فدایی: شروطی برای بازگشت اصلاح طلبان
حسین فدایی متولد شهر ری و از اعضای گروه توحیدی بدر از گروههای مبارزاتی قبل از انقلاب اسلامی است که به همراه شش گروه دیگر بعد از انقلاب سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تاسیس و به نمایندگی از گروه بدر به عضویت شورای مرکزی این تشکل سیاسی درآمد. عضویتی که به دلیل اختلافات مبنایی فدایی و برخی دیگر از اعضا با چهرههایی چون بهزاد نبوی بر سر لزوم تبعیت بی چون و چرا از اسلام و امام دیری نپایید و باعث جدایی از این گروه سیاسی شد و بنا برهمان اعتقاد به ولایت مطلق امام(ره) به جبههها رفت.
فدایی چند سال بعد از پایان جنگ با عدهای از نیورهای سیاسی حاضر در دفاع مقدس جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی را پایه گذاری کرد و خود به عنوان دبیر کل این تشکل سیاسی انتخاب شد. عنوانی که تاکنون پابرجا مانده است.
حسین فدایی یکی از پرکارین چهرههای سیاسی در جریان روشنگری فتنه 88 بود و با سخنرانی در شهرهای مختلف کشور به افشاگری در خصوص ماهیت فتنه 88 و پرداخت.
در سالگرد انتخابات دهم ریاست جمهوری، نقطه تاریخی که حوادث تلخ و شیرین فراوانی را در صفحات تاریخ انقلاب اسلامی ثبت کرد، خبرگزاری مهر با او به گفتوگو پرداخت.
دبیر کل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در این گفتوگو مشارکت مردم و تمایل آنها به آرمانها و گفتمان اصیل انقلاب اسلامی را شیرین ترین رخداد انتخابات دهم ریاست جمهوری میداند و تصریح میکند: تلخ ترین واقعه این فتنه هم چنگ زدن برخی چهرههای همراه امام(ره) به صورت انقلاب اسلامی بود.
وی همچنین در طول این گفتوگو تاکید کرد که همه جریانهای لیبرالی با اندیشه و فکر متفاوت در فتنه 88 بر سر یک آرمان دور یکدیگر جمع شدند.
فدایی همچنین معتقد است که دوست و دشمن منصف، حال و آینده اذعان داشته و دارند که رهبر معظم انقلاب با هوشمندی و درایت مسیر انقلاب را طی کردند به گونهای که این فتنه به یک فرصت برای انقلاب اسلامی و رسوایی برای نظام سلطه و جریانهای زاویه دار با انقلاب اسلامی تبدیل شد.
مشروح گفتوگوی خبرگزاری مهر با دبیر کل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی به شرح زیر است:
به عنوان نخستین سوال اگر بخواهید با ذکر مصداق نکات تلخ و شیرین فتنه 88 را عنوان کنید به چه حوادثی اشاره میکنید؟
حسین فدایی: مهمترین رخداد در سال 88 نفس مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری دهم که بسیار شیرین و گوارا بود و عظمت بسیاری داشت. همچنین رای آوری بالای 60 درصدی رئیس جمهوری که آرمانهای اصیل انقلاب را مطرح میکرد، بسیار شیرین و به یاد ماندنی بود و حادثه کم نظیری در انقلاب اسلامی اتفاق افتاد.
مهمتر از هر دوی این موضوعات رویکرد گسترده مردم به گفتمان اصیل انقلاب اسلامی و اصولگرایی بسیار شیرین بود.
22 خرداد برای شما ماندگارتر است یا حماسه 9 دی؟
این دو روز ملی در ادامه یکدیگر قرار دارند و تفاوتی با هم ندارند. چرا که 22 خرداد در ادامه 9 دی و 22 بهمن است و همه آنها در استمرار حرکت مردمی 22 بهمن 1357 قابل ارزیابی است.
درباره تلخ ترین واقعه؟
موضوعی که برای ما و بسیاری از علاقمندان به انقلاب اسلامی بسیار تلخ و ناگوار بود عملکرد افرادی است که نفس امام به آنها خورده بود و همواره همراه امام بودند و در جمهوری اسلامی دارای مسئولیت بودند. اینکه چگونه نتوانستند مسائل را درک کنند و همراه وهمگام با نظام سلطه شدند و با عملکرد خود به صورت انقلاب چنگ زدند. این موضوع برای ما بسیار ناگوار بود.
