گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۶۸۴۶۶
| | 4691 بازدید
جام جم
«سر دلبران در حديث دلبران» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم مهدي فضائلي است كه در آن ميخوانيد:
بيستودومين سالگرد ارتحال آن پير سفر كرده رسيده و همچنان سخن گفتن درباره او وظيفه است و ضروري. آنچه گفته شده تكرارش ملالآور نيست و ناگفتهها نيز بسيار است. امام را از زبانها و ديدهاي مختلف ميتوان ديد و اوصافش را شنيد اما كدام چشم و كدام زبان ميتواند ابعاد كلان سياسي و اجتماعي آن شخصيت عظيم را بهتر و دقيقتر تبيين كند. گفتهاند:
خوشتر آن باشد كه سردلبران
گفته آيد در حديث ديگران
ما هم اينجا سردلبر خود را در حديث ديگري ميجوييم اما ديگري كه خودش نيز دلبر است و در جايگاه همان دلبر نشسته، ويژگيها و شاخصهاي امام راحل را از زبان جانشين امام پي ميگيريم.
1ـ اسلام ناب محمدي (ص)
«اسلام ناب محمدي» در مقابل «اسلام آمريكايي» دو واژهاي بود كه مثل صدها واژه ديگر توسط بنيانگذار انقلاب اسلامي، وارد ادبيات سياسي ايران و حتي مسلمانان شد. رهبر فرزانه انقلاب در اين باره چنين ميفرمايند: «اولين و اصلي ترين نقطه در مباني امام و نظرات امام، مساله اسلام ناب محمدي است» ايشان سپس اسلام ناب محمدي را اين گونه تعريف ميكنند: «... يعني اسلام ظلمستيز، اسلام عدالتخواه، اسلام مجاهد، اسلام طرفدار محرومان، اسلام مدافع حقوق پابرهنگان و رنجديدگان و مستضعفان.» حضرت آيتالله خامنهاي در ادامه همين سخنان اسلام آمريكايي را چنين تبيين ميكنند: «اسلام آمريكايي يعني اسلام تشريفاتي، اسلام بيتفاوت در مقابل ظلم، در مقابل زيادهخواهي، اسلام بيتفاوت در مقابل دستاندازي به حقوق مظلومان، اسلام كمك به زورگويان، اسلام كمك به اقويا، اسلامي كه با همه اينها ميسازد.»
2 مكتب، معيار جاذبه و دافعه
[شهيد مطهري در كتاب جاذبه و دافعه علي (ع)، انسانها را از نظر جاذبه و دافعه به چهار گروه تقسيم ميكند. انسانهايي كه نه جاذبه دارند و نه دافعه، مردمي كه جاذبه دارند اما دافعه ندارند، مردمي كه دافعه دارند ولي جاذبه ندارند و مردمي كه هم جاذبه دارند و هم دافعه. ]
در وهله اول بايد گفت: داشتن دو نيروي جاذبه و دافعه از جمله ويژگيهاي انسانهاي متعادل است اما اينكه معيار جاذبه و دافعه چيست بسيار مهم است.
حضرت آيتالله خامنهاي ابتدا در اين باره ميگويند: «انسانهاي بزرگ، جاذبه شان يك طيف وسيعي را به وجود ميآورد؛ دافعه آنها هم همينطور، يك طيف عظيمي را به وجود ميآورد. جاذبه و دافعه امام تماشايي است.»
و سپس مكتب را معيار اين جاذبه و دافعه معرفي ميكنند: «آنچه كه مبنا و معيار جاذبه امام و دافعه امام بود، باز مكتب بود، اسلام بود... امام اينجوري بود؛ دشمني شخصي با كسي نداشت. اگر كدورتهاي شخصياي هم بود، امام زير پا ميگذاشت؛ اما دشمني به خاطر مكتب، براي امام بسيار جدي بود.» رهبر معظم انقلاب اسلامي در ادامه كمونيستها، ليبرال مسلكها و دلباختگان به نظامهاي غربي و فرهنگ غرب و مرتجعين را از جمله گروههايي معرفي ميكنند كه امام آنها را دفع ميكرد و سپس ميفرمايند: «تولّي و تبرّي در عرصه سياست هم بايد تابع تفكر و فكر و مباني اسلامي و مذهبي باشد... نميشود با هر كس و ناكسي ائتلاف كرد.»
ملت ما
«رفتار پيامبرگونه امام خميني(ره)» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم حجتالاسلام علي عسكري است که در آن می خوانید:
انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) يك رخداد بزرگ تاريخي و اثرگذار از دوران معاصر است كه بازتابهاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي آن در ميان ملت ايران و ديگر ملتهاي جهان بر كسي پوشیده نيست. اين رخداد عظيم الهي و مردمي كه امام خميني(ره) آن را انفجار نور بر عليه ظلمت و تاريكي تفسير كرده خيزشهاي كشورهاي لبنان، فلسطين، افغانستان و عراق را در گذشته و آزاديخواهي مردم مصر، تونس، اردن، يمن، بحرين و... را در شرايط كنوني سبب شده و به عنوان يك الگو مطرح است. استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي ارمغان ارزشمند انقلاب اسلامي براي مردم ايران بود.
شعار نخستين مردم ايران ريشه در مكتب فكري امام خميني(ره) داشته و دارد. مكتبي كه در عصر حاضر، عصر فروپاشي نظامهاي سلطه و طاغوت است به جهت انطباق بر فطرت آزادیخواه و حقمدار مردم صراط مستقيم و راه درست و نجاتبخش شناخته شده و ريشه در ولايت ديني و بعثت الهي پيامبر اعظم و رسول خاتم حضرت محمد(ص) دارد. عنصر اسلاميت و مطالبه ديني در انقلاب، عامل اصلي پيروزي، دوام و پايداري مردم را باعث گشته و لشكركشي قدرتهاي ظالم جهاني عليه انقلاب را سد كرده است و همچنانكه بارها امام خميني(ره) فرمودند: «تمام مقصد ملت ايران مكتب اسلام و تحقق اصول و ارزشهاي آن است و مردم مسلمان بر مبناي آموزههاي ديني و اسلامي خودشان جان خود و جوانان عزيز خودشان را فداي اسلام كردند و حماسهآفرين شدند».
در اين ميان آنچه كه به عنوان يك اصل مطرح و بسيار آشكار و غيرقابل انكار است اقدام عملي و انطباق سيره و رفتار امام خميني(ره) بر سيره نبي مكرم اسلام حضرت محمد(ص) است. به مصداق آيه شريفه قرآن كريم «و لكم في رسولالله اسوه حسنه»، امام خميني(ره) الگوي خود را بعثت پيامبر(ص) قرار داد و انقلابآفرين شد. او با تاسي و اقتدا به الگوي رفتاري آخرين فرستاده خدا و رسول خاتم(ص) توانست غرب را عاجز، شرق را متحير و عالم را به خود مشغول سازد و امروز انقلاب اسلامي ايران به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي «بدون نام خمينيكبير(ره) در هيچ كجاي دنيا و جهان شناخته شده نيست». امام خميني(ره) معصوم نبود اما انسان خودساخته و كماليافتهيي بود كه منش و رفتارش بر سيره و بعثت پيامبر گرامي اسلام(ص)، بيش از بزرگان ديگر اسلام، مطابقت داشت. رسول خدا(ص) در بعثت دروني و فردي خود، سالهاي زيادي مشغول تزكيه فردي و استكمال روحي خويش بود و همين سلوك اخلاقي ايشان در ميان جامعه و مردم سبب شد كه همگان جز طاغوتها و اشراف بتپرست، او را محمد امين و ناجي خود بشناسند و از او پيروي نمايند.
امام خميني(ره) نيز سالهاي متمادي در جهت اقتدا بر پيامبر(ص) از سنين نوجواني تا استادي و اجتهاد، در حوزه مقدس قم به خودسازي پرداخت و رياضت و تزكيه را نصبالعين خويش قرار داد تا خميني شد. به عنوان نمونه ميتوان گفت: 1- پيامبر(ص) در شروع بعثت و برانگيختگي اجتماعي خود ابتدا شناسايي فردي صورت داد و از اين طريق يارگيري كرد. امام خميني(ره) نيز افراد زمينهدار و حقخواه را شناسايي و با آنان رابطه ارگانيك و عاطفي برقرار كرد. 2- پيامبر(ص) افراد شناساييشده و مرتبط با خود را تحت تربيت فكري قرار داد و با كانال وحي الهي آشنا ساخت. امام خميني(ره) نيز در تربيت شاگردان خصوصي و كادرسازي كوشش كرد. 3- پيامبر(ص) از افراد شناسايي و هدايت شده، امت واحدهيي را پيريزي كرد و به سازماندهي افراد تربيتشده اقدام كرد.
امام خميني(ره) نيز براي ساماندهي تشكيلاتي شاگردان و كادر تربيت شده خود كوشش فراوان داشت و از نظم و تشكيلاتدهي بر كار آنان بويژه در احياء و انجام رسالت ديني و حوزوي، دريغ ننمود. 4- پيامبر(ص) با همكاري كادر تربيت شده و سازمانيافته اقدام به سنتشكني كرد و سنتهاي شوم شيطاني و طاغوتي را نفي كرد و سنن الهي و انساني را تبليغ فرمود. امام خميني(ره) نيز با كمك شاگردان و كادر سازمانيافته به معروفگستري و منكرزدايي اهتمام وافر داشت. 5- در بنبست مقطعي پيش آمده در تقابل با كفار و طواغيت، پيامبر(ص) از هجرت به عنوان يك سكوي پرش به سوي پيروزي استفاده كرد.
كيهان
«سربازان به پا خاستهاند» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
فرارسيدن 14 خرداد امسال معنايي ديگر خواهد داشت. 14خرداد 90 از بسياري جهات با ايام قرينه خود در سالهاي گذشته متفاوت است و اين تفاوت بي گمان خود را به رخ خواهد كشيد. در تمام سالهاي گذشته وضع از اين قرار بوده است كه خيل عاشقان امام در سراسر جهان و بويژه درايران وقتي طليعه 14 خرداد نمايان ميشد حس ميكردند دوباره فرصتي دارند براي اينكه عشق خود را به مراد عزيز تر از جانشان فرياد كنند. اين عشق بويژه قلب جوانان و نورسيدگان، آنها كه به چشم سر هرگز امام را نديده و محضرش را درك نكردهاند، با حرارت بيشتري زبانه ميكشيد و به همين سبب هم بود كه وقتي به خيل حاضران در بارگاه امام نظر ميكردي اكثر آنها را جواناني تشكيل ميدادند كه به سابقه نه، اما به حقيقت آنچه در دل و جانشان ميگذشت، از بسياري از مدعيان انقلاب انقلابي تر و از داعيه داران خط امام، به اصول و مباني اين خط پاي بند تر و در راه آن پاي كارترند. امسال اما چيزي فراتر از سر داده شدن فرياد عشق ودلدادگي رخ خواهد داد.
مردم ايران امسال در حالي به جانب حرم مرادشان روانه خواهند شد كه ميدانند اين بار مردان و زنان بسياري در گوشه و كنار منطقه بزرگ خاورميانه آرزو دارند كاش در ايران بودند و ميتوانستند درعرض ارادت به آن رهبر بزرگ با آنها همراه شوند. خميني كبير(ره) روز 14 خرداد از ميهماناني پذيرايي خواهد كرد كه اين بار نه فقط از جانب خود بلكه به عنوان نمايندگان خيل كثير مردان و زنان به پاخاسته در جاي جاي خاورميانه كه جان خود را از پيام سترگ خميني (ره) سيراب ميبينند، در محضرش گرد آمدهاند.
آن روز كه امام ميگفت اين انقلاب در مرزهاي ايران محصور نخواهد ماند و گستره آن همه امت اسلام را در بر خواهد گرفت، شايد بسياري با خود تصور كردند كه اين جمله يا يك شعار است يا خبر از آيندهاي آنچنان دور دست ميدهد كه به اين زوديها نبايد انتظار تحققش را داشت. بويژه آمريكاييها بدون ترديد باور نميكردند هنوز هم تا حدودي نميكنند كه مردان و زناني يك لاقبا، به پا خاسته از ميانه خانههاي گلين و كوچههاي خاكي و گاه با دست خالي و پاي برهنه، قدرت آن را داشته باشند كه شبكه پيچيده و تودرتوي منافع حياتي آنها و ساختارها و افراد حافظ آن را در زماني بسيار كوتاه -آنقدر كوتاه كه اجازه هرگونه برنامه ريزي متقابل را از آنها بگيرد- پايين بكشند و ويران كنند.
سوالي كه آمريكاييها بايد به آن پاسخ بدهند و نميتوانند، اين است كه اين نيرو و انرژي عظيم از كجا آمد؟ منبع اين سيل خروشان كه همه دار و ندار آنها در خاورميانه در هم كوبيده و به سرعت در حال فراتر رفتن از خاورميانه و خودنمايي در قلب اروپاست كجا بوده است؟ آيا همه وقايع بزرگ محصول آن است كه يك جوان تونسي ظلم خاندان بن علي را بيش از اين تاب نياورد و خود را گوشهاي به آتش كشيد. واقعهاي چنان خرد، آيا توان تبيين درهم ريختگيهايي چنين عظيم را دارد؟ آنچه ميتوان به سادگي ديد اين است كه آمريكاييها ترجيح ميدهند سرخود را زير برف كنند و حقيقت را نبينند. حقيقت چيست؟ ظاهرا همان است كه بنيامين نتانياهو نخست وزير بخت برگشته دولت اشغالگر قدس شريف ديده است: صداي خميني را از كنار مرزهايمان ميشنويم! زماني آمريكا و اسراييل نگران بودند كه في المثل كساني در تهران نشستهاند و براي حمله به منافع و هدم موجوديت آنها نقشه ميكشند. البته كه چنين بود و بسياري طراحيهاي ظريف و موثر براي گوشمالي دادن غرب در اين سالها انجام شده و پس از اين هم خواهد شد اما اين را ديگر باور نميكردند كه دوراني برسد كه در آن دوران فكر كردن به آنچه در خيابانهاي قاهره، داخل كرانه باختري، مرزهاي شرقي سعودي، قلب صنعا و گوشه و كنار اردن ميگذرد چنان انرژي از آنها بگيرد كه ديگر نفس و تواني براي درافتادن با ايران باقي نماند.
منشا اين دوران جديد چيست و كجاست؟ امام ميفرمود سربازان من در گهوارهاند. بعضي خيال كردند اين جمله فقط در مورد نسلي مصداق دارد كه انقلاب 57 را ساختند و ندانستند كه تا امام هست روند پرورش سرباز در گهواره هم ادامه دارد و هرگز براي آن پاياني نخواهد بود. درست در همان روزهايي كه آمريكاييها عليه ايران جنگ به راهانداختند، ايران را تحريم اقتصادي كردند، مردان بزرگ و شخصيتهاي برجسته آن را ترور كردند، براي منزوي شدن آن در جهان كوشيدند، جلو راه پيشرفت آن سد بستند و خلاصه هر روز از راه و روزني جديد به توطئه گري عليه آن پرداختند، آري در تمام آن ايام، خيال غرب اين بود كه ديگر دوران خميني به سر آمده است چنان كه تفالههاي داخلي شان هم گفتند بايد اين مكتب را در موزهها جست وجو كرد. اما اشتباه ميكردند. داخل گهوارهها نسلي در حال پرورش بود كه مصمم بود تعيين كند چه چيز را بايد به متن زندگي در كف خيابان آورد و فرياد كرد و چه چيز را بايد به موزه فرستاد. امروز آن نسل به پاخاسته است. نسلي كه تصميم دارد به آمريكاييها نشان بدهد آنچه تا به حال ديده و تجربه كردهاند در قياس با آنچه از اين پس خواهند ديد به واقع هيچ نيست.
در عربستان سعودي، بارانداز منافع غرب در منطقه و شريان تغذيه اقتصادي آمريكا، نسلي متولد شده كه ديگر نميتواند بپذيرد عتيقههايي فسيل شده بر آن حكومت كنند و دار و ندارش را يا خود بالا بكشند و يا در حلقوم آمريكاييها بريزند. در يمن (جايي كه آمريكاييها آن را از نوع مناطق كوچك داراي اهميت بزرگ ميخوانند)، مردان و زناني سلحشور در پي احياي كرامت انساني خود برآمدهاند و بناي كم آوردن و خسته شدن هم ندارند تا وقتي كه نوكر آمريكا به زير كشيده شود.
در بحرين، جايي كه غيرت و حميت شيعيانش نشان از روح پولادين شيعيان صدر اسلام دارد ماجرا تازه آغازشده است و تا وقتي كه حقوق شهروندي شيعه احيا نشود پايان نخواهد پذيرفت. در ليبي جواناني پديدار شدهاند كه از خونريز ترين ديكتاتور تاريخشان هيچ هراسي به دل راه نميدهند و به ازاي هر يك گلولهاي كه به سمت مزدوران او شليك ميكنند شعار الله اكبر سر ميدهند. در مصر، مردم رنجور ولي اميدوارند و هر روز با روحيهاي كه تازه و تازه تر ميشود با ارادههايي درگير ميشوند كه بنا بر دزديدن انقلاب آنها دارد. اين همه نشان آن است كه آمريكا قادر به متوقف كردن رسوخ پيام امام در دلها كه ميگفت بايستيد و مقاومت كنيد خداوند نتيجه را براي شما تضمين خواهد كرد نبودهاند و حالا كه آن پيام به اقدام تبديل شده و گفتمان امام خود را به شكل سازمانهاي خودانگيخته مردمي نشان ميدهد ديگر خود را به طور كامل در مقابل آن ناتوان و عاجز ميبينند.
