سال 89 بر رييس فوتبال چگونه گذشت؟
جواد نكونام گفت شما هم بياييد قطر، چون اختلاف در تيم زياد است/كريستوف دام يك دام است كه براي ما پهن كردند
آن سوي پنجره باران به صورت نمنم در حال بارش بود و حال و هواي روزهاي خاكستري باراني را به اتاق رييس فدراسيون فوتبال انداخته بود. آخرين روزهاي سال و ضربالاجلي براي پايان تمام كارهاي باقيمانده و پاياني بر يك سال فوتبالي و ناكامي كه به بهانه همانها با علي كفاشيان به گفتوگو نشستيم. پشت در داخل اتاق انتظار خيليها نشسته بودند. از هومن افاضلي تا فرهاد كاظمي كه به دنبال تعيين سرنوشت خود براي سال آينده بودند. در ميان اين شلوغيها چند دقيقهاي فرصت شد تا از خاطرات تلخ و شيرين سال رو به پايان با رييس صحبت كنيم.
در روزهاي پاياني سال هستيم، سال 1389 را چطور پشتسر گذاشتيد؟
بالاخره گذشت. در سال 89 فعاليت زيادي داشتيم، پركار بوديم. بيشتر تيمهاي ما از آقايان تا بانوان به فينالهاي مهمي رسيدند. فوتسال و ساحلي عملكرد خوبي داشتند.
تيم اميد و تيم ملي بزرگسالان عملكرد خوبي نداشت؟
خوب نبود، اما قابل دفاع است.
تلخترين خاطره شما در سال 1389 چيست؟
نتايج تيمهاي جوانان و نوجوانان، تلخترين خاطره ما در سال 89 است.
يعني حذف تيم ملي در جام ملتها 2011 قطر خاطره تلخي نيست؟
نه، بدترين خاطره من ربطي به جام ملتها ندارد. به نظرم تيم ملي در جام ملتها شروع خوبي داشت و در مرحله حذفي از بدشانسي به كرهجنوبي خورديم. كرهايها را دستكم نگيريد. بايد قبول كنيم كه آنها برتر از ما هستند. ما به امارات نباختيم كه خاطره تلخ شود. مثلا نگاه كنيد اگر در همين مقدماتي المپيك توسط قرقيزستان حذف ميشديم، خيلي بد ميشد. قرقيزستاني كه در آن هواي سرد و كلي حاشيه آمده بود تا نتيجه بگيرد. اين مسايل را نميشود از فوتبال جدا كرد.
خاطره خوش چطور؟
نه، خاطره خوشي در سال 1389 نداشتم.
پس تمام خاطرات شما از سالي كه پشتسر ميگذاريم تلخ است؟
تلخ تلخ. گفتم كه اين نوجوانان و جوانان خيلي كام مرا تلخ كردند.
اما شما بهترين اردوها و امكانات را براي تيم ملي بزرگسالان مثل اردوي اتريش را گذاشتيد و اين تيم نتيجه نگرفت.
يادتان نرود هيچكس به اين تيم اميد نداشت. همه ميگفتند تيم ملي در همان دور مقدماتي حذف شده و برميگردد اما ديديد كه مقتدرانه عمل كرد. لعنت به آن دقيقه 105 بازي با كرهجنوبي كه همهچيز را به هم زد. كرهايها دفعه قبل هم با همان گل ثانيههاي پاياني در مقدماتي جامجهاني 2010 نگذاشتند مسافر آفريقايجنوبي شويم.
افشين قطبي را هم از بازيهاي پاياني مقدماتي جام جهاني آورديد و جالب اينجاست كه همان كرهجنوبي عامل ناكامي او هم شد. ظاهرا گفتهايد دلم با قطبي نبود؟
بعدها متوجه اين موضوع شدم و ديدم كه ميتوانستيم يك سرمربي بهتر از قطبي بياوريم.
