رمزگشایی رایس از فرآیند تربیت نیرو در ایران
کد خبر: ۱۵۴۱۷۶
| | 11332 بازدید
محمد عبدالهی در برهان نوشت:
نیمه
اسفندماه امسال و در کوران تحولات انقلابی جهان اسلام «یوزف یوفه» خبرنگار
نشریه سایت آلمان موفق شد،گپی اختصاصی با وزیر سیه چرده امورخارجه سابق
آمریکا داشته باشد.پرسشهای خبرنگار آلمانی بیشتر حول تحولات منطقه
خاورمیانه و تلاشهای غرب برای مدیریت اوضاع میچرخید.در میان پاسخهای
«کاندولیزا رایس» یک نکته برجسته وجود داشت که از تلاش مدتدار آمریکا برای
آموزش از راه دور یا نزدیک نیروهایی در داخل سایر کشورها خبر میداد. رایس
در پاسخ به پرسش این خبرنگار که از او در خصوص نقش غرب برای آزادی وارداتی
به کشورها پرسید اینگونه پاسخ داد:«اول آن که باید به اصل دموکراسی پایبند باشیم وآن را مورد حمایت قرار دهیم و دوم باید به آنانی که حقوقشان را مطالبه میکنند اما همزمان حاضرند، مسؤولانه نیز رفتار کنند، کمک کنیم.» بخش بسیار مهم سخنان وزیر امور خارجه سابق آمریکا آن جایی بود که وی به مرکز متولی آموزش نیروهای هوادار آمریکا در کشورهای خاورمیانه اشاره کرد:«در همین ارتباط به واسطه موسسه ملی دموکراسی آمریکا تاکنون توانستهایم هزاران فعال را آموزش دهیم.ما تاکنون به اشکال بسیار مختلف در بحث آموزش سرمایهگذاری کردهایم تا یک لایه اجتماعی از لحاظ فکری سکولار را در عرصه بینالملل رشد و پرورش دهیم.»
گذشته از تصریح رایس به سرمایهگذاری گسترده آمریکا در منطقه برای تربیت نیرو، اشاره او به نیروهای پرورش یافته توسط این سیستم در ایران رمزگشای بسیاری از رخدادهایی بود که در طول 21 ماه گذشته شاهد آن بودهایم. رایس با تأکید بر اینکه سال 2011(م) جهان به گونهای دیگر است افزود:«در این سال خاورمیانه نیز به خاورمیانهای دیگر بدل شده است.» وی گفت:«نیروهای سکولار ایران قویتر از گذشته شدهاند و از اینرو ما دیگر نباید به قیاسهای اشتباه بسنده وتکیه کنیم.»
در میان سخنان رایس سه نکته شایسته تبیین به چشم میخورد:
1- در سال 2008 (م) مرکز سیاست عمومی خاورمیانه (مؤسسه رند) که با پشتیبانی مالی بنیاد اسمیت ریچاردسون فعالیت میکند، پژوهشی را در 10 فصل تنظیم کرد. در این پژوهش مسأله آینده جوامع اسلامی و تأثیرمستقیم آن بر امنیت غرب مورد بررسی قرار گرفته بود .نگاه کلی نویسندگان مؤسسه رند در این بررسی آن بود که ایالات متحده برای مقابله با تهدید جوامع اسلامی خاورمیانه باید همچون دوران جنگ سرد به شبکه سازی از عناصر میانهرو روی آورد.براین مبنا پژوهش مورد اشاره با این رویکرد که ایجاد شبکههای میانهرو در جهان اسلام نیاز به «کاتالیزورهای خارجی» دارد وباتأکید براینکه ایالات متحده تجربهای مشابه در مورد تقویت شبکههایی از آزاداندیشان ودموکراسیطلبان در دوران جنگ سرد داشته است،این مسیر را «نقشه راه» آمریکا در جهان اسلام معرفی میکند. در ادامه این اثر، تجارب آمریکا در جنگ سرد مورد تأکید قرار گرفته است. از جمله آنها به حفظ اعتبار گروههای مورد حمایت غرب از طریق محرمانه نگاه داشتن ارتباط آنها با دولت آمریکا تأکید ویژهای شده است.آنچه در فرمول پیشنهادی بنگاه رند به موضوع این نکته از نوشتار پیشرو نزدیکتر است. ارایه علایم شناسایی گروههایی است که از نظر نویسندگان این پژوهش میتوانند «شرکای بالقوه آمریکا» در منطقه باشند. این گروهها عبارتند از؛سکولارها،مسلمانان لیبرال و سنتگرایان میانهرو. پژوهش مذکور در ادامه تصریح میکند که این شاخصهها در گروههای پنجگانه زیر قابل جستجو است:
الف- دانشگاهیان و روشنفکران مسلمان لیبرال و سکولار.