خراسان
«ميراث تو را حفظ ميکنيم امام!» عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم غلامرضا بني اسدي است كه در آن ميخوانيد:
هنوز مستقل ترين کشور جهانيم. مقدرات ما نه در کاخهاي هزار رنگ قدرت ها، که در ميان خود ما نوشته ميشود. شايد خطا داشته باشيم، اما توان اصلاح خطا را هم داريم. خود ما مينويسيم، خود ما با خودانتقادي ميتوانيم اشتباه خود را اصلاح کنيم و به درست ترين تصميم برسيم. در مجامع جهاني نيز نه قدرتها که خود ماييم که راي خود را اعلام ميکنيم. سر خود را بلند ميگيريم و حرف خود را هم به صداي بلند ميزنيم و اين همان استقلالي است که تو برايمان آوردي تا ايستاده بر مدار عزت در جامه حکمت با زبان مصلحت آن را بيان کنيم و تا امروز هم نشان داديم براي حفظ اين ميراث گرانسنگ تو تا پاي جان ايستاده ايم و در خط روشن تو تا افقهاي سرفرازي خواهيم رفت.
امام! تو استقلال را به آزادي گره زدي تا از دل آن «جمهوري اسلامي» ظهور کند و ما به اين گوهر باهر، هنوز چشم روشن داريم.
تو، ميخواستي نه تنها از ماذنهها که از گلدستههاي جان نيز اذان حريت و آزادگي برخيزد و ما هنوز آزادمردترين مردم اين جهانيم و چشمي اگر به انصاف باز شود اين را در مقايسه با ديگر کشورها ميتوان ديد، هر چند با ايده آلهاي مکتب تو فاصله فراوان داريم. هر چند گاه خطهايي به خطا کشيده ميشود اما رويکرد کلي ما، حفظ ميراث توست اي بزرگ!
تو، ايران را عزيز و ايراني را عزتمند ميخواستي و يادمان دادي نيازمندان را تا ايستادن به ياعلي ياوري کنيم. دست مهربان تو بر سر نيازمندان چتر حمايت بود و امروز نيز اين راه ادامه دارد و ميکوشيم در صراط مستقيم عدالت، فقر را بتارانيم. کجيها را به راستي رسانيم تا بستر براي ظهور استعدادهاي ناب فراهم آيد.
امام! اي عزيزترين! در صراط مستقيم تو گامهاي بزرگ کم بر نداشته ايم. کارهاي بزرگ هم کم نشده است آن قدر که در حوزه بسياري از علوم ميتوانيم سرمان را بالا بگيريم و بگوييم فرزندان خميني هستيم. فرزندان مردي که افقهاي دوردست را در دسترس قرار داد، اين اما بدان معنا نيست که کار تمام شد. ميدانيم، نه، ما ايستاده ايم. پا به راه شده ايم و اين را خوب ميدانيم تا رسيدن به آن چه در خور نام تو باشد. هنوز بايد مجاهده گونه بکوشيم.
امام! تو معلم زندگي ما بودي، ما از تو درسها آموخته ايم و به کار بسته ايم و به جايي رسيده ايم که رويمان ميشود کارنامه خود را نشان دهيم و حتي رو به تاريخ بگوييم، بياييد کارنامه فرزندان خميني را ببينيد که از کجا تا به کجا رسيدند. ببينيد در مقايسه با ديگر کشورها چه کردند. ببينيد ما در محاصرههاي گوناگون و دشمنيهاي کشنده از کجا به اين جا رسيديم و ديگران با استفاده از حمايت جهاني کجا ايستادهاند. بياييد ببينيد ايراني چقدر عزيز است و روزگار ديگران چيست. ببينيد، درسهاي انقلاب ما در کلاس زندگي مردمان چقدر خوانده ميشود و نگاه جهانيان مخصوصا مردم منطقه به ديگران چگونه است. ببينيد و... ببينيد و باز هم ببينيد.
آري امام ما به «ثقل هايي» که برايمان به ميراث گذاشتي آن قدر متمسک هستيم که راه را به بيراهه نرويم. ما ولايت فقيه را، جمهوريت و اسلاميت را و خانواده عقيدتي تو را چنان جانمان در بر ميگيريم و تا سرمنزل مقصود ميرسانيم.
امام عزيز! هر چند هستند کساني که توهم ها، منيتها و خودخواهيها و قدرت طلبيها آنان را از آرمانهاي تو دور کرده و آنان را از کنار هم به مقابل هم کشانده تا کنار دشمن باشند اما قاطبه مردم هنوز به نام تو و ياد تو برادر هم هستند و در غبارهاي ترديد افکني پشتيبان ولايت و ايستادهاند تا مملکت آسيب نبيند.
امام عزيز، هستند کسان ديگري که قصه تلخ مينويسند، ميخواهند کژراههها را به راه ما گره بزنند، ميخواهند پنجه در پنجه آفتاب کشند، ميخواهند از «ماموم» امام، «مامون» بسازند، ميخواهند پندارهاي تحجر و حجتيهاي گري و بي ولايتي را به نام حق به خورد مردم بدهند اما کور خواندهاند. خواب خوش ديدهاند، امت تو آن قدر بيدار است که اين خوابها تعبير نشده باطل شود.
امام عزيز! هستند کساني که ميخواهند مردم را به ناکجاآباد ببرند. پندارهاي انحرافي را جامه حق پوشند، بي ولايتي را ولايتمداري معنا کنند و دين و ايمان مردم را به بازي بگيرند، اما همچنان که هشدار داده بودي ما چشم باز داريم تا راه حق باز بماند.
امام! ما ميراث تو را حفظ ميکنيم. حرمت ثقلين تو را، ولايت فقيه را و خاندان عقيدتي تو را چنان حفظ ميکنيم و بدان تمسک ميجوييم که تاريخ را نه به تکرار که جور ديگر بنويسند...
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد؛:
در اين هفته حال و هواي جمهوري اسلامي ايران به سمت لحظات حزن آوري كشيده ميشود. ماه خرداد كه به نيمه نزديك ميشود، تداعي كننده روزهاي سخت از دست دادن مرجعي بزرگ و رهبري شجاع است كه در دل يكايك اين ملت جاي داشت و 22 سال پيش با ارتحال جانسوز خود از ميان اين ملت به ملكوت اعلي پركشيد و همه را داغدار كرد.
اين مرد بينظير تاريخ معاصر ايران نه تنها حق بزرگي بر ملت ايران بلكه بر ملتهاي آزاده و مسلمان جهان دارد و با نهضت خود، اراده و جسارت حق جويي دوباره را به ملتهاي ستم ديده و سلطه زده بخشيد و دست آنها را براي استيفاي مظلومين گرفت. به همين دليل همه دوستداران امام در سراسر جهان در اين روزها كه يادآور روزهاي سخت عروج ملكوتي آن احياءگر بزرگ ملتهاست، با راه و آرمانهاي بلندش تجديد ميثاق ميكنند و از روح بزرگ او براي ادامه راه و مقابله با رويدادهاي سخت ياري ميطلبند.
هر چند از لحظات غمبار جدايي ملت از پير فرزانه انقلاب، 22 سال ميگذرد ولي گويي همين ديروز بود كه مردم بر سرزنان و شيونكنان به خيابانها ريختند و باشكوهترين جلوه پيوند ملت و رهبري را به نمايش گذاشتند. از نكات برجسته و حيرت انگيز اين نهضت اينكه رهبري آن توانسته بود بر قلبها حكومت كند و طيفهاي گوناگون مردم را كه نه 15 خرداد 42 را و نه 22 بهمن 57 را از نزديك شاهد نبودند، پيرامون مشعل هدايتبخش و آگاه آفرين انقلاب اسلامي گردهم آورد و فرياد لبيك طيف عظيم دليرمردان و شيرزنان را از سراسر ايران و اقصي نقاط جهان جلب كرد. او پيام روشن و روحبخش خود را به گوش جهانيان رساند و جبههاي گسترده از ملتهاي آزاده را عليه سلطه گران برانگيخت. و چه زيبا امروز پس از 22 سال از ارتحال آن رهبر عزيزي كه بر قلبها حكومت ميكرد، شاهد اوجگيري نهضتهاي مردمي در جهان عرب و شمال افريقا و سقوط پياپي ديكتاتورها و نوكران منطقهاي آمريكا هستيم، همان ديكتاتورهايي كه خميني كبير در آن روزها، وعده پيروزي ملتها و سقوط آنان را به جهانيان ميداد.
از مناسبتهاي اين هفته بايد به سالگرد تأسيس مجلس شوراي اسلامي اشاره كرد كه عصاره فضيلت خواهي، آزادگي، قانونگذاري، عدالتخواهي، اسلامخواهي، استكبارستيزي و ارزش گرايي انقلاب اسلامي ملت ايران و نظارت ملي بر ساير قواست. گرچه عملكرد مجالس پس از انقلاب هر يك از زاويه ويژهاي قابل تقدير و تحسين است ولي انتقاداتي نيز به عملكرد نمايندگان دوره كنوني مجلس وارد بوده كه نتوانستهاند وظايف خود را در زمينه قانونگذاري همه جانبه و دقيق و نظارت قاطع بر دستگاههاي اجرايي انجام دهند و شايد اگر بخواهيم از اين لحاظ نمرهاي را براي مجلس هشتم در نظر بگيريم، امتياز قابل قبولي از آن بدست نيايد ولي حداقل انتظاري كه مردم در اين يكسال باقيمانده از عمر مجلس هشتم، از نمايندگان خود دارند اينست كه همه توان و ظرفيت خويش را براي قانونمند شدن كشور بكار بگيرند و نظارت خود را بر همه دستگاهها اعمال كنند تا از خودكامگي برخي مديران كه امروز به آفتي براي انقلاب تبديل شده جلوگيري شود.
در اين هفته به مناسبت سالگرد تأسيس مجلس شوراي اسلامي، نمايندگان مردم به ملاقات رهبر معظم انقلاب رفتند. حضرت آيتالله خامنهاي در اين ديدار استمرار مواضع مستحكم مجلس را در مقابل دشمنان اسلام و ايران ضروري خوانده و افزودند: چالش ميان انقلاب اسلامي و استكبار، تا هنگام نااميد شدن مستكبران از ضربه زدن به انقلاب ادامه خواهد داشت كه البته به حول و قوه اله و در پرتو ايستادگي ملت و نظام، موقعيت جمهوري اسلامي در اين رويارويي در طول زمان، تقويت و موقعيت دشمن ضعيفتر شده است.
ايشان با تشريح سناريوي سلطه گران براي تضعيف اقتصاد ايران، ايجاد اختلاف ميان مسؤولان و كمرنگ كردن اعتقادات و احساسات اسلامي را ازجمله آنها برشمرده و بر ضرورت هم افزايي ملي و فصل الخطاب بودن قانون تأكيد كردند. حضرت آيتالله خامنه اي، پرهيز از غفلت و غرور را نيز دو نكته ضروري براي پيروزي در مقابله هجوم برنامه ريزي شده دشمنان خواندند و افزودند: اگر با غفلت از كارهاي اصلي به مسائل حاشيهاي سرگرم شويم و يا مغرورانه، دشمن را كوچك و بيچاره فرض كنيم، شكست در مقابل دشمن، خطري واقعي است.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به اينكه امسال سال آخر نمايندگي نمايندگان مجلس هشتم است تأكيد كردند: مراقب باشيد فعاليت نمايندگان مجلس به خاطر انتخابات اسفند سال جاري دچار ركود و وقفه نشود و تلاش براي ادامه حضور در مجلس بعدي، اجراي وظايف نمايندگان را مورد خدشه قرار ندهد. ايشان در همين زمينه نزديك شدن نمايندگان مجلس به صاحبان قدرت و ثروت را خطري بسيار بزرگ دانستند و افزودند: اگر كسي بخاطر تأمين نمايندگي در مجلس بعدي، به صاحبان ثروت و قدرت نزديك شود، خدا از اين كار بسيار زشت نميگذرد و انتقام الهي، حتماً بر سرنوشت او اثر خواهد گذاشت، ضمن اينكه اين گونه كارها بر جامعه هم اثر منفي ميگذارد.
رهبر انقلاب اسلامي در مهمترين فراز سخنانشان، قانون را فصل الخطاب دانستند و تأكيد كردند هنگامي كه در اين كشور قانون به تصويب ميرسد، دولت بايد با همه توان و بدون بهانه گيري، براساس آن عمل كند.
در موضوعات خارجي نيز، هفته پرخبري را پشت سر گذاشتيم. بازگشايي گذرگاه رفح، گسترش حملات طالبان در افغانستان، ادامه انقلابهاي عربي و اعتراضات سراسري در چند كشور اروپايي، از جمله رخدادهاي يك هفته گذشته بود.
رسالت
«او در ميان ماست» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
امام خميني(ره) در ميان ماست زندهتر از هميشه، پر فروغ تر از هر بار، بيدارتر از هر وقت و هوشيارتر از هر موقع! او به كرسي هدايت خلق تكيه زده است.
او امت خود را رها نكرده، هنوز پس از گذشت دو دهه همه جا حاضر است و حكومت خود را بر قلب و ذهن ما مستحكمتر كرده است.
امام(ره) در ميان ماست، در تهران، در قاهره، در منامه، در صنعا، در غزه، در ليبي در لبنان و... همراه ما عليه آمريكا و رژيم صهيونيستي و تبهكاران غربي فرياد ميزند؛ "مسلمانان جهان به پاخيزيد و حق خود را از ابرقدرتها بگيريد". امام(ره) در ميان ماست. همه را به تقواي اله و ترك معصيت و اطاعت از امر مولا فرا ميخواند.
او عارفي بود فقيه، فقيه بود سياستمدار، سياستمداري بود جامعه شناس، جامعه شناسي بود كه تاريخ قبل از خود را خوب ميدانست و تاريخ عصر خود را با دست خود نوشت و مسير تاريخ فردا را همسو با مسير حركت انبياء و اولياي اله تصحيح و تنظيم كرد.
او يك رهبر اله بود كه قدرت بسيج جنود اله عليه جنود شيطاني را به خوبي نشان داد. او نبرد غلبه عقل بر جهل و تباه در عصر ما را مديريت كرد.
او پيامبر نبود اما معجزه كرد. انقلاب اسلامي و بنيانگذاري يك حكومت نو بر اساس احكام خدا از معجزات اوست. او بر سحر ساحران عصر جديد كه توسط رسانههاي شيطان در بستهبندي زرو زور و در قالب مدرنيسم طراحي و عملياتي ميشد با عصاي "عقلانيت" و "مكتب اهل بيت عليهم السلام" پيروز شد.
بارها بازيگران و داوران اين نبرد نابرابر، قدرت او را تحسين و به آن اعتراف كردند. حريفان او در صحراي طبس فهميدند كه خدا با اوست و او را لحظهاي رها نكرده است.
امام(ره) وقتي از ميان ما رفت با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد رفت.
اين آرامش و اطمينان و نشاط او براي اين بود كه عصر ما به گفته مولاي ما عصر امام خميني (ره) است. اين رفتن به معناي دوري او از ما نبود. چرا كه خلف صالح خود را براي هدايت امور در همان مسيري كه مقرر فرموده بود بر جاي خود نشاند تا با بازخواني و تفسير كلام وي دوباره به ذهن و قلب ما بر گردد. امروز او در ميان ماست. سيماي نوراني او را در جمال جانشين او منورتر از هر وقت حس ميكنيم.
امروز به بركت آن فريادهاي روحاني و وحياني، انقلاب اسلامي در منطقه و جهان حكام مستبد را در منطقه يكي از پس ديگري از پاي در ميآورد و پرچم استيلاي غرب و استعمار را به زير ميكشد و به تعبير مقام معظم رهبري در ديدار دانش آموختگان دانشگاه افسري و تربيت پاسدار امام حسين(ع): "30 سال قبل شيطان بزرگ تنها يكي از وابستگان فاسدش يعني رژيم پهلوي را از دست داده بود اما امروز شاهد از دست رفتن گسترده رژيمهاي فاسد وابسته به خود است". امروز امام(ره) در ميان ماست و ميبيند كه آمريكا چگونه در برابر انقلاب اسلامي و توفاني كه در منطقه به پا كرده است به زانو در آمده است.
امروز امام(ره) در ميان ماست و ميبيند فرزندان او و جانشينان خالداسلامبولي گذرگاه رفح را باز كردند تا مردم مظلوم غزه را از محاصره سربازان رژيم صهيونيستي نجات دهند.
او ميبيند كه مردم مصر خواهان لغو همه قراردادهاي استعماري با رژيم صهيونيستي هستند. او هر روز منتظر آمدن ياران خود در ميدان التحرير مصر براي طرح مطالبات اسلامي و انقلابي است.
مولاي ما يك بار فرموده بود؛ "امام خميني(ره) يك حقيقت هميشه زنده است" اين اغراق نيست. چرا كه خميني احياگر حيات طيبه در عصر كفر و بد بيني و نفاق است. خميني آغازگر عصر روشنگري و تثبيت ايمان است. خميني اميد محرومان و مستضعفان و بيدارگر نسلي است كه خدا را اراده كرده است.
