ضرورت تعامل رسانه ای با کشورهای منطقه
طلايينيك تحليلگر مسائل سياسي در ميزگرد عملكرد رسانهها در برنامه هستهاي ايران كه همزمان با روز ملي فناوري هستهاي در خبرگزاري فارس برگزار شد، با بيان اينكه سال 89 سال انفعال غرب و ابتكار عمل ايران در موضوع هستهاي بود، گفت: به موازات انفعال بيشتر غرب در بهانه جويي هستهاي، جمهوري اسلامي ايران ابتكارات سياسي و ديپلماسي و رسانهاي كار آمدتري را در محيط بينالملل صورت داد، به گونهاي كه غرب از اهداف فرصت طلبانه در مذاكرات هستهاي سود قابل توجهي كسب نكرد و در مقابل ايران با حضور مبتكرانه و ايدههاي نو و مجموعهاي از ابتكارات ديپلماتيك، سياسي و تحرك رسانهاي توانست فشار همه جانبه غرب را مهار كند.
* موضوع هستهاي، فتنه داخلي، حقوق بشر و تحولات منطقه عرصه جنگ نرم غرب عليه ايران
وي ادامه داد: اين موضوع به گونهاي بود كه در 3 ماه پاياني سال گذشته استفاده از سوژه هستهاي براي پيشبرد جنگ نرم عليه ايران به ركود كشيده شد.
اين كارشناس روابط بينالملل با ذكر اين نكته كه غرب از موضوع هستهاي عليه ايران علاوه بر اعمال فشار رسانهاي و تحريم، بيشترين تلاش را در راستاي جنگ نرم داشت، اظهار داشت: موضوع هستهاي، فتنه داخلي، حقوق بشر و تحولات منطقه، عرصههاي اصلي جنگ نرم و سوژه سازي انحرافي عليه ايران از سوي غرب بوده است.
طلايينيك با بيان اينكه از سال گذشته روند انفعال غرب در ادامه سوژه سازي هستهاي عليه ايران و پيشبرد جنگ نرم به طور جدي مشهود بود، گفت: غرب و استكبار با نااميد شدن از استفاده ابزاري عليه ايران براي فضا سازي بينالمللي به دنبال سوژه سازيهاي جديد عليه ايران بوده است.
* صرف بيشترين انرژي غرب در موضوع هستهاي عليه ايران در بعد رسانهاي
وي در موضوع هستهاي تقابل غرب عليه ايران را تكنولوژيكي، سياسي، حقوقي و رسانهاي دانست و اظهار داشت: به نظر ميرسد وزن عمليات رسانهاي در مقايسه با اقدامات فني، اقتصادي، سياسي و حقوقي عليه ايران در سالهاي اخير بيشتر بوده است، زيرا به لحاظ حقوقي و قابليتهاي علمي و فني و ظرفيتهاي سياسي و ديپلماسي، ايران توانمنديهاي خود را در خنثي سازي فعاليتهاي غرب نشان داده و غرب با علم به دروغ پردازي و سوژه سازيهاي انحرافي در پي جنگ رسانهاي عليه ايران با موضوع هستهاي است.
اين تحليلگر مسائل سياسي ادامه داد: شايد بيشترين انرژي غرب در موضوع هستهاي عليه ايران در بعد رسانهاي بوده است.
طلايي نيك ارتقاي آگاهي ملي در ايران و تحرك رسانهاي به رغم محدوديتهاي فراملي را بيش از گذشته در موضوع هستهاي خواند و يادآور شد: اين آگاهي به گونهاي بود كه يكپارچگي ملي در ايران در موضوع صيانت از حقوق هستهاي در رسانهها و افكار عمومي داخلي كاملاً مشهود بود.
* تعامل رسانهاي با كشورهاي منطقه در شرايط موجود يك اصل ضروري است
وي در مورد نقش رسانهها در صيانت از حقوق هستهاي و خنثي سازي فشارهاي غرب گفت: نياز به تلاش و ابتكار عمل بيشتري داريم چرا كه احتمال جنجال سازي رسانهاي از سوي غرب در موضوع هستهاي به موازات ساير سوژهها در آينده وجود دارد.
