خصوصي سازي استقلال و پرسپولیس ممكن نيست!
روز گذشته سيد مهدي عقدايي ـ معاون سازمان خصوصي سازي ـ از منتفي شدن واگذاري استقلال و پرسپوليس در سال جاري خبر داد و گفت: صورتهاي مالي باشگاه استقلال و پرسپوليس از طريق بازرس و حسابرس شركت رد شد و واگذاري اين دو باشگاه به سال آينده موكول شد...
به گزارش سرویس ورزشی تابناک ؛ اگر بخواهيم واقع بينانه و البته با ديدي كارشناسي به اين قضيه نگاه كنيم بايد بگوييم كه خصوصي شدن پرسپوليس و استقلال در معناي كلي و با شرايط موجود اصلاً مفهوم ندارد! اگر چه دستور اين موضوع توسط مقامات ارشد نظام صادر شده است اما مسلماً اين امر يا اجرا نخواهد شد و يا اگر هم اجرا شدنی باشد به اين زوديها محقق نمي شود و علت اين عدم اجرا اولاً به اين مساله بر مي گردد كه در واقع ما زيرساخت درستي براي اينكه باشگاههاي بزرگي همچون استقلال و پرسپوليس را خصوصي كنيم نداريم ،
ثانياً : اراده واقعي براي اين مساله در بدنه دولت و مجلس ديده نمي شود ، در واقع اگر هم بحثي در اين خصوص صورت مي گيرد به معناي خصوصي سازي به معناي كامل نيست بلكه در مورد بخشي از اين باشگاههاست.
اين روزها در محافل و جلسات مختلف وقتي صحبت از خصوصي سازي استقلال و پرسپوليس مطرح مي شود همه اذهان معطوف يك نكته مي شود . نكته اي كه متاسفانه به يك مقوله كاملاً من دراوردي مي انجامد و اين دقيقاً همان كاري است كه براي رهايي از تعليق در مقابل AFC به آن بسنده كرديم و براي اينكه به مقامات AFCثابت كنيم كه فوتبال ما بصورت خصوصي اداره مي شود ! دست به كارهايي زديم كه انصافاً فقط از خودمان برمي آمد و بس !به جاي باشگاه اقدام به تاسيس شركت كرديم ،
شركتي كه مديرش فلان استانداري بود و بهمان رئيس سازمان دولتي ! و يا هيات مديره اي كه باز هم در نهايت به ارگاني دولتي متصل مي شد ! حال سوال اينجاست ، آيا به راستي به دنبال خصوصي كردن باشگاههايمان هستيم يا مي خواهيم ساختمان را همچنان كج بنا نهيم و فقط ظاهر امر را مرمت كنيم ؟
مهمترين مساله و اولين نياز در بحث خصوصي سازي باشگاههايي همچون استقلال و پرسپوليس پرداختن حق پخش تلوزيوني به آنهاست . مساله اي كه اينجا ، در ايران به هيچ عنوان به آن بها داده نمي شود در حاليكه حق مسلم باشگاههاي بزرگ و پرطرفدار همچون پرسپوليس و استقلال استفاده از اين منبع بزرگ ماليست . در تمام دنيا تيمهايي همچون رئال مادريد، بارسلونا، منچستر،...و همه تيمهايي كه مخاطبان بيشمار دارند تقريباً 70% هزينه هايشان را از حق پخش تلوزيونيشان تامين مي كنند و اين اتفاقات اينجا در ايران هم بايد در اولين قدم خصوصي شدن باشگاهها رخ دهد و اگر چنين نشود ،
تراز مالي اين باشگاهها هيچ وقت مثبت نمي شود كه به بورس يا فرابورس ورود كنند و هر سال بايد وعده سال بعد و سالهاي بعد براي اين مساله داده شود . به زعم ما اين مساله فقط يك بازيست ، نه اينكه اراده اي در كار نباشد ، نه ، اما چون زيرساختها درست نيست فقط مساله همچون توپي پاس داده مي شود و اين حرف ، حق پخش تلوزيوني ، در گلوي اين دو تيم ، استقلال و پرسپوليس كه به چشم خود مي بينند هر ساله ميلياردها تومان از قبل نامشان درآمدزايي مي شود و سهم آنها از ميلياردها فقط هيچ است خفه خواهد شد .
مساله بعدي تصويب و رعايت قانون كپي رايت است .