15 خرداد فرصتي است براي بازخواني كرامات امام خميني(ره) و باز توليد انديشههاي رهايي بخش او. 15 خرداد زماني است براي اعلام وفاداري با روح بزرگ او و تجديد ميثاق با راه او و جانشين مومن و شايسته او. 15 خرداد روزي است كه بايد حس با او بودن را و در راه او بودن را و مثل او شدن را تجربه كنيم.
مردم سالاري
«ثابت قدمان پيروزند» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم سيدرضا اکرمي است كه در آن ميخوانيد:
در 14 خرداد سال 68، معمار انقلا ب اسلا ميو موسس جمهوري اسلا ميايران حضرت روح الله الموسوي الخميني، بدرود حيات گفت و عالمي را غرق عزا و ماتم ساخت. «ليک اندر مرگ مردان بزرگ- عالمي گريد چو ميرد عالمي» اينک 22 سال از آن روز سخت و سنگين ميگذرد که توجه عزيزان را به نکاتي جلب مينمايم.
1- چرا مراسم سالگرد ارتحال را برگزار ميکنيم؟ چون از «ايام الله» است و در قرآن مجيد آمده «وذکرهم بايام الله» که روزهاي حساس «نشاط آفرين و دل شوره ساز» را بايد يادآوري نمود، بايد در تقويم بيايد و مراسم برگزار شود و در مراسم پيرامون مسائل مختلف آن روز سخن گفت و سخن شنيد. در قرآن مجيد که کتاب راهنماي زندگي است، به وضوح از واژه «يوم» به صورت مفرد و تثنيه و جمع، حدود 474 بار آمده که خود، يک کتاب ميتواند بشود و در اين واژهها از روزهاي حساس و سرنوشت ساز ياد ميکند و تابلوي راهنمايي زندگي قرار ميدهد. در بزرگداشت روزهاي حساس و ويژه، درسهاي صبر و شکر وجود دارد.
2- امام کيست؟ شناخت معمار انقلا ب اسلا مي«کما هوحقه» ميسور نيست، زيرا وي تنها فقيه و مجتهد و حکيم و مفسري است که در دوران غيبت امام عصر ارواحنا فداه، موفق شد نظام «جمهوري اسلا مي» را با آراي «98/2» مردم تاسيس نمايد و حدود 10 سال رهبري و ولا يت امر را عهده دار شود و نظام شاهنشاه 2500 ساله را از بين ببرد و خاندان «پهلوي» را از کشور خارج سازد. امام تنها عالمي است که «تز» نظام مردمي و اسلا مي را بر محوريت «ولا يت امر و امامت امت» بر عهده فقيه عادل و با تقوي، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبر «اصل پنجم قانون اساسي» به وجود آورد و پس از 10 سال بر عهده رهبري ديگر با انتخاب «خبرگان رهبري» واگذار شد و 22 سال است پس از وي اين مسير و جهت ادامه دارد.
امام فرمانده کل قوا شد و توانست در ظرف 8 سال دفاع شرافتمندانه به اشغال دشمن و بلکه دشمنان خاتمه دهد که در اين تجاوز همه با صدام عفلقي بودند و ايران اسلا ميتنها بود و اين نخستين بار بود که ايران بدون از دست دادن يک وجب از جغرافيا و مساحت، به جنگ پايان دهد و البته به ياد داريم که در دوران محمدرضا پهلوي «بحرين» از دست رفت که اکنون مورد تجاوز سعوديها قرار گرفته و دولت دست نشانده آن اسير آمريکا است و در دوران رضاخان شهر فيروزه به ترکمنستان واگذار گشت و در دوران قاجاريه بخش عظيمي در شرق و شمال از ايران جدا شد.
امام خميني تنها فقيه است که اسلا م را احيا و انقلا ب را صادر کرد و بيداري و هوشياري در جهان اسلا م و اروپاو غرب به وجود آورد که حوادث امروز شمال آفريقا و منطقه خاورميانه تاثيرپذير ازانقلا ب اسلا ميايران هستند. امام خميني(ره) تنها رجل روحاني فرزندي از فرزندان علي و فاطمه (ع) است که با سرمايه اسلا م و سلا ح ايمان و حمايت قاطبه مردم و بدون کودتا و مبارزه مسلحانه، انقلا ب اسلا ميرا ظرف 15 سال (42 تا 57) به پيروزي رساند و در برابر همه توطئهها ايستاد.
روح الله الموسوي الخميني، تنها شخصيتي است که پيام براي گورباچف، رهبر شوروي نوشت و از زوال شوروي گفت که تحقق يافت و به سفير شوروي هنگام تجاوز به افغانستان گفت: ورود به افغانستان آسان است، ولي خروج از آن دشوار خواهد بود و چنين شد. امام خميني (ره) به مجاهدين 600 نفره لبنان فرمود برويد مقاومت کنيد که من ميبينم شما پيروز خواهيد شد و ديديم که اسرائيل از جنوب لبنان خارج شد و در تهاجم 33 روزه اسرائيل از يک سازمان شکست خورد و در غزه 22 روز مقاومت را مشاهده کرد و اکنون ميبينيم روز به روز در محاصره شديدتر، مصر و فلسطين و سوريه و اردن قرار ميگيرد و سخنراني نتانياهو در کنگره آمريکا همراه با هراس و ترس و دلهره بود و نگران تکرار حادثه پيروزمند 22 بهمن 1357 ايران، در خاورميانه بود. امام خميني (ره) حقيقت ديانت خداوندي را احيا کرد و مردم را به دين برگرداند و اکنون در دانشگاههاي جهان با رونق ترين کلا س، کلا س دين داري و متافيزيک است.
3- معمار انقلا ب اسلا ميموفقيت خود را مرهون الطاف خداوندي ميداند و استقامت وي و همراه مردم و نترسيدن در برابر حوادث سخت و صبوري و تواضع در برابر مردم و خود را خادم دانستن، موجب اين موفقيتها شد. با مردم صاف و صميمي و خالص بودوبا همه وجود در پيشگاه خداوند مطيع بود و خداوند اعلا م داشته که جهاد گران در راه خود را هدايت و حمايت «والذين جاهدوافينا لنهدينم سبلنا و ان الله لمع المحسنين» ميکند و به صابران پاداش بي اندازه «انما يوفي الصابرون اجرهم بغير حساب» ميدهد.
4- موسس جمهوري اسلا ميحرف و حديث براي گفتن بسيار دارد و از زندگي نامه با کميت و کيفيت وي بسيار ميتوان گفت. در اين مقال قدري از وصيت نامه سياسي، اله وي نقل ميکنم که در زمان حيات وي خوانده نشد و براي اولين بار در مجلس شوراي اسلا ميتوسط آيت الله خامنهاي دام عزه، خوانده شد. در اين وصيت نامه که مقدمهاي کوتاه دارد وذي المقدمه مفصل، امام نوشته است: وصيت نامه سياسي، اله اينجانب اختصاص به ملت عظيم الشان ايران ندارد، بلکه توصيه به جميع ملل اسلا ميو مظلومان جهان از هر ملت و مذهب ميباشد. ديگر اينکه از خداوند عزوجل عاجزانه خواهانم که لحظهاي ما و ملت ما را به خود واگذار نکند و از عنايات غيبي خود به اين فرزندان اسلا م و رزمندگان عزيز لحظهاي دريغ نفرمايد. صحيفه امام ج 21 ص 400. در اين دو فراز کوتاه، مخاطب وصيت نامه عموم ملتهاي جهان هستند و از خداوند استمداد ميکند که ملت ايران و فرزندان اسلا م و رزمندگان را مشمول عنايت غيب خود قرار دهد. اين وصيت نامه، که خلا صه همه وصايا و پيامهاي زندگي پربرکت امام و پيام جاويدايشان است، در سال 1361 به پايان رسيد و در سال 62 به خبرگان رهبري سپرده شد و در سالهاي بعد مورد بازبيني قرار گرفت و در 19 آذر 66 به طور رسمي به مجلس خبرگان رهبري و آستان قدس رضوي، تحويل شد.
سياست روز
«آزمون مديران در كلام امام(ره)» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم سيد رسول صالح است كه در آن ميخوانيد:
آموزههاي ديني، براي آنكه اهميت قدرت و حكومت و نقش حياتي آن را در نگاه قدرتمندان و حاكمان بنماياند، حقيقت آزمايش اله را در يك حوزه راهبردي به ظهور درميآورد. وقتي آزمايش خداوند به صورت يك اصل و سنت ثابت و تغييرناپذير به ميان آيد، همه نعمتها و دادههاي الهي، از جان و مال و فرزندان و امكانات در حيات فردي گرفته تا قدرت و حكومت در مديريت كلان سياسي، مورد آزمايش قرار ميگيرند.
در واقع، همه اين موهبتها، امانتهاي اله به شمار ميروند كه بايد به طور دقيق و سالم و بنابه خواست و رضاي خدا و منطبق با قوانين و دستورالعملهاي اسلامي به اجرا درآيند كه نعمتهاي گوناگون در دانشها و بينشها، فنون و صنايع، امكانات و ثروتها، قدرتها و رياستها، مورد بازخواست قرار ميگيرند و هر صاحب نعمتي كه ازاين آزمون بزرگ سرافراز بيرون آيد، رستگار است و در غير اين صورت در خسران و زيان.
با آنكه آزمايش اله اصلي است، عام و سنتي، عمومي و جاري در همه جا و در تمام حالات و عملكردها و امكانات و نعمتها، ليكن بايد اذعان و اعتراف داشت كه هر چه نعمتها بزرگتر و جامعتر باشد، امتحان و آزمايش نيز به همان ميزان حساس تر و عظيمتر. و به همين دليل صاحبان قدرت و حكومت، داراي امتحاني دقيق و سخت ميباشند و مراقبتي مستمر و بسيار حياتي و همه جانبه را بايد بر تمام حركات و تصميمگيريها و عملكردهايشان حاكم كنند.
حساستر و حياتيتر بودن آزمايش صاحبان قدرت و حكومت از آنجا ناشي ميشود كه براساس يك اصل ثابت و مبتني بر شرع و عقل، انسان به دليل داشتن تمايلات نفساني - كه البته بايد با جهاد اكبر مهار شوند تا موجب هلاكت آدمي را فراهم نياورند، همواره در معرض تحريكات و وسوسههاي شيطان نفس قرار ميگيرد.
عوامل و عناصري كه آدميان به آنها وسوسه ميشوند جلوهها و امكانات و نعمتهاي دنيايي هستند. در اين ميان، دولتمردان و صاحبان جاه و مقام و ثروتهاي كلان، به دليل تسلط بر همه اهرمها و ابزارهاي حكومتي و دولتي، از وسعت و گستردگي در امكانات برخوردار ميباشند و در نتيجه ميدان آزمايش آنان نيز فراگير و همه جانبه ميباشد.
همين جاست كه بايد هر زمامدار و صاحب منصبي خود را در حصار امن تقوا - به مفهوم صحيح و در ابعاد وسيع كه خلوص و يكرنگي، راستي و صداقت، تواضع و فروتني، مشاوره، نقدپذيري، فعاليت و مديريت خالصانه در مسير اعتلاي دين و صيانت از ملت و اداره صحيح كشور از آن جمله است، قرار دهد و قدرت و حكومت را به صورت ممدوح و پسنديده و به شكل وسيله براي خدمت و نه براي تحقق اهداف و مطامع سياسي و اقتصادي و جناحي به بهرهبرداري درآورد.
در انديشه امام خميني (ره)، موضوع آزمون قدرت و رياست، يكي از موضوعات مهم و اساسي است و اين پيشواي همه سونگر، اصل و سنت حتمي و قطعي و تغييرناپذير آزمايش زمامداران و دولتمردان را به صورت جدي و دقيق مطرح ميكنند و همه صاحب منصبان حكومت اسلامي را هشدار ميدهند كه از اين مهم غفلت نورزند:
"دولتمردان بايد بدانند كه رسيدن به اين مقام، امتحاني اله بوده است و سخت امتحاني است. خودشان توجه كنند به اينكه قبل رسيدن به اين مقام و بعد از رسيدن به اين مقام، چقدر در حالشان تفاوت حاصل شده است. قبل از رسيدن به اين مقام، به روساي جمهوري كه سابق بودند، به نخست وزيراني كه سابق بودند، به وكلاي مجلسي كه سابق بودند، به استاندارهايي كه سابق بودند، به دادگاههايي كه در سابق بودند، قبل از رسيدن خودشان به اين مقامات، به آنها اشكال داشتند و آنها را تقبيح ميكردند. الان كه خودشان رسيدند، آيا همان نقشه را عمل ميكنند كه آيندگان، آنها را تقبيح كنند يا خير؟! "
تهران امروز
«امام(ره) و مدل جديد حكومت داري» عنوان يادداشت روزنامه تهران امروز به قلم دكتر محمدمهدي مظاهري است كه در آن ميخوانيد:
انقلاب اسلامي موجب زايش مدل جديدي از حكومت داري گشت كه آزادي، استقلال و خوداتكايي از مشخصات بارز آن بود. اين واژگان كه براي مدتها فقط اسمي از آن باقيمانده بود، همچون دوره مبارزات ضد استعماري، استقلالطلبانه و رهايي بخش، روح تازهاي در ملتها دميد
از زماني كه انقلاب اسلامي ايران به وقوع پيوست در مورد علل و پيامدهاي آن كتابها و مقالات زيادي نوشته شده و سخنرانيهاي مختلفي صورت گرفته است. اما اين مطالعات عموما يا از جنبه ريشههاي داخلي و خارجي آن يا مقايسه آن با ساير انقلابها صورت گرفته است. در حقيقت تمركز مطالعات حول رشتههاي مختلف علوم سياسي، مطالعات تطبيقي يا از منظر رويكرد جامعه شناسي تاريخي روابط بينالملل بوده است. به ندرت ميتوان تحليلي در مورد انقلاب اسلامي ايران و رهبري آن، امام خميني(ره) يافت كه از منظر تئوريهاي روابط بينالملل به آن نگريسته باشد.
البته نميتوان انكار كرد كه در دل اين تحليلها، رگههايي از تئوريهاي روابط بينالملل وجود داشته است. بخصوص تجزيه و تحليلهايي كه درباره بازتاب منطقهاي و جهاني انقلاب اسلامي ارائه شده، در خود، جنبههايي از تئوريهاي روابط بينالملل به ويژه نظريههاي سيستمي را به همراه داشته است. «تئوريهاي اقتصادي» يا نظريههايي كه به «ساخت شكن» معروفند و در تبيين تاثير انقلاب اسلامي بر ساختار نظام بينالملل بسيار قدرتمند هستند، كمتر مورد توجه قرار گرفته است.
وقتي از ساختار نظام بينالملل سخن ميگوييم، منظور نحوه توزيع قدرت و نفوذ در سطح جهان است؛ همان مفهومي كه آن را به نام نظامهاي دوقطبي، چند قطبي، يك قطبي و... ميشناسيم. وقتي از تئوريهاي انتقادي سخن ميرانيم منظور تئوريهايي است كه اساس نظام موجود را قبول ندارند و آن را معادل قانون جنگل ميدانند. هدف اين تئوريها نقد وضع موجود، رهايي از آن و ترسيم آيندهاي مطلوب از جهان است كه در آن صلح جايگزين خشونت ساختاري گردد.
در واقع از ديدگاه اين تئوريها، وضع موجود به شدت مايه از خود بيگانگي است و بيعدالتي و استثمار در آن حكمفرماست. منظور ما از خشونت ساختاري در اينجا همان تعبيري است كه جان گالتونگ در توصيف نظام سرمايه داري به كار برده است. خشونت ساختاري خشونتي است كه از ماهيت سلطهگونه روابط ميان واحدهاي سياسي بهوجود ميآيد.
يعني ماهيت روابط ميان واحدها (سلطه و زيردستي) به گونهاي است كه در دل نوعي از استعمار، استضعاف و استثمار را جاي داده است. وقتي ماهيت نظام بينالملل را از فاصله سالهاي آغازين شكل گيري انقلاب اسلامي (1342) و پس از آن يعني تا مرحله پيروزي انقلاب اسلامي (1357) به خاطر آوريم، چيزي جز خشونت ساختاري در آن نمييابيم.
ابتكار
«ديندار روشنفکر و سياستمدار عارف» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم غلامعلي دهقان است كه در آن ميخوانيد:
خردادماه هر سال ياد و خاطره شخصيتي را با خود دارد که به اعتراف دوست و دشمن نقش مهمي در حيات فکري- سياسي ايرانيان داشت. وي را به حق ميتوان «آموزگار» آموزههاي قابل توجه در عرصه فقاهت، سياست و عرفان دانست.
امام فقيد توانست هم در عرصه «انديشه» و هم در عرصه «فعل سياسي» با نوآوري و خلاقيت، راه جديد و افق روشني براي انسان ايراني بگشايد. دراين باره نکات زير قابل توجه است؛ يکي از چشمگيرترين آموزههاي امام فقيد نگاه ويژه وي براي تحول در فهم فقه موجود بود.
وي صراحتاً اعلام کرد: «اجتهاد مصطلح در حوزهها کافي نيست» از ديدگاه «امام» اجتهاد شيعي صرفاً با در نظر گرفتن دو پارامتر «زمان» و «مکان» ميتواند سرزندگي و پويايي خود را حفظ کند. ترديد نبايد کرد که مانايي جمهوري اسلامي- ميراث گرانبهاي رهبر فقيد- تنها در پرتو اجتهادي تضمين ميشود که «زمان» و «مکان» دو رکن رکين آن باشند. علاوه بر اين امام خميني(ره) با به کارگيري عنصر «مصلحت» در فقه سياسي شيعه، مصلحت جمع و جامعه را بر هر مسأله ديگر ترجيح داد.
