روایت ناگوار و اطلاعات تازه از "آزار درمانی" بیماران در یک کلینیک
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، روایت هشت خانواده درباره آسیب جسمی کودکان دارای لکنت، فلج مغزی و اُتیسم در مرکز تحت مدیریت یک روانشناس، با انتشار یک پست ویدیویی در فضای مجازی در کانون توجه قرار گرفته است.
روایت عجیب
یک پست اولیه و چند کلیپ بعدی که از سوی اتابک وثوقی، نایبرئیس انجمن گفتاردرمانی ایران منتشر شده، حاوی ادعاهایی درباره نحوه برخورد با کودکان در جلسات موسوم به «شبیهسازی ذهن» در کلینیک ذهن و روان است که موجی از واکنشها را بهدنبال داشته است. صدای یک دختر دارای فلج مغزی در این ویدیو از آزار و اذیت بسیار در آن مرکز روایت میکند که نوجوانان همسنوسال او، بهعنوان کارکنان مرکز، با بلند کردن صدای موسیقی، با چوب بر تن و بدن این بیماران میزدند.
در محتوای اصلی پست، وثوقی با اشاره به روایتهای خانوادهها و مشاهدات خود، از ضربوشتم کودکان، استفاده از روشهایی که خانوادهها آن را خشونتآمیز توصیف کردهاند و دریافت هزینههای بالا در ازای وعدههای درمان قطعی سخن گفته است. او این اقدامات را در تضاد با استانداردهای حرفهای توانبخشی و کاردرمانی دانسته و خواستار پیگیری جدی شده است. این ادعاها در امتداد گزارشهای رسانهای قرار میگیرد که در آن خانوادههایی از شهرهای مختلف کشور از شکستگی استخوان، کبودی و بازگشت کودکان در وضعیت گریان خبر داده بودند.
نظرات خانوادهها
در میان نظرات زیر پست، چند دسته واکنش برجسته دیده میشود. گروهی از کاربران با اشتراک تجربیات مشابه یا حمایت از خانوادههای آسیبدیده، خواستار تعطیلی فوری مرکز و برخورد قضایی شدهاند. برخی دیگر بر نبود پشتوانه علمی روش «شبیهسازی ذهن» تأکید کرده و آن را در ردیف مداخلات غیرمجاز دانستهاند. در مقابل، تعداد محدودی از کامنتها یا به دفاع از مرکز پرداخته یا خواستار بررسی دقیقتر و ارائه مدارک پزشکی قانونی شدهاند. انجمن علمی کاردرمانی ایران نیز پیشتر از ثبت شکایت در تعزیرات حکومتی و سازمان نظام پزشکی خبر داده بود.
اگر این روایتها حتی بخشی از واقعیت را بازتاب میدهند، پرسشی بنیادین مطرح میشود: چرا با وجود گزارشهای رسانهای، شکایت انجمن تخصصی و روایتهای متعدد خانوادهها، این مرکز همچنان به فعالیت ادامه میدهد و رسیدگی نهایی و شفاف هنوز به نتیجه نرسیده است؟
این کلینیک در سایت مربوطه، یک مرکز دانش بنیان معرفی شده است که به واسطه حضور "مبدع شبیه سازی ذهن" مجتبی بیگدلی شاملو و مدیریت علمی دکتر حمید کمرزرین فعالیت میکند.

پیگیری تابناک
در همین باره خبرنگار تابناک با اتابک وثوقی، ناشر پستهای مربوطه و نایبرئیس انجمن گفتاردرمانی ایران گفتوگو کرد که ماحصل آن را میخوانید.
اتابک وثوقی در گفتوگو با خبرنگار تابناک با بیان اینکه افراد از نبود اطلاعات خانوادهها سوءاستفاده کردند و این روشها را بهعنوان روشهای درمانی عنوان میکنند، تأکید دارد که معضلات مشابه در همه حیطههای سلامت وجود دارد، اما مشکل اصلی با همکاران متخصص نیست؛ مشکل با افراد مدعی درمان است که مجوز درمان ندارند. او میگوید روانشناسی که در سطح کارشناس باشد اصلاً مجوز مداخله در این حوزهها را ندارد، اما وقتی میبیند کار پولسازی دارد، چند سال از این کارها میکند و بعد بارش را میبندد و میرود.
وی افزود: من سالهاست که این افراد را میشناسم، اینها بدون سواد و مستندات علمی، مدعیان درمان قاطع هستند که در جهان علم چنین ادعایی پذیرفته نیست.
پرونده را به ما ندادند
وی با اشاره به مشاهدات عینی خود درباره چرایی تداوم فعالیت این مراکز میگوید: «در یک دادگاه مربوطه وقتی کارشناسها آمدند و دادگاه از آنها استعلام کرد، گفتند بله، ایشان میتواند در زمینه اُتیسم و لکنت درمان کند؛ در حالی که خود معاونت درمان میداند ما درمان قطعی نداریم.» او اضافه میکند که کپی پرونده را به او ندادند تا بتواند پیگیری کند و وقتی از کارشناس مربوطه پرسیده چرا چنین گزارشی نوشته، پاسخ شنیده که «شما گفتاردرمانها و روانشناسها با هم مشکل دارید!»
وثوقی تأکید میکند که آنها هیچ مشکلی با هیچکسی ندارند و اساساً نمیتوانند داشته باشند؛ حدود و ثغور رشتهها باید مشخص شود. او میگوید بورد روانشناسی وزارت بهداشت در پاسخ به استعلام آنها نامه داده که هیچ روانشناسی در حیطه گفتار و زبان نمیتواند مداخله کند.
