پرسپوليس در محاصره مردان خطرناك
باشگاه مشتزني!
کد خبر: ۱۵۰۶۶۲
| | 2768 بازدید
يک روز پس از آنکه خبر ضرب و شتم علي دايي توسط يکي از ليدرهاي باشگاه پرسپوليس در شهر پيچيد و تيتر يک نشريات ورزشي را به خود اختصاص داد، سرپرست موقت باشگاه پرسپوليس با دستپاچگي به تکذيب اين خبرهولناک پرداخت. به رغم اينکه عكس اول قالب روزنامههاي ورزشي چهارشنبه گذشته به گونه ورم کرده دايي اختصاص داشت، حبيب کاشاني به شکل عجيبي منکر درگيري بين دايي و ليدر منتسب به باشگاه شد. به موازات تلاش سرپرست موقت باشگاه پرسپوليس براي تلطيف فضاي اطراف اين باشگاه، ليدر مذکور هم در گفت و گو با خبرنگاراني که هويت ضارب را جستوجو ميکردند خودش را کوچک تر از آن دانست که به اسطوره فوتبال ايران حمله کند.
در کنفرانس مطبوعاتي پس از بازي پرسپوليس و فولاد اما تمام اين ادعاها رنگ باخت؛ جايي که علي دايي در دايره خبرنگاران حاضر در محل کنفرانس بدون پرده پوشي تمام اتفاقات تکذيب شده را تاييد کرد: «مشغول صحبت کردن با حبيب کاشاني بودم که ليدر باشگاه يک مشت حواله ام کرد.» دايي که معمولا کلنجار رفتن با خبرنگاران حاضر در کنفرانسهاي مطبوعاتي بعد از بازيهاي پرسپوليس را به چشم يک تفريح سرگرم کننده نگاه ميکند اين بار سفره دلش را براي آنها باز کرد:
«از باشگاه خواستم ضارب را به ورزشگاه راه ندهد اما او امروز در جايگاه ويژه نشسته بود.» اين در حالي است که حبيب کاشاني تلاش زيادي براي رضايت دادن دايي و رسانهاي نشدن تمام اين ماجراها به خرج داده بود. اظهارات رسمي دايي اما پايان ماجراي درگيري گاه و بيگاه او با ليدرهاي منتسب به باشگاه نبود. سرمربي عصباني پرسپوليس به ليدرهايي که امروز با مساعدت سرپرست موقت باشگاه صاحب سايت و وبلاگ شدهاند گفت: «اين اتفاق افتاد و من آن را انكار نميكنم. بعضيها ميخواستند اين مسئله را ماستمالي كنند؛
اما اين بار اول نيست كه در باشگاه از اين اتفاقات ميافتد. حيف باشگاهي مانند پرسپوليس است كه با اين عظمت شاهد حضور اين افراد در اطراف خود باشد. آن ليدر پس از آن از من عذرخواهي كرد و من هم به خاطر كاشاني از حق خودم گذشتم. از كاشاني اين درخواست را دارم كه اگر 10 درصد پرسپوليس را دوست دارد به اين شرايط پايان دهد. من اگر بخواهم 20 اتوبوس آدم از اردبيل ميآورم. مردم اردبيل عاشقانه دوستم دارند. من جوانيام را در اين شهرسپري كردهام و ميتوانم بيش از يك ميليون نفر يا بيشتر آدم از اردبيل به تهران بياورم. اگر اين اتفاق رخ بدهد سكوها و راهپلههاي ورزشگاه هم پر ميشود.»
سالهاست که ليدرهاي باشگاه پرسپوليس شأني بالاتر از بوق زدن در ورزشگاهها را براي خود قائلند و رفته رفته نقش پررنگي را در معادلات اين باشگاه ايفا ميکنند. ردپاي بوقچيهاي سابق در رفت و آمدهاي پرتعداد مديران و مربيان باشگاه پرسپوليس ديده ميشود اما به نظر ميرسد اين بار موانع بزرگي بر سر انجام ماموريت جديد آنها که همان تنگ کردن عرصه به علي دايي و از ميدان به در کردن او باشد ايجاد شده. قابل پيشبيني است که اگر دايي به وعدهاش عمل کند و در هر بازي تعداد قابل توجهي ازهمشهريانش را به ورزشگاه آزادي بکشاند نزاع عجيبي بين او و ليدرهاي منتسب به حبيب کاشاني درمي گيرد. اظهارات رسمي دايي نوعي خط و نشان براي حبيب کاشاني هم هست. کاشاني همان کسي است که در ختم به خير شدن دعواي دايي و فدراسيون فوتبال تلاش چنداني از خود به خرج نداد. امروز اما سرپرست باشگاه پرسپوليس براي آشتي دادن دايي با ليدر ضارب به هر ترفندي متوسل ميشود.