با اين وجود انتظار ميرود دستگاه فکري- فقه امام بيش از گذشته مورد توجه حوزويان بخصوص شاگردان وي قرار گيرد چرا که آن گونه که انتظار ميرفت کمتر شاهد کار فکري بر اين تفکر و انديشه نو و بديع بوديم. يکي ديگر از آموزههاي چشمگير، نگاه ويژه وي به دکترين فلسفه سياسي تشيع بود. امام با طرح مقوله «ولايت فقيه» راه برون رفت جامعه شيعي را در دوران غيبت کبري به خوبي نشان داد.
شيعيان در طي تاريخ هميشه با اعتقاد به اينکه حکومتها همه غاصب ولايت سياسي ائمه هستند، سر ناسازگاري وعدم همکاري با حکومتهاي وقت داشتند. حتي طرح تئوري «سلطان عادل» هم نتوانست موفقيت چنداني داشته باشد. «تئوري ولايت فقيه» تنها راه بود که ميتوانست سبب آشتي تودههاي شيعه با عرصه حکومت و دولتمداري گردد وامام در اين امر بسيار موفق بود و سبب گرديد تودهها با اعتماد به اين نوع رهبري در سختترين عرصههاي سياسي حضور يابند. با اين وجود وي علاوه بر عنصر «مشروعيت» درباره حاکم اسلامي از عنصر «مقبوليت» غافل نبود. از ديدگاه وي حاکم اسلامي ميبايست واجد هردو شرط «مشروعيت» و هم «مقبوليت» باشد.
امام خميني در عرصه فعل سياسي نشان داد پلوراليسم- تکثرگرايي- سياسي نيروهاي معتقد به انقلاب و نظام يک اصل راهبردي- استراتژيک- براي آينده نظام ميباشد. به همين دليل وي با انشعاب «مجمع روحانيون مبارز» از «جامعه روحانيت مبارز» موافقت کرد و اين درحالي بود که برخي دلسوزان انقلاب و نظام در آغاز با اين مسأله موافقت چنداني نداشتند.
اما بعدها ديدگاه عميق و ژرفانديشانه وي را مورد تحسين قرار دادند. امروز هم بيش از گذشته به اين ديدگاه رهبر فقيد نياز داريم تا در تعامل و تضارب آراء گوناگون بهترين راهها آشکار گردد. شخصيت فردي رهبر فقيد هم با خودآموزههاي فراواني داشت. يکي از مهمترين ابعاد شخصيتي امام بُعد «عرفاني» وي بود. بُعدي که سياست و فقاهت وي را هم تحتتاثير قرار داد.
با اين وجود عرفان وي حاشيهنشيني و گوشهگيري نبود. امام با تظاهر و ريا و زهدفروشي مخالف بود؛ «جامه زهد و ريا کندم بر تن کردم- خرقه پير خراباتي وهوشيار شدم» او از عالمان بيعمل و واعظان بيخرد دل پُردردي داشت؛ «واعظ شهر که از پند خود آزارم داد- از دم رند ميآلوده مددکار شدم» . امام(ره) را با متحجران کاري نبود؛ «خون دلي که پدر پيرتان از اين جماعت خورده است از ديگران نخورده است» امام خميني(ره) «شخصي براي همه نسلها درهمه عصرها، دينداري روشنفکر و سياستمداري آگاه به زمان و مکان بود.»
آفرينش
«چالش اعتياد در ميان نوجوانان و دانش آموزان» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
امروزه چالش موادمخدر چه سنتي يا صنعتي از چالشهاي اساسي جامعه در حال گذر ايران است که پيامدهاي متعدد سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي در جامعه از خود به جا گذاشته و همچنان براين آثار سوء ميافزايد. اين امر زماني اهميت بيشتري مييابد که بدانيم ايران با داشتن يک ششم مصرف موادمخدر در جهان درصدر فهرست مصرف کنندگان اين مواد خانمان سوز در جهان است.
در اين ميان و با اين توجه اکنون نسل نوجوان و دانش آموز کشور يکي از جوامع مورد هدف اصلي در اين زمينه است چه اينکه به باور بسياري از مقامات و کارشناسان در سالهاي اخير گرايش نوجوانان به موادمخدر موجبات نگراني خانوادهها و برنامهريزان کشور شده است.
در اين بين هر چند آمارهايي رسمي در اين مورد وجود نداشته است اما اين امر مسلم است که امروزه سن اعتياد پايين تر از حدي است که انتظار ميرود و سن گرايش به مواد مخدر و استعمال آن به دوره نوجواني يا به عبارت ديگر حدود14 - 13 سالگي رسيده است که در واقع بيانگر اين است که جامعه نوجوان و دانش آموز اکنون در تيررس تهديد مواد مخدر بويژه از نوع صنعتي آن است، چنانچه برخي پژوهشهاي ديگر نيز بيانگر افزايش ميزان رفتارهاي خطرناك مانند اعتياد در سطح مدارس است.
آنچه مشخص است اگر به گسترهاي از دلايل افزايش استفاده از موادمخدرو اعتياد در ميان دانش آموزان و نوجوانان اشاره کنيم ريشه اين عوامل را نميتوان تنها در نقش مدير، معلم و يا خانواده و يا جامعه بررسي كرد بلكه بايد مجموعه عواملي را در نظر گرفت وعللي همچون عوامل جغرافيايي وعوامل محيطي ديگري همچون فشارهاي روحي و رواني و وضع نامناسب اقتصادي خانوادهها، اختلافات خانوادگي، از هم گسيختگي خانواده، ارتباط ضعيف بين اعضاي خانواده، غفلت نسبت به فرزندان، گسترش انواع مواد مخدر، در دسترس بودن و تغيير الگو و شيوههاي مصرف، راهيابي انواع مواد مخدر سنتي و شيميايي به مدارس و.. را نام برد.
در اين حال مشخص است که اين امر با توجه به اهميت نسل نوجوان و دانش اموز چه تاثيرات منفي و پيامدهاي بلند مدت و کوتاه مدتي برجامعه ميگذارد و باعث از دست رفتن بسياري از منابع و نيروي انساني و ضربه جبرانناپذيري را بر پيکره اجتماع وارد ميآورد. همين امر نيز ما را وامي دارد تا با بررسي دقيق تر علل گرايش نسل نوجوان و دانش آموز به مواد مخدر بويژه صنعتي آن، سعي در بهبود شرايط و رفع عوامل اين پديده شوم برآييم.
در اين ميان در وهله نخست بايد با پذيرش مشکل و عدم انکار وجود اعتياد در ميان نسل نوجوان و سپس با درک علل ريشهاي آن به فکر چاره جويي مشکل براييم تا جدا از کاستن زمينههاي بروز بيشتر ان در بين نسل نوجوان به از بين بردن علل و زمينههاي بروز و ظهور بيشتر اين مشکل در ميان نوجوانان و دانش اموزان که در واقع آينده سازان کشورند کمک نماييم.
حمايت
«سلام بر روح خدا» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت به قلم سياوش يعقوبي است كه در آن ميخوانيد:
به نام آن خدايي که از فراخناي لاهوت، ملک ناسوت را لبريز از آواي دلپذير گلبانگ توحيد کرد و آن را در سينه شرحه شرحه جويندگان دوست به وديعت نهاد.
ذکرسخن از نام امام خميني(ره) تداعي خورشيدي است که شب ظلماني بشر را به نور بصيرت روشن ساخت و آرامش و حيات باطن را براي اهل نظر و تشنگان کوثر عشق و معنويت به ارمغان آورد. حقيقتا در عصر تباه انديشه بشري تنها با منظر ملکوتي امام قلوب بيمار انسانهاي تشنه خداوند آرام يافت. زيرا امام تجلي صراط مستقيم اله و چشمه زلال کوثر محمدي (ص) و سفينه نجات و رستگاري انسان سرگشته معاصر بود.
حضرت امام(ره) رهرو صراط المستقيم اله بود که همپاي آفتاب شريعت حرکت کرد تا آنکه توانست به مهتاب ولايت دست يابد و چونان خورشيدي تابان سالکان طريق طهارت را حيات بخشيد. به راستي غير از او چه کسي را ياراي آن بود که اين چنين خرقه حيات دنيوي را با رداي اله برتن انسان زيبنده نمايد ؟ نفس زکيه او عامل وحدت ملتي با اقوام مختلف شد که با ارادهاي به بلنداي تاريخ و به استحکام ايمان در برابر جهان کفر سينه برافشاند و به پيروزي بر دشمن ظالم و بي رحم نايل شود.
شايد ابرهاي سياه تفرعون فرعونيان تاريخ تا مدت زمان کوتاه بتوانند چهره خورشيدي را اندود کنند، اما بر اساس سنت الهي، حرکت تاريخ در راستاي جاءالحق و ذهق الباطل کان ذهوقا است و در اين راستا خورشيد خميني طومار استکبار مستکبرين عصر را درهم پيچيد و به يمن دم عيسايي او ملتي که ساليان سال تحت تبليغات زهرآگين غرب وشرق مغروق شده بود به طرفه العيني به امتي واحد تبديل شد و اين ناشدني بود الا بواسطه دم مسيحايي آن اسطوره زمين و زمان و آن امام عاشقان و رهرو طريق مصلحان.
طلوع اين خورشيد، انسان خسته معاصر را جاني تازه بخشيد و صعود آن سقوط ارزشهاي غربي و شرقي را به دنبال داشت کور سوهاي کم فروغ انديشههاي بي ارزش جهان معاصر در برابر تابش انوار حکمت آن عزيز سفر کرده يک شروع به خاموشي نهاد و اين امر جهان استکبار را بر آن داشت تا با اقدامات مذبوحانه داخلي و خارجي سعي در خاموش کردن آفتاب ولايت بر جانهاي خسته انسانهاي بي نهايت کند پس بي رحمانه بر او تاختند و تاختند اما هر چه بيشتر تاختند کمترتوفيق يافتند.
امام خميني(ره) با نهادينه کردن سنتهاي اله در بطن جوامع بشري بذر شجره طيبهاي را بر خاک افشاند که تا قرنها سايه سار انسان خسته از ستم و ظلم ظالمين و طاغوتيان ميباشد پس از غروب آن خورشيد عالم تاب عدالت و معنويت و راهبر مسيحا نفس حرم رحمانيت، ستارهاي ديگر از کهکشان ولايت درخشيد و محفل عاشقان و شيفتگان امام خميني (ره) را روشني بخشيد و طراوت بهشت را بر جانهاي شيفته ولايت و امامت ارزاني داشت.
شايد نتوان آفتاب را به محدوده تعريف در آورد ولي ميتوان صداي پاي او را بر تن خسته زمين شنيد و لمس کرد که بر روح و جان ملتي دميد و آنان را آنچنان روشن کرد که نور آن چشم تمام دنياي کفر را کور کرد و ديگر ياراي ايستادگي در برابر خلف راستين اوحضرت آيت الله خامنهاي (مدظله العالي ) و پيروان او را ندارد و فرياد رساي اسلام خواه در زمين و زمان طنين اندازاست وتا رهايي کامل بشرازظلمت فقر، جهل، خرافات، استثمار، استکبارواستعماربا نورمکتب رهايي بخش اسلام در جاي جاي اين کره ي خاکي نهضت او پيروزمندانه به پيش خواهد رفت يادش گرامي و راهش پر رهرو باد.
دنياي اقتصاد
«ضرورت شفافیت در سیاستهای پولی» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر پویا جبل عاملی است كه در آن ميخوانيد:
اينكه بانك مركزي تصميم به بازگرداندن نرخ سود سپردهها به سطح نرخهاي سال 89 را داشت (فارغ از مخالفت شوراي پول و اعتبار) حركتي ستودني است. اما غیر از این مساله، نکته اینجا است که تنها با برگرداندن نرخ سود سپردهها نميتوان از زیر بار تصمیم اشتباهی که دو ماه پیش گرفته شد، شانه خالی کرد. تصمیمات نهاد پولی فارغ از رای ملت بر عهده متخصصان گذارده شده تا چنین اتفاقاتی رخ ندهد که یک تصمیم بعد از دو ماه تغییر کند. باید مانند تمام بانکهای مرکزی دنیا که صورت جلسههای شورای سیاستگذاری پولی خود را تنها چند روز پس از جلسه منتشر ميکنند، صورت جلسات شورای پول و اعتبار هم به طور کامل منتشر شود تا معلوم شود دقیقا چه نهادها و چه کسانی موجب کاهش نرخ سود سپردهها شدهاند و انگیزه آنها دقیقا چه بوده است.
این گونه است که اجماع کارشناسان ميتواند به نهادهای غیرکارشناسی که به موجب قانون در شورای پول و اعتبار هستند، این مساله را نشان دهد که اصولا انگیزه آنها و دلایل شان اشتباه بوده است. هر چند امیدواریم که با نگاه به وقایع گذشته بازار در دو ماه گذشته، آن نهادها نیز از موضع خود کوتاه بیایند.
در واقع، شفافسازی تصمیمگیریهای نهاد پولی اصلی بدیهی در ادبیات اقتصادی امروز است که انتظار است کلمه به کلمه جلسات شورا مانند همه بانکهای مرکزی جهان، در اختیار رسانهها و کارشناسان قرار بگیرد و مطمئن باشید اولین منفعت این کار برای خود اعضای شورا است، زیرا تصحیح نظرات توسط کارشناسان موجب سیاستهای بهینه پولی است که در نهایت سودش برای آن مقام مسوول و نهاد متبوعش خواهد بود.
اما در مورد کاهش نرخ سود سپردهها فارغ از این تجربه عملی، لازم است این نکته باز یادآوری شود که وقتی در بازارهای موازی و بعضا غیرقانونی که دولت در آن هیچ نقشی ندارد، نرخ «وجوه وام دادنی» (Loanable Funds)، چندین برابر سود سپردهها است، با چه منطقی این نرخ کاهش یافت. وقتی بازار علامتی ميدهد و سیاستگذار فارغ از آن اقدام به سیاستگذاری ميکند، نتیجه غیر از این نخواهد بود که چند صباحی بعد، از اقدام اولیه بازگردیم.
وقتی در بازار غیر رسمی، عرضه کننده «وجوه وام دادنی» با سودی زیر 20 درصد یک ریال هم قرض نميدهد، کدام کارشناسی انتظار داشته است با سودهایی که اکنون در سیستم بانکی وجود دارد حسابهای سپرده پر باقی بماند؟ و غیر از این نیست که در هر مقطعي از زمان، صاحبان وجوه قصد خروج سپردههای خود کنند. شاید یک کارشناس دقیقا نميتوانست پیشبینی کند کدام بازارها و متغیرها در صورت کاهش سود سپردهها دستخوش تغییرات نامطبوعی ميشود، اما بیتردید این کارشناس ميتوانست تضمین کند که چنین سیاستی از آن جا که مغایر با نشانههایی است که بازار از خود بروز ميدهد، نميتواند تصمیمی سودمند برای اقتصاد باشد.
با تمامی این موارد، باید سپاسگزار بانک مرکزی بود که خیلی زود قصد بازگشت از این اشتباه را كرد. این موضع بسیار جای تقدیر دارد که بسیار شده سیاستی اشتباه گذارده شده و بلافاصله آثار نامطبوع بروز یافته، لیک نهاد تصمیمگیرنده حاضر به پذیرش آن نشده است و بر راه ناصواب تاکید کرده است. باشد كه شوراي پول و اعتبار نيز در مخالفت خود تجديدنظر كند.
جهان صنعت
«تصمیم بزرگ بانک مرکزی» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم نرگس حسیننژاد است كه در آن ميخوانيد:
تصمیم شورای پول و اعتبار برای عدم تغییر بسته سیاستی 90 اگرچه برای بانکداران تصمیمی ناخوشایند بود و آخرین امیدهایشان به باد رفت اما شاید این امتحانی باشد برای کسانی که درپی احداث بانکهای جدید هستند. چه آنکه رشد بیمحابای نقدینگی طی سالهای اخیر و رکود صنعت سرمایهداران را برآن داشته تا از بازار پول به سود برسند از همین رو است که طی کمتر از دو سال بیش از 100 تقاضا برای تاسیس بانک خصوصی به بانک مرکزی رسیده و با موافقت تعدادی از این درخواستها به زودی تعداد بانکهای خصوصی کشور به 50 میرسد.
این تعداد بانک در شرایطی که اقتصاد ایران بیش از گذشته به نفت وابستهتر شده کار را برای بانکداران سختتر میکند زیرا بانک مرکزی با صدور دستورالعملهایی به دخالت در بازار اقدام کرده و منجر به بروز مشکلاتی برای بازار پول شده است.
کاهش نرخ سود عقود مشارکتی به معنای بسته شدن راه سوددهی بانکهاست و اگر این دخالتها و فرمانهای بانک مرکزی ادامه یابد، بانکداری در ایران با بحران مواجه میشود.
بنابراین بانک مرکزی دو راه بیشتر درپیش رو ندارد؛ یا جلو صدور مجوزهای جدید را بگیرد یا به بانکداران اجازه مانور بیشتری بدهد در غیر این صورت باید شاهد بروز مشکلات بسیاری برای حوزه بازار پول و بهخصوص فرار سرمایهها از بانکها و بروز حباب در سایر بخشهای اقتصادی بود.
