شهری بدون بیمارستان

سه ماه است که ما در اندیمشک اتاق عمل، زایشگاه و آیسییو نداریم و مردم را به اهواز و شهرهای کناری مثل دزفول میفرستیم»؛ این روایت یکی از پزشکان «اندیمشک» است؛ شهری ۲۰۰ هزارنفری در خوزستان که تنها بیمارستان آن، یعنی «بیمارستان امام علی»، از اول فروردین ۱۴۰۵ تحت تأثیر موج انفجار آسیب دیده و بیشتر بخشهایش از دسترس بیماران خارج شده است.
به گزارش تابناک به نقل از شرق، «محمدرضا موالیزاده»، استاندار خوزستان، در همان روز حادثه، یعنی یکم فروردین، در گفتوگو با معاون رئیسجمهور از صدور دستور آغاز عملیات پاکسازی و ترمیم خرابیهای وارده به بیمارستان خبر داد تا در اسرع وقت این مرکز حیاتی دوباره به چرخه ارائه خدمات بازگردد؛ اما نزدیک به سه ماه از آن روز گذشته و جز بخش اورژانس و چند بخش جزئی دیگر، باقی بیمارستان همچنان تعطیل است و بیماران این شهر مجبور به مراجعه به بیمارستانهای شهرهای همجوار شدهاند.
از دسترس خارجشدن «بیمارستان امام علی» ضربه سنگینی به وضعیت درمان و بهداشت در اندیمشک است؛ شهری که تا پیش از آسیب به تنها بیمارستان آن نیز با سرانه کمتر از یک تخت بیمارستانی به ازای هزار نفر، در وضعیتی غیراستاندارد از نظر خدمات درمانی قرار داشت. بیمارستان «امام علی» اندیمشک در حال حاضر رئیس و روابطعمومی ندارد. تلاش برای گفتوگو با مسئولان سازمانهای مربوطه، نماینده اندیمشک در مجلس شورای اسلامی و مسئولان «دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز» بینتیجه ماند.
مدرسه جای بیمارستان
«ستار درست»، متخصص داخلی در اندیمشک است. او میگوید از همان زمان که بیمارستان آسیب دید، مکان دیگری را بهعنوان بیمارستان موقت معرفی کردند؛ مکانی که شرایط لازم برای بیمارستانبودن را ندارد: «در همان دوران جنگ، در یک دانشگاه علمی-کاربردی چند تخت بیمارستانی به شکل غیراستاندارد قرار دادند و گفتند این جایگزین موقت برای بیمارستان است. فارغ از این مسئله که ۱۰ تا ۱۲ تختی که آنجا گذاشتند، برای شهری با جمعیت ۲۰۰ هزار نفر کافی نیست، شرایط آن مکان نیز بیمارستانی نیست».
او میگوید این بیمارستان موقت خود زمینهای برای فاجعه است: «تختها به شکل غیراستاندارد و با فاصلههای نزدیک در دو اتاق چهار در چهار کنار یکدیگر قرار داده شده است. برای مثال، بیمار عفونی کنار بیمار نقص سیستم ایمنی بدن قرار گرفته است. از لحاظ ایزولهسازی نیز وضعیت بهشدت غیراستاندارد بوده و حتی برای بیماران غیرعفونی نیز خطرزاست. از سوی دیگر، بیمارستان آیسییو ندارد و اگر حال بیماری بد شود، حداقل یک ساعت طول میکشد تا او به آیسی یو بیمارستان اصلی منتقل شود».
این شرایط باعث شده تا بسیاری از بیماران با رضایت شخصی خود از ادامه درمان و بستری منصرف شوند: «بیماران میگویند اگر در خانه باشیم و دارو بگیریم بهتر از این است که در این بیمارستان بستری شویم. آنها حتی حاضرند از خیر داروهایی که فقط در بیمارستان امکان دریافت آن هست، بگذرند ولی به بیمارستان نیایند».
