صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر: ۱۴۱۹۹۴
| |
2943 بازدید
كيهان

«رقص تروريست‌ها بر لبه تيغ» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن مي‌خوانيد:
از 31 ژوئيه 2009- 8 مرداد 88- كه سه تبعه آمريكايي به دليل ورود غيرقانوني به خاك جمهوري اسلامي و به اتهام جاسوسي در مرز عراق دستگير شدند تا انتشار خبري درباره دستگيري يك جاسوس زن آمريكايي در مرزهاي شمالي- كه البته تاييد نهايي نشد- فعاليت‌ها و تحركات جاسوسي عليه ايران شتاب گرفته و ميل به افزايش داشته است. چرا كه در اين ميان 18 مهرماه سال جاري نيز دو تبعه آلماني كه در پوشش توريست و گردشگر در تبريز حضور يافته بودند به اتهام جاسوسي بازداشت شدند.

همچنين جاي تأمل است كه به موازات اين تحركات جاسوسي طي يكسال و نيم گذشته دشمنان نشان دار نظام جمهوري اسلامي به اقدامات تروريستي عليه دانشمندان كشورمان دست يازيدند. يكسال پيش در چنين روزهايي-22/10/88- عوامل ضد انقلاب دكتر علي محمدي را ترور و به شهادت رساند. ماه پيش هم دكتر مجيد شهرياري و دكتر فريدون عباسي دو دانشمند هسته‌اي مورد سوءقصد قرار گرفتند كه دكتر شهرياري به شهادت رسيد.

هرچند از همان ابتدا ردپاي رژيم صهيونيستي در ترورها قابل پيش بيني بود اما در ادامه مسئله كاملا مشخص شد بطوري كه همين چند روز پيش روزنامه صهيونيستي هاآرتص و سايت وزارت خارجه اين رژيم جعلي، هر دو ترور دانشمندان هسته‌اي را جزو موفقيت‌هاي مئير داگان رئيس پيشين موساد ارزيابي كرده و به اين ترتيب به صراحت اعتراف كردند كه موساد در اين ترورها نقش داشته است. حوادث تروريستي در زاهدان، چابهار، مهاباد و... را نيز بايد به اقدامات تروريستي دشمنان اضافه كرد.

اكنون اين پرسش به ميان مي‌آيد كه چرا چند كشور غربي و رژيم صهيونيستي راهبرد «جاسوسي و ترور»! را عليه ايران اسلامي برگزيده‌اند؟ براي پاسخ به اين سؤال ناگزير بايد نقبي به ماه‌هاي گذشته زد و صحنه رويارويي ايران اسلامي با نظام سلطه و مستكبران و چپاولگران را به نظاره نشست.

نقطه عزيمت بحث به دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در سال 88 برمي گردد.


جمهوري اسلامي

«مأموريت عقيم» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:
هيلاري كلينتون، وزير خارجه آمريكا در يك دوره گردي سياسي، بار ديگر براي ديدار و مذاكره با مقامات امارات، يمن، قطر و عمان عازم منطقه شده است. وي در اين سفر سعي مي‌كند با تكرار ادعاهاي هميشگي واشنگتن، شانس خود را براي جلب نظر كشورهاي منطقه امتحان نمايد و در جهت كمك به ديپلماسي شكست خورده و ناكام آمريكا، استمداد و آنها را به دشمني با ايران و اعلام حمايت از سياستهاي ضد ايراني واشنگتن تشويق كند.

اين، نخستين سفر يك مقام بلندپايه آمريكا در سال جديد ميلادي به منطقه محسوب مي‌شود كه قرار است از اين طريق، زمينه‌هاي خروج آمريكا از بن بست سياسي در منطقه ارزيابي شود. عليرغم اين واقعيت‌ها، تلاشهاي مستمر واشنگتن براي محاصره سياسي - تبليغاتي ايران همواره استمرار داشته و تقريباً بدون استثنا، هميشه نيز با شكست و ناكامي مطلق مواجه گرديده است.

