درباره جنگ احتمالی ترکیه و اسرائیل
طوفانی که هنوز نباریده؛ رویارویی خاموش میان آنکارا و تلآویو
در تابستان ۱۴۰۵، خاورمیانهای که تازه از زیر آوار جنگ ایران و رژیم صهیونیستی اسرائیل بیرون آمده، با یک پرسش تازه روبهرو شده است: آیا جبهه بعدی، میان دو قدرت منطقهایای گشوده میشود که تا همین چند سال پیش، شریک استراتژیک هم بودند؟
به گزارش تابناک، ترکیه و رژیم اسرائیل، دو کشوری که روزگاری روابط اطلاعاتی، نظامی و تجاری تنگاتنگی داشتند، امروز در جبهههای لفظی و ژئوپلیتیکی روبهروی هم ایستادهاند. هیچکدام رسماً از «جنگ» سخن نمیگویند، اما واژههایی که مقامهای دو کشور در ماههای اخیر به کار بردهاند، از جنس دیپلماسی معمول نیست.
نشانهها و زمینههای یک چالش رو به رشد
آنچه امروز بهصورت رویارویی آشکار دیده میشود، محصول یک فرسایش تدریجی است، نه یک شکاف ناگهانی. دادگاهی در استانبول، بنیامین نتانیاهو و دهها مقام اسرائیلی را به اتهام «نسلکشی» و «جنایت علیه بشریت» تحت تعقیب قرار داده است؛ اقدامی که بیشتر بار نمادین و سیاسی دارد تا کاربرد حقوقی. وزارت خارجه ترکیه در بیانیهای رسمی، نتانیاهو را با هیتلر مقایسه کرده و اردوغان در سخنرانیهای عمومی، لحنی تندتر از همیشه علیه اسرائیل به کار برده است. در سوی مقابل، مقامهای اسرائیلی از جمله عامیخای شیکلی، وزیر امور دیاسپورا، به صراحت از احتمال رویارویی مستقیم با نیروی دریایی ترکیه سخن گفتهاند و اندیشکده «آلما» در تلآویو، ترکیه را «خطرناکترین تهدید راهبردی» برای اسرائیل توصیف کرده است.
هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، در اردیبهشت ۱۴۰۵ و در بحبوحه جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، جملهای گفت که بهسرعت بازتاب یافت: به باور او اسرائیل نمیتواند بدون داشتن دشمن زندگی کند و پس از ایران، نوبت به ترکیه خواهد رسید. این جمله از زبان یک وزیر خارجه، نشان میدهد که آنکارا خود را در تیررس نگاه راهبردی رژیم اسرائیل میبیند. با این حال، یاشار گولر، وزیر دفاع ترکیه، احتمال درگیری نظامی مستقیم را «بسیار کم» توصیف کرده، هرچند آن را بهطور کامل منتفی ندانسته و بر لزوم حفظ کانالهای ارتباطی میان دو ارتش تأکید کرده است.
فراتر از لفاظیها، سه محور واقعی تنش را میسازند: رقابت بر سر نفوذ در سوریه پساسقوط اسد، گسترش همکاریهای نظامی اسرائیل با یونان و قبرس -دو کشوری که با ترکیه اختلافات دیرینه دارند- و طرحهای آمریکایی-اسرائیلی برای مشارکت دادن نیروهای کرد در معادلات منطقهای، طرحی که به گفته گزارشها بدترین نگرانی امنیتی آنکارا را زنده کرده بود. برخی تحلیلگران اسرائیلی، از جمله در گزارش کمیته ناگل، حضور نظامی ترکیه در سوریه را حتی خطرناکتر از تهدید ایران ارزیابی کردهاند؛ نگرانیای که ریشه در توانمندیهای پهپادی، جنگ الکترونیک و آموزشهای استاندارد ناتوی ارتش ترکیه دارد.
در کنار همه اینها، تحلیلگرانی مانند اوزان اورمجی، استاد علوم سیاسی، معتقدند بخشی از تندی لحن نتانیاهو ریشه در سیاست داخلی دارد؛ او در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل، به گفته این تحلیلگران، به دنبال دشمنی تازه برای بسیج پایگاه رأی راست افراطی است، در شرایطی که روایت «تهدید ایران» به دلیل طولانی شدن جنگ غزه و فشارهای اقتصادی، جذابیت پیشین را ندارد.

