مقصر کیست؛ مدیران جاه طلب یا زیردستان کوته بین؟
استفاده از شخصیتهای سیاسی و اقتصادی و در هیأت مدیرههای برخی از تشکلها و نهادهای شبه دولتی و یا به ظاهر مستقل از دولت اما در عمل در حیطه قدرت حاکمیت، به یک بلای فراگیر در کشور تبدیل شده است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، به محض اینکه «حمید بقایی»، معاون اجرایی رئیس جمهور، از سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به خیابان پاستور منتقل شد، کانون جهانگردی و اتومبیلرانی کشور با ایجاد تغییراتی، زمینه ریاست بقایی بر مجمع این کانون را ـ که از قدیمی ترین نهادهای تخصصی و البته مستقل از دولت به شمار می رود ـ فراهم ساخت.
در همین زمینه، «فریبرز انصافی»، مدیرعامل این کانون گفت: در اساسنامه پیشین کانون رئیس مجمع کانون، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بود، اما پس از انتقال بقایی به نهاد ریاستجمهوری، با تغییر اساسنامه، زین پس سرپرست نهاد ریاستجمهوری، رئیس مجمع کانون خواهد بود.
بنابراین باید گفت، از این پس نهادهای موجود در کشور اساسنامه خود را بر اساس اشخاص خواهند نوشت و به محض انتقال اشخاص، نهادها و سازمانهای موجود هم به دنبال آنان انتقال خواهد یافت؛ البته این بخشی از مشکل است که به صورت یک بیماری مزمن در جامعه ایرانی وجود دارد، ولی بخش دیگر که اتفاقا مشکل بزرگتری نیز هست اینکه مدیران کم تجربه، غیر تخصصی و بدون نگرش راهبردی بدنه نهادهای موجود در کشور را گرفتهاند؛ مدیرانی که استقلال رأی نداشته و از آنجا که یک شبه هم قبای مدیریت را بر تن کردهاند، نمیتوانند منابع مالی را برای اداره سازمانهای خود تأمین کنند و به هر روی، ناچارند همواره خود را به افرادی بچسبانند که از موهبت قدرت و پول به شکلی برخوردارند.
بنابراین باید افزود، امروز مشکلات مدیران چندشغله در بخشی هرچند ناشی از حب قدرت و ثروت در بین برخی از مدیران کشور است اما این مدیران رده میانی هستند که با پرورش اینگونه مدیرانی مشکلات جامعه را دوچندان کردهاند، وگرنه چه لزومی دارد که به محض انتقال یک مدیر، یک نهاد هرچند غیرانتفاعی هم که اتفاقا در حوزهای تخصصی فعالیت میکند نیز به جایی دیگر منتقل شود تا بتواند از مواهب مرسوم همچون گذشته برخوردار شود؟!
گویا آنچه در سطح بالا و کلان مدیریت کشور رخ داده و ناکارآمدی سیستم را باعث شده است، در بیشتر اوقات، ناشی از صلاحیت نداشتن مدیران میانی و نبود استقلال مدیریتی در آنان است؛ چه آنکه تردیدی نیست که یک بدنه مدیریتی سالم و مستقل است که بوروکراسی و سیستم اداری یک کشور را به پیش میبرد.
البته با نگاهی بر نهادهای ملی از این دست می بینیم که متأسفانه، بسیارند مدیران غیر تخصصی و پر مشغله که تنها نامشان به عنوان رئیس خودنمایی می کند و البته از برکت عناوینشان این نهادها به منابعی دست پیدا می کنند، ولی به هیچ وجه در قامت یک مدیر کاآمد نتوانسته اند تحولی ایجاد کنند.
اتفاق مشابه چندی پیش در جابجائی مدیر عامل جدید پست بانک نیز افتاده است که یک نفر از نزدیکان آقای ..... بدون هیچ سابقه بانکی مدیر عامل شده و به همین منظور مجبور به تغییرات در اساسنامه پست بانک و حتی خروج از بورس گردیده تا جائیکه وزیر ارتباطات از نمایندگان بابت این تخلف تذکر گرفته است .
کی به کیه !!!
عرق شرم بر پیشان انسان مینشیند, چه برسد بر پیشانی فرد مومن و مسلمان!
نتيجه : فساد ،تظاهر و ريا ، ايجاد رانت براي عده خاصي ، حيف و ميل و افزايش بدهي و استقراض بر گرده ملت بي گناه==
مجازات: تقدير و تشكر و پاداش و سفرخارج و ارتقاء به مناصب بالاتر.
باید تاسف خورد




