زنگ خطر برای خریداران دلار؛ نرخ حقیقی ارز از اصلاح بازار خبر میدهد
به گزارش خبرنگار اقتصادی تابناک؛ بازار آزاد ارز در روزهای اخیر یکی از سریعترین موجهای صعودی خود را تجربه کرده است. دلار که در ابتدای مهرماه در محدوده ۲۳۰ تا ۲۳۵ هزار تومان معامله میشد، در فاصلهای کوتاه از مرزهای ۲۵۰ و ۲۶۰ هزار تومان عبور کرد و در یکی، دو روز اخیر، در مقاطعی به محدوده ۲۷۰ هزار تومان رسید.
این جهش طبیعی است که بخشی از جامعه را به این جمعبندی برساند که روند صعودی همچنان ادامه خواهد داشت و خرید دلار، حتی در نرخهای بالا، راهی برای حفظ ارزش داراییهاست. با این حال، تجربه بازار ارز نشان میدهد باید میان «افزایش قیمت» و «پایداری روند صعودی» تفاوت قائل شد. هر رشد سریعی الزاماً به معنای آغاز یک روند بلندمدت نیست و هر اصلاحی نیز به معنای بازگشت دائمی قیمتها به سطوح پایینتر نخواهد بود.
مسئله اصلی برای خریداران در شرایط فعلی این است که مشخص کنند آیا دلار در حال کشف یک سطح تعادلی جدید است یا آنکه بخشی از رشد اخیر، تحت تأثیر هیجان، تقاضای احتیاطی و رفتارهای سفتهبازانه شکل گرفته است.
چرایی رشد سریع قیمت دلار
بر اساس گزارشهای منتشرشده، نرخ دلار آزاد از حدود ۲۳۴ هزار تومان در روزهای ابتدایی مهرماه به محدوده ۲۷۰ هزار تومان در دوازدهم مهر رسید. به بیان ساده، بازار در کمتر از دو هفته رشدی نزدیک به ۱۵ درصد را تجربه کرده است؛ رشدی قابل توجه که نمیتوان تمام آن را صرفاً با افزایش تقاضای تجاری توضیح داد.
تقاضای وارداتی، مسافرتی یا سایر نیازهای واقعی ارزی، در شرایط عادی بهتنهایی نمیتواند چنین جهش سریعی ایجاد کند. در این مقاطع، معمولاً تقاضای احتیاطی و سفتهبازانه نقش پررنگتری پیدا میکند؛ تقاضایی که نه برای پرداخت یک تعهد ارزی مشخص، بلکه با هدف پوشش ریسک کاهش ارزش پول یا کسب سود از افزایش قیمت شکل میگیرد.
این روند معمولاً بهصورت زنجیرهای گسترش مییابد. در مرحله نخست، معاملهگران حرفهای و فعالان بزرگتر وارد بازار میشوند. پس از انتشار اخبار افزایش قیمت در شبکههای اجتماعی و رسانهها، بخشی از سرمایهگذاران خرد نیز به بازار میپیوندند. در مرحله بعد، افرادی که پیشتر تجربهای در بازار ارز نداشتهاند، از ترس عقب ماندن از روند صعودی اقدام به خرید میکنند.
همین مرحله، نقطه افزایش ریسک است؛ زیرا بسیاری از خریداران تازهوارد، نه در ابتدای روند، بلکه پس از ثبت بخش مهمی از رشد قیمت وارد بازار میشوند.
چرا خرید دلار در سقفهای هیجانی پرریسک است؟
خرید دلار در نرخهای بالا تنها زمانی میتواند به سود منجر شود که قیمت پس از خرید، به اندازهای افزایش پیدا کند که علاوه بر جبران فاصله میان نرخ خرید و فروش، هزینه فرصت سرمایه و ریسک نگهداری ارز را نیز پوشش دهد.
خریدار خرد در بازار ارز معمولاً با دو ریسک مهم روبهروست. نخست، فاصله میان قیمت خرید و فروش است. ممکن است فردی دلار را در محدوده ۲۷۰ هزار تومان خریداری کند، اما در صورت تصمیم به فروش، بازار آن را با چند هزار تومان اختلاف از وی خریداری کند. بنابراین قیمت باید بیش از نرخ خرید افزایش یابد تا معامله عملاً وارد محدوده سود شود.