سابقهای که فروپاشید: از اتحاد راهبردی تا قطع رابطه
ترکیه و اسرائیل تا دهه ۲۰۰۰ یکی از نزدیکترین شراکتهای نظامی خاورمیانه را داشتند؛ تبادل اطلاعاتی، رزمایشهای مشترک هوایی و همکاریهای صنعت دفاعی از ارکان این رابطه بود. نقطه شکست اصلی به سال ۲۰۱۰ و حمله نیروهای اسرائیلی به «ناوگان آزادی غزه» بازمیگردد؛ عملیاتی که در جریان آن دستکم ۱۶ نفر از جمله ۹ شهروند ترک کشته شدند و کشتی «ماوی مرمره» به نماد این گسست بدل شد. از آن پس، رابطه دو کشور هرگز به حالت پیشین بازنگشت. ترکیه در سال ۲۰۲۳ سفیر خود را از تلآویو فراخواند و در سال ۲۰۲۴ روابط تجاریاش با اسرائیل را به حالت تعلیق درآورد. جنگ غزه پس از عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و بهدنبال آن جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران در سال ۲۰۲۶، این شکاف را به سطحی رساند که برخی ناظران آن را «پایینترین نقطه تاریخی» روابط دو کشور توصیف میکنند.
دادگاهی در استانبول، بنیامین نتانیاهو و دهها مقام اسرائیلی را به اتهام «نسلکشی» و «جنایت علیه بشریت» تحت تعقیب قرار داده است؛ اقدامی که بیشتر بار نمادین و سیاسی دارد تا کاربرد حقوقی.
سایه حماس بر آنکارا
یکی از حساسترین گرههای این پرونده، حضور رهبران حماس در خاک ترکیه است. برخلاف قطر که میزبانی رسمی دفتر سیاسی حماس را بر عهده دارد، ترکیه دفتر رسمی به این جنبش نداده، اما در عمل، شماری از رهبران حماس در سالهای اخیر برای دورههای کوتاه یا بلندمدت در استانبول و آنکارا اقامت داشته یا بهطور مکرر به ترکیه سفر کردهاند. دیدارهای پیاپی میان خلیل الحیه، رئیس دفتر سیاسی حماس، و هاکان فیدان یا ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، در ماههای اخیر تکرار شده و محور اصلی آنها، تحولات آتشبس غزه و وضعیت اسرای اسرائیلی بوده است. این ارتباط تنگاتنگ، از نگاه تلآویو، ترکیه را نه یک میانجی بیطرف بلکه پشتیبان سیاسی حماس نشان میدهد؛ برداشتی که آنکارا آن را رد کرده و بر نقش خود بهعنوان تسهیلگر صلح تأکید میکند. گزارشهای رسانهای پیشین نیز حاکی از آن بود که ساعاتی پس از عملیات ۷ اکتبر، دولت ترکیه از برخی مقامهای حماس خواسته بود خاک این کشور را ترک کنند، هرچند حماس چنین درخواستی را در آن زمان تکذیب کرد.
توافق مکه: ناتوی اسلامی در حال تولد؟
درست در بحبوحه این تنشها، رویدادی رخ داد که میتواند معادلات منطقه را برای سالهای آینده بازتعریف کند. عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان روز جمعه در مکه مکرمه «توافقنامه دفاع مشترک مکه» را امضا کردند؛ سندی که پس از نزدیک به یک سال مذاکره نهایی شد و به گفته برخی تحلیلگران، میتواند شباهتهایی به ماده پنج پیمان ناتو -تعهد دفاع جمعی در برابر حمله به هر یک از اعضا- داشته باشد، هرچند جزئیات حقوقی و میزان الزامآور بودن آن هنوز بهطور رسمی منتشر نشده است. فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان، این توافق را نقطه عطفی در همکاری دفاعی سه کشور توصیف کرده و خالد بن سلمان، وزیر دفاع سعودی، آن را چارچوبی برای شراکت دفاعی بلندمدت با هدف افزایش بازدارندگی خوانده است.