ب- روحانیون میانهرو جوان.
ج-فعالان اجتماعی.
د ـ گروههای زنان.
ه ـ روزنامهنگاران و نویسندگان میانهرو.
راه اندازی کارگاههای آموزشی و سمینارهایی برای انتقال تجربیات به سکولارهای جهان اسلام نیزدر زمره پیشنهادات تکمیلی نویسندگان پژوهش مورد اشاره است.
این مستندات تنها بخشی از بسیاری اسناد دیگر است که برای تبیین سیاستهای جدید آمریکا در خصوص جهان اسلام راه گشاست. سیاست راهبردی که کاندولیزا رایس با عنوان پدید آوردن«لایه اجتماعی سکولار» از آن نام برده است. درامتداد همان سناریویی است که پژوهشگران مرکز سیاست عمومی خاورمیانه در فرمول شبکهسازی از آن سخن گفته بودند.
2- به اعتراف کاندولیزارایس «موسسه ملی دموکراسی آمریکا»تاکنون واسطه آمریکا برای آموزش هزاران فعال دموکراسیخواه بوده است.چندی پیشابعاد پنهان مؤسسه مورد اشاره رایس که آن رابا نام اختصاری NEDمیشناسند، توسط«تیری میسان» نویسنده فرانسوی تبار و مدیر پایگاه اینترنتی «ولترنت» درمقالهای افشا شد.در مقاله میسان آمده بود:
«جورج بوش، طي سخنراني خود در بيستم ژانويه سال 2004(م)، به صراحت اعلام كرد كه قصد دارد بودجه سازمان بنياد ملي دموكراسي (يا ان. اي. دي) را تا دو برابر افزايش دهد و تأكيد كرد،وظيفه جديدش بر ارتقاء و افزايش انتخاباتهاي آزاد، تبادلات آزاد، آزادي مطبوعات و آزادي اتحاديه تجاري در خاورميانه متمركز خواهد بود... .چنين گفتهاي از جانب بوش براي كاخ سفيد به اين معناست كه آمريكا ميبايد عملياتهاي نظامي خود را در منطقه كامل كند و همزمان نيز مداخله خود در امور داخلي كشورهاي هدف را افزايش دهد... در اوايل دهه 80 ميلادي، رونالد ريگان ریيس جمهور وقت آمريكا، اتحاد شوروي را امپراطوري شيطان خواند و روشهاي جديدي براي مبارزه عليه اين امپراطوري تشريح كرد. در واقع در اين زمان بود كه تلاشهاي شديد براي بيثباتسازي از طريق بسيج جامعه شهري، نيز به اقدامات بازدارنده نظامي و ديپلماتيك عليه رژيمهاي هدف، اضافه شد... در عين حال پس از آنكه فعاليتهاي سري سازمان سيا توسط يك سلسله كميسيونهاي تحقيق، فاش شد و افكار عمومي نيز اين فعاليتها را محكوم كردند، شوراي امنيت ملي آمريكا تصميم گرفت تا فعاليتهاي خود را تحت نامهاي ديگر و با روشهايي ادامه دهد كه ظاهر تميزتري داشته باشند، البته تمامي اين ساختار جديد نيز ميبايست با ايجاد يك مسير دودستگي به عنوان اصلاح سياسي، مورد حفاظت و حمايت قرار ميگرفت.
