10درصدي نرخ رسمي دلار در ماه گذشته، بهتدريج اثرات تورمي خود را بر نظام توليد و توزيع انواع کالاهاي صنعتي داخلي و وارداتي تحميل کرده و بر گرده مصرفکنندگان نشانده است.
قطعهسازان و واردکنندگان و خودروسازان، دستبهدست هم دادند تا بخشي از دومينوي گراني بهسرعت برق، خود را از گمرکها به جاده مخصوص کرج و از آنجا به پشت درِ منازل مردم برساند.
در همين مدت، شهروندان ايراني هر روز که راهي کار و بازار ميشدند، با خبر ناگوار گرانشدن يک يا چند قلم ديگر موادغذايي به خانه برميگشتند.
روزنامهها پر شد از تکذيبيههاي مسئولان بازرگاني؛ اما فاکتورهاي خريد دروغ نميگفتند. واقعيت مسلّم اينکه بازار عنان از کف داده و اعتراف رسمي به گراني را گريزي نبود.
گاه اما از تريبونهاي دولتي گراني به اقدام خودسرانه توليدکنندگان و فروشندگان منتسب شد و گهگاه به افزايش نرخهاي جهاني.
روند افزايشي قيمت موادغذايي اما آنقدر ادامه يافت که همهچيز شکل رسمي گرفت. يارانه شير حذف شد. افزايش رسمي قيمت محصولات لبني به تأييد دولت رسيد و شاخه ديگري از دومينوي گراني مصوبه دولتي به دست، در کارخانجات و بازارهاي موادغذايي گشت و گشت و گشت تا خود را به درِ منازل مردم رساند.
دراينبين اما به فاصله کمتر از سه ماه از آخرين افزايش قيمت کرايهها، متوليان امور حملونقل عمومي شاخه جديدي از دومينوي گراني را در شلوغي ترافيک شهر و سياست کليد زدند.
درحاليکه از سال گذشته به اين طرف، افزايش قيمت جديدي در نرخ حاملهاي انرژي صورت نگرفته است، تاکسي رانان، اتوبوسرانان، متروداران و شوراهاي شهر در خلاي حضور مؤثر دولتيها و بيعملي اعضاي ستادهاي هدفمندي يارانهها و مديريت حملونقل و سوخت کشور، به گراني لجامگسيخته تازهاي در سيستم حملونقل چراغ سبز نشان دادند تا کرايه 500توماني مسيري کوتاه در پايتخت، به 700تومان بالغ شود و تاکسيهاي خطي و غيرخطي به کمتر از اسکناسهاي سبز توماني راضي نشوند.
در اين ميانه افزايش بيحساب اجاره مسکن نيز قوز بالاقوز گرديد. همهساله در چنين روزهايي که بهار و خرداد و سال تحصيلي مدارس و دانشگاهها همزمان به پايان ميرسد، فصل جابهجايي و مصائب جديد مستأجران آغاز ميشود.
تهران امروز
«افزايش توان موشكي ايران تغيير در موازنه قوا» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم ميرمحمد عزيزي است كه در آن ميخوانيد:
سالها پيش در اوايل دهه هفتاد هنگامي كه ايران نخستين نسل موشكهاي دوربرد بالستيك خود را آزمايش ميكرد، «فيگارو» يك نشريه فرانسوي به تمسخر نوشت: «ايران به جاي موشكهاي واقعي آبگرمكن به هوا ميفرستد!» آن مطالب پرطعنه اكنون جاي خود را به ترسي عميق براي دشمنان انقلاب داده به طوري كه در جريان رزمايش موشكي پيامبر اعظم (ص) كه طي آن انواع موشكهاي بالستيك ميانبرد و دوربرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مورد استفاده قرار گرفت، كشورهاي غربي و همپيمان منطقهاي اسرائيل دريافتهاند كه عمق استراتژيك سرزمينهاي اشغالي فلسطين و پايگاههاي هوايي، دريايي و زميني قدرتهاي غربي تا شعاع دو هزار كيلومتري در معرض تهديد جدي و ناگهاني موشكهاي ايراني قرار دارد.
امروز ديگر نهتنها از آن تسخر زدنها خبري نيست بلكه «طالعنبار» رئيس مركز مطالعات هوا فضاي رژيم اشغالگر اسرائيل موسوم به «فيشر» ضمن اعتراف به قدرت بالاي توان موشكهاي بالستيك ايران، اذعان ميكند كه اين موشكها به گونهاي حمل يا نگهداري ميشوند كه از ديدرس دشمن پنهان ماندهاند. خبرگزاري آمريكايي آسوشيتدپرس نيز خبر داده است كه ايران سيلوهاي موشكي زيرزميني فراواني دارد.
شبكه خبري آمريكايي سيانان نيز گزارش ميدهد كه دور جديدي از رزمايشهاي موشكي ايران آغاز شده است. اين در حالي است كه پايگاه خبري نيوزمكس اعتراف ميكند كه ايران گامهاي بزرگي در برنامههاي موشكي خود برداشته است. اگر بخواهيم واكنش رسانههاي جهاني را برشماريم، چندان فراوانند كه از سخن اصلي دور خواهيم افتاد. درباره رزمايش موشكي اخير تاكيد بر چند نكته مهم ضروري به نظر ميرسد.
1ـ ايران نه تنها در توليد موشكهاي ميانبرد و دوربرد بالستيك به موفقيتهاي چشمگيري دست يافته است بلكه فنآوري به كار رفته نيز كاملا بومي بوده و از اين بابت هيچگونه وابستگي تكنولوژيك به هيچ كشوري وجود ندارد.
2 - اگر دشمن سايه به سايه در كرانهها و مرزهاي جمهوري اسلامي ايران به ملت و نظام اسلامي ما چنگ ودندان نشان ميدهد از اينك به بعد ميبايد در هراس از تهديدات استراتژيكي باشد كه معادلات ژئوپلتيك منطقه را تحت تاثير قرار داده و ميدهد. توان نظامي استراتژيك جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك توان بازدارنده، مانع از تهديدات تبليغاتي و رواني دشمن بر ملتهاي مسلمان منطقه شده و ميشود.
3 - هرگونه افزايش توان استراتژيك ايران در زمينه توليد سلاحها و تجهيزات دفاعي به ويژه موشكهاي بالستيك ميانبرد و دوربرد به عنوان عامل پشتيباني رواني ملتهاي مسلمان منطقه عمل ميكند و چهبسا در خيزش بلندتر موج بيداري اسلامي اثري انكارناپذير بگذارد.