اين كارشناس روابط بينالملل با يادآوري اينكه ما در بعد عمليات رسانهاي به ويژه در خارج از كشور بايد به ظرفيتهاي بيشتري توجه كنيم، اظهار داشت: تحولات اخير در كشورهاي منطقه انفعال بيشتري را عليه غرب در منطقه ايجاد كرده كه فرصتهاي نويني براي پيشبرد آرمانهاي ارزشي و منافع ملي در چالش با غرب با برآينده تحولات منطقه و جهان براي ايران فراهم آورده است.
طلايينيك تعامل رسانهاي با كشورهاي منطقه در شرايط موجود را يك موضوع مهم خواند و افزود: تمايل جديد كشورهاي منطقه براي برخورداري از انرژي هستهاي صلح آميز فصل مشترك جديدي براي ايران و كشورهاي منطقه است.
وي انتقال تجارب و قابليتهاي فني ايران با به ثمر نشستن قيامهاي منطقه در آينده را قابل تصور دانست و اظهار داشت: نياز كشورهاي منطقه به انرژي هستهاي صلح آميز و ساير كشورهاي جهان در دهههاي آينده قابل انكار نيست و لذا سياستهاي جديد آمريكا و غرب در كنترل انحصاري دستيابي به انرژي هستهاي براي مصارف صلح آميز با توجه به كاهش وابستگيهاي منطقه به غرب با زمينههاي جديدي مواجه خواهد بود.
* رسانههاي خارجي در بحث هستهاي ابتكار عمل را به دست گرفتند
اين تحليگر مسائل سياسي متناسب با ملاحظات امنيتي ملي، همكاري مسئولان با رسانهها را مطلوب خواند و يادآور شد: آنها در اطلاعرساني و پاسخگويي به سؤالات افكار عمومي خوب عمل كردهاند، البته در برخي مقاطع سرعت انعكاس اخبار هستهاي در رسانههاي خارجي بيشتر از داخلي بوده و به علت برخي احتياطهاي غير ضرور رسانههاي خارجي ابتكار عمل را در بحث هستهاي به دست گرفتند كه اين نقاط آسيب پذير در موضوع هستهاي قابل تأمل است، اما در مجموع تحرك رسانهاي مسئولان متناسب با اقتضائات، مثبت ارزيابي ميشود.
طلايينيك بزرگنمايي موضوع هستهاي در افكار عمومي و رسانهها را خواست غرب دانست و گفت: حتي انعكاس فعاليتهاي هستهاي در رسانههاي داخلي بيش از حد نياز افكار عمومي چندان ضرورتي ندارد لذا مديريت افكار عمومي متناسب با جنگ رسانهاي غرب از يكسو و لزوم اطلاع رساني از فعاليتها و پيشرفتهاي هستهاي ايران از سوي ديگر دو مؤلفه اصلي در تنظيم همكاري رسانهها و مسئولان است.
* ناتواني در مديريت افكار عمومي بينالمللي
وي آسيب پذيري اصلي كشورمان را در مديريت افكار عمومي بينالمللي خواند و اظهار داشت: ميزان امكانات رسانهاي ايران در مقايسه با اردوگاه غرب در موضوع هستهاي و ساير چالشها كافي نيست و لذا براي پر كردن اين خلاء جدي بايد تلاش مضاعفي انجام دهيم.
اين كارشناس روابط بينالملل وضعيت موجود در تحرك رسانهاي در خارج از كشور را چندان مطلوب ندانسته و يادآور شد: برخي نشانههايي كه از رسانههاي غربي به دست ميآيد، حاكي از آن است كه فريبكاري و گمراه كردن افكار عمومي، حتي ايرانيان خارج از كشور يك واقعيت تلخ و انكار ناپذير است، لذا ضرورت تلاش رسانهاي در موضوع هستهاي در بعد برون مرزي به شدت احساس ميشود.
* فعاليتهاي رسانهاي برون مرزي راهبرد اصلي خنثي سازي جنگ رسانهاي غرب
طلايينيك ادامه داد: تا زماني كه از ظرفيتهاي بيشتري در امكانات رسانهاي در خارج از كشور برخوردار شويم بايد به همكاري رسانهاي با رسانههاي خارجي متناسب با زمينههاي ممكن فكر كنيم.