نبايد از نظر دور داشت كه پيش از اين هم "هيلاري كلينتون" وزير خارجه، "رابرت گيتس" وزير دفاع و ساير مقامات ارشد آمريكائي با سفر به منطقه سعي داشته‌اند در ارتباطات منطقه‌اي ايران ايجاد اختلال كنند و روابط سياسي - اقتصادي و مناسبات فيمابين را مطابق خواسته‌هاي واشنگتن، تحت الشعاع قرار دهند. خشم واشنگتن از اينست كه عليرغم اصرار فوق‌العاده آمريكا براي القاي شبهه عليه ايران اسلامي و ارائه چهره‌اي مخدوش از ديپلماسي منطقه‌اي ايران، اين واشنگتن است كه در منطقه دچار بحران‌هاي شديد و گسترده است و در باتلاق حوادث روزمره، دست و پا مي‌زند.

زنجيره بحران‌ها در آمريكا، از بحران اقتصادي گرفته تا افول ستاره اقبال "باراك اوباما" براثر اثبات بي كفايتي، بي‌تدبيري و عدم كارآئي وي، همگي نشانگر آنست كه اوباما و دستيارانش نتوانسته‌اند چهره‌اي موجه و قابل اعتماد از دولت خود به نمايش بگذارند. در واقع، مقامات واشنگتن عليرغم اقدامات و برنامه ريزي‌هاي كوتاه مدت و دراز مدت خود براي تخريب مناسبات ايران و همسايگانش، در كل منطقه شاهد اوج گيري اقتدار سياسي و نفوذ كلام ايران هستند و حداقل در 3 مورد، عملاً و بطور آشكار، خواستار همكاريها و كمك ايران براي تضمين موفقيت سياست‌هاي ناكام و انفعالي واشنگتن بوده‌اند.

الف - در افغانستان
ب - در عراق
ج - در مسأله فلسطين

اين براي مقامات واشنگتن،‌ يك شكست بزرگ سياسي محسوب مي‌شود كه در عين ادعاي ابرقدرتي و اينكه آمريكا نقش اول و برتر در دنياي تك قطبي را به خود اختصاص داده، دست نياز به سوي ايران دراز مي‌كند تا بلكه بتواند سياست‌هاي منطقه‌اي خود را با تضمين و اطمينان بيشتري ادامه دهد لكن در عين حال، نهايت بي اعتباري آمريكا در گفتار و عمل محسوب مي‌شود كه واشنگتن در عين استمداد از ايران، براي كارشكني عليه ايران، از هيچ كوششي فروگذار نمي‌كند.


رسالت

«عيار ملت در فتنه 88‏» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن مي‌خوانيد:
1- كلمه فتنه از ماده فتن به معناي گداختن طلا براي کاستن ناخالصي‌ها و رگه‌هاي زايد مستفاد شده است. با در نظر گرفتن همين اصل، فتنه در قبال بشر و جوامع انساني به معناي آزمايش و امتحان به كار مي‌رود که سره از ناسره و پاکي را از پلشتي مي‌ستاند. سربلندي در فتنه و امتحان اله عيار يک شخص و يا ملت را بالا مي‌برد و شکست در اين سنت جاودان اله آغاز خذلان و خسران است.‏

معمر بن خلاد از ابو الحسن (عليه السلام)نقل مي‌كند كه آن حضرت فرمودند:‏
‏...همچنانكه طلا گداخته و آزموده مي‌شود،مردم هم آزموده مي‌شوند و هم چنانكه طلا ناب مي‌شود مردم نيز ناب مي‌شوند.(اصول كافي ج2،ص194)‏
مردم ايران در سه دهه گذشته در بوته آزمايش ها، امتحان‌ها وفتنه‌هاي سختي قرار گرفته‌اند که هر کدام از آنها به تنهايي مي‌توانست يک ملت و تفکرش را براي هميشه از صحنه تاريخ حذف کند. اما مردم ايران در هر کوره‌اي که گداخته شدند ناب تر از گذشته و درخشان تر از قبل شدند. فتنه‌ها در 31 سال گذشته عيار ملت ايران را روز به روز بالا برده تا جايي که امروز ايران اسلامي و تفکر مترقي انقلاب اسلامي بر فراز قله‌هاي اقتدار،شرافت و تاثيرگذاري در عرصه‌هاي داخلي، منطقه‌اي و بين المللي قرار دارد.