علی الخصوص هنگامی که اتفاقات و پدیدههای عجیب و سخت روز قدس را دیدند و به خوبی متوجه شدند که این جریان چگونه علیه انقلاب و همه ارزشها و اصول دینی و ملی و اسلامی ما موضع گیری کرد، باز نوع موضعگیری این جریان حمایت بود و حتی هنگامی که شعارها و عملکرد اغتشاشگران در روز 13 آبان را مشاهده کردند و دیدند که برخی در برابر شعارهای اصلی انقلاب که استکبار ستیزی و نفی نظام سلطه بود در مقابل آن درآمدند و شعار نه غزه، نه لبنان سر دادند ولی باز هم از این جریان حمایت کردند و زمینه را برای ادامه فعالیت فتنه فراهم کردند.
هنگامی که روز نهم دی و روز عاشورا را دیدند که چگونه این جریان به باورهای دینی ملت ایران هتک حرمت کردند چرا که ملت ایران با هر سلیقه و گرایش و تفکر و اعتقاد دینی روز عاشورا را پاس میدارند اما با این وجود و علی رغم مشاهده صحنههای زشت و زننده، افرادی که دم از امام و آرمانهای ایشان میزدند جریان فتنه را تایید کردند و در مقابل انقلاب اسلامی و رهبری ایستادند.
خیلیها دوست دارند که این فتنه و همه عواقب و اتفاقات آن به فراموشی سپرده شود. حال بعد از گذشت دوسال از فتنه 88 اگر بخواهید به یک نکته مهم اشاره کنید، مهمترین مسئلهای که در این فتنه به آن میپردازید چیست و مهمترین موضوعی که از نگاه شما موجب شد تا به انقلاب اسلامی آسیب وارد شود و هنوز باید به آن پرداخت؟
تحلیل و تبیین ماهیت جریان فکری که بنا داشت ماهیت انقلاب اسلامی را از درون استحاله کند و نتایج تلاشهای چندین ساله خود در حوزههای فرهنگی و سیاسی و اقتصادی را به یکباره در اوج جشن حضور ملت بر سر آرمانهای انقلاب برداشت کند.
یعنی میخواهید بگویید در این زمینه ضعف ما موجب شد که این ضربه به ما وارد شود و یا بعد از اینکه این ضربه به ما وارد شد به خوبی به این موضوع نپرداختیم؟
ما بهاندازه کافی این موضوع را تبیین نکردیم بلکه به عوارض و مسائل منبعث از این اندیشه و جریان فکری پرداختیم.
اندیشمندان، نخبگان و تحلیلگران باید ماهیت این جریان فکری را روشن کنند چرا که ماهیت این جریان ادامهاندیشه لیبرال دموکراسی غربی است. یعنی همان چیزی که نظام سلطه بر اساس آن شکل گرفته است.

خوب در برابر شما عدهای معتقدند به جهت تعدد حوادث سال 88 و ترتب زمانی آنها زمان کافی برای پرداختن به ابعاد و زوایای دقیق این ماجرا وجود نداشت. عدهای هم حالا معتقدند در شرایط فعلی ما با یک فتنه جدید مواجه هستیم ودیگر نیازی نیست به این جریان پرداخته شود و حتی برخی دیگر عنوان میکنند متخلفان فتنه 88 از عرصه حذف شده و دیگر خطری از جانب آنها احساس نمیشود که بخواهیم به آنها بپردازیم. پاسخ شما به این افراد چیست؟
در اینکه در آن مقطع حوادثی پشت سر هم رخ داد و فرصت به حد کافی نبود شاید قابل قبول باشد هر چند که معتقدم اگر روشنفکران حقیقی، آزاده و عمیق و افرادی که ماهیت مسائل فکری و سیاسی انقلاب اسلامی را خوب دریافت میکنند و البته همواره مسئولیت روشنگری را بر دوش احساس میکنند، نسبت به روشنگری در خصوص ماهیت جریانهای فکری منحرف و زاویه دار انقلاب در طول همه سالیان گذشته اقدام میکردند شرایط ما به گونه دیگری بود.