ترکیب این ائتلاف، از نظر نمادین و واقعی، وزنآور است: ترکیه دومین ارتش بزرگ ناتو را در اختیار دارد، عربستان بهعنوان قدرتمندترین کشور خلیج فارس و میزبان مقدسترین اماکن اسلامی شناخته میشود و پاکستان تنها کشور مسلمان دارای سلاح هستهای است. پیش از امضای توافق، شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، همراه با ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور، پیش از ورود اردوغان در مکه عمره بهجا آوردند و با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، دیدار کردند؛ تصویری که بار نمادین دینی و سیاسی این ائتلاف را تقویت کرد. مقامهای سعودی تأکید کردهاند این پیمان نه محور فرقهای است و نه علیه کشور خاصی، اما زمانبندی آن -همزمان با تنش فزاینده ترکیه و اسرائیل و گسترش حضور نظامی اسرائیل در منطقه- بهسختی میتواند تصادفی خوانده شود.
ناتوی اسلامی اهل سنت؛ چالشها و فرصتها
توافق مکه را بسیاری از ناظران، جوانه یک «ناتوی اسلامی اهل سنت» میخوانند؛ ائتلافی که در صورت تعمیق، میتواند وزن دیپلماتیک و نظامی جمعی این کشورها را بالا ببرد و به شکلگیری یک معماری امنیتی منطقهمحورتر کمک کند. اما تحلیلهای میدانی نشان میدهد این پروژه با ناهمگونیهای ساختاری روبهروست. عربستان از توان مالی بالا، اما ظرفیت نظامی محدود برخوردار است؛ ترکیه صنعت دفاعی پیشرفته و عضویت در ناتو دارد؛ و پاکستان توان هستهای و تجربه عملیاتی را به میز میآورد، اما با آسیبپذیریهای اقتصادی و تمرکز راهبردی بر جنوب آسیا دستبهگریبان است. این ناهمگونی در دکترین نظامی، اولویتهای ژئوپلیتیک و قابلیتهای لجستیکی، همکاری عملی را دشوار میسازد و خطر تعهدات نابرابر یا آنچه تحلیلگران «سواری رایگان» مینامند را بالا میبرد. فرصت این ائتلاف در ایجاد بازدارندگی جمعی در برابر گسترش نفوذ اسرائیل در منطقه نهفته است؛ چالش آن در پرسشی بنیادیتر: آیا واقعاً حمله به یکی از این سه کشور، واکنش نظامی مشترک دو کشور دیگر را در پی خواهد داشت، یا این تعهد در عمل رنگ میبازد؟ برخی تحلیلگران به این نکته اشاره میکنند که این پیمان میتواند پاکستان و ترکیه را وارد جنگی کند که تا امروز به دقت از آن فاصله گرفتهاند.
ناهمگونی در دکترین نظامی، اولویتهای ژئوپلیتیک و قابلیتهای لجستیکی، همکاری عملی را دشوار میسازد و خطر تعهدات نابرابر یا آنچه تحلیلگران «سواری رایگان» مینامند را بالا میبرد.
نقش پاکستان؛ از قدرت هستهای تا بازیگر دیپلماسی منطقهای
پاکستان در این معادله نقشی دوگانه ایفا میکند. از یک سو، تنها کشور مسلمان دارای سلاح هستهای است و همین موضوع، ورود آن به یک پیمان دفاعی با عربستان و ترکیه را از منظر بازدارندگی، وزندار میکند. از سوی دیگر، اسلامآباد پیش از این نیز پیمان دفاعی دوجانبهای با ریاض امضا کرده بود که اکنون در قالب توافق مکه گسترش یافته است. برخی تحلیلها نشان میدهند که پس از این پیمان، پاکستان در کنار قطر و عربستان، بخشی از مسئولیت دیپلماسی با ایران را نیز بر عهده گرفته؛ حوزهای که به باور برخی کارشناسان، آمریکا به دلیل سطح تنش تاریخی با تهران نمیتواند در آن بهطور مؤثر ایفای نقش کند. با این حال، تمرکز راهبردی دیرینه پاکستان بر جنوب آسیا و رقابت آن با هند، پرسشهایی جدی درباره میزان تعهد واقعی اسلامآباد به یک درگیری احتمالی در شرق مدیترانه باقی میگذارد.