ميسان با اشاره به هويت قانوني بنياد ملي دموكراسي مينويسد:
«اين سازمان بطور رسمي از ششم نوامبر 1982(م) به عنوان يك جامعه غيرانتفاعي ايجاد شد و اين در حالي است كه بودجه اين سازمان توسط كنگره و بعنوان بخشي از بودجه مصوب وزارت خارجه براي آژانس توسعه بين المللي آمريكا تأمين ميشود.
ولترنت با اشاره به همكاري هيأت ملي دموكراسي با سيا مينويسد:
«اغلب افراد مشهوري كه در عملياتهاي پنهاني سيا مشاركت داشتهاند، عضو شوراي اجرايي و يا هيأت مدير N.E.D نيز بودهاند، از جمله اين افراد ميتوان به اوتو رايخ، جان نگروپونته، هنري سينسنروس و اوليوت آبرامز اشاره كرد... به طور جاري، بنياد ملي دموكراسي توسط وين وبر، نماينده جمهوريخواه سابق ايالت مينسوتا، بنيانگذار جامعه شديداً محافظهكار امپاور آمريكا و مسؤول حمايتهاي مالي ستاد تبليغاتي جورج بوش در سال 2000(م) رهبري ميشود. در همين حال مدير اجرايي اين سازمان نيز كارل گرشمن، مسؤول سابق سوسيال دموكراتهاي آمريكا و يك تروتسكيست عضو نظام نومحافظهكاران، ميباشد... به بيان ساده، بنياد ملي دموكراسي استمرار عملياتهاي پنهاني سيا ميباشد، در حقيقت به همين دليل است كه انگليس و استراليا نيز در توافقنامهاي كه روابط بين سرويسهاي سري نظامي آنها را تعيين ميكند، خود را در فعاليتهاي بنياد ملي دموكراسي شريك كرده اند.
اين گزارش در ادامه با بيان اين مطلب كه هدف و مرام اصلي بنياد ملي دموكراسي اين است كه «آنچه براي آمريكا خوب است براي تمام دنيا نيز خوب است.» خاطر نشان ميسازد:
«اعتبارات بنياد ملي دموكراسي توسط يك شوراي اجرايي متشكل از نمايندگان حزب جمهوريخواه و دموكرات، اتاق بازرگاني آمريكا و اتحاديهي بازرگان مديريت ميشود كه هر پيشنهادي نيز ميبايست براي اجرايي شدن دست كم نظر دوسوم اعضاي شوراي اجرايي را كسب كند.»
ولترنت در تشريح چگونگي اختصاص اعتبار به بنياد ملي دموكراسي مينويسد:
«پس از آنكه وجه پيشنهادي براي تخصيص اعتبار تعيين شد، اين مبلغ به بنيادهايي ارسال ميشود كه توسط هر يك از اعضاء اداره ميشود.... بنياد ملي دموكراسي تعيين ميكند كه كدام كشورها ميبايست به عنوان هدف عملياتهاي اين سازمان انتخاب شوند، سپس اين هيأت با حمايت مالي و با استفاده از شركاي اجتماعي خود در جهت براندازي دولتهاي هدف تلاش خواهد كرد، پس از آن نيز افرادي كه به منافع آمريكا وابسته باشند، به قدرت خواهند رسيد.»