ریسک دوم، احتمال اصلاح سریع قیمت است. بازارهایی که در مدت کوتاهی رشد قابل توجهی را تجربه میکنند، در صورت تغییر انتظارات میتوانند به همان سرعت وارد مسیر معکوس شوند. بهویژه زمانی که بخش مهمی از خریداران با هدف کوتاهمدت و بدون برنامه مشخص وارد بازار شده باشند، کوچکترین نشانه کاهش قیمت میتواند موجی از فروش ایجاد کند.
از این رو، خرید دلار پس از چند روز رشد متوالی و در محدودههای تاریخی، با خرید در شرایط عادی تفاوت دارد. در چنین موقعیتی، خریدار نباید فقط درباره احتمال افزایش قیمت تصمیم بگیرد؛ بلکه باید احتمال اصلاح و زمان وقوع آن را نیز در محاسبات خود لحاظ کند.

تجربه سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۹ چه پیامی دارد؟
بررسی تحولات بازار ارز در سالهای گذشته نشان میدهد جهشهای ارزی همیشه صرفاً نتیجه تغییرات بنیادی اقتصاد نبودهاند. در برخی مقاطع، افزایش تقاضای احتیاطی، خروج سرمایه، محدودیتهای تجاری و تشدید نااطمینانیها باعث شدهاند نرخ ارز در مدت کوتاهی بیش از سطحی افزایش پیدا کند که بر اساس نرخ تورم قابل انتظار بوده است.
مهرماه ۱۳۹۷ یکی از نمونههای روشن این وضعیت بود. در آن دوره، همزمان با افزایش نگرانیها درباره آینده اقتصاد، محدودیتهای صادراتی و فروش نفت، تقاضا برای خرید ارز بهطور قابل توجهی افزایش یافت. بخشی از این تقاضا از سوی فعالان اقتصادی و واردکنندگان شکل میگرفت، اما بخش دیگری ماهیتی احتیاطی و هیجانی داشت؛ یعنی افراد و خانوارها برای حفظ ارزش دارایی خود یا جلوگیری از کاهش قدرت خرید، به بازار ارز پناه بردند.
نتیجه این روند، جهش دلار به محدوده ۱۸ تا ۱۹ هزار تومان بود. با این حال، پس از فروکش کردن التهاب، تغییر انتظارات و افزایش عرضه، بازار در مسیر اصلاح قرار گرفت و نرخ ارز فاصله قابل توجهی از سقفهای ثبتشده گرفت. این تجربه نشان داد بخشی از رشد قیمت در دورههای بحرانی میتواند ناشی از رفتارهای هیجانی و تقاضای موقتی باشد؛ تقاضایی که در صورت تغییر شرایط، به همان سرعت اولیه در بازار باقی نمیماند.
سال ۱۳۹۹ نیز از این نظر شباهتهایی با سال ۱۳۹۷ داشت. افزایش نااطمینانیهای سیاسی، انتخابات آمریکا، شیوع کرونا، محدود شدن صادرات نفتی و غیرنفتی و اختلال در تجارت خارجی، مجموعهای از عوامل بودند که فشار بر بازار ارز را افزایش دادند. در آن مقطع نیز نرخ دلار بیش از آنچه صرفاً با توجه به تورم قابل توضیح بود، رشد کرد و انتظارات منفی، نقش مهمی در تشدید روند صعودی داشت.
با این حال، مقایسه شرایط کنونی با سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۹ به معنای پیشبینی تکرار دقیق همان اتفاقات نیست. سطح نقدینگی، حجم اقتصاد، میزان تورم، شرایط تجارت خارجی و ساختار بازار ارز در سال ۱۴۰۵ با آن سالها تفاوت دارد. آنچه اهمیت دارد، شباهت در الگوی رفتاری بازار است: در هر سه مقطع، افزایش نااطمینانی و شکلگیری تقاضای احتیاطی و سفتهبازانه، رشد نرخ ارز را برای مدتی از مسیر تورمی آن جلو انداخت.
اگر اثر تورم از نرخ اسمی ارز حذف شود، میتوان گفت سطح واقعی دلار در مهرماه ۱۴۰۵، با وجود تفاوتهای اسمی، شباهتهایی با نرخ واقعی ارز در مقاطع مشابه سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۹ دارد. این موضوع نشان میدهد بخشی از افزایش فعلی را باید در چارچوب تورم انباشته و کاهش ارزش پول ملی تحلیل کرد؛ اما در عین حال، همه رشد اخیر را نمیتوان به عوامل بنیادی نسبت داد.
