صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

روایتی تلخ از حواشی بازار شب عید

ظاهری آراسته و بیانی خوش داشت ، می گفت که تحصیلکرده هنرهای نمایشی است ، قبلا کار داشته ، ازدواج کرده ، اما حالا از کار بیکار شده و دارد دستفروشی می کند تا فقط بتواند زندگی کند . دوباره اصرارمان کرد « آقا التماستان می کنم عکس نگیرید» وقتی علت این همه اصرارش را پرسیدیم بهمان گفت : نمی خواهم کسی بفهمد بیکار شده ام .
کد خبر: ۱۵۰۴۰۳
| |
20458 بازدید
|

«این که شغل نشد ، کارمان شده است صبح تا شب ، فکر و ذکر نان بچه ها ، من از بچه ام خجالت می کشم که پول ندارم برایش یک دست لباس درست حسابی بخرم . اگر شما اینها را به گوش آقایان نرسانید ، کی برساند؟»

به گزارش خبرنگار تابناک اینها را خانمی چهل ساله در آستانه سبزه میدان بازار تهران بهمان می گفت ؛ وقتی که برای تهیه گزارشی از کم و کیف خرید شب عید تهرانی ها به بازار بزرگ تهران رفته بودیم .

جوان بیست و شش ، هفت ساله دیگری که در آستانه در ورودی بازار ایستاده بود و داشت با لوازم آشپزی دست فروشی می کرد همین که دوربین مان را دید ، دست و پایش را گم کرد . آمد سمت تیم خبری مان و فقط یک جمله گفت : «آقا التماستان می کنم ، عکس من را جایی نزنید » . خیالش را راحت کردیم که تصویری از او نگرفته ایم .

ظاهری آراسته و بیانی خوش داشت ، می گفت که تحصیلکرده هنرهای نمایشی است ، قبلا کار داشته ، ازدواج کرده ، اما حالا از کار بیکار شده و دارد دستفروشی می کند تا فقط بتواند زندگی کند . دوباره اصرارمان کرد « آقا التماستان می کنم عکس نگیرید» وقتی علت این همه اصرارش را پرسیدیم بهمان گفت : نمی خواهم کسی بفهمد بیکار شده ام .

دیگر انگار راستی راستی رمقی برای آدم ، برای ورود به بازار نمی ماند . نگاه آدم های بازار تهران بر خلاف آنچه گاهی گزارشگران صدا و سیما نشان می دهند ، زیاد طعم اسکناس نمی دهند .

 تیم خبری مان از رفتن به داخل بازار تهران منصرف شد ، چرا که دست بسیاری از خریداران تهرانی چیزی به جز خرده ریز و خریدهای جزئی چیزی نمی دیدیم و تنها برخی شهرستانی ها بودند که خرید شب عیدشان را انجام داده بودند .

بیرون بازار ، پیرمرد آلبوم فروشی انتظارمان را می کشید که نه از خبرنگارها دل خوشی داشت و نه از موبایل و بلوتوث !

«خیلی از معماری های حجره های این بازار رو من دست گرفتم (برای خودش یک پا معمار بود) ، همین رستوران مسلم بازار رو نیگا کنین ، اینو قدیم تر معماریش رو من دست گرفتم ، کل این راسته منو می شناسن ، بیا از هر کی می خوای بپرس برو بیای منو. حالا دیگه کارگر ارزون اومده ما رو تحویل نمی گیرن ، مجبوریم دستفروشی کنیم ، آلبوم عسک بفروشیم»

بازار آلبوم هات شب عیدی چطوره ؟ مردم خرید می کنن؟

- آقا از وقتی این موبایل ها اومده ، دیگه کسی آلبوم نمی خره ، عسک نمی اندازه ، چه خریدی؟ کسی از ما خرید نمی کنه، انقدر جیبا خالیه کسی حال آلبوم خریدن نداره .

دیگر راستی راستی حال و هوایی برای شب عیدمان نمانده است ، نه برای خرید حالی می ماند و نه حتی برای گرفتن گزارشی خبری از هوای عید تهرانی ها .

راه افتادیم تا برگردیم  ، که مردی که درون دهانش از همان سوت های معروف سیاه بازها گذاشته بود بهمان سلام کرد . از قیافه اش مشخص بود ، مرد 45 ساله ای روبرویم که با کت و شلوار ایستاده و سوت های مبارک می فروشد ، دستفروش نیست .