وي افزود: به طور مثال توليدات مشترك بين رسانههاي داخلي و برخي رسانههاي خارجي كه وابستگي جدي به اردوگاه غرب ندارند، ميتواند تا حدودي اين خلاء اطلاع رساني و واقعيتها و حقايق فعاليتهاي هستهاي ايران را پوشش دهد كه در اين راستا اقدام جدي نداشتهايم.
اين تحليگر مسائل سياسي راهبرد اصلي در خنثي سازي جنگ رسانهاي غرب را در فعاليتهاي رسانهاي برون مرزي خواند و افزود: راهبردهاي غرب در چالش هستهاي با ايران تحت تأثير راهبردهاي كلان آمريكا و متحدانش است و تا زماني كه آمريكا نسبت به انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران تغيير استراتژي كلان ندهد، استراتژيهاي فرعي آمريكا در موضوع هستهاي و افت و خيزها در سياستهاي غربي قابل پيش بيني است.
* استراتژي غرب در برابر ايران تحت تأثير توانمنديهاي ايران، تحولات منطقه و راهبرد كلان آمريكا
طلايينيك اصل ورود غرب به موضوع هستهاي ايران را بر اساس يك انحراف سازي در افكار عمومي و نهادهاي بينالمللي مانند آژانس و شوراي امنيت و بهانه جويي با دروغ پردازي دانست و يادآور شد: هرگونه تعامل و توافق از طريق مذاكره و ديپلماسي و فراهم شدن حل نهايي موضوع هستهاي ايران در چالش با غرب مستلزم تغيير نگاه غرب به ايران به موازات تحميل توانمنديها و ظرفيتهاي ايران به غرب در ابعاد گوناگون و تأثير تحولات منطقهاي است.
وي استراتژيهاي كلان آمريكا و غرب در برابر ايران را تحت تأثير 3 مؤلفه ظرفيتها و توانمنديهاي ايران، تحولات منطقه و راهبردهاي كلان آمريكا در برابر ايران و مسائل منطقهاي خواند و اظهار داشت: نميتواتيم برنامهها و فعاليتهاي رسانهاي ايران را در موضوع هستهاي فارغ از ساير تحولات منطقه و راهبردهاي آمريكا در سايه چالشها با ايران دنبال كنيم.
* عرصههاي چالش ايران و غرب فراتر از موضوع هستهاي است
اين كارشناس روابط بينالملل عرصههاي چالشي ايران با آمريكا و غرب را فراتر از موضوع هستهاي دانست و خاطرنشان كرد: در محيط خارجي ما بيش از وضعيت موجود به ظرفيت سازي رسانهاي در قالب امكانات خاص يا همكاريايي مشترك با رسانههاي برون مرزي نياز راهبردي داريم كه با برخي انعطافها در پذيرش همكاري با رسانههاي خارجي رسانههاي داخلي ميتوان اين همكاري را دنبال كرد.
طلايي نيك همراه سازي افكار عمومي را به عنوان يك راهبرد پشتيباني در سياستهاي غرب يك واقعيت جدي دانست و افزود: نميتوانيم با محدوديتها و كمبودهاي رسانهاي خود در عرصه جهاني همه اهداف خود را محقق كرده و تاثيرگذاري عميقي در افكار عمومي جهان با توجه به چالشهاي زيادي كه با غرب داريم به نتيجه برسانيم.
* تحرك رسانهاي در خارج از كشور معطوف به كشورهاي عامل فشار شود
وي ادامه داد: بايد اولويت راهبردي در تحرك رسانهاي در خارج از كشور معطوف به كشورهاي عامل فشار بر ايران شود و اين كشورها در موضوع هستهاي و واقعيتهاي برنامه صلح آميز ايران بايد در اهداف رسانهاي ما قرار بگيرند چرا كه هر گونه اعمال فشار و تداركات اقدامات تقابلي عليه ايران از سوي غرب مستلزم آماده سازي افكار عمومي در غرب و افكار عمومي در ايران است.
اين تحليلگر مسائل سياسي با بيان اينكه به موازات مديريت اطلاع رساني داخل كشور نيازمند به خنثي سازي انحراف افكار عمومي در كشورهاي عامل فشار به ايران در موضوع هستهاي هستيم و غفلت از اين موضوع ميتواند در سياستهاي و راهبردهاي اعمال فشار بر ايران تعيين كننده باشد، گفت: در موضوع جريان سازي پيرامون برنامه هستهاي در داخل كشور در مجموع نيازهايمان تا حد بالايي پاسخ داده شده و يك انسجام، هماهنگي و انگيزه خوب در اكثر رسانههاي داخلي براي حمايت از پيشرفتهاي هستهاي صلح آميز ايران وجود دارد.