این موضوع رسالت مستمر و تاریخی آنان است که جامعه را بیدار کنند ولی این کار به هر دلیلی صورت نگرفت. البته در اوج حوادث پرداختن به این موضوع خریداری هم نداشت و آن تاثیر پیشگیرانهای که میتوانست درصورت طرح این هشدارها قبل از وقوع واقعه داشته باشد را دیگر نداشت.
البته در دو سال اخیر و به خصوص پس از حماسه 9 دی و 22 بهمن هم که فرصت بوده است به نظر من بهاندازه کافی و لازم به این موضوع پرداخته نشد.
برای آنهایی هم که میگویند به فتنه جدیدی رسیدیم و دیگر فرصت طرح فتنه قبلی نیست باید گفت که همه جریانها و گروههای فکری و انحرافی دیگر، روی دیگر سکه جریان فتنه سال 88 هستند که از یک منبع و منشاء سرچشمه میگیرد و منبع آن اندیشه لیبرال دموکراسی است. یعنی گفتمان لیبرالی حاکم در دنیا در ماهیت وجودی خود ظهور و بروز این حوادث و اتفاقات را به همراه دارد. ذات اندیشه لیبرالی و ماهیت آن گفتمان انقلاب اسلامی را بر نمیتابد و در هر مقطع زمانی به شکلی حضور پیدا میکنند و در مقابل انقلاب اسلامی میایستند.
در یک مقطع میوه آن جبهه ملی و در مقطع دیگر انجمن حجتیه است. در مقطعی نهضت آزادی و سازمان منافقین و گروههای مارکسیسم همانند حزب توده است و در مقطعی دیگر حزب چریکهای فدایی خلق، حزب دموکرات، کومله، فرقان، جریانات ملی مذهبی هستند.
در مقطعی دیگر کارگزاران و مشارکت و در جریان اخیر نیز گروه انحرافی بوجود آمدند که ریشه و منشاء آنها همان اندیشه لیبرالی است که ماهیت آن فکر و اعتقاد سکولار یعنی به جدایی دین از سیاست میاندیشیدند و معتقد بودند حکومت دینی را قائل به جامعیت اسلام نیستند و آنهایی که تازه مسلمان از این طیف هستند و ادعای دینداری دارند،معتقد بودند نقصی در دین وجود دارد که میتوانند این نقص را با فکر خود جبران نمایند.
این جریانات کم کم میخواهند جانشین اسلام و خدا شوند و برای نجات بشر، خود را جانشین خدا قرار میدهند و این موضوع ناشی از ماهیت لیبرال دموکراسی است که یکی از میوههای این اندیشه نفی حکومت دینی است و قائل به جبران نقص حکومت دینی از ناحیه خودش است.
به همه جریانهای معارض اشاره فرمودید. با توجه به این موضوع آیا میتوان گفت که ویژگی خاص فتنه 88 در این بود که همه این گروهها دور یکدیگر جمع شدند و اتحاد آشکاری را بر علیه اصل انقلاب شکل دادند؟
همه جریانهای فکری و سیاسی که این اعتقاد را در درون خود داشتند که میتوانند جایگزین دین و اندیشه ناب اسلامی و اراده الهی شوند با وجود همه سلایق و گرایشها در فتنه 88 دور یکدیگر جمع شدند. همه گروههایی که به هر نحوی با اندیشه عینیت سیاست و دیانت مخالف بودند و یا زاویه داشتند، همه کسانی که با اندیشه حکومت دینی مبتنی بر ولایت فقیه و اسلام پویا مخالف بودند، همه کسانی که غرب باوری آنها باعث شده بود تا اتکای خود به دین وحیانی را از دست بدهند، در قالب تشکلها و گروههای و جریانهای سیاسی مختلف گرد هم آمدند و البته این موضوع شاید برای اولین بار بود که به این صراحت شکل میگرفت.
موضوع دیگری که باید به آن پرداخت وضعیت برخی از خواص و نخبگان سیاسی درون نظام است. برخی از نخبگانی که در فتنه 88 با سکوت خود و یا با ماضع دوپهلو و مبهم به جریان فتنه یاری رساندند در حال حاضر با شدت تمام در حال تخطئه جریان انحرافی هستند؟ تحلیل جنابعالی چیست و چگونه میتوان این تناقض در برخورد با انحرافهای انقلاب را درک کرد؟
ظاهر این دو جریان انحرافی و فتنه با هم متناقض است، اما در باطن منشا و مبداء هر دو جریان یکی است. چرا که این جریانات آبشخور فکری و اعتقادی واحدی دارند و اگر جلو بروند دست همدیگر را خواهند گرفت و در مقابل انقلاب اسلامی ایستادگی خواهند کرد.
