مصاحبه با دکتر امین ناجی/ بخش پایانی
ورود عضو جدید به خانواده «آسیب های اجتماعی ایران»/ مرخصی بدون حقوق؛ یعنی مهاجرت/ اعلام میانگین سهمیه پیام نور
رئیس قطب آسیبهای اجتماعی کشور در وزارت علوم، علاوه بر آسیب های شناخته شده، از برجسته شدن یک آسیب دیگر بر اثر مشکلات اقتصادی سخن گفت که جنگ اخیر نیز، آن را تشدید و تسریع کرده است.

بعد از انتشار بخش اول مصاحبه با دکتر امین ناجی، در بخش دوم و پایانی، به موضوعات متعددی از جمله برنامه های آتی دانشگاه پیام نور، اجرای تربیت پانصد مدیر جوان، بحث شهریه های دانشگاه و نیز معضلات اجتماعی در جامعه در شرایط فعلی پرداخته ایم.
رئیس «دانشگاه پیام نور» -به عنوان قطب علمی آسیب های اجتماعی در وزارت علوم-، در گفتوگو با تابناک علاوه بر چهار آسیب شناخته شده کشور، از« افسارگسیختگی» یک آسیب جدیدتر نیز سخن گفته و نسبت به آن هشدار می دهد؛ فقر.
او همچنین از «مرخصیهای بدون حقوق» بخشی از استادان پرده برمی دارد که البته این مرخصی معنای دیگری دارد. دکتر امین ناجی در نهایت با بیان اینکه «وضعیت اجتماعی چندان مطلوب نیست»، تأکید دارد: لمس اجتماعی میگوید شرایط بحرانی است.
دکتر محمدهادی امینناجی در مصاحبه با سرویس اجتماعی تابناک، با اشاره به آثار جنگ و تحریم بر خانوادهها و افزایش طلاق، جزئیات اجرایی طرح ۵۰۰ مدیر جوان و برنامه های دیگر دانشگاه را تشریح کرد.
دکتر محمدهادی امینناجی در مصاحبه با سرویس اجتماعی تابناک، با اشاره به آثار جنگ و تحریم بر خانوادهها و افزایش طلاق، جزئیات اجرایی طرح ۵۰۰ مدیر جوان و برنامه های دیگر دانشگاه را تشریح کرد.
مصاحبه با رئیس دانشگاه پیام نور را با هم می خوانیم:
گفتوگو از: مهدی محمدی کلاسر
آقای دکتر، با توجه به شرایط جنگی که کشور با آن مواجه بود، جنگ چه تأثیری بر فعالیتهای دانشگاه پیام نور داشت؟ شما چه میزان تحت تاثیر جنگ قرار گرفتید؟
ببینید، دانشگاه پیام نور در هیچ مقطعی لحظهای از فعالیت بازنایستاد. مثلاً در همان تعطیلات نوروز، همان پانزده روز تعطیلی؛ من فکر میکنم هشت جلسه هیئت رئیسه برگزار کردیم که نشان می دهد فعالیتها کاملاً برقرار است. این نکته اول این بود. نکته دوم این که آموزش را هرگز متوقف نکردیم، زیرا بستر آموزش مجازی از پیش فراهم بود. در همان بستری که با جنگ مواجه بودیم و یا پیش از آن در آستانه جنگ، یک اقدام ماندگار را شروع کردیم: تولید محتوای چندرسانهای.
یعنی محتوای آموزشی را متنوع کردید؟
دقیقاً. یکی از وظایف اصلی ما این است که وقتی رشته و درسی را ارائه میدهیم، محتوای آموزشی متنوع داشته باشیم. پیشتر فقط کتاب بود، اما امروزه علاوه بر کتاب، پادکستها و ویدئوکستهای مختلف را هم میبینید. با این حال، هنوز خلا وجود دارد. یعنی پیشتر پرسشی کردید که اگر بخواهید از بیرون به دانشگاه نگاه کنید، چه اشکالی بر آن وارد میدانید؟ اشکال ما این است که محتوای چندرسانهای هنوز کامل نیست. ما محتوای کتاب را داریم، اما این را به عنوان یک خلا میبینم. به لطف خدا با همتی که در حال انجام است، امیدوارم در سال تحصیلی آینده در هر دانشکدهای حداقل چهار درس به صورت تولید محتوا درآید. انشاءالله در بستر مناسبی که کشور کم ندارد، این محتواها به شکل مدرنتر به دانشجو ارسال شود.