سوءاستفاده از شرایط بچهها
او درباره این شیوه برخورد با بچههای اتیسم، به آسیبپذیری افراد دارای لکنت و اتیسم اشاره میکند و میگوید: افرادی که لکنت دارند به واسطه مشکلات روانشناختی، استرس، اضطراب و عدم توانمندی صحیح در انتخاب کلمه و گفتار، نمیتوانند بهراحتی از خود دفاع کنند. افراد دارای اتیسم نیز، حتی آنهایی که توانمندی کلامی دارند، در روایت کردن حوادث آزاردهنده مشکل دارند و به همین دلیل شهادت آنها در بسیاری از سطوح بهراحتی پذیرفته نمیشود. مسئله اینگونه ادامهدار بوده است.

چرا ثبت نمیکنند؟
وثوقی میگوید طی ده سال بارها از این افراد و کلینیک مربوطه خواستهاند روش ادعایی خود را در دانشگاه علوم پزشکی، بورد وزارت بهداشت، معاونت درمان و معاونت آموزشی اثبات کنند، اما نیامدهاند. حتی زمانی که آمدند، او در جلسه نبوده و آنها بدون پاسخگو بودن، صحبتهای زیادی کردهاند. به گفته او، دو نفر از این افراد (آقای خاتمی و آقای تقیزاده) از دور خارج شدهاند، اما آقای بیگدلی همچنان فعال است و مشخص نیست با چه سازوکاری توانسته ادامه دهد. او پیشتر گمان میکرده مجوز بیگدلی لغو شده، چون به گفته وی، نظام پزشکی رأی داده که نمیتواند کار کند.
دلایل مراجعه
وی درباره چرایی مراجعه خانوادهها به این مراکز با وجود این حرفوحدیثها تصریح میکند که خانوادههای مستأصل به خاطر ادعاهای درمان دروغین به این افراد پناه میبرند. در رشتههای توانبخشی هم هرکس میآید و میگوید من درمان قطعی فلان کار را انجام میدهم و خیلیها باور میکنند.
وثوقی در ادامه از سابقه بالینی خود میگوید: «من خودم به شخصه در این سالهای سال (۲۶–۲۷ سال کار بالینی) مدیرعامل و مؤسس ذهن زیبا بودم؛ با دکتر فرهنگ، دکتر علیزاده و قبل از آن با دکتر آلداوود و رستمآبادی. این همه درمان موفق داشتیم اما گزارش کتبی و اینجور چیزها خیلی کم انجام دادیم، چون با بوروکراسی اداری و مقالهکردن بدون اجازه موافق نبودیم. کارمان کار بالین بود و فکر میکردیم خداپسندانه است. هیچوقت ویدیو نگرفتیم و اگر هم گرفتیم منتشر نکردیم؛ فقط در دورههای آموزشی با مجوز خود خانوادهها استفاده میکردیم» .
وی همچنین اشتباهات و خطاهای برخی از همکاران کم تجربه و بیسواد خود را در نیز موثر دانست که باید دورههای علمی را بگذرانند تا خانوادهها مجبور نشوند به این افراد "شیاد" مراجعه کنند.
داستان ویدئوهای تبلیغاتی
وثوقی درباره انتشار انواع ویدیوهای تبلیغاتی از درمان فوری در فضای محازی نیز توضیح میدهد که با روشهای مختلف میتوان به فرد اعتمادبهنفس موقت داد و گفتار ساختاریافته را که از گفتاردرمانگرها یاد گرفته، آموزش داد. فرد پشت دوربین بر اساس همان گفتار ساختاریافته صحبت میکند و ناروانیاش به حداقل میرسد؛ اما این به معنای درمان قطعی نیست.
در پایان، وثوقی از پیگیری اخیر خود خبر میدهد: «با معاون درمان وزیر بهداشت تماس گرفتم و صحبت کردم. ایشان گفت مدارک را بفرست تا خودم پیگیری شخصی داشته باشم.»
چرا چنین؟!
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که بانجمن علمی کاردرمانی ایران پیشتر از ثبت شکایت در تعزیرات و نظام پزشکی خبر داده و خانوادهها روایتهای مشابهی از آسیب جسمی و هزینههای سنگین مطرح کردهاند. اما پرسش اساسی همچنان باقی است: اگر روایت خانوادهها و مشاهدات متخصصان حتی بخشی از واقعیت باشد، چرا با وجود شکایتها، نامههای رسمی بوردها و پیگیریهای شخصی، این فعالیتها همچنان ادامه دارد و رسیدگی نهایی و شفاف هنوز به نتیجه نرسیده است؟
تابناک در راستای انجام وظیفه رسانهای و روشن شدن ابعاد موضوع برای انتشار نظرات مسئولین کلینیک نیز اعلام آمادگی میکند.
اصلا یه سازمان خصوصی متشکل از چتد کاردرمانه و بیشتر جنبه تبلیغاتی برای اعصا و بعضی کاردرمانگرها داره
ثانیا مگه زیاندیده و اسیب دیده شاهد محسوب میشه و هیچ شخصی اعم از پدر و مادر یا اقوام هیچوقت هیچ جا حضور نداشته
ثالثا چرا پدر و مادرها بچه هاشون رو توی این مرکز گذاشتن و به محض اصلاه خارج نکردن
رابعا تز کی نا حالا گزارشگر شما تونسته در امور درمانی با نشر موهومات مداخله کنه
کار کردن با افرادی که توانایی طبیعی ندارن فوق العاده مشکله و درک شرایط اونها فوق العاده پیچیده
بنابراین گزارش رسانه ای فقط شایبه تسویه حسابهای صنفی رو به ذهن متبادر میکنه
در هیچ جای دنیا با زجر و شکنجه درمانی اتفاق نمی افته و توجیه پذیر هم نیست.