ميسان در انتهاي گزارش خود در رابطه با بودجهي بنياد ملي دموكراسي مينويسد:
«به طور رسمي بودجهي بنياد ملي دموكراسي تنها به 50 ميليون دلار افزايش يافته است، اما اين در حالي است كه تأمينكنندگان مالي و اعانهدهندگان خارجي اين هيأت سالانه چندصد ميليون دلار به اين سازمان كمك ميكنند. مهمترين اين تأمين كنندگان عبارتند از: وزارت خارجه آمريكا، وزارت خزانهداري آمريكا و سازمان سيا كه بطور محتاطانه كمكهاي خود را به بنياد ملي دموكراسي ارايه مي كند»
N.E.D همچنين داراي بورسهاي تحقيقاتي ميباشد كه در وب سايت خود نيز براي سال 2011-2010 (م) فراخوان عضويتي به شرح زير داده است:
«بنياد ملي دموكراسي براي برنامه پژوهشي خود (ريگان ـ فاسل) تقاضاي درخواست براي سال 2010-2011(م) ميپذيرد. اين برنامه براي كمك به فعالان و محققان در زمينه دموكراسيخواهي و براي پيشبرد مردم سالاري در سال 2001(م) در بنياد ملي تأسيس شد. اين برنامه دورههاي پنج ماههاي براي فعالان دموكراتيك و دورههاي پنج تا ده ماههاي براي محققين عرضه ميكند. فعالان دموكراسيخواه شامل حقوقدانان،كوشندگان سياسي و نخبگان جامعه مدني ميشود و محققان، شامل استادان دانشگاه، تحليلگران و نويسندگان ميگردد.پروژههاي تحقيقاتي ابعاد سياسي، اجتماعي، اقتصادي، حقوقي، تاريخي و فرهنگي دموكراسي را در بر ميگيرد.
افراد واجد شرايط ـ فعالان دموكراتيك و محققان در اين زمينه به خصوص از دموكراسيهاي نوپا و رو به موفقيت اولويت دارند. پژوهشگران برجسته آمريكايي و ساير دموكراسيهاي تثبيت شده و پايدار هم ميتوانند تقاضا كنند. فعالان بايد سابقه فعاليت مؤثر در پيشبرد دموكراسي داشته باشند و ميتوانند طرفدار عمل، وكيل، خبرنگار و يا از قسمت ديگري از جنب و جوش. محققان بايد داراي درجه دكتري يا معادل آن باشند. اين بورسها به آموزشهاي حرفهاي و يا براي تحصيل دانشجويان در مراكز دانشگاهي داده نميشود. تسلط به زبان انگليسي از پيش نيازهاي اصلي است.
حمايت ـ هر فعال يك مواجب ماهيانه، بيمه بهبودي، كمك سفر و كمك تحقيق و جستجو دريافت ميكند.
زمانبندي ـ اين برنامه در سال دو دوره دارد:
دوره پاييز از اول اكتبر 2010 تا 28 فوريه 2011(م) برقرار است و دوره بهار از مارچ 1 تا ژوئيه 31 سال 2011(م) خواهد بود.
ارسال تقاضا ـ براي ارسال تقاضا به سايت زير مراجعه و اطلاعات و تقاضا نامه را دانلود كنيد. سپس آن را به صورت تايپي به انگليسي تكميل كنيد.
wwwnedorg/forum/R-FApplicationsdoc و يا
wwwnedorg/forum/reagan-fascellhtml
مهلت ـ تقاضانامههاي مربوط به سال 2011-2010(م) بايد تا 9 نوامبر 2009(م) ارسال شوند. نتايج پس از بررسي تمامي تقاضاها در شرايط رقابتي در آوريل 2010(م) اعلام ميشوند.»
3- «نیروهای سکولار در ایران قویتر شده اند» این جمله فرازی دیگری از مصاحبه رایس با نشریه سایت آلمان است. برخی هنوز هم باور ندارند که میان این ادعای رایس یا دیگر اظهارات مشابه مقامات آمریکایی با سناریوهای ویژهای که در خصوص ایران تدارک دیده شده است ارتباطی مستقیم وجود دارد.