گرچه رزمايش پيامبر اعظم (ص) موجب شگفتي بسياري از دشمنان ايران و اسلام ازجمله رژيم غاصب اسرائيل شده اما هنوز شگفتيهاي بسياري مانده است كه در زمان مناسب ظهور و بروز خواهند كرد.
دنياي اقتصاد
«نمايندگي مجلس و فضيلت دانش» عنوان سرمقاله امروز روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در آن ميخوانيد:
نمايندگان مجلس اين روزها در حال اصلاح قانون انتخابات هستند و يكي از مباحث آنها مربوط به ميزان تحصيلات داوطلبان نمايندگي است. گروهي ميگويند داوطلبان بايد مدرك فوقليسانس يا بالاتر داشته باشند و ديگران ميگويند ليسانس يا كمتر هم براي ايفاي وظيفه نمايندگي كفايت ميكند.
طرفين اين مباحثه دلايل پرقدرتي هم اقامه ميكنند. طرفداران افزايش درجه مدرك تحصيلي معتقدند، نمايندگان هرچه باسوادتر باشند، مسائل كشور را بهتر ميشناسند و تصميمهاي درستتري ميگيرند.
مخالفان نيز اينگونه استدلال ميكنند كه بين دانش افراد و مدرك تحصيلي آنان نسبت مستقيم و قطعي نيست، چه بسا كساني مدرك تحصيلي دانشگاهي نداشته باشند، اما دانش و فهم آنها در مسائل سياسي، اقتصادي و فرهنگي از دارندگان مدارك تحصيلي، بيشتر باشد.
داوري درباره درستي يا نادرستي استدلالهاي طرفين مباحثه تقريبا ناممكن است؛ زيرا هر دو دسته استدلال، حاوي مصاديق پرشمار از نوع صادق و كاذب است.
يعني اينكه درس خواندههاي بيدانش و درس نخواندههاي فرهيخته در همه جاي جهان از جمله در ايران، پرشمارند.
پس چه بايد كرد؟ حال كه قانون برگزاري انتخابات مجلس در حال بازنگري است، مناسبترين زمان براي پاسخ دادن به اين پرسش است.
واقعيت اين است كه در همه جاي جهان، مجالس نماينده و برآيند فهم سياسي - اجتماعي و بازتاب شور اجتماعي و عواطف تودهها هستند و برعكس آن دولتها نتيجه انتخابهاي مصلحتانديشانه و بازتاب شعور سياسي نظم مستقر هستند.
علت اين وضع روشن است: نمايندگان از نواحي و مناطق راهي مجالس ميشوند و رايدهندگان، در وهله نخست به منافع محلي خود ميانديشند و مصالح ملي را در پرتو مصالح منطقهاي تعريف ميكنند، اما رايدهندگان به رييسجمهور در انتخاب خود اول به مصالح ملي نظر دارند و مصالح منطقهاي خود را در انتخاب ملي متجلي ميبينند حتي در نظامهاي پارلماني كه روساي دولت (رييسجمهور و نخستوزير) توسط مجلس انتخاب ميشوند، وضع همينگونه است.
يعني شور اجتماعي و مصالح منطقهاي نمايندگان، هنگام انتخاب روساي دولت، خصلت ملي و سيماي شعور سياسي معطوف به نظم مستقر را به خود ميگيرد بنابراين، روش معقولتر از منازعه بر سر مدرك تحصيلي نمايندگان اين است كه سازوكارهايي مطمئنتر براي تلفيق شور اجتماعي تودهها و نماينده اين شور (مجلس) و شعور سياسي و نماينده آن (دولت) در انتخابات تعبيه شود.
«مقدمهاي بر توان استراتژيك موشكي ايران» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
1- هرگونه بحث درباره برنامه موشكي ايران مستقيما با بحثي بزرگتر پيوند ميخورد و آن هم اين است كه چه عواملي ايران را به يك قدرت منطقهاي تبديل كرده است؟ به اين سوال معمولا چهار نوع پاسخ داده شده است.
پاسخ اول اين است كه ايران يك قدرت منطقهاي است به اين دليل كه هيچ كشور ديگري در منطقه خاورميانه داراي ظرفيتهاي انساني، نهادي و جغرافيايي ايران نيست.
پاسخ دوم اين است كه ايران تنها كشور منطقه خاورميانه است كه يك برنامه هستهاي مستقل و بسيار پيشرفته را از دل انواعي از محروميتها و محدوديتها با موفقيت توسعه داده است.
از منظر مادي، برنامه هستهاي موجب شده ايران به يك منبع جديد و تقريبا تمام نشدني توليد انرژي و همچنين كالاهاي قابل صادرات به بازار فناوريهاي سطح بالا (مانند سوخت هسته اي) دست پيدا كند.
از منظر سياسي هم برنامه هستهاي يك منبع تمام نشدني توليد اقتدار ملي است كه غربيها به هيچ كشور ديگري در منطقه خاورميانه اجازه دست يابي به آن را ندادهاند.
پاسخ سوم اين است ايران يك قدرت منطقهاي است به اين دليل كه قلب محور مقاومت محسوب ميشود. در باره اين موضوع بين تحليلگران تقريبا هيچ اختلاف نظري وجود ندارد كه تا وقتي مسئلهاي به نام مقاومت وجود دارد ايران قدرت اول منطقه باقي خواهد ماند و دقيقا به همين دليل هم هست كه آمريكا در دوران اوباما تصميم گرفته به هر قيمت ممكن نوعي سازش را در منطقه ايجاد كند.
آمريكاييها عقيده دارند كوتاه ترين راه براي پايين كشيدن ايران از جايگاه قدرت اول منطقه اين است كه با ايجاد سازشي ميان اسراييل واعراب، «مسئله مقاومت» منتفي شود.
پاسخ چهارم برنامه موشكي ايران است. اين نكته در ميان تحليلگران امور نظامي و راهبردي در غرب بي گفت وگو پذيرفته شده است كه ايران داراي پيشرفته ترين برنامه موشكي در منطقه خاورميانه است و هيچ كشوري در منطقه، حتي در بلند مدت قادر به پر كردن فاصله خود با ايران در اين حوزه نخواهد بود.
