موضوع اصلی سفر هیات عراقی به ایران خلعسلاح گروهکهای تروریستی و اخراج آنها از اقلیم کردستان است/ مقتدی صدر به دنبال خلع سلاح حشدالشعبی است

شاهرخی افزود: اقلیم کردستان در یک تنگنای بودجهای و مالی برای حمایت از نیروهای پیشمرگه قرار دارد و از آمریکا مطالبه دارد که این کمکها استمرار پیدا کند و واضح است که آمریکا در ازای این کمکها خواستههای امنیتی از اقلیم کردستان دارد. یکی از این خواستهها میتواند ادامه حضور گروهکهای تروریستی در خاک عراق و مشخصاً در اقلیم کردستان باشد.
به گزارش سرویس بینالملل «تابناک»؛ جغرافیای سیاسی عراق همزمان با سفر هیئت عالیرتبه بغداد و اقلیم کردستان به تهران در راستای اجرای یادداشت تفاهم امنیتی مشترک و مهار گروهکهای تجزیهطلب، شاهد پیچیدگیهای تازهای در لایههای امنیتی خود است.
در فضای داخلی، استقبال علی الزیدی، نخستوزیر عراق، از دستور مقتدی صدر برای خلع سلاح «سرایا السلام»، با تلاشهای بغداد برای بسط کنترل خود بر سایر گروههای مسلح همزمان شده است؛ جریانهایی که هماکنون برای مقابله با تهدیدات آمریکا در منطقه پافشاری میکنند. این تقارن، عملاً چالش جدیدی را میان اجرای تعهدات مرزی عراق با ایران و تشدید اختلافات داخلی بر سر آینده سلاح مقاومت ایجاد کرده است.
در راستای اهمیت این سفر؛ خبرنگار سرویس بینالملل «تابناک»؛ گفتگویی با «علی شاهرخی» کارشناس مسائل عراق، انجام داده که مشروح آن در ادامه آمده است:
*یک هیئت امنیتی عالیرتبه از عراق و اقلیم کردستان در ماه ژوئن به تهران سفر میکنند. این سفر در راستای اجرای یادداشت تفاهم امنیتی امضاشده میان ایران و عراق است. اهمیت این سفر در مقطع کنونی چیست؟
از زمانی که اولین صورتجلسه امنیتی ایران و عراق در اسفند ۱۴۰۱ میان مقامات امنیتی دو کشور، شهید شمخانی و قاسم الاعرجی به امضا رسید، تا زمانی که این صورتجلسه مراحل تکمیلی را طی کند، سایر بندهای آن کامل شود و به صورت یادداشت تفاهم درآید که در مرداد ۱۴۰۴ به امضای شهید لاریجانی و مشاور امنیت ملی عراق رسید، این رایزنیها به صورت گسترده ادامه داشته است تا موضوعات امنیتی ایران و عراق در مسیر مدیریت و حلوفصل قرار گیرد.
مهمترین موضوعی که در این یادداشت تفاهم مورد توجه دو طرف بوده، بحث گروهکهای تروریستی است که در اقلیم کردستان عراق حضور دارند و تهدیدات و اقدامات ضدامنیتی زیادی را علیه جمهوری اسلامی ایران اجرا کردهاند. بر اساس توافق دوجانبه، کمیته عالی امنیتی دو کشور معمولاً هر شش ماه یکبار تشکیل جلسه میدهد تا روند اجرای بندهای این یادداشت تفاهم را بررسی کند.
آخرین نشستی که پیش از این در ایران برگزار شد، در مهرماه ۱۴۰۴ بود که الاعرجی به ایران آمد و موضوعات در دیدار با مقامات کشورمان بحث و بررسی شد؛ تا اینکه جنگ تحمیلی علیه ایران آغاز شد و در دوره بعدی، در این آتشبس شکنندهای که میان ایران و آمریکا وجود دارد، ماه گذشته اردیبهشتماه نشست امنیتی دیگری میان ایران و عراق در بغداد برگزار شد و موضوعات مربوط به وضعیت گروهکها در اقلیم مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
اهمیت این سفر بیشتر ناشی از شرایطی است که اکنون در منطقه وجود دارد. جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان این انگیزه را تقویت کرده است که مقامات کشور هرچه سریعتر توافقات صورتگرفته را اجرایی کنند.