«سر دلبران در حديث دلبران» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم مهدي فضائلي است كه در آن ميخوانيد:
بيستودومين سالگرد ارتحال آن پير سفر كرده رسيده و همچنان سخن گفتن درباره او وظيفه است و ضروري. آنچه گفته شده تكرارش ملالآور نيست و ناگفتهها نيز بسيار است. امام را از زبانها و ديدهاي مختلف ميتوان ديد و اوصافش را شنيد اما كدام چشم و كدام زبان ميتواند ابعاد كلان سياسي و اجتماعي آن شخصيت عظيم را بهتر و دقيقتر تبيين كند. گفتهاند:
خوشتر آن باشد كه سردلبران
گفته آيد در حديث ديگران
ما هم اينجا سردلبر خود را در حديث ديگري ميجوييم اما ديگري كه خودش نيز دلبر است و در جايگاه همان دلبر نشسته، ويژگيها و شاخصهاي امام راحل را از زبان جانشين امام پي ميگيريم.
1ـ اسلام ناب محمدي (ص)
«اسلام ناب محمدي» در مقابل «اسلام آمريكايي» دو واژهاي بود كه مثل صدها واژه ديگر توسط بنيانگذار انقلاب اسلامي، وارد ادبيات سياسي ايران و حتي مسلمانان شد. رهبر فرزانه انقلاب در اين باره چنين ميفرمايند: «اولين و اصلي ترين نقطه در مباني امام و نظرات امام، مساله اسلام ناب محمدي است» ايشان سپس اسلام ناب محمدي را اين گونه تعريف ميكنند: «... يعني اسلام ظلمستيز، اسلام عدالتخواه، اسلام مجاهد، اسلام طرفدار محرومان، اسلام مدافع حقوق پابرهنگان و رنجديدگان و مستضعفان.» حضرت آيتالله خامنهاي در ادامه همين سخنان اسلام آمريكايي را چنين تبيين ميكنند: «اسلام آمريكايي يعني اسلام تشريفاتي، اسلام بيتفاوت در مقابل ظلم، در مقابل زيادهخواهي، اسلام بيتفاوت در مقابل دستاندازي به حقوق مظلومان، اسلام كمك به زورگويان، اسلام كمك به اقويا، اسلامي كه با همه اينها ميسازد.»
2 مكتب، معيار جاذبه و دافعه
[شهيد مطهري در كتاب جاذبه و دافعه علي (ع)، انسانها را از نظر جاذبه و دافعه به چهار گروه تقسيم ميكند. انسانهايي كه نه جاذبه دارند و نه دافعه، مردمي كه جاذبه دارند اما دافعه ندارند، مردمي كه دافعه دارند ولي جاذبه ندارند و مردمي كه هم جاذبه دارند و هم دافعه. ]
در وهله اول بايد گفت: داشتن دو نيروي جاذبه و دافعه از جمله ويژگيهاي انسانهاي متعادل است اما اينكه معيار جاذبه و دافعه چيست بسيار مهم است.
حضرت آيتالله خامنهاي ابتدا در اين باره ميگويند: «انسانهاي بزرگ، جاذبه شان يك طيف وسيعي را به وجود ميآورد؛ دافعه آنها هم همينطور، يك طيف عظيمي را به وجود ميآورد. جاذبه و دافعه امام تماشايي است.»
و سپس مكتب را معيار اين جاذبه و دافعه معرفي ميكنند: «آنچه كه مبنا و معيار جاذبه امام و دافعه امام بود، باز مكتب بود، اسلام بود... امام اينجوري بود؛ دشمني شخصي با كسي نداشت. اگر كدورتهاي شخصياي هم بود، امام زير پا ميگذاشت؛ اما دشمني به خاطر مكتب، براي امام بسيار جدي بود.» رهبر معظم انقلاب اسلامي در ادامه كمونيستها، ليبرال مسلكها و دلباختگان به نظامهاي غربي و فرهنگ غرب و مرتجعين را از جمله گروههايي معرفي ميكنند كه امام آنها را دفع ميكرد و سپس ميفرمايند: «تولّي و تبرّي در عرصه سياست هم بايد تابع تفكر و فكر و مباني اسلامي و مذهبي باشد... نميشود با هر كس و ناكسي ائتلاف كرد.»
ملت ما
«رفتار پيامبرگونه امام خميني(ره)» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم حجتالاسلام علي عسكري است که در آن می خوانید:
انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) يك رخداد بزرگ تاريخي و اثرگذار از دوران معاصر است كه بازتابهاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي آن در ميان ملت ايران و ديگر ملتهاي جهان بر كسي پوشیده نيست. اين رخداد عظيم الهي و مردمي كه امام خميني(ره) آن را انفجار نور بر عليه ظلمت و تاريكي تفسير كرده خيزشهاي كشورهاي لبنان، فلسطين، افغانستان و عراق را در گذشته و آزاديخواهي مردم مصر، تونس، اردن، يمن، بحرين و... را در شرايط كنوني سبب شده و به عنوان يك الگو مطرح است. استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي ارمغان ارزشمند انقلاب اسلامي براي مردم ايران بود.
شعار نخستين مردم ايران ريشه در مكتب فكري امام خميني(ره) داشته و دارد. مكتبي كه در عصر حاضر، عصر فروپاشي نظامهاي سلطه و طاغوت است به جهت انطباق بر فطرت آزادیخواه و حقمدار مردم صراط مستقيم و راه درست و نجاتبخش شناخته شده و ريشه در ولايت ديني و بعثت الهي پيامبر اعظم و رسول خاتم حضرت محمد(ص) دارد. عنصر اسلاميت و مطالبه ديني در انقلاب، عامل اصلي پيروزي، دوام و پايداري مردم را باعث گشته و لشكركشي قدرتهاي ظالم جهاني عليه انقلاب را سد كرده است و همچنانكه بارها امام خميني(ره) فرمودند: «تمام مقصد ملت ايران مكتب اسلام و تحقق اصول و ارزشهاي آن است و مردم مسلمان بر مبناي آموزههاي ديني و اسلامي خودشان جان خود و جوانان عزيز خودشان را فداي اسلام كردند و حماسهآفرين شدند».
در اين ميان آنچه كه به عنوان يك اصل مطرح و بسيار آشكار و غيرقابل انكار است اقدام عملي و انطباق سيره و رفتار امام خميني(ره) بر سيره نبي مكرم اسلام حضرت محمد(ص) است. به مصداق آيه شريفه قرآن كريم «و لكم في رسولالله اسوه حسنه»، امام خميني(ره) الگوي خود را بعثت پيامبر(ص) قرار داد و انقلابآفرين شد. او با تاسي و اقتدا به الگوي رفتاري آخرين فرستاده خدا و رسول خاتم(ص) توانست غرب را عاجز، شرق را متحير و عالم را به خود مشغول سازد و امروز انقلاب اسلامي ايران به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي «بدون نام خمينيكبير(ره) در هيچ كجاي دنيا و جهان شناخته شده نيست». امام خميني(ره) معصوم نبود اما انسان خودساخته و كماليافتهيي بود كه منش و رفتارش بر سيره و بعثت پيامبر گرامي اسلام(ص)، بيش از بزرگان ديگر اسلام، مطابقت داشت. رسول خدا(ص) در بعثت دروني و فردي خود، سالهاي زيادي مشغول تزكيه فردي و استكمال روحي خويش بود و همين سلوك اخلاقي ايشان در ميان جامعه و مردم سبب شد كه همگان جز طاغوتها و اشراف بتپرست، او را محمد امين و ناجي خود بشناسند و از او پيروي نمايند.
امام خميني(ره) نيز سالهاي متمادي در جهت اقتدا بر پيامبر(ص) از سنين نوجواني تا استادي و اجتهاد، در حوزه مقدس قم به خودسازي پرداخت و رياضت و تزكيه را نصبالعين خويش قرار داد تا خميني شد. به عنوان نمونه ميتوان گفت: 1- پيامبر(ص) در شروع بعثت و برانگيختگي اجتماعي خود ابتدا شناسايي فردي صورت داد و از اين طريق يارگيري كرد. امام خميني(ره) نيز افراد زمينهدار و حقخواه را شناسايي و با آنان رابطه ارگانيك و عاطفي برقرار كرد. 2- پيامبر(ص) افراد شناساييشده و مرتبط با خود را تحت تربيت فكري قرار داد و با كانال وحي الهي آشنا ساخت. امام خميني(ره) نيز در تربيت شاگردان خصوصي و كادرسازي كوشش كرد. 3- پيامبر(ص) از افراد شناسايي و هدايت شده، امت واحدهيي را پيريزي كرد و به سازماندهي افراد تربيتشده اقدام كرد.
امام خميني(ره) نيز براي ساماندهي تشكيلاتي شاگردان و كادر تربيت شده خود كوشش فراوان داشت و از نظم و تشكيلاتدهي بر كار آنان بويژه در احياء و انجام رسالت ديني و حوزوي، دريغ ننمود. 4- پيامبر(ص) با همكاري كادر تربيت شده و سازمانيافته اقدام به سنتشكني كرد و سنتهاي شوم شيطاني و طاغوتي را نفي كرد و سنن الهي و انساني را تبليغ فرمود. امام خميني(ره) نيز با كمك شاگردان و كادر سازمانيافته به معروفگستري و منكرزدايي اهتمام وافر داشت. 5- در بنبست مقطعي پيش آمده در تقابل با كفار و طواغيت، پيامبر(ص) از هجرت به عنوان يك سكوي پرش به سوي پيروزي استفاده كرد.
كيهان
«سربازان به پا خاستهاند» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
فرارسيدن 14 خرداد امسال معنايي ديگر خواهد داشت. 14خرداد 90 از بسياري جهات با ايام قرينه خود در سالهاي گذشته متفاوت است و اين تفاوت بي گمان خود را به رخ خواهد كشيد. در تمام سالهاي گذشته وضع از اين قرار بوده است كه خيل عاشقان امام در سراسر جهان و بويژه درايران وقتي طليعه 14 خرداد نمايان ميشد حس ميكردند دوباره فرصتي دارند براي اينكه عشق خود را به مراد عزيز تر از جانشان فرياد كنند. اين عشق بويژه قلب جوانان و نورسيدگان، آنها كه به چشم سر هرگز امام را نديده و محضرش را درك نكردهاند، با حرارت بيشتري زبانه ميكشيد و به همين سبب هم بود كه وقتي به خيل حاضران در بارگاه امام نظر ميكردي اكثر آنها را جواناني تشكيل ميدادند كه به سابقه نه، اما به حقيقت آنچه در دل و جانشان ميگذشت، از بسياري از مدعيان انقلاب انقلابي تر و از داعيه داران خط امام، به اصول و مباني اين خط پاي بند تر و در راه آن پاي كارترند. امسال اما چيزي فراتر از سر داده شدن فرياد عشق ودلدادگي رخ خواهد داد.
مردم ايران امسال در حالي به جانب حرم مرادشان روانه خواهند شد كه ميدانند اين بار مردان و زنان بسياري در گوشه و كنار منطقه بزرگ خاورميانه آرزو دارند كاش در ايران بودند و ميتوانستند درعرض ارادت به آن رهبر بزرگ با آنها همراه شوند. خميني كبير(ره) روز 14 خرداد از ميهماناني پذيرايي خواهد كرد كه اين بار نه فقط از جانب خود بلكه به عنوان نمايندگان خيل كثير مردان و زنان به پاخاسته در جاي جاي خاورميانه كه جان خود را از پيام سترگ خميني (ره) سيراب ميبينند، در محضرش گرد آمدهاند.
آن روز كه امام ميگفت اين انقلاب در مرزهاي ايران محصور نخواهد ماند و گستره آن همه امت اسلام را در بر خواهد گرفت، شايد بسياري با خود تصور كردند كه اين جمله يا يك شعار است يا خبر از آيندهاي آنچنان دور دست ميدهد كه به اين زوديها نبايد انتظار تحققش را داشت. بويژه آمريكاييها بدون ترديد باور نميكردند هنوز هم تا حدودي نميكنند كه مردان و زناني يك لاقبا، به پا خاسته از ميانه خانههاي گلين و كوچههاي خاكي و گاه با دست خالي و پاي برهنه، قدرت آن را داشته باشند كه شبكه پيچيده و تودرتوي منافع حياتي آنها و ساختارها و افراد حافظ آن را در زماني بسيار كوتاه -آنقدر كوتاه كه اجازه هرگونه برنامه ريزي متقابل را از آنها بگيرد- پايين بكشند و ويران كنند.
سوالي كه آمريكاييها بايد به آن پاسخ بدهند و نميتوانند، اين است كه اين نيرو و انرژي عظيم از كجا آمد؟ منبع اين سيل خروشان كه همه دار و ندار آنها در خاورميانه در هم كوبيده و به سرعت در حال فراتر رفتن از خاورميانه و خودنمايي در قلب اروپاست كجا بوده است؟ آيا همه وقايع بزرگ محصول آن است كه يك جوان تونسي ظلم خاندان بن علي را بيش از اين تاب نياورد و خود را گوشهاي به آتش كشيد. واقعهاي چنان خرد، آيا توان تبيين درهم ريختگيهايي چنين عظيم را دارد؟ آنچه ميتوان به سادگي ديد اين است كه آمريكاييها ترجيح ميدهند سرخود را زير برف كنند و حقيقت را نبينند. حقيقت چيست؟ ظاهرا همان است كه بنيامين نتانياهو نخست وزير بخت برگشته دولت اشغالگر قدس شريف ديده است: صداي خميني را از كنار مرزهايمان ميشنويم! زماني آمريكا و اسراييل نگران بودند كه في المثل كساني در تهران نشستهاند و براي حمله به منافع و هدم موجوديت آنها نقشه ميكشند. البته كه چنين بود و بسياري طراحيهاي ظريف و موثر براي گوشمالي دادن غرب در اين سالها انجام شده و پس از اين هم خواهد شد اما اين را ديگر باور نميكردند كه دوراني برسد كه در آن دوران فكر كردن به آنچه در خيابانهاي قاهره، داخل كرانه باختري، مرزهاي شرقي سعودي، قلب صنعا و گوشه و كنار اردن ميگذرد چنان انرژي از آنها بگيرد كه ديگر نفس و تواني براي درافتادن با ايران باقي نماند.
منشا اين دوران جديد چيست و كجاست؟ امام ميفرمود سربازان من در گهوارهاند. بعضي خيال كردند اين جمله فقط در مورد نسلي مصداق دارد كه انقلاب 57 را ساختند و ندانستند كه تا امام هست روند پرورش سرباز در گهواره هم ادامه دارد و هرگز براي آن پاياني نخواهد بود. درست در همان روزهايي كه آمريكاييها عليه ايران جنگ به راهانداختند، ايران را تحريم اقتصادي كردند، مردان بزرگ و شخصيتهاي برجسته آن را ترور كردند، براي منزوي شدن آن در جهان كوشيدند، جلو راه پيشرفت آن سد بستند و خلاصه هر روز از راه و روزني جديد به توطئه گري عليه آن پرداختند، آري در تمام آن ايام، خيال غرب اين بود كه ديگر دوران خميني به سر آمده است چنان كه تفالههاي داخلي شان هم گفتند بايد اين مكتب را در موزهها جست وجو كرد. اما اشتباه ميكردند. داخل گهوارهها نسلي در حال پرورش بود كه مصمم بود تعيين كند چه چيز را بايد به متن زندگي در كف خيابان آورد و فرياد كرد و چه چيز را بايد به موزه فرستاد. امروز آن نسل به پاخاسته است. نسلي كه تصميم دارد به آمريكاييها نشان بدهد آنچه تا به حال ديده و تجربه كردهاند در قياس با آنچه از اين پس خواهند ديد به واقع هيچ نيست.
در عربستان سعودي، بارانداز منافع غرب در منطقه و شريان تغذيه اقتصادي آمريكا، نسلي متولد شده كه ديگر نميتواند بپذيرد عتيقههايي فسيل شده بر آن حكومت كنند و دار و ندارش را يا خود بالا بكشند و يا در حلقوم آمريكاييها بريزند. در يمن (جايي كه آمريكاييها آن را از نوع مناطق كوچك داراي اهميت بزرگ ميخوانند)، مردان و زناني سلحشور در پي احياي كرامت انساني خود برآمدهاند و بناي كم آوردن و خسته شدن هم ندارند تا وقتي كه نوكر آمريكا به زير كشيده شود.
در بحرين، جايي كه غيرت و حميت شيعيانش نشان از روح پولادين شيعيان صدر اسلام دارد ماجرا تازه آغازشده است و تا وقتي كه حقوق شهروندي شيعه احيا نشود پايان نخواهد پذيرفت. در ليبي جواناني پديدار شدهاند كه از خونريز ترين ديكتاتور تاريخشان هيچ هراسي به دل راه نميدهند و به ازاي هر يك گلولهاي كه به سمت مزدوران او شليك ميكنند شعار الله اكبر سر ميدهند. در مصر، مردم رنجور ولي اميدوارند و هر روز با روحيهاي كه تازه و تازه تر ميشود با ارادههايي درگير ميشوند كه بنا بر دزديدن انقلاب آنها دارد. اين همه نشان آن است كه آمريكا قادر به متوقف كردن رسوخ پيام امام در دلها كه ميگفت بايستيد و مقاومت كنيد خداوند نتيجه را براي شما تضمين خواهد كرد نبودهاند و حالا كه آن پيام به اقدام تبديل شده و گفتمان امام خود را به شكل سازمانهاي خودانگيخته مردمي نشان ميدهد ديگر خود را به طور كامل در مقابل آن ناتوان و عاجز ميبينند.
