صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نماینده درس خوانده لزوماً متخصص نیست

کد خبر: ۱۷۱۶۵۳
| |
1789 بازدید
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، معتقد است که شرط " اخذ مدرک کارشناسی ارشد " برای نامزهای نمایندگی در مجلس شورای اسلامی، منجر به تخصصی تر شدن تصمیمات مجلس نخواهد شد.

رحیم ابوالحسنی، اصلاح قانون انتخابات، شکل گیری احزاب کارآمد و برخورداری نمایندگان مجلس از تخصص در حوزه علوم اجتماعی را زمینه ساز تخصصی تر شدن تصمیمات نمایندگان و افزایش کارآمدی مجلس می داند. گفتگوی خبرآنلاین با رحیم ابوالحسنی درباره نسبت تحصیلات و تخصص در مجلس شورا اسلام در ادامه می آید:

*** 

نظر شما درباره اینکه مدرک کارشناسی ارشد شرط کاندیداتوری در انتخابات مجلس شورای اسلامی باشد چیست؟
چرا فوق لیسانس داشتن را ضروری کرده اند؟

ظاهراً برای ارتقاء عیار کارشناسانه تصمیمات نمایندگان مجلس از طریق افرایش سطح تحصیلی نمایندگان.
کارشناسی مجلس در چه حوزه هایی است؟

شما باید جواب بدهید نه اینکه سئوال کنید! ولی اجمالاً مدرک بالاتر را نشانه آگاهی بیشتر می دانند و این یکی از دلایل اصلی وضع چنین قانونی بوده است.
تخصص برای انجام کارهای گوناگون لازم است ولی تخصص باید مرتبط با همان کار باشد. کسی که می خواهد راجع به مسائل حوزه کشاورزی یا پزشکی تصمیم بگیرد باید متخصص این حوزه ها باشد. ما باید ببینیم که حوزه کاری مجلس چیست و نمایندگان مجلس به چه نوع تخصصی احتیاج دارند. هر کسی که درس بخواند و فوق لیسانس و دکترا بگیرد که متخصص حوزه های خاص نمی شود. متخصص در چه حوزه ای؟ حوزه پزشکی؟ علوم طبیعی؟ علوم پایه یا حوزه دین؟

گویا یکی از مفروضات این طرح این بوده است که نماینده ای که سطح تحصیلی بالاتری دارد، به علت آگاهی عمومی بالاترش، از امکان بیشتری برای تجزیه و تحلیل نظرات کارشناسان حوزه های نامرتبط با حوزه تخصصی خودش برخوردار است.
این مفروض غلط است. گاهی تجربیات یک انسان، در قیاس با تحصیلاتش، زمینه ساز درک بالاتر وی از مسائل گوناگون می شود. کسی که 23 سال درس خوانده، لزوماً از کسی که 23 سال کار تجربی کرده است، تخصص بیشتری ندارد. مثلاً کسی که با مدرک دیپلم بیست سال تجربه مدیریتی را نیز در کارنامه خود دارد، مسلماً در حوزه های غیر مرتبط متخصص تر از کسی است که چنین تجربه ای ندارد ولی از مدرک بالاتری برخوردار است.

من با اصل تخصص موافقم. اصولاً کسی از کارآمدی و مهارت در حوزه ای خاص برخوردار می شود که در آن حوزه واجد استعداد، علم و تجربه باشد. آدمی که می خواهد کار سیاسی انجام دهد، بابتدا باید استعداد سیاسی داشته باشد. صرف دانش سیاسی مشکلی را حل نمی کند. بعد از استعداد سیاسی، دانش و تجربه سیاسی هم باید در چنته آن شخص باشد.

ما باید ببینیم که کارویژه مجلس و حوزه مسئولیتش چیست. حوزه کار مجلس، حوزه سیاست است. کسی که به مجلس می رود باید استعداد کار سیاسی داشته باشد. دوم اینکه تجربه سیاسی هم باید داشته باشد زیرا مجلس جای چانه زنی ها و معاملات سیاسی است. سوم اینکه باید در حوزه سیاسی مجلس تخصص داشته باشد. حوزه سیاسی مجلس شامل کدام حوزه ها می شود؟ اقتصاد، مدیریت، فرهنگ، مسائل اجتماعی و روابط بین الملل.