به عينه مي بينيم كه اينجا در ايران بدون هيچ مشكل قانوني به راحتي از اسم اين دو باشگاه بزرگ و بازيهايشان سواستفاده مي شود بدون آنكه يك ريال حق اين باشگاهها داده شود . به همين smsهاي پيش بيني بازيهاي اين دو تيم توجه كنيد ، بطور ميانگين اگر در هر مسابقه پيش بيني 2 ميليون نفر شركت كنند با احتساب حدوداً هر sms 20 تومان و اگر هر هفته اين دو تيم يك بازي داشته باشند يعني 40 ميليون تومان براي هريك از اين دو تيم...دقت كنيد براي هر بازي! با احتساب جام حذفي و جام باشگاههاي آسيا هر كدام از اين دو تيم در طول فصل حدود 50 بازي برگزار مي كنند و 50 تا 40 ميليون تومان بايد كه حق اين باشگاهها فقط از بخش smsهاي پيش بيني بازيهايشان باشد
(البته منظور اين نيست كه همه اين مبلغ متعلق به اين باشگاههاست ) اما اين امر نه تنها تا كنون محقق نشده است بلكه هيچ كس سعي هم نكرده است كار كارشناسي بر روي اين مساله انجام دهد تا بخشي از اين درآمدها كه حق مسلم اين باشگاههاست به آنها تعلق گيرد و اينجاست كه مي گوييم براي خصوصي كردن اين باشگاهها بايد در وهله اول زير ساختها اصلاح شود...
به آگهي هاي پخش شده در حين بازيهاي اين دو تيم نگاه كنيد ، به جرات مي توان گفت بخش عمده اي از چرخ تلوزيون از همين آگهي ها مي چرخد چرا كه امروز اكثريت قريب به اتفاق مردم هم ديگربه خوبي مي دانند كه مسابقات فوتبال علي الخصوص بازيهاي استقلال و پرسپوليس بيشترين مخاطب تلوزيوني را به خود اختصاص مي دهند ، اگر بصورت ميانگين 30 دقيقه آگهي بازرگاني، 10 دقيقه قبل ، 10 دقيقه وسط و 10 دقيقه بعد از بازي در نظر بگيريم و با توجه به اينكه قيمت هر ثانيه آگهي حدوداً250 هزار تومان است يعني تلوزيون در هر بازي فقط از بخش آگهي مي تواند 250×30×60 هزار تومان درآمد داشته باشد ،
مطمئناً كارشناسان امر بسيار دقيق تر و جامع تر مي توانند اين موضوع را بررسي كرده و اعداد و ارقام صحيح تري ارائه دهند اما 50 بازي در طول فصل براي اين دو تيم در نظر بگيريد ، آيا به راستي حق پرسپوليس و استقلال در اين زمينه به راحتي ناديده گرفته نمي شود آنهم در حاليكه باشگاهداري در حال حاضر حدود12 تا15 ميليارد تومان در سال هزينه دارد؟!
و اين مساله كه در بالا ذكر شد تنها قطره اي است از دريا ،درياي بيكراني كه بايد مورد توجه قرار بگيرد و پس از آن خصوصي شدن باشگاهها عملي شود و اگر چنين نشود سرنوشت باشگاههاي خصوصي همين مي شود كه امروز به وضوح شاهد آن هستيم ، از استيل آذين گرفته تا ابومسلم و پيام خراسان و استقلال اهواز و... به چه روزي افتاده اند؟! جز اين است كه باشگاههاي خصوصي حتي اگر پولدارترين صاحبان را هم داشته باشند در نهايت سرمايه شان ته مي كشد و زمين مي خورند؟! چرا كه حقشان به درستي داده نمي شود و مطمئناً نه مردم و نه مسئولين هرگز نمي خواهند كه پرسپوليس و استقلال اين دو تيم ريشه دار و مردمي به سرنوشتي اينچنين دچار شوند.
به هر حال تا وقتي كه مساله خصوصي سازي در مورد باشگاهها اين جا در ايران از پايه درست نشود ، نه كسي پرسپوليس و استقلال را مي خرد و نه مي فروشد و در نهايت وقتي معتقديم كه در مورد مسائل ورزش بايد كارشناسان امر صحبت كنند به اين دليل است كه كارشناسان ورزش و فوتبال تمام نكات را از ريزترين تا كلي ترين مباحث را مي فهمند ، درك ميكنند و براي آن راه حل ارائه مي دهند و ديگر نه نماينده مجلسي پايش وسط كشيده مي شود كه در يك بحث ورزشي مسائل غير ورزشي مطرح كند و ناراحتي ببار بياورد و نه فلان مدير و بهمان مسئولان دولتي مجبور مي شوند به مسائل غير تخصصيشان دخول كنند و جوابي براي سوالهاي بيشمارشان پيدا نكنند...