واضحتر توضيح ميدهيد؟
زماني كه افشين قطبي را آورديم بايد حمايتش ميكرديم. به نظر من او در مقدماتي جامجهاني در آن چند بازي خوب عمل كرد. در آن مقطع هم گزينهاي بهتر از مربيان داخلي بود. بعدها با شكايت چند بازيكن متوجه ضعف دانش فني او شديم و نتيجه گرفتيم كه اگر يك مربي قويتر ميآورديم، بهتر بود.
چرا اين كار را براي جام ملتها نكرديد؟
فرصت نبود. در طول كار متوجه ماجرا شديم و نميشد كاري كرد. صلاح بود كه ادامه دهيم.
كدام بازيكنان از او شكايت داشتند؟
كاپيتان تيم به همراه چند نفر ديگر به اين موضوع اشاره داشتند.
براي همين با تيم به قطر رفتيد؟
جواد نكونام گفت اختلاف زياد است و شما بياييد بهتر است. براي همين رفتم تا اتفاقي نيفتد.
شب بعد از بازي با كرهجنوبي زماني كه به ايران برميگشتيد، داخل هواپيما به چه چيز فكر ميكرديد؟
مسايل زيادي بود، من تنها نبودم. با آقاي سعيدلو و كاشاني بوديم. همان شب از قطبي تقدير و خداحافظي كرديم.
نگفتيد به چه موضوعي فكر ميكرديد.
به آينده فكر ميكردم. اينكه چه درسي از جام ملتها گرفتيم، كجاها ضعف داريم.
اما سال جديد 1390 آخرين سال حضور شما در فدراسيون است.
درست ميگوييد.
قصد ماندن داريد؟
نميدانم. آدم كه از دو روز ديگر خود خبر ندارد.
به هر حال اشاره كرديد در فكر آينده و درس گرفتن از شكستها و برطرف كردن نقاط ضعف بوديد. ساختن اينها وقت ميخواهد.
شايد بمانم. الان من به اين فكر ميكنم كه چه چيزي به نفع و صلاح فوتبال است. اگر حضورم به نفع باشد، ميمانم.
اين نفع و سود را چه كساني مشخص ميكنند؟
هياترييسه فدراسيون كه تعداد آن 73 يا 74 نفر است بايد مشخص كند كه حضور من به درد فوتبال ميخورد يا نه.
اگر به دلخواه خودتان باشد دوباره كانديدا ميشويد؟
نه، اگر به نظر شخصي باشد با اين امكانات و بضاعت فدراسيون دوست ندارم كه دوباره بمانم. در اين شرايط كار كردن خيلي سخت است.
چرا؟
شايد خيليها فكر كنند كه امكانات ما تكميل است، در حالي كه اينطور نيست. اگر همه توقع دارند ما با اين امكانات ميتوانيم يك ساختمان لوكس 10 طبقه بسازيم، اينطور نيست و امكانات ما در حد يك ساختمان دو طبقه است.
درباره ماجراي انتخاب سرمربي خارجي تيم ملي صحبت كنيد. يك بار براي هميشه مشخص كنيد كه آيا كارلوس كرش در ميان گزينهها هست يا نيست. يك بار ميگويند چراغ خاموش ميرويم. يك بار منتفي شده و بار ديگر ترابيان در حال رايزني است؟
الان نميشود قاطعانه گفت منتفي شده. درباره كارلوس كرش نميخواهم تجربه تلخ كلمنته تكرار شود. با كلمنته همه توافقها انجام شد اما دوباره بهانهگيري كرد. درباره كرش فقط ميتوانم بگويم پنجاه درصد مسايل حل شده و لنگ پنجاه درصد ديگر هستيم.
نام كريستوف دام آلماني هم شنيده ميشود.
كريستوف دام يك دام است كه براي ما گذاشتهاند(خنده) نه اين سرمربي در ميان گزينههاي ما نيست.