مهم ترين سندي كه اين موضوع را تاييد ميكند گزارشي است كه رونالد برگس رئيس سازمان اطلاعات دفاعي آمريكا (DIA) در 19 اسفند 1389 (10 مارس 2011) منتشر كرد و در آن تاكيد شده است كه ايران پيشرفت چشمگيري در توسعه فناوري موشكهاي بالستيك داشته است كه لااقل در منطقه خاورميانه رقيبي براي آن وجود ندارد.
2- تبديل شدن اين اصل به يك اصل بديهي در ذهن تحليلگران نظامي غربي كه «ايران بزرگترين قدرت موشكي خاورميانه و يكي از معدود قدرتهاي موشكي جهان است»، داراي يك پيام راهبردي بسيار مهم است و آن هم اين كه برخلاف بسياري از قدرتهاي غربي كه برتري نظامي خود را از راه توسعه سلاحهاي «غير متعارف» (بويژه سلاحهاي هسته اي، ميكروبي و شيميايي) به دست آوردهاند، ايران برتري نظامي خود را بر پايه سلاحهاي متعارف استوار كرده است.
در دكترين دفاعي ايران، جايي براي سلاحهاي NBC Nuclear Biologic Chimistrical) باز نشده و به همين دليل شايد بتوان ادعا كرد ايران تنها كشوري در جهان است كه بدون تكيه بر سلاحهاي نامتعارف توانسته قدرت نظامي خود را تا حدي غير قابل رقابت در محيط اطرافش توسعه بدهد و البته بدون شك برنامه موشكي نقشي بي بديل در آن ايفا كرده است.
پيام راهبردي اين موضوع آن است كه برخلاف آنچه آمريكاييها تصور ميكنند ايران براي حفظ برتري منطقهاي خود هيچ نيازي به ساخت سلاح هستهاي ندارد. توسعه برنامه هستهاي غيرنظامي در كنار رشد برنامه موشكي و تركيب اين دو با نفوذ روز افزون منطقه اي، باقي ماندن در جايگاه قدرت اول منطقه را در بلند مدت تضمين خواهد كرد.
ملت ما
«وحدت عملي، ضرورت امروز ما» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم فرزاد خلفي است که در آن می خوانید:
راي اعتماد بالاي مجلس شوراي اسلامي به وزير «راه و شهرسازي» حتي بدون نطق يك نماينده مخالف، نشانگر عزم جدي همكاري دولت و مجلس و تقويت همدلي و همراهي و آغازي وحدتافزا براي پيشبرد اهداف متعالي كشور است. اين رأي اعتماد در كنار عدم راي اعتماد به وزير پيشنهادي ورزش و جوانان نشانگر آن است كه اراده دولت و مجلس برخلاف هياهوهاي رسانههاي بيگانه نشاندار كه جبهه مقابله با نظام جمهوري اسلامي ايران را از ابتداي پيروزي انقلاب در پيش گرفتهاند، بر منافع ملي و پيشبرد اهداف عاليه نظام اسلامي استوار گشته است و برخي از ملاحظههاي صورت گرفته از سوي دولت و مجلس، مبتني بر اختلافنظرهاي كارشناسي و تفاوت در ديدگاههاي علمي است.
بيترديد تحولات اخير منطقه خاورميانه و شمال آفريقا به عنوان يك متغير مهم و اثرگذار در مناسبات منطقهيي و بينالمللي ايران در شرايط كنوني مورد توجه جدي است. صرفنظر از جبهه رسانههاي قدرتهاي بيگانه كه خط انشقاق در وحدت ملي و بيثباتي در كشور را دنبال ميكنند بررسي مسائل ايران در مجموعه جغرافيايي كشورهاي منطقه نيز قابل تامل است.
اين روزها الگوي مديريت امريكايي رودرروي الگوي بيداري اسلامي در تحولات منطقه قرار گرفته است و دشمنان نظام براي كاهش ظرفيتهاي نفوذ منطقهيي كشورمان، در پي آن هستند كه با القای شكست نظريه حكومت اسلامي و در بنبست نشان دادن انقلاب اسلامي، كشور به مسائل بيهوده مشغول شود و با اين حاشيهسازيها نظام نتواند از ظرفيتهاي خود در عرصه ديپلماتيك بهره مناسب را ببرد و الهامبخشي انقلاب اسلامي را تثبيت كند. آنان بخوبي دريافتهاند كه خيزش كشورهاي اسلامي از جمعههاي اعتراضي و از طريق سنگرهاي نماز جمعه و با شعار اللهاكبر شروع شده است و ماهيت اين نهضتها چيزي جز آرمانخواهي اسلامي و دستيابي به آزادي و استقلال از قيدوبند استبداد و استيلاي خارجي نيست.
بنابه آنچه گفته شد، دشمنان نظام سعي دارند تا با القای بيثباتي، ناامني و فقدان اعتماد بين مردم و مسوولان، نظام را از حركتهاي پيش برنده خود در سالي كه جهاد اقتصادي نام گرفته و مجاهدت ويژهيي را ميطلبد، بازدارند. آنها بخوبي ميدانند كه با سلاحهاي گرم و جنگافزارهاي فوقپيشرفتهشان نميتوانند اراده ملي مردم ايران را درهم بشكنند و مردم با وجود مشكلات اقتصادي و برخي از كمكاريها نشان دادهاند كه به نظام جمهوري اسلامي ايران و اصل ولايت فقيه وفادارند. دشمن نوميد از ابزار نظامي، اكنون با ابزارهاي نرم و بزرگ جلوه دادن برخي اختلافنظرها و انتقال آن به حوزه رويارويي و كشمكش داخلي از طريق ابزارهاي رسانهيي بحرانآفريني را در كشور دنبال ميكند.
رسالت
«تجربههاي خونين» سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
نيمه اول سال 60 بويژه تير ماه همين سال ملت ايران شاهد حوادث خونين بود. حادثه بمبگذاري در دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي و شهادت آيت الله مظلوم بهشتي و 72 تن از ياران با وفاي امام خميني (ره) مصيبت بزرگي بود كه بر قلب ملت ايران سنگيني ميكرد.
به فاصله كوتاهي در هشتم شهريور رئيس جمهور و نخست وزير كشور به همراه تني چند در حادثه بمب گذاري در دفتر نخست وزيري به فوز شهادت نايل ميآيند. شهداي محراب شهيد مدني، شهيد دستغيب، شهيداشرفي اصفهاني، شهيد صدوقي و...
كه مجسمههاي پاكي، اخلاق، تفقه در دين، عرفان، ادب و از سرمايههاي بزرگ معنوي اين سرزمين بودند، يكي پس از ديگري به خاك و خون غلتيدند و مراتب وفاداري به ولايت و حقوق ملت را با خون خود امضا كردند.