نقاط قوت و ضعف نظامی؛ ترازویی نابرابر
مقایسه قدرت نظامی دو کشور، تصویری پیچیده و چندلایه به دست میدهد. نشریه عبری هاآرتص در تحلیلی، به این نکته اشاره کرده که روی کاغذ، اسرائیل از نظر فناوری برتری دارد؛ ناوگان جنگندههای اف-۳۵، سامانه پدافندی گنبد آهنین و سامانههای پیشرفته جنگ الکترونیک، تسلط این کشور در آسمان را تضمین میکند. زرادخانه هستهای اعلامنشده، اما بهطور گسترده شناختهشده اسرائیل نیز بر هر رویارویی احتمالی سایه میاندازد و عاملی بازدارنده در سطح راهبردی محسوب میشود.
با این حال، ترکیه از ظرفیت نظامی گستردهای برخوردار است. ارتش این کشور از نظر اندازه، پس از ایالات متحده، بزرگترین نیروی نظامی در میان اعضای ناتو به شمار میرود؛ ارتشی با میلیونها نفر نیروی نظامی و ذخیره، در برابر جمعیتی به مراتب کوچکتر در اسرائیل که حداکثر ظرفیت بسیج آن در شرایط جنگی به حدود سه میلیون نفر میرسد. ترکیه همچنین صنعت دفاعی بومی نسبتاً پیشرفتهای ساخته که در تولید پهپادهای رزمی مانند بایراکتار و آکینجی، سامانههای جنگ الکترونیک و تجهیزات زرهی، بهویژه در سالهای اخیر، پیشرفت محسوسی داشته است. آموزش نظامی مطابق استانداردهای ناتو، عضویت در این ائتلاف و تجربه عملیاتی گسترده در سوریه و عراق، از دیگر نقاط قوت آنکارا به شمار میآید.
در مقابل، ضعف نسبی ترکیه در برتری هوایی کیفی و فقدان دسترسی به جنگندههای نسل پنجم مانند اف-۳۵ -که پس از خرید سامانه پدافند اس-۴۰۰ روسی از برنامه آن کنار گذاشته شد- یک شکاف راهبردی جدی برای آنکارا به شمار میرود. در سوی مقابل، ضعف اصلی اسرائیل در عمق راهبردی و جمعیت محدود آن نهفته است؛ کشوری که در جنگی فرسایشی و طولانی با یک قدرت منطقهای بزرگ، با محدودیتهای لجستیکی و انسانی مواجه خواهد شد. یک تحلیل غربی که مقایسه ارتشهای دو کشور را در چند حوزه بررسی کرده، ترکیه را در شاخصهای نیروی انسانی، تعداد تجهیزات زرهی و تنوع تسلیحاتی، برتر از اسرائیل ارزیابی کرده است، هرچند این برتری کمّی الزاماً به معنای برتری در یک درگیری واقعی و محدود جغرافیایی نیست.
دکترینهای امنیتی؛ دو نگاه متفاوت به بقا
دکترین امنیتی اسرائیل، بهویژه در دوران نتانیاهو، بر پایه یک بدبینی تاریخی بنا شده است. به باور تحلیلگرانی که دکترین او را بررسی کردهاند، برای نتانیاهو مسائل دفاعی باید همواره از دریچه تهدیدات وجودی دیده شوند؛ نگاهی که ریشه در تجربه تاریخی هولوکاست دارد و بر اساس آن، هر قدرت اسلامگرا در همسایگی اسرائیل، بهطور بالقوه تهدیدی برای موجودیت این کشور تلقی میشود. این دکترین در عمل به سیاست «برتری نظامی مطلق» و مداخله پیشگیرانه در فراسوی مرزها ترجمه شده است؛ رویکردی که در جنگهای اخیر با ایران، حزبالله و در حملات مکرر به مواضع نظامی در سوریه، بهوضوح دیده شده است.
دکترین امنیتی ترکیه در دوران اردوغان، بر پایهای متفاوت، اما به همان اندازه بلندپروازانه بنا شده است؛ ترکیبی از ناسیونالیسم نو-عثمانی، ادعای رهبری جهان اسلام سنی و تلاش برای گسترش نفوذ نظامی و ژئوپلیتیکی از سومالی تا قفقاز و از سوریه تا لیبی. آنکارا در سالهای اخیر با احداث بزرگترین پایگاه نظامی برونمرزی خود در موگادیشوی سومالی و افزایش نفوذ در سوریه پس از سقوط اسد، نشان داده که به دنبال نقشآفرینی فراتر از مرزهای سنتی خود است؛ رویکردی که مستقیماً با بلندپروازیهای منطقهای اسرائیل تلاقی پیدا میکند.
