هاشميطبا در گفتگو با تابناك:
نميتوانند نتايج المپيك را گردن كسي بيندازند!
براي آمادهسازي كشتيگيران يا اصلاً برنامهريزي نبوده يا يك چيز به اصطلاح سمبليكي نوشتند... معمولاً طوري گزارش ميدهند كه نه سيخ بسوزد و نه كباب!... كسب سهميه اصلاً به معني موفقيت در المپيك نيست... هزينه كردن محمل و دليل مي خواهد و با پول خالي نميتوان ورزشكار را ساخت... وقتي دبيركل كميته ملي المپيك چند ماه قبل از مسابقات رئيس فدراسيون فوتبال ميشود، حتماً تاثيرگذار است.
کد خبر: ۱۷۱۱۶
| | 11203 بازدید
سيدمصطفي هاشمي طبا يكي از مديران سابق سازمان ورزش و كميته ملي المپيك محسوب ميشود كه در دوره رياست وي در راس سازمان ورزش و كميته ملي المپيك، بهترين نتايج ايران در المپيك نيز متعلق به آن دوران بوده و همزمان با دوره حضورش در صدر ورزش كشور، تغيير اساسنامه فدراسيون هاي ورزشي و تغيير وضعيت انتصابي روئساي فدراسيونها به وضعيت انتخابي و همچنين زيرساختهايي كه در دورهاش بنيان نهاده شد و در دورههاي بعدي از جمله دوره محمد عليآبادي به مرحله بهرهبرداري رسيد.
او در اواخر دوره حضور مهرعليزاده در سازمان تربيتبدني، از صحنه ورزش كنار رفت تا پس از آن عدهاي كه تصور ميكردند، كرسي كميته بين المللي المپيك براي كشور است، درصدد كنار زدن او از اين عرصه باشند تا بدين شكل كرسي نماينده ايران در كميته بين المللي المپيك (IOC) لغو شود.
هاشميطبا مدت ها سكوت پيشه كرد و همزمان با پايان دوران حضور مهرعليزاده در طبقه چهارم ساختمان سئول سازمان تربيتبدني، نقدهاي نسبتاً تندي عليالخصوص در ارتباط با طرح جامع ورزش كشور مطرح كرد و با انتخاب عليآبادي سكوتي نسبي را در دستوركار قرار داد كه مدتي است به
خط پايان رسيده و ديگر بار، از بيپردهسخن گفتن در خصوص ورزش واهمهاي ندارد.
رئيس اسبق سازمانتربيت بدني و رئيس سابق كميته ملي المپيك كه هم اكنون مشغول كارهاي آكادميك است، در گفتگويي تفضيلي با خبرنگار ورزشي تابناك، چندي پيش به تشريح شرايط ورزش ايران در المپيك 2008 پكن و تحليل اتفاقات احتمالي پرداخت كه حفظ صراحت لهجه وي باعث شد مسائل قابلتوجهي مطرح شود كه انتشار آن همزمان با حضور رئيس فعلي دستگاه ورزش در مجلس جهت پاسخگويي نيز بر اهميت اين گفتوگو ميافزايد.
او در اواخر دوره حضور مهرعليزاده در سازمان تربيتبدني، از صحنه ورزش كنار رفت تا پس از آن عدهاي كه تصور ميكردند، كرسي كميته بين المللي المپيك براي كشور است، درصدد كنار زدن او از اين عرصه باشند تا بدين شكل كرسي نماينده ايران در كميته بين المللي المپيك (IOC) لغو شود.
هاشميطبا مدت ها سكوت پيشه كرد و همزمان با پايان دوران حضور مهرعليزاده در طبقه چهارم ساختمان سئول سازمان تربيتبدني، نقدهاي نسبتاً تندي عليالخصوص در ارتباط با طرح جامع ورزش كشور مطرح كرد و با انتخاب عليآبادي سكوتي نسبي را در دستوركار قرار داد كه مدتي است به
خط پايان رسيده و ديگر بار، از بيپردهسخن گفتن در خصوص ورزش واهمهاي ندارد.رئيس اسبق سازمانتربيت بدني و رئيس سابق كميته ملي المپيك كه هم اكنون مشغول كارهاي آكادميك است، در گفتگويي تفضيلي با خبرنگار ورزشي تابناك، چندي پيش به تشريح شرايط ورزش ايران در المپيك 2008 پكن و تحليل اتفاقات احتمالي پرداخت كه حفظ صراحت لهجه وي باعث شد مسائل قابلتوجهي مطرح شود كه انتشار آن همزمان با حضور رئيس فعلي دستگاه ورزش در مجلس جهت پاسخگويي نيز بر اهميت اين گفتوگو ميافزايد.