رهبر معظم انقلاب اسلامي به خوبي اين واقعيت و سنت اله را در ديدار اخير خود با مردم قم به مناسبت 19 دي تشريح کردند و از آن به عنوان يک دستور العمل ياد نمودند. "وقتى امتحانِ خوب بدهيد، خدا شما را بالا مي‌برد. امروز خط اسلام، خط ايمان باللَّه، خط انقلاب در كشور و در ميان ملت، خيلى قوى‌تر، پررنگ‌تر و بالاتر است از آنچه كه قبل از اين فتنه‎]‎فتنه 88‏‎[‎‏ بود. چرا؟ چون مردم، خوب امتحان دادند. اين، نمره‌ الهى است. اين شد براى ما دستورالعمل... امروز ملت ايران در سياستهاى داخلىِ خودش مقتدر است؛ در سياست خارجىِ خودش مقتدر است؛ در تأثيرگذارى بر روى منطقه مقتدر است؛ در تأثيرگذارى بر روى مسائل مهم جهانى هم مقتدر است..."

2- اينکه ايران اسلامي در سياست داخلي و خارجي خود در اوج اقتدار قرار دارد يک تعارف و يا مبالغه نيست. بلکه و اقعيت غير قابل انکاري است که در عرصه خارجي آن دشمنان انقلاب به آن اذعان دارند و در عرصه‌هاي داخلي نيز پيشبرد موفق سياست‌ها وبرنامه‌هاي بزرگي نظير هدفمند شدن يارانه‌ها نشان مي‌دهد.‏

همزمان با جمهوري اسلامي ايران چند کشور ديگر نظير بوليوي و الجزاير نيز دست به اصلاح قيمت‌ها زدند اما پس از گذشت چند ساعت در اوضاع بحران زده کنوني اقتصاد جهاني با شکست مواجه شدند. اما اعتماد ملت ايران به دولتشان و سرمايه‌هاي اجتماعي انبوه که پس از فتنه سال گذشته در بين مردم شکل گرفت مانع از آن شد که کوچکترين اخلالي در روند طرح عظيم تحول اقتصادي صورت پذيرد که مايه شگفتي بسياري از تحليلگران خارجي و داخلي قرار گرفته است. در ساحت خارجي به اذعان هيلاري کلينتون وزير امور خارجه آمريکا امروز در منطقه، فضاي بين المللي و حتي در حياط خلوت آمريکا يعني در آمريکاي لاتين "جبهه ايران" در حال تقويت شدن است و جايي در جهان نيست که منافع ايران و غرب در مقابل هم قرار نگيرند.

تقابل جبهه استضعاف و استکبار، جبهه تجديدنظرطلبان نظام بين المللي در برابر محافظه کاران و تماميت خواهان حاکم بر شوراي امنيت، تقابل فقر و غنا و از همه مهتر احتجاج عدالت با بي عدالتي مثل سه دهه گذشته استمرار پيدا کرده با اين تفاوت امروز جبهه عدالتخواهان، تجديدنظرطلبان و مستضعفان به مراتب از گذشته بيشتر تقويت شده و امروز مي‌تواندسر منشا تحولات بين المللي منطقه و داخلي بزرگي قرار گيرد.‏


مردم سالاري

«تلفات تاکي؟» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم شهرام صدوقي است كه در آن مي‌خوانيد:
ايران در بين کشورهاي جهان داراي رتبه‌هايي جهاني است که در خيلي مواقع بايد به آن رتبه‌ها افتخار کرد. اغلب اين رتبه‌هاي جهاني در بخش کشاورزي وتوليد مطرح است که بررسي آنها هدف نگارش اين مطلب نيست.

کشورمان همچنين در ساير شاخص‌هاي نامطلوب و حوادث نيز داراي رتبه در جهان است، به طوري که در بين کشورهاي منطقه و حتي جهان خسارات ناشي از حوادث غيرمترقبه و همچنين حوادث جاده‌اي و هوايي کشورمان در رتبه‌هاي بالا ي جهاني قرار گرفته است.