جبهههای یک جنگ احتمالی
اگر تنش کنونی به درگیری بینجامد، این رویارویی بعید است شکل یک جنگ زمینی کلاسیک و مستقیم به خود بگیرد؛ فاصله جغرافیایی میان دو کشور و نبود مرز مشترک، چنین سناریویی را دشوار میکند. به همین دلیل، تحلیلگران چند جبهه غیرمستقیم و نیابتی را محتملتر میدانند. نخست، سوریه؛ جایی که ترکیه بهطور مستقیم یا غیرمستقیم کنترل بخش قابل توجهی از شمال این کشور را در دست دارد و اسرائیل بهطور مکرر پایگاههای نظامی در خاک سوریه را هدف حملات هوایی قرار داده است. دوم، دریای مدیترانه شرقی؛ جایی که رقابت بر سر منابع انرژی فراساحلی و همکاریهای نظامی گسترده اسرائیل با یونان و قبرس، میتواند به درگیری دریایی محدود بینجامد. سوم، شاخ آفریقا و دریای سرخ؛ جایی که تلاش اسرائیل برای ایجاد پایگاه در سومالیلند، مستقیماً با منافع ترکیه در سومالی تداخل پیدا میکند؛ و چهارم، جبهه غزه و لبنان؛ جایی که حمایت سیاسی و تسلیحاتی احتمالی ترکیه از گروههای فلسطینی، میتواند به یک جبهه نیابتی تبدیل شود.
سوریه جدید؛ متحدی دوسویه یا میدان رقابت؟
سوریه پساسقوط اسد، به یکی از پیچیدهترین متغیرهای این معادله بدل شده است. احمد الشرع، رئیس دولت انتقالی سوریه، در ماههای اخیر گامهایی برداشته که همزمان مورد تحسین واشنگتن و توجه تلآویو قرار گرفته؛ توماس باراک، نماینده ویژه آمریکا در امور سوریه، از اقدامات الشرع درباره «جنگجویان خارجی» و رابطه با اسرائیل تقدیر کرده است. گزارشها از تماسهای مستقیم و غیرمستقیم میان الشرع و نتانیاهو نیز حکایت دارند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، حتی احتمال داده که دمشق آماده اقدام علیه حزبالله باشد. این نزدیکی تدریجی سوریه جدید به محور آمریکایی-عربی، ترکیه را در موقعیتی دوگانه قرار داده است: آنکارا هم میخواهد نفوذ خود در سوریه را که با هزینه سنگین سیاسی و امنیتی به دست آورده حفظ کند، و هم نگران است که دمشق به میدان اجرای سیاستهای آمریکا و اسرائیل بدل شود. برخی تحلیلگران عرب، از جمله عبدالباری عطوان، به این نکته اشاره کردهاند که کاهش وفاداری الشرع به آنکارا و نزدیکی او به واشنگتن و ریاض، میتواند بیثباتی سوریه را به سمت مرزهای ترکیه نیز بکشاند.
دامنه گسترش جنگ؛ چه کسانی وارد میدان میشوند؟
در صورت وقوع درگیری گستردهتر، صفبندیهای منطقهای احتمالاً پیچیدهتر از یک رویارویی دوقطبی ساده خواهد بود. در سمت اسرائیل، یونان و قبرس -با پیشینه همکاری اطلاعاتی، دریایی و هوایی گسترده با تلآویو- محتملترین شرکای غیررسمی هستند؛ ائتلافی که برخی مقامهای اسرائیلی از آن با عنوان یک ساختار «ششضلعی» در برابر آنچه «محور رادیکال سنی» میخوانند یاد کردهاند. در سوی ترکیه، توافق مکه، عربستان و پاکستان را در جایگاه متحدان دفاعی رسمی قرار داده، هرچند میزان تعهد عملی آنها به یک جنگ فرامنطقهای هنوز نامعلوم است. قطر، با روابط نزدیک به هر دو حماس و ترکیه، اما وابستگی امنیتی عمیق به آمریکا، در موقعیتی حساستر قرار دارد.
