فوتبال ايران در آستانه تعطيلي يا حرفهاي شدن واقعي؟
احتمال فروش حق پخش به خارجيها!
فوتبال ايران براي رسيدن به سطح اول فوتبال آسيا و حرفهاي شدن فقط به پول حق پخش تلويزيوني نياز ندارد.
کد خبر: ۱۴۹۰۰۶
| | 2321 بازدید
پرداخت حق پخش تلويزيوني به باشگاههاي فوتبال يكي از اصول اساسي فوتبال حرفهاي است. باشگاههاي معتبر و نامدار اروپايي بخش اصلي درآمدشان از حق پخش تلويزيوني تامين ميشود.البته فاكتورهايي نظير فروش بليت، جذب اسپانسر، فروش بازيكن نيز به درآمدزايي فوتبال كمك ميكند.
به گزارش خبرگزاري فارس، در فوتبال به ظاهر حرفهاي ايران حق پخش تلويزيوني فقط سه سالي است كه پرداخت ميشود آن هم در حاليكه فوتبال ما روي كاغذ دهمين سال حرفهايگري خود را تجربه ميكند.
در فدراسيونهاي گذشته تلاشي براي دريافت حق پخش انجام شد، اما ناگهان در آستانه قانوني شدن اين موضوع از سوي مجلس شوراي اسلامي، مديرعامل چند باشگاه خواستار منتفي شدن اين مسئله شدند و به اين ترتيب اين مسئله به ورطه فراموشي سپرده شد تا همچنان پول فوتبال به اصطلاح حرفهاي را دولت و از جيب بيت المال بپردازد.
اين مسئله تا ليگ برتر هشتم ادامه پيدا كرد، اما در نهايت با فشار نهاد خارجي كنفدارسيون فوتبال آسيا(AFC) سازمان صدا و سيما حاضر شد قراردادي با فدراسيون فوتبال ايران امضا كند و بر اساس آن قرارداد حق پخش 10 ميليارد توماني به فوتبال پرداخت نمايد.
اين رقم قرارداد اگرچه نسبت به كشورهاي اروپايي كه فوتبال حرفهاي دارند بسيار ناچيز به نظر ميرسيد اما براي گام اول امضا چنين قراردادي يك پيروزي براي فوتبال محسوب ميشد.اينكه سازمان صدا و سيما در نهايت قبول كرد براي پخش پرببينندهترين برنامهاش يعني فوتبال نيز پول پرداخت كند.
اين قرارداد با فشار رسانههاي داخلي و نهادهاي خارجي مانندAFC امضا شد؛ قراردادي كه در پايان ليگ دهم به پايان ميرسد و در حاليكه چند ماهي تا پايان قراداد فرصت باقي است اما مسئولان فدراسيون فوتبال و به ويژه سازمان ليگ جنگ پنهاني را براي افزايش قرارداد حق پخش تلويزيوني آغاز كردهاند.
عزيز محمدي؛ رئيس سازمان ليگ اعلام كرده ميخواهد حق پخش تلويزيوني را به شبكههاي خارجي واگذار كند و صدا و سيما ايران نيز ميتواند از خارجيها حق پخش بازيهاي ايران را خريداري كند همانطوريكه ديدارهاي ليگ انگليس و اسپانيا را ميخرد.
اين مسئله كمي دور از ذهن است كه سازمان ليگ بتواند در عمل چنين قراردادي با خارجيها امضا كند به همين دليل كارشناسان معتقدند مطرح شدن اين بحثها در فوتبال بيشتر براي افزايش قدرت چانهزني با صدا و سيما است. مسئولان ورزشي صدا و سيما نيز كه به خوبي اين موضوع را ميدانند و بيد ليل نيست كه آنها اعلام كردهاند عزيز محمدي؛ رئيس سازمان ليگ نام شبكههاي تلويزيوني خارجي را كه خواهان خريد اين امتياز هستند را اعلام كند.