برای اینکه این مفهوم برای شما قابل پذیرش شود، مصداقهای تاریخی متعددی میتوان ذکر کنم. سازمان مجاهدین خلق یک جریان فکری سیاسی رادیکال به ظاهر انقلابی و ضد امپریالیسم بود و اگر در دهه پنجاه مطرح میکردید که کدام جریان ضد امپریالیسم و آمریکا است به حسب ظاهر همه انگشت اشاره خود را به سوی مجاهدین خلق میچرخاندند. این گروه پرچمداری مبارزه با امپریالیسم را به ظاهر بر عهده داشت اما افراد عمیق و دقیقی که تحلیل درستی داشتند همان موقع گوشزد میکردند که این افراد منحرف هستند و روزی در آغوش آمریکا به عنوان نماد امپریالیسم آرام میگیرند ولی متاسفانه کسی به حرف آنها بها نمیداد.
به مرور زمان مشخص شد دست سازمان منافقین در دستان آمریکا قرار دارد. حالا که دیگر کاملا مشخص شده که ایالات متحده این سازمان را اداره و سرپرستی میکند. هم اکنون جریانات چپ و مارکسیستی که از اساس به دلیل مبارزه با امپریالیسم شکل گرفته بودند هم اکنون تحت حمایت و مدیریت دولت آمریکا قرار دارند چرا که منشاء آنها واحد است اما ریشه آنها بهاندیشه اومانیستی و حتی لیبرالی باز میگردد.
این فکر و اندیشه لیبرالی جلوههای متنوعی داشته است که فصل مشترک همه آنها در مقابله با جریان اصیل انقلاب اسلامی ضدیت با اسلام ناب و اندیشه مترقی حضرت امام بوده است. هم جریانهای فکری چپ و جریانات محافظه کار و هم جریانهایی که به ظاهر حرف از رفتار لیبرالی میزنند مشترکا با گفتمان انقلاب اسلامی و اندیشه ناب شیعی ضدیت دارند.
آقای خاتمی به عنوان لیدر بخشی از اصلاح طلبان در صحبتهای اخیر خود گفته بودند که اگر مردم ظلمی در حق نظام کردهاند نظام باید با آنها را ببخشد و اگر نظام هم ظلمی در حق مردم کرده است، مردم آن را میبخشند و باید فضا را فراموش کنیم و به شرایط قبل بازگردیم. فکر میکنید با توجه وضعیت فعلی این جریان و رفتاری که در این دو سال از خود بروز دادهاند آنها وجاهتی برای این نوع شرط گزاری و تعیین تکلیف دارند؟
اول باید تکلیف خودمان را با واژههای گنگی که این آقایان مطرح میکنند مشخص کنیم. آیا مردم به نظام اسلامی ظلم کردند؟ مردم به نظام اسلامی ظلم نکردند، بلکه برخی خواص متاثر از اندیشه لیبرالی به نظام اسلامی ظلمهای فراوانی کردند. اما مردم همواره پاسدار و حافظ حقیقی نظام بودهاند و همواره این نام را یاری کردهاند.
ظلم به مردم را هم چهرههایی صورت دادند که علی رغم وابستگی فکری به اردوگاه لیبرالیسم در حوادث سال 88 مردم را فریب دادند و خود را انقلابی و پیرو ولایت فقیه معرفی کردند و از ارزشها سخن گفتند درحالی که به آن ارزشهای ناب پایبند نبودند و به صورت دوچهره به میدان آمدند. معتقدم اگر همان موقع این افراد صادقانه مواضع خود را بیان میکردند جایگاهی در میان مردم پیدا نمیکردند و این ظلم واقعی به مردم بود.
شرط گذاری این جریان و این افراد در شرایط فعلی چه جایگاهی دارد؟ آیا مردم بعد از مشاهده عملکرد این چهرهها و این گروهها اساساُ بازگشتی برای این چهرهها متصور هستند؟
افرادی که به نیابت از مردم سخن میگویند ادامه همان نیرنگی را دنبال میکنند که در اندیشه لیبرالی وجود دارد. چرا که هر شخصی در اندیشه لیبرالی برای آن که وجاهت سخنگویی پیدا کند ناگزیر است خود را نماینده مردم معرفی کند. علت اینکه این چهرهها همیشه اصرار دارند از جایگاه نمایندگی مردم صحبت کنند درست به همین دلیل است.