«ستار درست» میگوید این وضعیت خطرناک نادیده گرفته شده است: «الان نزدیک به سه ماه از روزی که بیمارستان امام علی بسته شد، گذشته است؛ در این مدت یکسری بخشها مثل دیالیز یا آیسییو فعال شده ولی این فعالسازی به قیمت فداشدن دیگر بخشهای ضروری بیمارستان اتفاق افتاده است. بااینحال، به شکلی برای بازگشایی این بخشها تبلیغ میکنند که گویی تمام مشکل حل شده است».
بستهشدن بیمارستان برای شهروندان اندیمشک مشکلات زیادی همراه داشته است: «تختهای بیمارستان اندیمشک همیشه پر بود و بیمارستان دزفول و شهرهای همجوار ظرفیت پذیرش تمام بیماران ما را ندارند؛ در نتیجه، بسیاری از بیماران که به شهرهای دیگر مراجعه میکنند، یا پذیرش نمیشوند یا بهسختی پذیرش میشوند. این وضعیت برای بیماران اورژانسی نیز بسیار خطرناک است. مدتی پیش مریضی بود که باید در بخش ویژه بستری میشد، اما به علت تأخیر و نبود تخت در اندیمشک، متأسفانه فوت شد؛ در صورتی که اگر آیسییو بیمارستان بهراه بود، چنین اتفاقی نمیافتاد». این پزشک متخصص معتقد است یک چادر صحرایی بهتر از چنین ساختمانی است.
از افزایش سقط جنین تا صفرشدن آمار زایمان
«در روز حادثه خودم در اتاق عمل بودم که صدای انفجار آمد. بیمارستان نزدیک پایگاه موشکی دزفول است و موج انفجار حمله به آن پایگاه باعث آسیب به بیمارستان شد. چیزی که من به چشم دیدم، آسیب واردشده تنها در حد در و پنجرهها و سقف کاذب بود و اگر یک مدیریت درست انجام میشد، به نظر در دو هفته بیمارستان درست میشد».
این را «رضوان هوری» میگوید؛ او یکی از متخصصان زنان و زایمان شهر اندیمشک است و مصائب نبود بیمارستان برای زنان باردار را روایت میکند: «ما از اول فروردین تا به حال حتی یک زایمان در شهر اندیمشک نداشتهایم؛ زیرا هیچ زایشگاهی وجود ندارد و اگر خدای نکرده اتفاقی برای مادر یا بچه نیز بیفتد، جایی برای رسیدگی نداریم». هرچند در همان دانشگاه علمی-کاربردی، اتاقی نیز به عنوان زایشگاه تدارک دیدهاند: «دیوارهای آن مکان بهجای سرامیکی، گچی است و قابل استریلسازی یا شستوشو نیست و اصلا شرایط بیمارستان را ندارد؛ در نتیجه اتاقی که به ما دادند بهعنوان زایشگاه استفادهای ندارد. فقط همکاران ما شیفت میدهند، بدون آنکه حتی در آنجا تا به حال یک زایمان اتفاق افتاده باشد».
«هوری» میگوید شانسی که ساکنان اندیمشک آوردند، نزدیکی دزفول و وجود یک بیمارستان و زایشگاه در آنجاست، اما شرایط فعلی باعث شده در دزفول با بیماران اندیمشکی برخورد مناسبی نشود: «از گذشته این بیمارستان مراجعهکنندگان زیادی از دهلران، شوش، ایلام لرستان و... داشت، حالا نیز بیماران اندیمشک اضافه شدهاند و بار کاری بیمارستان خیلی بالا رفته است. به همین علت در بیمارستان دزفول با شهروندان اندیمشک برخورد مناسبی نمیشود. بیماران تعریف میکردند در بیمارستان به آنها گفتهاند منتظر باشند تا اول بیماران دزفولی درمان شوند بعد نوبت آنها برسد».
این پزشک زنان و زایمان به افزایش میزان سقط جنین اشاره میکند: «در این مدت مرگ مادر نداشتیم، اما سقط جنین و موارد اورژانسی منتقلشده به بیمارستان دزفول زیاد داشتیم».