سرآمد همه اين شهدا شهيد زنده، مقام معظم رهبري بود كه روز ششم تير ماه سال 60 اولين تيري كه به خيمه دوستداران ولايت شليك شد، به او اصابت كرد. اما خداوند بزرگ مقرر فرموده بود او زنده بماند و راه شهيدان و راه امام شهيدان را با صلابت، قدرت و آشتي ناپذيري ادامه دهد.
اينكه چرا او به عنوان اولين هدف منافقان و ملحدان و كفار قرار گرفت و قرعه فال ترور را به نام وي زدند، خيلي مهم است. معلوم ميشود با همه اشتباهات و حماقتي كه دشمن از اردوگاه انقلاب داشت اما در شناخت عناصر مؤثر، مفيد و كارآمد اشتباه نميكرد.
منافقان با آنكه روز هفتم تير توطئه بمب گذاري در دفتر مركزي را تدارك ديده بودند و ميدانستند آيت الله خامنهاي در آن جلسه در كنار آيت الله بهشتي حتماً شركت ميكند، اما بمب گذاري در مسجد ابوذر و شهادت رهبر معظم انقلاب را روز 6 تير از برنامه كاري خود حذف نكردند. آنها بايد مطمئن ميشدند يكي از اصليترين ياران با وفاي امام و امت را از سر راه برميدارند. لذا حادثه ترور
آيت الله خامنهاي را در مسجد ابوذر به عنوان اولين اقدام تروريستي خود بعد از اعلام جنگ مسلحانه با نظام در فهرست اقدامات اوليه خود قرار دادند.
جرم مقام معظم رهبري و شهيد بهشتي و يارانش اين بود كه در معماري نوين نظام جمهوري اسلامي پس از امام خميني (ره) جزء طراحان و پيشگامان اصلي بودند.
آنها معتقد بودند كه بگومگوهاي سياسي و شرارتهاي آمريكا در جنگ نرم و سخت را بايد به سرعت بايد پشت سرگذاشت و به خدمت مردم و پيشرفت كشور فكر كرد و به بسط عدالت در جامعه پرداخت لذا سابقه گفتمان پيشرفت، عدالت و خدمت در دستور كار نظام به طور اعم و در دستور كار حزب جمهوري اسلامي به طور اخص به سال 60 برميگردد. رهبران حزب به همين دليل و حتي خود مكان حزب هدف دشمن قرار گرفت.
جمع جبري تجربيات خونين انقلاب را در اين سال ميشود در زيرخلاصه كرد:
جمهوري اسلامي
«پيامدهاي ناهمگوني سياستهاي اقتصادي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
بسمالله الرحمن الرحيم
آنچه اين روزها در حوزه اقتصادي كشور شاهد هستيم با اندك تفاوتهائي تحقق همان گمانههايي است كه كارشناسان مستقل با بررسي نوع نگاه مجريان قانون هدفمندي يارانهها پيش از اجراي اين قانون هشدار ميدادند.
ناتواني بخش توليد از ادامه فعاليت با قيمتهاي مصوب نهادهاي نظارتي، كسري منابع بودجهاي براي پرداخت هزينههاي جاري خصوصاً در بخش هدفمندي يارانهها و سردرگمي نهادهاي حاكميتي بازار پول و سرمايه در قبال سياستهاي مستعجل و متغير از جمله مواردي هستند كه ميتوان از آنها به عنوان دشوارترين گرههاي حال حاضر و البته آينده اقتصاد كشور ياد كرد.
بي ترديد عدم چارهانديشي ضربتي براي اين مشكلات، تعميق بيشتر و افزايش هزينههاي بلند مدت را براي كشور به دنبال خواهد داشت.
از اين رو به نظر ميرسد دستگاههاي مسئول به جاي استناد به آمارهاي كاغذي كه برخي از آنها حتي مورد وثوق نمايندگان مجلس شوراي اسلامي هم نيستند و به جاي تكرار خاطرات شيرينشان از آغاز كم هزينه مرحله اصلاح قيمتها، از روياپردازي دست بردارند و با چشماني واقع بين شرايط امروز اقتصاد كشور را بررسي كنند و تغييرات لازم را در برخي رويكردهاي نادرست فعلي اعمال نمايند.
به عقيده كارشناسان، يكي از حوزههايي كه به شدت نيازمند بازنگري در رويكردها و تصحيح سياست هاست، بخش پولي اقتصاد ايران است.
اهميت اين بخش از اقتصاد كه از آن به بخش غيرواقعي اقتصاد تعبير ميشود و تأثيري كه در شرايط فعلي بر ساير بخشها دارد در اين است كه خطاهاي راهبردي در اتخاذ سياستهاي فعلي باعث شده، بخشهاي مهمي مانند توليد، صادرات و واردات و خصوصاً معيشت عمومي جامعه دچار تنشهاي فراواني شود كه در كوتاه مدت آثار خود را در كاهش بنيه اقتصادي و اجتماعي نمايان خواهد ساخت.
بررسي شرايط حاكم بر بخش غيرواقعي اقتصاد ايران در ماههاي اخير به روشني گوياي اين واقعيت است كه رويكردهاي اقتصادي كشور در دو بخش مالي و پولي از تناقضي آشكار رنج ميبرد؛ در بخش مالي دولت با پيروي از اصول متداول اقتصاد آزاد بر حذف حمايتهاي ترجيحي غيرمستقيم كه نمود بارز آن پرداخت يارانههاي غيرمستقيم است، سعي دارد خود را از دخالت در فعل و انفعالات شكل گيري قيمتها حذف كند.
گرچه اين رويكرد درحالت كلي و براساس قواعد تئوريك از وجاهت و كاركردهاي كافي برخوردار است اما پايبندي ناقص به اين اصول كه با هدف كاستن از پيامدهاي اجتماعي و سياسي در قالب روشهاي سركوب قيمتها و اعمال فشار تعزيراتي بر بازارهاي مختلف، اجازه نداد نيمه مكمل سياست آزادسازي قيمتها كه بايد به تعادل قيمت در اثر كنش و واكنش عرضه و تقاضا بيانجامد، به نتيجه برسد و نتايج مثبت حذف يارانههاي غيرمستقيم حاصل و مشاهده شود.