فرازهايي از اين گفتوگو از اين قرار است:
•تصور ميكنم در آمادهسازي تيمها حتماً مشكلات اساسي وجود داشته، يعني نوعاً ورزشكاران ما از كمبود قدرت و همچنين انگيزه مبارزهجويي رنج ميبردند، به طوي كه همه شاهد هستند ورزشكارانمان شكست هاي ناجوري خوردند. به طور مثال ورزشكاران كشتي ايران بعضاً مثل مبتديان كشتي ميگرفتند و به نظرم اين روند آماده سازي چندان مناسب نبوده ولي چون برنامههاي آمادهسازي را در اختيار ندارم نمي توانم اظهارنظر دقيقي كنم كه كدام بخش آن دچار مشكل و كاستي بوده است.
•پول هم ملاك صحيح برنامهريزي نيست و ممكن است يك تيمي هزينههاي بسياري متحمل شود ولي نهايتاً به دليل آنكه برنامهشان خوب نبوده و يا over training يا خستگي ناشي از تمرين داشته اند و يا انضباط در كار نبوده و يا مديريت مناسب و يكسويه اي در كار نبوده با مشكل مواجه شويم.
•بعضي مواقع ممكن است، اعتبارات در حدي باشد كه اصلاً نتوان هزينه كرد، چرا كه هزينه كردن محمل و دليل مي خواهد و با پول خالي نمي توان ورزشكار را ساخت. براي آماده ساختن تيم هاي ورزشي، همفكري، انگيزه، دانش،مراقبت و نظارت لازم است.
•معمولاً حتي همين برنامهريزي را اجرا نيز نميشود ولي در خود برنامهريزي و برنامه نويسي مشكلات بسيار زيادي موجود است. در المپيك گذشته تقريباً فدراسيوني كه توانست برنامه خوبي ارائه دهد، فدراسيون تكواندو بود و نتيجهاش را هم ديدم كه در المپيك چگونه بود، و اگرنه در همان موقع فدراسيون كشتي اصلاً نتوانست برنامه درستي ارائه بدهد و من يقين دارم كه برنامه هاي فدراسيون كشتي براي آمادهسازي كشتيگيران يا اصلاً برنامهريزي نبوده يا يك چيز به اصطلاح سمبليكي نوشتند! به دليل آنكه براي هر ورزشكاري بايد برنامه خاص خودش باشد و در زمان هاي مختلف سنجيده شود كه ورزشكار در چه زمان در چه وضعيتي است.
•يك سري كارتهايي وجود دارد كه مثلاً رئيس كميته ملي المپيك مي تواند يك ميهمان داشته باشد يا يك سري كارتهاي مهمان است يا كارتهايي است كه برخي كشورها از آن كارتها براي مربيانشان استفاده مي كنند ولي آنها نمي توانند داخل اردوگاه يا محل تمرينات بروند و تنها مي توانند از محل تماشاچي كار را پيگيري كنند. ما هم مي توانيم از اين كارت ها با اين شرايط براي نيروهاي فنيمان بهره ببريم ولي بالاخره يك سري همراهان و افرادي كه مورد نظر هستند را با اينها اعزام مي كنند كه نوعاً تماشاچي هستند يا براي تجربهاندوزي به آنجا ميايند كه شايد خيلي مفيد نباشند!