برسيم به رفتار رسانهها با شما. آيا موافق اين رفتارها هستيد؟
رسانهها خيلي كملطفي ميكنند. آنها كارهاي خوب ما را نديده و فقط دنبال شكست و ناكامي هستند. اين خبرها يك مدير را دلسرد ميكند كه جهات مثبت او را نميبينيد.
خانواده چطور؟ آيا آنها توصيهاي ندارند؟
صد بار گفتند كه ولش كن. ناراحت هستند كه چرا رسانهها دايما در حال كوبيدن من هستند.
اما شما مدير صادقي هم هستيد و هميشه با همين صداقت حرف ميزنيد.
صداقتت مرا كشته(خنده) اين لطف شماست. راست ميگوييم رسانهها اينجور ميكوبند. دروغ بگوييم چه ميشود.
ماجراي شمس به كجا كشيد؟
موضوع قرارداد شمس يك طرفه نيست. در حال مذاكره هستيم. اگر هم به توافق نرسيم جايگزين او مشخص شده است.
يعني شمس را كنار ميگذاريد؟
اگر به توافق نرسيم اين اتفاق ميافتد.
گزينه جايگزين چه كسي است؟
بهتر است الان حرفي نزنيم.
تكليف سرمربي تيم بزرگسالان كي مشخص ميشود؟
دنبالش هستيم هرچه زودتر مشخص كنيم.
احتمال دارد بعد از تعطيلات نوروز اعلام شود؟
شايد در خود تعطيلات اعلام شد. به هر حال آنها كه تعطيلي نوروز ندارند يك قرارداد است كه امضا ميشود.
ظاهرا آخرين تير تركش شما اميدها هستند كه بايد به المپيك صعود كنند.
همينطور است. فراموش نكنيد كه تيم اميد شرايط سختي دارد. باشگاهها بايد همكاري كنند و سرمربي آن هم به زودي مشخص ميشود. من ميخواهم با صعود به المپيك ركورد بزنيم. اصلا بنويس سال 90 سال اميدهاست و برايمان در اولويت هستند.
ماجراي نصب دوربين متحرك ورزشگاه آزادي چيست؟
از صدا و سيماييها بپرسيد. آنها نصب كردند تا تصاوير با كيفيتي بگيرند.
يعني ربطي به استانداردسازي آسياويژن و درخواست ميزباني ليگ قهرمانان آسيا ندارد؟
اتفاقا سياست ما در سال 90 گرفتن تمامي ميزبانيهاست. اصلا بنويس سال 90 سال ميزبانيهاست. همين ميزبانيها ما را مجبور ميكند تا ورزشگاهها را بازسازي كنيم.
احتمال دارد فينال ليگ قهرمانان را در آزادي برگزار كنيم؟
سال 89 درخواست ميزباني داديم كه گفتند دو تيم فيناليست هستند و ژاپنيها گرفتند.
اما ذوبآهن كه ايراني بود.
به هر حال ندادند و امسال شديدا دنبالش هستيم. قانون هم عوض شده.
با بيپولي چكار ميكنيد؟
دعا كنيد حل شود. البته اين را بايد اصلاح كنيد. بيپولي نيست افكار ما خيلي توسعهطلبانه با هزينههاي هنگفت است.
با بدهيها چكار ميكنيد؟
بدهي مال مرده(خنده) در حال تسويه آنها هستيم و حتما خبر داريد بدهي دايي از طريق بلوكه كردن حساب تسويه شد.
برانكو چطور؟
آن هم تسويه ميشود.
سعيدلو: مدير همراه
قطبي: تمام تلاشش را كرد
كرش: انشاءا...
بنهمام: حامي ايران
قطر: خوب خرج ميكنند
كرهجنوبي: گربه سياه
علي دايي: اسطوره
مطبوعات ورزشي: انتظارات زياد
كفاشيان: مظلوم واي مظلوم






