شگفتي زيباکلام از توهم شريعتمداري درباره احمدينژاد
صادق زيباكلام در يادداشتي در روزنامه اعتماد ملي به پاسخ مدير كيهان پاسخ داد.
وي نوشت: در يادداشت هفته گذشتهام دراين ستون پيرامون حضور معاون وزارت خارجه آمريكا در مذاكرات 5+1 در ژنو با ايران به مساله تنشزدايي و حتي مذاكره ميان ايران و آمريكا پرداخته بودم. شاهبيت يادداشت آن بود كه ممكن است احمدينژاد همان عامل شكستن طلسم بنبست روابط ميان ايران و آمريكا بشود. ممكن است از قضاي روزگار او بتواند طلسمي را بشكند كه ظرف سه دهه گذشته چهرههاي قدرتمندي از اكبر هاشميرفسنجاني گرفته تا سيدمحمد خاتمي سعي به شكستن آن كردند اما با توجه به موانع بيرون از اراده دولت شان ناموفق از آن پيكار بازگشتند.
اساس استدلالم در حمايت از آن نظريه يكي بازميگشت به جسارت و شهامت فردي احمدينژاد و ديگري به عقبه قدرتمند سياسي كه وي (برخلاف هاشمي و خاتمي) از آن برخوردار است. كيهان(31/4/87) به آن يادداشت تحت عنوان پاسخ مستوفايي داده و تحليل بنده را از اساس باطل اعلام كردند. ايشان بهزعم خودشان، بنده و ديگراني كه خيلي از احتمال شكسته شدن تابوي طلسم دشمني ميان ايران و آمريكا توسط احمدينژاد به هيجان آمدهايم را متهم به خوشخيالي، زودباوري و يكسري چيزهاي ديگر كرده بودند.
من نميدانم نويسنده يادداشت كيهان فرداي روزي كه آن يادداشت را نوشتند در قبال سخنان آقاي احمدينژاد در ياسوج چه احساسي پيدا كردند چراكه رئيسجمهور محبوب ايشان درست 180 درجه خلاف نظر آقاي شريعتمداري درباره مساله حضور آمريكا در ژنو صحبت كردند. آقاي احمدينژاد در ياسوج نهتنها نميگويند كه ايران از حضور آمريكا در ژنو بود بلكه برعكس فرمودند كه
كلمات آقاي احمدينژاد هر معنايي بدهند، معني نميدهند. مگر آنكه بگوييم از سوي سعيد جليلي بوده و از سوي احمدينژاد. كه در آن صورت با توجه به ظرفيت آقاي احمدينژاد براي پذيرش نظر مخالف بالاخص مسوولينش؛ آقاي جليلي در همان ژنو و وسط مذاكرات بركنار ميشدند.
در خصوص نفس مذاكره با آمريكا هم كه آقاي شريعتمداري نويسنده يادداشتآنقدر قرص و محكم آن را رد كرده و مينويسند اين اعتقاد بنيادي 30 ساله تغييري نخواهد يافت، باز آقاي احمدينژاد آنچه كه در ياسوج گفتند به نحو حزنانگيزي در تقابل با اعتقادات آقاي شريعتمداري قرار ميگيرد. آقاي احمدينژاد نهتنها نگفتند كه ما همچنان به سياست عدم مذاكره 30 سالهمان با آمريكا ادامه خواهيم داد، بلكه برعكس صراحتا اعلام كردند كه و شايد براي اينكه ترديدي باقي نماند، ميگويند
گمان نميكنم آقاي شريعتمداري هم بتوانند بگويند كه مقصود و منظور آقاي احمدينژاد آمريكا نيست و ايشان همچنان مخالف مذاكره با آمريكا هستند. تعريف و تمجيد از آمريكا، از حضور آمريكا در ژنو و و تعريف و تمجيد از «ملت و مردم اسرائيل»(رحيممشايي) نه كلمات و عبارات صادق زيباكلام است كه سادهدلانه از احتمال شكستن طلسم دشمني با آمريكا توسط احمدينژاد به هيجان آمده و نه توهمات اينها عبارات و كلمات رئيسجمهور محبوب اصولگراي شما و يكي از معاونينش است و خدا ميداند كه اگر يك هزارم اينها را خاتمي، مهاجراني، يا حتي هاشميرفسنجاني بر زبان آورده بود شما در همان روزنامه كيهان چه قيامتي كه برپا نميكرديد.
ميماند همان بحث و دعواي قديمي اين بنده حقير با حضرتعالي پيرامون منافع ملي ايران و دشمني با آمريكا. من معتقدم كه دشمني با آمريكا هيچ دستاورد مثبتي براي ايران اسلامي نداشته بلكه هزينه سهمگيني نيز بر منافع مليمان تحميل كرده، تحميل ميكند و تحميل خواهد كرد. جنابعالي نوشتهايد كه اين 30 سال دشمني با آمريكا سبب شده ايران سرمشق و الگوي نهضتهاي اسلامي در جهان و دنياي اسلام شود. بنده حاضرم فقره به فقره نشان دهم كه دشمني با آمريكا چه مصيبتهايي بر منافع ملي ظرف 30 سال گذشته وارد ساخته است . نميشد جنابعالي هم چند مورد از نهضتها، جنبشها و حركتهايي كه با الهام از دشمني ايران و آمريكا شكل گرفتهاند را متذكر ميشديد.


