خواب شوم آل سعود برای کشورهای عربی خلیج فارس
ورود نظامیان سعودی به مجمع الجزایر بحرین برای آنچه محافظت از تأسیسات این جزایر گفته میشود، طرحی مقطعی برای نجات خاندان حاکم «آلخلیفه» به شمار میرود که ورای آن، اشغال نظامی این جزایر را به خوبی میتوان دید.
به گزارش «تابناک»، عربستان سعودی از سالها پیشتر و هنگامی که همه توان خود را برای جدایی این جزایر از ایران به کار برد، اندیشه بلعیدن این جزایر را در سر میپروراند و بنای پلی میان بحرین و شبهجزیره نیز مقدمهای برای رسیدن به این مقصود بود.
آنچه در این میان اشغال نظامی این جزایر را قطعی میکند، سکوت معنادار کشورهای غربی است؛ از یک سو، برخی مقامات آمریکایی میگویند خواستار اجرای تغییرات دمکراتیک در بحرین هستند و از سوی دیگر، نگفتهاند که با اشغال نظامی مخالف هستند؛ خاندان «آل سعود» که از آغاز تأسیس کشورهای کویت، بحرین، قطر و امارات متحده عربی با آنها مشکل ساختاری و اختلافات مرزی بسیار داشته و دارند و همیشه از موضع قدرت با این کشورها برخورد کرده است.
به باور بسیاری از تحلیلگران مسایل منطقه، یکی از مهمترین دلایل این کشورها و به عبارت بهتر دولت ـ شهرها در امضای تفاهمنامه نظامی و امنیتی با آمریکا و کشورهای غربی، نه ترس از ایران، بلکه ترس از بلعیده شدن توسط عربستان بوده است. هر چند هم اکنون قطر و کویت، نظر مثبت خود را با اشغال بحرین برای آنچه نجات شیخ «حمد بن عیسی» خوانده میشود، اعلام کرده و امارات متحده عربی نیز بر آن است تا نظامیانی را به بحرین بفرستد، اما این کشورها، «مار در آستین خود میپرورانند» و نوبت آنها هم میرسد.
اشغال نظامی بحرین به دست عربستان ـ که در قالب یک طرح دفاعی موهوم و نه چندان محکم با نام «سپر جزیره» صورت میگیرد ـ هیچ توجیهی ندارد و بنا بر مفاد این طرح، تنها در صورتی که یکی از این کشورهای عضو، مورد تهاجم نظامی خارجی قرار گیرند، نیروی موسوم به «سپر جزیره» باید به آن کمک کنند، در حالی که بحرین در جنگ نیست و این نظام سعودی است که این کشور را مورد تهاجم قرار داده و اشغال نظامی کرده است.
دلایل عربستان برای اشغال بحرین متعدد است، افزون بر موقعیت مهم بحرین در خلیج فارس و نگاه ویژه ایرانیان به آن، اکثریت شیعه این جزایر و تأثیرگذاری نهایی آنها بر شیعیان و همه مردم عربستان در صورت تشکیل حکومتی مردم سالار، میتوان نگاه دیگری را نیز دید و آن هم هشدار به دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس، از جمله قطر و کویت است که اگر در برابر انقلابهای مردمی نایستند ـ با توجه به دایره اختلافات مرزی میان طرفین و واهمه ریاض از مردمسالاری ـ عربستان مترصد اشغال نظامی آنهاست.
در این میان، موضوعی که بیشتر خودنمایی میکند، سکوت معنادار آمریکا در برابر این اشغال است؛ گویا برای ایالات متحده، مهم نیست، چه خانوادهای حکومت کند.
واشنگتن دم از مردم سالاری در بحرین میزند، ولی برای سران کاخ سفید، نبود ایران در بحرین و حفظ پایگاه پنجم این کشور در خلیجفارس مهم است؛ بنابراین، اگر عربستان سعودی بتواند منافع آمریکا را تأمین کند، پس سکوت بهترین وسیله برای رسیدن به مقصود است و در واقع، این سکوت دربردارنده پیام روشنی از سوی کاخ سفید برای موافقت با حمله عربستان به بحرین به شمار می رود.
مقامات آمریکایی نیز در حالی که میدانند عربستان سعودی بحرین را اشغال نظامی کرده، نمیخواهند این موضوع را بپذیرند، به گونهای که «جی کارنی»، سخنگوی کاخ سفید نتوانست ورود نظامیان سعودی به بحرین را توجیه کند و تنها خواستار حفظ آرامش دولت بحرین و شورای همکاری خلیجفارس شد!