جریان فتنه ظلم بزرگی به اسلام، انقلاب، آرمان امام و راه تمام شهدا و مردم کرد و چهرههای مرتبط با این جریان باید فکر کنند چگونه میخواهند این ظلم بزرگ را جبران کنند.
جنایات و خیانتهای جریان فتنه به آرمانهای انقلاب اسلامی و امام و رهبری قابل بخشش نیست و به جای اینکه برخی خط و نشان بکشند، اگر واقعا متوجه اشتباهات و خطاهای خود شدهاند و دریافتهاند آب به آسیاب نظام سلطه ریختهاند بهتر است مسیر قبلی را ادامه ندهند و توبه واقعی کنند.
توبه واقعی این است که ابتدا کارهای گذشته خود را محکوم نمایند و به اشتباه خود اعتراف کنند و با اقدامات خود حادثه ساز و حادثه آفرین به نفع دشمن نباشند. امید دشمن را از خود قطع کنند و نوع موضعگیری آنها نفی نظام سلطه و جریانات لیبرالی و ضد انقلابی باشد.
این افراد و جریانها باید در صحنه اجرا و عمل به گونهای موضع گیری کنند که فصل تمایز آنها با جریان ضد انقلاب مشخص گردد.
اگر این جریانات توانستند در این مسیر گام بردارند، راه تامل و تفکر را فراهم خواهند کرد اما اگر در این مسیر گام برنداشتند و بخواهند فرصتی برای احیای خود ایجاد کنند، این خیال و تصور بسیار باطلی است که در سر میپرورانند.

برخی اصلاح طلبان در مواجهه با اتفاقات اخیر تحلیل جدیدی از وقایع فتنه 88 ارائه میدهند و میگویند آن جریان افراطی اصولگرایان که ما پیش از این گوشزد کرده بودیم و میگفتیم که باعث و بانی وقایع سال 88 هستند همین جریان انحرافی است. همینها باعث بروز درگیری و تشنج در کشور شدند. به مناظرههای انتخاباتی و مسائل مطرح شده از سوی رئیس جمهور اشاره میکنند و عامل همه اتفاقات سال 88 را در عملکرد این جریان جستجو میکنند.
اولین مسئله برای ورود به این بحث این است که تحلیلی داشته باشیم که جریان فتنه چه خیانتی به نظام اسلامی کرد؟ آیا این آقایان خیانت جریان فتنه به نظام را قبول دارند؟ آیا قبول دارند فتنه 88 ماهیت نظام اسلامی را هدف قرار داده بود؟ آیا قبول دارند این جریان هم عرض انقلاب اسلامی ریل گذاری کرده بود؟ یا نه؟ برای ورود به چنین بحثی حتما باید این موضوع به صورت شفاف روشن شود.
ما اعتقاد داریم جریان فتنه در راستای مدل مهندسی شده و مدیریت شده توسط نظام سلطه عمل کرد و بخشی از این جریان به علت ماهیت فکری لیبرالی و بخشی از آنها به دلیل دنیاطلبی و بخشی از آنها به دلیل ماهیت رقابتهای سیاسی و قدرت طلبی خودشان در جریان پازل سلطه بازی کردند و حاضر نشدند خود را از خط روشن نظام سلطه و عقبه داخلی آن جدا کنند.
ما میگوییم وقتی شما این گونه عمل کردید و هویت خود را در جهت خواست نظام سلطه طرای کردید، برای اینکه نظام سلطه سواستفاده نکند ما به سمت حمایت گفتمانی از کاندیدای پیروز در انتخابات شدیم. این یک رفتار عقلانی در چهارچوب گفتمانی بود و به هیچ وجه به این معنی نبود که از ابتدا اشکالات و نقدها را نادیده بگیریم. چرا که نقدها و اشکالات ما کاندیدای مورد حمایت جریان اصولگرا درون گفتمانی بود اما رفتار شما خارج از گفتمان اصیل انقلاب و در موارد متعددی علیه آن بود.حتی در بعضی مواقع صراحتاَ در گفتار و رفتار تبلیغاتی و انتخاباتی خود این گفتمان را به چالش کشیدید.