کشتار سالا نه حدود 25 هزار نفر و آسيب‌هاي جدي جسمي حدود 100 هزار نفر از هموطنان در جاده‌هاي کشور از جمله آماري است که از ميزان تلفات بسياري از نزاع‌هاي بين المللي در گوشه و کنار جهان هم بيشتر است. به عبارتي ديگر با توجه به تلفات حوادث جاده‌اي کشور اينگونه فرض کنيد که ايران دائم درحال جنگ با کشوري مجازي است و روزانه و ماهانه در حال کشته و زخمي دادن است.

حال، به اين آمارهاي وحشتناک حوادث جاده‌اي اضافه کنيد تلفات ناشي از حوادث هوايي کشوررا. براساس آمار موجود سالا نه حدود يک يا 2 حادثه بزرگ هوايي در آسمان کشور رخ مي‌دهد که اتفاقا تمامي اين حوادث نيز يا ناشي از خطاي انساني است يا از فرسودگي قطعات هواپيما که در هيچ يک از حوادث چندين سال اخير بازخواستي از مديران ارشد اين صنعت پرخطر در کشور نشده است.

اصولا سيستم جوابگويي برخي مديران درکشور ما ظاهرا با تمام سيستم‌هاي رايج در ساير کشورهاي جهان متفاوت است. در بسياري از کشورهاي جهان با وقوع حوادثي از اين دست جايگاه مسوولين آن پس از بررسي دقيق و موشکافانه تحت تاثير آن حوادث و خسارات ناشي از آن قرار مي‌گيرد و حتي شاهد برخي استعفاها و جابه جايي‌ها مي‌شويم. اين در حالي است که در کشورما هنوز بررسي‌هاي مربوط به سقوط‌هاي گذشته به اتمام نرسيده است و پذيرش وقوع چنين حوادثي در کشور ظاهرا عادي شده است.

خانه ملت البته در واکنش به حادثه اخير هوايي در کشور از وزير راه و ترابري براي پاسخگويي به نمايندگان در خصوص علل سقوط هواپيما و کشته و زخمي شدن تعداد کثيري از هموطنان دعوت به عمل آورده است تا در اولين جلسه مجلس شوراي اسلا مي‌حاضر شود، اما نکته در اينجاست که در حادثه اخير همانطور که از شواهد پيداست شرايط پرواز مهيا نبوده و طبق آخرين اظهارات آقاي بهبهاني وزير راه و ترابري اين پرواز به اصرار مردم انجام شده است! البته قضاوت درخصوص اظهار نظر اخير را به عهده خوانندگان محترم مي‌گذاريم.


تهران امروز

«اصل و فرع سياست» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم دكتر محمدرضا جمالي است كه در آن مي‌خوانيد:
در احوال كشورداري و آداب اداره حكومت آن چيزي كه اصل است و ابتناي جامعه بر آن قرار دارد، محور قراردادن اصول و گذر از فروع است، به همين خاطر بسياري از بزرگان و دلسوزان نظام تاكيد مي‌نمايند فروع و پرداختن به آنها نبايد شما را از اصول بازدارد.

از ابتداي انقلاب تاكنون سعي عده‌اي بر آن بوده است تا با حادثه‌سازي و ابهام‌آفريني در مسير صحيح كه توسط امام و مقام معظم رهبري تعيين شده و مي‌شود خلل ايجاد نمايند. به همين‌خاطر تاريخ انقلاب بسياري از اين ابهام‌آفريني‌ها را به ياد دارد اما در شرايط حاضر و سير قافله تمدني به سوي پيشرفت و توسعه نمي‌توان از چشم‌اندازهاي اميدبخش و مسرت‌آفريني كه با كار و تلاش و اخلاص و عمل خالص براي خدا و برداشتن سنگ‌ها از پيش پاها و باز كردن گره‌ها غافل شد.