آمریکا، بهعنوان متحد راهبردی هر دو کشور، نقشی محوری در بازدارندگی ایفا میکند. به باور برخی تحلیلگران، واشنگتن اهرم فشار سنگینی بر هر دو طرف دارد و در صورتی که ترکیه بخواهد تنش را تشدید کند، آمریکاییها احتمالاً مانع خواهند شد؛ چرا که هر دو کشور از نزدیکترین متحدان راهبردی ایالات متحده به شمار میروند و یک درگیری میان آنها، ثبات کل معماری امنیتی ناتو و خاورمیانه را به خطر میاندازد.
نقش کشورهای حوزه خلیج فارس
کشورهای عربی خلیج فارس در این معادله، رویکردی محتاطانه و چندلایه در پیش گرفتهاند. عربستان سعودی، در عین امضای توافق دفاعی با ترکیه و پاکستان، همچنان روابط دیپلماتیک با ایران را از سر گرفته و به دنبال کاهش کلی تنش در منطقه است. امارات متحده عربی نیز کانالهای ارتباطی با تهران گشوده و روابطش با ترکیه را در ماههای اخیر بهبود بخشیده، هرچند رقابت تاریخی آنکارا و ابوظبی بر سر نفوذ در جهان عرب هنوز بهطور کامل فروکش نکرده است. قطر، که بیشترین سرمایهگذاری سیاسی را روی رابطه با واشنگتن انجام داده، در صورت گسترش تنش ترکیه-اسرائیل، در موقعیتی دشوار قرار خواهد گرفت؛ کشوری با پایگاه بزرگ آمریکایی در خاک خود، رابطه نزدیک با حماس و ترکیه، و در عین حال وابستگی امنیتی به چتر حمایتی آمریکا. تحلیلگران معتقدند به همین دلیل، شورای همکاری خلیج فارس در کلیت خود، تمایلی به ورود مستقیم به یک جنگ ترکیه-اسرائیل ندارد و ترجیح میدهد نقش میانجی و کاهشدهنده تنش را حفظ کند؛ نقشی که در ماههای اخیر، در تماسهای مکرر تلفنی میان مقامهای قطر، کویت، اردن و عربستان برای مدیریت بحرانهای منطقهای دیده شده است.
اگر ترکیه پیروز شود
پیروزی احتمالی ترکیه در یک رویارویی محدود یا گسترده با اسرائیل، میتواند معادلات قدرت در خاورمیانه را بهطور بنیادین بازتعریف کند. چنین نتیجهای، جایگاه اردوغان را بهعنوان رهبر بلامنازع جهان اسلام سنی تثبیت میکند و میتواند شتاب بیشتری به پروژه ناتوی اسلامی و توافق مکه بدهد. از منظر ژئوپلیتیک، چنین سناریویی میتواند نفوذ ترکیه در سوریه، عراق و شاخ آفریقا را تحکیم کند و بهطور همزمان، جایگاه اسرائیل بهعنوان قدرت مسلط نظامی منطقه را که پس از جنگهای اخیر با ایران و حزبالله شکل گرفته، تضعیف کند. اما چنین نتیجهای هزینههای سنگینی نیز برای ترکیه در پی خواهد داشت؛ از احتمال واکنش تنبیهی آمریکا و اروپا تا آسیب به عضویت این کشور در ناتو، اتحادیهای که هرگز برای رویارویی میان دو عضو خود طراحی نشده است.
اگر رژیم اسرائیل پیروز شود
در سوی مقابل، پیروزی اسرائیل در چنین رویاروییای، میتواند روایت «قدرت مسلط منطقه» را که تلآویو پس از عملیات علیه ایران و حزبالله برای خود ساخته، تکمیل کند. چنین نتیجهای احتمالاً به تضعیف موقعیت اردوغان در داخل ترکیه و کاهش نفوذ آنکارا در سوریه و شرق مدیترانه میانجامد و میتواند محور یونان-قبرس-اسرائیل را به ستون اصلی امنیت مدیترانه شرقی بدل کند. با این حال، چنین سناریویی نیز بدون هزینه نخواهد بود؛ درگیری با دومین ارتش بزرگ ناتو، حتی در صورت برتری نظامی اسرائیل، میتواند به بحرانی بلندمدت در روابط اسرائیل با جهان اسلام سنی و حتی با بخشی از اعضای ناتو بینجامد و ائتلافهای تازهای مانند توافق مکه را در برابر تلآویو منسجمتر کند.