خراسان
«ميراث تو را حفظ ميکنيم امام!» عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم غلامرضا بني اسدي است كه در آن ميخوانيد:
هنوز مستقل ترين کشور جهانيم. مقدرات ما نه در کاخهاي هزار رنگ قدرت ها، که در ميان خود ما نوشته ميشود. شايد خطا داشته باشيم، اما توان اصلاح خطا را هم داريم. خود ما مينويسيم، خود ما با خودانتقادي ميتوانيم اشتباه خود را اصلاح کنيم و به درست ترين تصميم برسيم. در مجامع جهاني نيز نه قدرتها که خود ماييم که راي خود را اعلام ميکنيم. سر خود را بلند ميگيريم و حرف خود را هم به صداي بلند ميزنيم و اين همان استقلالي است که تو برايمان آوردي تا ايستاده بر مدار عزت در جامه حکمت با زبان مصلحت آن را بيان کنيم و تا امروز هم نشان داديم براي حفظ اين ميراث گرانسنگ تو تا پاي جان ايستاده ايم و در خط روشن تو تا افقهاي سرفرازي خواهيم رفت.
امام! تو استقلال را به آزادي گره زدي تا از دل آن «جمهوري اسلامي» ظهور کند و ما به اين گوهر باهر، هنوز چشم روشن داريم.
تو، ميخواستي نه تنها از ماذنهها که از گلدستههاي جان نيز اذان حريت و آزادگي برخيزد و ما هنوز آزادمردترين مردم اين جهانيم و چشمي اگر به انصاف باز شود اين را در مقايسه با ديگر کشورها ميتوان ديد، هر چند با ايده آلهاي مکتب تو فاصله فراوان داريم. هر چند گاه خطهايي به خطا کشيده ميشود اما رويکرد کلي ما، حفظ ميراث توست اي بزرگ!
تو، ايران را عزيز و ايراني را عزتمند ميخواستي و يادمان دادي نيازمندان را تا ايستادن به ياعلي ياوري کنيم. دست مهربان تو بر سر نيازمندان چتر حمايت بود و امروز نيز اين راه ادامه دارد و ميکوشيم در صراط مستقيم عدالت، فقر را بتارانيم. کجيها را به راستي رسانيم تا بستر براي ظهور استعدادهاي ناب فراهم آيد.
امام! اي عزيزترين! در صراط مستقيم تو گامهاي بزرگ کم بر نداشته ايم. کارهاي بزرگ هم کم نشده است آن قدر که در حوزه بسياري از علوم ميتوانيم سرمان را بالا بگيريم و بگوييم فرزندان خميني هستيم. فرزندان مردي که افقهاي دوردست را در دسترس قرار داد، اين اما بدان معنا نيست که کار تمام شد. ميدانيم، نه، ما ايستاده ايم. پا به راه شده ايم و اين را خوب ميدانيم تا رسيدن به آن چه در خور نام تو باشد. هنوز بايد مجاهده گونه بکوشيم.
امام! تو معلم زندگي ما بودي، ما از تو درسها آموخته ايم و به کار بسته ايم و به جايي رسيده ايم که رويمان ميشود کارنامه خود را نشان دهيم و حتي رو به تاريخ بگوييم، بياييد کارنامه فرزندان خميني را ببينيد که از کجا تا به کجا رسيدند. ببينيد در مقايسه با ديگر کشورها چه کردند. ببينيد ما در محاصرههاي گوناگون و دشمنيهاي کشنده از کجا به اين جا رسيديم و ديگران با استفاده از حمايت جهاني کجا ايستادهاند. بياييد ببينيد ايراني چقدر عزيز است و روزگار ديگران چيست. ببينيد، درسهاي انقلاب ما در کلاس زندگي مردمان چقدر خوانده ميشود و نگاه جهانيان مخصوصا مردم منطقه به ديگران چگونه است. ببينيد و... ببينيد و باز هم ببينيد.
آري امام ما به «ثقل هايي» که برايمان به ميراث گذاشتي آن قدر متمسک هستيم که راه را به بيراهه نرويم. ما ولايت فقيه را، جمهوريت و اسلاميت را و خانواده عقيدتي تو را چنان جانمان در بر ميگيريم و تا سرمنزل مقصود ميرسانيم.
امام عزيز! هر چند هستند کساني که توهم ها، منيتها و خودخواهيها و قدرت طلبيها آنان را از آرمانهاي تو دور کرده و آنان را از کنار هم به مقابل هم کشانده تا کنار دشمن باشند اما قاطبه مردم هنوز به نام تو و ياد تو برادر هم هستند و در غبارهاي ترديد افکني پشتيبان ولايت و ايستادهاند تا مملکت آسيب نبيند.
امام عزيز، هستند کسان ديگري که قصه تلخ مينويسند، ميخواهند کژراههها را به راه ما گره بزنند، ميخواهند پنجه در پنجه آفتاب کشند، ميخواهند از «ماموم» امام، «مامون» بسازند، ميخواهند پندارهاي تحجر و حجتيهاي گري و بي ولايتي را به نام حق به خورد مردم بدهند اما کور خواندهاند. خواب خوش ديدهاند، امت تو آن قدر بيدار است که اين خوابها تعبير نشده باطل شود.
امام عزيز! هستند کساني که ميخواهند مردم را به ناکجاآباد ببرند. پندارهاي انحرافي را جامه حق پوشند، بي ولايتي را ولايتمداري معنا کنند و دين و ايمان مردم را به بازي بگيرند، اما همچنان که هشدار داده بودي ما چشم باز داريم تا راه حق باز بماند.
امام! ما ميراث تو را حفظ ميکنيم. حرمت ثقلين تو را، ولايت فقيه را و خاندان عقيدتي تو را چنان حفظ ميکنيم و بدان تمسک ميجوييم که تاريخ را نه به تکرار که جور ديگر بنويسند...
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد؛:
در اين هفته حال و هواي جمهوري اسلامي ايران به سمت لحظات حزن آوري كشيده ميشود. ماه خرداد كه به نيمه نزديك ميشود، تداعي كننده روزهاي سخت از دست دادن مرجعي بزرگ و رهبري شجاع است كه در دل يكايك اين ملت جاي داشت و 22 سال پيش با ارتحال جانسوز خود از ميان اين ملت به ملكوت اعلي پركشيد و همه را داغدار كرد.
اين مرد بينظير تاريخ معاصر ايران نه تنها حق بزرگي بر ملت ايران بلكه بر ملتهاي آزاده و مسلمان جهان دارد و با نهضت خود، اراده و جسارت حق جويي دوباره را به ملتهاي ستم ديده و سلطه زده بخشيد و دست آنها را براي استيفاي مظلومين گرفت. به همين دليل همه دوستداران امام در سراسر جهان در اين روزها كه يادآور روزهاي سخت عروج ملكوتي آن احياءگر بزرگ ملتهاست، با راه و آرمانهاي بلندش تجديد ميثاق ميكنند و از روح بزرگ او براي ادامه راه و مقابله با رويدادهاي سخت ياري ميطلبند.
هر چند از لحظات غمبار جدايي ملت از پير فرزانه انقلاب، 22 سال ميگذرد ولي گويي همين ديروز بود كه مردم بر سرزنان و شيونكنان به خيابانها ريختند و باشكوهترين جلوه پيوند ملت و رهبري را به نمايش گذاشتند. از نكات برجسته و حيرت انگيز اين نهضت اينكه رهبري آن توانسته بود بر قلبها حكومت كند و طيفهاي گوناگون مردم را كه نه 15 خرداد 42 را و نه 22 بهمن 57 را از نزديك شاهد نبودند، پيرامون مشعل هدايتبخش و آگاه آفرين انقلاب اسلامي گردهم آورد و فرياد لبيك طيف عظيم دليرمردان و شيرزنان را از سراسر ايران و اقصي نقاط جهان جلب كرد. او پيام روشن و روحبخش خود را به گوش جهانيان رساند و جبههاي گسترده از ملتهاي آزاده را عليه سلطه گران برانگيخت. و چه زيبا امروز پس از 22 سال از ارتحال آن رهبر عزيزي كه بر قلبها حكومت ميكرد، شاهد اوجگيري نهضتهاي مردمي در جهان عرب و شمال افريقا و سقوط پياپي ديكتاتورها و نوكران منطقهاي آمريكا هستيم، همان ديكتاتورهايي كه خميني كبير در آن روزها، وعده پيروزي ملتها و سقوط آنان را به جهانيان ميداد.
از مناسبتهاي اين هفته بايد به سالگرد تأسيس مجلس شوراي اسلامي اشاره كرد كه عصاره فضيلت خواهي، آزادگي، قانونگذاري، عدالتخواهي، اسلامخواهي، استكبارستيزي و ارزش گرايي انقلاب اسلامي ملت ايران و نظارت ملي بر ساير قواست. گرچه عملكرد مجالس پس از انقلاب هر يك از زاويه ويژهاي قابل تقدير و تحسين است ولي انتقاداتي نيز به عملكرد نمايندگان دوره كنوني مجلس وارد بوده كه نتوانستهاند وظايف خود را در زمينه قانونگذاري همه جانبه و دقيق و نظارت قاطع بر دستگاههاي اجرايي انجام دهند و شايد اگر بخواهيم از اين لحاظ نمرهاي را براي مجلس هشتم در نظر بگيريم، امتياز قابل قبولي از آن بدست نيايد ولي حداقل انتظاري كه مردم در اين يكسال باقيمانده از عمر مجلس هشتم، از نمايندگان خود دارند اينست كه همه توان و ظرفيت خويش را براي قانونمند شدن كشور بكار بگيرند و نظارت خود را بر همه دستگاهها اعمال كنند تا از خودكامگي برخي مديران كه امروز به آفتي براي انقلاب تبديل شده جلوگيري شود.
در اين هفته به مناسبت سالگرد تأسيس مجلس شوراي اسلامي، نمايندگان مردم به ملاقات رهبر معظم انقلاب رفتند. حضرت آيتالله خامنهاي در اين ديدار استمرار مواضع مستحكم مجلس را در مقابل دشمنان اسلام و ايران ضروري خوانده و افزودند: چالش ميان انقلاب اسلامي و استكبار، تا هنگام نااميد شدن مستكبران از ضربه زدن به انقلاب ادامه خواهد داشت كه البته به حول و قوه اله و در پرتو ايستادگي ملت و نظام، موقعيت جمهوري اسلامي در اين رويارويي در طول زمان، تقويت و موقعيت دشمن ضعيفتر شده است.
ايشان با تشريح سناريوي سلطه گران براي تضعيف اقتصاد ايران، ايجاد اختلاف ميان مسؤولان و كمرنگ كردن اعتقادات و احساسات اسلامي را ازجمله آنها برشمرده و بر ضرورت هم افزايي ملي و فصل الخطاب بودن قانون تأكيد كردند. حضرت آيتالله خامنه اي، پرهيز از غفلت و غرور را نيز دو نكته ضروري براي پيروزي در مقابله هجوم برنامه ريزي شده دشمنان خواندند و افزودند: اگر با غفلت از كارهاي اصلي به مسائل حاشيهاي سرگرم شويم و يا مغرورانه، دشمن را كوچك و بيچاره فرض كنيم، شكست در مقابل دشمن، خطري واقعي است.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به اينكه امسال سال آخر نمايندگي نمايندگان مجلس هشتم است تأكيد كردند: مراقب باشيد فعاليت نمايندگان مجلس به خاطر انتخابات اسفند سال جاري دچار ركود و وقفه نشود و تلاش براي ادامه حضور در مجلس بعدي، اجراي وظايف نمايندگان را مورد خدشه قرار ندهد. ايشان در همين زمينه نزديك شدن نمايندگان مجلس به صاحبان قدرت و ثروت را خطري بسيار بزرگ دانستند و افزودند: اگر كسي بخاطر تأمين نمايندگي در مجلس بعدي، به صاحبان ثروت و قدرت نزديك شود، خدا از اين كار بسيار زشت نميگذرد و انتقام الهي، حتماً بر سرنوشت او اثر خواهد گذاشت، ضمن اينكه اين گونه كارها بر جامعه هم اثر منفي ميگذارد.
رهبر انقلاب اسلامي در مهمترين فراز سخنانشان، قانون را فصل الخطاب دانستند و تأكيد كردند هنگامي كه در اين كشور قانون به تصويب ميرسد، دولت بايد با همه توان و بدون بهانه گيري، براساس آن عمل كند.
در موضوعات خارجي نيز، هفته پرخبري را پشت سر گذاشتيم. بازگشايي گذرگاه رفح، گسترش حملات طالبان در افغانستان، ادامه انقلابهاي عربي و اعتراضات سراسري در چند كشور اروپايي، از جمله رخدادهاي يك هفته گذشته بود.
رسالت
«او در ميان ماست» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
امام خميني(ره) در ميان ماست زندهتر از هميشه، پر فروغ تر از هر بار، بيدارتر از هر وقت و هوشيارتر از هر موقع! او به كرسي هدايت خلق تكيه زده است.
او امت خود را رها نكرده، هنوز پس از گذشت دو دهه همه جا حاضر است و حكومت خود را بر قلب و ذهن ما مستحكمتر كرده است.
امام(ره) در ميان ماست، در تهران، در قاهره، در منامه، در صنعا، در غزه، در ليبي در لبنان و... همراه ما عليه آمريكا و رژيم صهيونيستي و تبهكاران غربي فرياد ميزند؛ "مسلمانان جهان به پاخيزيد و حق خود را از ابرقدرتها بگيريد". امام(ره) در ميان ماست. همه را به تقواي اله و ترك معصيت و اطاعت از امر مولا فرا ميخواند.
او عارفي بود فقيه، فقيه بود سياستمدار، سياستمداري بود جامعه شناس، جامعه شناسي بود كه تاريخ قبل از خود را خوب ميدانست و تاريخ عصر خود را با دست خود نوشت و مسير تاريخ فردا را همسو با مسير حركت انبياء و اولياي اله تصحيح و تنظيم كرد.
او يك رهبر اله بود كه قدرت بسيج جنود اله عليه جنود شيطاني را به خوبي نشان داد. او نبرد غلبه عقل بر جهل و تباه در عصر ما را مديريت كرد.
او پيامبر نبود اما معجزه كرد. انقلاب اسلامي و بنيانگذاري يك حكومت نو بر اساس احكام خدا از معجزات اوست. او بر سحر ساحران عصر جديد كه توسط رسانههاي شيطان در بستهبندي زرو زور و در قالب مدرنيسم طراحي و عملياتي ميشد با عصاي "عقلانيت" و "مكتب اهل بيت عليهم السلام" پيروز شد.
بارها بازيگران و داوران اين نبرد نابرابر، قدرت او را تحسين و به آن اعتراف كردند. حريفان او در صحراي طبس فهميدند كه خدا با اوست و او را لحظهاي رها نكرده است.
امام(ره) وقتي از ميان ما رفت با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد رفت.
اين آرامش و اطمينان و نشاط او براي اين بود كه عصر ما به گفته مولاي ما عصر امام خميني (ره) است. اين رفتن به معناي دوري او از ما نبود. چرا كه خلف صالح خود را براي هدايت امور در همان مسيري كه مقرر فرموده بود بر جاي خود نشاند تا با بازخواني و تفسير كلام وي دوباره به ذهن و قلب ما بر گردد. امروز او در ميان ماست. سيماي نوراني او را در جمال جانشين او منورتر از هر وقت حس ميكنيم.
امروز به بركت آن فريادهاي روحاني و وحياني، انقلاب اسلامي در منطقه و جهان حكام مستبد را در منطقه يكي از پس ديگري از پاي در ميآورد و پرچم استيلاي غرب و استعمار را به زير ميكشد و به تعبير مقام معظم رهبري در ديدار دانش آموختگان دانشگاه افسري و تربيت پاسدار امام حسين(ع): "30 سال قبل شيطان بزرگ تنها يكي از وابستگان فاسدش يعني رژيم پهلوي را از دست داده بود اما امروز شاهد از دست رفتن گسترده رژيمهاي فاسد وابسته به خود است". امروز امام(ره) در ميان ماست و ميبيند كه آمريكا چگونه در برابر انقلاب اسلامي و توفاني كه در منطقه به پا كرده است به زانو در آمده است.
امروز امام(ره) در ميان ماست و ميبيند فرزندان او و جانشينان خالداسلامبولي گذرگاه رفح را باز كردند تا مردم مظلوم غزه را از محاصره سربازان رژيم صهيونيستي نجات دهند.
او ميبيند كه مردم مصر خواهان لغو همه قراردادهاي استعماري با رژيم صهيونيستي هستند. او هر روز منتظر آمدن ياران خود در ميدان التحرير مصر براي طرح مطالبات اسلامي و انقلابي است.
مولاي ما يك بار فرموده بود؛ "امام خميني(ره) يك حقيقت هميشه زنده است" اين اغراق نيست. چرا كه خميني احياگر حيات طيبه در عصر كفر و بد بيني و نفاق است. خميني آغازگر عصر روشنگري و تثبيت ايمان است. خميني اميد محرومان و مستضعفان و بيدارگر نسلي است كه خدا را اراده كرده است.