وقتی این مسئله به صورت کامل روشن شود به طبع تحلیل ما هم برای وضعیت موجود مشخص خواهد شد. از همین منظر است که میگوییم اگر در حال حاضر نیز همان اتفاقات رخ دهد و باز هم با همان شرایط به آن مقطع از تاریخ انقلاب بازگردیم موضع ما همان موضع گذشته خواهد بود چرا که آن جریان ماهیت انقلاب اسلامی را هدف قرار داده بود و در این طرف عقبه فکری وجود نداشت که بخواهد خطری برای نظام ایجاد کند.
به همین دلیل است که میبینید هنگامی که رهبر معظم انقلاب در خصوص عملکرد این جریان موضع گیری کردند تمام چهرههای اصولگرا و انقلابی که از این جریان حمایت میکردند خود را با موضع رهبر انقلاب هماهنگ کردند. درست به همین دلیل است که میگوییم جریان انحرافی در حال حاضر عقبهای ندارد که نگران کننده باشد.
برخی اصلاح طلبان سطح تحلیل طور دیگری تعریف میکنند و از این تقابل گفتمانی که شما مطرح میکنید به موضوع مناظرهها و تهمتهایی که در این خصوص مطرح شد تنزل میدهند نظر شما در این خصوص چیست؟
اگر از این منظر وارد شوند متهم شماره یک خود آنها هستند. چرا که اینها بیش از دو سال همین رفتارها را با احمدی نژاد کردند به طوری که بعضی از این رفتارها از همه اتفاقات مناظره بدتر بود. کارهای بد و غیراخلاقی و تهمت و یاس و ناامیدی و بحرانی جلوه نشان دادن نظام از اقدامات این جریان است و لذا متهم و محکوم درجه اول خود آنها هستند.
این جریان به دنبال این است تا فرار رو به جلو کنند اما معتقدم این روش راه حل این موضوع نیست. اگر جریانی سالم و صادق باشد باید صادقانه با مردم صحبت کند و جریان فتنه و ضد انقلاب را محکوم کند و وفاداری خود را به نظام اسلامی ثابت کند و اگر میخواهد از این منظر نقد کند باید اولویت نقد را مشخص و منصفانه عمل کند.
طبعا وقتی بخواهد منصفانه عمل کند و رفتاری متناسب با شان انقلاب داشته باشند اولین جریانی که باید توسط این دوستان محکوم شود کسانی خواهند بود که این اقدام را شروع کرده و به تناسب آن فتنه را آفریدند.
سابقه این بداخلاقیها بیش از 2 سال است و به قبل از انتخاب احمدی نژاد برای ریاست جمهوری باز میگردد و کافی است روزنامههای دوم خردادی کالبد شکافی و تحلیل محتوا شوند تا میزان بداخلاقی و دروغ به صورت کامل معلوم شود.
چند پیش شرط برای بازگشت این افراد عنوان کردید. آیا این پیش شرطها را میتوان به همه چهرهها و جریانهای مرتبط با فتنه 88 تعمیم داد؟ برای مثال سران داخلی این جریان یعنی آن دو کاندیدای انتخاباتی هم با پذیرش اشتباهات خود و اعلام مرزبندی میتوانند دوباره در حاکمیت حضور داشته باشند؟ فکر میکنید مردم پس از حوادثی مثل روز قدس و روز عاشورا این بازگشت را میپذیرند؟
فتنه از لایههای مختلفی تشکیل شده است. اگر این لایهها را به خوبی بشناسیم برای هر کدام موضع مشخصی داریم.
لایه اول فتنه طراحان، کارگردانان و مهندسان اصلی صحنه هستند که ما به آنها نظام سلطه میگوییم. لایه بعدی پیاده نظام جریان سلطه است که شامل ضد انقلاب داخل و خارج میشود.
لایه سوم بازیگرانی هستند که به دنبال کسب قدرت سیاسی بودند و میخواستند از فضای بوجود آمده توسط نظام سلطه سو استفاده کنند و بر این موج سوار شوند و به قدرت برسند.