شايد در نظر اول حق با مسئولان فدراسيون و سازمان ليگ باشد كه خواهان دريافت حق پخش ميلياردي از سازمان صدا و سيما هستند، اما واقعيت ماجرا اين است كه فوتبال ايران در راستاي اصل 44 قانون اساسي براي خصوصي شدن فقط نيازمند حق پخش تلويزيوني نيست. اگر در كشورهاي كرهجنوبي و ژاپن حق پخش ميلياردي پرداخت ميشود و يا در همين كشورهاي حوزه خليج فارس مانند امارات شبكههاي خصوصي و دولتي براي پخش مسابقات كم تماشاگر فوتبالشان پول كلان به باشگاهها پرداخت ميكنند، اما آنها ساير فاكتورهاي خصوصي شدن فوتبال را حداقل در بخش سخت افزاري مانند ورزشگاه و زمين تمرين و جذب اسپانسرهاي خارجي و... را دارند.
باشگاههاي ايراني اما زيرساختهاي لازم را در اين زمينه ندارند. پرسپوليس و استقلال كه پرطرفدارترين باشگاههاي ايران هستند هنوز ورزشگاه اختصاصي كه هيچ، زمين تمرين اختصاصي هم ندارند و در زمينهاي اجارهاي تمرين و بازي ميكنند.
ساير باشگاههاي ليگ برتر نيز فقط روي كاغذ خصوصي شدهاند و درآمدزا هستند اما اين مسئله را به كنفدراسيون فوتبال آسيا اعلام كردهايم و آنها هم با ارفاق پذيرفتهاند كه باشگاههاي ما خصوصي شدهاند.
بنابراين اگر واقعا پيگير اجرايي شدن اصل 44 قانون اساسي و خصوصي سازي در ورزش و به ويژه فوتبال هستيم بايد بدانيم اين مسئله فقط با دريافت حق پخش تلويزيوني عملي نميشود و ساير فاكتورهاي خصوصي سازي را نيز بايد به موازات حق پخش تلويزيوني داشته باشيم.
يكي از مسئولان صدا و سيما در اين زمينه اشاره جالبي دارد و ميگويد: دريافت حق پخش تلويزيوني ميلياردي از صدا و سيما براي حرفهاي جلوه دادن فوتبال ايران مانند آن است كه فردي براي رفتن به ميهماني كت و شلوار و پيراهن و لباس مناسب ندارد، اما به دنبال زدن پاپيون زيباست! شايد حق با او باشد فوتبالي كه زيرساختهاي سخت افزاري و حتي نرمافزاريش نسبت به قدرتهاي درجه دوم آسيا هيچ رشد و پيشرفتي نداشته چگونه ميخواهد با دريافت حق پخش تلويزيوني حرفهاي باقي بماند؟
از سويي ديگر هم مسئولان فدراسيون و سازمان ليگ حق دارند و ميگويند اكنون كه دولت و مجلس حاضر به پرداخت پول به فوتبال نيستند دو راه پيش رو داريم؛ اول تعطيلي فوتبال و دوم جذب اسپانسر و پول از طريق فروش حق پخش تلويزيوني به شبكههاي خارجي گزينهاي كه چندان مناسب ما به نظر نميرسد، اما شايد تنها راه باشد.
آنچه مسلم است اينكه تا پيش از شروع ليگ برتر يازدهم بازهم بايد شاهد جنگ سرد بين مديران فوتبال و مديران رسانه ملي باشيم جنگي كه شايد در آن دو طرف حق داشته باشند اما همه ميدانيم با دريافت پول ميلياردي هم فوتبال بدون امكانات ايران همچنان روي كاغذ خصوصي ميماند و شايد در آستانه سال 2013 كه فيفا و كنفدراسيون فوتبال آسيا پروانه باشگاههاي حرفهاي را صادر كنند ديگر باشگاهي از ايران نتواند اين پروانه را بگيرد و به حقيقتي تلخ ميرسيم؛ اينكه هنوز تا حرفهاي شدن فوتبال راه درازي در پيش داريم و فوتبال ما به غير از پرداخت دستمزدها به بازيكنان و مربيان در ساير بخشها آماتور باقيمانده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


