ایران نباید از رقبا جا بماند؛

تنگه هرمز و دو اتفاق متضاد؛ گاز گران‌تر و کمیاب‌تر شد!

با اینکه این روز‌ها در جهان بیش از هر زمان دیگری درباره انرژی‌های پاک، برق و هوش مصنوعی صحبت می‌شود، سرمایه‌گذاران دوباره میلیارد‌ها دلار را به سمت گاز طبیعی برده‌اند.
کد خبر: ۱۳۹۲۲۹۱
| |
1405 بازدید
|
۲

بازگشت گاز به جنگ انرژی/ موتورهای سرمایه‌گذاری دوباره روشن شدند!

تابناک: داده‌های جدید در حوزه انرژی نشان می‌دهد که گاز نه‌تنها از معادله جهانی خارج نشده بلکه دوباره به یکی از جذاب‌ترین حوزه‌ها برای سرمایه‌گذاری تبدیل شده است.

به گزارش سرویس انرژی تابناک، برای چند سال روایت غالب در بازار انرژی این بود که گاز طبیعی در بهترین حالت یک سوخت گذار است؛ پلی میان اقتصاد نفت و گاز و آینده‌ای که قرار بود بر پایه انرژی‌های تجدیدپذیر، برق و فناوری‌های کم‌کربن ساخته شود، اما داده‌های سال ۲۰۲۶ تصویر متفاوتی را نشان می‌دهد.

طبق گزارش‌های جدید آژانس بین‌المللی انرژی، سرمایه‌گذاری جهانی در انرژی در سال‌جاری به حدود ۳.۴ تریلیون دلار خواهد رسید که رکوردی تاریخی محسوب می‌شود. از این رقم حدود ۱.۲ تریلیون دلار به نفت، گاز طبیعی و زغال‌سنگ اختصاص می‌یابد. در میان سوخت‌های فسیلی، گاز وضعیت متفاوتی دارد؛ سرمایه‌گذاری در این بخش قرار است به حدود ۳۳۰ میلیارد دلار برسد که بالاترین سطح طی یک دهه اخیر خواهد بود. این اتفاق در شرایطی رخ می‌دهد که سرمایه‌گذاری در نفت با وجود افزایش قیمت‌ها قرار است برای سومین سال متوالی کاهش پیدا کند و به کمتر از ۵۰۰ میلیارد دلار برسد. در مقابل سرمایه به سمت پروژه‌های گازی به‌خصوص پروژه‌های LNG حرکت کرده است.

بازار معاملات گاز در بالاترین سطح یک دهه اخیر

در بازار معاملات شرکت‌ها نیز همین روند دیده می‌شود. فایننشال‌تایمز گزارش داده که نیمه نخست سال‌جاری میلادی بیش از ۳۲ میلیارد دلار برای خرید دارایی‌های تولید گاز هزینه شده؛ رقمی که بازار معاملات گاز را به بالاترین سطح خود در بیش از یک دهه رسانده است. خرید ۱۶.۴ میلیارد دلاری شرکت شل از آرک ریسورسز کانادا بزرگ‌ترین معامله این موج بوده است.

حتی در آمریکای شمالی که در سال‌های اخیر به یکی از ستون‌های اصلی عرضه جهانی LNG تبدیل شده، سرمایه‌گذاری روی منابع گاز غیرمتعارف جهش کرده است. هزینه صرف‌شده برای دارایی‌های گاز شیل آمریکای شمالی در نیمه نخست سال حدود ۳۰ میلیارد دلار بوده که تقریباً سه برابر میانگین سه‌ساله قبل است بنابراین با یک اتفاق مقطعی روبه‌رو نیستیم. پول در حال حرکت به سمت زنجیره‌ای است که از مخزن گاز به سمت تولید، از آنجا به خطوط انتقال، بعد مایع‌سازی و بعد هم کشتی و بازار مصرف امتداد دارد. اما چرا؟ پاسخ را نمی‌توان فقط در افزایش تقاضا جست‌و‌جو کرد.