*خلاء جدي در جريان سازي رسانهاي در خارج از كشور
طلايينيك با ذكر اين نكته كه به موازات انسجام ملي در بين مردم و مجموعه حاكميت، رسانهها هم تلاش منسجمي را انجام دادند، خاطرنشان كرد: اما از آنجا كه منشاء موضوع هستهاي ايران محيط خارجي است بايد بخش عمدهاي از تلاشها و تدابير جديد را براي تحرك رسانهاي در موضوع هستهاي براي خارج از كشور تدارك ببنيم.
وي يادآور شد: اين موضوع به مفهوم غفلت از جريان سازي رسانهاي در موضوع هستهاي در داخل كشور نيست بلكه ما خلاء جدي در جريان سازي رسانهاي در خارج از كشور را به وضوح ميبينيم.
اين كارشناس روابط بينالملل با بيان اينكه با يك مراجعه ساده به نخبگان، افكار عمومي در رسانههاي خارجي و كانونهاي مرتبط با نهادهاي بينالمللي آسيب پذيريهاي خاصي را در اطلاع رساني داريم، يادآور شد: البته اين به مفهوم كوتاهي و سستي در استفاده از امكانات موجود نيست بلكه به ظرفيت سازيهاي جديد در قالب امكانات خاص از سوي ايران و يا همكاري مشترك با نخبگان و رسانههاي خارجي نياز داريم كه به نظر ميرسد با توجه به اينكه نفوذ رسانههاي خارجي و ماهوارهها در ايران افزايش يافته بايد فاصله و ديوار بين رويكرد رسانههاي داخلي با جنگ رسانهاي كه از طريق ماهوارهها و شبكههاي سايبري در محيط داخل انجام ميشود را پر كنيم.
طلايينيك با اشاره به وجود نوعي بياعتمادي بين رسانههاي داخلي و خارجي اظهار داشت: ما شاهد همكاري جدي مشترك بين رسانههاي داخلي و خارجي جز در شبكههاي خاص و همسو نيستيم.
*
وي ادامه داد: با تحولات اخير منطقه به نظر ميرسد ظرفيتهاي جديد رسانهاي در كشورهاي منطقه و حتي برخي كشورهاي خارج از منطقه براي همكاري فراهم خواهد شد زيرا غرب به رغم تقابل و چالش با ايران به تعامل با ايران براي پيگيري مسائل منطقهاي نياز استراتژيك دارد كه اين نياز ميتواند فرصتي براي همكاريهاي رسانهاي و حتي تعامل جديتر براي فعاليتهاي مشترك رسانهاي بين ايران و رسانههاي خارجي باشد.
* رسانه نقش تعيينكنندهاي در ايستادگي ملي، ديپلماسي، تحريم و تلاشهاي فني دارد
اين تحليلگر مسائل سياسي چالش هستهاي ايران را تلفيقي از ايستادگي ملي، ديپلماسي، تحريم و تلاشهاي فني دانست و افزود: در همه اين چهار عرصه رسانه نقش ثابت و تعيين كنندهاي دارد و نميتوان نقش رسانه را در هيچ يك از اين چهار عرصه ناديده گرفت.
* عمليات رسانهاي، محوريترين عرصه در ديپلماسي عمومي
طلايينيك ادامه داد: با توجه به اينكه ديپلماسي عمومي با سرعت زياد پررنگتر از گذشته در سياستها و روندها و راهبردها خود را نشان ميدهد محوريترين عرصه در ديپلماسي عمومي عمليات رسانهاي است لذا در موضوع هستهاي علاوه بر ديپلماسي رسمي و ايستادگي ملي در برابر تحريم و فشار به ديپلماسي عمومي با محوريت فعاليتهاي رسانهاي نيازمند مستمر داريم.
وي خاطرنشان كرد: از اين زاويه بايد در صيانت از حقوق هستهاي و پيشبرد فعاليتهاي هستهاي صلح آميز ايران همواره نقش رسانهها را در ايفاي نقش راهبردي لحاظ كنيم.