آنچه در پایان این گزارش باید به آن پرداخت، موضوع دخالت کردن یا نکردن ایران در بحرین است. بدون شک، پیوندهای تاریخی، دینی و فرهنگی ایران و استان سابقش بیشتر از روابط بحرین و عربستان است، روابط منامه ـ ریاض را باید در قالب روابط «آل خلیفه» و «آل سعود» تبیین کرد.
افزون بر این پیوندهای تاریخی، ایران به عنوان قدرت برتر منطقه، وظیفه ذاتی خود میداند تا نسبت به این گونه مسایل بیطرف نباشد.
سکوت مقامات ایرانی در برابر تحولات بحرین، صرفاً برای جلوگیری از خدشهدار شدن قیام مردم آن بوده و هست و یکی از دلایلی که «آلخلیفه» نتوانست به این قیام مردمی انگ خارجی بزنند و طبق معمول، آن را به ایران نسبت بدهند ـ که البته به شدت در راستای رسیدن به چنین هدفی تلاش میکنند ـ همین درایت سیاسی ایران بود که حتی تعجب کشورهای غربی را هم باعث شده است.
اشغال نظامی مجمع الجزایر بحرین به دست «آل سعود» و بلعیدن آن، چیزی نیست که جمهوری اسلامی ایران به سادگی از کنار آن بگذرد. در صورتی که اوضاع بحرین بغرنجتر شود و وهابیون سعودی قصد جان مردم بحرین را کنند، در آن صورت، باید منتظر روزهای خطرناکتری در خلیجفارس بود که مشخص نیست در آتش و دود آن چه متولد خواهد شد. سعودیها در حال حاضر با آتش بازی میکنند و بنا بر یک ضربالمثل فارسی، «بیشه که آتش گرفت، تر و خشک با هم میسوزند».
بنابراین، منطقی به نظر میرسد که باید اختیار بحرین را به مردم آن واگذار کرد و وهابیون سعودی نیز از همان راهی که آمدهاند، برگردند، آمریکاییها نیز به جای بندبازی در خاورمیانه، تلاش کنند، منافع خود را با کشورهای دیکتاتور و سران بیهویت آن پیوند نزنند که مانند امروز رفتار یک بام و دو هوا داشته باشند و نتوانند به پرسش ساده خبرنگاران و افکار عمومی پاسخگو باشند.
یا انصار المهدی
ولی اگر ما بخایم حرکتی انجام بدیم بهانه ای دادیم دست دشمن که هر غلطی خواست توی منطقه بکنه
اتفاقا به نظر من امریکا خیلی خوشحال میشه که ایران یه همچین کاری بکنه، چون دقیقا میتونه اثبات کنه که نا امنی های بحرین از جانب ایران آب میخوره و کلا یه جورایی قضیه رو وارونه جلوه بده
مرگ بر ضد شیعه
بايد ياد بگيريم از اين سياست نه دشمن تراشي و.. كنيم
جامعه جهانی هم باشه برا خودت و بی بی سی/
شیعه های مظلوم دارن کشته میشن این نشسته میگه جامعه جهانی! اون بی بی سی طرف دار ازادیت الان کجاست؟
هم استان خودمون و پس گرفتیم هم حال این سعودیا رو گرفتیم!!!!
قرار ما 13 بدر سواحل بحرین!!!!
چرا 1ساعت
خلی زیاد 15 دقیقه !
یه 10 دقیقه هم وقت بزاریم بریم ایم امارات بگیریم !!!! فکر کنم 2 یا 3 نفره هم میشه رفت گرفتو برگشت !!!
باید به فریاد یک مسلمان رسید
چارديواري اختياري!
این مسائل به ایرانیان وطن فروش که از وطن پرستی و دینداری بویی نبرده اند ارتباطی ندارد.
فعلاً که کلی کار از دست ما بر اومده
کل کشورهای عربی اندازه ی ایران و ترکیه تو عربا نفوذ ندارن
تو منطقه هم که ایران سروره
بحرین استان جنوبی ایران
شما با کشته شدن آدم ها کلاً حال می کنید؟ حتی اگر به قول خودت اعراب هم خون خودت باشند؟
حکومتی که نتونه نظم رو بر قرار کنه بدرد لای جرز میخوره.