وعدههای بی نتیجه
«روز اول فروردین انفجاری در انبار مهمات پایگاه چهارم شکاری دزفول اتفاق میافتد و موج آن به بیمارستان آسیب میزند و بهجز اورژانس که به علت قرارگرفتن در طبقه پایین، کمتر آسیب دیده بود و ناچارا فعال شد، باقی بیمارستان از مدار خدمترسانی خارج میشود».
«احمد ولیپور»، پزشکی در اندیمشک است که از وعدههای عملنشده میگوید: «در همان زمانی که بیمارستان آسیب دید، معاون اول رئیسجمهور با مسئولان استانی صحبت کرد و گفت بیمارستان در اسرع وقت بازسازی میشود و نهادها و ارگانهای مختلف نیز برای کمک به بیمارستان اعلام آمادگی کردند. اما آن صحبتها و قولهای شفاهی باقی ماند و تا الان فقط ۱۲ میلیارد تومان برای بازسازی بخشی جزئی در بیمارستان، کمک صورت گرفته است. تاکنون حتی قراردادی با پیمانکار منعقد نشده و پول دیگری نیز برای بازسازی بیمارستان اختصاص داده نشده است و هیچ فعالیتی نیز مبنی بر بازسازی در بیمارستان انجام نمیشود».
او میگوید بهجای بیمارستان در اندیمشک، ساختمانی شبیه به مدرسه در اختیار کادر درمان قرار دادهاند: «یک دانشگاه علمی-کاربردی کوچک را بهعنوان بیمارستان موقت ایجاد کردهاند که اصلا شرایط بیمارستانی ندارد. در این ساختمان، دو سالن داریم که ۱۰ تخت در آنها قرار دادهاند، ولی نه اکسیژن مرکزی وجود دارد و نه کف و دیوارها استریل و مناسب است».
در دسترس نبودن بیمارستان ارائه خدمات درمانی در اندیمشک را دچار مشکل جدی کرده است: «سه ماه است در اندیمشک اتاق عمل، زایشگاه و آیسییو نداریم و مردم را بهناچار به اهواز و شهرهای همجوار مثل دزفول میفرستیم، اما این پروسه اعزام نیز خودش فرایندی طولانی است. الان در اندیمشک تنها میتوانیم یک احیا انجام دهیم یا اقدامات اولیه پیش از عمل را بکنیم».
پس از حمله اول فروردین، خانههای سازمانی قرارگرفته در محیط بیمارستان که متعلق به کارمندان و کادر درمان بودند نیز آسیب دیدهاند: «خانههای سازمانی در و پنجره ندارند. خیلیها گذاشتند و رفتند در سطح شهر خانهای اجاره کردند و بعضی هم که بومی اندیمشک نبودند از شهر رفتهاند. از خانههای سازمانی در نهایت چند خانه با پلاستیک و کارتن سر پا مانده است. این موضوع به منابع انسانی بیمارستان و نظام درمان و بهداشت شهر آسیب زده است».
فاجعهای برای یک شهر
«خانم الف» اولین فرزند خود را به علت رسیدگی ناکافی بیمارستان نزدیک به دو سال پیش از دست داده است؛ حالا هم زایمان اخیر او به زمانی خورده که «بیمارستان اندیمشک» از مدار خدمترسانی خارج شده و دوباره زایمان تبدیل به معضلی بزرگ شده است: «تا پیش از بستهشدن بیمارستان اندیمشک، من هر زمان که لازم میشد با دستور پزشک برای چکاپ و کارهای درمانی به بیمارستان مراجعه میکردم، از وقتی بیمارستان آسیب دید دربهدر شدم».