وقتی فهیمد ما خبرنگاریم ، داغ دلش تازه شد . می گفت سال 81 پسر سیزده ساله اش از سرطان فوت شده و پول کافی برای مداوایش نداشته است . کارمند بیمه بوده و از آن سال کمر راست نکرده است . خودش مهندس است و دو دختر و یک پسر دارد که هر دو دخترش هم مهندسند .

اما پسر بیست و شش ساله اش هفت ، هشت سالی هست که از داغ برادرش افسردگی گرفته و افتاده گوشه خانه و مرد چهل و پنج ساله مقابلم می بایست با درآمدی حدود چهارصد هزار تومان خرج 5 نفری شان را بدهد .

نمی خواهم بگویم نگاهش را فهمیدم ، اما هر چه بود ، مرد بود ، غرور داشت و حالا مرد چهل و پنج ساله مقابلم داشت صدای مبارک از خود در می آورد تا برای زن و بچه اش پول حلال در بیاورد .

دیگر دارد غروب می شود و گروه خبری ما در راه بازگشت از بازار شلوغ اما تلخ تهران است که آخرین محور گزارشمان خودش بهمان سلام می کند .

«گل بیا ، گل عیده بیا ، گل سوسن اومده ، گل شب بو اومده ، گل بیا ، گل»

نامش اکبر است . گلهای مصنوعی بیرون بازار ، دم ایستگاه مترو می فروشد . ساکن شهریار است و صبح به صبح می آید بازار تهران تا بلکه بتواند پول در بیاورد ؛ برای شب عید برای دخترش – اگر پولش برسد - یک دست لباس و یک کفش بخرد و برای زنش هم یک انگشتر .

اکبر یکسال است برای کار از تبریز به تهران آمده ، می گوید بزرگترین آرزوی عید امسالش این است که مادرش از تبریز بیاید و مهمان سال نو اش باشد.

سخنی با مسئولان

من نمی توانم از طرف آدمهایی مثل اکبر ، آن مرد آلبوم فروش بد اخلاق ، آن سوت فروش بازار و یا حتی آن خانم خریدار بازار تهران موضوع را بیان کنم . این تنها نمونه هایی بود از آنچه در حاشیه بازار تهران رخ می دهد .

اما حقیقت این است که اینها هیچ کدام قصه نبودند ، همین حالا اگر به بازار تهران بروید ، همه آدم های این گزارش یا آدم هایی با اوضاع بدتر و یا بهتر از اکبر و دیگران را می توانید بجویید ، اما از آنها که کاری می توانند بکنند ، تقاضا می کنم تا دیر نشده برای بهبود اوضاع کاری کنند .

سمت و سوی توجه من ، درخواست مستقیم از رئیس جمهور برای ساماندهی اوضاع و احوال آدم های لیسانسه ای که دستفروشی می کنند ، نیست . چرا که از وظایف دولت ، سیاستگذاری های کلان است و توقعی از رئیس دولت نیست .

فکر می کنم اکبر و امثال اکبر جایی لای آمار اشتغال و دست به دست شدن های متصدی اشتغال جوان ها گم شده اند و الا یک مهندس بیرون بازار تهران سوت فروشی نمی کرد .

تیم خبری ما ، نتوانست بیش از این در بازار هزار رنگ تهران بماند .اما از تهرانی های خیر و آنها که می توانند برای اشتغال حاشیه نشینهای بازار تهران فکری بکنند ، تا دیر نشده کاری کنند .

شب عید نزدیک است . مردم شهر من هفت سین می چینند . من بی قرارم . ماهی های قرمز هم .