تقاضای احتیاطی، سفتهبازی، تأخیر در ورود کالا و کند شدن روند بازگشت ارز حاصل از صادرات، عواملی هستند که میتوانند نرخ ارز را در کوتاهمدت بیش از میزان تورم افزایش دهند. بنابراین، قیمتهای فعلی ممکن است ترکیبی از دو مؤلفه باشند: بخشی که با واقعیتهای اقتصادی و تورم توضیح داده میشود و بخشی که حاصل هیجان، نااطمینانی و پیشخور شدن انتظارات آینده است.
درس مهم تجربههای گذشته این نیست که هر جهش ارزی الزاماً با سقوط شدید همراه خواهد شد؛ بلکه این است که بازار ارز میتواند در صورت تغییر انتظارات، افزایش عرضه یا کاهش تقاضای احتیاطی، در مدت کوتاهی وارد فاز اصلاح شود. به همین دلیل، تصمیمگیری بر اساس رشد چند روز اخیر یا این تصور که قیمت همیشه به روند صعودی خود ادامه میدهد، نمیتواند مبنای مطمئنی برای خرید ارز باشد.

نرخ حقیقی ارز چه پیامی دارد؟
برای ارزیابی قیمت دلار، نگاه کردن به نرخ اسمی کافی نیست. نرخ حقیقی ارز، اثر تورم داخلی و خارجی را نیز در نظر میگیرد و مشخص میکند قیمت ارز در مقایسه با سطح عمومی قیمتها تا چه اندازه از مسیر بلندمدت خود فاصله گرفته است.
در اقتصاد ایران، به دلیل تداوم تورم، نرخ دلار در بلندمدت معمولاً متناسب با اختلاف تورم داخلی و خارجی حرکت میکند. با این حال، در کوتاهمدت عواملی مانند نااطمینانی، محدودیت عرضه، شوکهای خبری، خروج سرمایه و تقاضای احتیاطی میتوانند قیمت را بسیار سریعتر از این مسیر افزایش دهند.
در چنین شرایطی، بازار ممکن است دچار نوعی بیشواکنشی شود؛ یعنی قیمت برای مدتی بالاتر از سطحی قرار گیرد که صرفاً بر اساس متغیرهای بنیادی قابل توضیح است. در این وضعیت، حتی اگر نرخ اسمی دلار در سطوح بالا باقی بماند، سرعت رشد آن میتواند کاهش یابد یا بازار وارد دورهای از نوسان و اصلاح شود.
بنابراین، این احتمال که دلار در افق بلندمدت همچنان افزایش یابد، بهتنهایی به معنای سودآور بودن خرید در هر نقطه نیست. زمان ورود، قیمت خرید و افق سرمایهگذاری، به اندازه جهت کلی بازار اهمیت دارد.
مداخله بانک مرکزی میتواند روند را تغییر دهد؟

بانک مرکزی بر اساس قانون جدید خود و در چارچوب نظام ارزی شناور مدیریتشده، اختیار مداخله در بازار ارز و خریدوفروش ارز یا ابزارهای مالی مبتنی بر ارز را دارد. در روزهای اخیر نیز درباره عرضه ارز و فروش ارز با کارت ملی در برخی بانکها گزارشهایی منتشر شده است.
با این حال، اثرگذاری این اقدامات به چند عامل بستگی دارد: حجم واقعی عرضه در مقایسه با تقاضای بازار، نرخ عرضه و فاصله آن با نرخ آزاد، امکان دسترسی خریداران واقعی به ارز، تداوم سیاست عرضه و میزان اعتماد فعالان بازار به ادامه این روند.
باید تاکید داشت اگر ارز (با کارت ملی) با فاصله زیادی پایینتر از نرخ بازار آزاد عرضه شود، ممکن است بخشی از تقاضا حذف نشود، بلکه به سمت خرید سهمیهای و کسب سود از اختلاف قیمت حرکت کند. در مقابل، طبق رویه فعلی بانک مرکزی؛ عرضه هدفمند، مستمر و نزدیک به نرخ بازار میتواند از شدت کمبود بکاهد و مانع شکلگیری صفهای خرید شود.
بنابراین، اعلام آمادگی برای مداخله بهتنهایی برای کاهش قیمت کافی نیست؛ اما امکان مداخله سیاستگذار، برای کسانی که در نرخهای بسیار بالا وارد بازار شدهاند، یک ریسک جدی محسوب میشود. بازار ممکن است در آینده نزدیک در واکنش به عرضه مؤثر یا تغییر انتظارات، به سرعت تعدیل شود.
نویسنده انگار ایران زندگی نکرده خبر ندارم این چند سال چه روندی داشته نرخ ارز

