جايگاه انتقاد واقعي از فوتبال كجاست؟
«فني بحث كنيد تا جوابتان را بدهم!» اين جمله معروف را بسياري از مربيان، مديران و دست اندركاران فوتبال به هنگام فرار از تنگناهاي رسانهاي و در مقابل سوالات انتقادي خبرنگاران به زبان ميآورند و از آن محملي براي فرار از پاسخگويي ميسازند حال آنكه در برابر سوالات فني و بنيادي نيز كسي پاسخ روشن، شفاف و قانعكنندهاي نشنيده است. فوتبال ايران مدتهاست كه در مظان اتهاماتي چون بيمايگي، سوءمديريت، ضعف ساختاري و تشكيلاتي قرار دارد و حالا بسياري از منتقدان عرصههاي ديگر معتقدند كه فوتبالي جماعت، سالي چند ده ميليون پول بيزبان را ميبلعند و به پاي عطيناي خود ميريزند
و در قبال آن هيچ بهرهاي نصيب مخاطب پرشمار خود نميكنند. مثال واضح آنها نيز مجادلات و مناقشات معمول فوتبال است كه عموما در چارديواري حاشيههاي بيفايده و مسائل خالهزنكي ميگذرد و انگار بزرگترهاي جمع نيز علاقهاي به ريشهكن كردن آنها ندارند. فوتبال ايران در غالب اوقات يك سرگرمي و نمايش پرهزينه و خالي از مولفههاي فرهنگي و فني است و انگار قرار است پردههاي بيمقدار و كمارزش همواره در نوبت نمايش باقيبمانند. در اين گير و دار اگر يكي هم پيدا شود كه حرف حساب بزند و از بالادستيهايش مطالبات درستي داشته باشد با چه سرنوشتي روبهرو خواهد شد؟ حساب آنهايي كه حداقل بلدند چهار كلمه درست و درمان تحويل مخاطب فوتبال بدهند و تشت رسوايي مديران ناكارآمد را از بام به زمين بكوبند چه خواهد بود؟
جامعه فوتبال كه دربهدر به دنبال يك سوال فني بود تا نظرات مشعشع خود را عرضه كند حالا در مقابل چند سوال ساده از يك بازيكن متفاوت چون مجتبي جباري چه عريضهاي منتشر خواهد كرد؟ كيست كه نداند دو باشگاه بزرگ و پرطرفدار تهران در چه شرايط نابهسامان مالي و تشكيلاتي به سر ميبرند. با اين اوصاف آيا با «اخراج» بازيكن معترض و پرسشگر همه چيز درست ميشود؟
مجتبي جباري آشكارا ميگويد كه در فوتبال ايران چيزي از مربيان ياد نميگيرد، آيا اين يك هشدار جدي و قابل تامل آنهم از زبان يك نخبه فوتبال نيست؟ جالب است، مديران فوتبال كه براي سوالات فني وبنيادي امثال جباري پاسخي ندارند به جاي سكوت يا اقرار به ضعفهايشان، از سادهترين و خشنترين شيوه يعني تهديد و اخراج استفاده ميكنند و به اين ترتيب تواناييهاي خود را در پاسخ به سوالات «فني» نشان ميدهند. واكنش آشناي ديگر نيز دعوت مجدد از او و تطميع و در باغ سبز نشان دادن است تا شايد با اين حربه، صداي اعتراض را براي مدت كوتاهي هم كه شده ساكت كنند.
احتمالا به زودي بايد منتظر بيانيهاي تازه بود كه طبق معمول رسانهها در آن عامل اصلي و صحنه گردان اين ماجراي حاشيه اي! تلقي ميشوند و همه چيز به گردن روزنامهها ميافتد در حالي كه هنوز توپهاي غيراستاندارد در تمرين استقلال و البته بسياري از تيمهاي ديگر در گردش است و استقلال و پرسپوليس زمين تمرين ندارند و باشگاه نفت تهران هم دلش نميخواهد با انتقال به يك شهرستان، به سرنوشت اسلافش دچار شود. با اين وضع، بهتر است كسي تا اطلاع ثانوي سوال فني نپرسد...
تهران امروز
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۶
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...






