كرش، وابسته به طاغوت نيست!
1) شايعه نزديك به واقعيت انتخاب كارلوس كرش به عنوان سرمربي جديد تيم ملي كشورمان، واكنشهاي متفاوتي را در سطح محافل ورزشي برانگيخته است. برخي از كارشناسان به استقبال از اين مربي رفتهاند و البته بعضي ديگر انتقاداتي را به اين انتخاب وارد كردهاند كه البته در نوع خودش قابل احترام و تامل برانگيز است. با اين حال، آنچه در اين زمينه آزاردهنده مينمايد، استارت خوردن برخي موضعگيريهاي كليشهاي و كليگوييهاي تكراري و منفي بافانه است كه نه تا به حال كمك چنداني به فوتبال ايران كرده و نه از اين به بعد انتظار ميرود مشكلي را حل كند. به طور مشخصتر، از ابراز عقيده ناصرخان حجازي حرف ميزنيم كه ديروز گفت: «اگر كرش مربي خوبي بود، به ايران نميآمد!» فوتبال ما – متاسفانه – با چنين جهتگيريهاي غيراصولي و مملو از ابهام غريبه نيست و اين مرتبه، انگار نوبت كارلوس كرش است كه قرباني اين قبيل مسايل كور و دور از منطق شود.
2) جايگاه انتقاد، هميشه و تحت هر شرايطي در سراسر جهان محفوظ است. برخلاف ادعاي برخي از مسوولان «نقد گريز» فوتبال ايران كه از ترس به خطر افتادن منافع يا جايگاهشان، هر انتقادي را با انگهاي مذمومي مثل كوبيدن، تفرقه انداختن، ترور شخصيتي، وارد كردن فشار رواني يا دشمني طرد ميكنند و پس ميزنند، جايگاه منتقدان در تمام دنيا ارزشمند شمرده ميشود. كافي است دوستان محترم اندكي اهل پيگيري اخبار روزانه فوتبال جهان باشند تا ببينند و بدانند كه حتي از مربياني مثل گوارديولا، مورينيو، دلبوسكه، ونگر، آنچلوتي و ماگات هم انتقاد ميشود و حتي سوپر مربي اسم و رسمداري مثل الكس فرگوسن به خاطر درگيري با رسانه سرشناس بريتانيا – بيبيسي – سالهاست با اين مجموعه گفتوگو نميكند.
3) اي كاش «كرش كشون» را از حالا شروع نكنيم و اجازه بدهيم او كارش را بدون آنكه قرباني قالبهاي سنتي ذهني ما شود، در ايران آغاز كند و سپس به نقد كم و كاستيهاي احتمالي وي بپردازيم. برخلاف آنچه تصور ميشود، فوتبال ايران هنوز جذابيتهاي خاص خودش را براي مربيان خارجي دارد و اگر مذاكرات مطلوبي با آنها انجام شود، حتما ميتوان از حضورشان در كشور استفاده كرد. ما هنوز ستارههاي خوبي در سطح تيم ملي داريم كه متاسفانه طي سالهاي اخير استفاده مناسبي از آنها نشده و فرصت مطلوبي نيز تا آغاز مسابقات مقدماتي جام جهاني وجود دارد كه با توجه به مسير آسان صعود از آسيا، ميتواند نظر هر مربي خوبي را جلب كند.
4) كرش را از همين ساعات قبل از ورودش به ايران بمباران نكنيد لطفا؛ او نه وابسته طاغوت است، نه براي فرگوسن مانع ميچيده و نه قصد دارد مطابق قوانين سوئيس (!) با فدراسيون فوتبال قرارداد ببندد. خوشبختانه برخلاف سرمربي قبلي، قرار هم نيست روزمه خالياش را با حربه قلابي «ادبيات شيك» جبران كند. بعد از مدتها يك چهره معتبر به تيم ملي ايران نزديك شده و شايد براي همهمان بهتر باشد اگر به او اعتماد كنيم.