بازگشت گاز به جنگ انرژی/ موتورهای سرمایه‌گذاری دوباره روشن شدند!

جنگ، هرمز و یک درس قدیمی

اتفاقی که از اواخر فوریه ۲۰۲۶ در خاورمیانه رخ داد یک نقطه عطف برای بازار گاز بود. تنگه هرمز فقط مسیر نفت نیست. پیش از جنگ، حدود ۲۰ درصد LNG جهان از این مسیر عبور می‌کرد. با اختلال در رفت‌وآمد کشتی‌ها، نزدیک به یک‌پنجم عرضه جهانی LNG عملاً از دسترس عادی بازار خارج شد. آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش خود تأکید کرده که این شوک، تعادل بازار گاز را به‌طور اساسی تغییر داده است. اثر آن خیلی سریع در قیمت‌ها دیده شد.

قیمت گاز اروپا و آسیا در مقاطعی به بالاترین سطوح خود از ژانویه ۲۰۲۳ رسید. در اواخر اوت نیز قیمت LNG اروپا به حدود ۲۲.۸۳ دلار به ازای هر MMBtu رسید که بیش از دو برابر سطح یک سال قبل بوده اما شاید مهم‌تر از افزایش قیمت، چیزی باشد که شرکت‌ها از این بحران یاد گرفته‌اند؛ اینکه ارزان‌ترین گاز لزوماً بهترین گاز نیست؛ گازی که بتوان به آن دسترسی مطمئن داشت، ارزش بیشتری پیدا کرده است. این تغییر نگاه برای سرمایه‌گذاران بسیار مهم است.

روشن شدن موتور جدید سرمایه‌گذاری در گاز

اگر یک شرکت آسیایی LNG را از قطر خریداری کند اما کشتی حامل آن مجبور باشد از یک نقطه ژئوپلیتیکی پرریسک عبور کند، بخشی از «ارزش» آن قرارداد عملاً وابسته به امنیت مسیر دریایی است. به همین دلیل بازار به این سمت سوق داده شده که گاز از کجا خریداری شود که هم قیمت مناسب داشته باشد و هم در زمان بحران قابل دسترسی باشد، اینجاست که آمریکا، کانادا، استرالیا و پروژه‌های LNG آفریقا اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند.

آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی می‌کند پروژه‌های جدید در آمریکای شمالی، آفریقا و استرالیا در سال ۲۰۲۶ نزدیک به ۵۰ میلیارد مترمکعب LNG جدید وارد بازار کنند و پروژه‌های قدیمی نیز بیش از ۱۰ میلیارد مترمکعب به عرضه اضافه کنند. در واقع، بحران خاورمیانه هم‌زمان دو اتفاق متضاد ایجاد کرده؛ از یک‌سو گاز گران‌تر و کمیاب‌تر شده و از سوی دیگر، انگیزه برای ساخت ظرفیت‌های جدید LNG بیشتر شده و همین تناقض، موتور جدید سرمایه‌گذاری در گاز است.

بازگشت گاز به جنگ انرژی/ موتورهای سرمایه‌گذاری دوباره روشن شدند!

تغییر نقشه قدرت در بازار جهانی

موج سرمایه‌گذاری جدید فقط به معنای ساخت چند میدان گازی تازه نیست بلکه در حال تغییر دادن نقشه قدرت در بازار جهانی گاز است و مهم‌ترین برنده فعلی هم آمریکا است. آمریکا پیش از بحران نیز در حال توسعه ظرفیت LNG خود بود. سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۰ میلیارد مترمکعب در سال ظرفیت جدید مایع‌سازی LNG در آمریکا به مرحله تصمیم نهایی سرمایه‌گذاری رسید؛ بالاترین رقم ثبت‌شده برای صنعت LNG آمریکا. طبق برآورد IEA، سهم آمریکا از بازار جهانی LNG می‌تواند از حدود ۲۵ درصد در سال ۲۰۲۵ به حدود ۳۳ درصد تا پایان دهه برسد.