به نظر من کسی که وارد مجلس می شود باید متخصص باشد ولی متخصص در حوزه مجلس. مثلاً کمیسیون امنیت خارجی کاملاً با مدیریت سیاسی مرتبط است. کمیسیون های اقتصاد و برنامه و بودجه کاملاً با مدیریت و اقتصاد مرتبط اند. حالا فرض کنید یک نماینده دکترای عمران هم داشته باشد. او چطور می تواند با اتکا بر تخصص اش بر مسائل این حوزه ها اشراف داشته باشد و از آنها سر دربیاورد؟ مگر اینکه چند سال کار استانداری و برنامه ریزی کرده باشد تا در این زمینه ها به آگاهی عمومی ( و نه آگاهی تخصصی ) دست پیدا کرده باشد.

کمیسیون های آموزش و پرورش و یا آموزش و تحقیقات نیازمند متخصصان رشته های تعلیم و تربیت، مدیریت آموزشی و سیاستگذاری فرهنگی دارد. اعضای کمیسیون فرهنگی باید در رشته جامعه شناسی، مدیریت فرهنگی و سیاستگذاری فرهنگی متخصص باشند. همه این ها در حوزه علوم انسانی است. بله، مجلس نیازمند نمایندگان واجد تخصص است اما نماینده متخصص با نماینده درس خوانده یکی نیست. تمام کمیسیون های مجلس با اداره امور جامعه مرتبط اند. اداره امور جامعه نیز در گرو آشنایی با علوم انسانی و اجتماعی است. اعضای کمیسیون اصل 90 باید رشته حقوق را، اعم از حقوق عمومی، حقوق خصوصی، حقوق بین الملل و ...، بشناسند.

به نظر من، آقایان شیپور را از سر گشادش می نوازند. یعنی حرف حقی را می گویند ولی باطل را از آن مراد می کنند. بحث تخصص را مطرح می کنند اما به تخصص خودشان اشاره ای نمی کند. بخش عمده ای از نمایندگان مجلس، چه در گذشته و چه الان، تخصصی نامرتبط با حوزه کاری مجلس دارند. آگاهی آنها از حوزه کاری مجلس مبتنی بر شناخت تجربی است. مثلاً فلان آقا مهندسی عمران داشته و چندصباحی بخشدار یا فرماندار بوده است. این فرد به صورت تجربی (و نه علمی) چیزهایی در آن حوزه یاد گرفته است.

من معتقدم اگر قرار است رشته نماینده مجلس با حوزه کاری مجلس غیر مرتبط باشد، یعنی نماینده مجلس فارغ التحصیل علوم انسانی و اجتماعی نباشد، تجربه کار اجرایی داشتن با مدرک پایین تر برای او بهتر از مدرک بالاتر در غیاب چنین تجربه ای است. کمیسیون بهداشت پزشک نمی خواهد، مدیریت و سیاستگذاری پزشکی می خواهد. پزشک می تواند یک بیمار را درمان کند ولی لزوماً به چگونگی مدیریت نظام پزشکی آگاهی یا اشراف ندارد.

پس به نظر شما محدودیت کنونی، که ناشی از لزوم اخذ مدرک کارشناسی ارشد است، باید به شکل دیگری در پیش روی کاندیداهای نمایندگی مجلس قرار گیرد و آن اینکه فقط فارغ التحصیلان علوم انسانی و اجتماعی وارد مجلس شوند.
بله، در این صورت کارآمدی مجلس خیلی کارآمدتر می شود. اگر دغدغه آقایان واقعاً کارآمدی مجلس است، باید راه ورود متخصصین علوم اجتماعی را به مجلس باز کنند.

یعنی یک مهندس حق ندارد در انتخابات مجلس کاندیدا شود؟
یک مهندس حق تصمیم گیری در مسائل اجتماعی را ندارد. او اگر می خواهد به مجلس برود، باید یک دوره کارورزی را طی کند. من دکترای علوم سیاسی دارم. آیا به من اجازه می دهید مطب دایر کنم؟ اگر به من چنین اجازه ای داده نمی شود، چرا به آن مهندسی که با علوم اجتماعی به کلی بیگانه است، اجازه مدیریت مسائل اجتماعی را می دهید. یک مهندس یا پزشک در صورتی حق ورود به مجلس را دارد که شصت - هفتاد واحد در حوزه علوم انسانی و اجتماعی بگذراند و یک دوره عملی را هم در حوزه کار سیاسی انجام دهد.

