جنایت بزرگ علیه بیماران در کمپهای ترک اعتیاد/ اینجا؛ فراموشخانه نهادهای نظارتی!
این تنها گوشهای از روایت برخورد ناگوار، وحشتناک و دلخراش با بیمارانی است که برای ترک، به کمپهای ترک اعتیاد آورده می شوند.
کد خبر: ۱۳۸۱۲۷۰
| | 1246 بازدید

امروز روز جهانی مبارزه با مواد مخدر است؛ در حالی که اعتیاد به عنوان یک «بیماری مغزی» توسط علم مدرن به رسمیت شناخته شده، واقعیت تلخ کمپهای ترک اجباری در ایران، تصویری فجیع از چرخهای معیوب را آشکار میسازد. جایی که بیماران نه درمان، که با خشونت، شکنجه و گاه مرگ روبهرو میشوند.
به گزارش سروس اجتماعی تابناک، سازمان بهداشت جهانی و دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرم سازمان ملل بارها تأکید کردهاند که اعتیاد اختلالی نورولوژیک است که مدارهای پاداش مغز را دگرگون میکند و اراده فرد را به تنهایی ناکارآمد میسازد. با این حال، در بسیاری از کمپهای ایران، رویکرد تنبیهی و اجباری غالب است؛ رویکردی که نه تنها مؤثر نیست، بلکه آسیبهای بیشتری به بار میآورد.
اداره کمپ ها به دست معتادان سابق!
گزارشهای متعدد حقوق بشری و رسانهای از موارد گسترده شکنجه در این مراکز خبر میدهند. ویدیوهایی که در شبکههای اجتماعی منتشر شده، صحنههایی از پرتاب بیماران به استخر آب سرد، ضرب و شتم شدید و تحقیر را نشان میدهد. در یکی از موارد ثبتشده در قلات فارس، کارکنان کمپ معتادان را مجبور به شنا در استخر یخزده میکردند. اما تنبیه های این افراد که برای درمان به این کمپ ها اورده می شود، وحشتناک تر از این حرف هاست و عوامل کمپ ها خود را مجاز به هر برخوردی با این افراد می دانند.
یکی از جنبههای کمترگفتهشده، اما تأسفبار، اداره بسیاری از این کمپها توسط افراد سابقاً معتاد است. این مدیران، که گاهی خود از چرخه اعتیاد رهایی یافتهاند، روشهای مشابهی را تکرار میکنند که روزگاری بر آنها اعمال شده بود. گزارشها و مصاحبه با بازماندگان نشان میدهد که کوچکترین خطا – مانند درخواست خروج یا اعتراض به شرایط – با ضرب و جرح شدید پاسخ داده میشود. مرگ یک جوان ۳۱ ساله در کمپ امامزاده داوود تنها یکی از صدها و هزاران مرگ به دلیل شکنجه توسط مسئولان،کمپهاست.
بدون فرایند حقوقی؛ تنبیه تا مرگ
در کمپهای اجباری، بیماران اغلب بدون فرآیند قضایی مناسب یا ارزیابی پزشکی دقیق، بازداشت و منتقل میشوند. طبق گزارشهای بین المللی و منابع داخلی، شرایط این مراکز شامل عدم دسترسی به درمان مبتنی بر شواهد، و خشونت فیزیکی و روانی است. مرگها گاهی به عنوان «عوارض ترک» توجیه میشوند، در حالی که شواهد حاکی از ضرب و جرح منجر به خونریزی داخلی یا خودکشی تحت فشار است. تنها در یک سال گذشته، موارد متعددی از مرگ در کمپها گزارش شده که تحقیقات مستقل در آنها ناکافی یا غایب بوده است.

بُعد مالی این ماجرا نیز تاریک است. کمپها اغلب از خانوادهها مبالغ هنگفتی دریافت میکنند؛ پولهایی که تحت عنوان «هزینه درمان» یا «نگهداری» اخذ میشود، اما شفافیت در هزینهکرد آن وجود ندارد. برخی گزارشها از وجود کمپهای غیرمجاز سخن میگویند که بدون نظارت بهزیستی یا وزارت بهداشت فعالیت میکنند و سود اقتصادی آنها بر پایه ادامه چرخه وابستگی بنا شده است. کافی است بیمار «سرکش» شود تا با شدیدترین تنبیهات مواجه گردد – چرخهای که نه درمان، که بازگشت به مواد را تسهیل میکند.
کمپها بدون موفقیت خاص در ترک
تحقیقات علمی نشان میدهد نرخ موفقیت کمپهای اجباری بسیار پایین است. مطالعهای در این باره تأکید میکند که اکثر افراد پس از ترخیص، به سرعت به مصرف بازمیگردند؛ زیرا درمان بدون حمایت روانی، پزشکی و اجتماعی پایدار، محکوم به شکست است. نهادهای و افراد کارشناس متعدد، صراحتاً خواستار تعطیلی مراکز اجباری و جایگزینی آن با خدمات داوطلبانه، مبتنی بر حقوقانسانی و شواهد علمی شدهاند.
در ایران، جایی که آمار مصرف مواد همچنان بالاست، صندوقچه اسرار این کمپها همچنان بسته مانده. خانوادهها در سکوت رنج میبرند، از ترس بدنامی یا تهدید. هیچ مقام رسمی نمیتواند ادعا کند که شرایط در اکثر این مراکز «مناسب» است. گزارشهای متعدد از ضعف نظارت، کمبود کادر متخصص پزشکی و غلبه رویکرد امنیتی-تنبیهی حکایت دارد.
در روز جهانی مبارزه با مواد مخدر، زمان آن رسیده که فراتر از شعار، به سمت اصلاح ساختاری حرکت کنیم. اعتیاد بیماری است، نه جرم اخلاقی. بیماران نیاز به درمان دارند، نه زندانهای خصوصی با نام کمپ. گشودن این صندوقچه اسرار، شفافسازی مالی، نظارت دقیق، آموزش مدیران بر پایه علم روز و جایگزینی مدلهای اجباری با برنامههای جامع حمایتی، تنها راه شکستن این چرخه فجیع است. تا آن روز، هر مرگ در کمپ، نه تنها یک فاجعه فردی، که لکهای بر وجدان جمعی ماست – یادآوری تلخ اینکه گاهی «درمان» میتواند مرگبارتر از خود بیماری باشد.
گزارش خطا