اين نشان ميدهد پايان دادن به زد و خورد بين دايي و ليدرهاي باشگاه و ختم شدن اين غائله براي کاشاني از چه اهميتي برخوردار است. سرپرست موقت باشگاه پرسپوليس در تمام سالهايي که روي صندلي مديرعاملي باشگاه تکيه زده رابطه دوستانهاي با ليدرهايي که پيش از اين در ازاي مبلغ ناچيزي براي اين تيم بوق ميزدند داشته و اين همکاري دو سويه به نوعي او را از شعارهاي گاه و بيگاه مصون نگه داشته است. در اين ميان آرام آرام صداي اعتراض عدهاي از پيشکسوتان پرسپوليس نسبت به فضاي فعلي اطراف اين باشگاه به گوش ميرسد. ادموند بزيک، مهاجم شاخص پرسپوليس در دهه 70 هتک حرمت به دايي آن هم توسط يکي از ليدرهاي باشگاه را يک فاجعه براي فوتبال اير ان قلمداد ميکند: «اصلا برايم باور کردني نيست که يک ليدرعلي دايي را کتک زده! بحث ليدر و بوقچي چند سالي است که اينقدر مهم شده و من نميدانم چه بگويم. واقعا مايه تاسف است که يک ليدر اجازه چنين کاري را پيدا ميکند و شکستن حرمت اسطورهاي مثل دايي يعني فاجعه.
من فکر ميکنم اگر به اينترنت برويد و چند ساعت جستوجو کنيد، اصلا با چنين خبري که يک ليدر سرمربي را مورد حمله قرار داده، مواجه نخواهيد شد. مطمئن باشيد همين فردي که به دايي حمله کرده يک روز آرزو داشته او را از نزديک ببيند.» کريم باقري هم که در اواسط فصل عطاي کار با دايي را به لقايش بخشيد و از فوتبال خداحافظي کرد به حمايت از او برخواسته و از اين ماجراها ابراز تاسف ميکند: «در فوتبالي كه در آن دايي را ميزنند، بايد تخته كرد. چشم فوتبال ما روشن كه چنين اتفاقاتي در آن رخ ميدهد و در آن اسطوره فوتبال يك مملكت به راحتي كتك ميخورد. واقعا براي اين فوتبال متاسفم.»
بعد از اين ماجراهاي تاسف بار، حبيب کاشاني ملتمسانه از دايي خواست از شکايت به مراجع قضايي صرفنظر کند. قاضي شريفي، رئيس کميته انضباطي هم مدعي شده وقتي شکايتي از سوي ضارب و علي دايي به دستش نرسيده اين نزاع از نظر کميته انضباطي قابل پيگيري نيست. در اين ميان اما عزيز محمدي، رئيس سازمان ليگ فدراسيون فوتبال از رسيدگي به پرونده حمله ليدر باشگاه پرسپوليس به علي دايي توسط سازمان ليگ خبر ميدهد.
به موازات فراگير شدن موج حمايت از دايي و چرخش نگاه اهالي فوتبال به سمت بوقچيهايي که در سايه حمايتهاي پشت پرده جسارت مشت زدن به صورت دايي را پيدا کرده، حبيب کاشاني به صرافت افتاده تا به هر شکل ممکن اين ماجرا را ختم به خير کند. نشانههاي پررنگي از اين تلاشها روز گذشته و در جريان تمرين پرسپوليس بروز داده شد. ليدري که چند روز پيش اسطوره فوتبال ايران را مورد ضرب و شتم قرار داده بود، پس از حمايت عمومي از دايي روز گذشته به تمرين پرسپوليس رفت و براي بوسيدن دست او و طلب بخشش زانو زد. با اين سناريو به نظر ميرسد ليدر باشگاه يک بار ديگر از مظان اتهام دور شده و احتمال برخورد با افراد خطرناک اطراف باشگاه به شکل مرموزي به فراموشي سپرده ميشود. ليدر مذکور همان کسي است که در دوران مديريت عباس انصاري فرد در باشگاه پرسپوليس شبانه به جان محمود خوردبين، سرپرست پرسپوليس سوء قصد کرده بود و پس از پيگيري مقامات قضايي تا بازگشت حبيب کاشاني ديگر درتمرينات اين تيم آفتابي نميشد.
تهران امروز
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