اما خطايي كه در بخش سياستهاي پولي رخ داد به مراتب پرهزينهتر است. به نظر ميرسد سياستها در اين بخش همچنان تحت تأثير افكار و عقايد اقليتي خاص قرار دارد كه در دولت نهم، نگاههاي منحصر به فرد خود را در سياستهايي مانند كاهش دستوري نرخ تسهيلات بانكي، تلاش براي كاستن از نرخ ارز، تزريق بيمهار درآمدهاي نفتي به بازار و... دنبال ميكردند و در مقاطع كوتاهي هم كه مجال فراهم شد، برنامههاي ويژهاي را براي دگرگون سازي شبكه پولي و بانكي كشور مطرح ساختند.
اصرار دولت بر تعيين نرخهاي حساسي مانند سود تسهيلات و سپردهها، سود اوراق مشاركت، دخالت در بازارهاي سكه و ارز و... كه تقابل و تضاد آشكاري با رويكرد خروج دولت از ساير بازارها و آزادسازي قيمتها دارد، در شرايط فعلي دو بخش اقتصاد كشور را با تضاد مواجه ساخته است.
قدس
«گفتمان ملي سوريه» عنوان يادداشت روز روزنام قدس به قلم حسن هاني زاده است كه در آن ميخوانيد:
فراخوان بشار اسد رئيس جمهور سوريه براي آغاز يک گفتمان ملي با رهبران گروههاي اپوزيسيون داخلي، راه را براي برون رفت اين کشور از بحران داخلي هموار ساخت.
در اين گفتمان که از سوي دولت سوريه فاروق الشرع -معاون اول رئيس جمهور- و از سوي گروههاي معارض عارف دليله، منذر خدام، انور البني، فائز ساره، لوي حسين و نبيل صالح شرکت داشتند، يک جدول زماني براي ادامه اين گفتگوها تدوين شد.
اين گفتگو همزمان با ديدار شماري از نمايندگان کنگره آمريکا و مجلس عوام انگليس با بشار اسد، در دمشق صورت گرفت. اساساً درگيريهاي داخلي سوريه که از 3 ماه پيش آغاز شد از دو زاويه قابل تجزيه و تحليل است.
در بعد داخلي اعتراضهاي مردم، بويژه جوانان سوريه تحت تأثير رخدادهاي کشورهاي عربي صورت گرفت و مردم سوريه مطالبات مشروع خود را به صورت مسالمت آميز مطرح کردند.
در همان ابتدا، بشار اسد رئيس جمهوري سوريه در يک سخنراني در مجلس خلق اين کشور مطالبات مردم را کاملاً مشروع و قانوني توصيف و کميتهاي را براي بررسي مطالبات مردمي و انجام اصلاحات ساختاري و ايجاد تغييرات در مواد قانوني مأمور کرد.
اين کميته که از شخصيتهاي حقوقدان و غيرحزبي تشکيل شده، لغو دو ماده 8 و 49 قانون اساسي سوريه را پيشنهاد کرد که مورد پذيرش بشار اسد قرار گرفت.
ماده 8 قانون اساسي که در سال 1963 به تصويب رسيد، حزب بعث را تنها حزب حاکم اين کشور قلمداد کرد. بر اساس اين ماده، هر حزبي که با اصول و آرمانهاي حزب بعث مخالفت کند، حق فعاليت سياسي نخواهد داشت.
همچنين ماده 49 قانون اساسي که در سال 1982 تصويب شد، گرايش به جنبش اخوان المسلمين را بشدت منع کرده و مجازات سنگيني براي هواداران اين جنبش در نظر گرفته است.
کميته بازنگري قانون اساسي و بررسي اصلاحات سياسي، همچنين برگزاري انتخابات آزاد پارلماني و آزادي احزاب سياسي را مورد تأکيد قرار داد.
پس از ارائه پيشنهادهاي اين کميته، هزاران تن از زندانيان سياسي، بويژه هواداران جنبشهاي چپ افراطي و اخوان المسلمين به دستور بشار اسد از زندان آزاد شدند.
بشار اسد براي ابراز حسن نيت خود «عادل سفر» را که از چهرههاي خوشنام و مورد قبول نخبگان سياسي سوريه است، مأمور تشکيل کابينه ساخت.
در اين کابينه براي نخستين بار در طول چهار دهه گذشته تکنوکراتها و افرادي خارج از حزب بعث وارد بدنه دولت شدند و انتظار ميرفت گروههاي اپوزيسيون فرصت را براي بشار اسد در راستاي انجام اصلاحات سياسي و زيربنايي فراهم کنند، اما اعتراضهاي خياباني از گستره مطالبات مشروع سياسي خارج و وارد فضاي تخريبي جديدي شد.
در بررسي بعد خارجي، هر چند رهبران اپوزيسيون داخلي عقب نشيني کردند، اما گروههاي اپوزيسيون خارج نشين سقف مطالبات خود را تا سر حد سرنگوني بشار اسد بالا بردند و آمريکا، اتحاديه اروپا، عربستان، عبدالحليم خدام معاون فراري رئيس جمهور سوريه، اخوان المسلمين و سلفي ها، جبهه گستردهاي را عليه دولت بشار اسد تشکيل دادند.
عربستان سعودي که اساساً به نيابت از آمريکا و رژيم صهيونيستي مأموريت دارد از رهگذر سرنگوني دولت علوي سوريه، محور تهران- دمشق- بيروت را قطع و مقاومت اسلامي لبنان را حذف کند، نقش تخريبي خود را در رخدادهاي سوريه ايفا کرد.
آفرينش
«ايران و تعطيلي سوآپ نفت» سرمقاله امروز روزنامه آفرينش است به قلم علي رمضاني كه در آن ميخوانيد:
امروزه کمتر کسي است که به جايگاه ژئوپلتيک و ژئواسترا تژيک ايران در منطقه شک داشته و پتانسيلهاي جغرافيايي ايران را در اتصال آسياي مرکزي، منطقه قفقاز و شمال دريا ي مازندران به خليج فارس و دسترسي به درياهاي آزاد را انکار کند.
موقعيتي که در واقع موجب ميشود تا کشور ما داراي پتانسيلهاي گوناگوني براي ترانزيت انواع کالاهاي گوناگون و همچنين سواپ فراوردهاي نفتي و گازي باشد.
در اين بين از انجا که برخي کشورهاي اطراف درياي مازندران داراي صادرات گاز و هم چنين نفت هستند و عملا راههاي دسترسي انها به درياهاي آزاد و بازارهاي فروش محصولات با موانعي روبرو بوده است همواره اين ايران بوده است که به عنوان کشوري داراي توان ترا نزيتي و سواپ نفت مورد توجه بوده است.