15 خرداد فرصتي است براي بازخواني كرامات امام خميني(ره) و باز توليد انديشههاي رهايي بخش او. 15 خرداد زماني است براي اعلام وفاداري با روح بزرگ او و تجديد ميثاق با راه او و جانشين مومن و شايسته او. 15 خرداد روزي است كه بايد حس با او بودن را و در راه او بودن را و مثل او شدن را تجربه كنيم.
مردم سالاري
«ثابت قدمان پيروزند» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم سيدرضا اکرمي است كه در آن ميخوانيد:
در 14 خرداد سال 68، معمار انقلا ب اسلا ميو موسس جمهوري اسلا ميايران حضرت روح الله الموسوي الخميني، بدرود حيات گفت و عالمي را غرق عزا و ماتم ساخت. «ليک اندر مرگ مردان بزرگ- عالمي گريد چو ميرد عالمي» اينک 22 سال از آن روز سخت و سنگين ميگذرد که توجه عزيزان را به نکاتي جلب مينمايم.
1- چرا مراسم سالگرد ارتحال را برگزار ميکنيم؟ چون از «ايام الله» است و در قرآن مجيد آمده «وذکرهم بايام الله» که روزهاي حساس «نشاط آفرين و دل شوره ساز» را بايد يادآوري نمود، بايد در تقويم بيايد و مراسم برگزار شود و در مراسم پيرامون مسائل مختلف آن روز سخن گفت و سخن شنيد. در قرآن مجيد که کتاب راهنماي زندگي است، به وضوح از واژه «يوم» به صورت مفرد و تثنيه و جمع، حدود 474 بار آمده که خود، يک کتاب ميتواند بشود و در اين واژهها از روزهاي حساس و سرنوشت ساز ياد ميکند و تابلوي راهنمايي زندگي قرار ميدهد. در بزرگداشت روزهاي حساس و ويژه، درسهاي صبر و شکر وجود دارد.
2- امام کيست؟ شناخت معمار انقلا ب اسلا مي«کما هوحقه» ميسور نيست، زيرا وي تنها فقيه و مجتهد و حکيم و مفسري است که در دوران غيبت امام عصر ارواحنا فداه، موفق شد نظام «جمهوري اسلا مي» را با آراي «98/2» مردم تاسيس نمايد و حدود 10 سال رهبري و ولا يت امر را عهده دار شود و نظام شاهنشاه 2500 ساله را از بين ببرد و خاندان «پهلوي» را از کشور خارج سازد. امام تنها عالمي است که «تز» نظام مردمي و اسلا مي را بر محوريت «ولا يت امر و امامت امت» بر عهده فقيه عادل و با تقوي، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبر «اصل پنجم قانون اساسي» به وجود آورد و پس از 10 سال بر عهده رهبري ديگر با انتخاب «خبرگان رهبري» واگذار شد و 22 سال است پس از وي اين مسير و جهت ادامه دارد.
امام فرمانده کل قوا شد و توانست در ظرف 8 سال دفاع شرافتمندانه به اشغال دشمن و بلکه دشمنان خاتمه دهد که در اين تجاوز همه با صدام عفلقي بودند و ايران اسلا ميتنها بود و اين نخستين بار بود که ايران بدون از دست دادن يک وجب از جغرافيا و مساحت، به جنگ پايان دهد و البته به ياد داريم که در دوران محمدرضا پهلوي «بحرين» از دست رفت که اکنون مورد تجاوز سعوديها قرار گرفته و دولت دست نشانده آن اسير آمريکا است و در دوران رضاخان شهر فيروزه به ترکمنستان واگذار گشت و در دوران قاجاريه بخش عظيمي در شرق و شمال از ايران جدا شد.
امام خميني تنها فقيه است که اسلا م را احيا و انقلا ب را صادر کرد و بيداري و هوشياري در جهان اسلا م و اروپاو غرب به وجود آورد که حوادث امروز شمال آفريقا و منطقه خاورميانه تاثيرپذير ازانقلا ب اسلا ميايران هستند. امام خميني(ره) تنها رجل روحاني فرزندي از فرزندان علي و فاطمه (ع) است که با سرمايه اسلا م و سلا ح ايمان و حمايت قاطبه مردم و بدون کودتا و مبارزه مسلحانه، انقلا ب اسلا ميرا ظرف 15 سال (42 تا 57) به پيروزي رساند و در برابر همه توطئهها ايستاد.
روح الله الموسوي الخميني، تنها شخصيتي است که پيام براي گورباچف، رهبر شوروي نوشت و از زوال شوروي گفت که تحقق يافت و به سفير شوروي هنگام تجاوز به افغانستان گفت: ورود به افغانستان آسان است، ولي خروج از آن دشوار خواهد بود و چنين شد. امام خميني (ره) به مجاهدين 600 نفره لبنان فرمود برويد مقاومت کنيد که من ميبينم شما پيروز خواهيد شد و ديديم که اسرائيل از جنوب لبنان خارج شد و در تهاجم 33 روزه اسرائيل از يک سازمان شکست خورد و در غزه 22 روز مقاومت را مشاهده کرد و اکنون ميبينيم روز به روز در محاصره شديدتر، مصر و فلسطين و سوريه و اردن قرار ميگيرد و سخنراني نتانياهو در کنگره آمريکا همراه با هراس و ترس و دلهره بود و نگران تکرار حادثه پيروزمند 22 بهمن 1357 ايران، در خاورميانه بود. امام خميني (ره) حقيقت ديانت خداوندي را احيا کرد و مردم را به دين برگرداند و اکنون در دانشگاههاي جهان با رونق ترين کلا س، کلا س دين داري و متافيزيک است.
3- معمار انقلا ب اسلا ميموفقيت خود را مرهون الطاف خداوندي ميداند و استقامت وي و همراه مردم و نترسيدن در برابر حوادث سخت و صبوري و تواضع در برابر مردم و خود را خادم دانستن، موجب اين موفقيتها شد. با مردم صاف و صميمي و خالص بودوبا همه وجود در پيشگاه خداوند مطيع بود و خداوند اعلا م داشته که جهاد گران در راه خود را هدايت و حمايت «والذين جاهدوافينا لنهدينم سبلنا و ان الله لمع المحسنين» ميکند و به صابران پاداش بي اندازه «انما يوفي الصابرون اجرهم بغير حساب» ميدهد.
4- موسس جمهوري اسلا ميحرف و حديث براي گفتن بسيار دارد و از زندگي نامه با کميت و کيفيت وي بسيار ميتوان گفت. در اين مقال قدري از وصيت نامه سياسي، اله وي نقل ميکنم که در زمان حيات وي خوانده نشد و براي اولين بار در مجلس شوراي اسلا ميتوسط آيت الله خامنهاي دام عزه، خوانده شد. در اين وصيت نامه که مقدمهاي کوتاه دارد وذي المقدمه مفصل، امام نوشته است: وصيت نامه سياسي، اله اينجانب اختصاص به ملت عظيم الشان ايران ندارد، بلکه توصيه به جميع ملل اسلا ميو مظلومان جهان از هر ملت و مذهب ميباشد. ديگر اينکه از خداوند عزوجل عاجزانه خواهانم که لحظهاي ما و ملت ما را به خود واگذار نکند و از عنايات غيبي خود به اين فرزندان اسلا م و رزمندگان عزيز لحظهاي دريغ نفرمايد. صحيفه امام ج 21 ص 400. در اين دو فراز کوتاه، مخاطب وصيت نامه عموم ملتهاي جهان هستند و از خداوند استمداد ميکند که ملت ايران و فرزندان اسلا م و رزمندگان را مشمول عنايت غيب خود قرار دهد. اين وصيت نامه، که خلا صه همه وصايا و پيامهاي زندگي پربرکت امام و پيام جاويدايشان است، در سال 1361 به پايان رسيد و در سال 62 به خبرگان رهبري سپرده شد و در سالهاي بعد مورد بازبيني قرار گرفت و در 19 آذر 66 به طور رسمي به مجلس خبرگان رهبري و آستان قدس رضوي، تحويل شد.
سياست روز
«آزمون مديران در كلام امام(ره)» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم سيد رسول صالح است كه در آن ميخوانيد:
آموزههاي ديني، براي آنكه اهميت قدرت و حكومت و نقش حياتي آن را در نگاه قدرتمندان و حاكمان بنماياند، حقيقت آزمايش اله را در يك حوزه راهبردي به ظهور درميآورد. وقتي آزمايش خداوند به صورت يك اصل و سنت ثابت و تغييرناپذير به ميان آيد، همه نعمتها و دادههاي الهي، از جان و مال و فرزندان و امكانات در حيات فردي گرفته تا قدرت و حكومت در مديريت كلان سياسي، مورد آزمايش قرار ميگيرند.
در واقع، همه اين موهبتها، امانتهاي اله به شمار ميروند كه بايد به طور دقيق و سالم و بنابه خواست و رضاي خدا و منطبق با قوانين و دستورالعملهاي اسلامي به اجرا درآيند كه نعمتهاي گوناگون در دانشها و بينشها، فنون و صنايع، امكانات و ثروتها، قدرتها و رياستها، مورد بازخواست قرار ميگيرند و هر صاحب نعمتي كه ازاين آزمون بزرگ سرافراز بيرون آيد، رستگار است و در غير اين صورت در خسران و زيان.
با آنكه آزمايش اله اصلي است، عام و سنتي، عمومي و جاري در همه جا و در تمام حالات و عملكردها و امكانات و نعمتها، ليكن بايد اذعان و اعتراف داشت كه هر چه نعمتها بزرگتر و جامعتر باشد، امتحان و آزمايش نيز به همان ميزان حساس تر و عظيمتر. و به همين دليل صاحبان قدرت و حكومت، داراي امتحاني دقيق و سخت ميباشند و مراقبتي مستمر و بسيار حياتي و همه جانبه را بايد بر تمام حركات و تصميمگيريها و عملكردهايشان حاكم كنند.
حساستر و حياتيتر بودن آزمايش صاحبان قدرت و حكومت از آنجا ناشي ميشود كه براساس يك اصل ثابت و مبتني بر شرع و عقل، انسان به دليل داشتن تمايلات نفساني - كه البته بايد با جهاد اكبر مهار شوند تا موجب هلاكت آدمي را فراهم نياورند، همواره در معرض تحريكات و وسوسههاي شيطان نفس قرار ميگيرد.
عوامل و عناصري كه آدميان به آنها وسوسه ميشوند جلوهها و امكانات و نعمتهاي دنيايي هستند. در اين ميان، دولتمردان و صاحبان جاه و مقام و ثروتهاي كلان، به دليل تسلط بر همه اهرمها و ابزارهاي حكومتي و دولتي، از وسعت و گستردگي در امكانات برخوردار ميباشند و در نتيجه ميدان آزمايش آنان نيز فراگير و همه جانبه ميباشد.
همين جاست كه بايد هر زمامدار و صاحب منصبي خود را در حصار امن تقوا - به مفهوم صحيح و در ابعاد وسيع كه خلوص و يكرنگي، راستي و صداقت، تواضع و فروتني، مشاوره، نقدپذيري، فعاليت و مديريت خالصانه در مسير اعتلاي دين و صيانت از ملت و اداره صحيح كشور از آن جمله است، قرار دهد و قدرت و حكومت را به صورت ممدوح و پسنديده و به شكل وسيله براي خدمت و نه براي تحقق اهداف و مطامع سياسي و اقتصادي و جناحي به بهرهبرداري درآورد.
در انديشه امام خميني (ره)، موضوع آزمون قدرت و رياست، يكي از موضوعات مهم و اساسي است و اين پيشواي همه سونگر، اصل و سنت حتمي و قطعي و تغييرناپذير آزمايش زمامداران و دولتمردان را به صورت جدي و دقيق مطرح ميكنند و همه صاحب منصبان حكومت اسلامي را هشدار ميدهند كه از اين مهم غفلت نورزند:
"دولتمردان بايد بدانند كه رسيدن به اين مقام، امتحاني اله بوده است و سخت امتحاني است. خودشان توجه كنند به اينكه قبل رسيدن به اين مقام و بعد از رسيدن به اين مقام، چقدر در حالشان تفاوت حاصل شده است. قبل از رسيدن به اين مقام، به روساي جمهوري كه سابق بودند، به نخست وزيراني كه سابق بودند، به وكلاي مجلسي كه سابق بودند، به استاندارهايي كه سابق بودند، به دادگاههايي كه در سابق بودند، قبل از رسيدن خودشان به اين مقامات، به آنها اشكال داشتند و آنها را تقبيح ميكردند. الان كه خودشان رسيدند، آيا همان نقشه را عمل ميكنند كه آيندگان، آنها را تقبيح كنند يا خير؟! "
تهران امروز
«امام(ره) و مدل جديد حكومت داري» عنوان يادداشت روزنامه تهران امروز به قلم دكتر محمدمهدي مظاهري است كه در آن ميخوانيد:
انقلاب اسلامي موجب زايش مدل جديدي از حكومت داري گشت كه آزادي، استقلال و خوداتكايي از مشخصات بارز آن بود. اين واژگان كه براي مدتها فقط اسمي از آن باقيمانده بود، همچون دوره مبارزات ضد استعماري، استقلالطلبانه و رهايي بخش، روح تازهاي در ملتها دميد
از زماني كه انقلاب اسلامي ايران به وقوع پيوست در مورد علل و پيامدهاي آن كتابها و مقالات زيادي نوشته شده و سخنرانيهاي مختلفي صورت گرفته است. اما اين مطالعات عموما يا از جنبه ريشههاي داخلي و خارجي آن يا مقايسه آن با ساير انقلابها صورت گرفته است. در حقيقت تمركز مطالعات حول رشتههاي مختلف علوم سياسي، مطالعات تطبيقي يا از منظر رويكرد جامعه شناسي تاريخي روابط بينالملل بوده است. به ندرت ميتوان تحليلي در مورد انقلاب اسلامي ايران و رهبري آن، امام خميني(ره) يافت كه از منظر تئوريهاي روابط بينالملل به آن نگريسته باشد.
البته نميتوان انكار كرد كه در دل اين تحليلها، رگههايي از تئوريهاي روابط بينالملل وجود داشته است. بخصوص تجزيه و تحليلهايي كه درباره بازتاب منطقهاي و جهاني انقلاب اسلامي ارائه شده، در خود، جنبههايي از تئوريهاي روابط بينالملل به ويژه نظريههاي سيستمي را به همراه داشته است. «تئوريهاي اقتصادي» يا نظريههايي كه به «ساخت شكن» معروفند و در تبيين تاثير انقلاب اسلامي بر ساختار نظام بينالملل بسيار قدرتمند هستند، كمتر مورد توجه قرار گرفته است.
وقتي از ساختار نظام بينالملل سخن ميگوييم، منظور نحوه توزيع قدرت و نفوذ در سطح جهان است؛ همان مفهومي كه آن را به نام نظامهاي دوقطبي، چند قطبي، يك قطبي و... ميشناسيم. وقتي از تئوريهاي انتقادي سخن ميرانيم منظور تئوريهايي است كه اساس نظام موجود را قبول ندارند و آن را معادل قانون جنگل ميدانند. هدف اين تئوريها نقد وضع موجود، رهايي از آن و ترسيم آيندهاي مطلوب از جهان است كه در آن صلح جايگزين خشونت ساختاري گردد.
در واقع از ديدگاه اين تئوريها، وضع موجود به شدت مايه از خود بيگانگي است و بيعدالتي و استثمار در آن حكمفرماست. منظور ما از خشونت ساختاري در اينجا همان تعبيري است كه جان گالتونگ در توصيف نظام سرمايه داري به كار برده است. خشونت ساختاري خشونتي است كه از ماهيت سلطهگونه روابط ميان واحدهاي سياسي بهوجود ميآيد.
يعني ماهيت روابط ميان واحدها (سلطه و زيردستي) به گونهاي است كه در دل نوعي از استعمار، استضعاف و استثمار را جاي داده است. وقتي ماهيت نظام بينالملل را از فاصله سالهاي آغازين شكل گيري انقلاب اسلامي (1342) و پس از آن يعني تا مرحله پيروزي انقلاب اسلامي (1357) به خاطر آوريم، چيزي جز خشونت ساختاري در آن نمييابيم.
ابتكار
«ديندار روشنفکر و سياستمدار عارف» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم غلامعلي دهقان است كه در آن ميخوانيد:
خردادماه هر سال ياد و خاطره شخصيتي را با خود دارد که به اعتراف دوست و دشمن نقش مهمي در حيات فکري- سياسي ايرانيان داشت. وي را به حق ميتوان «آموزگار» آموزههاي قابل توجه در عرصه فقاهت، سياست و عرفان دانست.
امام فقيد توانست هم در عرصه «انديشه» و هم در عرصه «فعل سياسي» با نوآوري و خلاقيت، راه جديد و افق روشني براي انسان ايراني بگشايد. دراين باره نکات زير قابل توجه است؛ يکي از چشمگيرترين آموزههاي امام فقيد نگاه ويژه وي براي تحول در فهم فقه موجود بود.
وي صراحتاً اعلام کرد: «اجتهاد مصطلح در حوزهها کافي نيست» از ديدگاه «امام» اجتهاد شيعي صرفاً با در نظر گرفتن دو پارامتر «زمان» و «مکان» ميتواند سرزندگي و پويايي خود را حفظ کند. ترديد نبايد کرد که مانايي جمهوري اسلامي- ميراث گرانبهاي رهبر فقيد- تنها در پرتو اجتهادي تضمين ميشود که «زمان» و «مکان» دو رکن رکين آن باشند. علاوه بر اين امام خميني(ره) با به کارگيري عنصر «مصلحت» در فقه سياسي شيعه، مصلحت جمع و جامعه را بر هر مسأله ديگر ترجيح داد.