این دربهدری کار او را دوباره به بیمارستان دزفول کشاند، اما این بار بیمارستان حتی خدمات اولیه را به او ارائه نکرد: «بیمارستان دزفول مانند بیمارستانهای شوشتر و شوش، بیماران اندیمشک را قبول نمیکند. در بیمارستان به من گفتند مگر بیمار اندیمشک نیستی پس ما نمیتوانیم به تو خدمات بدهیم. حتی گفتند پزشک شما را قبول نمیکنیم و مسئله شما به ما ارتباطی ندارد».
پس از این موضوع او مجبور شد با اصرار و کمک پزشکش به بیمارستان اهواز مراجعه کند: «زایمان من با حال بد و استرس شدید پیش رفت؛ مجبور شدم در گرما از اندیمشک تا اهواز بروم تا آنجا با اصرار دکتر بستری شوم».
از نظر او وضعیت آسیبهای رسیده به بیمارستان اندیمشک آنقدر نیست که بازسازی آن این همه مدت طول بکشد: «یکم فروردین فقط شیشهها ریخت و کمی از سقف آسیب دید. قاعدتا اگر مسئولان رسیدگی میکردند، بیمارستان زود بازگشایی میشد، اما مسئولان واقعا رسیدگی نمیکنند و این فاجعه که یک شهر بدون بیمارستان مانده، برای آنها بیاهمیت است».
هشدار گروهی از پزشکان اندیمشک
۲۳ خرداد جمعی از پزشکان اندیمشک نامهای به «محمدرضا عارف»، معاون اول رئیسجمهور و «محمدرضا ظفرقندی»، وزیر بهداشت ارسال کردند. در این نامه آنها درباره اهمیت این بیمارستان گفتهاند: «بیمارستان امام علی (ع) اندیمشک تنها بیمارستان اصلی شهرستانی با بیش از ۲۰۰ هزار نفر جمعیت است که علاوه بر جمعیت بومی، به دلیل قرارگرفتن در گلوگاه ارتباطی شمال به جنوب کشور و همجواری با استانهای لرستان و ایلام، نقش حیاتی در ارائه خدمات درمانی به حجم گستردهای از مراجعان منطقهای و بیناستانی ایفا میکند».
این پزشکان در ادامه به رهاشدن پروژه بازسازی این بیمارستان در همان مراحل ابتدایی اشاره کردهاند: «براساس اطلاعات موجود، عملیات بازسازی بدون طی فرایندهای معمول اداری و به صورت اضطراری آغاز شد، اما به دلیل عدم انعقاد قرارداد رسمی و نبود تأمین مالی لازم، در همان مراحل ابتدایی متوقف گردید و پروژه عملا به حال خود رها شده است. نتیجه این وضعیت، محرومیت طولانیمدت مردم منطقه از دسترسی به خدمات درمانی مناسب و افزایش فشار بر کادر درمان است».
در این نامه به مشکلاتی که کادر درمان نیز به آن برخوردهاند، تأکید شده است: «پزشکان متخصص و سایر کارکنان بیمارستان که همچنان با وجود همه محدودیتها در اورژانس و بخشهای جایگزین مشغول خدمترسانی به مردم هستند، خود با مشکلات جدی معیشتی و رفاهی مواجهاند. منازل سازمانی آنان در این حادثه آسیب دیده و تخریب شده است. با وجود گذشت هفتهها از حادثه، اقدامات لازم برای بازسازی این واحدهای مسکونی نیز انجام نشده و همکاران ما ناچارند در شرایطی نامناسب و ناایمن به زندگی و خدمت ادامه دهند».
در پایان نامه، خواسته مردم اندیمشک، بیماران، خانوادهها و کادر درمان «اقدام عملی» بیان شده و از معاون اول رئیسجمهور و وزیر بهداشت چنین مواردی خواسته شده است: تأمین اعتبار لازم برای بازسازی کامل بیمارستان در اسرع وقت انجام شود؛ موانع اجرائی و اداری موجود در مسیر انعقاد قرارداد و آغاز عملیات بازسازی مرتفع گردد؛ وضعیت اسکان و بازسازی منازل سازمانی پزشکان و کارکنان آسیبدیده به صورت فوری تعیین شود.