به مصوبه فعلی مجلس این انتقاد هم وارد شده است که منجر به محدودیت مشارکت سیاسی می شود.
در کشورهای پیشرفته چون نظام انتخابات حزبی است، حزب افراد با تخصص پایین یا غیر مرتبط را آموزش می دهد. یعنی آن فرد در درون حزب کارهای اجرایی را انجام می دهد. علاوه بر این، افراد متخصص رشته های مربوطه در درون حزب بر روی طرح ها یا لوایح کار می کنند و کار پخته شده تحویل آن فرد می دهند. اما حرف اصلی من این است که برای رفع محدودیت نمی توان کاری را که انجام آن در صلاحیت یک فرد نیست به او واگذار کنیم. آیا ما باید برای عدم اعمال محدودیت در راه ورود افراد به مجلس، به هر فردی که با مدیریت مسائل اجتماعی ناآشناست، اجازه ورود به مجلس را بدهیم و از او بخواهیم کاری را انجام دهد که مجاز به انجام دادنش نیست؟

خیلی ها «مجلس عوام» را قلب دموکراسی می دانند و تخصصی شدن بیش از حد پارلمان را نوعی دور شدن از دموکراسی می دانند؛ زیرا مانع حضور عامه مردم در نهاد پارلمان می شود.
عوام اگر توسط احزاب مدیریت شوند و احزاب هم قادر به برنامه ریزی باشند، مجلس عوام واجد معنا است و هیچ ایرادی هم ندارد. اما در جامعه ای که ساختار توده ای دارد، دموکراسی معنا ندارد. در چنین جامعه ای عوام گرایی جانشین دموکراسی می شود. در این جا، ما - به قول ارسطو - با موبوکراسی ( حکومت عوام ) مواجهیم. در موبوکراسی، عده ای آدم زیرک عوام الناس را به ساز خودشان می رقصانند.

فکر نمی کنید در پارلمان بریتانیا و سایر کشورهای اروپایی هم همیشه امکان تخصصی تر کردن پارلمان وجود دارد اما آنها دست به چنین کاری نمی زنند؟
در بریتانیا، مجلس اعیان خود به خود تخصصی شده است. مجلس اعیان آنها تقریباً شبیه مجمع تشخیص مصلحت ما است. عوام هم، چنانکه گفتم، اولاً در درون احزاب کار اجرایی، سیاسی و مدیریتی می کنند، ثانیاً طرح ها و لوایحی را که در پارلمان مطرح می کنند، از کارشناسان حزب می گیرند. یعنی نماینده حزب در پارلمان همیشه در حال گذراندن آموزش ضمن خدمت است. حزب در درون تشکیلات خودش کمیسیون هایی دارد که کارهای تخصصی و کلان انجام می دهند و عوام راه یافته به مجلس عوام، از ثمره کار این کمیسیون ها استفاده می کنند.

به نظر شما این عجیب نیست که رئیس جمهور در ایران می تواند دیپلمه باشد ولی نماینده مجلس باید فوق لیسانس داشته باشد؟
ببینید مشکل اصلی ما قانون انتخابات است. تا زمانی که قانون انتخابات اصلاح نشود، این وضع کماکان ادامه خواهد یافت. مشکل دیگر ما ناکارآمدی مجلس است. این ناکارآمدی هم ناشی از عدم تخصص نمایندگان نیست. شما اگر مجلس را لبریز از افرادی با مدرک دکترا هم بکنید، در صورتی که تشکیلات حزبی قدرتمند و قانون انتخابات درستی در کشور وجود نداشته باشد، باز هم مشکل کارآمدی مجلس رفع نمی شود.

 آقایان به این نتیجه رسیده اند که مجلس کارآمد نیست و نمایندگان حاضر در مجلس، عموماً در فضای مدیریت مسائل اجتماعی کشور نیستند و تخصص مرتبط با وظایفشان را ندارند و به همین دلیل به این نتیجه رسیده اند که با تصویب این طرح، مشکل کارآمدی مجلس حل می شود. اما من به شما می گویم که مشکل اصلی در قانون انتخاباتی است که اولاً منجر به کاندیدانشدن نخبگان مرتبط با حوزه کاری مجلس می شود، ثانیاً افرادی وارد مجلس شوند که عموماً پشتوانه کار تشکیلاتی ندارند و هیچ تشکیلات منسجم و کارآمدی هم آنها را در حین نمایندگی تغذیه نمی کند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