در خلال این جنگ ما شاهد بودیم که دولت آمریکا کمکهایی را برای گروهکهای تروریستی اقلیم کردستان ارسال کرد و هرچند مقامات اقلیم کردستان این کمکها را رد کردند، اما بر اساس گزارش نهادهای اطلاعاتی و امنیتی ایران، بخشی از این کمکهای تسلیحاتی در اختیار این گروهکها قرار گرفت.
همچنین گفته میشود که مقامات دولتی در اربیل و سلیمانیه نیز از این کمکها باخبر هستند، هرچند که آن را تکذیب میکنند. بحث و بررسی آینده این کمکهای تسلیحاتی غیرقانونی که در اختیار این گروهکها قرار گرفته، از موضوعات جدی مورد بحث است.
هرچند ما در خلال این جنگ شاهد بودیم که نیروهای مسلح کشورمان و همچنین دستگاه اطلاعاتی ما بر اساس اطلاعات و ارزیابیهای خود، بخش بزرگی از این انبارهای تسلیحاتی را که برای آنها ارسال شده بود، از بین بردند. در حال حاضر نیز این رایزنیها، بهویژه در ماه گذشته در بغداد، در این خصوص بود که دولت اقلیم کردستان مشخصاً همکاری جدیتری درباره توافقات پیشین مبنی بر تحویل عناصر اصلی این گروهکها یا اخراج همه اعضای آنها از خاک عراق داشته باشد و این بندها را به صورت جدی پیاده کند.
مطالبه جدی جمهوری اسلامی ایران این است که هیچ تهدیدی از خاک عراق متوجه ایران نشود. مقامات عراق به صورت مکرر تأکید میکنند که بر اساس قانون اساسی عراق، نباید زمین و آسمان این کشور تهدیدی علیه کشورها و مشخصاً جمهوری اسلامی ایران باشد؛ اما ما شاهد بودیم به دلیل اینکه عراق کنترل کاملی بر حریم هوایی و اراضی خود ندارد، تهدیداتی از سوی این گروهکها متوجه جمهوری اسلامی ایران شده است. بنابراین اهمیت این سفر در این است که در این بازه زمانیِ آتشبس میان ایران و آمریکا، مقامات عراق به صورت جدی پرونده خلع سلاح کامل، تحویل و اخراج عناصر تروریستی را از اقلیم کردستان عراق دنبال کنند.
*از نظر ایران، اقلیم کردستان اگرچه تا حدودی به تعهدات ذیل یادداشت تفاهم امنیتی خود عمل کرده، اما آن را به طور کامل اجرا نکرده است. در خلال جنگ ۴۰ روزه نیز تحرکاتی از جغرافیای اقلیم متوجه ایران شد؛ به طوری که حتی ترامپ نیز روی گروههای ضدایرانی برای ورود به خاک ایران و تجاوز به کشور حساب کرده بود. تصور میکنید در حال حاضر اقلیم حاضر شود برای خنثیسازی این خطر با ایران همکاری کند؟
در خلال جنگ سیاسی آمریکا، بهویژه رئیسجمهور این کشور موضوع کمک تسلیحاتی به گروهکها را افشا کردند. در اقلیم کردستان، هرچند مقامات اقلیم این موضوع را تکذیب کردند، اما بر اساس گزارشهای اطلاعاتی و امنیتی در اختیار ایران، بخشی از این کمکها توزیع شده بود و حتی بخشی از این کمکهای تروریستی توسط برخی از عناصر بانفوذ در اقلیم کردستان در جاهایی توزیع شد. بر اساس گزارشهای موجود، در خلال این جنگ دهها بار هم انبارهای تسلیحاتی این کمکهای تروریستی و هم مواضع این گروهکها مورد هدف قرار گرفت که تأثیر قابلملاحظهای در کاهش توان رزمی و نظامی تروریستی این گروهکها داشت.
