مشاور احمدينژاد بودم، اما يك درخواست هم نكردم
مهران بهنامفر، كاپيتان تيم ملي كاراته، پس از خداحافظي از دنياي قهرماني، در گفتوگو با خبرنگار ورزشي «تابناك» درباره علت اين مسأله گفت: پيش از مسابقات جهاني 2006 فنلاند به شدت از ناحيه دست دچار مصدوميت شدم كه باعث شد اين رقابتها را از دست بدهم. پس از اين رقابتها، بازيهاي آسيايي دوحه در پيش بود كه گفتند به اين مسابقات نميرسي و من به دليل آنكه نشان بدهم مي توانم مبارزه كنم، پيش از ترميم كامل مصدوميت دستم در ليگ مبارزه كردم كه باعث تشديد آسيب ديدگيام شد و امروز اين مصدوميت به همراه مشكلات كمرم، دست به دست هم داد تا از صحنه قهرماني خداحافظي كنم.
دارنده سه نشان جهاني كاراته در ادامه افزود: معتقدم دو هفته پيش از مسابقات قهرماني جهان، نبايد انتخابي گذاشت، چون اين راه زندگيام را به كلي تغيير داد و باعث شد، زندگيام متلاشي شود! حتي قضيه بازيهاي آسيايي دوحه ميتوانست بسيار خوب تمام شود و من با شركت در اين مسابقات ميتوانستم هم طلاي چهار سال قبلم را تكرار كنم و هم از لحاظ مالي يك امكاني برايم فراهم شود. البته خواجه حسيني، سرمربي تيم ملي به من توجه كرد و برادرش از اسپانيا براي من دارو فرستاد كه من هيچ وقت اين لطفها را فراموش نميكنم، اما آن تصميم ميتوانست رويه زندگيام را تغيير دهد.

كاپيتان تيم ملي كاراته تصريح كرد: برخي دوستان ما، روزها پشت در اتاق برخي مينشستند كه تسهيلاتي دريافت كنند، اما من هرگز راضي به چنين رفتارهايي نشدهام و در اين مدت، حتي يك هزار تومان از اين راه درآمد نداشتهام.
همين آقاي خطيب، مديركل اسبق تربيت بدني استان تهران، بيش از سه بار به بنده گفت كه براي بسياري از قهرمانان تسهيلاتي در نظر گرفتهايم، تو هم بيا از اين تسهيلات استفاده كن و من هم چون آدمي نبودم كه بخواهم كاسبي كنم، اين كار را انجام ندادم.
وي يادآور شد: وقتي آقاي احمدينژاد شهردار بود، مشاورشان بودم و حتي در يك مرحله از انتخابات گفتند يك كار سمبليك بكن كه من هم يكي از مدالهايم را به ايشان هديه كردم، ولي خدا شاهد است كه حتي يك تماس هم نگرفتم و يك درخواست هم نكردم. تنها پس از انتخابات از دفتر ايشان تماس گرفته و عنوان شد كه ايشان ميخواهند با بنده ديدار كنند كه پس از آن نيز ديگر نه تماسي از جانب ايشان انجام شد و نه من.
بهنامفر درباره مقايسه عملكرد ناظريان، سمندر و كتيرايي، روساي سالهاي اخير فدراسيون كاراته و درباره اين مسأله كه كدام يك عملكرد دلچسبتري داشتند، خاطرنشان نمود: استارت فعاليتم در تيم ملي با ناظريان در سال 68 بود. ناظريان علاوه بر آنكه فوقالعاده فني بود، با اهالي كاراته رابطه دوستانهاي داشت و ما هم رفيق بوديم، اما دستش بسته بود و نتوانست كاري بكند.
سمندر هم يك امتياز بزرگ داشت و آن شخصيت خوب و اخلاق خاصش تا پيش از رسيدن به صندلي رياست بود و من هم به عنوان نماينده ورزشكاران به او رأي دادم، اما پس از انتخابات دريافتم اشتباه كردهام، چرا كه به كلي تغيير رويه داد و از ده روز بعد، نخستين كسي كه عملكردش را نقد كرد، من بودم و دو سال به فدراسيون نرفتم و از وقتي كه كتيرايي نيز رئيس فدراسيون شده است، تاكنون به فدراسيون نرفتهام، چرا كه اصولاً لزومي ندارد قهرمان هر روز در فدراسيون باشد و شايد در اين بيستوهشت سال فعاليتم نيز بيش از ده بار به فدراسيون كاراته نرفته باشم.
با كتيرايي نيز بيش از يك بار برخورد نداشتم و تنها هفته گذشته كه تيم دانشجويان تمرين ميكرد، به من گفت كه جايگاهت بايد حفظ شود و آدم خوبي به نظر ميرسد. به ظاهر يكسري تيمها را مجاب ميكند كه بيايند در ليگ سرمايهگذاري كنند كه قابل تحسين است، چرا كه باعث رونق ليگ و سرانجام تقويت تيم ملي ميشود.
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا به فرزندت اجازه ميدهي در رشته كاراته فعاليت كند، صراحتاً گفت: به هيچ عنوان چنين اجازهاي نخواهم داد، چرا كه دوست ندارم پسرم همان آسيبهايي كه من ديدم متحمل شود؛ حتي اگر خودم هم اكنون حق انتخاب داشتم و ميتوانستم از نو شروع كنم، سراغ رشته ديگري ميرفتم كه پولساز باشد.