•كسب سهميه اصلاً به معني موفقيت در المپيك نيست؛ حتي ممكن است ورزشكاري قهرمان جهان شود ولي در اثر ناآمادگي نتواند در المپيك پيروز شود. همانطور كه اشاره كرديد، سهميههايي را كه كسب كرديم، ممكن است در سطح آسيا باشد و به معني توفيق در المپيك نيست، چون وقتي در يك مسابقه ركوردي، ركوردي را براي ورود به المپيك گذاشتهاند و ما كمترين حد را آوردهايم و مجوز حضور در المپيك را كسب كردهايم، اين به هيچ وجه پيروز شدن در المپيك معني نمي دهد.
•البته اينكه توانسته ايم سهميه بيشتري بدست آوريم خوب است و يك قدم رو به جلويي است كه نشان ميدهد در كسب سهميه توفيق پيدا كرديم. نبايد شكي در اين مورد داشت اما كسب سهميه هيچ رابطهاي با مدال آوري ندارد و مدالآوري هم قهرمانان در سطح جهاني مي خواهد و هم نيازمند تلاش، كوشش، آمادهسازي و مبارزهجويي است تا منتج به مدالآوري شود.
•هرچه براي كسب سهميه بيشتر همچون بسكتبال تلاش كنيم، طبيعتاً خوب است اما مدالآوري واقعاً داستان جداگانه اي دارد و به هرحال بايد همواره به دنبال آن باشيم كه مدالهايمان را افزايش دهيم. پيش از المپيك در مصاحبهاي گفتم اگر بتوانيم مدالهاي سابق را بدست بياوريم نشانه پيشرفت است، چون همه كشورها در حال پيشرفت هستند و به نظرم ميآْيد افزايش مدالها، نياز به مديريت دقيقتري در زمينههاي مربيگري، سرپرستي و كل زمينه مديريت ورزش در كشور دارد.اينها در صورتي كه دقيقتر باشد، پتانسيل ورزشكاران ما بيش از آن چيزي است كه در آتن يا سيدني گرفتيم و هرچه مدالآوري كم شود، نشانه ميزان ضعفي است كه در مديريت ورزش يا مربيگري داريم.
•به نظرم همه در اين زمينه دخيل هستند و مثلا وقتي معاون سازمان تربيت بدني، يك سال و خرده اي رئيس فدراسيون فوتبال ميشود و نيرويش را آنجا مي گذارد، بيتاثير نميتواند باشد. وقتي دبيركل كميته ملي المپيك چند ماه قبل از مسابقات رئيس فدراسيون فوتبال ميشود، حتماً تاثيرگذار است. به نظرم مجموعه تلاطمها و نابسامانيها حتماً تاثير داشته، منتها واقعاً نميتوان گفت كدام بيشتر و كدام كمتر اثرگذار بوده است.
•رياست سازمان تربيت ملي و رئيس كميته ملي المپيك، اين دو شغل در راستاي هم قرار دارد و رئيس كميته ملي المپيك نيز از نظر اساسنامه به آن صورت مسئوليتي ندارد و تقريباً يك سمت تشريفاتي است. حال اينكه بهتر شود يا بهتر نشود را توناييهاي شخص نشان دهد و حقيقتاً نميتوانم در اين زمينه اظهارنظر كنم؛ ممكن است اگر ايشان تا الان توناييهاي خوبي نشان داده، بعداً هم بتوانند در آنجا، اين تواناييهايشان را در آن راستا عمل بكنند! شخصاً آن موقع مجبور شدم اين شرايط را بپذيرم.
•نميتوانند گردن كسي بيندازند و كسي نيز گردن نمي گيرد! معمولاً گروههايي كه براي بررسي نتايج تشكيل ميشوند نيز جزو گروههاي محافظهكار هستند و طوري گزارش ميدهند كه نه سيخ بسوزد و نه كباب! و سعي ميكنند خودشان را از برخودهاي تند مبرا كنند.
•مجلس هم آنقدر كارهاي بزرگتر همچون مسائل اقتصادي و سياسي مملكت را دارد و ممكن است چند نفري يك تلاشي بكنند ولي كارهاي خيلي بزرگتري دارند كه بايد انجام دهند و عموماً هم مجلس طوري است كه دربست در اختيار دولت است و خلاصه كاري نمي كنند كه به دولت برخورد كند!
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