در اين بين اين اهميت ترانزيتي کشور و هم چنين توان سواپ نفت باعث شده بود که در گذشته برنامههايي در اين رابطه در کشور تهيه و مورد توجه قرار گيرد.
چنانچه در برنامه چهارم توسعه بطور متوسط روزانه يكصد تا 150 هزار بشكه نفت از پايانه نفتي شمال و از كشورهاي آسياي مركزي و حوزه درياي خزر براي تحويل در خليج فارس سوآپ ميشده است و مطابق با اهداف برنامه پنجم توسعه هم بايد حجم سوآپ نفت خام ايران از متوسط سالانه 5 ميليون تن نفت (حدود 100 هزار بشكه در روز) به 18 ميليون تن در سال (317 هزار بشكه در روز) افزايش يابد.
در اين بين از فروردين سال گذشته و پس از نزديک به 13 سال از آغاز سوآپ نفت كشورهاي حاشيه درياي خزر از مسير ايران به خليج فارس عدم تمديد قرارداد چهار شركت خارجي، حجم سوآپ نفت خام ايران عملا به صفر رسيد و مسوولان وقت وزارت نفت يكي از مهمترين دلايل توقف سوآپ نفت از كشورهاي حاشيه درياي خزر را حفظ منافع ملي کشور عنوان كردند.
در اين حال در طول يک سال گذشته هر چند اميدواريهايي براي راهاندازي مجدد سواپ نفت و هم چنين افزايش ميزان سواپ نفت کشورهاي منطقه درياي مازندران از راه ايران در بين کارشناسان وجود داشت، اما واقعيات موجود بيانگر آن است که جدا از تعليق مداوم عمليات سوآپ نفت ايران، هماكنون تاسيسات موجود در پايانه نفتي نكا(بزرگترين پايانه نفتي ايران در درياي خزر) شامل مخازن ذخيرهسازي و شبكه خطوط لوله (با امكان سوآپ روزانه 500 هزار بشكه نفت براي تحويل به پالايشگاههاي تهران و تبريز )هم بدون استفاده باقي مانده است امري که همچنان باعث بروز انتقاداتي از اين رويکرد مقامات کشور شده است.
آنچه مشخص است در واقع با توجه به پتانسيلهاي جغرافيايي ايران بي شک سواپ نفت درياي مازندران از راه کشور ما نه تنها منافع اقتصادي زيادي داشته و خواهد داشت بلکه منافع سياسي بسياري نيز براي کشور دارد.
در اين بين هر چند موانعي همچون عدم خريد نفت صادراتي ايران در خليج فارس به عنوان يكي از دلايل توقف سوآپ نفت از درياي خزر به همراه ديگر دلايل اين امر نام برده شده است، اما بايد توجه داشت مقامات سياسي و اقتصادي کشور ميتوانند در سايه رايزنيهاي سياسي و ديپلماتيک از اين ظرفيت بدون استفاده کشور در راه منافع ملي کشور بهره برند.
گذشته از اين نيز بايد توجه داشت مقامات مسئول بايد در کنار ارائه پاسخي روشن درباره زمان از سرگيري اين تجارت سودآور مانع از هدر رفتن سرمايه گذاريهاي انجام شده قبلي (از جمله بندر نفتي نکا) شوند و در کنار اين نيز مانع از هدر رفتن فرصتهايي از اين دست و دور ماندن ايران از بازار ترانزيت مواد هيدرو کربني در منطقه شوند.
مردمسالاري
«نبرد بي پايان آگاهي و جهالت» عنوان سرمقاله روزنامه مردمسالاري به قلم علي ودايع است كه در آن ميخوانيد:
بي شک پيامبر گرامي اسلام بزرگترين پيامبر ديني جهان است که توانست قلوب بسياري را در جهان تسخير کند. حضرت محمد(ص) پس از 40 سال طي طريق الي الله در چنين روزهايي از سوي خداوند براي هدايت انسانها مبعوث شد; بعث به معناي برانگيخته شدن براي انجام مسووليت است; حضرت محمد براي هدايت انسانها آن هم در قلب جاهل ترين جامعه آن زمان بشريت برگزيده شد.
از نخستين لحظه دعوت آشکار، انواع فشارها و تهمتهاي ناروا به ايشان وارد شد و آناني که قدرت و ثروت اندوزي را در جهالت عرب ميديدند لب به اعتراض گشودند; سران قبايل پيامبر را به استهزا» ميگرفتند و برگزيده خدا را مورد سخره قرار ميدادند سپس به ايشان برچسب زدند که پيامبر مسلمانان ساحر است و مطالب قرآن اشعاري بيش نيست اما پيامبر اسلام با توکل به خداي يگانه تمام مصائب را به جان خريد و در مقابل شماتتها ايستاد. ايشان با کلا م نافذ و رافت کم نظير با مخالفان خود به مباحثه پرداخت و آنان را جذب سيماي دلرباي اسلام حقيقي کرد.
27 رجب روزي بود که خداوند حجت را بر انسانها تمام کرد تا آنها بياموزند چگونه آزاد بودن را. براي پرستش خداوند و پايه گذاري جامعه صالح به دور از ظلم و خطاهاي بشري که نتيجه آن، هم در اين دنيا و هم در آخرتي که صالحان باوردارند لمس شود; اگر چه کافران همواره وجود دنيايي ديگر را منکر ميشوند اما خداوند در قرآن کريم بارها و بارها به مردم متذکر ميشود که آنها نتيجه اعمالشان حتي بهاندازه سرسوزن را خواهند ديد.
ويليام ماير بريتانيايي مينويسد «از صفات محمد(ص) که سزاوار همه گونه تقدير است احترامي است که درباره ياران خود، حتي پايين ترين آنها معمول داشته است. مهرباني و انسانيت، جود و بخشش در وجودش ريشه داشت و موجب شدت علاقه و محبت اطرافيانش شده بود.
او هرگز جز براي رضاي خدا و در راه او به احدي زيان نرساند.» با ايستادگي حضرت محمد(ص) و يارانش; دين اسلام رو به گسترش نهاد.
بهره کشان که آزادگي را آتش بر کاخهاي زرين خودمي ديدند دست به شمشير بردند و جنگهايي چند، همچون بدر، خندق، خيبر و... پيش آوردند.
