صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

خاطرات نمایندگان از روزهای انقلاب

کد خبر: ۱۴۷۲۵۳
| |
3682 بازدید

سرویس مجلس «تابناک» این روزها، روزهایی ماندگار و فراموش‌ناشدنی در تاریخ ملت بزرگ ماست؛ روزهای پیروزی انقلاب اسلامی. انقلابی که رساترین فریاد تاریخ، یعنی امام امت، آن را رهبری کرد و به فرجام رساند و برای حفظ آن، با تمام وجود تلاش کرد. انقلابی که مبتنی بر بینش عمیق توحیدی و الهام گرفته از انقلاب سرخ عاشورای حسینی بود، که در آن عده‌ای قلیل، با اعتقادی وسیع و راسخ، نیروهای کفر و باطل را شکست دادند و چشم قدرتمندان را خیره ساختند. با پای گذاردن در دایره معنویت و ایثار و شهادت بود که فرزانگان خاک، از این سرزمین پاک، به سوی افلاک، پر‌گشودند و تا نهایت تاریخ جاودانه شدند. این روزها یادآور خاطرات بسیاری برای مردان و زنان این سرزمین است. خاطرات تلخ و شیرینی كه هیچ‌گاه از یاد ایرانیان نخواهد رفت و همواره با آغاز دهه فجر، این خاطرات نیز زنده می‌شوند. به همین بهانه به سراغ نمایندگان مردم استان در مجلس شورای اسلامی رفتیم تا خاطرات آنها از ایام پیروزی انقلاب اسلامی را از زبان خودشان بازگو كنیم. از نمایندگان مجلس پرسیدیم در ایام 12 تا 22 بهمن ماه سال 57 کجا بودید و چه می‌کردید؟

اين صداي انقلاب است

سیدجلال یحیی زاده*

من در آن زمان در قم تحصیل می‌کردم. اما شب 12 بهمن به تهران آمدم و صبح هم در مراسم استقبال حضور داشتم. در روز 12 بهمن، من در آن استقبال در نزدیکی میدان آزادی حضور داشتم. در آن سن و سال و با توجه به نشاط و روحیه جوانی، بخش عمده این مسیر تا بهشت‌زهرا را دوان دوان طی کردم و روزی بیاد ماندنی برای من بود. عصر روز 21 بهمن، من در حال عبور از جلوی گلزار شیخان قم در نزدیکی میدان آستانه حرم حضرت معصومه(س) بودم که یکی دو نفر بیرون دویدند و رادیو را بیرون آوردند و صدایی از رادیو می‌گفت این صدای انقلاب مردم ایران است. این صدا همچنان در گوش من هست و برایم بسیار خاطره انگیز و دلنشین است.

*نماینده تفت و میبد

 

تماشاي ورود امام از تنها تلويزيون روستا

کاظم فرهمند*

بنده دانشجو بودم و در ابرکوه بودم که دانشگاه‌ها تعطیل شد و ما هم مثل اکثر مردم در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کردیم. اصولاً در سال 57 کار چندانی نمی‌شد انجام داد و ما اغلب دنبال راهپیمایی و تظاهرات و شرکت در تجمعات مردمی بودیم.

یادم می‌آید در روز 12 بهمن ما در یک روستا بودیم که در آن همه تلویزیون نداشتند و همه مردم روستا در سالن بزرگی در یک خانه، جمع شده بودند تا ورود امام(ره) را از طریق تلویزیون ببینند و یادم هست که بعد از پخش صحنه‌های ورود امام(ره)، تصویر قطع شد. اما به هر حال، روز بسیار خاطره انگیزی بود.

*نماینده ابرکوه، بافق، بهاباد، خاتم و مهریز

فيلمبرداري با دوربين سوپر 8

علی‌اکبر اولیاء*

من در روزهای نزدیک به پیروزی انقلاب، در یزد و تهران بودم. در روز 12 بهمن یادم هست که در دانشگاه تهران بودم و با یک دوربین سوپر هشت خود، از مراسم استقبال فیلمبرداری می‌کردم، یعنی به نحوی می‌شود گفت مشغول فعالیت‌های رسانه‌ای بودم. دو سه روز بعد به یزد بازگشتم و در تحرکات و راهپیمایی‌هایی که در این شهر برگزار می‌شد، شرکت کردم. سپس در تاریخ 22 یا 23 بهمن مجدداً به تهران بازگشتم. صحنه‌هایی که آن روزها دیدم، هیچ وقت فراموش نمی‌کنم: خیابان‌های جنگ زده، تانک‌هایی که در میدان امام حسین (ع) مستقر بودند، آثار تیراندازی بر ساختمان‌های شهر و...