یعنی بازار گاز در حال حرکت از یک مدل سنتی به سمت بازاری جهانی‌تر است؛ بازاری که در آن LNG می‌تواند گاز را مانند یک کالای قابل حمل بین قاره‌ها جابه‌جا کند. در چنین بازاری آمریکا فقط یک تولیدکننده گاز نیست؛ یک صادرکننده امنیت انرژی نیز هست اما آمریکا تنها بازیگر نیست. شرکت‌های دیگر نیز در حال خرید دارایی‌های گازی خارج از منطقه هستند.

هشدار جنگ به کشور‌های تولیدکننده خلیج فارس

شرکت‌های دولتی و نیمه‌دولتی خلیج فارس از جمله XRG امارات و آرامکو عربستان سعودی، سرمایه‌گذاری در دارایی‌های گازی آمریکا و سایر مناطق را افزایش داده‌اند. شرکت‌های ژاپنی و معامله‌گران کالا نیز وارد بازار گاز شیل آمریکا شده‌اند. جنگ تحمیلی علیه ایران و بحرانی که در تنگه هرمز ایجاد شده به کشور‌های تولیدکننده خلیج فارس یک واقعیت ناخوشایند را یادآوری کرد که داشتن ذخیره گاز کافی نیست بلکه داشتن مسیر صادراتی امن هم بخشی از قدرت انرژی است. این موضوع درباره قطر اهمیت ویژه‌ای دارد.

قطر پیش از جنگ حدود ۲۰ درصد LNG جهان را تأمین می‌کرد اما محدودیت‌هایی که در تنگه هرمز رخ داده، ضربه شدیدی به صادرات این کشور زد؛ صادرات LNG قطر در شش ماه نخست جنگ حدود ۹۶ درصد کاهش یافته و تنها ۱۸ محموله در این دوره ارسال شده، در حالی‌که رقم مشابه سال قبل ۵۰۹ محموله بوده است. در نتیجه بحران هرمز یک پیام روشن برای بازار فرستاد؛ تمرکز بیش از حد عرضه در یک منطقه خودش یک ریسک سرمایه‌گذاری است. از همین جا می‌توان فهمید چرا سرمایه‌گذاران به دارایی‌های گاز در آمریکای شمالی، آفریقا و استرالیا علاقه بیشتری نشان می‌دهند. اگر گاز دوباره تا این اندازه استراتژیک شده و سرمایه‌گذاری در آن به بالاترین سطح یک دهه رسیده، کشوری با دومین ذخایر بزرگ گاز جهان چرا در این بازی حضور پررنگی ندارد؟

بزرگ‌ترین ذخایر، کوچک‌ترین سهم!

ایران از نظر منابع گاز در موقعیتی است که در نگاه اول باید آن را به یکی از قدرت‌های اصلی بازار جهانی تبدیل کند. ایران دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان را در اختیار دارد اما این ثروت زیرزمینی هنوز به قدرت صادراتی متناسب با اندازه ذخایر تبدیل نشده است. بررسی مرکز سیاست انرژی دانشگاه کلمبیا نیز بر همین شکاف میان منابع عظیم و ظرفیت محدود صادراتی ایران تأکید دارد. این پارادوکس بزرگی برای ایران است.

جهان در حال جنگیدن برای تأمین گاز است. سرمایه‌گذاری گازی به ۳۳۰ میلیارد دلار رسیده؛ LNG به یکی از مهم‌ترین ابزار‌های امنیت انرژی تبدیل شده اما ایران با یکی از بزرگ‌ترین ذخایر گاز جهان همچنان سهم بسیار محدودی از تجارت جهانی LNG دارد. ایران با محدودیت‌های سرمایه‌گذاری، تحریم، فناوری، تأمین مالی، زیرساخت LNG و رشد شدید مصرف داخلی روبه‌روست. در نتیجه بخش بزرگی از تولید گاز در داخل مصرف می‌شود و صادرات ایران عمدتاً محدود به بازار‌های منطقه‌ای است.

مصرف‌کننده داخلی به جای صادرکننده جهانی!