اقلیم کردستان و مقامات آن همیشه در ملاقاتها و سفرهایی که دارند تأکید میکنند که در اجرای یادداشت تفاهم جدی هستند، اما به نظر میرسد از یک سو از ناتوانی رنج میبرند. دولت بغداد تفاهمنامه امنیتی با آمریکا دارد که در خصوص حضور نیروهای آمریکایی در عراق است که بر اساس آن توافق صورتگرفته، باید تا سپتامبر ۲۰۲۶ نیروهای آمریکایی از کل خاک عراق خارج شوند و آخرین نقطهای هم که وجود دارددر اقلیم کردستان و مشخصاً پایگاه «حریر» است.
در بودجه دفاعی جدید آمریکا، کمکهای مالی و تسلیحاتی آمریکا به اقلیم کردستان و مشخصاً نیروهای پیشمرگه به شدت کاهش پیدا کرده است. اکنون نیز مقاماتی از اقلیم کردستان نظیر هوشیار زیباری و بافل طالبانی از دو حزب دموکرات و اتحادیه میهنی در واشنگتن حضور دارند و لابیهای خود را انجام میدهند تا دولت آمریکا کمکهای خود را به پیشمرگه محدود نکند.
به صورت کلی میتوان گفت که اقلیم کردستان در یک تنگنای بودجهای و مالی برای حمایت از نیروهای پیشمرگه قرار دارد و از آمریکا مطالبه دارد که این کمکها استمرار پیدا کند؛ و واضح است که آمریکا این کمکها را رایگان به اقلیم کردستان ارائه نخواهد کرد و خواستههای امنیتی از اقلیم کردستان دارد. یکی از این خواستهها میتواند درخواست از اقلیم کردستان برای ادامه حضور گروهکهای تروریستی در خاک عراق و مشخصاً در اقلیم باشد.
دولت اقلیم از یک سو تحت فشار خواستههای دولت فدرال عراق قرار دارد که باید هرچه سریعتر این تروریستها از خاک عراق خارج شوند یا سران این گروهها به ایران تحویل داده شوند. از سوی دیگر نیز تحت فشار آمریکا قرار دارد که اگر قرار است کمکهای آمریکا به نیروهای پیشمرگه ادامه داشته باشد، به نوعی باید این خواسته را اجابت کنند؛ این موضوع را رسماً اعلام نمیکنند ولی در قالب تصریحات مقامات آمریکایی میتوان اینگونه برداشت کرد که آنها این خواسته را از مقامات اقلیم کردستان دارند که این گروهکها در اقلیم حضور داشته باشند. وقتی که رئیسجمهور آمریکا از کمک بیش از یکصد میلیون دلاری خود به این گروهکها خبر میدهد، در واقع به نوعی بیانگر یک نوع هماهنگی ضمنی میان اربیل و واشنگتن است تا حضور این گروهها در خاک عراق استمرار داشته باشد.
مشخصاً این مطالبه جدی را جمهوری اسلامی ایران نیز از اقلیم کردستان دارد که اگر قرار است روابط سیاسی، نظامی و امنیتی ایران با عراق و اقلیم کردستان ادامه پیدا کند، نباید این گروهکها جایگاهی در این خاک داشته باشند. مقامات کُردی تاکنون از زمانی که یادداشت تفاهم امضا شده است، همکاری مناسبی داشتهاند؛ این همکاری مناسب بوده ولی جدی نبوده است، به این معنی که بر اساس حضور بیش از چنددههای این گروهکها در خاک اقلیم کردستان، یک نوع روابط خاص میان این گروهکهای کردی با احزاب رسمی کردی عراقی ایجاد شده که آنها را برای اجرای پروژه اخراج این گروهکها از خاک اقلیم کردستان در تنگنا قرار داده است.
البته اقدامات متعددی از سوی دولت اقلیم کردستان در خصوص دور کردن این گروهکها از جدار مرز ایران و عراق، ساماندهی آنها در اردوگاههای جدید و گرفتن تسلیحات سنگین از آنها اجرا شده است و شماری از سران این گروهکها از ورود به خاک عراق منع شدهاند؛ ولی در عین حال، این گروهکها فعالیتهای سیاسی و رسانهای خود را به صورت گاهوبیگاه، بهویژه در رسانههای اقلیم کردستان، و تهدیداتشان را علیه جمهوری اسلامی ایران انجام میدهند.