اگر عده‌اي اصولگرايي را كه نياز امروزه كشور ما مي‌باشد و اقبال عمومي مردم ما به تفكر و گرايش اصولگرايي است را با جنجال‌آفريني و تنش‌زايي اشتباه گرفته‌اند و هر روز به بهانه‌اي حرف‌هايي شاذ و نادر بدون در نظر داشتن جايگاه سياسي و اداري خود عنوان مي‌كنند، آيا وظيفه مطبوعات و اهل خرد اين است كه خود را درگير بحث‌هاي باطل و هيچ و پوچ كنند يا اين است كه به امور مهم و تبيين فراگير كردن نهضت خدمتگزاري براي مردم و ولي‌نعمتان انقلاب و مستضعفين و محرومان و رنج كشيدگان بپردازند؟ راه صحيح و اصولي اين است كه فروع ما را از اصول غافل نكند و زر ناب را به بهاي آهن قراضه‌اي از دست ندهيم. شايد امروز جنجال ژورناليستي براي كساني كه از اصول غافل شده و به فروع پرداخته‌اند نيز رنگ و لعاب خود را از دست داده است اما اين سوال باقي است چرا به جاي اينكه عده‌اي گزارشي از آنچه كه وعده داده بودند ارائه بدهند، بيشتر به حاشيه‌ها مي‌پردازند تا اصول و سياست‌ورزي عالمانه را با سياست‌زدگي دنبال ‌كنند.


ابتكار

«77 قرباني براي قدم نورسيده برف و باران؛ لطفا يک بار هم از جعبه سياه مديريت بگوييد» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سيد علي محقق است كه در آن مي‌خوانيد:
پس از مدت‌ها انتظار و آلودگي هوا و خشک شدن زمين و سوختن جنگل ها، بالاخره با تاخيري طولاني زمستان واقعي همراه با سوز سرما و برف و باران همه جاي ايران را فراگرفت. مردم کشورمان که ديگر چشم اميد خود به جبهه‌هاي هواي کم فشار و پرفشار و توده‌هاي ابر را از دست داده بودند، به يکباره پذيراي قدم نورسيده برف و باران شدند، تا در نيمه راه دي ماه دلشان خوش شود که خداي آسمان و زمين آنها را فراموش نکرده است. چرا که به بيان قاآني شيرازي:«ابر با آن تيره‌رخساري که پوشد روي روز/ مردم چشم است دهقان را ز باران داشتن».

اما اين فقط روي خوش ماجرا بود و در گوشه‌اي از کشور همه چيز دست به دست هم داده بود تا از يک اشتباه مديريتي ديگر، قربانگاه ساخته شود براي پيشکش کردن جان 77 نفر از شهروندان پيش پاي باران رحمتي که از آسمان نازل مي‌شود. روز 19 دي ماه هواپيماي بوئينگ 727 با بيش از 100 نفر سرنشين عليرغم بارش شديد برف و باران و نامساعد بودن اوضاع جوي، پس از دو ساعت اما و اگر، با چراغ سبز مسئولين هواپيمايي کشوري، مهرآباد را به مقصد فرودگاه اروميه ترک مي‌کند اما ساعتي بعد سراز قربانگاه کليسا کندي در 7 کيلومتري اروميه در مي‌آورد و فاجعه‌اي رقم مي‌خورد.

بله به همين راحتي 77 خانواده داغدار مي‌شوند وبيش از 30 قرباني ديگر در بيمارستان‌هاي شهر در دوراه مرگ و زندگي، دست و پنجه نرم مي‌کنند و بار ديگر سفيد پوش شدن زمين به قيمت سياه پوش شدن مردمان کشورمان تمام مي‌شود.

تلخي ماجراي اروميه وقتي تشديد مي‌شود که يادمان بيايد 5 سال پيش درست در همين روز و در همين مکان و در همين اوضاع جوي، يک هواپيماي ديگر نيز سقوط مي‌کند و 11 تن ازمقامات ارشد نظامي کشور از جمله شهيد احمد کاظمي به شهادت مي‌رسند. اما حتي تجربه‌هاي گذشته نيز حريف سوء مديريت‌ها نمي‌شود.