سند منتشره مربوط به اصول لازم در برقراري امنيت ملي آمريكا در سال 2006(م) به روشن شدن بخشي از اين مسأله كمك ميكند. محورهاي اصلي و اساسي مواضع آمريكا در برابر ايران با استناد به اين سند عبارت است از:
1- حمايت آشكار از صداهاي مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران توسط بالاترين سطوح تصميمگيري در آمريكا؛
2- تعميق و گسترش تحريمها عليه ايران؛
3- مخدوش و بدنام كردن چهرهي جمهوري اسلامي در خارج از كشور از راه هاي گوناگون مانند محكوم نمودن آن كشور در مجامع بين المللي؛
4- تلاش براي محدودكردن روابط كشورها و سازمانهاي بينالمللي با ايران؛
5- تلاش براي مشروعيت بخشي، گسترش و توانمندسازي سازمانهاي غيردولتي مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران؛
6- دخالت گسترده در امور داخلي ايران در زمينههاي انتخابات، حقوق بشر، زنان، رسانهها و اقليتهاي قومي و مذهبي؛
7- آموزش عناصر و تشكلهاي خارجنشين مخالف نظام جمهوري اسلامي و حمايتهاي سياسي و مالي از آن ها؛
8- محدود كردن نفوذ جمهوري اسلامي ايران در منطقه؛
9- ممانعت از دستيابي ايران به فناوري و دانش پيشرفته؛
10- تبليغ و ترويج دوگانگي حاكميت در ايران؛
11- فعالسازي و حمايت از شبكههاي رسانهاي ضدايراني.
اما اقدامهاي طراحي شده فوق در سند امنيت ملي آمريكا(سال 2006(م)) نيازمند ساز و كار اجرايي است كه در ادامه اين سند به شرح ذيل بيان گرديده است:
1- صدور بيانيههاي سياسي در مورد وضعيت آزادي و حقوق شهروندان ايراني و فعالان سياسي؛
2- اختصاص بودجه به منظور مداخله در امور داخلي ايران مانند تخصيص بودجه 5/1 ميليون دلاري براي حمايت از برخي سازمانهاي غيردولتي و برخي اشخاص در داخل ايران و هزينه كردن آن از طريق «بنياد اعانه ملي براي دموكراسي» و همچنين تخصيص بودجه 3 ميليون دلاري با هدف اعلام شده، كمك به سازمانهاي غيردولتي ايراني در زمينههاي مطبوعاتي و حقوق بشر؛
3- تقويت برنامههاي راديو فردا، از جمله سرويسهاي سخن پراكني بينالمللي، تقويت برنامههاي بخش فارسي صداي آمريكا و راهاندازي سايت اينترنتي وزارت امور خارجهي آمريكا به فارسي؛
4- راهاندازي دفتر امور ايران در دوبي با وظيفهي مديريت هزينه كردن بودجه آمريكا عليه ايران، جذب عناصر مستعد مخالف ايران، فعالسازي اقدامهاي پنهان عليه ايران، جمعآوري اطلاعات و همچنين جذب سازمانهاي غيردولتي مستعد و در نهايت آموزش روشهاي مختلف مقابله با جمهوري اسلامي به عوامل و مرتبطين؛
5- تمديد قانون تحريم اقتصادي ايران معروف به قانون «داماتو» تا سال 2006(م) و گنجاندن آن از اين سال به بعد در قانون «حمايت از آزادي ايران»؛
6- ايجاد ائتلافي از كشورهاي عربي حوزه خليج فارس به همراه مصر و اردن عليه ايران از طريق دامن زدن به شيعه هراسي، راهاندازي جنگ عقيدتي و فرافكني در مسألهي امنيت عراق؛
7- بينالمللي سازي مسألهي هستهاي ايران، متهم كردن ايران به حمايت از تروريسم و طرح اندازهگيري تهديدبودن ايران عليه امنيت بينالمللي.
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