چرا رژیم اسرائیل از اسلام سیاسی احساس خطر میکند
در میان اظهارنظرهای اخیر نتانیاهو، مضمونی تکرار میشود که بهگفته منتقدانش، او بارها از سوی برخی محافل با این پرسش روبهرو شده که چرا با اسلام سیاسی به همان قاطعیتی که با ایران برخورد میکند، مواجه نمیشود. این پرسش، بهویژه در فضای سیاسی رژیم اسرائیل، به یکی از محورهای بحث درباره سیاست منطقهای دولت او بدل شده است. ریشه این نگرانی را باید در دکترین راهبردی نتانیاهو جست: از نگاه او، هر جنبش یا دولتی که بر پایه اسلام سیاسی -خواه از نوع شیعی در قالب جمهوری اسلامی ایران، خواه از نوع اخوانی-سنی در قالب حماس یا جریانهای نزدیک به آنکارا- شکل بگیرد، بهطور بالقوه تهدیدی وجودی برای اسرائیل تلقی میشود. نتانیاهو در اظهارنظرهای اخیر خود از وجود همزمان دو تهدید یاد کرده: آنچه او «افراطیهای شیعه» میخواند و آنچه به باور او بهعنوان «محور افراطیهای سنی» دوباره سر برمیآورد.
این نگاه، تازگی ندارد. از دید تحلیلگرانی که دکترین امنیتی نتانیاهو را بررسی کردهاند، برای او هر دولت فلسطینی مستقل، بهطور بالقوه به یک دولت اسلامگرای دشمن اسرائیل بدل میشود؛ برداشتی که بهطور مستقیم به مخالفت پایدار او با راهحل دو دولت پیوند خورده است. گسترش این نگرانی به ترکیه، از این زاویه قابل فهم است: آنکارا زیر رهبری اردوغان و حزب عدالت و توسعه، ترکیبی از ناسیونالیسم و اسلامگرایی سیاسی را نمایندگی میکند که از نگاه بخشی از راست اسرائیل، الگویی خطرناکتر از تهدید نظامی صرف است؛ زیرا مشروعیت ایدئولوژیک اسلام سیاسی را در سطح یک قدرت منطقهای بزرگ و عضو ناتو، به نمایش میگذارد. میزبانی نسبی ترکیه از رهبران حماس، حمایت لفظی مستمر آنکارا از مقاومت فلسطینی، و رقابت اردوغان با عربستان و امارات بر سر رهبری جهان اسلام سنی، از نگاه تلآویو، تصویر یک «بلوک اسلامگرا» را تقویت میکند که ترکیب آن با ظرفیت نظامی بزرگ ترکیه، آن را به یک نگرانی راهبردی درجهیک بدل کرده است.

تنشی که هنوز مرز جنگ را رد نکرده
آنچه امروز میان ترکیه و رژیم اسرائیل جریان دارد، بیشتر یک جنگ روانی و ژئوپلیتیکی است تا یک درگیری نظامی قریبالوقوع. هر دو کشور، بهرغم لفاظیهای تند، دلایل محکمی برای پرهیز از رویارویی مستقیم دارند: وابستگی مشترک به آمریکا، هزینههای اقتصادی سنگین یک جنگ، و نبود مرز مشترک که هرگونه درگیری زمینی کلاسیک را دشوار میسازد. با این حال، ترکیب توافق مکه، رقابت فزاینده در سوریه، حضور حماس در آنکارا و دکترینهای امنیتی متضاد دو کشور، زمینهای ساخته که بهگفته نشریه هاآرتص، مسیر لفاظیها، ائتلافسازیها و استقرار نیروهای نظامی، همچنان در جهتی خطرناک در حال حرکت است؛ مسیری که هرگونه محاسبه اشتباه یا حادثه کوچک در دریای مدیترانه یا آسمان سوریه، میتواند آن را به بحرانی بهمراتب بزرگتر از آنچه امروز تصور میشود، بدل کند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۲
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۹:۴۴ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۸
توريست اسراييلي تجارت اسراييلي
برند اسراييلي
دانشجوي اسراييلي ببينيد
ساده ايد شما
ازردوغان يك شيشه اب نيم ليتري هم سمت اسراييل نميندازه
اردوغان پوله پول براي افتصاد كشورش هر كاري ميكنه