برف و باران اگرچه برترين نعمات اله و مهم ترين فرصت‌ها براي زندگاني و حيات آدمي است و در لطافت طبعشان خلاف نيست، اما هر گاه که دست مداخله گر انسان ناشيانه به اين چرخه وارد شد، اين رحمت بي پايان، به سادگي و ازسرندانم کاري به نقمت و مرارت و تهديد براي زندگي بدل مي‌شود. باران متحول کننده و روينده، روزي به مدد سوء مديريت بحران آلودگي به باران اسيدي مبدل شده و سر و روي شهروندان را تا يک قدمي انواع سرطان مي‌کشاند و روزي ديگر به سبب سوء استفاده ازخاک و جنگل و طبيعت به سيل خروشان مبدل مي‌گردد و همه چيز را مي‌شويد و مي‌برد و خرابي را جايگزين مي‌کند. برف سفيد و بي آزار روزي جان صدها انسان را در راهبندان ناشي از سوء تدبير در راهداري‌ها به خطر مي‌اندازد و روزي ديگر حريف هواپيماي بوئينگ پير و از کار افتاده پرواز 727 مي‌شود.

همين چند هفته پيش در موعد تعطيلات آغازسال جديد، به دليل برف شديد در کشورهاي اروپايي و آمريکاي شمالي، صدها و شايد هزاران پرواز طي يک هفته لغو و برنامه ريزي‌هاي هزاران نفر در اين کشورها به هم مي‌ريزد. اما مسئولين فرودگاه‌ها و متوليان پرواز،عليرغم داشتن مدرن ترين هواپيماها و فشار طبيعي مردم، زير بار درخواست‌ها براي ازسر گرفتن فعاليت هواپيماها و متوسل شدن به شگرد نخ نماي سعي و خطا در پرواز‌ها نمي‌شوند و طبيعتا عليرغم اينکه صدها هزار نفر براي هفته‌ها در مبدا ماندند و به مقصد نرسيدند و سردرگمي بي سابقه‌اي بر مردم اين کشورها حاکم شد اما همه آن مردمان زنده و سالمند و خوني از بيني کسي نريخت. وچنين است در جريان حادثه آتشفشان ايسلند و.... مثال‌هايي از اين دست زياد است.


سياست روز

«روياهاي خانم وزير» عنوان يادداشت روزنامه سياست به قلم علي تتماج است كه در آن مي‌خوانيد:
هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا براي سفري دوره‌اي راه كشورهاي عربي حوزه خليج فارس شده است. وي در اين سفر از امارات،يمن، قطر و عمان ديدار مي‌كند. هر چند كه وي در اين سفر اهداف سياسي، اقتصادي و نظامي را پيگيري مي‌كند و تلاش دارد تا منافعي را براي آمريكا در شرايط حاكم شدن بحران اقتصادي بر اين كشور،كسب و حتي از اين كشورها براي روند سازش در منطقه بهره‌برداري كند اما برخي محافل رسانه‌اي و سياسي اين سفر را ادامه پروژه ايران هراسي عنوان داشته‌اند.

مواضع هيلاري كلينتون هنگام بازديد از امارات و تلاش‌هاي وي براي خدشه دار ساختن روابط ميان كشورهاي عربي و جمهوري اسلامي ايران و ادعاهاي واه وي درباره فعاليت‌هاي صلح آميز هسته‌اي ايران، گواه بر اين تحركات است.
البته هيلاري در اين پروژه تنها نبوده و برخي سناتورهاي كنگره نيز در راستاي پروژه ايران هراسي خواستار تدوين راهبرد نظامي براي مقابله با فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران شدند. هر چند كه اينگونه موضع گيري‌ها از سوي مقامات آمريكايي امري تكراري و نخ نما شده است اما مواضع تكرار توهمات و رويا پردازي‌هاي خانم هيلاري مي‌تواند برگرفته از شرايط حاكم شده بر عرصه داخلي و سياست خارجي آمريكا باشد. بسياري از ناظران بر اين عقيده‌اند كه‌ آمريكا كه در اجراي اهداف خود در منطقه بويژه در تقابل با جبهه مقاومت، چگونگي بازيگري در عراق، به چالش كشاندن فعاليت‌هاي هسته‌اي صلح آميز ايران در قالب مذاكرات ايران و 1+5 و... با شكست مواجه شده براي سرپوش نهادن بر اين شكست‌ها و نيز ايجاد فضاي تبليغاتي در آستانه مذاكرات استانبول، سفر دوره‌اي كلينتون به منطقه را طراحي كرده است.