لایه بعدی افرادی هستند که تحت تاثیر دروغها و شایعات و فضاسازی جریان فتنه قرار گرفتند و از طرفی رفتار رقبا را نمیپسندیدند و به این میدان افتادند. اینها همان کسانی هستند که در پاسخ به سوالهای قبلی به آنها اشاره شد. اینها باید از رفتار گذشته خود عذرخواهی کنند و نسبت به جریان ضد انقلاب و نظام سلطه مرزبندی مشخصی داشته باشند تا مردم درخصوص آنها تصمیم گیری کنند.
جریان پنجم هم که اصحاب سکوت و تردید هستند تحت تاثیر فضا قرار گرفتند و با سکوت و تردید خود به جریان فتنه کمک کردند اما اینها به ارزشها و آرمانهای نظام اسلامی معتقد هستند و تنها مرتکب اشتباه تاکتیکی شدند و لذا نباید این افراد را با لایههای قبلی یکسان حساب کرد. این جریان باید با موضع گیری شفاف و انقلابی عملکرد گذشته خود را جریان نمایند و گذشته خود را پاک کنند.
جریان نظام سلطه و ضد انقلاب به عنوان دو لایه بالایی این جریان تکلیفشان مشخص است و دشمنان قسم خورده کشورمان به حساب میآیند و هیچ اشتراکی با ای جریانها برای انقلاب اسلامی قابل تصور نیست.
اما کارگزاران داخلی فتنه و جریانات سیاسی که بدنبال قدرت طلبی بودند و گمان میکردند که فضای بوجود آمده را میتوانند به نفع خود مدیریت کنند و خواستههای خود را به ملت و رهبری تحمیل کنند در این مسیر دچار خیانت به ملت شدند و خیانتهای غیر قابل بخششی انجام دادند و بنابر این ملت نمیتواند آنها را ببخشد. تاریخ مصرف سیاسی اینها به پایان رسیده است و مردم در همان زمان خواستار محاکمه این جریان شدند. نظام نمیتواند خواست میلیونی مردم در 9 دی سال 88 را نادیده بگیرد.
البته تا همین حالا هم نظام با کرامت با این افراد برخورد کرد اما آنها باید دست از شیطنت و تحریک و ادامه روند گذشته بردارند چرا که هر مقدار این روند را ادامه دهند مانند کسی که در باتلاق گرفتار شده و هر مقدار دست و پا بزند بیشتر در منجلاب فرو میرود، وضعیت اجتماعی خود را بدتر از گذشته خواهند کرد.
مدیریت رهبر انقلاب در برخورد با فتنه 88 را چگونه ارزیابی میکنید؟
این موضوع وقت موسع و ویژهای را میطلبد. معتقدم یکی از جفاهایی که نخبگان به نظام اسلامی میکنند همین کم کاری در تبیین مواضع و عملکرد فوق العاده رهبری انقلاب در برخورد با گلوگاهها و دست اندازهای پیش روی انقلاب است. این مسئله فقط مربوط به فتنه 88 نیست و همه مقاطع مدیریت رهبری در 22 سال اخیر را شامل میشود.
اگر بخواهیم یکی از ویژگیهای برجسته مدیریت الهی جبهه حق را هدایت و روشنگری بدانیم در مسیر هدایت مردم و نخبگان رهبر معظم انقلاب بسیار حکیمانه، مدبرانه، صبورانه، شجاعانه و قاطعانه عمل کردند. صبر و مدارای رهبری برای حفظ چهرههای انقلابی و باسابقه که دچار تردید و نقصان در تحلیل بودند از برجستگیهای مدیریتی ایشان در این فتنه بود. در عین اینکه بر مواضع و اصول اساسی انقلاب ایستادند و تمام تلاششان این بود که در مسیر روشنگری با رویکرد جذب حداکثری از این گردنه عبور کنند. به نظر من بسیار خردمندانه عمل شد. درباره رهبری هوشمندانه رهبری در مواجهه با فتنه 88 سالها و دهههای بعد بیشتر خواهیم شنید.
دوستان بصیر و دشمنان منصف در حال و آینده اذعان دارند که رهبر معظم انقلاب با هوشمندی و درایت مسیر انقلاب را طی کردند به گونهای که این فتنه به یک فرصت برای انقلاب اسلامی و رسوایی برای نظام سلطه و جریانات منحرف تبدیل شد.
منبع: خبرگزاری مهر
گفتوگو از: رامین طهماسبی