*نماینده یزد و صدوق

تلگرافي به امام؛ فرودگاه اصفهان آماده ورود شماست

محمدکریم عابدی*

من در دی ماه 57 ستوان خلبان بودم. در همین زمان، در روز 29 دی ماه 57، اولین راهپیمایی نظامیان و خلبانان پایگاه هشتم شکاری در اصفهان که الان به نام شهید بابایی نامگذاری شده و پایگاه‌های هوا نیروز را در میدان سبزمیدان این شهر و در بین مردم انجام دادیم. چنان که می‌دانید، اصفهان اولین شهری بود که در آن حکومت نظامی برقرار شد و علت آن هم بیشتر خطر نظامیان انقلابی بود.

در تاریخ سوم بهمن، بزرگترین راهپیمایی اصفهان را با حضور 5 هزار افسر و درجه‌دار و همافر در مسجد سیداصفهان برگزار کردیم و در آن مسجد تجمع کردیم. بنده به‌عنوان مسئول این راهپیمایی، در بالای منبر این مسجد سخنرانی کردم. من در صحبت‌های خود با توجه به اینکه بختیار فرودگاه مهرآباد را برای جلوگیری از ورود امام(ره) بسته بود، اعلام کردم که فرودگاه اصفهان برای فرود هواپیمای انقلاب باز است. همچنین در این سخنان، من به عنوان یک افسر نیروی هوایی، اعلام کردم که کاپیتولاسیون را لغو می‌کنم و به اتباع آمریکایی ساکن در اصفهان هشدار دادم که باید کشور را ترک کنند، وگرنه هر اتفاقی برای ایشان بیفتد، تقصیر خودشان است. همان شب نیروهای حکومت نظامی با نفربر به منزل من هجوم آوردند و حدود 60 نفر از دوستان ما را دستگیرکردند و شبانه با هواپیما به شهرستان خاش در سیستان و بلوچستان بردند و عده‌ای را هم به مراکز ساواک بردند و همان شب حکم تیر بنده را هم صادر کردند. از آنجا که من در حکومت نظامی، نفوذی داشتم، این موضوع را به بنده اطلاع دادند و توصیه کردند که هر چه سریع‌تر اصفهان را ترک کنم، در نتیجه من تا زمان ورود امام(ره) به مشهد و شاهرود و شهرهای دیگر رفتم، اما حضورم در راهپیمایی‌ها ادامه داشت.

در روز 12 بهمن، من در هیأت استقبال امام(ره) حضور داشتم. پس از آن در روز 14 بهمن خدمت امام(ره) رسیدم. ایشان مرا از روی تلکسی که به فرانسه زده بودم و اعلام کرده بودم فرودگاه اصفهان برای شما باز است، می‌شناختند. آیت الله اشراقی، داماد بزرگ امام(ره) می‌گفتند من هیچ وقت این روز را یادم نمی‌رود که امام(ره) در فرانسه با خواندن این تلکس، لبخند زدند و گفتند به فرزندان ما بگویید من به تهران می‌روم.

در این دیدار حضوری در تاریخ 14 بهمن، ایشان گفتند مراقب باشید که هیچ سلاحی به تاراج نرود و منهدم نشود. من از همان زمان در مدرسه رفاه در محضر ایشان بودم. در روز 16‌بهمن که دولت موقت به ریاست بازرگان تعیین شد، نیروهای هوایی و ارتش هم از پادگان‌ها با سلاح‌های خود فرار می‌کردند. در این تاریخ، من اولین اسلحه خانه را تشکیل دادم و اسلحه‌دار تعیین کردیم که هر سربازی اسلحه آورد، تحویل بگیرید تا به دست منافقان نیفتد.

در روز 22 بهمن و در لحظه پیروزی انقلاب، من و عده‌ای دیگر در حکومت نظامی در پارک شهر در محاصره نیروهای شاه بودیم و تعداد زیادی از مردم و نظامیان کشته شدند. آن زمان روزنامه اطلاعات در ضلع شمالی پارک شهر بود و ما بین اداره برق و اطلاعات گیر افتاده بودیم. الحمدالله ما محاصره را شکستیم و رادیو هم به دست انقلابیون افتاد و انقلاب پیروز شد.

* نماینده طبس

منبع: هفته نامه «بشارت»یزد

تازه ترین اخبار مجلس شورای اسلامی را در صفحه سرویس مجلس «تابناک» بخوانید.


مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