منظورتان این است که جزوه و متن کتاب تبدیل به پادکست می شو، یا حاوی مطالبی بروزتری نیز خواهد بود؟
بله؛ متن جزوه خاص خودش و متن کتاب خاص خودش قابل ارائه است. محتوا همان محتوای کتاب خواهد بود، اما محتوای دیگری که جاذبههای دیگری دارد هم تولید میشود. تولید کتاب حداقل یک سال زمان میبرد. در این یک سال چگونه باید خلاء را جبران کنیم؟ با همین ویدئوها و پادکستهایی که اشاره کردم. استاد ما باید این فضا را ایجاد کند.
این به حوزه آموزش عمومی و آموزش باز هم خیلی کمک میکند.
دقیقا. این فقط برای آموزش رسمی نیست. شما نگاه کنید: سواد رسانهای در کشور چه وضعیتی دارد؟ سواد بهداشت چه وضعیتی دارد؟ آیا نمیشود اینها را ارتقا داد؟ متأسفانه کمتر به آن توجه شده است.
شما قبلاً به «آموزش مادامالعمر» اشاره کردید. منظورتان دقیقاً چیست؟
بله. امروز میانگین سن و عمر انسان حداقل هفتاد سال است. آیا آدم در این سنین احساس نمیکند نیاز به آموزش دارد؟ این از جمله مأموریتهایی است که در همان گفتوگو با رئیسجمهور محترم – که خدمتتان عرض کردیم – به مأموریتهای خود اضافه کردهایم. انشاءالله در سال تحصیلی آینده برنامههای آن را ارائه میدهیم. این کار مشترک میطلبد؛ کار ما به تنهایی نیست. در این راستا، بهزیستی بخشی از مأموریت را دارد، حوزههای امدادی و جامعه نیز مسئولیتهای دیگری دارند که باید مشترکاً انجام دهیم.
آیا این نوع آموزش برای افراد در سنین مختلف با آموزش در دانشگاههای دیگر تفاوت خاصی دارد؟
حتماً. دانشجو در هر سنی میتواند بیاید. شما در دانشگاههای سراسری، استاد با چه سنی مواجه میشود؟ باید مخاطب خود را تنظیم کند و تمرینها را با توان او ببیند. اما در حوزه آموزش باز، هم زمان باز است، هم مکان آزاد است، هم سن آزاد است، هم محتوای مورد نیاز آزاد است.
شما برای منابع درآمدی خودتان، بیشتر از مردم پول میگیرید تا این که به دولت متکی باشید؟
ما در این ارتباط تقریباً چهل درصد بودجه را کمک دولت داریم. بقیه از طریق شهریه و درآمدهای غیرشهری تأمین میشود.
میانگین پایه شهریه الان چقدر است؟
میانگین پایه شهریه در مناطق مختلف متفاوت است. ما شهریه را در استانهای محروم کاهش دادهایم. برای دوره کارشناسی سه و نیم تا چهار میلیون تومان میانگین شهریه برای هر ترم در استانهای محروم است.
حدود چهارصد و هفتاد هزار هم دانشجو دارید؟
حدود ۳۷۵هزار در دوره کارشناسی داریم.
آماری را از رسانههای مختلف شنیدهایم مبنی بر فاصله میان ثبتنام و فارغالتحصیلی. یعنی حدود پنجاه هزار نفر ظاهرا همواره در مرخصی به سر می برند.
در نظام آموزش باز، فرصت انتخاب، فرصت حضور، فرصت ارائه و فرصت فارغالتحصیلی بازتر است. این زمان باز، اختلاف آمار را ایجاد میکند. یعنی یک نفر میتواند بیاید و تا چند سال تحصیل کند.
حداکثر زمانی که فرد مجاز است لیسانسش را بگیرد، الان در پیام نور چند سال است؟
قبلاً تا دَه سال هم طول میکشید. ما الان آن را کوتاهتر کردیم که دانشجو رسوب نکند. یعنی در سال ششم باید لیسانس خود را بگیرد. پیوستگی مهم است. در آموزش غیررسمی، زمان را باز گذاشتهایم، اما در آموزشهایی که منجر به مدرک میشود، باید پیوستگی رعایت شود.
اما در نهایت، سوال من درباره دانشگاه پیام نور و دورههای مختلف ریاستجمهوری است. آقای دکتر پزشکیان نشان دادهاند که به حوزه آموزش – چه در آموزش و پرورش، چه در آموزش عالی – اهمیت زیادی میدهند. هرچند در آموزش و پرورش آنچنان که رئیسجمهور اعتقاد علاقه دارد، اعتقادی در خود وزارتخانه وجود ندارند. شما فکر میکنید در این دوره نسبت به دورههای قبلی – به ویژه دوره آقای احمدینژاد که اتفاقاتی در پیام نور افتاد، گسترش یافت و بعد محدود شد – نگاه به آموزش چگونه است؟ روزگار شما امروز چگونه است؟
من امیدوار هستم که در این دوره، دستگاه اجرایی کشور با همه سختیهایی که واقعاً سپری میکند، نگاه عالمانه و مطالبهگرانه از دانشگاه داشته باشد؛ متناسب با مأموریتها. همانطور که آقای رئیسجمهور در موضوع آب و موضوعات مختلف دیگر از دانشگاهها مطالبه کردند که راه حل بدهید، ما هم در خصوص مأموریتهای مرتبط با خودمان – به ویژه در حوزه آسیبهای اجتماعی – میتوانیم در کلان کشور کمک کنیم.
با توجه به گستردگی که داریم، اگر مشکلی در حوزه آسیبها هست – با عنایت به اینکه ما قطب آسیبشناسی اجتماعی در وزارت علوم هستیم – در سراسر کشور میتوانیم یار خوبی برای حل مسائل و نمایش این موضوعات و انتقال آن به جایگاه خاص خود باشیم و راهکار متناسب با نگاه عالمانه ارائه دهیم.
نکته دوم، توجه خیلی جدی آقای رئیسجمهور به نگاه کارشناسی است. من در ملاقاتهای گوناگون این نکته را احساس کردم که ایشان تابع دلیل است؛ نه تابع احساس، نه تابع پیشداوریها. بر اساس دلیل – وقتی با ایشان صحبت میشود – دلیل را میپذیرند و برای مطالبه مردم هم احترام قائل هستند. خواسته مردم را کاملاً درک میکنند که چیست و به همان صورت عمل میکنند. در آموزش گمان میکنم انشاءالله فضای بهتری از این شاهد باشیم.
درباره آسیبهای اجتماعی گفتید. از نگاه شما به عنوان قطب آسیب های اجتماعی، مستندات و آمارها چه میگوید؟ سه آسیب اجتماعی امروز ایران چیست؟
آسیبهای اجتماعی چهارگانه مشهور مشخص است. موضوع متأخر از سختیهای تحمیل شده بر مردم ایران: طلاق، بیکاری، اعتیاد، خانواده – اینها بود. الان موضوع فقر را هم باید جدی نگاه کرد.جامعه خوب ما که این همه صبورانه این روزها و شبهای جنگ را سپری کرده، وظیفه ما این است که بتوانیم این آسیب را به سرعت با تعاملهای گوناگون هموار و مرتفع کنیم. حوزه مطالعات و پیگیریها الان اهمیت زیادی پیدا کرده است. به دلیل گستردگی نتایج و روابطش، ما احساس میکنیم و لمس میکنیم. دانشجوی ما وقتی پدر خودش به علت فضا و شرایط کارخانهها با مشکل مواجه است، در پرداخت شهریه هم باید مراعات حال او را بکنیم و همراهی کنیم. اینها از وظایف ماست که جامعه را درک کنیم.
آقای دکتر، در حوزه اجتماعی و از منظر اجتماعی، موضوعی همانند تورم فقط، معنای اقتصادی ندارد. بیارزش شدن انسان و کار انسان ه معنا می شود. یعنی هرچقدر بیشتر کار میکنی و بیشتر دوندگی می کنی، اما از خط پایان دورتر می شوی... شما در حوزه گسترش فقر آمارهایی دارید؟
آمارها که در اختیار من نیست. من نمیخواهم به صورت تخصصی وارد این حوزه شوم. اما مسئله لمس اجتماعی یک موضوع دیگر است. احساس اجتماعی نسبت به این موضوع وجود دارد. ما باید بدانیم که دیگر نمیتوانیم نسبت به این موضوع بیتوجه باشیم. باید حساس باشیم. البته راهکارهای موضوع در حال طی شدن است. امیدواریم گشایشهایی حاصل شود. گام اول، مسئله اقتصاد کشور است. موضوع فقر است که باید حل شود.

شما مطالعاتی در این رابطه داشتهاید؟ از این جهت میپرسم که مسئولان و مردم در جریان قرار بگیرند که وضعیت در این حوزه چگونه است. شما به عنوان استاد دانشگاه که مجموعهتان کار میکند، نگرانیهایتان چیست؟
از همین زاویه –، چون حوزه تخصصی من نیست –، اما گزارشهایی که بین اساتید دریافت میکنم این است که وضعیت، مطلوب نیست. دوستان حوزه اقتصاد نگران این موضوع هستند. نگران یک نوع افسارگسیختگی در این زمینه هستند. به لطف خدا در این مدت نود روزه، دولت خوب توانسته کمک کند که کار از دستش در نرود. از سوی دیگر، نمیتوان گفت مردم احساس کمبود نمیکنند. احساس نوسانات و عدم ثبات اقتصادی را که نمیتوانیم انکار کنیم.اینها هم تابعی از مسائل سیاسی هم میتواند باشد، در عین حال که برخی عوامل اجتماعی هم در کنارش وجود دارد. شما گهگاه ممکن است شاهد این نکته باشید که بگویند احتکار در جایی بوده است، اما ریشه یک ذره عمیقتر از این موارد سطحی است.
بحث تربیت ۵۰۰ مدیر جوان توسط دولت مطرح شده است. ظاهرا شما مجری این طرح هستید. داستان این طرح چیست؟
این طرح از زمان رهبر شهید مطرح بود و تأکید ایشان نیز بر آن قرار داشت. آقای رئیسجمهور محترم نیز همین نگاه را دنبال میکنند که بتوانیم ۵۰۰ مدیر جوان را در کشور برای دو سال آینده تربیت کنیم. متولی اصلی این کار سازمان محترق استخدامی کشور بود. سازمان استخدامی، اجرای کار را به مرکز آموزش مدیریت دولتی سپرده است و ما به عنوان کارگزار – یا پیمانکار – مرکز آموزش مدیریت دولتی، وظیفه آزمون اولیه این افراد را بر عهده گرفتهایم.
چند نفر در این آزمون شرکت میکنند؟
هشت هزار و پانصد نفر شرکتکننده در سراسر کشور داریم. این عزیزان در همین هفته جاری – پایان هفته – وارد عرصه رقابت میشوند. از میان آنها عدهای گزینش میشوند و سپس وارد مراحل آموزشی خود خواهند شد.
درباره کلیت این طرح و میزان موفقیت احتمالی آن، حرف و حدیث داریم. مثلا این که آیا این طرح بیشتر جنبه نمادین ندارد؟ مشکل ما در کشور نبود افراد باهوش نیست، بلکه ساختارهاست. چه بسا همین ۵۰۰ نفر هم نتوانند در سیستم استفاده شوند.اما چون بالاخره شما صرفا مجری طرح هستید و در سیاست گذاری نقشی نداشتید، لذا اساسا باید بگذریم از آن. چندان ارتباطی به شما پیدا نمی کند.
بله، اصل کار با آنهاست. ما به عنوان بازوی اجرایی و با تجربهای که در حوزه آزمون داریم، مسئولیت اجرا را پذیرفتهایم. انشاءالله در سراسر مراکز استانها برگزار خواهد شد. ممکن است اگر نیاز باشد کمک خواهیم کرد. اما این طرح زیباییهای خاص خودش را دارد. البته آسیبها و خطرهای احتمالی هم وجود دارد.
اجازه بدهید یک سؤال مشخصتر درباره دانشگاه بپرسم. میانگین حقوق هیئت علمی دانشگاه پیام نور چقدر است؟ آیا این حقوق هنوز اشتیاق ایجاد میکند که دیگران بیایند و برای هیئت علمی شدن اقدام کنند؟
الان ما چیزی حدود نزدیک به سه هزار صد نفر هیات علمی داریم و حداقل ده هزار مدعو و حقر التدریس داریم. مواجهه و مراجعه برای عضویت علمی در نقاط مختلف کشور برای ما کم نیست؛ فراوان است. منتها ما، چون در مسیر آموزش و تثبیت مأموریت خودمان هستیم، پذیرش و جذب جدید را باز نکردهایم. مراجع دیگر هم همین تکلیف را بر عهده ما گذاشتهاند که اول تثبیت شود، بعد در شرایط ثبات، نسبت به جذب متناسب با نیاز در آن رشته و آن منطقه اقدام کنیم. نمیتوانیم در سیستان جذب کنیم و از سهمیه سیستان و بلوچستان استفاده کنیم، hlh بعد از مدتی آن فرد به استان دیگری منتقل شود. باید بومی همان جا باشد، بماند و برای همان مردم خدمت کند.
میزان مهاجرت اعضای هیئت علمی در سالهای مختلف چقدر بوده؟ بهتر شده یا بدتر؟
مهاجرت امری طبیعی است. ما هم تابعی از جامعه هستیم.مسائل دستمزدی خیلی تأثیر میگذارد.