در خلال جنگ نیز تحرکاتی برای نفوذ به خاک ایران داشتند که نیروهای مسلح کشورمان با هوشیاری کاملی که داشتند، هم آنها را رصد کردند و هم مواضعشان را مورد هدف قرار دادند. به نظر میرسد که دولت اقلیم کردستان عراق میخواهد در مسیر اجرای تفاهمنامه امنیتی با ایران جدی باشد، اما تحت فشارهای آمریکا قرار دارد.
اکنون باید دولت اقلیم کردستان میان ثبات و شکوفایی که برای اقلیم کردستان در نظر دارد و بیثباتی که ناشی از حضور این گروهکها برای این منطقه مترتب میشود، گزینهای جدی را انتخاب کند. این رایزنیها در این مسیر قرار دارد که اقلیم کردستان اقدامات جدیتری را در اجرای یادداشت تفاهمنامه داشته باشد.
با توجه به اینکه مقامات سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران پیام صریح و روشنی را دادند که اگر قرار باشد این گروهکها در خاک اقلیم حضور داشته باشند و به تهدیدات خود ادامه دهند، آینده همکاریهای سیاسی، امنیتی و تجاری ایران تحتالشعاع قرار خواهد گرفت، پیشبینی میکنیم که مقامات اقلیم کردستان به این تهدیدات توجه جدی داشته باشند و در این سفری هم که قرار است به ایران صورت بگیرد، با پیشنهادهای جدی وارد کشورمان شوند و همکاری مؤثری را در اجرای کامل بندهای تفاهم نامه داشته باشند.
*رهبر جریان صدر از دستور جدایی «سرایا السلام» این گروه شبهنظامیو پیوستن آن به دولت و مسئول کل تشکیلات نظامی خبر داده است؛ دلایل این موضوع چیست؟
جریان صدر یکی از مهمترین جریانهای سیاسی عراق و مشخصاً جریان سیاسی شیعه در این کشور به شمار میرود که از جایگاه تأثیرگذاری بالایی در فضای سیاسی عراق برخوردار است. مقتدی صدر پیش از این نیز بارها این مواضع را اعلام کرده و خواستار پیشبرد موضوع خلع سلاح گروههای مسلح عراقی شده است؛ وی در سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۱۹ نیز این موضوع را مطرح کرده بود، اما این شعارها عملی نشد.
آنچه در بیانیه صدر آمده، در واقع حاکی از آن است که وی به خاطر خطراتی که عراق را تهدید میکند و برای مصالح کشور این تصمیم را اتخاذ کرده است. بیانیه صدر مشخصاً واژه انفکاک یعنی جدایی نیروهای سرایا السلام از بدنه جریان ملی شیعه به رهبری صدر را مطرح کرده و در این بیانیه از واژه «انحلال» استفاده نشده است. به نظر میرسد که صدر میخواهد فضای باز و انعطافپذیری را برای بازگشت نیروهای سرایا السلام به وضعیت قبلی در صورت شکست این بیانیه حفظ کند.
مقتدی صدر با توجه به فضای سیاسی داخل عراق و همچنین فضای منطقهای و بینالمللی، میخواهد جایگاه سیاسی خود را در عراق ارتقا دهد و کمک مؤثری نیز به دولت علی الزیدی داشته باشد؛ بنابراین با بهرهبرداری از شرایط کنونی سیاسی در عراق و منطقه به دنبال تحکیم جایگاه سیاسی خود در عراق است. از سوی دیگر، وی میخواهد رقیب خود یعنی «چارچوب هماهنگی شیعیان» را در تنگنا قرار دهد و این گروههای مسلح، به ویژه گروههای موجود در حشد الشعبی را تحت فشار بگذارد تا آنها نیز مسیر خلع سلاح را دنبال کنند.