آنها گرچه از لحاظ دنيوي از لشکر اسلام پيش بودند اما خداوند مسلمانان را بشارت پيروزي داده بود و اتحاد دلهاي مسلمين، کفار را به زانو درآورد و حکومت اسلامي توسط حضرت محمد(ص) پايه گذاري شد. بنيانگذاري حکومت اسلامي توسط حضرت محمد(ص) اتمام کار نبود.
در بين مسلمين گروهي بودند که از هر سخن پيامبر سخيف ترين برداشت را ميکردند و همين گروه خشونتهايي را به نام اسلام و مسلماني انجام دادند که مورد شماتت پيامبر قرار داشتند.
اين گروه همانهايي بودند که سلمان را به دليل پارسي بودن طرد ميکردند و مسجد ضرار را علي رغم مخالفت پيامبر ساختند.
اين گروه پس از رحلت حضرت رسول اکرم قدرت جاهلي خود را به صورت نسبي باز يافتند و سعي بر تحريف قوانين اسلا م داشتند که خوشبختانه وعده الهي براي جلوگيري از تحريف دين مبين اسلا م محقق شد و اسلا م توسط صالحين مسلمان حفظ شد.
ابتكار
«دو دوي» سياسي و دومينوي گراني! سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سيدعلي محقق است كه در آن ميخوانيد:
فصل تابستان و اوجگيري گرماي هوا با موج تازهاي از گراني در بازار و اختلاف در سياست و حوادث تلخ اجتماعي در جامعه همراه و همداستان شده است تا بار ديگر آستانه تحمل اقتصادي و اجتماعي و سياسي ايرانيان در ظل آفتاب داغ تابستاني يکجا به آزمون گذاشته شود.
طي هفتهاي که گذشت، همزمان با افزايش تادرصدي دماي هوا، کرايههاي انواع وسايل حملونقل عمومي از 15تا30درصد افزايش داده شد. قيمت انواع خودرو و وسايل خانگي بهيکباره از 5 تا10درصد بالا کشيده شد. انواع مواد غذايي عليالخصوص لبنيات، افزايشهاي 10تا20درصدي را تجربه کرد.
حکايت ارقام نجومي قبوض آب، برق، گاز و پول شارژ ساختمانها هم که ديگر فصل سرد و گرم نميشناسد و هزينههاي سرسامآور اين قبوض هر ماهه روي هم انبار و روي سر خانوارها آوار ميشود.
تجربه ششماهه پس از اجراييشدن طرح هدفمندي يارانهها و به بيان بهتر، آزادسازي قيمتها نشان داده که ديگر چندان نميتوان به آمارهاي رسمي مراجع دولتي درخصوص نرخ تورم اعتماد کرد و داستان افزايش قيمتها در سال داستان فرازهاي بيفرود است.
در روزهاي گذشته، پسلرزههاي ناشي از بههمريختگي بازار سکه و ارز و افزايش 10درصدي نرخ رسمي دلار در ماه گذشته، بهتدريج اثرات تورمي خود را بر نظام توليد و توزيع انواع کالاهاي صنعتي داخلي و وارداتي تحميل کرده و بر گرده مصرفکنندگان نشانده است.
قطعهسازان و واردکنندگان و خودروسازان، دستبهدست هم دادند تا بخشي از دومينوي گراني بهسرعت برق، خود را از گمرکها به جاده مخصوص کرج و از آنجا به پشت درِ منازل مردم برساند.
در همين مدت، شهروندان ايراني هر روز که راهي کار و بازار ميشدند، با خبر ناگوار گرانشدن يک يا چند قلم ديگر موادغذايي به خانه برميگشتند.
روزنامهها پر شد از تکذيبيههاي مسئولان بازرگاني؛ اما فاکتورهاي خريد دروغ نميگفتند. واقعيت مسلّم اينکه بازار عنان از کف داده و اعتراف رسمي به گراني را گريزي نبود.
گاه اما از تريبونهاي دولتي گراني به اقدام خودسرانه توليدکنندگان و فروشندگان منتسب شد و گهگاه به افزايش نرخهاي جهاني.
روند افزايشي قيمت موادغذايي اما آنقدر ادامه يافت که همهچيز شکل رسمي گرفت. يارانه شير حذف شد. افزايش رسمي قيمت محصولات لبني به تأييد دولت رسيد و شاخه ديگري از دومينوي گراني مصوبه دولتي به دست، در کارخانجات و بازارهاي موادغذايي گشت و گشت و گشت تا خود را به درِ منازل مردم رساند.
دراينبين اما به فاصله کمتر از سه ماه از آخرين افزايش قيمت کرايهها، متوليان امور حملونقل عمومي شاخه جديدي از دومينوي گراني را در شلوغي ترافيک شهر و سياست کليد زدند.
درحاليکه از سال گذشته به اين طرف، افزايش قيمت جديدي در نرخ حاملهاي انرژي صورت نگرفته است، تاکسي رانان، اتوبوسرانان، متروداران و شوراهاي شهر در خلاي حضور مؤثر دولتيها و بيعملي اعضاي ستادهاي هدفمندي يارانهها و مديريت حملونقل و سوخت کشور، به گراني لجامگسيخته تازهاي در سيستم حملونقل چراغ سبز نشان دادند تا کرايه 500توماني مسيري کوتاه در پايتخت، به 700تومان بالغ شود و تاکسيهاي خطي و غيرخطي به کمتر از اسکناسهاي سبز توماني راضي نشوند.
در اين ميانه افزايش بيحساب اجاره مسکن نيز قوز بالاقوز گرديد. همهساله در چنين روزهايي که بهار و خرداد و سال تحصيلي مدارس و دانشگاهها همزمان به پايان ميرسد، فصل جابهجايي و مصائب جديد مستأجران آغاز ميشود.
تهران امروز
«افزايش توان موشكي ايران تغيير در موازنه قوا» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم ميرمحمد عزيزي است كه در آن ميخوانيد:
سالها پيش در اوايل دهه هفتاد هنگامي كه ايران نخستين نسل موشكهاي دوربرد بالستيك خود را آزمايش ميكرد، «فيگارو» يك نشريه فرانسوي به تمسخر نوشت: «ايران به جاي موشكهاي واقعي آبگرمكن به هوا ميفرستد!» آن مطالب پرطعنه اكنون جاي خود را به ترسي عميق براي دشمنان انقلاب داده به طوري كه در جريان رزمايش موشكي پيامبر اعظم (ص) كه طي آن انواع موشكهاي بالستيك ميانبرد و دوربرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مورد استفاده قرار گرفت، كشورهاي غربي و همپيمان منطقهاي اسرائيل دريافتهاند كه عمق استراتژيك سرزمينهاي اشغالي فلسطين و پايگاههاي هوايي، دريايي و زميني قدرتهاي غربي تا شعاع دو هزار كيلومتري در معرض تهديد جدي و ناگهاني موشكهاي ايراني قرار دارد.