نمیتوانیم انکار کنیم که بخشی از بدنه اعضای علمی ما وقتی درخواست مرخصی بدون حقوق میدهند – که معنایش چیز دیگری است – حالا داخل کشور یا خارج از کشور، دیگر قابل انکار نیست. همه اینها باعث شد که توجه دولت محترم نسبت به افزایش معیشت اعضای هیئت علمی جلب شود.
از شما ممنونم که خیلی صادقانه موضوعات رو بیان می کنید. شما از افرادی هستید که ظاهرا دغدغهها را از طریق گفتگو پیگیری میکنید. اتفاقاً من معتقدم از طریق گفتوگو است که راه حل پیدا میشود، تا اینکه آدم کتمان و شرایط را بدتر کند.
دنیای امروز دیگر دنیای کتمان نیست. مگر جواب می دهد؟!
بله. ضرری که کتمان میزند، هیچ گاه این ضرر، از «گفت و گو» بر نمی آید. و چه بسا از مسیر گفت وگو، مقاصد روشن تری حاصل می شود. امروز همه شرایط و مشکلات آشکار شده کشور، نتیجه کتمان کردن های گذشته است.
بالاخره باید بدانیم کجا ایستادهایم. به قول امیرالمؤمنان علی بن ابیطالب علیهالسلام – خدا رحمت کند – که انسان باید بداند در کجاست، کجا میخواهد برود و از کجا آمده است. اگر ندانیم، نه فقط به خلقت، بلکه به مجموعه مدیریت، به مجموعه زندگی، به همه لحظات مهم مربوط میشود.

در این فرصت، خودتان دوست دارید چه دغدغه، حرف، حدیث، چالش یا برنامهای را مطرح بفرمایید؟
ما تجربه خوبی را در همین ایام جنگ – یعنی قبل از نهم اسفند – داشتیم. یک تکلیف بود در همان ماههای اول آقای رئیسجمهور مأموریتی به ما دادند مبنی بر اینکه برای ماه رمضان، برای مجموعه کارکنان دولت یک کار متفاوت ارائه دهید. ما حدوداً نُه محور مشخص را در گفتوگوها – که نیاز بود از حوزه محیط زیست گرفته تا رسانه، تا علم اطلاعات، تا حوزههای گوناگون – پیشنهاد کردیم. مورد اقبال قرار گرفت و اعلام کردیم که اینها را فقط به صورت متن نمیدهیم، فقط کتاب نمیدهیم؛ بلکه محتوای ترکیبی (متن، ویدیو و صوت) به علاوه جزوه، با بهترین اعضای علمی که در کشور حضور داشتند، تولید میکنیم.
این کار همزمان با شرایط جنگ انجام شد. این کار را شروع کردیم همزمان با جنگ و همه این مسائل. توانستیم به وعدهای که به آقای رئیسجمهور داده بودیم عمل کنیم. گمان میکنم این تجربه به ما این اعتماد به نفس را داد که میشود در این کشور محتوای آموزشی متناسب با شرایط روز جامعه و ابزارهای روز را ارائه کرد. این کار را به عنوان آموزش ضمن خدمت تقدیم کارکنان محترم دولت جمهوری اسلامی کردیم، بدون اینکه هیچ وجهی از آنها دریافت کنیم. از طریق مرکز آمار و مدیریت دولتی به سمع و نظر و استفاده همکاران خوب دولت و اداره کشور رساندیم. در همان شرایط جنگ چیزی حدود نزدیک به هشتاد و سه هزار نفر آمدند و استفاده کردند. اگر شرایط جنگ نبود، مطمئنم این عدد حداقل ده برابر میشد. حداقل.
و حرف پایانی؟
از دوستان خوب تابناک که این فرصت را در اختیار قرار دادند، بینهایت سپاسگزارم. ارتباط با رسانه را لحظه به لحظه مفید میدانم، به شرط اینکه صداقتمان را حفظ کنیم و تلاش کنیم.
ما از حضور شما ممنونیم و قطعا این امانتداری و صداقت را از تابناک شاهد خواهید بود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳
انتشار یافته: ۶
پاسخ ها
مهدی محمدی کلاسر
| ۱۲:۰۱ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۷
ناشناس
| ۱۲:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۷
بعد همین شامورتی بازی را هیات علمی دانشگاه های دولتی دراوردن که حقوقا بره بالای ۱۰۰ میلیون.
دانشگاه پیام نور چیه دیگه این وسط ؟ اصلا داوطلب داره که شما نگران مهاجرت استادانش هستی
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۳:۳۳ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۷
چهل درصد پزشکان امریکایی ایرانی هستند عمو
تو نتونستی پزشکی قبول بشی وگرنه راه باز بود
ولی الان حسادت بنفع تو نیست
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