نكته قابل توجه آنكه ابتكار عمل ايران در دعوت از نمايندگان كشورها و نهاد‌هاي بين المللي براي بازديد از تاسيسات هسته‌اي آن هم بدون دعوت از آمريكا و برخي شركاي آن، سردرگمي و هراس آمريكا را به همراه داشته است،چرا كه اين اقدام ايران از يك سو نشانه‌اي ديگر بر واه بودن ادعاهاي آمريكا و متحدانش براي فضاسازي منفي عليه فعاليت‌هاي صلح آميز هسته‌اي ايران است و از سوي ديگر اين ابتكار عمل، تزلزل جايگاه آمريكا براي تحميل خواسته‌هايش به گروه 1+5 را به را به همراه دارد.

به اذعان بسياري از آگاهان سياسي، تور هسته‌اي ايران، آمريكا را با چالشهاي جهاني مواجه مي‌سازد، لذا اين كشور براي كم رنگ كردن اهميت تور هسته‌اي اعتماد ساز ايران و نيز سرپوش نهادن بر شكست‌هايش در برابر ايران، فضاسازي منفي عليه نقش منطقه‌اي ايران را در پيش گرفته است كه مواضع و ادعاهاي كلينتون بخشي از اين پروژه است.

برخي ناظران نيز تاكيد دارند كه فضاسازي هيلاري در چارچوب سرپوش نهادن بر رسوايي‌هاي اطلاعاتي صهيونيست‌ها و آمريكا در ايران بوده است بويژه اينكه توانايي‌ها و قابليت‌هاي اطلاعاتي جمهوري اسلامي ايران براي نفوذ در دستگاههاي جاسوسي و اطلاعاتي صهيونيست‌ها كه به كشف تيم طراحان ترور استاد فيزيك كشورمان، شهيد مسعود علي محمدي را اجرا كرده‌ بودند، ضربه‌اي سنگين براي صهيونيست‌ها و آمريكا بوده است.

با تمام اين تفاسير هر چند كه پروژه نخ نما شده ايران هراسي همواره از سوي آمريكا تكرار شده است اما تحولات منطقه از شكست زودهنگام اهداف هيلاري در منطقه حكايت دارد.


جهان صنعت

«قسمت دوم سريال شاهکار هوايي‌» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم محمدحسين مهرزاد است كه در آن مي‌خوانيد:
پس از اينکه سازمان هواپيمايي کشوري موفق شد سال گذشته رکورد سوانح هوايي را به نام ايران ثبت کند گويي هنوز مسوولان درس نگرفته‌اند و سريال سوانح امسال هم شروع شد. پس از آنکه شامگاه يکشنبه 77 نفر با بوئينگ 37 ساله هما راه ديار باقي شدند آخرين ساعات دوشنبه باز هم هما حادثه آفريد که البته جاي شکرش باقي است که نتوانستند کسي را به آخرت بفرستند چراکه پرواز شماره 439 هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران که با چهار ساعت و 45 دقيقه تاخير ساري را به مقصد بندرعباس ترک کرده بود در فرودگاه مهرآباد فرود اضطراري کرد و تا ساعت 20:1 بامداد مسافران معطل شدند تا بالاخره در اين ساعت به سمت بندرعباس حرکت کردند.

گويي اين بار ايرلاين ملي به شدت در حال محقق‌کردن شعار با ما به بهشت برويد است؛ ايرلايني که زماني بدون حادثه بودن خود را به رخ بزرگ‌ترين ايرلاين‌هاي جهان مي‌کشيد حالا از فوکر گرفته تا بوئينگ سانحه مي‌دهد.

سال گذشته حوادث متعدد هوايي باعث شد احساس کنيم سازمان هواپيمايي درس گرفته و ديگر خبري از سوانح سريالي نخواهد بود. حتي وقتي رضا نخجواني، رييس اين سازمان از ايمني گفت و اينکه حاضر است حتي پروازها لغو شود ولي جان مسافران به خطر نيفتد خدا را شکر کرديم که کسي هست و هنوز هم جان مردم کمي تا قسمتي ارزش دارد.

اما حدود يک‌سال و اندي کافي بود تا بوئينگ پير هما مسايل زيادي را مشخص کند. هواپيمايي که به تازگي اورهال (تعميرات اساسي) شده بود و مثلا مجوزهاي لازم را هم اخذ کرده بود به جاي فرود روي باند 15 کيلومتر آن طرف‌تر کاري کرد که مسوولان نامش را فرود مي‌گذارند اما هر چه به عکس‌ها نگاه کرديم شبيه همه چيز بود جز فرود!