طبق برآورد‌های منتشر شده، صادرات گاز ایران حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیارد مترمکعب در سال است و عمدتاً به کشور‌های همسایه انجام می‌شود. این در حالی است که بحران ۲۰۲۶ دقیقاً نشان داده ارزش استراتژیک گاز در حال افزایش است. حتی ضربه به تأسیسات گازی ایران در جریان جنگ، آسیب‌پذیری ساختار تولید را آشکار کرد. میدان مشترک پارس جنوبی/گنبد شمالی که ایران و قطر در آن شریک هستند، یکی از حساس‌ترین نقاط زنجیره گاز منطقه است؛ حملات به تأسیسات گازی ایران، تولید برخی سکو‌های این میدان را مختل کرد که البته با تکیه بر متخصصان داخلی و عملیات‌های شبانه‌روزی بخشی از تولید به چرخه برگشت.

اینجا یک نتیجه مهم شکل می‌گیرد؛ ایران فقط با مشکل «صادرات گاز» مواجه نیست. مسئله اصلی تبدیل ذخایر گازی به قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی است. اگر ایران بتواند سرمایه، فناوری و زیرساخت لازم برای توسعه میادین، کاهش مصرف و اتلاف داخلی، افزایش تولید و ایجاد ظرفیت صادراتی LNG یا مسیر‌های صادراتی جدید را فراهم کند، افزایش اهمیت گاز در بازار جهانی می‌تواند یک فرصت تاریخی باشد اما اگر این اتفاق نیفتد، ممکن است یک تناقض عجیب شکل بگیرد؛ کشوری که یکی از بزرگ‌ترین ذخایر گاز جهان را دارد، در دوره‌ای که جهان بیش از گذشته به دنبال گاز امن است، همچنان بیشتر مصرف‌کننده داخلی منابع خود باقی بماند تا یک صادرکننده بزرگ جهانی.

بازگشت گاز به جنگ انرژی/ موتورهای سرمایه‌گذاری دوباره روشن شدند!

ورود گاز به عصر امنیت انرژی

بازگشت سرمایه به گاز را نباید به‌معنای شکست انرژی‌های تجدیدپذیر تعبیر کرد. اتفاقاً اعداد IEA نشان می‌دهند سرمایه‌گذاری در انرژی‌های پاک همچنان بسیار بزرگ‌تر است؛ سال ۲۰۲۶ حدود ۲.۲ تریلیون دلار به انرژی‌های تجدیدپذیر، هسته‌ای، شبکه، ذخیره‌سازی، سوخت‌های کم‌انتشار، بهره‌وری و برقی‌سازی اختصاص می‌یابد. آنچه تغییر کرده، ارزش امنیت انرژی است.

بحران در تنگه هرمز نشان داد یک اختلال ژئوپلیتیکی می‌تواند تقریباً یک‌پنجم عرضه LNG جهان را تحت تأثیر قرار دهد. در نتیجه شرکت‌ها و دولت‌ها حاضرند برای داشتن منابع متنوع‌تر، قرارداد‌های بلندمدت‌تر و دارایی‌های گازی خارج از مناطق پرریسک پول بیشتری بپردازند. از همین رو موج جدید گاز را شاید بهتر باشد نه «بازگشت عصر گاز» بلکه ورود گاز به عصر امنیت انرژی نامید.

وقتی جهان برای گاز بیشتر و امن‌تر میلیارد‌ها دلار سرمایه‌گذاری می‌کند، ایران با دومین ذخایر بزرگ گاز جهان چه سهمی از این بازار خواهد داشت؟ اگر ایران فقط بخشی از ظرفیت بالقوه گازی خود را وارد بازار LNG می‌کرد، چه میزان درآمد ارزی و چه وزن ژئوپلیتیکی می‌توانست به دست آورد؟

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۲۴ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۰
اره دلارشن 211 بسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسه باو
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۰۸ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۰
مطمئن باشید اعراب براش خط لوله کشیدن از همین عراق هم میره عربستان
وب گردی