زندگی قهرمان نوستالژی آذربایجانی‌ها در کنج معنویت روستا

صدای قهرمان نوستالژی آذربایجانی‌ها، از حوالی خلخال دوباره به گوش رسید؛ اما این‌بار نه از دل نوار کاست، بلکه از یک کلیپ مجازی.
کد خبر: ۱۳۹۸۷۳۷
| |
5063 بازدید
۶فق

به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی تابناک، یک کلیپ از حساب «امین رسولی، طنزپرداز و شاعر اردبیلی» کافی بود تا موجی از نوستالژی ترکی آذربایجانی بخشی از شبکه‌های اجتماعی را دربرگیرد. 

 با انتشار نسخه‌ای کهنه و خاطره‌انگیز از ترانهٔ «سنی یاناسان، تویوق آپاران…»، نه فقط ملودی زنده شد، بلکه پرسشی طرح کرد که هزاران نفر را به کامنت‌ها کشاند: این صدا از کیست؟ این ضبط متعلق به کدام سال و کدام گوشه از آذربایجان است؟

همان ملودی شاد و محلی که با واژه‌های آشنای آذربایجانی، تصویری ساده و کمی شیطنت‌آمیز از عشق و زندگی روستایی می‌سازد؛ ترانه‌ای که سال‌هاست در حافظهٔ جمعی مردم آذربایجان مانده و حالا دوباره جان گرفته است.

ترانهٔ «سنی یاناسان، تویوق آپاران» (معنی تقریبی: بسوزی مرغ‌دزد که منو آتیشم زدی…) از آن دسته ملودی‌های محلی شاد و بازیگوشانهٔ آذربایجانی است که در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ در عروسی‌ها و محافل روستایی می‌پیچید. داستانش ساده و عامیانه است: روایتی طنزآمیز و پرشور از عشق، حسادت و زندگی روزمره، جایی که واژه‌های محلی مثل «تویوق» (مرغ) و عبارات ضرب‌المثل‌گونه، تصویرگر لحظه‌های شاد و کمی شیطنت‌آمیز روستایی است. ملودی‌اش سبک، ریتمیک است؛ از آن آهنگ‌هایی که مادربزرگ‌ها هنوز زیر لب زمزمه می‌کنند و یاد روزهای نوارکاست و گرامافون را زنده می‌کند.

خواننده کیست و کجاست؟

خوانندهٔ این اثر، بانو اعظم پایدار (معروف به سیمین یا سیم و زر) است؛ زنی از روستاهای هشتجین خلخال که در دههٔ پنجاه در کنار پدر نابینایش عاشیق قوتعلی پایداری، دف می‌زد و می‌خواند. مصاحبه‌ای با او منتشر شد که زندگی‌اش را روایت می‌کرد: هنرمندی کم‌بینا که برای امرار معاش چند نوار کاست پر کرد و حتی یک صفحهٔ گرامافون از آثارش در تبریز به یادگار ماند. صدای گرم و محلی‌اش، بازخوانی ترانه‌های قدیمی باکو را با رنگ و بوی اصیل آذربایجان درآمیخت و «سیندرین قیزلار» را به یکی از ماندگارترین قطعاتش تبدیل کرد.

زندگی قهرمان نوستالژی آذربایجانی‌ها در کنج معنویت روستا

هجوم کاندیداهای انتخابات به کنج معنویت

اما داستان اینجا تمام نمی‌شود. سال‌هاست که اعظم پایدار موسیقی را کنار گذاشته و به جای صحنهٔ عروسی، جلسات قرآن برگزار می‌کند و قاری قرآن است. زندگی‌اش از آن گذشته فاصله گرفته و به آرامشی معنوی رسیده است. با این حال، هر انتخاباتی که از راه می‌رسد، کاندیداها سراغش می‌روند؛ عکس می‌گیرند، قول می‌دهند و بعد... فراموش می‌کنند. پسرش اخیراً با صراحت از این روند انتقاد کرده و گفته است که مادرش برای بسیاری فقط سوژهٔ تبلیغاتی است؛ حضوری موقت در کارزارها که پس از پایان رأی‌گیری، دوباره به حاشیه رانده می‌شود.

او در مجلس قرآن‌خوانی‌اش همچنان ادامه دارد و برای بعضی‌ها تنها وقتی به یادها می‌آید که نیاز به رأی باشند. ترانهٔ «سنی یاناسان، تویوق آپاران» هنوز می‌تواند لبخند به لب بیاورد، پشت آن ۶نرمندی محلی است که مردم هنوز دوستش دارند، اما سیاستمداران تنها در موسم انتخابات به سراغش می‌روند.

شاید این بار، احیای دوبارهٔ آهنگ، فرصتی باشد تا صدای واقعی اعظم پایدار شنیده شود؛ نه به‌عنوان سوژهٔ تبلیغاتی، بلکه به‌عنوان نگهبان میراثی که هنوز در دل مردم زنده است.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط