با سردار و بدون سردار باید از تیم ملی حمایت کرد!

جام جهانی ۲۰۲۶ در راه است و تیم ملی ایران، فارغ از همه حواشی و اختلافنظرها، یکی از نمایندگان ملت ایران در بزرگترین آوردگاه فوتبال جهان خواهد بود. در چنین شرایطی، شاید بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، همدلی و نگاه ملی نیاز داشته باشیم.
بدون تردید، عدم دعوت سردار آزمون به تیم ملی یکی از موضوعاتی است که برای بسیاری از علاقهمندان فوتبال پرسشبرانگیز و حتی ناراحتکننده بوده است. سردار آزمون طی سالهای گذشته یکی از مهمترین مهرههای فوتبال ایران و از تأثیرگذارترین بازیکنان تاریخ تیم ملی بوده است. طبیعی است که غیبت چنین بازیکنی در آستانه جام جهانی، واکنشها و انتقاداتی را به همراه داشته باشد.
اما در کنار این انتقاد، نمیتوان از کنار یک حسرت مهم به سادگی گذشت! کاش ریشسفیدی پیدا میشد که پیش از رسیدن اختلافات به نقطه غیرقابل بازگشت، برای حل سوءتفاهمها و رفع موانع حضور سردار آزمون و… وارد میدان میشد. تجربه نشان داده است که در آستانه رویدادهای بزرگ، منافع ملی باید بر دلخوریهای شخصی و اختلافات مدیریتی و حتی مسائل سیاسی غلبه کند. فوتبال ایران بارها از نبود چنین میانجیگریهای خردمندانه آسیب دیده است.
از سوی دیگر، ماجرای عدم صدور ویزا برای مدیران فدراسیون فوتبال نیز موضوعی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. جام جهانی فقط رقابت بازیکنان در زمین نیست؛ موفقیت در چنین تورنمنتی نیازمند پشتیبانی کامل مدیریتی، اجرایی و تدارکاتی است. هر مانعی که در مسیر آمادهسازی و پشتیبانی تیم ملی ایجاد شود، در نهایت میتواند بر عملکرد نماینده ایران تأثیر بگذارد و این مسئله جای نگرانی دارد. کما اینکه تیم ما با کمترین تدارک و آمادگی در قیاس با سایر تیمهای شرکت کننده راهی این میدان سخت خواهد شد.
با این همه، یک واقعیت انکارناپذیر وجود دارد؛ چه موافق تصمیمات فنی باشیم و چه منتقد آنها، چه از ترکیب تیم ملی رضایت داشته باشیم و چه نداشته باشیم، این تیم ملی ایران است که به جام جهانی راه یافته است. بازیکنانی که پیراهن تیم ملی را بر تن میکنند، نمایندگان یک ملت هستند و موفقیت آنها، شادی میلیونها ایرانی را رقم خواهد زد.
جام جهانی محل تسویهحسابهای شخصی، جناحی و فوتبالی نیست. امروز زمان آن است که انتقادها را مطرح کنیم، اما در عین حال پشت تیم ملی بایستیم. میتوان هم منتقد بود و هم حامی؛ میتوان درباره عدم دعوت سردار آزمون سؤال داشت و در عین حال برای موفقیت تیم ملی دعا کرد؛ میتوان از ضعفهای مدیریتی گلایه کرد و همزمان پرچم ایران را در جام جهانی بالا دید.
در روزهای پیشرو، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، حمایت از نام ایران است. با سردار یا بدون سردار، با همه حاشیهها و اختلافنظرها، این تیم ملی ایران است که به میدان خواهد رفت و وظیفه همه ماست که در کنار آن باشیم.


