مرگ مشكوك زن جوان بعد از مطالبه مهريه
زن جواني مدتي بعد از مطالبه مهريه، در جريان يك حادثه فوت كرد كه تحقيقات درباره مرگ يا قتل اين زن همچنان ادامه دارد.
به گزارش فارس، شامگاه26 مهر سال 88، مأموران پليس آگاهي شهرستان كرج از مرگ مشكوك زن جواني به نام سهيلا در بيمارستان تأمين اجتماعي باخبر شدند.
مأموران بعد از حضور در بيمارستان با جسد سهيلا رو به رو شدند كه به گفته پزشكان امكان تشخيص علت مرگ در آن لحظه نبود اما به گفته همراهان مقتول، شوهر وي بعد از حادثه ناپديد شده است.
به گفته صاحبخانه كه خاله سهيلا و شوهرش است، آنها قرار بود بعد از ترك خانه وي، به تهران و خانه عمه سهند بيايند اما ساعاتي بعد عمه سهند با وي تماس گرفته و مدعي شد كه سهند به او گفته در حياط خانه سهيلا را هل داده و بعد از اطلاع از مرگ وي فرار كرده است.
تلاش مأموران براي شناسايي متهم به قتل ادامه داشت تا اينكه 19 روز بعد از قتل، سهند به همراه پدر خود به اداره آگاهي تهران بزرگ مراجعه و خود را به پليس معرفي كرد.
در نهايت و بعد از انجام تحقيقات لازم، قرار مجرميت متهم به اتهام قتل عمد و به علت تناقضگوييهاي متعدد متهم و همچنين نظريه پزشكي قانوني مبني بر اينكه علت مرگ ضربات منتهي به مرگ به نواحي گردن و سر، صادر شد؛ پرونده براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران ارجاع شد كه صبح امروز در شعبه 113 به رياست قاضي محمدسلطان همتيار برگزار شد؛ اوليايدم مانند جلسه قبل در دادگاه حاضر نشدند اما خواسته خود را قصاص متهم عنوان كردند.
در ابتداي جلسه، ذبيحزاده نماينده دادستان ضمن قرائت كيفرخواست صادره اظهار داشت: متهم حدود 2 سال قبل از قتل، سهيلا را به عقد خود درآورد بود كه در ادامه باهم دچار اختلافاتي شدند؛ تا جايي كه مقتول مدتي قبل از قتل با شكايت به دادگاه خانواده، مهريه 114 سكهاي خود را مطالبه كرده بود.
در ادامه جلسه، متهم در جايگاه قرار گرفت و با بيان اينكه اتهام را قبول ندارد، گفت: من اختلاف خاصي با همسرم نداشتم كه منجر به ضرب و جرح يا قتل او شود.از ابتداي ازدواج ما، برادر بزرگتر او در زندگي ما دخالت و او را تحريك به طلاق ميكرد؛ سهيلا به تحريك برادرش بود كه مهريه خود را مطالبه كرد.
متهم درباره روز حادثه گفت: روز حادثه بعد از اينكه به همراه سهيلا و پسرخالهام به قهوهخانه رفتيم، با هم به خانه خالهام برگشتيم. دقايقي آنجا بوديم كه باهم از خانه خارج شديم. قبل از خروج از خانه، سهيلا از روي پلهها روي زمين افتاد اما به سرعت بلند شد و با بيان اينكه اتفاق خاصي نيفتاده به دستشويي رفت. حدود 15 دقيقه طول كشيد اما بيرون نيامد، هرچه صدايش كردم جواب نداد تا اينكه به ناچار وارد و با جسد او رو به رو شدم.
سهند ادامه داد: به خاطر اينكه برادر سهيلا خانه خالهام بود، ترسيدم موضوع را به آنها بگويم و به همين دليل از آنجا فرار كردم. به عمهام زنگ زدم و موضوع را به طور سربسته گفتم.
قاضي از متهم سؤال كرد كه چرا در اولين جلسه تحقيقات مدعي شدي كه هيچ اطلاعي از نحوه و علت فوت همسرت نداري، كه متهم در جواب گفت: من از ابتدا حقيقت را گفتم و اين ادعا را قبول ندارم.
بعد از اظهارات سهند، فرشاد پسرخاله وي در جايگاه قرار گرفت و گفت: بعد از اينكه به خانه برگشتيم، سهيلا وقتي برادرش را ديد، از سهند خواست از آنجا بروند. حدود 2 ساعت بعد عمه سهند زنگ زد و به مادرم گفت سريع حياط را بگرديد. من هم رفتم و حياط را بازرسي كردم اما چيزي نديدم.
وي ادامه داد: وقتي آمدم داخل آپارتمان، مادرم خودش رفت و حياط را بازرسي كرد كه ناگهان فرياد زد. وقتي ما به حياط آمديم مادرم را در حال خارج كردن جسد سهيلا از دستشويي ديدم. بعدا از مادرم شنيدم كه از عمه سهند شنيده است كه سهند به او گفته سهيلا را داخل حياط هل داده است.
بعد از فرشاد، مادر وي در جايگاه قرار گرفت و برخلاف اظهارات پسرش، مدعي شد كه عمه سهند درباره درگيري سهند و سهيلا چيزي به او نگفته است؛ اما اين زن وقتي مقابل مدارك و اظهارات قبلي خود از سوي دادگاه قرار گرفت حرف خود را عوض كرد و مدعي شد كه اظهارات قبلي خود را قبول دارد.
عمه سهند هم در جايگاه قرار گرفت و منكر اين شد كه موضوع درگيري را به خاله سهند گفته است؛ وي در مقابل سؤال قاضي مبني بر اينكه اگر سهند موضوع درگيري را به تو نگفته است، پس چطور به خاله وي گفتي كه به حياط برود و آنجا را ببيند، فقط سكوت كرد.
در انتهاي جلسه، با توجه به اينكه اوليايدم در جلسه حضور نداشتند و نظر خود را درباره پرداخت مابهالتفاوت ميزان ديه زن و مرد، اعلام نكردند، جلسه محاكمه به وقت ديگري موكول شد.
انتهاي پيام/گ