با اين وجود انتظار ميرود دستگاه فکري- فقه امام بيش از گذشته مورد توجه حوزويان بخصوص شاگردان وي قرار گيرد چرا که آن گونه که انتظار ميرفت کمتر شاهد کار فکري بر اين تفکر و انديشه نو و بديع بوديم. يکي ديگر از آموزههاي چشمگير، نگاه ويژه وي به دکترين فلسفه سياسي تشيع بود. امام با طرح مقوله «ولايت فقيه» راه برون رفت جامعه شيعي را در دوران غيبت کبري به خوبي نشان داد.
شيعيان در طي تاريخ هميشه با اعتقاد به اينکه حکومتها همه غاصب ولايت سياسي ائمه هستند، سر ناسازگاري وعدم همکاري با حکومتهاي وقت داشتند. حتي طرح تئوري «سلطان عادل» هم نتوانست موفقيت چنداني داشته باشد. «تئوري ولايت فقيه» تنها راه بود که ميتوانست سبب آشتي تودههاي شيعه با عرصه حکومت و دولتمداري گردد وامام در اين امر بسيار موفق بود و سبب گرديد تودهها با اعتماد به اين نوع رهبري در سختترين عرصههاي سياسي حضور يابند. با اين وجود وي علاوه بر عنصر «مشروعيت» درباره حاکم اسلامي از عنصر «مقبوليت» غافل نبود. از ديدگاه وي حاکم اسلامي ميبايست واجد هردو شرط «مشروعيت» و هم «مقبوليت» باشد.
امام خميني در عرصه فعل سياسي نشان داد پلوراليسم- تکثرگرايي- سياسي نيروهاي معتقد به انقلاب و نظام يک اصل راهبردي- استراتژيک- براي آينده نظام ميباشد. به همين دليل وي با انشعاب «مجمع روحانيون مبارز» از «جامعه روحانيت مبارز» موافقت کرد و اين درحالي بود که برخي دلسوزان انقلاب و نظام در آغاز با اين مسأله موافقت چنداني نداشتند.
اما بعدها ديدگاه عميق و ژرفانديشانه وي را مورد تحسين قرار دادند. امروز هم بيش از گذشته به اين ديدگاه رهبر فقيد نياز داريم تا در تعامل و تضارب آراء گوناگون بهترين راهها آشکار گردد. شخصيت فردي رهبر فقيد هم با خودآموزههاي فراواني داشت. يکي از مهمترين ابعاد شخصيتي امام بُعد «عرفاني» وي بود. بُعدي که سياست و فقاهت وي را هم تحتتاثير قرار داد.
با اين وجود عرفان وي حاشيهنشيني و گوشهگيري نبود. امام با تظاهر و ريا و زهدفروشي مخالف بود؛ «جامه زهد و ريا کندم بر تن کردم- خرقه پير خراباتي وهوشيار شدم» او از عالمان بيعمل و واعظان بيخرد دل پُردردي داشت؛ «واعظ شهر که از پند خود آزارم داد- از دم رند ميآلوده مددکار شدم» . امام(ره) را با متحجران کاري نبود؛ «خون دلي که پدر پيرتان از اين جماعت خورده است از ديگران نخورده است» امام خميني(ره) «شخصي براي همه نسلها درهمه عصرها، دينداري روشنفکر و سياستمداري آگاه به زمان و مکان بود.»
آفرينش
«چالش اعتياد در ميان نوجوانان و دانش آموزان» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
امروزه چالش موادمخدر چه سنتي يا صنعتي از چالشهاي اساسي جامعه در حال گذر ايران است که پيامدهاي متعدد سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي در جامعه از خود به جا گذاشته و همچنان براين آثار سوء ميافزايد. اين امر زماني اهميت بيشتري مييابد که بدانيم ايران با داشتن يک ششم مصرف موادمخدر در جهان درصدر فهرست مصرف کنندگان اين مواد خانمان سوز در جهان است.
در اين ميان و با اين توجه اکنون نسل نوجوان و دانش آموز کشور يکي از جوامع مورد هدف اصلي در اين زمينه است چه اينکه به باور بسياري از مقامات و کارشناسان در سالهاي اخير گرايش نوجوانان به موادمخدر موجبات نگراني خانوادهها و برنامهريزان کشور شده است.
در اين بين هر چند آمارهايي رسمي در اين مورد وجود نداشته است اما اين امر مسلم است که امروزه سن اعتياد پايين تر از حدي است که انتظار ميرود و سن گرايش به مواد مخدر و استعمال آن به دوره نوجواني يا به عبارت ديگر حدود14 - 13 سالگي رسيده است که در واقع بيانگر اين است که جامعه نوجوان و دانش آموز اکنون در تيررس تهديد مواد مخدر بويژه از نوع صنعتي آن است، چنانچه برخي پژوهشهاي ديگر نيز بيانگر افزايش ميزان رفتارهاي خطرناك مانند اعتياد در سطح مدارس است.
آنچه مشخص است اگر به گسترهاي از دلايل افزايش استفاده از موادمخدرو اعتياد در ميان دانش آموزان و نوجوانان اشاره کنيم ريشه اين عوامل را نميتوان تنها در نقش مدير، معلم و يا خانواده و يا جامعه بررسي كرد بلكه بايد مجموعه عواملي را در نظر گرفت وعللي همچون عوامل جغرافيايي وعوامل محيطي ديگري همچون فشارهاي روحي و رواني و وضع نامناسب اقتصادي خانوادهها، اختلافات خانوادگي، از هم گسيختگي خانواده، ارتباط ضعيف بين اعضاي خانواده، غفلت نسبت به فرزندان، گسترش انواع مواد مخدر، در دسترس بودن و تغيير الگو و شيوههاي مصرف، راهيابي انواع مواد مخدر سنتي و شيميايي به مدارس و.. را نام برد.
در اين حال مشخص است که اين امر با توجه به اهميت نسل نوجوان و دانش اموز چه تاثيرات منفي و پيامدهاي بلند مدت و کوتاه مدتي برجامعه ميگذارد و باعث از دست رفتن بسياري از منابع و نيروي انساني و ضربه جبرانناپذيري را بر پيکره اجتماع وارد ميآورد. همين امر نيز ما را وامي دارد تا با بررسي دقيق تر علل گرايش نسل نوجوان و دانش آموز به مواد مخدر بويژه صنعتي آن، سعي در بهبود شرايط و رفع عوامل اين پديده شوم برآييم.
در اين ميان در وهله نخست بايد با پذيرش مشکل و عدم انکار وجود اعتياد در ميان نسل نوجوان و سپس با درک علل ريشهاي آن به فکر چاره جويي مشکل براييم تا جدا از کاستن زمينههاي بروز بيشتر ان در بين نسل نوجوان به از بين بردن علل و زمينههاي بروز و ظهور بيشتر اين مشکل در ميان نوجوانان و دانش اموزان که در واقع آينده سازان کشورند کمک نماييم.
حمايت
«سلام بر روح خدا» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت به قلم سياوش يعقوبي است كه در آن ميخوانيد:
به نام آن خدايي که از فراخناي لاهوت، ملک ناسوت را لبريز از آواي دلپذير گلبانگ توحيد کرد و آن را در سينه شرحه شرحه جويندگان دوست به وديعت نهاد.
ذکرسخن از نام امام خميني(ره) تداعي خورشيدي است که شب ظلماني بشر را به نور بصيرت روشن ساخت و آرامش و حيات باطن را براي اهل نظر و تشنگان کوثر عشق و معنويت به ارمغان آورد. حقيقتا در عصر تباه انديشه بشري تنها با منظر ملکوتي امام قلوب بيمار انسانهاي تشنه خداوند آرام يافت. زيرا امام تجلي صراط مستقيم اله و چشمه زلال کوثر محمدي (ص) و سفينه نجات و رستگاري انسان سرگشته معاصر بود.
حضرت امام(ره) رهرو صراط المستقيم اله بود که همپاي آفتاب شريعت حرکت کرد تا آنکه توانست به مهتاب ولايت دست يابد و چونان خورشيدي تابان سالکان طريق طهارت را حيات بخشيد. به راستي غير از او چه کسي را ياراي آن بود که اين چنين خرقه حيات دنيوي را با رداي اله برتن انسان زيبنده نمايد ؟ نفس زکيه او عامل وحدت ملتي با اقوام مختلف شد که با ارادهاي به بلنداي تاريخ و به استحکام ايمان در برابر جهان کفر سينه برافشاند و به پيروزي بر دشمن ظالم و بي رحم نايل شود.
شايد ابرهاي سياه تفرعون فرعونيان تاريخ تا مدت زمان کوتاه بتوانند چهره خورشيدي را اندود کنند، اما بر اساس سنت الهي، حرکت تاريخ در راستاي جاءالحق و ذهق الباطل کان ذهوقا است و در اين راستا خورشيد خميني طومار استکبار مستکبرين عصر را درهم پيچيد و به يمن دم عيسايي او ملتي که ساليان سال تحت تبليغات زهرآگين غرب وشرق مغروق شده بود به طرفه العيني به امتي واحد تبديل شد و اين ناشدني بود الا بواسطه دم مسيحايي آن اسطوره زمين و زمان و آن امام عاشقان و رهرو طريق مصلحان.
طلوع اين خورشيد، انسان خسته معاصر را جاني تازه بخشيد و صعود آن سقوط ارزشهاي غربي و شرقي را به دنبال داشت کور سوهاي کم فروغ انديشههاي بي ارزش جهان معاصر در برابر تابش انوار حکمت آن عزيز سفر کرده يک شروع به خاموشي نهاد و اين امر جهان استکبار را بر آن داشت تا با اقدامات مذبوحانه داخلي و خارجي سعي در خاموش کردن آفتاب ولايت بر جانهاي خسته انسانهاي بي نهايت کند پس بي رحمانه بر او تاختند و تاختند اما هر چه بيشتر تاختند کمترتوفيق يافتند.
امام خميني(ره) با نهادينه کردن سنتهاي اله در بطن جوامع بشري بذر شجره طيبهاي را بر خاک افشاند که تا قرنها سايه سار انسان خسته از ستم و ظلم ظالمين و طاغوتيان ميباشد پس از غروب آن خورشيد عالم تاب عدالت و معنويت و راهبر مسيحا نفس حرم رحمانيت، ستارهاي ديگر از کهکشان ولايت درخشيد و محفل عاشقان و شيفتگان امام خميني (ره) را روشني بخشيد و طراوت بهشت را بر جانهاي شيفته ولايت و امامت ارزاني داشت.
شايد نتوان آفتاب را به محدوده تعريف در آورد ولي ميتوان صداي پاي او را بر تن خسته زمين شنيد و لمس کرد که بر روح و جان ملتي دميد و آنان را آنچنان روشن کرد که نور آن چشم تمام دنياي کفر را کور کرد و ديگر ياراي ايستادگي در برابر خلف راستين اوحضرت آيت الله خامنهاي (مدظله العالي ) و پيروان او را ندارد و فرياد رساي اسلام خواه در زمين و زمان طنين اندازاست وتا رهايي کامل بشرازظلمت فقر، جهل، خرافات، استثمار، استکبارواستعماربا نورمکتب رهايي بخش اسلام در جاي جاي اين کره ي خاکي نهضت او پيروزمندانه به پيش خواهد رفت يادش گرامي و راهش پر رهرو باد.
دنياي اقتصاد
«ضرورت شفافیت در سیاستهای پولی» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر پویا جبل عاملی است كه در آن ميخوانيد:
اينكه بانك مركزي تصميم به بازگرداندن نرخ سود سپردهها به سطح نرخهاي سال 89 را داشت (فارغ از مخالفت شوراي پول و اعتبار) حركتي ستودني است. اما غیر از این مساله، نکته اینجا است که تنها با برگرداندن نرخ سود سپردهها نميتوان از زیر بار تصمیم اشتباهی که دو ماه پیش گرفته شد، شانه خالی کرد. تصمیمات نهاد پولی فارغ از رای ملت بر عهده متخصصان گذارده شده تا چنین اتفاقاتی رخ ندهد که یک تصمیم بعد از دو ماه تغییر کند. باید مانند تمام بانکهای مرکزی دنیا که صورت جلسههای شورای سیاستگذاری پولی خود را تنها چند روز پس از جلسه منتشر ميکنند، صورت جلسات شورای پول و اعتبار هم به طور کامل منتشر شود تا معلوم شود دقیقا چه نهادها و چه کسانی موجب کاهش نرخ سود سپردهها شدهاند و انگیزه آنها دقیقا چه بوده است.
این گونه است که اجماع کارشناسان ميتواند به نهادهای غیرکارشناسی که به موجب قانون در شورای پول و اعتبار هستند، این مساله را نشان دهد که اصولا انگیزه آنها و دلایل شان اشتباه بوده است. هر چند امیدواریم که با نگاه به وقایع گذشته بازار در دو ماه گذشته، آن نهادها نیز از موضع خود کوتاه بیایند.
در واقع، شفافسازی تصمیمگیریهای نهاد پولی اصلی بدیهی در ادبیات اقتصادی امروز است که انتظار است کلمه به کلمه جلسات شورا مانند همه بانکهای مرکزی جهان، در اختیار رسانهها و کارشناسان قرار بگیرد و مطمئن باشید اولین منفعت این کار برای خود اعضای شورا است، زیرا تصحیح نظرات توسط کارشناسان موجب سیاستهای بهینه پولی است که در نهایت سودش برای آن مقام مسوول و نهاد متبوعش خواهد بود.
اما در مورد کاهش نرخ سود سپردهها فارغ از این تجربه عملی، لازم است این نکته باز یادآوری شود که وقتی در بازارهای موازی و بعضا غیرقانونی که دولت در آن هیچ نقشی ندارد، نرخ «وجوه وام دادنی» (Loanable Funds)، چندین برابر سود سپردهها است، با چه منطقی این نرخ کاهش یافت. وقتی بازار علامتی ميدهد و سیاستگذار فارغ از آن اقدام به سیاستگذاری ميکند، نتیجه غیر از این نخواهد بود که چند صباحی بعد، از اقدام اولیه بازگردیم.
وقتی در بازار غیر رسمی، عرضه کننده «وجوه وام دادنی» با سودی زیر 20 درصد یک ریال هم قرض نميدهد، کدام کارشناسی انتظار داشته است با سودهایی که اکنون در سیستم بانکی وجود دارد حسابهای سپرده پر باقی بماند؟ و غیر از این نیست که در هر مقطعي از زمان، صاحبان وجوه قصد خروج سپردههای خود کنند. شاید یک کارشناس دقیقا نميتوانست پیشبینی کند کدام بازارها و متغیرها در صورت کاهش سود سپردهها دستخوش تغییرات نامطبوعی ميشود، اما بیتردید این کارشناس ميتوانست تضمین کند که چنین سیاستی از آن جا که مغایر با نشانههایی است که بازار از خود بروز ميدهد، نميتواند تصمیمی سودمند برای اقتصاد باشد.
با تمامی این موارد، باید سپاسگزار بانک مرکزی بود که خیلی زود قصد بازگشت از این اشتباه را كرد. این موضع بسیار جای تقدیر دارد که بسیار شده سیاستی اشتباه گذارده شده و بلافاصله آثار نامطبوع بروز یافته، لیک نهاد تصمیمگیرنده حاضر به پذیرش آن نشده است و بر راه ناصواب تاکید کرده است. باشد كه شوراي پول و اعتبار نيز در مخالفت خود تجديدنظر كند.
جهان صنعت
«تصمیم بزرگ بانک مرکزی» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم نرگس حسیننژاد است كه در آن ميخوانيد:
تصمیم شورای پول و اعتبار برای عدم تغییر بسته سیاستی 90 اگرچه برای بانکداران تصمیمی ناخوشایند بود و آخرین امیدهایشان به باد رفت اما شاید این امتحانی باشد برای کسانی که درپی احداث بانکهای جدید هستند. چه آنکه رشد بیمحابای نقدینگی طی سالهای اخیر و رکود صنعت سرمایهداران را برآن داشته تا از بازار پول به سود برسند از همین رو است که طی کمتر از دو سال بیش از 100 تقاضا برای تاسیس بانک خصوصی به بانک مرکزی رسیده و با موافقت تعدادی از این درخواستها به زودی تعداد بانکهای خصوصی کشور به 50 میرسد.
این تعداد بانک در شرایطی که اقتصاد ایران بیش از گذشته به نفت وابستهتر شده کار را برای بانکداران سختتر میکند زیرا بانک مرکزی با صدور دستورالعملهایی به دخالت در بازار اقدام کرده و منجر به بروز مشکلاتی برای بازار پول شده است.
کاهش نرخ سود عقود مشارکتی به معنای بسته شدن راه سوددهی بانکهاست و اگر این دخالتها و فرمانهای بانک مرکزی ادامه یابد، بانکداری در ایران با بحران مواجه میشود.
بنابراین بانک مرکزی دو راه بیشتر درپیش رو ندارد؛ یا جلو صدور مجوزهای جدید را بگیرد یا به بانکداران اجازه مانور بیشتری بدهد در غیر این صورت باید شاهد بروز مشکلات بسیاری برای حوزه بازار پول و بهخصوص فرار سرمایهها از بانکها و بروز حباب در سایر بخشهای اقتصادی بود.
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



