نگاه بدبينانه جامعه فوتبال به عملكرد لژيونرها
مهدي مهدويكيا: ستاره آريايي و جوان بندر هامبورگ كه هر هفته سكوهاي ورزشگاه بزرگ AOL Arena را با هنرنماييهايش به تسخير خود در ميآورد، در جام ملتهاي سال 2000 يك بازيكن به شدت معمولي بود. او هيچ شباهتي به ستاره شماره 15 و موشك مهارنشدني هامبورگيها نداشت و انتقادات به جايي رسيد كه اسماعيل حلالي، همبازي او در باشگاه پرسپوليس و تيمملي هم در برنامه 90 مهدويكيا را به بازي نكردن براي تيمملي و تلاش براي حفظ ساقهايش محكوم كرد. مهدويكيا در پاسخ به انتقادات از كوره در رفت و اعلام كرد يكي مثل حلالي حتي در ميان 1000 بازيكن اول فوتبال ايران هم جايي ندارد و اصلا نبايد در تيم ملي حاضر باشد. امروز پس از سپري شدن بيش از يك دهه از آن اتفاق، همچنان اين باور وجود دارد كه مهدويكياي لبنان، بدترين مهدويكياي تمام دوران ملياش بود اما دليل اين موضوع هيچگاه روشن نشد.
وحيد هاشميان: وقتي هاشميان در نخستين بازيهاي ملياش در بازيهاي آسيايي بانكوك دو گل به قرقيزستان زد، همه از تولد يك علي دايي جديد در فوتبال ايران خبر ميدادند اما اين بازيكن هيچگاه براي تيمملي تبديل به يك ستاره قابل اعتنا و مهاجم تمام عيار نشد. اگر گلي كه هاشميان در مرحله مقدماتي جامجهاني 2006 وارد دروازه قطر كرد و آن دو گلي كه در تهران به ژاپن زد را از كارنامه او حذف كنيم، با مهاجمي روبهرو ميشويم كه براي تيمملي گل نميزد و در نقطه مقابل يك فصل تمام و به صورت هفتگي خبر گلزني او براي بوخوم در رسانهها منتشر ميشد.
رحمان رضايي: هميشه اين سوال وجود داشت كه آيا رضايي با همين سطح از تواناييهاي فني كه در تيمملي از او ديده ميشد، توانسته به تدافعيترين ليگ دنيا برود و در آن بدرخشد؟ رضايي تيمملي هيچ شباهتي به مدافع سختگير مسينا و پروجا نداشت. او بدون بازي كردن در استقلال و پرسپوليس راهي اروپا شد و در مهد كاتناچيو بازي كرد اما احتمالا مهمترين نكتهاي كه از رضايي مليپوش در اذهان باقي مانده، همان ضرباتي است كه به سر و صورت علي بداوي وارد كرد.
مسعود شجاعي: نمايش او در جام ملتهاي قطر چيزي نبود كه مثلا با پيراهن اوساسونا روبهروي ساراگوسا از اين بازيكن ديده بوديم. شجاعي بجز يك ضربه چيپ در بازي با كرهجنوبي، هيچ حركت مهم ديگري در اين تورنمنت انجام نداد تا كيفيت فني او در ديدارهاي ملي، همه را به ياد كريستيانو رونالدو در تيم ملي پرتغال و درجامجهاني اخير بيندازد. همان ستارهاي كه در منچستريونايتد و رئالمادريد ميدرخشد و در تيمملي پرتغال به يك بازيكن معمولي تبديل ميشود.
جواد نكونام: كاپيتان در قطر بسيار ضعيف و دور از انتظار نشان داد اما بعدها در مصاحبههايش از محدوديتهايي گفت كه اجازه درخشش دراين تورنمنت را از او گرفته بود. آيا با استناد به تاريخ، ميتوان پذيرفت كه نكونام هميشه آماده و قابل اعتماد در تيم ملي، در تورنمنت قطر تعمدا دست به حفظ ساق پاهايش و كمكاري براي تيم تحت هدايت افشين قطبي زده است؟ او در پاسخ به اين سوال لبخند تمسخرآميزي ميزند و از كنار آن ميگذرد.





