صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
گزارشي از مراسم سالگرد شهداي اتوبوس بهشتی؛

از روي ناراحتي مي‌نويسم!... + تصاویر

صدای اتوبوس در میان نخلستان‌ها پیچید؛ اتوبوسی که در قلب آهنین خود مردانی از جنس نور، زاهدان شب و شیران غران روز گردان بلال را داشت؛ مردانی که لبخند فتح الفتوح والفجر 8 را بر چهره پیر و مرادشان خمینی کبیر نشانده بودند، ولی غم سنگین فراق را در دل داشتند، فراق از یاران شهیدشان، ولی چه زود، این فراق پایان یافت و مزد مجاهدتشان را که همانا همنشینی با مولایشان اباعبدالله الحسین(ع) بود، گرفتند.
کد خبر: ۱۵۰۷۰۵
| |
16831 بازدید
|
سرویس دفاع مقدس ـ در ادامه انتشار مطلبی با نام «منم قاتی بحث شدم و گفتم: به نظر من اجر جهاد شهادت نیست!» در «تابناک»، سرانجام پس از 25 سال، مراسم یادبودی برای شهدای این حادثه، البته آن هم به شکلی غریبانه برگزار شد. حادثه مربوط بود به اتوبوسی که در پنجم اسفند 1364 در حالی که 35 نفر از بهترين نيروهاي قديمي جنگ تحميلي از گردان بلال لشكر 7 وليعصر را به پشت جبهه می برد، با راكت هواپيماهاي عراقي مورد حمله قرار گرفت و سرنشینان آن در دم آسمانی شده بودند.

به گزارش «تابناک»، این مراسم براي نخستين بار پس از 25 سال به شکل غريبانه ای در پنجم اسفند امسال در منطقه اي نزديك آبادان برگزار شد.

گزارش زیر، روایتی است از این مراسم یادبود غریبانه که به همت برخی دوستان و خانواده آن شهدای بزرگوار برگزار شده است:

صدای اتوبوس در میان نخلستان‌ها پیچید؛ اتوبوسی که در قلب آهنین خود مردانی از جنس نور، زاهدان شب و شیران غران روز گردان بلال را داشت؛ مردانی که لبخند فتح الفتوح والفجر 8 را بر چهره پیر و مرادشان خمینی کبیر نشانده بودند. اما غم سنگین فراق را در دل داشتند، فراق از یاران شهیدشان، ولی چه زود این فراق پایان یافت و مزد مجاهدتشان را که همانا همنشینی با مولایشان اباعبدالله الحسین(ع) بود، گرفتند.
 
اینجا بهمن‌شیر، محل عروج آن سبک بالان از فرش تا عرش، در کنار همین رود و در جلوی چشمان شاهد این نخل های استوار. شاید این نخل ها بهتر بتوانند بر آن حادثه گواهی دهند.

 
شماری از شهداي اتوبوس

کسانی که بر سر اتوبوس حاضر شده بودند، تعریف می‌کنند که:

به گونه‌ای آن عزیزان تکه تکه شده بودند که چند روز جمع‌آوری و شناسایی شان طول کشید. دست شهید محمود را از روی انگشت قطع شده‌اش که از بدر به یادگار داشت شناختند.
 
با این صحبت ها نمی‌دانم چرا بی اختیار به یاد اباالفضل و علقمه افتادم. بدن مطهر سردار کربلا قطعه قطعه در کنار علقمه، فریاد «یا اخا ادرک اخاک»، حسین سر برادر را به دامن گرفت، شک ندارم که اینجا هم اربابشان حسین بر بالینشان حاضر شد.

دیروز خانواده‌های شهدای اتوبوس را در بیست و پنجمین سالگردشان به آن منطقه بردند. کار پسندیده‌ای بود، اجرشان با شهدا، خیلی از خانواده‌ها هم ابراز رضایت کردند.
 
جایی بین آبادان و اروندکنار، ساحل بهمن‌شیر

جای خالی پدر و مادرهایی که دیگر دوری فرزند رو تاب نیاورده بودند و به دیار حق و دیدار فرزند شتافته بودند، کاملا حس می‌شد. وقتی که می‌دیدی پدر و مادر پیری عصا به دست چطور عاشقانه رنج سفر چند ساعته با اتوبوس را به جان خریده و برای دیدن قتلگاه و محل پرواز دلبندشان بی‌تابی می‌کنند، بند دلت پاره می‌شد. هر چند بسیاری از عزیزان هم به رغم میلشان نتوانستند شرکت کنند.

مادر شهید امیر ناجی می‌گفت: «خیلی دوست دارم بیام، ولی چکار کنم که نمی‌تونم، برام سخته.»
             