امروز ديگر نهتنها از آن تسخر زدنها خبري نيست بلكه «طالعنبار» رئيس مركز مطالعات هوا فضاي رژيم اشغالگر اسرائيل موسوم به «فيشر» ضمن اعتراف به قدرت بالاي توان موشكهاي بالستيك ايران، اذعان ميكند كه اين موشكها به گونهاي حمل يا نگهداري ميشوند كه از ديدرس دشمن پنهان ماندهاند. خبرگزاري آمريكايي آسوشيتدپرس نيز خبر داده است كه ايران سيلوهاي موشكي زيرزميني فراواني دارد.
شبكه خبري آمريكايي سيانان نيز گزارش ميدهد كه دور جديدي از رزمايشهاي موشكي ايران آغاز شده است. اين در حالي است كه پايگاه خبري نيوزمكس اعتراف ميكند كه ايران گامهاي بزرگي در برنامههاي موشكي خود برداشته است. اگر بخواهيم واكنش رسانههاي جهاني را برشماريم، چندان فراوانند كه از سخن اصلي دور خواهيم افتاد. درباره رزمايش موشكي اخير تاكيد بر چند نكته مهم ضروري به نظر ميرسد.
1ـ ايران نه تنها در توليد موشكهاي ميانبرد و دوربرد بالستيك به موفقيتهاي چشمگيري دست يافته است بلكه فنآوري به كار رفته نيز كاملا بومي بوده و از اين بابت هيچگونه وابستگي تكنولوژيك به هيچ كشوري وجود ندارد.
2 - اگر دشمن سايه به سايه در كرانهها و مرزهاي جمهوري اسلامي ايران به ملت و نظام اسلامي ما چنگ ودندان نشان ميدهد از اينك به بعد ميبايد در هراس از تهديدات استراتژيكي باشد كه معادلات ژئوپلتيك منطقه را تحت تاثير قرار داده و ميدهد. توان نظامي استراتژيك جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك توان بازدارنده، مانع از تهديدات تبليغاتي و رواني دشمن بر ملتهاي مسلمان منطقه شده و ميشود.
3 - هرگونه افزايش توان استراتژيك ايران در زمينه توليد سلاحها و تجهيزات دفاعي به ويژه موشكهاي بالستيك ميانبرد و دوربرد به عنوان عامل پشتيباني رواني ملتهاي مسلمان منطقه عمل ميكند و چهبسا در خيزش بلندتر موج بيداري اسلامي اثري انكارناپذير بگذارد.
گرچه رزمايش پيامبر اعظم (ص) موجب شگفتي بسياري از دشمنان ايران و اسلام ازجمله رژيم غاصب اسرائيل شده اما هنوز شگفتيهاي بسياري مانده است كه در زمان مناسب ظهور و بروز خواهند كرد.
دنياي اقتصاد
«نمايندگي مجلس و فضيلت دانش» عنوان سرمقاله امروز روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در آن ميخوانيد:
نمايندگان مجلس اين روزها در حال اصلاح قانون انتخابات هستند و يكي از مباحث آنها مربوط به ميزان تحصيلات داوطلبان نمايندگي است. گروهي ميگويند داوطلبان بايد مدرك فوقليسانس يا بالاتر داشته باشند و ديگران ميگويند ليسانس يا كمتر هم براي ايفاي وظيفه نمايندگي كفايت ميكند.
طرفين اين مباحثه دلايل پرقدرتي هم اقامه ميكنند. طرفداران افزايش درجه مدرك تحصيلي معتقدند، نمايندگان هرچه باسوادتر باشند، مسائل كشور را بهتر ميشناسند و تصميمهاي درستتري ميگيرند.
مخالفان نيز اينگونه استدلال ميكنند كه بين دانش افراد و مدرك تحصيلي آنان نسبت مستقيم و قطعي نيست، چه بسا كساني مدرك تحصيلي دانشگاهي نداشته باشند، اما دانش و فهم آنها در مسائل سياسي، اقتصادي و فرهنگي از دارندگان مدارك تحصيلي، بيشتر باشد.
داوري درباره درستي يا نادرستي استدلالهاي طرفين مباحثه تقريبا ناممكن است؛ زيرا هر دو دسته استدلال، حاوي مصاديق پرشمار از نوع صادق و كاذب است.
يعني اينكه درس خواندههاي بيدانش و درس نخواندههاي فرهيخته در همه جاي جهان از جمله در ايران، پرشمارند.
پس چه بايد كرد؟ حال كه قانون برگزاري انتخابات مجلس در حال بازنگري است، مناسبترين زمان براي پاسخ دادن به اين پرسش است.
واقعيت اين است كه در همه جاي جهان، مجالس نماينده و برآيند فهم سياسي - اجتماعي و بازتاب شور اجتماعي و عواطف تودهها هستند و برعكس آن دولتها نتيجه انتخابهاي مصلحتانديشانه و بازتاب شعور سياسي نظم مستقر هستند.
علت اين وضع روشن است: نمايندگان از نواحي و مناطق راهي مجالس ميشوند و رايدهندگان، در وهله نخست به منافع محلي خود ميانديشند و مصالح ملي را در پرتو مصالح منطقهاي تعريف ميكنند، اما رايدهندگان به رييسجمهور در انتخاب خود اول به مصالح ملي نظر دارند و مصالح منطقهاي خود را در انتخاب ملي متجلي ميبينند حتي در نظامهاي پارلماني كه روساي دولت (رييسجمهور و نخستوزير) توسط مجلس انتخاب ميشوند، وضع همينگونه است.
يعني شور اجتماعي و مصالح منطقهاي نمايندگان، هنگام انتخاب روساي دولت، خصلت ملي و سيماي شعور سياسي معطوف به نظم مستقر را به خود ميگيرد بنابراين، روش معقولتر از منازعه بر سر مدرك تحصيلي نمايندگان اين است كه سازوكارهايي مطمئنتر براي تلفيق شور اجتماعي تودهها و نماينده اين شور (مجلس) و شعور سياسي و نماينده آن (دولت) در انتخابات تعبيه شود.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