 البته احتمالا اين‌گونه به زمين اصابت کردن هم در رديف فرود اضطراري قرار مي‌گيرد.با اين حال همه تلاش کرديم از گمانه‌زني پرهيز کنيم و نگوييم وقوع سانحه تنها به علت نقص فني بوده است اگرچه آن سوي ماجرا مسوولان از خلبان گرفته تا آسمان توفاني را مقصر معرفي کردند و دم بر نياوردند که يک هواپيماي 37 ساله هم مي‌تواند دچار نقص شود اما ما سعي کرديم جانب انصاف را نگاه داريم.

اگرچه براي رسانه ملي اتفاقات جنوب سودان به‌اندازه اختصاص گفت‌وگو ويژه خبري مهم بود و کشته شدن قريب به 80 ايراني در يک سانحه هوايي به زحمت لابه‌لاي خبرها پيدا مي‌شد اما بد نيست مسوولان اين سازمان بدانند اين موضوع اصلا براي مردم به همين شکل دنبال نخواهد شد و افکار عمومي سوال‌هاي بسياري دارد که مسوولان بايد پاسخ دهند حتي اگر رسانه ملي به راحتي از کنار واقعه‌اي با اين درجه اهميت بگذرد.


دنياي اقتصاد

«راه‌حل‌هايي براي معضل بدهی دولت به بخش‌خصوصي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنان‌صفت است كه در آن مي‌خوانيد؛
داستان بده سازمان‌ها و شركت‌هاي دولتي مجري طرح‌هاي عمراني به پيمانكاران بخش‌خصوصي كه از سال 1384 تاكنون ادامه دارد، ابعاد شگفت‌انگيزي پيدا كرده است.

رييس هيات مديره سنديكاي صنعت برق با يادآوري اين نكته كه پرداخت بده دولت نسبت به قبل روزگار بهتري دارد، گفته است كه ارزش طلب آنها به 7هزار ميليارد تومان رسيده است. اين ميزان بده دولت تنها به فعالان يك صنعت، معما شده است. به اين معني كه اين شركت‌هاي طلبكار چگونه توانسته و مي‌توانند سرپا مانده و به فعاليت ادامه دهند؟ برخي از مديران اين شركت‌ها مي‌گويند ما ناگزير به ادامه كار هستيم؛ زيرا به محض اينكه اعلام ورشكستگي كنيم سروكله طلبكاران پيدا شده و دارايي شركت را مصادره خواهند كرد. يك سر ديگر معما اين است كه چرا سازمان‌هاي دولتي از پرداخت بده خود در زمان مقرر امتناع مي‌كنند. بعضي از مديران شركت‌هاي دولتي بدهكار مي‌گويند بايد اعتبارات خواسته شده از طرف معاونت برنامه‌ريزي تامين شود تا توانايي پرداخت داشته باشيم. مديران اين شركت‌ها همچنين مي‌گويند افزايش بده آنها ناشي از ارجاع كار بيشتر به بخش‌خصوصي است.

در حالي كه طلبكاران راه براي دريافت طلب خود نمي‌بينند و از ده‌ها نامه‌اي كه به مقام‌هاي مسوول نوشته‌اند چيزي عايدشان نشده، در ديدار با رييس مجلس قانون‌گذاري خواستار حل اين معضل شده‌اند. براي اينكه اين گرفتاري بزرگ برطرف شده و طلبكاران بخش‌خصوصي از اين وضع تاسف‌بار رهايي يابند، چه راه‌حل‌هايي را مي‌توان تصور كرد؟ يك راه‌حل اين است كه دولت بپذيرد، طلبكاران از پرداخت نقدي ماليات سال 1389 معاف شده و نوعي تهاتر مالي صورت پذيرد. با توجه به اينكه ماليات نوعي درآمد براي دولت است و اختيار آن را دارد، اين راه‌ مي‌تواند بخشي از مشكل را براي يك دوره كوتاه مدت برطرف كند.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...