    
پدر شهید عبدالحسین صحتی                         پدر و مادر شهید محمود فرزانه

حال و هوای خوبی بود. نماز جماعت ظهر و عصر اقامه شد، توسلی هم به ائمه اطهار(س) شد. به قول مداح، اونجا شهدا را هم واسطه بین خودمان و ائمه و خدا قرار دادیم. نوبت به صحبت ها رسید. عباس سنبل از معدود بازماندگان آن حادثه و به قولی شهید زنده، صحبت کرد و از آن روز گفت.

 
عباس سنبل يكي از چهار بازمانده از شهداي اتوبوس

آقای عباس سنبل، بسیار با احساس از همرزم هاش می گفت. دیگران هم گفتند که کارهایی قرار است برای آنجا انجام شود، انشاالله که پیگیر باشند.

از آنجا کاروان را برای بازدید از یادمان شهدای والفجر8 به اروند بردند؛ جایی که می شود بخشی از سختی کار رزمنده‌ها را در شب عملیات، فهمید. گذر از اروند خروشان در سرمای زمستان و بعد به خط زدن و جنگیدن و مقاومت تا پیروزی که البته به جز اتکای به خداوند میسر نیست.
  
از اینجا به بعد، نوشته را از روی ناراحتی می‌نویسم:

شاید یادمان شلمچه را دیده باشید، یادمان فکه و طلائیه. اینجا هم 34 عزیز یکجا شهید شدند، ولی به سختی محل را پیدا کردند، یادمانی هم نبود، تنها روی زمین پارچه سبزی مزین به نام آن شهدا پهن کرده بودند. خانواده‌ها به ویژه بعضی خانم‌ها (مادران و خواهران شهدا) با دیدن همین هم بی‌تاب شدند و عقده دل باز کردند و یک دل سیر گریه کردند. آخر حیف نیست این دل های عاشق را 25 سال منتظر بگذاریم؟!

از آن محل و پیرامون پارچه سبز که دیگر چیزی نگویم بهتر است، خودتان در عکس ها ببینید. یعنی نمی‌شد دو ساعت پیش از اینکه کاروان برسد، دستی به سر محل کشید و دست کم ظاهرش رو تمیز کرد.
 

يادمان شهداي مظلوم اتوبوس


 
خداوند سرانجام همه ما را ختم به خیر بگرداند!
همیشه یادمان باشد، به قول شهید محمود دوستانی: «یادمان، همان راهمان است که انشاءالله فراموش نشود.»

*به نقل از وبلاگ‌ «ياد لاله‌ها»

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۸۸
کاوه کاشانی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۵۸ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
درود بر این مردان خدا که با نثار خون خود باعث سرفرازی و امنیت ما شدن" درود بر این شیران پارس
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۲۳:۴۵ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
کاوه جان باز فتنه قومیتی راه ننداز درود بر شیران ایرانی پیرو اسلام ناب محمدی
عليرضا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۰۱ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
تلاش ها و زحمات مفید شما
کاش آدرس دقیق محل و اینکه چه خانواده هایی توانستند از محل بازدید کنند و چه خانواده هایی قبلا بدیدار فرزندشان رفته اند . و چه خانواده هایی به علت کسالت نتوانستند بروند و شاید هم یک عکس هایی از خانواده های مختلف و دید کلی از منطقه می دادید مفید تر بود.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۰۳ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
خیلی به غيرتم به عنوان يك ايراني برخورد. چرا اینقدر غریبی؟
يك دوست شهيد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۲۵ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
حالا اگر اين شهدا تهراني بودند تا حالا بهترين يادمان را برايشان گذاشته بودند و چند فيلم تلويزيوني و سينمايي هم از اينها ساخته بودند.
بين شهدا هم تبعيض؟
طباطبايي همداني
|
Australia
|
۱۵:۳۳ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
با تشكر فراوان از مطالب خواندني تان.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۵۵ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
پيشنهاد: بياييد يك نفر باني شود مثلا يكي از خانواده هاي شهداي حادثه، ما خودمان پول مي گذاريم و ياد بود برايشان مي سازيم.
پاسخ ها
از دزفول
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۳:۰۸ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۹
فكر خوبي است از آن استقبال مي كنيم.
مکتب الشهدا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۵۹ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
خیلی زیبا بود
ای کاش مسئولین دفاع نقدس به فکر این مناطق مقدس باشند
حداقل مانند شهدای گمنام مزاری برایشان درست کنند
اگر آنها گمنام نامیده میشوند، به اینان چه میتوان گفت
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۴۱ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
ببار ای اشک. ببار
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۰۱ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
اين درد با كه گويم و اين غم كجا برم.
حسین
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۰۴ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
باز هم غربت دزفول و شهدای دزفول
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...