*مقتدی صدر اعلام کرد که به دلیل مصلحت عمومی کشور و برای جلوگیری از خطراتی که کشور را تهدید میکند، سرایا السلام را به طور کامل از جریان شیعه ملی جدا میکند و این گروه به طور کامل به دولت و مسئول کل تشکیلات نظامی میپیوندد. این تصمیم چه بازتابی بر سایر گروههای شیعه عراقی که دارای شاخه نظامی هستند، خواهد داشت؟
گروه سرایا السلام دارای سه تیپ نیرو، تیپهای ۳۱۳، ۳۱۴ و ۳۱۵ متعلق به جریان سرایا السلام در حشد الشعبی هستند و این گروه در واقع دارای تقریباً ۹۰۰۰ نفر نیرو در حشد الشعبی است. تلاش بر این است که با این اقدام، مشخصاً رقیب خود در چارچوب هماهنگی شیعه را که دارای گروههای مسلح رسمی در حشد الشعبی هستند، به نوعی خلع سلاح کند. در واقع مقتدی صدر خلع سلاح این گروهها و انضمام آنها به نیروهای مسلح عراق را یک دستاورد سیاسی برای خود میداند و تلاش میکند این گروهها به صورت رسمی و اداری تحت فرماندهی کل نیروهای مسلح عراق قرار گیرند.
در حال حاضر نیز برخی از گروهها از این موضوع استقبال کردهاند، هرچند که برخی گروههای دیگر نیز به شدت و به صورت قاطعانه این موضوع را رد کردهاند. به نظر میرسد مقتدی صدر در مسیر سناریوهایی قرار گرفته است که خلع سلاح گروههای مقاومت عراقی را دنبال میکند؛ در واقع این همان مسیری است که آمریکا از طریق فشارهای متعدد سیاسی، نظامی و امنیتی آن را دنبال میکند.
فلسفه تشکیل گروههای عراقی در زمان تأسیس، مقاومت در برابر اشغالگری بوده است؛ همین جریان صدر در سال ۲۰۰۳ جیش المهدی را برای مقابله با اشغالگری آمریکا تشکیل داد و در سال ۲۰۱۴ نیز سرایا السلام را برای مقابله با داعش پایهگذاری کرد. همین فلسفه برای سایر گروههای متشکل در حشد الشعبی نیز وجود دارد که همان فلسفه مقاومت در برابر اشغالگری است.
آنچه مقتدی صدر دنبال میکند، به نوعی خلع سلاح این گروهها در برابر اشغالگری کنونی آمریکا در خاک عراق است. اینکه گروههای عراقی خلع سلاح شوند و در عین حال اشغالگری آمریکا ادامه داشته باشد، با فلسفه و هویت عراقی این گروهها مغایرت دارد. بنابراین باید در آینده منتظر ماند و دید که آیا واقعاً بحث خروج آمریکا از عراق به صورت جدی اجرا میشود یا خیر. اگر موضوع خروج نیروهای آمریکایی و همچنین برخی از گروههای تروریستی از خاک عراق محقق نشود، بعید میدانم که خلع سلاح سایر گروههای عراقی اجرا شود.
مقتدی صدر میخواهد اینگونه القا کند که با الحاق نیروهایش به نیروهای مسلح عراقی، طرفدار ثبات سیاسی و امنیتی عراق است و گروههایی که ملحق نمیشوند، مخالف وضعیت ثبات سیاسی هستند. باید منتظر بمانیم و ببینیم که آیا نیروهای اشغالگر آمریکایی از عراق خارج میشوند و مسائل عراقی چه تصوری را منتقل خواهد کرد.
*تصمیم مقتدی صدر درباره سرایا السلام با استقبال علی الزیدی، نخستوزیر عراق همراه شد. حال شما تصور میکنید علی الزیدی چه رویکردی را در خصوص خلع سلاح حشد الشعبی دنبال میکند و آیا بین تمایلات ایران و آمریکا حرکت خواهد کرد یا خیر؟
مقتدی صدر بیانیه را صادر کرد و علی الزیدی نیز با صدور بیانیهای از این موضوع استقبال نمود و آن را گامی در جهت تقویت ثبات سیاسی و امنیتی عراق ارزیابی کرد. همچنین گفته میشود وی پیامهایی نیز به سایر رؤسا، احزاب و شخصیتهای عراقی فرستاده است مبنی بر اینکه گروههای مسلح موجود که در حشد الشعبی متشکل هستند، به صورت رسمی در ارگانهای نظامی و امنیتی عراق ادغام شوند.
عل الزیدی تشکیل دولت خود را خوب شروع نکرد؛ در ماه گذشته از ۲۳ وزیری که در کابینه داشت، تنها ۱۴ وزیر توانستند رای اعتماد بگیرند و هنوز ۹ وزارتخانه بلاتکلیف است. در واقع علی الزیدی پروژه انحصار سلاح را یک دستاورد سیاسی و نظامی برای خود میداند. از سوی دیگر، او تحت فشارهای فزاینده آمریکا قرار دارد تا هیچیک از عناصر وابسته به حشد الشعبی یا گروههای مسلح وارد دولت عراق نشوند. دولت عراق با تهدیدات سیاسی، اقتصادی و مالی روبرو است که اگر این عناصر وارد کابینه شوند یا در دولت حضور داشته باشند، دولت عراق را تحریم خواهند کرد. بنابراین علی الزیدی تلاش میکند پروژه انحصار سلاح و ادغام گروههای مسلح در نیروهای مسلح عراق را به صورت جدی دنبال کند تا به نوعی با تهدیدات آمریکا مقابله داشته باشد.
گفته میشود رایزنیهایی بین علی الزیدی و مقامات آمریکایی صورت گرفته و یک مهلت سه ماهه نیز مطالبه شده است. سفر ماه گذشته ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده سابق نیروهای نظامی آمریکا در عراق به بغداد و مطرح کردن موضوع تشکیل «وزارت امنیت فدرال» برای ادغام همه گروههای عراقی در ساختار نیروهای امنیتی جدید، در واقع یک تهدید جدی برای آینده ثبات و امنیت عراق به نظر میرسد.
مقامات عراقی باید به این مسئله توجه داشته باشند؛ گروههایی که توانستند با گروهکهای تروریستی نظیر داعش مقابله کنند، بخش بزرگی از آنها متعلق به نیروهای حشد الشعبی بودند. آمریکا به دنبال خلع سلاح نیروهای مقابلهکننده با خود در عراق است. در خلال جنگ تحمیلی علیه ایران نیز گفته شده که نیروهای مقاومت عراقی و سایر گروههای مسلح صدها حمله به پایگاهها و حتی نمایندگیهای سیاسی آمریکا در بغداد و اربیل انجام دادهاند. آمریکا این پروژه را با قدرت به جلو میبرد که دولت الزیدی باید همه گروههای مسلح را تحت فرماندهی نیروهای مسلح و ارتش عراق قرار دهد تا فلسفه مقاومت در داخل عراق را بشکند.
از سوی دیگر، ایران نیز همیشه بر این مسئله تاکید دارد که باید دولت عراق در مسائل نظامی و امنیتی سلطه و اختیار کامل داشته باشد و نیروهای خارجی دخالتی در مسائل نظامی و امنیتی عراق نداشته باشند. این رایزنیها بین ایران و مقامات عراقی نیز به صورت مستمر در جریان است، ولی آنچه میتوان در آینده پیشبینی کرد این است که آمریکا با فشارهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی خود، دولت عراق را در شرایطی قرار میدهد که گروههای مسلح یا مجبور به خلع سلاح شوند یا احتمالاً ممکن است درگیریهای مسلحانهای بین ارتش و نیروهای امنیتی عراق با گروههای حشد الشعبی شکل بگیرد.
اکنون دولت عراق باید این موضوع را در نظر داشته باشد که اگر بخواهد خواستههای آمریکا را جلو ببرد، ممکن است در آینده با وضعیت ناامنی بدی روبرو شود؛ بنابراین باید با تامل و درنگ بیشتری به ماهیت و فلسفه نیروهای حشد الشعبی و نیروهای امنیتی توجه داشته باشد و همچنین به این موضوع بنگرد که رایزنیهای میان ایران و عراق، بر اساس این فلسفه نهایی است که ثبات امنیتی عراق نبایدتهدیدی علیه جمهوری اسلامی ایران باشد.
گفتگو: زینب منوچهری
به بزرگی و وحدانیتت قسم،امیدم را ناامید نکن 🤲
در غیراینصورت همانند لبنان دچار هرج و مرج و اضمحلال خواهند شد .
ارتش و دولت قدرتمند والسلام .