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۵۸
محمدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۳۳ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
وقتی لیسانس گرفتن شده عین آب خوردن خوب دیگه نباید انتظار بیش از این داشت الان یه نگاه به دور و بریا بندازی می بینی همه دارن لیسانس می گیرن.غیر انتفاعی،پیام نور،فنی حرفه ای و...تازه می خوان کنکورم بردارن الان لیسانس عین دیپلمه فقط پول می خواد همین. خیلی از این موسسات نمره پولی هم می دن. الان رقابت سر فوق لیسانسه امسال نزدیک یک میلیون شرکت کننده داشت. به مسائل ریشه ای نگاه کنیم
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۹:۳۱ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
آخه اين چه ربطي به گزارش داره يه مقدار عمقي فكر كن
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۹:۵۶ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
وقتی فوق لیسانس هم شد مثل لیسانس ، اون چی؟سطجی نگر نباش
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۵ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
دلت خوشه عمو....من با حقوق 400تومني چيكار كنم؟؟؟؟به خدا شب عيدي شرمنده ي زن و بچم شدم...دزدي كنم؟؟؟؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۵ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
ممنون از اين گزارش. انشالله مسئولان بخوانند و بجاي عدد سازي چاره کنن.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۶ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
متاسفانه اکثر کاسب ها به سود معقول و مناسب راضی نیستند ، به طوری که اجناس خود را حداقل به دو برابر قیمت می فروشند و به هیچ عنوان کم کوتاه نمی آیند ، همین می شود که مهندس و دکتر ما علاف و بی کار و بی پولند ولی بچه بازاری های ما که هنوز پشت لبشان سبز نشده سوار بنز 300 میلیونی می شوند!! واقعا چر درس بخوانیم؟!
omid
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۳ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
هرچند می دانم که خیلی الان نمی توان اثر هدفمندی یارانه ها را دید ولی به زودی این اثر نمایان می شود و انشا الله این مشکلات کمتر شود نمی گویم حل شود ولی باز من هم امیدوارم بعضی از مسئولین اطرافشان را هم ببینند
محمدرضا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۳۰ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
سلام
در ابتدا بگم تو تهران خير هم كم نيست.
گزارش جالبي بود اما يه سوال چرا وقتي برندهاي معروف فروش ويژه ميزنن مردم مثل مور و ملخ هجوم ميبرن كه خريد كنن كه تو همينا كفش تا 250000 تومان و لباس هاي گرون و... وجود دارد پس اينا چند درصد جامعه هستن؟
اين واقعا ناراحت كننده است كه يكي يه جفت كفشش معادل درآمد يك ماه يه نفر ديگه از همون جامعه باشه؟
من خيلي از گزارش شما ناراحت شدم
و پيشنهادم اينه كه دم عيدي از همين آدام هايي كه ميگين آدرس بگيرين بعدشم يه فراخوان بدين تو سايتتون به هركي كه توانايي داره و داوطلب بدين تا كمكشون كنه
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۰:۰۷ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
ایده بسیار بچه گانه ایست
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۳۸ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
من چند روز پیش بازار همایون در خیابان جمهوری بودم .اینکه می گویید را به عینه دیدم.بیشتر خریداران کنار بساطهای حراجی بیرون مغازه ها البسه را بالا پایین می کردند تا خریدی را انجام دهند.چرا که برای خیلی ها خرید یک دست لباس بچه به قیمت بالای 60 الی .. . هزار تومان واقعا سنگین است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۳ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
به خدا حرف دله همه مردمه من با حقوق و پاداش پایان سالم فقط تونستم یه دست لباس برای همسرم بخرم، بازم خدا رو شکر می کنم که لااقل جلو همسر شرمنده نشدم ولی فکر می کنم اگه فقط یه بچه داشتم آیا باز هم می تونستم بگم که شرمنده نشدم؟؟؟
سيدرضا
|
United States
|
۰۹:۵۱ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
راستش ماهم شرمنده زن وبچه شديم امسال عيد فقط تونستيم يه جفت كفش برا خانم ويك دست لباس باپول عيدي خريد كنيم باقيشم داديم به قرضها اونايي هم كه سركارهستند وضع خوبي ندارن من نمي دونم ما تو اين كشور سرشار از درآمد ومعادن صنعت ونفت خلاصه خيلي چيزهاي ديگه بايد همش به اميد سال بعد باششيم كه اوضاع بهتر ميشه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۲ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
با سلام

چه عجب یکی پیدا شد در کشور که دردو دل مردم را اعلام کنه بابا برید خرید ببینید چه خبره
من رفتم دو دست لباس برای بچه هام بخرم دیدم بالای 80 هزار تومان باید پول بدم هر کی میگه نه تشریف ببره و قیمتها رو بپرسه
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...